درسنامه آموزشی اصول عقاید (2) کلاس یازدهم معارف
درس 8: نقش امامان در احیای دین
در درس قبل با ضرورت وجود امام پس از پیامبر خاتم آشنا شدیم. همچنین با توجه به آیات و روایات، امامان پس از رسول خدا را شناختیم.
اما همانگونه که میدانید پس از رسول خدا، حوادثی رخ داد که رهبری امت از مسیر پیشبینی شدهای که پیامبر خدا به آن فرمان داده بود خارج گردید و در نتیجه نظام حکومت اسلامی که برمبنای «امامت» طراحی شده بود، تحقق نیافت.
این امر سبب شد که جامعه اسلامی با مشکلات و مسائل اجتماعی، فرهنگی و سیاسی متعددی روبهرو شود. مسائلی نظیر تحریف در اندیشههای اسلامی، ممنوعیت نوشتن و تدوین حدیث، ظهور شخصیتها و الگوهای غیرقابل اعتماد و تبدیل شدن حکومت اسلامی به سلطنت. این در حالی بود که سرزمینهای اسلامی گسترش یافته بود.
اکنون این سؤال مطرح میشود که:
با توجه به شرایط مذکور، امامان مسئولیتهای خود را به چه شکلی انجام میدادند؟
امامان در شرایط سخت و پیچیدۀ پس از رحلت رسول خدا در حرکتی مستمر و طولانی به مدت 250 سال (11 تا 260 هجری) به شکلهای گوناگون تلاش کردند تا از مسخ و تحریف اسلام جلوگیری نمایند و مردم را از تاریکی و ظلمتی که طاغوتهای جدید پدید آورده بودند به درآورند و به روشنایی و نور برسانند و حقیقت اسلام را به گونهای برای جویندگان هویدا نمایند که راه حق از باطل قابل تشخیص باشد.
عملکرد امامان در این دوره را در قالب مسئولیتهای ایشان بررسی میکنیم:
الف) اقدامات مربوط به مرجعیت علمی
مرجعیت علمی امامان در امور زیر نمود دارد:
1- تعلیم و تبیین معارف اسلام
ـ حفظ و گسترش سخنان و سیرهٔ پیامبر: میدانیم که بعد از رحلت رسول خدا نوشتن سخنان ایشان ممنوع شد و این ممنوعیت، آثار زیانباری برای مسلمانان داشت. در این دوره، امیرالمؤمنین و اهل بیت پیامبر با علم و آگاهی اصیل و کاملی که نسبت به دین الهی و منبع وحی یعنی قرآن و سنت و سیره پیامبر داشتند، به این ممنوعیت توجه نکردند و سخنان پیامبر را به فرزندان و یاران خود میآموختند و از آنان میخواستند که این آموزشها را به نسلهای بعد از خود منتقل کنند؛ آنان همچنین میکوشیدند نشان دهند که این آموزشها از پیامبر است.
حدیث «سلسلهٔ الذهب» نمونهای از حفظ و گسترش سخنان پیامبر است. در این حدیث امام رضا میفرماید:
«من از پدرم، امام کاظم شنیدم و ایشان از پدرش، امام صادق و ایشان از پدرش، امام باقر و ایشان از پدرش، امام سجاد و ایشان از پدرش، امام حسین و ایشان از پدرش، امام علی و ایشان از رسول خدا شنید که فرمود، خداوند میفرماید:
کَلِمَهُٔ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ حِصنی، فَمَن دَخَلَ حِصنی آمِنَ مِن عَذابی»
کلمهٔ لا اله الا الله قلعهٔ محکم من است و هرکس به این قلعهٔ محکم من وارد شود، از عذاب من در امان میماند.
پس از اندکی درنگ، امام فرمود:
«بِشُروطها و أنا مِن شُروطها»
اما به شرطهای آن، و من از شرطهای آن هستم.
مقصود امام این بود که توحید تنها یک لفظ و شعار نیست، بلکه باید در زندگی اجتماعی ظاهر شود و تجلی توحید در زندگی اجتماعی با ولایت امام که همان ولایت خداست، میسر است. بیتردید با دقت در سلسلهٔ سند این روایت، چرایی نامیده شدن این روایت به «سلسله الذهب» را فهمیدهاید.
ـ پاسخ به نیازهای جدید: با گسترش سرزمینهای اسلامی، سؤالهای مختلفی در زمینههای احکام، اخلاق، افکار و نظام کشورداری پدید آمد. ائمهٔ اطهار با تکیه بر علم الهی خود، به دور از انزوا و گوشهگیری و با حضور سازنده و فعال، درباره همه این مسائل اظهارنظر میکردند و مسلمانان را از معارف خود بهرهمند میساختند. ثمرهٔ این حضور سازنده، فراهم آمدن کتابهای بزرگ در حدیث و سیرهٔ ائمهٔاطهار در کنار سیرهٔ پیامبر و قرآن کریم است. در میان این کتابها میتوان از نهجالبلاغه که بخشهایی از خطبهها، نامهها و کلمات امام علی است، کتاب «غرر الحکم و دُرَرُالکَلِم» شامل یازده هزار سخن کوتاه از آن امام و کتاب «صحیفهٔ سجادیه» از امام سجاد، نام برد. علاوهبر این، دانشمندان اسلامی و راویان حدیث، سخنان رسول خدا و ائمهٔاطهار را در مجموعههایی گرد آوردند که مهمترین آنها عبارتاند از: «کافی» از مرحوم کلینی، «من لاَیحضُرهُ الفقیه» از شیخ صدوق، «التهذیب» و «الاستبصار» از شیخ طوسی. به این چهار کتاب، «کتب اربعه» میگویند.
ـ مبارزه با اندیشههای انحرافی: علاوه بر ممنوعیت تدوین حدیث، حاکمان بنیامیه و بنیعباس اغلب به اندیشههایی میدان میدادند که به نفع آنان بود و قدرت آنان را تقویت میکرد. برخی از عالمان وابسته به قدرت و گروهی از علمای اهل کتاب (یهودی و مسیحی) مانند کعبُ الاَحبار که ظاهراً مسلمان شده بودند، از این موقعیت استفاده میکردند و به تفسیر و تعلیم آیات قرآن و معارف اسلامی، مطابق با افکار خود و موافق با منافع قدرتمندان میپرداختند. برخی از دنیا دوستان برای نزدیکی به این حاکمان در مساجد مینشستند و داستانهای خرافی دربارهٔ پیامبران برای مردم نقل میکردند.
در این شرایط، امامان معصوم به تناسب امکانات و شرایط در هر فرصتی که به دست میآوردند، معارف اسلام و کتاب آسمانی را بیان میکردند و رهنمودهای آن را آشکار میساختند. در نتیجهٔ این اقدام، مشتاقان معارف اسلامی، حتی آنان که تابع امامت امامان بزرگوار نیز نبودند، توانستند از احکام و معارف دین بهره ببرند و به حقایق آن دست یابند.
نمونههای فراوانی از تفسیرهای ناروای افراد فاقد صلاحیت و اقدامات روشنگرانهٔ ائمهٔ اطهار در تاریخ نقل شده است که به یک مورد آنها، اشاره میکنیم:
در زمان ائمهٔ اطهار گروهی پیدا شدند که فکر میکردند خداوند جسم دارد. آنان برای اثبات اندیشه خود از بعضی عبارتهای قرآن نظیر «یَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَیْدِیهِمْ» «دست خداوند بالای دست هایشان است» کمک میگرفتند.
امامان بزرگوار توضیح میدادند که آیات قرآن را با آیههای دیگر باید تفسیر کرد. قرآن کریم میفرماید:
لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ (سورهٔ شوری: آیهٔ 11)
هیچ چیزی مانند او [خدا] نیست.
پس نمیتوان دستی مانند دست انسان برای خدا تصور کرد. در عربی، «ید» علاوهبر دست، به معنای قدرت هم به کار میرود. بنابراین، تفسیر آیه این است که قدرت خداوند از همهٔ قدرتها برتر است.
ـ تبیین و تبلیغ عملی ارزشهای اسلامی: پس از رحلت رسول اکرم به تدریج ارزشهای معنوی اسلام از میان مردم رخت بر بست و جای خود را به هوسرانی و دنیا زدگی داد. حتی اغلب علما و دانشمندان نیز جذب دنیاپرستی و فساد سیاسی شدند. در چنین شرایطی، حضور هر یک از امامان معصوم با معنویت فوقالعادهٔ خود که سیمای جذاب پیامبر را بعد از گذشت سالها به مردم نشان میداد، چون نوری بود در دل شب تیره و ظلمانی. حضور آنان در اجتماع آن زمان سبب میشد که مردم تجسم ارزشهای والای اسلام را در وجود آنان ببینند و آن را با آنچه از سوی دستگاه سیاسی جامعه بهعنوان اسلام معرفی میشد مقایسه کنند و این حقیقت را به روشنی دریابند که آنچه در جامعه به نام اسلام در جریان است، اسلام واقعی نیست بلکه انحراف از اسلام است. بر همین اساس بود که دستگاه خلافت همواره سعی میکرد تا به وسایل مختلف، مردم را از امام منصرف یا امام را از مردم دور نگه دارد و اگر هیچیک از آنها میسر نمیشد به قتل امام مبادرت میکرد زیرا عملاً میدید که وجود و حضور امام، حتی اگر دست به هیچ قیامی نیز نمیزد، بذر انقلاب فکری و عقیدتی را در افکار عمومی جامعه میباشد و پایههای حکومت جور را متزلزل میسازد.
حضور امام در جامعه در واقع تبلیغ عملی اسلام اصیل بود. مردم با دیدن شخصیت الهی آنان با جاذبه معنویت آشنا میشدند و عزّت تقوا و عظمت ایمان را در وجود آنان لمس میکردند و این سبب میشد که در چنان شرایط نامساعد اجتماعی، اسلام به دست فراموشی سپرده نشود و نور معنویت در جامعه به کلی به خاموشی نگراید.
2- تربیت شخصیتهای اسلامی
یکی از اقدامات مهم ائمه اطهار تربیت شاگردان و دانشمندان برجسته و بزرگ بود. آنان شخصیتهای برجستهای تربیت کردند که در علم، ایمان، تقوا و جهاد در راه خدا سرآمد انسانهای زمان خویش بودند و اندیشههای اسلام راستین را در میان مسلمانان گسترش دادند. این اقدام علاوهبر آنکه زمینه تعلیم دیگران توسط این شاگردان را فراهم میکرد به لحاظ تربیتی، اثر شگرفی در جامعه داشت؛ زیرا عموم مردم در اعتقادات و عمل، دنبالهرو شخصیتهای برجستهٔ جامعه خود هستند و آنها را اسوه قرار میدهند. اگر این الگوها صاحب کمالات و ارزشهای الهی باشند، مردم نیز میتوانند از این کمالات و ارزشها، بهرمند شوند و اگر آنها به سوی زشتیها و بدیها بروند، بیشتر مردم نیز از آنها دنبالهروی خواهند کرد.
این درحالی بود که هرچه جامعه از زمان پیامبر فاصله میگرفت، حاکمان وقت تلاش میکردند به جای شخصیتهای اصیل اسلامی، افرادی که در اندیشه و عمل و اخلاق از معیارهای اسلامی به دورند، در جامعه، جایگاهی برجسته پیدا کنند و الگوی مردم قرار بگیرند. اینگونه شخصیتها در دستگاه حکومت بنیامیه و بنیعباس صاحب موقعیت بودند و به شهرت رسیدند.
از اینرو، امامان، یارانی را تربیت میکردند که در عین سخت گیریهای حاکمان، با شجاعت و ایثار به مناطق مختلف میرفتند و برای پیشبرد اهداف ائمه اطهار تلاش میکردند و جایگاه امامان را نیز برای مردم توضیح میدادند.

ب) مجاهده در راستای ولایت ظاهری
هر امامی در زمان خود، مسئولیت داشت که با حاکمان زمان خود مبارزه کند.
تدبر (صفحهٔ 89 کتاب درسی)
آیهٔ زیر را قرائت کنید:
أَلَمْ تَرَ إِلَی الَّذِینَ یَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِمَا أُنْزِلَ إِلَیْکَ وَ مَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِکَ یُرِیدُونَ أَنْ یَتَحَاکَمُوا إِلَی الطَّاغُوتِ وَ قَدْ أُمِرُوا أَنْ یَکْفُرُوا بِهِ وَ یُرِیدُ الشَّیْطَانُ أَنْ یُضِلَّهُمْ ضَلَالًا بَعِیدًا (سورهٔ نسا، آیهٔ 60)
«آیا ندیدهای کسانی را که گمان میبرند به آنچه بر تو نازل شده و به آنچه پیش از تو نازل شده، ایمان دارند، در حالی که میخواهند حکم طاغوت را بپذیرند، با آنکه به آنان دستور داده شده که به طاغوت، کفر ورزند و شیطان میخواهد آنان را به گمراهی دور و درازی بکشاند».
الف) با دقت در معنای آیه بگویید این آیه چگونه بر ضرورت مبارزه امامان با حاکمان زمانشان دلالت میکند؟
ب) آیا دلیل دیگری که ضرورت مبارزه امامان معصوم با حاکمان زمان خودشان را نشان دهد میدانید؟
امامان بزرگوار در مبارزه با حاکمان، اصولی را رعایت میکردند:
1- عدم تأیید حاکمان و معرفی خویش بهعنوان امام بر حق: امامان، هیچیک از حاکمان غیرقانونی عصر خویش را بهعنوان جانشین رسول خدا و تأیید نمیکردند و این عدم تأیید را به شیوههای مختلف به مردم اعلام میکردند. گرچه امامان تفاوتهای اخلاقی و رفتاری حاکمان را در نظر میگرفتند و اگر حاکمی طبق دستور اسلام عمل میکرد، عملش را تأیید میکردند، اما در غصب خلافت و جانشینی رسول خدا همه را یکسان میدیدند. از سوی دیگر، آن بزرگواران، همواره خود را بهعنوان امام و جانشین بر حق پیامبر اکرم معرفی میکردند؛ به گونهای که مردم بدانند تنها آنها جانشین رسول خدا و امام بر حق جامعهاند. بهطور مثال، امام رضا در بیان حدیث «سلسلهٔ الذهب»، هم بر امامت خود تأکید کرد و هم بهطور ضمنی غیرقانونی بودن حکومت مأمون را اعلام فرمود.
2- آگاهی بخشی به مردم: امامان معتقد بودند عامل اصلی حکومت جباران، جهل و ناآگاهی مردم است. از نظر آنها رشد و آگاهی مردم یک اصل اساسی بود و برای تحقق آن حتی از ایثار جان و مال خود دریغ نداشتند و به شیوههای مختلف برای آگاهی بخشی به مردم میکوشیدند.
3- انتخاب شیوههای درست مبارزه: امامان، شیوۀ مبارزه با حاکمان را متناسب با شرایط زمان بر میگزیدند؛ به گونهای که هم تفکر اصیل اسلام راستین ـ یعنی تشیع ـ باقی بماند و هم به تدریج، بنای ظلم و جور بنیامیه و بنیعباس سست شود، در عین حال، روش زندگی امامان، بهعنوان روش اسلام حقیقی، به نسلهای آینده معرفی گردد. رفتار ائمه اطهار در طول 250 سال بعد از رحلت پیامبر تا امامت امام عصر و غیبت ایشان، چنان به یکدیگر پیوسته و مکمل یکدیگر است که گویی یک انسان است که در این 250 سال زندگی کرده و در شرایط مختلف سیاسی و فرهنگی روشهای مناسب را بر میگزیده و عمل میکرده است.
تعمیق یادگیری (صفحهٔ 91 کتاب درسی)
1- با دقت در سیرهٔ مبارزاتی ائمه، بیان کنید که هریک از روشهای زیر، شما را به یاد کدام امام معصوم میاندازد.
«دعا ـ صلح ـ تقیه ـ مبارزهٔ مسلحانه و فعالیتهای علمی و فرهنگی»
2- چرایی استفاده از روشهای متفاوت هر یک از امامان را در مبارزه با حاکمان توضیح دهید.
هم اندیشی (صفحهٔ 91 کتاب درسی)
اگر بخواهیم ائمهٔ اطهار را اسوۀ خود در زندگی سیاسی و اجتماعی قرار دهیم، مهم ترین درسهای عملی این بزرگواران در شرایط فعلی برای ما کداماند؟
تحقیق کنید (صفحهٔ 91 کتاب درسی)
الف) با مراجعه به کتابهای سیره معصومین، نام تعدادی از تربیت یافتگان و شاگردان معروف ائمهٔ در رشتههای مختلف را پیدا کنید و گزارش مختصری از ایشان به کلاس ارائه دهید.
ب) نام تعدادی از شاگردان امام که ایشان را بهعنوان امام قبول نداشتهاند ولی از درسهای ایشان بهره علمی میبردهاند بیابید و به کلاس ارائه دهید.