درسنامه آموزشی تاریخ (2) کلاس یازدهم معارف
درس 5: امام جواد (ع)
اوضاع سیاسی عصر امام جواد (ع)
برای شناخت و فهم نقش امام جواد در رهبری جامعهٔ اسلامی و شیعیان ناگزیر باید شناخت کافی از اوضاع آن دوره بهدست آورد. دوران حدود هفده سالهٔ امامت امام جواد به دو بخش مجزا قابل تقسیم است. حضرت با دو خلیفهٔ عباسی که از جهت شیوهٔ حکومتی با هم متفاوت بودند اما در دشمنی با خاندان پیامبر (ص) اشتراک داشتند، معاصر بود.
دوره اول: پانزده سال از دوره امامت حضرت در روزگار مأمون بود که طولانیترین بخش زندگی کوتاه حضرت به شمار میرود.
دوره دوم: دو سال از دورۀ امامت حضرت در زمان معتصم سپری شد.

دورهٔ نخست امامت امام جواد (ع)
شرایط دوران پانزده سالهٔ نخست امام جواد درست همان شرایط پدر بزرگوارش بود. حضرت این دورهٔ طولانی را همزمان با خلیفهای سپری کرد که از عالمترین و زیرکترین خلفا بهشمار میرفت. مأمون سال 204 ق. برای جلب نظر عباسیان و برخورداری از حمایت آنها به بغداد رفت و آنجا را مرکز حکومت خود قرار داد. پس از آن متوجه امام جواد شده، ایشان را به بغداد فراخواند.
مأمون میدانست شیعیان از امام جواد به عنوان رهبر و پیشوای خود پیروی میکنند، از اینرو نمیتوانست حضرت را به حال خود رها کند. مدتی پس از ورود امام، مأمون تصمیم گرفت دختر خود ـ امفضل ـ را به عقد حضرت درآورد و سیاست گذشتهٔ خود را در محدود ساختن امام رضا و کنترل فعالیتهای ایشان در مورد امام جواد به اجرا درآورد. همچنین با اجرای این سیاست فریبکارانه در میان دوستداران خاندان پیامبر ـ که همچنان او را قاتل اصلی امام رضا میدانستند ـ به دنبال بازیابی مشروعیت خود بود. در ضمن به دنیا آمدن فرزندی از ایشان میتوانست در آینده به عنوان محور حرکتهای خود و بنیعباس قرار گیرد. البته امفضل هیچگاه صاحب فرزند نشد.
بنا به برخی گزارشهای تاریخی زمانی که مأمون قصد خود را مبنی بر ازدواج دخترش با محمد بن علی آشکار کرد عباسیان برآشفتند و او را مورد نکوهش قرار دادند. آنها سن کم امام را بهانه قرار داده و همچنین او را فاقد دانش کافی در دین دانستند. عباسیان بیم داشتند که امام جواد به منصب ولایتعهدی برسد و یا حتی زمام قدرت را بهدست بگیرد.
در نهایت مأمون به رغم مخالفتهای بزرگان عباسی دختر خود را در بغداد به ازدواج امام درآورد. امام علیرغم تلاش مأمون برای اظهار تمایل به تشیع و حتی موضعگیریهای آشکار این خلیفه در برخی از مسائل اختلافی به نفع شیعیان نظیر تخطئهٔ معاویه و برتری امام علی هیچگاه در کنار مأمون قرار نگرفت و از او حمایت نکرد.
ایشان با وجود فراهم بودن تمام امکانات برای سکونت در شهر بغداد، رغبتی به ماندن در آنجا نشان نداد و زمانی که مأمون قصد عزیمت به سوی جنگ با رومیان داشت از او اجازه گرفته و به مدینه بازگشت.
دورهٔ دوم امامت امام جواد (ع)
دورهٔ دوم زندگی امام جواد بسیار کوتاه بود. این دوره با عصر خلافت محمّد بن هارون معروف به المعتصمبالله مصادف شد. معتصم برخلاف پدر و برادرش از درایت و کاردانی لازم در امور سیاسی بیبهره بود. از اینرو اقدامات او پس از بهدست گرفتن قدرت، آینده خلافت عباسی را دچار مشکلات و آشوبهای جدی نمود. از جمله اقدامات او، استخدام ترکها به جای عنصر ایرانی و عرب در سپاه خلیفه بود. مادر معتصم از نژاد ترک بود و خودش هم نسبت به ایرانیها و عربها بیاعتماد بود لذا ترجیح داد با به کارگیری ترکها در سپاه خود از توان رزمی آنان در راستای تقویت سپاهش بهره بگیرد. پس از مدتی کوتاه شمار سربازان ترک به طرز بیسابقهای افزایش یافت. محبوبیت ترکان نزد خلیفه موجب شد تا آنان خیلی زود به مقامات بالا ارتقا یابند. کمکم رقابت میان آنها و اعضای قدیمی سپاه خلیفه افزایش یافت. از سوی دیگر فزونخواهی ترکها و روحیه نظامیگری آنان آرامش و امنیت بغداد را بر هم زد و مشکلاتی برای ساکنان آنجا ایجاد کرد. معتصم در اقدام بعدی ناگزیر شد بغداد را که تختگاه شش خلیفه عباسی بود و از حیث تجاری و اقتصادی موقعیت بیبدیلی در جهان اسلام پیدا کرده بود ترک کند. معتصم پس از بررسی مناطق مختلف، منطقهٔ سامرا در صد کیلومتری شهر بغداد را شناسایی کرد و پایتخت را بدانجا انتقال داد. معتصم در کنار این فعالیتها از امام جواد غافل نبود. علت نگرانی او از امام جواد به دو جهت بود: اول آنکه؛ امام از بزرگان علوی و شخص اول خاندان بنیهاشم بود که مورد توجه دوستداران اهل بیت قرار داشت و در میان مردم نیز روز به روز نفوذ بیشتری مییافت و دوم؛ امام جواد داماد مأمون بود و به گمان عباسیان نزدیکترین فرد به خلیفه است که میتواند وارث تاج و تخت شده و قدرت را به دست بگیرد.
معتصم نامهای به کارگزار خود نوشت و از او خواست امام را به همراه امّفضل راهی بغداد نماید. امام جواد پس از اطلاع از دستور معتصم آمادهٔ سفر شد و به همراه امّفضل راهی بغداد شد. در این سفر امام جواد با شخصیتی متفاوت از مأمون روبهرو شد. خلیفهای با روحیهٔ نظامی و فاقد بینش علمی که دشمنی خود را نسبت به خاندان پیامبر نیز آشکارا بیان میدارد. معتصم امام را در قصر خود جای داد و همواره مترصّد فرصتی بود تا ایشان را از میان بردارد. در همین راستا به گروهی از نزدیکان خود دستور داد تا امام را حاضر کنند و با تندی، ایشان را متّهم به توطئه کرد. پس از آن شاهدان را حاضر کرد تا به دروغ علیه حضرت شهادت دهند.
اقامت امام جواد در بغداد زمان زیادی طول نکشید و بنا به نقل برخی از مورخان حضرت به دست همسرش امّفضل که از طرف معتصم مأمور به این کار شده بود به شهادت رسید.
اوضاع فکری زمانه امام جواد (ع)
جنبش علمی گسترده
زمانهٔ امام جواد به جهت جنبش علمی و فرهنگی از باشکوهترین دورههای تاریخ اسلامی به شمار میرود. در شکلگیری نهضت علمی عوامل مختلفی تأثیر داشت از جمله تأکید فراوان قرآن و پیامبر به علم آموزی، تلاشهای گسترده امامان پیشین و تشکیل جلسات متعدد و تربیت شاگردان برجسته که هر یک در مناطق مختلف، محوری برای گسترش علم و دانش اهل بیت بودند.
علاقه و تلاش برخی از خلفای عباسی به رونق علم و دانش، تأسیس مدرسه و کتابخانه و تجهیز کتابخانهها نیز تأثیر قابل توجهی بر این جنبش علمی داشت؛ بهطور مثال مأمون مکاتباتی با پادشاه روم انجام داد و از او خواست اجازه دهد فردی را به روم بفرستد تا از میان کتابهای قدیمی موجود در خزانهٔ پادشاهی نسخههایی را انتخاب کند. پادشاه روم ابتدا نپذیرفت اما سرانجام تن به این خواسته داد.
برخی از مراکز مهم علمی آن دوره عبارتاند از:
مدینه: شهر مدینه پس از هجرت پیامبر به سبب توجه فراوان حضرت به امر آموزش و فراگیری علم بهتدریج به عنوان یکی از مراکز علمی در جهان اسلام مطرح شد. مسجد این شهر همواره محل درس اهل بیت بود و بزرگان، فقیهان و راویان از مناطق دور و نزدیک برای کسب علم بدانجا میرفتند.
کوفه: پس از مدینه، شهر کوفه در مرتبهٔ بعدی قرار داشت. مسجد بزرگ این شهر به عنوان یکی دیگر از مراکز علمی مورد توجه قرار گرفت. از آنجا که تفکّر و اندیشهٔ علوی کوفه را دربر گرفته بود مسجد کوفه توجه خود را به علوم اهل بیت معطوف کرد. حسن بن علیوشّاء در توصیف کوفه چنین گفته است: «در این مدرسه (مسجد کوفه) نهصد شیخ (عالم) را دیدم که همگی آنان میگفتند جعفر بنمحمّد (امام صادق) چنین حدیث گفت».
بغداد: این شهر در سایهٔ توجه و اهتمام خلفا به صورت بزرگترین مرکز علمی آن دوره درآمد. جویندگان علم از مناطق مختلف آهنگ بغداد میکردند. حرکتهای علمی و فرهنگی در این شهر موجب شکوفایی روز افزون آن شد. مدارس متعددی در این شهر بنا شد و به تمام علوم عقلی و نقلی توجه میشد. حضور عالمان و اندیشمندان از سایر ملتها و فرهنگها بر رونق علمی این شهر افزود.
بصره: بصره یکی دیگر از کانونهای علم بهشمار میرفت. دستور زبان عربی در آنجا پدید آمد؛ همچنین حضور برخی از بزرگان معتزله در این شهر موجب تکامل اندیشههای معتزلی گردید.
مناظرات علمی
یکی از بخشهای مهم زندگی امام جواد مناظرات علمی حضرت است. امام از دو سو به این مناظرات دعوت میشد: نخست از سوی دستگاه خلافت که با دعوت از دانشمندان آن دوره و برگزاری مجالس علمی امید داشت حضرت در پاسخ به سؤالات فروماند و در نتیجه جایگاه علمی و اجتماعی وی در میان شیعیان که قائل به علم الهی امامان بودند، خدشهدار شود. جهت دوم، خود شیعیان بودند. از آنجا که سن امام جواد هنگام احراز مقام امامت کم بود، تردیدهایی برای برخی از شیعیان ایجاد شد. آنان برای اطمینان و زدودن هرگونه ابهامی در این زمینه به حضور امام میرفتند و سؤالات خود را در موضوعات گوناگون میپرسیدند. امام در تمام مناظرات پیشنهادی شرکت کرد و با توانایی شگرف علمی و معنوی خود چنان درخشید که دوست و دشمن را به تعجب واداشت. با توجه به اهمیت این مناظرات به برخی از آنها اشاره میکنیم:
1- در اولین اجتماع شیعیان پس از شهادت امام رضا، یکی از آنان موضوع سن کم امام را مطرح کرده و از حاضران خواست تا راهحلی برای شرایط جدید پیش آمده تا بلوغ حضرت ارائه دهند. این سخن با عکسالعمل شدید حاضران مواجه شد. آنان در پاسخ گفتند: «امامت امری از جانب خداوند است و ربطی به سن ندارد». پس از این ماجرا هنگام فرارسیدن موسم حج و حرکت کاروانها به سوی مکه، هشتاد نفر از دانشمندان و فقهای شیعهٔ بغداد برای ملاقات با امام از مکّه به مدینه رفتند. در جلسهای که این عدّه با امام داشتند سؤالهای زیادی طرح گردید و امام با استدلالهای منطقی و مبتنی بر آیات قرآن به تمام آنها پاسخ داد.
2- همانطور که گفته شد زمانی که مأمون قصد خود مبنی بر ازدواج دخترش با امام جواد را مطرح کرد عباسیان به سن کم امام و در نتیجه علم ایشان در آن سن اعتراض کردند. مأمون جلسه علمی برگزار کرد و از یحیی بن اَکثَم ـ قاضی القضات، فقیه و محدث بغداد ـ دعوت کرد. در این جلسه تنها دو سؤال مطرح شد. سؤال اول را یحیی بن اکثم پرسید. او که امام را نوجوانی ناآشنا به فقه و فروعات آن تصور میکرد، سؤالی کلّی از احکام حج پرسید. امام در پاسخ فروعات مسئله را با مهارت کامل مطرح کرد به گونهای که توانمندی و احاطه علمی ایشان بر اصول و مبانی دانش فقه آشکار شد. اوضاع چنان بر یحیی دشوار شد که نه تنها زمام بحث از دست او خارج شد بلکه با وجود توانایی بسیار، ظاهر خود را نیز نتوانست کنترل کند. بنابر گزارشهای تاریخی، یحیی حیران شد و سردرگمی و ناتوانی در صورتش آشکار گشت و آنچنان به لکنت افتاد و دست و پای خود را گم کرد که تمام اهل مجلس به عمق ناتوانیاش پی بردند.
سؤال بعدی را امام پرسید و یحیی از پاسخ درماند. مأمون که نمیخواست بیش از این امام فرصت داشته باشد به ظاهر از پیروزی ایشان اظهار خوشحالی کرد. پس از متفرق شدن حاضران، مأمون پاسخ سؤال پیچیدهای که امام جواد آن را طرح کرده بود پرسید و امام به تکتک موارد پاسخ داد.
3- مناظرهای دیگر از طرف مأمون و با حضور یحیی بناکثم برگزار شد. قاضیالقضات این بار سؤالهایی از امام پرسید که مربوط به احادیث مناقشهبرانگیز اعتقادی اهل سنت میشد. یحیی با این پرسش قصد داشت امام را به سکوت وا دارد زیرا اگر حضرت طبق مبانی تشیع پاسخ میداد بهانهای به دست دشمنان داده بود تا آشکارا به مقابله با ایشان و شیعیان بپردازند و اگر طبق نظر عموم پاسخ میداد شایع میشد که حضرت به اصول خود پشت کرده است.
امام جواد در این جلسه بدون برانگیختن احساسات اهل سنت چنین پاسخداد که روایات جعلی زیادی به پیامبر اکرم نسبت داده شده است. همانطور که پیامبر در زمان حیات هشدار داده بودند؛ هر حدیثی باید بر کتاب خدا عرضه شود تا صحت آن مورد تأیید قرار گیرد.
4- معتصم هم امام جواد را در برابر مناظرات علمی قرار داد تا در صورت سر زدن لغزش و اشتباه از سوی امام، آن را دستاویز خود ساخته و صلاحیت علمی حضرت را برای رهبری شیعیان زیر سؤال برد.
در یکی از این مناظرات که با حضور فقهای برجستهٔ آن دوره برگزار شد، مسئلهٔ مجازات شخصی که مرتکب دزدی شده بود، مطرح گردید. فقها هر یک نظر خود را گفتند. معتصم نظر امام را خواست. امام جواد با استناد به آیات قرآن پاسخ دیگری داد که مخالف نظر فقهای حاضر از جمله فردی به نام ابی داود بود. معتصم نظر امام را پذیرفت. ابن ابی داود بسیار آزردهخاطر شد. چند روز بعد نزد معتصم رفت و عواقب ناگوار ترجیح رأی یک جوان ـ امام جواد ـ بر آرای فقیهان را گوشزد کرد. به گزارش برخی از مورخین بدگویی ابی داود زمینهساز شهادت امام جواد شد.
شرایط خاص زمانه امام جواد (ع)
1- تا پیش از امامت امام جواد در تفکر عمومی مردم، فرد بالغ میتوانست به مقام امامت برسد زمانی که امام رضا به شهادت رسید امام جواد در حالی به امامت رسید که حدود هشت سال سن داشت. به لحاظ تاریخی احراز یک مقام الهی در سن کودکی سابقه داشت اما در میان امامان معصوم امام جواد اولین کسی بود که در سن کم به امامت رسید. این موضوع گفتوگوها و مباحثی در میان مردم و حتی شیعیان پدید آورد. بهطوری که عدهای دچار تردید شدند که چگونه فردی با سن کم توانایی انجام چنین مسئولیت دشواری را دارد؟ دشمنان و مخالفان نیز این شرایط را فرصت مناسبی یافتند تا به مقابله با حضرت بپردازند.
2- از دوره امامت امام جواد به بعد شرایط متفاوتی برای ائمه به وجود آمد. ایشان به شدت تحت نظارت خلفای عباسی قرار گرفتند و ارتباطشان با شیعیان بهطور قابل ملاحظهای کاهش یافت.
فعالیت (صفحهٔ 44 کتاب درسی)
امام رضا در زمان حیات خود بارها فرزندشان را به عنوان جانشین خود معرفی نمودند. به عنوان مثال زمانی که یکی از اصحاب از امام سؤال کرد: اگر پیشامدی برای شما رخ داد به چه کسی مراجعه کنیم، امام فرمود به فرزندم ابوجعفر. وقتی آن شخص سن حضرت را کم شمرد امام رضا و امام جواد به آیاتی از قرآن همچون آیهٔ 12 و 30 سورهٔ مریم اشاره فرمودند. امام جواد در جای دیگر امام علی را به عنوان نمونه تاریخی مطرح کرد.
با مراجعه به این آیات و همچنین ویژگی امام علی هنگام پذیرش دعوت پیامبر وجه استناد امام رضا و امام جواد به نمونههای مذکور را بیان کنید.
امامت امام جواد (ع) زمینهساز غیبت امام زمان (عج)
امامت امام محمد تقی با ویژگیهای خاص خود بستر مناسب برای امامت امام زمان در سن و سال کمتر را فراهم آورد.
این موضوع سبب شد تا در آینده شیعیان به سادگی امامت حضرت را در شرایط غیر معمولتر بپذیرند و مشکلی جدی نیز ایجاد نشود. زیرا امام زمان به جهت شرایط دشوار و پیچیدۀ دورۀ خود حتی فرصت آن را پیدا نکرد که در مقابل تودهٔ مردم و مخالفان قرار گیرد و با علم الهی و غیبی خود جایگاه امامت را تبیین نماید.
فعالیتهای علمی و فرهنگی امام جواد (ع)
دوران زندگی امام جواد چندان نپایید. اما در این مدت کوتاه، حضرت از هر فرصتی برای تبیین معارف دینی و احکام الهی بهره میبرد. بخشی از این معارف هنگام حضور امام در مناظرات که یا از سوی شیعیان و یا از طرف مخالفان برگزار میشد، مطرح میگردید.
بیش از دویست روایت در مسائل فقهی، تفسیری، اعتقادی و اخلاقی به ایشان منسوب است و همچنین چندین رساله و پاسخنامه به مسائل دینی شیعیان از ایشان باقیمانده است.
1- تربیت شاگردان: امام جواد با تشکیل جلسات درس، شاگردانی را پرورش داد که هر یک نقش مهمی در انتقال آموزههای اسلامی و احادیث آن حضرت به نسلهای بعدی داشتند.
علی بنمهزیار، نام یکی از شاگردان امام جواد است. وی از راویان امام رضا نیز بود. علی بن مهزیار احادیث بسیاری از امام جواد روایت کرده است. حضرت در نامهای که به این شاگرد برجسته خود مینویسد، از خدمات وی ستایش میکند. او حدود 35 اثر در ابواب فقه، تفسیر و عقاید داشته است.
2- مکاتبه و توقیع: پراکندگی شیعیان در مناطق مختلف، دسترسی آنان را به امام برای کسب معارف دینی مشکل کرده بود. سختگیری خلفا نیز برقراری ارتباط را مشکل ساخته بود. افزون بر این، پس از رحلت هر امام به دلیل مشکلاتی که پیش میآمد، ارتباط با امام بعدی محدود میشد.
در زمان امام جواد نیز مدتی طول کشید تا شیعیان نسبت به امامت آن حضرت یقین پیدا کنند. با دشوار شدن ملاقات حضوری با امام، نگارشنامه و دریافت پاسخ آن یکی از راههایی بود که ارتباط با حضرت را آسان میساخت، بدین ترتیب در زمان امام جواد همانند زمان امام رضا شیعیان از راه نامهنگاری با امام خود ارتباط داشتند.
در این نامهها مسائل فقهی، کلامی، شرعی، دستورات مربوط به عزل و نصب وکیلان، نحوهٔ عملکرد آنان و رسیدگی به حال شیعیان نیازمند مطرح میشد.
3- تقویت شبکهٔ وکالت: دشواری ارتباط شیعیان با امام جواد، به جهت پراکندگی جغرافیایی و در نتیجه عدم امکان ملاقات مستقیم و یا محدودیتهای سیاسی، موجب شد تا امام جواد، به تقویت شبکه وکالت بپردازد، این شبکه به خوبی میتوانست جایگزین ارتباط مستقیم باشد. حضرت، کارگزاران امینی را در سرتاسر قلمرو حکومت اسلامی، مانند خراسان بزرگ، مصر، اهواز، همدان، سیستان و... انتخاب نموده و به این طریق ارتباط خود با شیعیان را حفظ کردند و ضمن پاسخگویی به سؤالات و شبهات آنها، با دریافت وجوهات شرعی، به شیعیان نیازمند رسیدگی میکرد.
پرسشهای نمونه (صفحهٔ 46 کتاب درسی)
1- علت اعتراض عباسیان به مأمون در ارتباط با امام جواد چه بود؟
2- چرا معتصم عباسی از جانب امام جواد احساس خطر میکرد؟
3- دو مورد از فعالیتهای علمی و فرهنگی امام جواد را بنویسید.
4- حکومت مأمون و معتصم را از لحاظ شیوه حکومتی با یکدیگر مقایسه نموده، تفاوت و مشترکات آنها را بنویسید.
5- امام جواد از سوی چه کسانی و چرا به مناظره علمی دعوت میشد؟