درسنامه آموزشی اصول عقاید (2) کلاس یازدهم معارف
درس 1: قافلهٔ هدایت
همهٔ ما، نیازهای کوچک و بزرگی داریم و خوشبختی و سعادت خویش را در برآورده شدن آنها جستوجو میکنیم و رضایت از زندگی را وابسته به میزان تأمین این نیازها میدانیم و همواره دنبال برنامهای هستیم که بتواند ما را به بهترین شکل، در برآورده ساختن این نیازها یاری کند.
احتیاج دائمی انسان به داشتن برنامهای که بتواند پاسخگوی نیازهای او باشد و سعادت بشر را تضمین کند، سبب شده است که در طول تاریخ همواره شاهد ارائهٔ برنامههای متفاوت و گاه متضاد از جانب مکاتب بشری باشیم. این مکاتب با ادعای رساندن بشر به سعادت، برنامههای گوناگونی را ارائه دادهاند.
آیا این برنامهها میتوانند با پاسخ به تمام نیازهای بشر، سعادت او را تضمین کنند؟
یا همچنان که انسان در هستی خود و تداوم حیاتش به خداوند نیازمند است، در پاسخ به تمام نیازهای خود وابسته به اوست؟ و مکاتب بشری قادر به پاسخگویی شایسته به نیازهایش نمیباشند؟
اگر چنین است خداوند چگونه به این نیازها پاسخ داده است؟
نیازهای برتر
ما انسانها یک دسته نیازهای طبیعی و غریزی داریم؛ مانند نیاز به آب، هوا، غذا و پوشاک. خداوند پاسخ به این نیازها را در جهان خلقت آماده کرده و راه آگاه شدن از آنها را به ما نشان داده است.
اما آیا نیازهای انسان منحصر به نیازهای طبیعی و غریزی او است؟
پاسخ به این سؤال زمانی روشن میشود که اندکی از سطح زندگی روزمره فراتر رویم و در افق بالاتری بیندیشیم. در این صورت، خود را با نیازهایی مهمتر روبهرو میبینیم. این نیازها بهتدریج به دلمشغولی، دغدغه و بالاخره به سؤالهایی تبدیل میشوند که تا پاسخ آنها را نیابیم، آرام نمیگیریم. پاسخ صحیح به این نیازهای اساسی است که سعادت انسان را تضمین میکند.
برخی از این نیازها عبارتاند از:
1- درک هدف زندگی: انسان میخواهد بداند «برای چه زندگی میکند؟» و کدام هدف است که به زندگیاش معنا میبخشد و میتواند با اطمینان خاطر زندگیاش را صرف آن نماید؟
اهمیت شناخت هدف زندگی به گونهای است که پیوسته این دعا بر زبان امام سجاد جاری بود:
«خدایا ایام زندگانی مرا به آن چیزی اختصاص بده که مرا برای آن آفریدهای»
به راستی آن هدف کدام است؟
2- درک آیندهٔ خویش: انسان با کمک عقل خود میتواند بداند که آیندهای دارد و با مرگ نابود نمیشود. اما آیندۀ او چگونه است؟ در کجا اتفاق میافتد؟ چه ویژگیهایی دارد؟ توشهٔ سفر به آنجا چیست؟ و خوشبختی وی در آن سرا در گرو انجام چه کارهایی است؟
3- کشف راه درست زندگی: راه زندگی یا «چگونه زیستن» دغدغهٔ دیگر انسانهای فکور و خردمند است. انسان، فرصتی تکرار نشدنی در دنیا دارد و باید از بین همهٔ راههایی که پیش روی اوست، راهی را برای زندگی انتخاب کند که به آن مطمئن باشد و بتواند از همهٔ سرمایههایی که به او داده شده است به خوبی بهرهمند شود و به هدفی که در پس خلقت خود دارد، برسد.
اندیشه (صفحهٔ 14 کتاب درسی)
الف) پاسخ به سؤالهایی از قبیل چیستی «هدف انسان»، «آیندهٔ او» و «راه درست زندگی» رابطهٔ مستقیمی با سعادت انسان دارد. پاسخ به این سؤالات باید ویژگیهای زیر را داشته باشد:
1- کاملا درست و قابل اعتماد باشد؛ زیرا، .......................................
2- به نیازهای انسان بهصورت هماهنگ پاسخ دهد؛ زیرا، .......................................
3- ناظر به آیندهٔ انسان باشد؛ زیرا، .......................................
ب) با توجه به ویژگیهای بالا، کسی که بخواهد به این پرسشها پاسخ دهد چه آگاهیهایی باید داشته باشد؟
ج) آیا دستگاه تفکر انسان به تنهایی میتواند به این سؤالات پاسخ کامل دهد و مسیر سعادت خویش را به تنهایی طراحی کند؟ چرا؟
خداوند و نیازهای برتر انسان
دانستیم که انسان به تنهایی قادر به پاسخگویی به نیازهای برتر خود نیست؛ اکنون این سؤال مطرح میشود که آیا خداوندی که در دستگاه عظیم خلقت، به نیازهای طبیعی و غریزی انسان پاسخ داده، او را در وادی نیازهای برتر و متعالی سرگردان رها کرده است؟
توجه به برخی از اسماء و صفات خداوند متعال، مانند «ربوبیت»، «حکمت»، «رحمت» و «هدایت کننده = هادی» پاسخ این سؤال را روشن خواهد کرد.
ربوبیت: خداوند، خود را «رب» یعنی پرورشدهندهٔ انسان معرفی کرده است،
اللَّهَ رَبَّکُمْ وَ رَبَّ آبَائِکُمُ الْأَوَّلِینَ (سورهٔ صافات، آیهٔ 126)
خداوند، پروردگار شما و پروردگار نیاکان شماست.
خداوند، خالق آدمی و آگاه بر اسرار و ویژگیهای خاص وجود انسان است؛ بنابراین، کسی جز او نمیتواند بشر را پرورش دهد و به کمال برساند. اگر اسباب پرورش انسان را فراهم نکند، ربوبیت او بهطور کامل محقق نمیشود و ناقص میماند. در حالی که به حکم عقل و نقل، هیچ نقصی در اوصاف الهی ممکن نیست.
حکمت: خداوند حکیم است، یعنی تمام کارهای او دارای هدفی متعالی است؛ و برای خلقتِ انسان نیز هدفی بزرگ مقرر نموده است، تحقق کامل این هدف، در صورتی ممکن است که شرایط آن فراهم باشد.
لطف و رحمت: خداوند نسبت به تمام مخلوقات، لطف و رحمت دارد؛ «ٱللَّهُ لَطِیفُ بِعِبَادِهِ» (سورهٔ شوری: آیهٔ 19) و این مهربانی الهی باعث میشود که او بندگان خود را از ضلالت و شقاوت برحذر بدارد و شرایط سعادت و کمال را فراهم آورد.
هدایتگری: راهنمایی و هدایت مخلوقات، کار خداست. زیرا او با دانش نامحدود خود، راه رسیدن هر آفریده به کمال خویش را مقدر فرموده است و هر یک را به سمت و سوی سعادت خویش رهنمون میشود؛ چرا که هدایتکنندگی یکی از صفات الهی و «هادی» یکی از اسماء اوست؛ از اینرو، خداوند به مقتضای آنکه هدایتگر است، بر خود لازم کرده تا اسباب هدایت بشر را به انجام برساند و هادی بودن خود را نسبت به بشر محقق نماید.
بنابراین اوصاف الهی حکایت از آن دارد که خداوند به نیازهای بشر پاسخ داده باشد تا زمینهٔ سعادتش را فراهم کند. اما چگونه؟
شیوهٔ پاسخگویی به نیازهای برتر
رب و پروردگار جهان، هر مخلوقی را براساس حکمتش برای هدفی معین خلق میکند و به اقتضای رحمتش برای رسیدن به آن هدف، او را هدایت میفرماید. پس هدایت، یک اصل عام و همگانی در نظام خلقت است.
اما شیوهٔ هدایت مخلوقات متفاوت است. توضیح آنکه هر مخلوقی، متناسب با ویژگیها و محدودیتهایی که دارد، هدایت میشود.
انسان، سرمایهٔ ویژهای به نام قدرت تفکر و اندیشه دارد که او را از سایر مخلوقات متمایز میکند. انسان بهشرط وجود شرایط مناسب با این قدرت میتواند به بسیاری از مجهولات و مسائل روزمره پاسخ دهد، اما پیش از این دانستیم که به سبب محدودیتهایی که دارد، اقرار مینماید که قادر نیست به سؤالات بنیادین انسان، پاسخ راهگشا ارائه نماید، مگر آنکه یاریگری در این زمینه داشته باشد. به همین دلیل خداوند برنامهٔ هدایت انسان را که در برگیرندهٔ پاسخ به سؤالات بنیادین اوست از طریق پیامبران میفرستد تا انسان با تفکر در این برنامه، هدف خلقت خویش را درک کند و با آن به زندگی خود معنا بخشد، آینده روشنی که برایش ترسیم شده بشناسد و با کسب معرفت و تشخیص بایدها و نبایدها، راه صحیح زندگی را بیابد و پیش رود.
امام کاظم به شاگرد برجستهٔ خود، هشام بن حکم، فرمود:
«ای هشام، خداوند رسولانش را به سوی بندگان نفرستاد، جز برای آنکه بندگان در پیام الهی تعقل کنند. کسانی این پیام را بهتر میپذیرند که از معرفت برتری برخوردار باشند و آنان که در تعقل و تفکر برترند، نسبت به فرمانهای الهی داناترند و آنکس که عقلش کاملتر است، رتبهاش در دنیا و آخرت بالاتر است».
«ای هشام، خداوند دو حجت بر مردم دارد: حجتی آشکار و حجتی نهان. حجت آشکار، رسولان و انبیاء و ائمهاند و حجّت نهان، همان عقل انسانهاست.»
بنابراین با کنار هم قرار گرفتن عقل و وحی میتوان به پاسخ سؤالهای اساسی دست یافت. البته انسان بهعلت دارا بودن اختیار میتواند راههای دیگری را نیز برگزیند. اما چون هیچ برنامهٔ دیگری غیر از برنامهٔ خداوند نمیتواند پاسخ درستی به آن نیازها بدهد، انسان زیان خواهد کرد و با دست خالی دنیا را ترک گفته و به دیار آخرت خواهد شتافت و در آنجا زیان خود را مشاهده خواهد کرد. قرآن کریم چنین کسی را «ناسپاس» نامیده و میفرماید:
«إِنَّا هَدَیْنَاهُ السَّبِیلَ إِمَّا شَاکِرًا وَ إِمَّا کَفُورًا» (سورهٔ انسان، آیهٔ 3)
علت ناسپاس نامیده شدن چنین فردی، این است که وی برنامهٔ اطمینانبخش را دیده، اما از انتخاب آن سرپیچی کرده است. عمل این فرد مانند کسی است که در هنگام تشنگی، ظرف آب گوارا را از دست دوست نگیرد و به بهانهٔ اینکه انتخاب با خودم است، آگاهانه جام زهری را که ظاهراً شیرین است، بنوشد. البته چنین انسان ناسپاسی، گرفتار عمل خود خواهد شد و به عواقب کار خود خواهد رسید.
تعمیق یادگیری (صفحهٔ 18 کتاب درسی)
1- کدامیک از افراد زیر از حیات حقیقی برخوردارند؟ چرا؟
الف) پیروان بودا
ب) حواریون حضرت عیسی
2- در مورد نیازهای بنیادین به سؤالات زیر پاسخ دهید:
الف) اصلیترین تفاوت نیازهای بنیادین با سایر نیازها چیست؟
ب) هریک از موارد زیر به کدامیک از نیازهای بنیادین انسان اشاره دارند؟
- تلاش بعضی از افراد برای احضار ارواح در گذشتگان و سؤال از وضعیت آنها
- از کجا آمدهام؟ آمدنم بهر چه بود؟ / به کجا میروم آخر، ننمایی وطنم
- مرد خردمند هنر پیشه را / عمر دو بایست در این روزگار
تا به یکی تجربه آموختن / بادگری تجربه بردن به کار
3- دلیل بیاورید.
الف) هیچکس جز خدا نمیتواند به نیازهای بنیادین انسان پاسخ دهد.
ب) پاسخ به نیازهای بنیادین باید کاملاً درست و قابل اعتماد باشد.
ج) هدایت الهی، یک اصل عام و همگانی است.
د) تنها موجودی که برای دستیابی به سعادت نیازمند پیامبران میباشد، انسان است.
4- ضرورت وجود پیامبران را اثبات کنید.
5- چرا بر اساس آیهٔ «انا هَدَیناهُ السَبیلَ ...» کسانی که از پذیرش دعوت پیامبران سر باز میزنند، ناسپاس (کفور) نامیده شدهاند؟
6- منظور از حجت آشکار و نهان چیست؟ ارتباط آنها را با یکدیگر بیان کنید.
7- بین دو آیهٔ زیر ارتباط برقرار کنید.
الف) إِنا هَدَیناهُ السَّبِیلَ إِمَا شَاکِرًا و إِمَا کَفُورًا
ب) إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ (سورهٔ عصر، آیهٔ 2)
8- در هر یک از آیات زیر به کدامیک از ویژگیهای پاسخ نیازهای بنیادین اشاره شده است؟
الف) وَ مَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ حَدِیثًا (سورهٔ نساء، آیهٔ 87)
ب) رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنیَا حَسَنَةً وَ فِی الْآخِرَهِ حَسَنَةً وَ قِنَا عَذَابَ النَّارِ (سورهٔ بقرهٔ، آیهٔ 201)
9- صحیح و غلط را با ذکر دلیل تعیین کنید.
الف) هدایت انسان توسط پیامبران، دلیل وجود قوۀ تفکر در انسان است.
ب) تفاوت انسان با سایر موجودات در این است که خداوند تمام نیازهایش را با فرستادن پیامبران پاسخ میدهد.
ج) شاکر یا ناسپاس نامیده شدن انسان در قرآن، نشانهٔ مختار بودن اوست.
10- قرآن کریم خطاب به پیامبر اکرم: «ِنَّا أَنْزَلْنَا عَلَیکَ الْکِتَابَ لِلنَّاسِ بِالْحَقِّ ۖ فَمَنِ اهْتَدَیٰ فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ ضَلَّ فَإِنَّمَا یَضِلُّ عَلَیْهَا وَ مَا أَنْتَ عَلَیْهِمْ بِوَکِیلٍ» (سورهٔ زمر، آیهٔ 41)
این آیه به کدامیک از مفاهیم درس اشاره دارد؟ چگونه؟
هم اندیشی (صفحهٔ 19 کتاب درسی)
1- با توجه به پیشرفتهای عظیم علوم تجربی، انسان امروز چهقدر به دین و پیام آسمانی نیازمند است؟ به عبارت دیگر آیا نیازهایی که انسانهای گذشته را به سوی خدا و دین الهی میکشاند، همچنان پابرجاست؟
2- آیا با پیمودن هر راهی و با هر سلیقهای میتوان به مقصد نهایی و سعادت واقعی رسید؟ چرا؟
3- آیا انسان میتواند پاسخ دادن به این نیازها را نادیده بگیرد و براساس ضربالمثل «هرچه پیش آید خوش آید» رفتار کند؟ چرا؟
تحقیق کنید (صفحهٔ 20 کتاب درسی)
فردی میگوید: «یکی از دوستان من که مدتها برای انتخاب راه درست زندگی، دچار سرگردانی بود، با جریانی به نام «اومانیسم» مواجه شده است. اما اطلاعی دربارهٔ این جریان ندارد». با بررسی ویژگیهای این جریان، ویژگیهای اصلی آن را بنویسید و به این سؤال پاسخ دهید که آیا این جریان میتواند سعادت انسان را تضمین کند؟ چرا؟