درسنامه آموزشی تاریخ اسلام (1) کلاس دهم معارف
درس 6: پیامبر در مدینه (١)
مدینه، بهترین بستر رشد اسلام
پس از هجرت رسول خدا به یثرب، نام آن طبق دستور ایشان به «طابه» و «طیّبهٔ» تغییر یافت؛ چرا که معنای کلمهٔ یثرب عبارت بود از: عیب و فساد و سرزنش.
رفتهرفته به علت سکونت رسول خدا (ص) در این شهر، نامش به «مدینهٔ النبی» و «مدینهٔ الرسول» تغییر یافت و به اختصار «مدینه» نامیده شد.
قبل از ورود اسلام به این شهر، ساکنان آن عبارت بودند از : یهودیان و مهاجران از جنوب. یهودیان که از دوران قبل از میلاد حضرت مسیح در منطقهٔ شام میزیستند، در قرون نخستین میلادی در اثر فشارهای امپراتوری روم، ناچار از مهاجرت به مناطق دیگر شدند و بخشی از آنان به یثرب آمدند. گفته شده که دلیل انتخاب این منطقه، اخبار موجود در کتابهای یهودیان دربارهٔ محل مهاجرت پیامبر موعود بوده است. آنان پس از سکونت در این منطقه، رفتهرفته با کشاورزی، صنعتگری و تجارت، از قدرت اقتصادی و اجتماعی خوبی برخوردار شدند. هنگام ورود اسلام به یثرب، یهودیان در قالب قبایلی در مدینه میزیستند که اهمّ آنها سه قبیلهٔ بنیقَینُقاع، بنینَضیر و بنیقُرَیظه بودند که در بخش جنوب شرقی این شهر زندگی میکردند.
بهجز یهودیان، گروههای دیگری نیز در یثرب سکونت داشتند. مهمترین ساکنان این منطقه، دو قبیلهٔ اوس و خزرج بود. اینان عربهای مهاجر از جنوب جزیرة العرب، یعنی نواحی یمن بودند که در اثر مشکلات سیاسی، نظامی و اقتصادی، ناچار به سوی مناطق شمالی مهاجرت کردند و چون یثرب را به لحاظ موقعیت اقتصادی و زراعی مناسب یافتند، در آنجا سکنی گزیدند. این مهاجرت در اواسط قرن چهارم میلادی، حدود دو و نیم قرن پیش از هجرت رسول خدا به یثرب رخ داد. عربهای ساکن یثرب در طول دوران قبل از ورود اسلام به این شهر، درگیریهای زیادی با یکدیگر و با یهودیان داشتند که آخرین آن «جنگ بُعاث» بود که بین دو قبیلۀ اوس و خزرج رخ داد و خستگی آنان از این نبردها، یکی از عوامل مهم روی آوردن ایشان به پیام صلح و عدالت رسول خدا بود. یثرب، با توجه به وضعیت یاد شده و نیز برخی زمینههای دیگر، بستر مناسبی برای گسترش اسلام گشت. مهمترین این زمینهها عبارتاند از:
1- حضور یهودیان در این شهر و گزارشهای آنان دربارهٔ پیامبر موعود و ویژگیهای او.
2- وضعیت بحرانی یثرب و جنگهای ممتد و زیان بار.
3- پایههای سست شرک و بتپرستی که تاب مقاومت در برابر پیام جذاب و منطقی قرآن را نداشت. در روایتی از رسول خدا چنین میخوانیم که: «فُتِحَتِ المدینةُ بِالْقُرآنِ»؛ یعنی «مدینه به وسیلهٔ قرآن فتح شد.»
مدینه؛ پایگاه حکومت نبوی
با ورود رسول خدا به یثرب، آن حضرت بیدرنگ، زمینههای تأسیس اولین حکومت اسلامی را فراهم کرد که عبارت بود از:
1- تأسیس مسجد نبوی
در اسلام، مسجد جایگاه والایی دارد. این مکان مقدس، تنها، محل عبادت و نیایش بندگان با خدای متعال نیست؛ زیرا علاوه بر عبادت، آموزش و پروراندن جانهای مستعد، دیدار مؤمنان با یکدیگر و رفع مشکلات آنان، بسیج نیروها و تأمین نیازهای دولت اسلامی و... همه و همه میتواند در چنین مکانی صورت گیرد. بدینلحاظ، رسول خدا بلافاصله پس از ورود به مدینه، در آغازین گام برای تشکیل حکومت اسلامی، به عنوان پایگاه و مرکز حکومت خود مسجدی ساخت. آن حضرت در بَدو ورود به مدینه در پاسخ به درخواست افراد مختلف برای میزبانی از ایشان فرمودند: «راه شتر را باز گذارید که او مأمور است.» شتر آن حضرت سرانجام در قطعه زمینی که به دو بچه یتیم تعلق داشت زانو زد. رسول خدا آن زمین را خریداری کرد و مسجد را آنجا ساخت. اکثر مسلمانان از جمله خود آن حضرت در این کار سهیم بودند و سرانجام مسجد نبوی به شکل بسیار سادهای بنا شد. در کنار مسجد نیز حجرههایی برای سکونت پیامبر و مسلمانان مهاجر ساخته شد؛ اما تا زمان بنای حجرهها، آن حضرت در خانهٔ ابوایّوب انصاری میزیست. از آن پس، به جز عبادات، اموری همچون ایراد خطبهها و برگزاری جلسات دیدارها با نمایندگان قبایل، تجهیز نیرو برای اعزام به مأموریتهای اطلاعاتی و جنگی و دیدار با مسلمانان، در این مکان مقدس صورت میگرفت او در یک کلام، مسجد نبوی پایگاه مرکزی حکومتی بود که روزی بر تمام جزیرهٔالعرب گسترش یافت.
فکر کنید و پاسخ دهید (صفحهٔ 49 کتاب درسی)
چرا رسول خدا پیش از هر اقدام دیگری، به ساخت مسجد اهتمام ورزید؟
2- پیمان برادری میان مهاجران و انصار و اهداف آن
همراه با پیامبر تعداد زیادی از مسلمانان مهاجر مکه نیز وارد شهر مدینه شدند و آنها نیز باید در جایی استقرار مییافتند. هر کدام از آنها مهمان یکی از مسلمانان مدینه شدند و بدینگونه دو گروه از مسلمانان مکه و مدینه در کنار هم زندگی جدیدی را آغاز کردند. مسلمانان مکه «مهاجر» نامیده شدند و مسلمانان مدینه به «انصار» شهرت یافتند. از اقدامات بسیار مهم رسول خدا برای تأسیس حکومت و جامعهٔ منسجم اسلامی، ایجاد پیمان برادری میان مسلمانان بود. از منظر قرآن کریم، همهٔ مؤمنان با یکدیگر برادرند، اما به جز برادری عمومی مؤمنان، بر ایجاد عقد برادری بهصورت دو به دو نیز تأکید شده است. رسول خدا در دورۀ حضورشان در مکه، پیمان برادری را میان تعدادی از مسلمانان ایجاد کردند. پس از هجرت به مدینه نیز با دستور آن حضرت، پیمان برادری مهاجران و انصار برقرار شد. مهمترین اهداف این اقدام عبارت بود از:
1- تأکید بر برادریِ ناشی از ایمان
2- ایجاد روحیهٔ تعاون و همکاری و تأکید بر الفت و همبستگی همگانی
3- آمادهسازی مسیر وحدت جامعه
4- تغییر فرهنگ جاهلی مبتنی بر پیمانهای قبیلهای به پیمان مبتنی بر روح ایمان و اسلام
شایان ذکر است که رسول خدا در هر دو نوبت، امیرمؤمنان علی را برادر خود دانست.
3- پیمان عمومی مدینه
سومین اقدام مهم و زمینهساز برای تأسیس حکومت و جامعهٔ اسلامی، آن بود که رسول خدا با در نظر گرفتن ترکیب قبیلهای مدینه، پیمانی عمومی مبتنی بر اصول مترقی اسلام، میان آنان برقرار ساخت. این پیمان را میتوان به منزلهٔ اولین قانون اساسی در اسلام قلمداد کرد که رسول خدا به به منظور ایجاد نظمی مبتنی بر عدالت و قوانین الهی در جامعهٔ مدینه وضع کرد؛ مهمترین محورهای این پیمان بدین قرار است:
1- تشکیل جامعهای متشکل از مسلمانان و یهودیان مدینه
2- آزادی مسلمانان و یهودیان مدینه در پیروی و عمل بر اساس دین خود
3- حاکمیت عدالت، در برخورد با تجاوز افراد نسبت به هم
4- دفاع مشترک مسلمانان و یهودیان از مدینه
5- مقدس بودن شهر مدینه و حُرمت خونریزی در آن
6- مرجعیت پیامبر برای داوری و رفع هرگونه اختلاف در مدینه
به جز این پیمان عمومی، رسول خدا با هر یک از قبایل سهگانهٔ یهودی ساکن در مدینه و نیز با عربهای یهودی شده نیز، پیمان جداگانهای منعقد کرد که بر اساس آن، یهودیان نباید با دشمنان مسلمانان همکاری کنند و گامی بر ضرر مسلمانان بردارند. در غیر این صورت، حق مجازات ایشان برای پیامبر محفوظ بود.
4- تشکیل نیروی نظامی
هدایت فکری مردم از طریق تبلیغ و دعوت به توحید اصلیترین شیوه پیامبر بود. با این روش تعداد زیادی به اسلام گرویدند. پس از هجرت رسول خدا به مدینه در راستای شکلگیری و تثبیت حکومت اسلامی، ایجاد تشکیلات نظامی اجتنابناپذیر بود چرا که قریش هیچگاه حاضر نمیشد مسلمانان را به رسمیت بشناسد و با ایجاد موانع نظامی و اقتصادی سعی میکرد از گسترش اسلام جلوگیری نماید. پیامبر و مسلمانان نیز بدون داشتن قدرت کافی، توانایی مقابله با تهدیدات داخلی و خارجی را نداشتند. با نزول آیات 39 و 40 از سورهٔ حج، اِذن جهاد و جنگ با کافران از سوی خداوند صادر شد. به دنبال نزول این دستور، رسول خدا که طبق پیمان دفاعی و نظامی با مردم مسلمان مدینه، رهبری سیاسی را نیز عهدهدار بودند تصمیم گرفتند یک نیروی نظامی تشکیل دهند. با تشکیل نیروی یاد شده ـ که در آغاز دارای افراد و تجهیزات محدود بود ـ از اواخر سال اول هجری حرکات کوچک نظامی و اطلاعاتی آغاز شد که در هیچیک از آنها ـ به جز یک مورد ـ تا قبل از جنگ بدر، درگیری پیش نیامد. اهداف رسول خدا از اینگونه عملیات عبارت بود از:
1- تهدید مسیر تجارت مشرکان مکه به شام که از خط ساحلی دریای سرخ و با فاصلهٔ اندکی از مدینه میگذشت.
2- نمایش قدرت نظامی مسلمانان، تا نقش بازدارنده نسبت به حملات مشرکان داشته باشد.
3- هشدار به یهودیان مدینه، تا به فکر اقدامات موذیانه نباشند.
4- ضربهٔ اقتصادی بر پیکرهٔ مشرکان؛ زیرا آنان تمامی اموال مسلمانان مهاجر را تصرف کرده بودند.
5- غزوات
الف) غزوهٔ بدر، علل و نتایج آن
در اصطلاح سیرهنویسان پیرامون جنگها، دو لفظ غزوه و سرّیه بیش از همه رواج دارد.
مقصود از غزوه آن گونه هجوم به دشمن است که خود رسول خدا به همراه سپاه بود و آن را رهبری می کرد.
در حالی که مقصود از سریه اعزام گروهها با گردانها و هنگهایی بود که خود پیامبر در آن شرکت نداشت و برای آنها سرپرستی معین مینمود و آنان را به مقصد اعزام میکرد.
قریش در طول 13 سال رسالت پیامبر (ص) در مکه از هیچگونه آزار و اذیت نسبت به ایشان و مسلمانان فروگذار نکردند و حتی پس از هجرت نیز از پای ننشستند. دارایی ناچیز مسلمانان در مکه را مصادره میکردند و مانع از هجرت آنان میشدند.
از سوی دیگر مشرکین مکه برای مقابله با حکومت نوپای اسلامی اندیشهٔ محاصرهٔ شدید اقتصادی مدینه را در سر میپروراندند و در نامهای به پیامبر اخطار دادند که در انتظار حملهٔ قریش باشد. بر این اساس پیامبر که در سال دوم هجری به مسلمانان اجازه دادند تا به تلافی اموال مصادره شده خود، راه را بر کاروان قریش بهسرپرستی ابوسفیان که از شام باز میگشت ببندند. مسلمانان حرکت کردند اما کاروان از دسترس خارج شده بود.
هنگام بازگشت کاروان از شام نیز رسول خدا به همراه 313 مسلمان به سوی آن حرکت کرد. ابوسفیان که رهبری کاروان را به دست داشت، با ارسال پیکی به مکه، مشرکان را از خطر باخبر ساخت و خود نیز با تغییر مسیر کاروان، آن را از دسترس دور ساخت. مشرکان مکه به اصرار ابوجهل، با سپاهی هزار نفری به سوی منطقهٔ بدر حرکت کردند و در برابر سپاه اسلام قرار گرفتند. رسول خدا تأکید بر عدم آغاز جنگ داشت؛ اما با اصرار مشرکان، جنگ آغاز شد. این جنگ، با رشادت سربازان اسلام بهویژه امیرمؤمنان علی و امدادهای غیبی به نفع مسلمانان پایان یافت و مشرکان با دادن 140 کشته و اسیر، شکست خوردند.
ب) غزوهٔ اُحُد
پیروزی مسلمانان در نبرد بدر، احساس قدرت و امید را در مسلمانان مدینه و احساس تلخ شکست را در منافقان و یهودیان پدید آورد.
سران شرک در مکه پس از تجربهٔ شکست بدر، تلاش کردند حس انتقام جویی را در مکیان زنده نگه دارند و برخی از یهودیان مدینه نیز با سفر به مکه، به این جو دامن میزدند. با گذشت یک سال از حادثه بدر، رسول خدا اطلاع یافت که مشرکان مکه با سپاهی سه هزار نفری به سوی مدینه در حرکتاند. آن حضرت پس از مشورت با یاران، تصمیم گرفت در خارج از مدینه با دشمن بجنگد. محل استقرار نیروهای دو طرف، در حاشیهٔ کوه اُحُد در شمال مدینه بود. گفتنی است رسول خدا با حدود هزار نفر به سوی اُحُد حرکت کرد؛ اما حدود سیصد نفر از منافقان، از میانهٔ راه بازگشتند. پس از استقرار کنار کوه اُحُد، رسول خدا پنجاه نفر تیرانداز را برای محافظت از گذرگاه پشت سر سپاه اسلام گماشت. نبرد اُحُد نیز همچون بدر توسط مشرکان آغاز شد اما از همان ابتدا، با ایمان مسلمانان و رشادت آنان، به سود مسلمانان تمام شد و دشمن پا به فرار نهاد. به گفتهٔ مورخان، نقش امیرمؤمنان علی در کشتن پرچمداران شرک، زمینهساز جرئت مسلمانان در غلبه بر مشرکان شد. دنیاطلبی تعدادی از مسلمانان موجب شد قبل از پیروزی کامل، به جمع کردن غنیمتها مشغول شوند و حتی اغلب سربازانِ محافظ گذرگاه نیز به این منظور از کوه سرازیر شدند. این امر موجب شد دشمن از پشت به مسلمانان حمله کند و شکست پس از پیروزی را بر مسلمانان تحمیل کند. در این نبرد، هفتاد نفر از مسلمانان به شهادت رسیدند که یکی از آنان، حمزه عموی بزرگوار رسول خدا بود.
درسهایی از جنگ اُحُد
1- نتایج نافرمانی از دستورهای رسول خدا
2- محرومیت از امدادهای غیبی به علت دنیاطلبی
3- اهمیت صبر و استقامت و اخلاص
4- آمادگی برای حوادث بعدی
ج) غزوۂ خندق
پس از غزوهٔ احد، از جمله مهمترین رخدادها، غزوۂ احزاب یا خندق است که در سال پنجم هجری به وقوع پیوست. مشرکان مکه اینبار تصمیم گرفتند با سپاهی عظیم، ضربهٔنهایی را بر پیکرهٔ اسلام وارد سازند. تعداد این سپاه را ده هزار نفر گفتهاند! رسول خدا پس از مشورت با یاران، پیشنهاد سلمان فارسی مبنی بر حفر خندق را پسندید. از آنجا که سمت جنوب، شرق و غرب مدینه را زمینهای سنگلاخ، نخلستان، منازل و قلعهها فرا گرفته بود، این خندق در سمت شمالِ شهر حفر شد. عرض و عمق آن به قدری بود که یک فرد سواره به آسانی نتواند از آن عبور کند، و طول آن را نیز برخی از محققان حدود پنج و نیم کیلومتر تخمین زدهاند! حفر چنین خندقی در فرصتی کوتاه، نشانگر همت و اخلاص مسلمانان و رهبر آنان است. سپاه احزاب که گویا برای اولین بار با چنین صحنهای مواجه میشدند، در حیرت و شگفتی فرو رفتند. آنان روزهای متمادی پشت خندق در انتظار یافتن راه نفوذی به آنسو بودند، اما راه به جایی نبردند و معدود قهرمانان آنان نیز که عبور کردند، یا کشته شدند یا فرار کردند. در نهایت، عواملی زمینهساز شکست و بازگشت احزاب شد که عبارتاند از:
1- کشته شدن عَمْرو بن عبدود (پهلوان نامدار عرب) به دست امیرمؤمنان علی (ع)
2- نقض توافق مشرکان و یهودیان پس از فعالیتهای عامل نفوذی پیامبر
3- طولانی شدن جنگ و دشواری تأمین آذوقه
4- غلبهٔ رعب و ترس بر دلهای مشرکان به سبب سرما، باد و طوفان
حکومت اسلامی و تهدیدات
علاوه بر جنگها، جامعهٔ نوپای اسلامی در مدینه همواره با تهدیداتی مواجه بود که مهمترین آنها عبارتند از:
الف) جریان نفاق
پس از هجرت رسول خدا به مدینه، گروهی از بتپرستان و یهودیان، به ظاهر اظهار اسلام کردند اما در باطن همچنان بر آیین پیشین باقی بودند. اینان، چون قدرت روز افزون اسلام را میدیدند و توان رویارویی آشکار با آن را نداشتند، با تظاهر به اسلام، خود را در صفوف مسلمانان جای دادند. منافقان با یهودیان سر و سِرّی داشتند و در نهان بر ضد مسلمانان توطئه میکردند. رهبر منافقان، شخصی به نام عبداللهبناُبی بود. مردم مدینه در آستانهٔ هجرت پیامبر به این شهر، قصد داشتند عبداللهبناُبی را به مقام پادشاهی رسانند و حتی تاجی نیز برایش فراهم ساخته بودند؛ اما با ورود پیامبر به صحنهٔ سیاسی مدینه، عبداللهبناُبی از رسیدن به این مقام محروم شد و کینهٔ آن حضرت را به دل گرفت. از آن پس وی، به همراه دیگر منافقان، نقش تخریبی زیادی ایفا کرد و مبارزهٔ رسول خدا با آنان دشوارتر از مبارزه با یهودیان و مشرکان بود؛ زیرا اینان در پس نقابِ نفاق پنهان شده بودند و پیامبر به حکم ظاهر اسلام، نمیتوانست با آنان بجنگد. کارشکنیهای آنان بهصورت تشکیلاتی و جزیی تا مرگ عبداللهبناُبی در سال نهم هجری و پس از آن، به صورت فردی ادامه یافت.
فکر کنید و پاسخ دهید (صفحهٔ 56 کتاب درسی)
آیا میتوانید امروزه نیز نشانهها و نمونههای جریان نفاق را بیابید؟
ب) یهود و پیمانشکنی آنان
خواندید که یهودیان از مدتها پیش از ظهور اسلام، در مدینه ساکن شده بودند. آنان بر اساس گزارشهای موجود در کتاب مقدسِ خود، دریافته بودند که پیامبر موعود از چه نام و نَسَبی برخوردار است و نیز گفته شده که سبب اصلی سکونت یهودیان در مدینه، گزارشهایی مبنی بر هجرت پیامبر موعود به این منطقه، در کتاب مقدس یهودیان بود. با وجود آنکه یهودیان شواهد کافی برای یقین به نبوت رسول خدا در اختیار داشتند، اما به علت روحیات نژادپرستانه و نیز حسادت نسبت به رسول خدا و مسلمانان، اغلب آنان، پیمانِ با پیامبر را زیر با نهاده، به مخالفت و کارشکنی بر ضد اسلام پرداختند. حاصل دشمنیهای یهودیان مدینه، بروز سه جنگ بین مسلمانان و سه طایفهٔ یهودی ساکن مدینه، یعنی طوایف: بنیقَینُفاع، بنینَضیر و بنیقُریظه بود. این حوادث منجر به اخراج این یهودیان از مدینه و تنبیه آنان توسط رسول خدا شد. ویژگی مهم یهودیان که به آن شهرت داشتند، عهدشکنی آنان و عدم پایبندی به پیمانهاست.
پرسشهای نمونه (صفحهٔ 58 کتاب درسی)
1- ساکنان اولیهٔ یثرب، چه کسانی بودند و چرا به این محل مهاجرت کردند؟
2- زمینههای رشد و گسترش اسلام در یثرب را بیان کنید.
3- مسجد نبوی چگونه بنا شد و چه کار کردهایی داشت؟
4- پیمان برادری چند بار و با چه اهدافی میان مسلمانان برقرار شد؟
5- اهداف رسول خدا از عملیات اطلاعاتی و نظامی چه بود؟ توضیح دهید.
6- علت شکست مسلمانان در غزوهٔ اُحُد را توضیح دهید.
7- عوامل شکست مشرکان در غزوهٔ احزاب را برشمارید.
اندیشه و جست و جو (صفحهٔ 58 کتاب درسی)
1- با توجه به آیات مربوط، مراحل تشریع جهاد در اسلام را بررسی کنید.
2- در هر دو پیمان برادری مکه و مدینه، میان رسول خدا و امیرمؤمنان علی پیمان برادری بسته شده است. دربارهٔ مقام برادری علی با پیامبر و و نیز تلاش دشمنان آن حضرت بر انکار آن، تحقیق کنید و حاصل آن را به دوستانتان ارائه کنید.