خانه
گاما

درسنامه آموزشی تاریخ اسلام (1) کلاس دهم معارف

درس 10: خلافت امام علی (ع)؛ حکومتِ معرفت و عدالت

بازدید851
تاریخ بروزرسانی1403/11/1
مسجد کوفه

1- دشواری‌های حکومت امام علی (ع)

چنان که پیش‌تر گذشت، امیرمؤمنان علی خود می‌دانست که پذیرش حکومت در آن شرایط دشوار و در افقی مه‌آلود و تیره، با مشکلات بسیار همراه خواهد بود. این مشکلات چنان‌که روشن خواهد شد حاصل چگونگی عملکرد مسئولانِ دستگاه خلافت در دوران قبل بود. محورهای اصلی این دشواری‌ها را می‌توان در بخش‌های دینی، اخلاقی، اجتماعی و اقتصادی مطرح کرد:

مشکلات دینی

پس از رحلت رسول خدا در زمینهٔ آموزه‌های دینی، دو مشکل اساسی پدید آمد: نخست، جلوگیری دومین خلیفه از نقل و تدوین احادیث نبوی و دیگر، دخل و تصرف‌های ذوقی و سلیقه‌ای در احکام دینی. امیرمؤمنان در آغاز و در طول مدت خلافت، با این دو مشکل اساسی مواجه بود؛ چرا که منع نقل و تدوین سنت نبوی، موجب خلأ معرفتی شده بود و دخالت‌های ذوقی نیز موجب پدید آمدن بدعت‌های آشکار به‌جای سنتِ نبوی شده بود و کار تا آنجا پیش رفت که در کنار سیره و سنّت پیامبر، سیرهٔ شَیْخَیْن (ابوبکر و عُمر) نیز ملاک عمل قرار گرفت!

آن حضرت تلاش کرد در گفتار و عمل، به مخالفت با بدعت‌ها برخیزد. او دربارهٔ علت درگیری‌اش با برخی گروه‌ها در طول دورهٔ خلافتش می‌فرمود: «امروزه از آن روی با برادران مسلمانمان وارد جنگ شده‌ایم که انحراف، کجی، شبهه و تأویل در اسلام وارد شده است».

مشکلات اخلاقی

برخی از سیاست‌های خلیفهٔ دوم و نیز ویژگی‌های خلیفهٔ سوم، سبب پیدایش روحیات دنیاگرایانه در مردم شده بود. خلیفهٔ دوم با تعریفی طبقانی، میان اصحاب پیامبر و نیز آحاد جامعه تفاوت نهاد. از این‌رو، برخی از صحابه به علت دارا بودن سابقهٔ بیشتر در اسلام، از امکانات مالی بهتری برخوردار شدند. در عصر عثمان نیز روحیات اشرافی وی و خاندان اموی ـ که در رأس امور بودند ـ خُلق و خوی اشرافی و دنیاگرایی را به مردم منتقل ساخت. به‌جز این، مردم گرفتار رفتارهای غیراخلاقی دیگری نیز شده بودند؛ از این‌رو، امام علی وضع آنان پس از رحلت رسول خدا را همچون وضع مردم در روزهای اول بعثت پیامبر می‌دانست.

فکر کنید و پاسخ دهید (صفحهٔ 92 کتاب درسی)

 

تحلیل شما دربارهٔ تغییر و تحول اخلاقی مردم پس از رحلت رسول خدا چیست؟

مشکلات اجتماعی

یکی از مهم‌ترین مشکلات پدید آمده در دورهٔ خلفای پیش از امام علی، نگاه نژادی و طبقاتی به عرب و عجم بود. متأسفانه پس از آنکه اسلام تمامی امتیازات کاذب نژادی را ملغی اعلام کرد و رسول خدا تنها ملاک امتیاز افراد بر دیگران را تقوای بیشتر دانست، پس از رحلت آن حضرت دوباره برتری عرب بر عجم مبنای کار قرار گرفت. خلیفهٔ دوم از مَوالی (بردگان آزاد شدهٔ غیر عرب) بیزاری می‌جُست و بین آنان و عرب‌ها تفاوت قائل بود. امام علی بلافاصله پس از آغاز خلافت این دیدگاه را زیر پا نهاد و سهم عرب و غیر عرب از بیت‌المال را مساوی قرار داد که موجب اعتراض برخی از اشراف عرب (همچون اَشعَث‌ بن‌قیس) و حتی نزدیکان امام (همچون خواهر او) شد. به‌عنوان مثال، اَشْعَث آن‌گاه که امام بر منبر بود، خطاب به حضرت فریاد زد: «موالی از ما به شما نزدیک‌تر و عزیزتر شده‌اند». و حضرت در ضمن پاسخش فرمود: «مرا می‌گویی که آنان را طرد کنم و از ستمکاران شوم؟»

مشکلات اقتصادی

بی‌عدالتی در تقسیم بیت‌المال و تبعیض در بهره‌مندی از امکانات، نیز از میراث‌های دوره‌های قبل از خلافت امام علی بود. در دورهٔ رسول خدا، مردم در بهره‌مندی از بیت‌المال حق مساوی داشتند. در دورۀ دومین خلیفه، وی براساس سابقهٔ افراد و نیز ترکیب قبایلی، سهم افراد را متفاوت قرار داد. این وضعیت در زمان عثمان نیز ادامه یافت؛ ضمن آنکه بذل و بخشش‌های شخصی او نیز اضافه شد.

امام علی در آغازین روز خلافت، مخالفت خود با این رویّه را اعلام کرد، و به مردم وعده داد بر اساس سنت‌نبوی عمل خواهد کرد. ضمن آنکه تهدید کرد اموال به دست آمده از بیت‌المال به‌صورت نامشروع را نیز از افراد بازپس خواهد گرفت. گفتنی است یکی از عوامل مخالفت‌های بعدی با آن حضرت، اصرار او بر نفی امتیازات کاذب اقتصادی بود.

2- اصحاب جَمَل (ناکثان)

یکی از تأسف‌بارترین حوادث در آغاز خلافت امام علی جنگ «جمل» است که علاوه‌بر آثار و پیامدهای کوتاه مدت، سرچشمهٔ رخدادهای تلخ بعدی نیز بود. طلحه که اولین بیعت کننده با امام علی بود، به اتفاق دوستش زُبَیر امید آن داشتند که امام، حکومت بصره و کوفه را به آنان واگذارد اما حضرت با زیرکی در پاسخ فرمود که به‌وجود آنان در مدینه بیشتر نیاز دارد. بدین لحاظ، آنان مدینه را به بهانهٔ انجام اعمال عُمره، به‌سوی مکه ترک گفتند. آنان در مکه با تحریکِ عایشه، وی را متقاعد ساختند که به بصره بروند و آنجا را تصرف کنند. از سوی دیگر، وابستگان خاندان اموی و نیز اطرافیان عثمان نیز که زمینه را مناسب یافتند، به آنان پیوستند و با اموال نامشروعی که از زمان عثمان در دست داشتند، هزینهٔ جنگ را عهده‌دار شدند. سرانجام، کاروان ناکثان با همراهی و تدارک مالی بنی‌امیه و به همراه 900 نفر از مردم حجاز، راهی بصره شدند. آنان عایشه را بر شتر نَری (جمل) سوار کردند. از این‌رو، این رخداد به جنگ جمل معروف شده است.

فتنه‌جویان جمل به نزدیکی بصره رسیدند. والی بصره که توسط امام علی نصب شده بود، «عثمان بن حُنَیْف» بود. ناکثان، نخست، با او پیمانی امضا کردند که تا آمدن امام علی صبر کنند و دارالاماره، بیت‌المال و مسجد در دست عثمان بن‌حُنَیْف باشد اما از ترس ناتوانی در برابر امام پیمان‌شکنی کردند و شبانه در حالی که عثمان بن‌حنیف مشغول نماز عشا بود به مسجد ریخته، او را دستگیر کردند و موهای سر و صورتش را کندند و از شهر بیرونش راندند. آنان پس از کشتن پنجاه نفر، بیت‌المال را نیز غارت کردند و بین طلحه و زبیر بر سر امامت جماعت نزاع در گرفت!

امام به همراه چهار هزار نفر به سوی عراق حرکت کرد. از کوفه نیز پس از اعزام امام حسن و عمار به آنجا، تعداد زیادی به امام محلق شدند. دو سپاه در منطقهٔ «خُرَیْبَه» در بیرون بصره با هم روبه‌رو شدند. امیرمؤمنان تلاش بسیاری برای منصرف کردن عایشه، طلحه و زبیر به کار بست، اما متاسفانه، عایشه تنها حاکم میان دو گروه را شمشیر دانست! در آغاز، جوانی از سوی امام با قرآنی در دست، مقابل سیاه ناکثان رفت، اما ناجوانمردانه او را به قتل رساندند. از این‌رو، امام فرمان نبرد داد. در یک نیم‌روز (از ظهر تا غروب) سپاه جمل شکست سختی خورد و این نبرد کشته‌های بسیار از سپاه ناکثان و چند صد شهید از سپاه امام داشت. گفتنی است امام هیچ‌یک از بازماندگان جنگ جمل را مجازات نکرد.

موقعیت جنگ جمل و مسیر سپاهان امام علی و ناکثین، مأخذ: اطلس شیعه، رسول جعفریان

3- نبرد صِفّین (جنگ با قاسطین)

فتنهٔ اهل جمل، سرآغاز رخدادهای تأسف‌بار در دوران خلافت امام علی بود. این فتنه خود مقدمۀ دو فتنهٔ دیگر یعنی جنگ‌های صفین و نهروان شد. امیرمؤمنان پس از پیروزی بر سپاه جمل، در روز دوازدهم رجب سال 36 هجری وارد کوفه شد. علل انتخاب کوفه به‌جای بازگشت به مدینه چند عامل بود که عبارت‌اند از:

1- وجود گرایش‌های شیعی در تعدادی از مسلمانان کوفه؛
2- وجود منابع انسانی و اقتصادی فراوان در عراق و امکان کادرسازی و تربیت نیرو؛
3- تحت‌نظر گرفتن معاویه و مقابله با تحرکات او؛
4- وجود زمینهٔ بیشتر برای انجام اصلاحات، با توجه به آمادگی بیشتر مسلمانان کوفه؛
5- امکان ارتباط آسان‌تر با ایران و دیگر مناطق فتح شده. 

امام پس از ورود به کوفه، سکونت در کاخ (دارالاماره) را نپذیرفت و به منزل جعدهٔ بن هُبَیره -فرزند خواهرش، ام‌هانی رفت. آن حضرت اعزام کارگزاران به شهرهای مختلف را ادامه داد و کارگزاران پیشینِ برخی مناطق را- که فاقد صلاحیت بودند برکنار کرد.

امام در همین جهت، معاویه را نیز از شام عزل کرد و طی نامه‌ای، از او خواست که بیعت کند. در نامهٔ امام، خطاب به معاویه چنین آمده بود: «تو از طلقاء هستی که شایستگی خلافت و امامت را ندارند و طرف مشورت نیز قرار نمی‌گیرند». معاویه طی نامه‌ای در پاسخ امام چنین نوشت: «شامی‌ها با تو خواهند جنگید، مگر آنکه قاتلان عثمان را به آنان تحویل دهی. اگر چنین، کردی خلیفهٔ مسلمانان با شورای آنان برگزیده خواهد شد». پاسخ معاویه، راهی جز نبرد فرا روی امام قرار نداد. از این‌رو، آن حضرت ضمن آماده‌سازی نیروهایش، به آنان فرمود: «به سوی دشمنان خدا، قرآن و سنت و بقایای احزاب و قاتلان مهاجران و انصار حرکت کنید».

محل جنگ صفین و مسیر حرکت سپاهان حضرت علی و معاویه، مأخذ: اطلس شیعه، رسول جعفریان

فکر کنید و پاسخ دهید (صفحهٔ 96 کتاب درسی)

 

نظر شما درباره اقدام سپاه شام و امام علی دربارۀ بستن و باز کردن آبراه چیست؟

امام سپاهش را در هفت لشکر سامان داد و روز پنجم شوال سال 36 هجری، از اردوگاه نظامی کوفه، به سوی منطقهٔ صِفین در مرز عراق و شام حرکت کرد. سپاه معاویه که جلوتر از سپاه امام به صفین رسیده بود، تنها آبشخور رود فُرات را تصرف کرد و آب را بر روی سپاه عراق بست. با دستور امام ا و با رشادت امام حسین و مالک اشتر و نیروهای تحت امر، آبراهِ فرات آزاد شد، اما امام علی با بزرگواری و گذشت، دستور داد سپاهیانش مانع آب برداشتن سپاه شام نشوند.

اعزام سفیران و نامه‌ها از سوی امام برای معاویه، سودی نبخشید و معاویه با خشونت تمام پیغام داد: «میان من و شما جز شمشیر نخواهد بود». سراسر ماه ذی‌الحجه، به برخوردهای پراکنده گذشت و بر اساس توافق، در ماه محرم که از ماه‌های حرام بود متارکهٔ جنگ صورت گرفت. پس از اتمام مهلت ترک مخاصمه، در روز چهارشنبه اوّل ماه صفر پیکار صفین در گرفت و طی هشت روز اول، پیکارهایی میان فرماندهانِ دو طرف صورت پذیرفت؛ اما پیکار روز پنجشنبه نهم ماه صفر بسیار سخت شد؛ به گونه‌ای که سپاه امام در آغاز عقب‌نشینی کردند. در این مرحله، با حضور امام فرزندانش در جناح چپ، و حضور مالک اشتر در جناح راست و با سخنان شورانگیز مالک، پیروزی نصیب سپاه امام شد. معاویه که شکست سپاهش را دید، اشعث بن‌قیس را در میان سپاه امام برای پایان دادن به نبرد مأمور کرد و از سوی دیگر، با حیلهٔ عمروعاص مبنی بر به نیزه کردن قرآن‌ها، در صبحگاه روز جمعه دهم صفر سال 37 هجری شکاف عجیبی در سپاه امام ایجاد کرد. عده‌ای از افراد ساده‌اندیش و مقدس نمایان ناآگاه و بی‌بصیرت، با دیدن قرآن‌ها، به اصرار، از امام خواستند که جنگ را ترک کند و به حکم قرآن گردن نهد و با تهدید امام به قتل، از او خواستند مالک اشتر را که تا نزدیکی خیمهٔ معاویه رسیده بود، بازگرداند و امام نیز به ناچار چنین کرد.

خانهٔ امام علی در کوفه

ماجرای حَکَمیّت (داوری)

نیرنگ بر نیزه کردن قرآن‌ها اثر خود را بخشید و گروه مقدس مآب نادان از سپاه امام را فریفت. بنا بر آن شد که از هر طرف یک حَکَم (داور) انتخاب شود و تا زمان حکمیت، میان دو سپاه آتش بس برقرار باشد.

نکتهٔ قابل تأمل در این قرارداد آنکه معاویه با متن اولیهٔ قرارداد که در آن، برای امام لقب «امیرالمؤمنین» ذکر شده بود، مخالفت کرد و با اصرار اشعث بن‌قیس، این لقب حذف شد! و امام فرمود: «سبحان‌الله: سنّتی چونان سنت پیامبر»؛ و مراد حضرت، اشاره به قرارداد صلح حدیبیه بود که در آن، نمایندهٔ مشرکان با آمدن لقب «رسول الله» در صلح‌نامه مخالفت کرد و پیامبر از بروز موقعیت مشابه برای علی در آینده خبر داد. به هر حال، پس از عقد قرارداد، امام و سپاهش در ربیع‌الاول سال 37 هجری به کوفه بازگشتند. کم‌کم زمان نشست حکمین فرارسید. با وجود تمایل امام برای اعزام مالک اشتر، به اصرارِ اشعث بن‌قیس و برخی دیگر، «ابوموسی اشعری» به‌عنوان نمایندهٔ عراقیان تعیین شد. معاویه نیز عمروعاص را به نمایندگی از سوی شامیان برای حکمیت اعزام کرد. عمروعاص، فصل طویلی از فضایل معاویه برشمرد و ابوموسی نیز اصرار به خلع معاویه و علی و شورایی کردن انتخاب خلیفه داشت. عمروعاص نیز با نیرنگ این را پذیرفت و ابتدا ابوموسی خلع علی و معاویه را اعلام کرد اما عمروعاص، خلع علی و نصب معاوبه را اعلام کرد. مجلس با دشنام ابوموسی به عمروعاص و بالعکس آشفته و پراکنده شد.

4- فتنهٔ خوارج؛ جنگ با مارقین

سرانجام نبرد صفین به پیمان حکمیت انجامید. چنین حاصلی ناشی از چند عامل بود؛ همچون: طولانی شدن نبرد و خستگی ناشی از آن، شهادت یاران مخلص و فداکاری همچون عمار بن‌یاسر، دنیاطلبی و خیانت اشرافی همچون اشعث بن‌قیس، کج‌فهمی و ساده‌اندیشی قُراء مقدس‌نما در سپاه امام، فریب‌کاری و ناجوانمردی معاویه در اقداماتی چون بر نیزه کردن قرآن‌ها. پس از پیمان حکمیت و قرائت متن آن به‌وسیلهٔ اشعث، ناگهان دو برادر به نام‌های جَعد و مَعدان فریاد برآوردند که: «لاحکمَ اِلّالِله» و به سرا پردهٔ معاویه حمله بردند و کشته شدند. سپس از هر سو بانگ برآمد که: «هیچ حکمی جز خدا را نشاید» و نزدیک به چهار هزار نفر از یاران امام علی از او تقاضا کردند، به جنگ بازگردد. امام فرمود: «مخالفت یارانتان را می‌بینید و شما کم شمارید. به خدا سوگند به این کار راضی نبودم، ولی نظر عموم مردم را پذیرفتم؛ زیرا از نابودی شما می‌ترسیدم». آنان در پاسخ امام گفتند: «وقتی به انتصاب داوران رضایت دادیم، گرفتار خطا و لغزش شدیم و اینک توبه کرده‌ایم و از آن رأی برگشته‌ایم؛ تو نیز مانند ما برگرد وگرنه از تو بیزاری می‌جوییم». و امام فرمود: «آیا پس از اعلام رضایت، برگردم؟ مگر خداوند نفرموده: به میثاق خود وفادار باشید».

روحیات بدوی و خشن این جماعت، و تقدس مآبی همراه با فقدان بصیرت در دین، سبب شد آنها به‌جای اندیشه در اسباب واقعی این ماجرا، با یک نگاه سطحی، گناه را متوجه امام کنند. و حضرت را به خاطر پذیرش حکمیت، مقصر بدانند. آنان با این تصور که چون به حکمیت مخلوق راضی شده‌اند، هم خود و هم امام را خطاکار و حتی کافر پنداشته، خودشان به ظاهر توبه کردند و از امام نیز می‌خواستند که از کفر خود توبه کند!

در بازگشت از صفین به کوفه، آنان راه روستای «حَرَوراء» در جنوب کوفه را در پیش گرفتند. امام نزد آنان رفت و تعدادی را پس از گفت‌وگو، به کوفه بازگرداند، اما برخی از آنان رفتار بی‌ادبانه‌ای با امام داشتند. آنان در ادامه، به قتل یکی از یاران امام به‌نام عبدالله بن‌خباب بن‌ارت و همسر باردارش و سه زن دیگر که همراه آنان بودند، اقدام کردند. از این‌رو، امام که پس از شکست حکمیت و خیانت عمروعاص با سپاهش عازم جنگ با معاویه بود، نخست به سوی محل تجمع خوارج در نهروان رفت و به آنان پیغام داد که کشندگان یارانش را تحویل دهند اما آنان که تعدادشان بالغ بر پنج‌هزار تن بود پاسخ دادند، که همۀ ما قاتل آنها هستیم. مذاکرات امام و برخی فرستادگانش همچون عبدالله بن‌عباس سبب بازگشت بیش از دو هزار تن از خوارج شد و سرانجام در روز نهم ماه صفر سال 38 هجری، بقایای خوارج به سپاه امام هجوم سختی بردند؛ ولی همان‌گونه که امام از پیش گفته بود، پس از حدود دو ساعت نبرد سخت، همۀ خوارج مگر کمتر از ده نفرشان کشته شدند و از یاران امام نیز کمتر از ده تن به شهادت رسیدند. فتنهٔ خوارج در این مرحله پایان یافت، اما جریان خوارج چنان که امام پیش‌بینی کرده بود از بین نرفت و همچنان باقی ماند.

شهید محراب

امیرمؤمنان پس از خاتمهٔ نبرد با خوارج، بلافاصله فرمان حرکت به سوی شام را صادر کرد، ولی اشعث بن‌قیس به بهانهٔ خستگی سپاه، تقاضای بازگشت به کوفه را کرد تا با آمادگی بیشتر به سوی شام روند! اما این، بهانه‌ای بیش نبود و این سپاه هرگز از کوفه خارج نشد. از آن‌سو، معاویه که سستی یاران امام را می‌دید، گروه‌های تجاوزکار و غارتگر را به مناطق تحت قلمرو حکومت امام می‌فرستاد تا با ایجاد ناامنی، چهرهٔ بدی از حکومت امام ترسیم کنند. خطبه‌های جان‌سوز امام برای ترغیب سپاه به حرکت برای دفع تجاوزات معاویه سودی نبخشید و سرانجام، علی این اسوهٔ پارسایی، عدالت، صبر، حلم، شجاعت و تمامی فضایل انسانی، در صبحگاه نوزدهم رمضان سال چهلم هجری به‌دست یکی از بقایای خوارج به نام ابن‌ملجم مرادی در مسجد کوفه ضربت خورد و به آرزوی دیرینش دست یافت و به وصال معبود و محبوب حقیقی شتافت.

مرقد مطهر امیرمؤمنان علی (ع)

پرسش‌های نمونه (صفحهٔ 99 کتاب درسی)

 

1- مشکلات دینی و اخلاقی جامعهٔ عصر علوی چه بود و امام در برابر آن، چه موضعی داشت؟
2- مشکلات اجتماعی و اقتصادی جامعهٔ عصر علوی چه بود و امام در برابر آن، چه موضعی داشت؟
3- ناکثان چه گروهی‌اند؟ چه کردند؟ سرانجامشان چه شد؟
4- چرا امام علی به‌جای مدینه، کوفه را به‌عنوان مرکز خلافت برگزید؟
5- قاسطین چه کسانی‌اند؟ عملکرد آنان در جنگ صفین چگونه بود؟
6- در ماجرای حکمیت چه گذشت؟ توضیح دهید.
7- مارقین چه گروهی‌اند؟ منشا پیدایش آنان را بیان کنید.

اندیشه و جست و جو (صفحهٔ 99 کتاب درسی)

 

1- آیا امروزه نیز اندیشه‌های شبیه اندیشۀ خوارج را می‌توان مشاهده کرد؟ بررسی کنید.
2- دربارۀ گروه قاعدین و چگونگی تفکر آنان، پژوهشی ارائه کنید.

درس 10: خلافت امام علی (ع)؛ حکومتِ معرفت و عدالت