درسنامه آموزشی تاریخ اسلام (1) کلاس دهم معارف
درس 5: رسول خدا (ص) از شعب ابیطالب تا هجرت به مدینه
1- تحریم مسلمانان (شعب ابوطالب)
با گذشت چند سال از دعوت آشکار، مشرکان دریافتند که امکان روی گردانی پیامبر از دعوت وجود ندارد، بدین لحاظ تصمیم به قتل آن حضرت گرفتند. آنان میدانستند که این کار در صورتی ممکن است که بنیهاشم و در رأس آنان ابوطالب راضی به آن باشند؛ زیرا در غیر این صورت، قریش گرفتار یک جنگ داخلی میشد. بدین سبب، از ابوطالب خواستند تا دیهٔ قتل پیامبر را به میزان دو برابر از آنان دریافت کند و در مقابل اجازه دهد که فردی از غیر قریش، آن حضرت را به قتل برساند.
ابوطالب به شدت با خواستهٔ آنان مخالفت کرد و از «بنی هاشم» خواست تا در داخل شعبِ خود، از جان رسول خدا دفاع کنند. در پی درخواست ابوطالب، همگی بنیهاشم به جز ابولهب و ابوسفیان بن حارث بن عبدالمطلب پیشنهاد او را پذیرفتند. پس از تجمع بنیهاشم در شِعب، قریش تصمیم گرفتند تا با آنان قطع ارتباط کنند و تمام پیوندهای اقتصادی، خانوادگی، دوستی و رفت و آمد خود را با خاندان بنیهاشم قطع کنند. مشرکان قریش، پیمانی نوشتند و امضا کردند که: «از بنیهاشم پشتیبانی نکنند، با آنان سخن نگویند، با آنان بیعت و ازدواج نکنند و با آنها ارتباط برقرار نکنند تا رسول خدا را به آنها تحویل دهند که او را به قتل برسانند.»
در مدت محاصرهٔ مسلمانان، اموال حضرت خدیجه و بعضی از بنیهاشم بخشی از مشکلات را کاهش داد. با وجود این، در اواخر این دوره، سختی محاصره به گونهای بود که فرزندان بنیهاشم از شدت گرسنگی مینالیدند و مشرکان صدای نالهٔ آنان را میشنیدند. گرچه محدودهٔ شِعب نیز بهوسیلهٔ حصار فیزیکی (دیوار یا سرباز) محصور نبود، اما خروج بنیهاشم از آن، به جز در روزهای حج در ذیالحجه، و روزهای عمره در رجب با خطر جانی همراه بود؛ به همین جهت، در برخی موارد، کسانی، از جمله حضرت علی بهصورت پنهانی از شِعب خارج میشدند و آذوقه تهیه میکردند و به درون شِعب میبردند.
با گذشت سه سال، روزی رسول خدا به عمویش ابوطالب خبر داد که موریانه پیماننامهٔ مشرکان به جز عبارت بِاسمِکَ اللهم را خورده است! این خبر که جز از راه غیبی نمیتوانست به دست آمده باشد، مورد تأیید ابوطالب قرار گرفت. از اینرو خطاب به پیامبر اکرم میگفت: «من گواهی میدهم که تو جز سخن راست، چیزی نمیگویی.» وی سپس نزد مشرکان رفت و جریان را بازگفت. آنان نیز به سراغ پیماننامه رفتند و در حالی که تا آن زمان، کسی پیماننامه را نگشوده بود، خبر پیامبر را درست یافتند. این حادثه، در کنار تصمیم برخی از مشرکان برای پایان دادن به محاصره به علت مسائل قبیلهای موجب شد آنان دست از محاصره بکشند و مسلمانان دوباره به زندگی عادی خود بازگشتند که به نوبهٔ خود، پیروزی بزرگی بود.
2- سال اندوه (عام الحُزن)
حدود دو ماه پس از پایان محاصره در شعب، دوتن از عزیزترین یاران رسول خدا یعنی ابوطالب و خدیجه، رحلت کردند. ابتدا ابوطالب و به فاصلهای اندک پس از او، خدیجه از دنیا رفت. این مصیبت به قدری بر رسول خدا سنگین بود که سال رحلت آن دو (دهم بعثت) را «عام الحُزن» نامید.
3- اقدامات تبلیغی پیامبر
در پی وفات ابوطالب، مشرکان قریش با توجه به فقدان حامی بزرگ رسول خدا بر شدت اذیتهای خود افزودند. در چنین شرایطی، آن حضرت تصمیم گرفت که با سفر به اطراف مکه، اسلام را در میان قبایل دیگر تبلیغ کند.
الف) سفر به طائف
پیامبر چندین مرتبه برای تبلیغ اسلام در میان قبایل، از مکه خارج شد و علی او را همراهی میکرد. یکی از معروفترین این سفرها، سفر آن حضرت به شهر طائف بود که در سال دهم بعثت انجام شد. این شهر در جنوب شرقی مکه قرار دارد و در آن زمان باغها و زمینهای کشاورزی خوبی داشت و قبیلهٔ ثقیف در آن زندگی میکردند.
در این سفر، علی زید بن حارثه (پسرخواندهٔ رسول خدا) نیز آن حضرت را همراهی میکردند. رسول خدا در طائف، با سران ثقیف دیدار و گفتوگو کرد، اما واکنش آنان مناسب نبود، و حتی بعضی از آنان، کودکان و بردگان و دیوانگان را تحریک کردند که به پیامبر ناسزا گفته و به سوی او سنگ پرتاب کنند. پیامبر اکرم از اسلام آوردن مردم طائف مأیوس شد و با همراهانش به مکه بازگشت، اما همچنان به دیدار خود با قبایل مختلف بهویژه در موسم حج ادامه میداد. در این زمان، به علت شدت گرفتن اذیتهای مشرکانِ مکه آن حضرت دورهٔ سختی را پشت سر نهاد.
ب) دیدار با قبایل یثرب
از جمله کسانی که رسول خدا بهویژه در موسم حج با آنان دیدار میکرد، نمایندگانی از قبایل ساکن در شهر یثرب بودند. در دیدارهای پراکندهای که آن حضرت با مردمانی از یثرب داشت، زمینههای گرایش مردم این شهر به اسلام را فراهم کرد و حتی تعدادی از آنان نیز اسلام آوردند.
پیمان عَقَبه اولی و محتوای آن: در سال دوازدهم بعثت، پس آنکه خبر گسترش اسلام، در خانههای یثرب پیچید، دوازده نفر از مردم یثرب در موسم حج و در منطقهٔ مِنا، در ناحیهای که معروف به عَقَبه بود با رسول خدا دیدار کردند. این گروه، از دو قبیلهٔ مهم اَوْس و خَزْرَج بودند. در این دیدار پنهانی، آنان ضمن پذیرش اسلام و بیعت با رسول خدا پایبندی خود به چند چیز را ملتزم شدند که عبارت بود از: شرک نورزیدن به خدا، دزدی نکردن، پرهیز از روابط نامشروع، نکشتن فرزندان، پرهیز از انتساب دروغین فرزندان به غیر پدرانشان و بالاخره پرهیز از نافرمانی پیامبری در امور نیک. این بیعت به بیعت عقبهٔ اولی معروف است.
پیمان عقبه ثانیه و ثمره آن: درپی این بیعت، رسول خدا یکی از یارانش به نام مُصعَبِ بن عُمَیر را به منظور تعلیم قرآن و احکام اسلام، به یثرب فرستاد.
ثمرهٔ تلاشهای مصعب بن عمیر آن بود که در طول یک سال، تعداد زیادی از مردم یثرب گرایش به اسلام پیدا کردند. از مهمترین اقدامات او، مسلمان کردن سَعدِ بن مُعاذ بود. از آنجا که او ریاست قبیلهاش را برعهده داشت، تعداد زیادی از قبیلهٔ او نیز مسلمان شدند. در موسم حج سال سیزدهمِ بعثت حدود هفتاد و سه مرد و دو زن از اهالی یثرب، شبانه و پنهانی در محل عقبه با رسول خدا دیدار کرده؛ ضمن اعلام پذیرش اسلام، از آن حضرت دعوت کردند که به یثرب هجرت کند و متعهد شدند که همچون زنان و فرزندانشان، از پیامبر دفاع کنند. رسول خدا نیز با آنان عهد بست که حتی پس از پیروزی بر مشرکان، آنان را رها نسازد و نزدشان بماند، با دشمنشان دشمن، و با دوستانشان دوست باشد. این بیعت، به بیعت «عقبهٔ ثانیه» یا «بیعهٔ الحَزْب» معروف شده است؛ زیرا محتوای آن، جنبهٔ نظامی و جنگی داشت.
فکر کنید و پاسخ دهید (صفحهٔ 44 کتاب درسی)
بهنظر شما چرا پیشرفت اسلام در مدینه سریعتر از مکه بود؟
بیعت عقبهٔ دوم در یکی از شبهای پس از عید قربان سال سیزدهم بعثت، و آنگاه که حاجیان در منطقهٔ مِنا حضور داشتند، اتفاق افتاد. از آنجا که مسلمانان یثرب، وعدۀ حمایت از پیامبر و مسلمانان مکه را داده بودند، به فرمان آن حضرت، مسلمانان مکه، گروه گروه به یثرب مهاجرت کردند و تنها کسانی در مکه ماندند که به علت سختگیری خانوادهشان و نیز سران شرک، در مکه زندانی شده بودند و سرانجام پس از گذشت بیش از هفتاد روز از بیعت عقبهٔ دوم، با توطئهٔ دارالندوه، زمینهٔ هجرت رسول خدا نیز به یثرب فراهم گشت.
4- توطئهٔ دارُالنَدوه و هجرت نبوی
فراهم آمدن مکان امنی همچون یثرب برای پیامبر و مسلمانان، موجب نگرانی و وحشت هر چه بیشتر مشرکان شد؛ از اینرو، تصمیم گرفتند دربارهٔ رسول خدا تدبیری جدی داشته باشند. آنان تا آن زمان، بدون کسب نظر بنیهاشم، دنبال کشتن آن حضرت نبودند؛ زیرا مکه، شهری تجاری بود و این کار میتوانست امنیت آنجا و در نتیجه، تجارتش را به خطر اندازد. اما با توجه به شرایط جدید، فکر کشتن رسول خدا رفتهرفته قوت گرفت.
سران شرک، مجلسی در دارُالندوه ترتیب دادند تا دربارهٔ چگونگی رفتار با رسول خدا با مشورت کنند. ابتدا دو پیشنهادِ اخراجِ حضرت از مکه و نیز زندانی کردن آن حضرت مطرح شد، اما هیچکدام از این پیشنهادها تصویب نشد؛ زیرا اخراج او موجب ملحق شدنش به دیگر مسلمانان در یثرب، و زندانی کردنش نیز موجب تحریک بنیهاشم و مسلمانان برای نجات او میشد. بدین لحاظ، سومین گزینه، یعنی کشتن پیامبر، تصویب شد. اما برای آنکه بنیهاشم، پس از قتل پیامبر اقدام به جنگ و قصاص نکنند، تصمیم بر آن شد که نمایندگانی از تمام قبایل در این کار سهیم باشند و ابولهب عموی پیامبر نیز از جانب بنیهاشم، در قتل آن حضرت شرکت کند.
رسول خدا بهواسطهٔ فرشته وحی، از این توطئه آگاه شد:
«و (یاد کن) هنگامی را که کافران دربارهٔ تو نیرنگ میکردند تا تو را به بند کشند یا بُکشند یا (از مکه) اخراج کنند و نیرنگ میزدند و خدا تدبیر میکرد و خدا بهترین تدبیرکنندگان است.»
پیامبر خدا پس از وحی الهی، به امیرمؤمنان علی مأموریت داد که در شب توطئه (یعنی شب اول ربیعالاول سال چهاردهم بعثت) در جای آن حضرت بخوابد. امیرمؤمنان نیز با آغوش باز، به این امید که پیامبر سالم بماند، این پیشنهاد را پذیرفت و رسول خدا با قرائت آیهٔ 9 از سورهٔ یس به اعجاز الهی، بدون آنکه مشرکان او را ببینند، از خانه خارج و به سوی غار ثور حرکت کرد.
با رفتن رسول خدا، علی طبق سفارش آن حضرت، در جای او خوابید و روانداز سبزرنگ پیامبر را بر روی خود انداخت؛ به گونهای که حتی سَرَش نیز آشکار نبود و گاه از این پهلو به آن پهلو میغلتید. این کار برای گمراه کردن مشرکان بود؛ زیرا آنان میتوانستند محل خواب پیامبر را مشاهده کنند. مشرکان شب را در انتظار ماندند و با دمیدن صبح، به درون خانه حمله بردند، اما ناگاه با علی مواجه شدند که از جای خواب رسول خدا برخاست و چون سراغ آن حضرت را گرفتند، علی اظهار بیاطلاعی کرد و فرمود: مگر او را به من سپردهاید؟ این اقدام فداکارانهٔ امیرمؤمنان علی در آیهای از قرآن کریم مورد تمجید خداوند قرار گرفت. این آیهٔ، به آیهٔ مبیت و آن شب به لَیلَهٔالمَبیت معروف شده است.
رسول خدا با خروج از خانه به سمت غار ثور در جنوب شرقی مکه رفت! زیرا یثرب در سمت شمالی مکه قرار داشت و مشرکان گمان میکردند آن حضرت بهسوی شمال خواهد رفت. در راه رفتن به سمت غار ثور، ابوبکر با اطلاع یافتن از مقصد آن حضرت، به او ملحق شد و هر دو باهم، وارد غار ثور شدند. مشرکان نواحی مختلف اطراف مکه را گشتند تا سرانجام به غار ثور رسیدند اما تارهای عنکبوت و نیز کبوتر خوابیده بر روی تخمهایش در ورودی غار، هرگونه احتمال ورود کسی به درون غار را منتفی میساخت! و بدین ترتیب، خداوند جان پیامبرش را به ارادهٔ خود و بهوسیلهٔ دو موجود بسیار ضعیف (عنکبوت و کبوتر) از این خطر بزرگ نجات داد.
در طول سه شبانهروزی که رسول خدا در غار ثور بود. امیرمؤمنان علی، مخفیانه، آذوقه به آن حضرت میرساند و در روز چهارم، پس از آنکه مشرکان از یافتن رسول خدا و مأیوس شدند، آن حضرت و ابوبکر و راهنمای مسیر، با سه شتر که علی برای آنان اجاره کرده بود، راهی یثرب شدند. آنان، مسیر مکه تا یثرب را از بیراهه طی کردند و پس از نُه روز، در دوازدهم ربیع الاول، به دهکده قُبا در جنوب یثرب رسیدند. گفتنی است، این رخداد مهم، یعنی هجرت رسول خدا به یثرب، توسط آن حضرت، به عنوان مبدأ تاریخ مسلمانان اعلام شد و بعدها در عصر خلافت دومین خلیفه و با راهنمایی امام علی رسمیت یافت.
پرسشهای نمونه (صفحهٔ 46 کتاب درسی)
1- سبب اصلی محاصرهٔ بنیهاشم در شعب ابیطالب چه بود؟
2- محتوای پیمان مشرکان بر ضد بنیهاشم چه بود و چه سرانجامی یافت؟
3- مفاد پیمان عقبهٔ اول چه بود؟
4- نام دیگر پیمان عقبۀ دوم چیست؟ دلیل این نامگذاری چه بود و این پیمان چه نتیجهای را به دنبال داشت؟
5- رسول خدا برای نجات از توطئهٔ مشرکان در دارالندوه، چه تدابیری اندیشید؟
اندیشه و جست و جو (صفحهٔ 46 کتاب درسی)
1- در مسیر هجرت رسول خدا از مکه به یثرب، دو حادثه رخ داده است، در اینباره تحقیق کنید.
2- هجرت در اسلام از جایگاه ویژهای برخوردار است. آیات مربوط به آن را بیابید و دربارهٔ آنها تأمل کنید.
3- مفاد پیمان عقبۀ اول چگونه میتواند فضای اجتماعی شبه جزیره را ترسیم نماید.