خانه
گاما

درسنامه آموزشی تاریخ (2) کلاس یازدهم معارف

درس 12: فرهنگ و تمدن اسلامی (1)

بازدید575
تاریخ بروزرسانی1404/08/19

تعریف فرهنگ و تمدن

برای هر یک از این دو واژه، تعاریف گوناگونی ارائه شده است. اما در جمع‌بندی این تعاریف می‌توان آنها را چنین تعریف کرد:

فرهنگ: شیوهٔ زندگی گروهی از انسان‌هاست که با یکدیگر زندگی می‌کنند. شناخت و باورها، احساسات و گرایش‌ها، اخلاق، هنر، شیوه‌های زندگی، آموزش و پرورش، ارزش‌ها، آداب و رسوم که همگی جزء مقولهٔ فرهنگ به شمار می‌روند.

تمدن: به «مجموعه دستاوردها و اندوخته‌های مادی و معنوی بشر که نمودِ بیرونی دارند» اطلاق می‌شود؛ توضیح آنکه انسان‌ها بر اساس فرهنگ خودشان این امکان را می‌یابند که نیازهای مادی و معنوی خود را تأمین کنند. به عبارت دیگر، زمینه‌های فرهنگی، چگونگی رفع نیازهای مادی و معنوی را تعیین می‌کند. بنابراین، علوم مختلف، هنرها، معماری‌ها، مشاغل و دیگر مظاهر زندگیِ انسان، در جهان بیرونی پدید می‌آید که از آنها با عنوان تمدن یاد می‌شود.

دوره‌های تمدن اسلامی

تمدن اسلامی از بدو پیدایش تاکنون، دوره‌هایی را پشت سر نهاده است. در سده‌های آغازینِ اسلامی، این تمدن همواره روبه رشد و شکوفایی داشت. اما برخی عوامل بیرونی و درونی، ضربات سهمگینی بر پیکرۀ جهان اسلام وارد ساخت و موجب کُندی حرکت تمدن اسلامی شد. پس از مدتی رکود، پیدایش چند دولت مقتدر اسلامی ـ همچون صفویه، عثمانی و گورکانی ـ خیزش مجددی برای تمدن اسلامی به دنبال آورد. اما فروپاشی این دولت‌ها، رکود مجددی را به دنبال داشت. قرن اخیر ـ و به‌ویژه بروز انقلاب اسلامی ایران ـ را می‌توان نقطهٔ خیزش جدیدی برای تمدن اسلامی به شمار آورد. بنابراین، می‌توان دوره‌های تمدن اسلامی را این‌سان برشمرد:

دوره‌های تمدن اسلامی حکومت‌های اسلامی حکومت‌های مسلمان در ایران
1. دوره پیدایش و شکوفایی طولونیان در مصر، حمدانیان در موصل و فاطمیان در مصر 1. تشکیل حکومت‌های نیمه‌مستقل (طاهریان، صفاریان، سامانیان، علویان و آل‌بویه...)
2. حکومت‌های مستقل (غزنویان، سلجوقیان، خوارزمشاهیان)
2. دوره اول رکود ایوبیان در مصر بعد از حمله مغول تا سر صفویه (ایلخانان، تیموریان و...)
3. دوره خیزش پس از رکود اولیه امپراتوری‌های مسلمان عثمانی - گورکانیان در هند دوران صفویه
4. دوره دوم رکود آغاز استعمار در مناطق اسلامی بعد از پایان صفویه (افشاریه، زندیه، قاجار و پهلوی)
5. دوره خیزش پس از انقلاب اسلامی آغاز استعمار در مناطق اسلامی دوران انقلاب اسلامی در ایران

دورهٔ پیدایش و شکوفایی تمدن اسلامی

آغاز شکل‌گیری تمدن اسلامی را با ظهور اسلام باید هم‌زمان دانست. پیش از ظهور اسلام، هر چند برخی از دولت‌های مجاور جزیرهٔ العرب ـ همچون ایران و روم ـ از بعضی مظاهر تمدنی برخوردار بودند، اما مردم جزیرهٔ‌العرب بهرهٔ چندانی از آن نداشتند. با ظهور دین اسلام، عواملی، زمینه‌سازِ پیدایش و شکوفایی تمدنی جدید شد که مهم‌ترین آنها بدین قرار است:

1- آموزه‌های فرهنگی ـ تمدنی قرآن و سنت

با ظهور دین اسلام، مسلمانان به‌طور جدی تشویق به علم آموزی شدند و عالمان از جایگاهی بس رفیع برخوردار گشتند. در یکی از فراوان آیاتِ قرآنی که دربارۀ علم، عالم و علم آموزی‌اند، چنین می‌خوانیم:

«خداوند کسانی از شما را که ایمان آورده‌اند [پایه‌ای] و کسانی را که به ایشان دانش داده شده پایه‌هایی رفعت مقام دهد و خداوند به آنچه می‌کنید آگاه است».

رسول خدا و سپس امامان معصوم نیز ـ که نقش مفسر را برای آیات قرآن داشتند ـ در روایات متعددی، مسلمانان را به علم‌آموزی ترغیب می‌کردند. رسول خدا می‌فرمود: «دانش را بیاموزید حتی اگر در چین باشد، چرا که فراگیری دانش بر هر مسلمانی واجب است». امیرمؤمنان علی نیز می‌فرمود: «کسی که برای فراگیری دانش حرکت و تلاش می‌کند همچون مجاهِد در راه خداست».

به علاوه، آموزه‌های دین اسلام، بر بهره‌گیری از نعمت «عقل» برای دستیابی انسان‌ها به کمال‌های مادی و معنوی تأکید دارند؛ و می‌دانیم که بشریت با استفاده از نیروی عقل می‌تواند به اختراعات و اکتشافات بزرگ نائل شود. در آیات قرآن و روایات معصومین در این‌باره تأکیدات زیادی صورت گرفته است. در قرآن کریم، ضمن برشماری آیات و نشانه‌های خداوند در طبیعت، بشریت به تعقل در این نشانه‌ها فراخوانده شده، تا ضمن بی‌بردن به خداوندِ خالق هستی، انسان‌ها به‌وسیلهٔ قدرت عقل بتوانند در طبیعت تصرف کرده و زندگی بهتری برای خود فراهم سازند؛ به یکی از این آیات توجه می‌کنیم:

«به راستی در خلقت آسمان‌ها و زمین، و آمد و رفت شب و روز، و کشتی‌هایی که در دریا به نفع مردم در حرکت‌اند و آبی که خدا از آسمان فرو فرستاده و زمین را پس از مُردنش به وسیله آن زنده ساخته، و در آن از هر نوع جنبنده‌ای پراکنده کرده، و در تغییر دادن بادها، و ابرهای مسخّر شده میان آسمان و زمین، برای مردمی که عقل خود را به کار می‌گیرند، نشانه‌هایی [عظیم از قدرت خدا] است».

فکر کنیم و پاسخ دهیم (صفحهٔ 119 کتاب درسی)

 

به نظر شما تأکید بسیار قرآن کریم بر نقش عقل و بهره‌گیری از آن، نشانه کدام ویژگی‌های دین اسلام است؟

2- مراکز آموزشی

در کنار توصیه‌ها و تأکیدات موجود در آموزه‌های دینی نسبت به فراگیری علم و بهره‌گیری از عقل، پدید آمدن نهادها و مراکز آموزشی، زمینهٔ بسیار مناسبی برای رشد دانش و پرورش دانشمندان، و در نتیجه، شکوفاییِ تمدن نوپای اسلامی شد. نهادها و مراکز آموزشی در جهان اسلام عبارت بودند از: مساجد، مدارس، کتابخانه‌ها، خانه‌های دانشمندان، بیمارستان‌ها و برخی نقاط دیگر.

مساجد: بهره‌گیری از مسجد به عنوان یک مرکز آموزشی، برای اولین بار توسط رسول خدا به اجرا گذاشته شد. آن حضرت، پس از تأسیس مسجد نبوی در مدینه، عمدهٔ فعالیت‌های آموزشی و پرورشی را در آنجا انجام می‌داد. این امر سبب شد مسلمانان پس از آن حضرت، به مسجدسازی اهتمام خاصی داشته باشند و محافل آموزشی خود را در مساجد برپا نمایند. امامانِ معصوم نیز مجالس و حلقه‌های درسی خود را در مساجد ـ به ویژه مسجد نبوی ـ برگزار می‌کردند. در این میان، مساجد جامع در شهرهای مختلف، از رونق بیشتری برخوردار بود.

مسجد چهل ستون، کرمان

فکر کنیم و پاسخ دهیم (صفحهٔ 120 کتاب درسی)

 

به نظر شما در عصر حاضر، مساجد چگونه می‌توانند نقش گذشتهٔ خود را بازیابند؟

مدارس: هر چند، مساجد همواره نقش مهم خود به عنوان یک مرکز آموزشی را حفظ کرده‌اند، امّا در سده‌های اولیهٔ پیدایش تمدن اسلامی، رفته رفته، مدارس نیز شکل گرفتند. در شکل‌گیری این مدارس از تجربیات آموزشی دوره باستان نیز استفاده می‌شد.

مدرسهٔ پزشکی جندی شاپور که در زمان ساسانیان آغاز به کار کرده بود، همچنان تا قرن سوم هجری به فعالیت خود ادامه داد. در این مدارس، علوم به صورت تخصصی آموزش داده می‌شد و فراگیران علوم، از امکاناتی همچون کمک هزینهٔ تحصیلی و خوابگاه و غذا و دیگر امکانات رفاهی برخوردار بودند. این مدارس، غالباً از معماری‌های زیبا و تزیینات و اثاثیهٔ مرغوب برخوردار بودند.

از مهم‌ترین مدارس جهان اسلام می‌توان به مدارس موجود در بغداد، ایران، شام، مصر، مغرب و اندلس اشاره کرد. مدرسه‌های مهم بغداد یکی نظامیه و دیگری مستنصریه بود که اولی را وزیر دانشمند سلجوقیان، خواجه نظام‌الملک و دومی را خلیفه عباسی تأسیس کرد . نظام‌الملک نظیر این مدرسه را در شهرهای مختلف همچون نیشابور، اصفهان و بلخ که افراد دانشمند در آنها حضور داشتند نیز بنا کرد. آخرین نظامیه تا حمله هلاکوخان در سال 656 ق به بغداد که به نابودی آن انجامید، فعال بود.

مدرسۀ مالصدرا، شیراز

کتابخانه‌ها: یکی از مهم‌ترین مراکز آموزشی در تمدن اسلامی، کتابخانه‌ها بود که از آنها با عنوان «دارالعلم» یاد می‌شده است. دارالعلم‌ها، کتابخانه‌های عمومی به شمار می‌آمده‌اند و توسط دولت‌هایی همچون عباسیان در بغداد، فاطمیان در مصر و بنی‌حَمدان در موصل تأسیس شدند.

خانه دانشمندان: خانه‌های دانشمندان مکان مناسبی برای فراگیری دانش بود. امامانِ معصوم ـ علاوه بر مسجد نبوی در مدینه ـ بسیاری از محافل درسی خود را در خانهٔ خود برگزار می‌کردند دربارۀ دانشمندان بزرگی ـ همچون ابن سینا، غزالی، ابوحیان، ابن مسکویه ـ نیز چنین شیوه‌ای نقل شده است.

اسطرلاب (وسیلۀ نجومی) که توسط دانشمندان مسلمان اختراع شده

بیمارستان‌ها: بیمارستان‌های جهان اسلام ـ که «مارستان» نامیده می‌شدند ـ ضمن درمان بیماران، مراکز تحقیق و مطالعهٔ پزشکان به شمار می‌آمدند و کتابخانه‌های تخصصی نیز داشتند. برخی از مهم‌ترین بیمارستان‌های جهان اسلام عبارت بود از: بیمارستان مقتدری بغداد که به دستور خلیفه عباسی ـ المقتدر بالله ـ بنا شد. بیمارستان عَضُدی بغداد که به دستور عضدالدولهٔ دیلمی بنا شد و بیمارستان منصوری قاهره که به دستور خلفای فاطمی مصر بنا شد.

رصدخانه‌ها: از دیگر مراکز علمی جهان اسلام، رصدخانه‌های متعدد و بزرگی بودند که پیشرفته‌ترین پژوهش‌های ریاضی و نجومی در آنها صورت می‌گرفت و بسیاری از یافته‌های دانشمندانِ اسلامی در این رصدخانه‌ها، تا سده‌ها بعد، در اروپا بررسی و تحلیل می‌شد. از مهم‌ترین رصدخانه‌ها می‌توان به رصدخانهٔ مراغه و سمرقند اشاره کرد.

برج رصدخانۀ بسطام

فکر کنیم و پاسخ دهیم (صفحهٔ 121 کتاب درسی)

 

از اینکه مسلمانان از امکانات ساده و ـ در عین حال ـ متنوع برای آموزش علوم بهره می‌بردند، شما به چه نتایجی می‌رسید؟

3- ترجمهٔ متون علمی از تمدن‌های مجاور

بر اساس آموزه‌های دین اسلام، مسلمانان برای فراگیری دانش، از هر راه ممکن می‌توانند بهره ببرند، اما مشروط به اینکه هر چیزی را نپذیرند و بتوانند دانش درست را از نادرست تشخیص دهند. قرآن کریم در این‌باره چنین فرموده است:

«... پس به بندگانم مژده ده، همانان که به سخن گوش فرا می‌دهند و بهترین آن را پیروی می‌کنند. اینان‌اند که خدا هدایتشان کرده است و اینان‌اند که صاحبان خردند».

با گسترش قلمرو اسلامی و آشنایی مسلمانان با تمدن‌های مجاور ـ همچون ایران، هند و روم ـ دستاوردهای علمی دانشمندانِ این مناطق به دست مسلمانان رسید؛ اما برای تحقق این امر، دو اقدام اساسی باید صورت می‌گرفت:

1- انتقالِ آثار علمیِ دیگر ملت‌ها به قلمرو اسلامی
2- ترجمهٔ این آثار به زبان عربی

بدیهی است که این کار، بدون حمایت‌های حکومتی امکان‌پذیر نبود.

هر چند در اواخر دورهٔ بنی‌امیه، اقدامات محدودی در این راستا صورت، گرفت اما اقدام اساسی در این زمینه، مربوط به اوایل عص عباسی است. از این اقدام، در منابع تاریخ تمدن اسلامی با عنوان «نهضت ترجمه» یاد شده است.

بیشترین مطالب ترجمه شده در عهد بنی‌امیه، اسناد اداری، دیوانی، سیاسی و بازرگانی بود. اما با آغاز خلافت عباسی و تثبیت آن، خلفایی همچون منصور، مهدی، هارون و مأمون عباسی، اقداماتی جدی در این‌باره انجام دادند. تلاش‌های منصور و مهدی عباسی، سرانجام به تأسیس مکانی به نام «بیت‌الحکمه» در عصر هارونِ عباسی منجر شد که اختصاص به جمع‌آوری و ترجمهٔ کتاب‌های دیگر ملت‌ها داشت. ویژگیِ علم دوستیِ مأمونِ عباسی موجب شد آثارِ بسیاری از نقاط گوناگون به دستور او، به بغداد آورده و ترجمه شود. این حرکت، پس از مأمون، در دورۀ متوکل عباسی نیز ادامه یافت. از آن پس نیز کم و بیش، ترجمهٔ آثار ادامه داشت اما هرگز به رونق پیشین بازنگشت. دلیل بروز رکود در نهضت ترجمه، فقدان آثار قابل اعتنا برای ترجمه، و نیز رونق کتابخانه‌ها و علم‌آموزی در قلمرو فاطمیان در مصر، سامانیان و آل‌بویه در ایران و دولت‌های حاکم در اندلس بود. از مهم‌ترین مترجمان بیت‌الحکمه می‌توان از نوبختِ منجم، عبدالله بن مقفع، ابویعقوب بن اسحاق کندی، حنین بن اسحاق و خاندان خوارزمی نام برد. آثار ترجمه شده نیز به رشته‌های گوناگون علمی همچون: پزشکی، هندسه و ریاضی، نجوم و هیئت، فلسفه و ادبیات مربوط بود. از مهم‌ترین آثار ترجمه شده می‌توان از کلیله و دمنه، اصولِ هندسهٔ اقلیدس و کتاب‌های مشهور فلسفی حکمای یونان نام برد.

سازمان و تشکیلات

1- تشکیلات سیاسی

رسول خدا پس از هجرت و استقرار در مدینه، به تشکیل حکومتِ اسلامی اقدام کرد. به تدریج با گسترش اسلام در جزیرهٔ‌العرب و افزایش شمار مسلمانان، اقتضا می‌کرد که تشکیلاتِ لازم برای ادارهٔ حکومت اسلامی فراهم آید. این تشکیلات در عصر رسول خدا بسیار ساده بود، ولی پس از آن حضرت، به تدریج رو به تکامل نهاد و نهادهای اداری در تمدن اسلامی شکل گرفت.

شیوۀ حاکمیت رسول خدا کاملاً متفاوت از حاکمیت‌های متعارف در جهان آن روز بود. آن حضرت نه امپراتور بود و نه سلطان. 

اطاعت مردم از آن حضرت و ریاست او بر مناطقِ تحت سلطهٔ حکومت اسلامی، با عنوان «رسول خدا» بود که خداوند اطاعتش را بر مردم واجب کرده بود. اما پس از رسول خدا، حاکمانِ اسلامی با لقب «خلیفه» حکومت می‌کردند؛ سپس عنوان «مَلِک» و «سلطان» نیز رایج شد. دربارۀ دستیاران حکّام نیز عنوان «وزیر» مطرح گشت.

الف) خلافت و سلطنت: واژهٔ خلافت برگرفته از متون دینی است و در قرآن و سنت به کار رفته است. در قرآن کریم، حضرت هارون به عنوان خلیفه و وزیر برادرش ـ حضرت موسی ـ معرفی شده است. رسول خدا نیز همواره، امیرمؤمنان علی را به عنوان برادر، وصی، وزیر و خلیفهٔ خود معرفی می‌کرد. پس از رحلت رسول خدا، کسانی که عهده‌دار حکومت شدند، عنوان «خلیفهٔ رسول‌الله» را بر خود نهادند، و این عنوان جایگاه معنوی خاصی را به حاکم می‌داد. معاویه پس از رسیدن به حکومت، روشِ زندگی‌اش را همچون پادشاهان قرار داد. از این‌رو، عنوان «مَلِک» نیز بر او، اطلاق شده است. در طول دورۀ حاکمیت بنی‌امیه و بنی‌عباس، عنوان «خلیفه» همواره برای فرمانروای تمامی قلمرو مسلمانان به کار می‌رفت و برای حاکمان مناطق تحت فرمان آنان، عناوین سلطان، مَلِک و... به کار می‌بردند.

ب) وزارت: این واژه در قرآن و سنت به کار رفته و مقصود از آن کسی است که حاکم را در امور حکومتی یاری می‌کند و طرف مشورت اوست. در قرآن کریم، هارون به عنوان وزیر حضرت موسی معرفی شده، و رسول خدا نیز، امیرمؤمنان علی را به عنوان وزیر خود معرفی می‌کرد. پس از رسول خدا و تا زمان عباسیان، این عنوان کاربرد نداشته است. در زمان عباسیان، قلمرو اسلامی گسترش یافت. از این‌رو، مقام وزارت پدید آمد تا خلیفه را در ادارهٔ قلمرو حاکمیتش یاری کند. نخستین وزیرِ بنی‌عباس، «ابوسلمه حفص بن سلیمانِ خلال» بود. با خاندان ایرانی برمکیان، شکوه و جلال وزارت به اوج خود رسید.

2- سازمان‌های اداری و اجتماعی

پیش‌تر اشاره شد که در زمان رسول خدا و نهادهای اداری حکومت اسلامی، بسیار ساده بود و رفته‌رفته پیچیده‌تر شد. بخش‌هایی که عهده‌دارِ انجام امورِ اداری حکومت‌های پس از رسول خدا بودند با عنوان «دیوان» شناخته می‌شدند. این واژه، نخست، برای ثبت‌نام سربازان به کار رفت و پس از آن، بر هر نوع ثبت‌نامی اطلاق شد. تأسیس دیوان در تمدن اسلامی به عصر خلیفهٔ دوم ـ عمر بن خطاب ـ باز می‌گردد. در عصر رسول خدا نیز محاسباتِ مربوط به شمارهٔ سربازان و مقدار بیت‌المال وجود داشت، اما گسترش قلمرو اسلامی و انجام فتوحات، چنین اقتضا می‌کرد که دفاتر مخصوصی برای ثبت اسامی سپاهیان فراهم شود. در فاصلهٔ سال‌های 15 تا 20 ق اولین دیوان، یعنی دیوان جُند تأسیس شد. رفته‌رفته، دیوان‌های دیگری نیز پدید آمد. مهم‌ترین دیوان‌هایی که در قرون نخستین تأسیس شدند، عبارت‌اند از:

دیوان جُند: وظیفهٔ این دیوان، سرشماری و تهیهٔ فهرستی از نام کسانی بود که در جنگ‌ها شرکت می‌کردند تا بتوانند سهم هر یک را از بیت‌المال معین سازند. از این دیوان با عنوان «دیوان جَیش» نیز یاد شده است و بعدها وظایف دیگری نیز همچون سرپرستی امور لشکری مسلمانان و تهیهٔ آمار کشته‌ها و زخمی‌ها برای آن مقرر شد. سرپرستِ این دیوان، «ناظر الجَیش» نامیده می‌شد.

دیوان خراج یا استیفا: خراج، مالیاتی بود که از زمین‌های کشاورزی گرفته می‌شد. در این دیوان، مقدار خراج مربوط به هر قطعهٔ زمین ـ بر اساس مساحت و میزان مرغوبیت آن ـ ثبت می‌شد. همچنین، ارسال خراج دریافتی به مرکز خلافت و چگونگی تقسیم آن بین مسلمانان، از وظایف دیگرِ این دیوان بود.

دیوان بیت‌المال: این دیوان محل نگهداری و ثبت اموالی بود که با عنوان خراج، غنیمت جنگی و دیگر درآمدهای دولت اسلامی به مرکز فرستاده می‌شد. پیشینه آن به عصر رسول خدا باز می‌گردد و در زمان خلیفۀ دوم، مکان مشخصی در کنار مسجد نبوی در مدینه، برای این منظور در نظر گرفته شد و نگهبانانی نیز برای حفاظت از آن معین شدند. به مرور زمان، این دیوان، به یکی از مهم‌ترین نهادهای مالی حکومت اسلامی تبدیل شد. اموال بیت‌المال، باید صرف نیازمندی‌های مردم و بالا بردن سطح زندگی مسلمانان، تأمین حقوق رزمندگان، تهیهٔ اسلحه، آزادسازی اسیران مسلمان و مانند آن می‌شد.

فرمانی از شاه اسماعیل صفوی

دیوان بَرید: وظیفهٔ این دیوان، خبررسانی، انتقالِ فرمان‌های حکومتی، و جمع‌آوری اخبار از نقاط مختلف و ارسال آنها به مرکز خلافت بود. این دیوان، به مرور زمان، نقش جاسوسی و امنیتی نیز پیدا کرد. دولت‌های اسلامی، همچنین، برای تسریع در امر خبررسانی، اقدام به ساخت شبکهٔ گسترده‌ای از راه‌ها و برپایی کاروان‌سراهای بین راه کردند. در این کاروان‌سراها، اَسبان تازه نفسی برای تعویض با اسبان خستهٔ پیک‌ها، نگهداری می‌شد.

دیوان انشا: نام دیگرش، دیوان رسائل یا دیوان ترسل بود. مهم‌ترین وظیفۀ این دیوان، نگارش تنظیم و ارسال نامه‌های حکومتی ـ به‌ویژه فرمان‌های خلیفه ـ به سراسر قلمرو اسلامی بود. پیشینهٔ این دیوان، به عصر رسول خدا باز می‌گردد؛ چرا که آن حضرت نیز اقدام به ارسال پیک‌هایی به نقاط مختلف کرد.

دیوان مظالم: وظیفهٔ این دیوان، رسیدگی به شکایات طرح شده از سوی مردم بود. عالی‌ترین مرتبه در این دیوان، «قاضی‌القضاهٔ» بود و در مراتب پایین‌تر «قاضی»هایی در خدمتِ این دیوان بودند. امروزه دادگستری و قوهٔ‌قضائیه جایگزین این دیوان شده است.

دیوان حسبه: نهادی نظارتی بوده که از دورۀ مهدی عباسی (169ـ158 ق.) تأسیس شد و کسی که در رأس آن بود را «مُحتَسِب» می‌نامیدند. وی باید شرایطی همچون عدالت، اجتهاد و مرد بودن را دارا می‌بود. وظایف او نیز عبارت بود از:

1- نظارت بر امور بازار و مشاغل؛
2- نظارت بر قیمت‌ها و درستی ترازوها؛
3- نظارت بر امور مربوط به راه‌ها و ساختمان‌ها؛
4- نظارت بر اخلاق عمومی و اجرای عبادات.

گفتنی است، هر چند این نهاد به شکل رسمی از زمان مهدی عباسی پدید آمد اما در حکومت کوتاه امیرمؤمنان علی، آن حضرت راه‌هایی برای نظارت بر امور فرهنگی و اقتصادی و حکومتی قرار داده بود.

فکر کنیم و پاسخ دهیم (صفحهٔ 125 کتاب درسی)

 

آیا می‌توانید معادل و مشابه دیوان‌های حکومتی در تمدن اسلامی را در دستگاه‌های اداری امروزی بیابید؟

3- علوم، هنر و معماری

پیدایش و رشد تمدن اسلامی عرصه‌ای برای شکوفایی علوم در رشته‌ها و شاخه‌های گوناگون شد؛ و نیز زمین‌های مناسب برای بروز جلوه‌های زیبای هنری فراهم آمد.

یکی از تقسیم‌بندی‌های رایج برای علوم در قلمرو تمدن اسلامی، تقسیم آن به علوم دینی و غیر دینی است. مراد از علوم غیردینی، دانش‌هایی است که پیدایش آنها ارتباط مستقیم به معارف دینی ندارد (نظیر فیزیک یا طب)، برخلاف علوم دینی که پیدایش آنها جز از ناحیهٔ معارف دینی امکان‌پذیر نیست (نظیر تفسیر یا حدیث). در اینجا با وضعیت برخی از این علوم در تمدن اسلامی آشنا می‌شوید.

کرهٔ برنجی ساخت بدرین موسی بدیع‌الزمان، سال 535 قمری

ریاضیات: در نهضت ترجمه، آثار بسیاری در موضوع ریاضیات، به عربی ترجمه شد و ریاضی‌دانان مسلمان، این دانسته‌ها را دست‌مایهٔ پیشرفت‌های علمی خود کردند. مهم‌ترین اثر ریاضی که ترجمه شد، کتاب اصول هندسه، نوشته اِقلیدُس بود. نقش مهم مسلمانان در عرصهٔ ریاضی، تلفیق آموخته‌های ریاضی یونان و هند و ابداع روش‌هایی تازه بود که بعدها به اروپا صادر شد.

نجوم: این علم، نزد مسلمانان از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بود؛ زیرا تفکر و تدبر در آسمان‌ها و ستارگان، برای بی‌بردن به عظمت خالق هستی، در آیات و روایات، مورد تأکید قرار گرفته است. ترجمهٔ نوشته‌های بَطلَمیوس کمک زیادی به افزایش دانش نجوم مسلمانان کرد؛ اما آنان نقدهایی را نیز متوجه آن کردند؛ از جمله نظریهٔ «زمین مرکزی» بطلمیوس که توسط دانشمندانی همچون خواجه نصیرالدین طوسی رد شد.

نخستین تقویم دنده‌دار که توسط یکی از نوابغ دانشمند ایرانی به نام محمد بن‌ابی‌بکر بن راشد ابری اصفهانی در حدود سال 600 شمسی در اصفهان ساخته شد.

فیزیک و مکانیک: دانش فیزیک و مکانیک نزد مسلمانان به «علم الحیل» یعنی دانش ساخت ابزارهای مهندسی معروف بود. پیش‌تر، مصریان و رومیان، در علم مکانیک، پیشرفت‌های بسیاری کرده بودند، اما سهم یونانیان بیشتر بود. پس از آغاز نهضت ترجمه، مهندسان زبردستی در قلمرو اسلامی پدیدار شدند.

شیمی: پیش از پدید آمدن علم شیمی، علم کیمیا رواج داشت. دانش کیمیا وسیله‌ای برای تبدیل فلزات پست؛ همچون مس و آهن، به طلا بود. شیمی‌دانان مسلمان، علم کیمیا را از شکل مخفی و خرافی خارج کرده و شکل تجربی و آزمایشگاهی به آن دادند و به پیشرفت دانش شیمی کمک شایانی کردند. از معروف‌ترین شیمی‌دانان مسلمان، می‌توان به جابر بن‌حیان ـ از شیعیان و اصحاب امام صادق ـ و محمد بن زکریای رازی اشاره کرد. مهم‌ترین اثر رازی در این زمینه، کتاب سرالاسرار است.

منجمان مسلمان اندلس

طب: این دانش، در اسلام جایگاه ممتازی دارد، به گونه‌ای که علم ابدان، هم‌ردیف علم ادیان آمده است. مسلمانان به زودی توانستند آموخته‌های پزشکی خود از دیگر ملت‌ها را بومی‌سازی کرده و رشد و توسعه دهند؛ زیرا شرایط موجود در کشورهای اسلامی، گاه اختصاص به این سرزمین‌ها داشت و در کتابهای یونانی و غیر آن نیامده بود. از معروف‌ترین پزشکان در قلمرو تمدن اسلامی، می‌توان به محمد بن زکریای رازی و ابوعلی سینا اشاره کرد که به ترتیب، آثار بسیار ارزشمندی همچون الحاوی و قانون را تألیف کردند.

فلسفه: این علم به بررسی مسائل مربوط به وجود و هستی می‌پردازد. در تمدن اسلامی، ابویوسف یعقوب بن اسحاق کندی (260-185 ق.) را باید اولین فیلسوف مسلمان دانست. از این‌رو، او را «فیلسوف‌ العرب» نامیدند. وی آثاری در موضوع فلسفه به عربی ترجمه کرد. محمد بن زکریای رازی و سپس ابونصر فارابی، از دیگر فلاسفهٔ مشهور مسلمان‌اند. فارابی به علت نقش علمی بزرگش به «معلم ثانی» نیز معروف شده است.
ابن‌سینا نیز بزرگ‌ترین فیلسوف عصر خود بود.

منطق: هدف از این علم، آموختن شیوه‌های صحیح فکر کردن و نیل به نتایج درست است. پیش از اسلام، فلاسفهٔ یونان در این علم پیشتاز بودند. پس از نهضت ترجمه، مسلمانان با آثار یونانی‌ها ـ به‌ویژه با آثار منطقی ارسطو ـ آشنا شدند؛ دانشمندان مسلمان تلاش کردند نسبت به منطق ارسطویی، نگاه نقادانه داشته و آن را کمال بخشند.

جغرافیا: مسلمانان با ترجمهٔ آثار یونانی، ایرانی و هندی اقدامات خوبی در گسترش و تکامل آن انجام دادند. دورهٔ شکوفایی و بالندگیِ این دانش در تمدن اسلامی، از سدهٔ سوم هجری آغاز شد.

نقشۀ جغرافیایی طراحی‌شده توسط جغرافی‌دانان مسلمان

ادبیات: پیش از ظهور اسلام، عرب جاهلی، در زمینهٔ شعر و ادبیات، تبحر زیادی داشت. پس از اسلام، والایی‌های ادبی قرآن موجب بالندگیِ هر چه بیشترِ ادبیات عرب شد. شعرای برجسته‌ای همچون حسان بن ثابت، اشعار بلندی سرودند. سپس خطبه‌های امیرمؤمنان علی ـ که بخشی از آنها در نهج‌البلاغه گرد آمده ـ تأثیر عمیقی در پیشرفت این علم بر جای نهاد. امامان معصوم نیز شاعران ما برجسته‌ای را مورد تشویق قرار می‌دادند. اینها همه، آغازی بود بر خلق آثاری فاخر قالب نظم و نثر که به زبان عربی و فارسی و ترکی در طول سده‌های بعد از ظهور اسلام پدید آمدند.

قرائت: علم قرائت از کهن‌ترین علوم اسلامی است و پایه‌گذار آن، شخص پیامبر اکرم بوده است. پس از رسول خدا، مهم‌ترین شخصیت در این دانش، امام علی است که تمامی قرآن را از رسول خدا فرا گرفته بود. مسلمانان بعدها دربارهٔ چگونگی تلفظ برخی کلمات قرآن، دچار اختلافات جزئی شدند، اما همۀ دانشمندان مسلمان امروزه اتفاق نظر دارند که معتبرترین روایت دربارهٔ قرائت قرآن، همان قرائتی است که از امیرمؤمنان علی نقل شده است. این علم به مرور، پیشرفت‌های زیادی کرد و آثار فراوانی توسط شیعه و اهل سنت در این موضوع تدوین شد.

مهم‌ترین و مشهورترین قرائت متعلق به یکی از شاگردان امام علی به نام ابوعبدالرحمان سُلَمی است. وی آموخته‌هایش از آن حضرت را به شاگردانش تعلیم داد.

تفسیر: این علم ریشه در عصر رسول خدا دارد و اولین و بالاترین مفسر قرآن خود آن حضرت بوده است. پس از رسول خدا مفسران حقیقی کلام وحی، اهل بیت معصوم پیامبر خدا بودند. پیدایش آثار مکتوب در این زمینه، به قرن دوم هجری باز می‌گردد؛ زیرا منع خلیفهٔ دوم ـ عمر بن خطاب ـ از نگارش و نقل احادیث نبوی موجب شد در طول قرن اول، نوشته‌های قابل اعتنایی در این باره پدید نیاید. مهم‌ترین گام‌ها در علم تفسیر را اهل بیت معصوم پیامبر برداشتند؛ زیرا آنان آیات را به درستی تفسیر می‌کردند و حتی دانشمندان اهل سنت نیز خود را نیازمند شاگردی اهل بیت می‌دیدند.

حدیث: در این دانش، سخنان و رفتارهای رسول خدا و امامان معصوم، و در مرتبهٔ بعد، سخنان اصحاب و نیز وقایع تاریخی گزارش می‌شود. بر اثر ممانعتِ دومین خلیفه، در سدۀ اول هجری تدوین حدیث به شکل جدی انجام نشد. اما از همان زمان، با تلاش امامان شیعه و شاگردان آنان، برخی از آثار حدیثی تدوین شد. نخستین کتاب حدیثی را امیرالمؤمنین علی (ع) با املای رسول خدا کتابت کرد. از سدۀ دوم به بعد، تلاش‌هایی درخور در این‌باره صورت گرفت که حاصل آنها پدید آمدن مجموعه‌های ارزشمندی بود. در میان شیعیان، از مهم‌ترین آثار حدیثی، کُتُب اربعه، و در میان اهل سنت، صِحاح سته بود.

فقه: در این دانش، تکالیف شرعیِ انسان‌ها نسبت به امور واجب، حرام، مستحب، مکروه و مباح مورد بحث قرار می‌گیرد. شیعیان معتقدند پس از رسول خدا، این اهل بیت معصوم آن حضرت بودند که حق بیان کردن تکالیف شرعی را داشتند. از این‌رو، آنان بر اساس احادیثی که از پیامبر اسلام و معصومین در این‌باره نقل شده بود، کتاب‌های زیادی در علم فقه تدوین کردند. اما اهل سنت بر اساس روایاتی که به واسطهٔ صحابه رسول خدا نقل شده، دانش فقه را پایه‌ریزی کرده و کتاب‌های متعددی تدوین کردند.

اصول فقه: در این دانش، معیارها و اصول و ضوابطِ دستیابی به تکالیف شرعی مورد بررسی قرار می‌گیرد. بنابراین، دانش اصول فقه، ابزار و وسیله‌ای در خدمت علم فقه است. مبادی و پایه‌های اصلی این دانش را امام باقر و امام صادق پی‌ریزی کردند. و در ادامه، دانشمندانی که عموماً از صحابهٔ ائمه (ع) بودند، در پیشرفت و توسعهٔ این دانش، کمک‌های شایانی کردند.

کلام: در این دانش، مسائل اعتقادی همچون وجود و صفات خداوند ـ همچون توحید او ـ و نبوت، امامت و معاد مورد بحث قرار می‌گیرد. این دانش، به علم کلام معروف شد؛ زیرا یکی از مباحث مهم آن، بحث دربارهٔ کلام خداوند بوده که در قالبِ قرآن به بشریت رسیده است. در میان اصحاب امامان معصوم، دانشمندانِ برجسته‌ای در علم کلام پدید آمدند.

تصوف و عرفان: از همان سدۀ اول هجری کسانی در میان مسلمانان پیدا شدند که تمایل به زهد و ساده‌زیستی و ترک دنیا داشتند. در سده‌های بعد آثاری دربارهٔ راه و روش صوفیان و عارفان و معرفی شخصیت‌های برجستهٔ صوفی و عارف تدوین شد.

نسخهٔ خطی اسلامی

هنر و معماری: هنر نیز مورد توجه مسلمانان بود و هنر اسلامی به تدریج رو به تکامل نهاد. عرب‌های جاهلی، از جلوه‌های هنری، بیشتر در شعر و خطابه دست داشتند؛ اما ملت‌های مجاورشان ـ همچون ایران، هند، روم و یمن ـ دارای پیشینهٔ کهن‌تری در هنر و معماری بودند. بدین لحاظ، پس از انجام فتوحات، عرب‌های مسلمان، با جلوه‌های متنوع هنری آشنا شدند و از آن پس، مسلمانان توانستند در خلق آثار هنری، میان هنر شرقی و هنر غربی تلفیق ایجاد کنند. تلاش اصلی و دائمی هنرمندان اصیل مسلمان آن بود که هنر را وسیله‌ای برای بیان فرهنگ اسلامی قرار دهند.

هنر اسلامی، در گونه‌های متنوعی همچون: خوشنویسی، کاشی‌کاری، آینه‌کاری، گچ‌بری، نقاشی، قالی‌بافی، کوزه‌گری، خاتم‌کاری و... جلوه کرده است.

کاشی‌کاری محراب مسجد شیخ لطف‌الله اصفهان دورهٔ صفوی

از انواع جلوه‌های هنر اسلامی، معماری نمود برجسته و ماندگارتری داشته است به گونه‌ای که بعضی از آثار زیبای معماری، پس از گذشت بیش از هزار سال، هنوز پابرجا هستند. معماری اسلامی، عمدتاً در مساجد، قصرها و بازارها، و سپس در بقعه‌ها و آرامگاه‌ها و نیز ساخت شهرهای اسلامی، خود را نشان داده است. از برجسته‌ترین نمونه‌های معماری اسلامی به این موارد می‌توان اشاره کرد: 

نوع بنا نمونه‌های برجسته
بازار تبریز – قزوین
کاخ هشام بن عبدالملک در نزدیکی اریحا
مساجد مسجدالنبی در مدینه – مسجدالحرام در مکه – مسجد جامع دمشق – مسجد جامع قرطبه
بقعه و آرامگاه تاج محل در هند – گنبد سلطانیه در زنجان
گنبد سلطانیه در نزدیکی زنجان
بخشی از یک قالی ابریشمی ایرانی (هرات ـ قرن 10ق)
قالی با نقش شکارگاه (ایران ـ قرن 10ق)
رحل قرآن کریم، ساختهٔ حسن‌بن سلیمان اصفهانی، قرن 8ق
مسجد موتی (اگرا هندوستان، قرن 15 میلادی)
شمعدان برنجی (دورهٔ صفویه)
پارچ نقره‌کوب با تزیینات نقره بر روی برنج ـ ایران (قرن 6 و 7ق)
عودساز ـ ایران (قرن 6ق. عهد سلجوقی)
مینیاتور اصحاب کهف اثر آقارضا اصفهانی (دورهٔ صفوی)
دانشمندان مسلمان در علوم مختلف
علم دانشمندان مسلمان
ریاضیات ابوریحان بیرونی، محمد بن موسی خوارزمی، غیاث‌الدین جمشید کاشانی
نجوم ابوالعباس لوکری، خیام نیشابوری، خواجه نصیرالدین طوسی، ابن هیثم، بنوصباح
فیزیک و مکانیک احمد، محمد و حسن فرزندان موسی بن شاکر، بدیع‌الزمان جزی، ابوعبدالله قرطبی، ابوالفتح خازنی، حد بن احمد بیرونی
شیمی جابر بن حیان و محمد بن زکریای رازی
طب سید اسماعیل جرجانی، ابی‌سینا و محمد بن زکریای رازی
فلسفه امام فخر رازی، شهاب‌الدین سهروردی، ابویوسف بن یعقوب بن اسحاق کندی، محمد بن زکریای رازی، فارابی و ابن‌سینا
منطق کندی، فارابی، ابن‌سینا، بهمنیار، خواجه نصیرالدین طوسی و ملاصدرا
تاریخ ابوالفضل بیهقی، ابن اسحاق، یعقوبی، طبری، مسعودی، شیخ مفید، ابن مسکویه
جغرافیا ابوریحان بیرونی، یعقوبی، ابن خردادبه و اصطخری
ادبیات سنایی، انوری، خاقانی، عطار نیشابوری، کمیت اسعد، سیدحمری، دعبل خزاعی، رودکی، ابوالقاسم فردوسی
تفسیر پیامبر اکرم (ص)، امامان شیعه (ع)، عبدالله بن عباس، ابوحمزه ثمالی، قمی، عیاشی، شیخ طوسی، طبرسی، طبری، فخر رازی و سیوطی
حدیث امیرالمؤمنین علی (ع)، محمد بن یعقوب کلینی، محمد بن علی بابویه (صدوق)، محمد بن حسن طوسی، محمد بن اسماعیل بخاری، مسلم بن حجاج نیشابوری، احمد بن شعیب نسائی، ابوداود سلیمان، ابوعیسی محمد ترمذی و محمد بن ماجه قزوینی
فقه شیخ صدوق، شیخ مفید، شیخ طوسی، مالک بن انس، قاضی ابویوسف و احمد بن حنبل
اصول فقه امام باقر (ع)، امام صادق (ع)، هشام بن حکم، شیخ مفید، شیخ طوسی، علامه حلی و شیخ انصاری
کلام هشام بن حکم، هشام بن سالم، یونس بن عبدالرحمان، ابوسهل نوبختی، شیخ مفید، سید مرتضی، خواجه نصیرالدین طوسی، حسن بصری، ابوحامد غزالی، شهرستانی
تصوف و عرفان خواجه عبدالله انصاری، خرگوشی نیشابوری، ابوحامد غزالی و شهاب‌الدین سهروردی
آثار و کتب دانشمندان مسلمان
دانشمند مسلمان کتاب
احمد، محمد و حسن فرزندان موسی بن شاکر الحیل
محمد بن زکریای رازی سرالاسرار و الحاوی
ابن‌سینا قانون
یعقوبی البلدان
ابن خردادبه المسالک و الممالک
شیخ طوسی تبیان، الخلاف و تجریدالاعتقاد
طبری مجمع‌البیان
فخررازی مفاتیح‌الغیب
طبری تفسیر طبری و تاریخ طبری
سیوطی تفسیر الدر المنثور
شیخ صدوق المقنعه
شیخ مفید المقنعه و اوائل المقالات
مالک بن انس الموطا
قاضی ابویوسف الخراج
احمد بن حنبل المسند
خواجه عبدالله انصاری منازل‌السائرین
خرگوشی نیشابوری تهذیب‌الاسرار
ابوحامد غزالی کیمیای سعادت
شهاب‌الدین سهروردی عوارف‌المعارف

پرسش‌های نمونه (صفحهٔ 131 کتاب درسی)

 

1- فرهنگ و تمدن را تعریف کنید.
2- دوره‌های تمدن اسلامی را ذکر کنید.
3- عوامل زمینه‌سازِ پیدایش و شکوفایی تمدن اسلامی را بیان کنید.
4- آموزه‌های فرهنگی ـ تمدنی قرآن و سنت چه نقشی در ایجاد و شکوفایی تمدن اسلامی داشت؟
5- مراکز آموزشی در تمدن اسلامی را نام برده و یکی از آنها را توضیح دهید.
6- پیشینۀ واژۀ خلافت در قرآن و سنت نبوی را بیان کنید.
7- تبدیل خلافت به سلطنت توسط چه کسی به وقوع پیوست؟
8- کارکرد دیوان‌های جُند و استیفاء را شرح دهید.

درس 12: فرهنگ و تمدن اسلامی (1)