خانه
گاما

درسنامه آموزشی تاریخ (2) کلاس یازدهم معارف

درس 1: امام صادق (ع) 1

بازدید663
تاریخ بروزرسانی1404/08/3

اوضاع سیاسی دوران امام صادق (ع)

امام صادق (ع) سال 114 ق. به امامت رسید. در این زمان همچنان هشام بن‌عبدالملک خلافت می‌کرد. عملکرد هشام، قیام‌های زید بن‌علی بن‌حسین (ع) و یحیی بن‌زید را در پی داشت. پس از مرگ هشام دولت اموی چندان دوام نیاورد و بنی‌عباس که از مدت‌ها قبل فعالیت‌های سیاسی و مبارزاتی خود را مخفیانه آغاز کرده بودند، توانستند دولت عباسی را در عراق پایه‌ریزی کنند. مهم‌ترین عوامل زوال دولت اموی را می‌توان در موارد زیر خلاصه کرد:

1- اختلافات داخلی بنی‌امیّه: از زمانی که اختلافات و درگیری‌های داخلی خاندان اموی بر سر جانشینی، مطرح شد، راه برای توطئه آنها بر ضد یکدیگر هموار گردید. در دوران حکومت هشام بن‌عبدالملک نزاع‌های داخلی آغاز شد. هشام ولیعهد خود، ولید دوم ـ ولید بن‌یزید ـ را تهدید کرد، پس از چندی هشام درگذشت. با مرگ او ولید دوم به خلافت رسید و کینه و دشمنی خود را نسبت به پسرعموهایش ـ فرزندان هشام ـ آشکار نمود.

پس از آن رقابت شدیدی میان امویان در گرفت و به کشته شدن ولید دوم در زمان حکومتش انجامید. بدین ترتیب همبستگی و اتحاد میان امویان که پشتوانه‌ای محکم برای قدرت آنها بود از بین رفت و حتی زمانی که مروان دوم به خلافت رسید، به رغم تلاش بسیار موفق نشد اوضاع را سامان دهد. این گسستگی امویان را در سراشیبی سقوط قرار داد تا آنجا که در مقابل عباسیان به زانو درآمدند.

2- رفتارهای خلاف شرع و دین: دولت امویان در تمام دوران حکومت خود، کارهای خلاف شرع و عرف جامعه اسلامی انجام می‌دادند تا جایی که به‌تدریج محبوبیت خود را از دست دادند. در عصر اموی خلفا هیچ مانعی در صدور احکام خلاف قرآن و سنت پیامبر نمی‌دیدند. 

گرایش به تجمل‌گرایی و بنای کاخ‌های مجلل به سبک امپراطوری روم و ایران رواج یافت. توجه به عیاشی، خرید کنیزان و میگساری در میان آنها متداول شد و آنان را از ادارهٔ امور کشور و مردم غافل کرد و مدیریت سرزمین‌های پهناور اسلامی به سلیقه و امیال‌ وزرا و درباریان واگذار می‌شد. به عنوان مثال ولید بن‌یزید به عیاشی و بی‌پروایی در میان امویان معروف بود. وی را بدترین خلیفهٔ بنی‌امیّه توصیف کرده‌اند. چنین اقداماتی از سوی خلفای اموی که خود را جانشین پیامبر و حاکم جامعه اسلامی معرفی می‌کردند، موجب رویگردانی بسیاری از مسلمانان از آنان شد.

3- ظلم و ستم امویان نسبت به اهل بیت: بنی‌امیّه نسبت به اهل بیت پیامبر که مورد احترام و توجه مردم بودند؛ ظلم و ستم فراوان روا داشت. آنان ضمن طرد خاندان پیامبر از صحنه اجتماع، فجیع‌ترین برخوردها و شکنجه‌ها را اعمال نمودند. حوادث غم‌باری که در سال 61ق. با شهادت امام حسین در کربلا رخ داد و همین‌طور نهضت‌های مختلفی که بعد از آن اتفاق افتاد و همه با شکست روبه‌رو شد، وضعیت را برای شیعیان و علویان سخت نمود و شدیدترین فشارها و محدودیت‌ها را برای علویان و دوستداران آنها در پی داشت. سرانجام تلاش‌های معترضانه عمومی نسبت به رفتار خشونت‌آمیز خلفای بنی‌امیّه نسبت به خاندان پیامبر و آشکار شد. در ابتدا اعتراضات در مجالس خصوصی صورت می‌گرفت؛ اما به تدریج جنبه عمومی و اجتماعی پیدا کرد و در نهایت به حرکت‌های انقلابی خون باری تبدیل شد. 

4- شورش‌های عاملان اموی: یکی دیگر از عوامل سقوط بنی‌امیّه، قیام‌ها و شورش‌هایی بود که از طرف عاملان بنی‌امیّه در مناطق مختلف شکل می‌گرفت. این افراد در ابتدا به عنوان حاکم آن منطقه انتخاب می‌شدند، اما در ادامه علیه خود خلیفه قیام می‌کردند. خلفای اموی تمام تلاش خود را جهت سرکوب شورش‌ها به کار می‌گرفتند و همین امر آنها را از کشورداری و رسیدگی به امور مردم غافل می‌کرد.

5- موروثی شدن حکومت: معاویه پس از خود، پسرش را به جانشینی انتخاب کرد، بدین‌ ترتیب خلافت موروثی را پایه‌گذاری کرد. موروثی کردن خلافت بدین معناست که تعیین جانشین توسط سلطان پیشین صورت می‌گیرد و یکی از فرزندان با اعضای خاندان پادشاه به عنوان جانشین تعیین می‌شود. دستاورد چنین اقدامی، استبداد و خودخواهی خلفا بود. یکه تازی آنان تا جایی پیش رفت که خود را قدرت مطلق می‌دانستند و حتی جایگاهی برتر از جایگاه پیامبر برای خویش قائل بودند. معاویه می‌گفت:«زمین متعلق به خداست و من خلیفهٔ خدایم و هر چه از مال خدا برگیرم متعلق به من است و هر چه واگذارم رواست».

6- تعصب عربی امویان: اصل برابری و مساوات میان تمام انسان‌ها و نژادها یکی از اصول اساسی و مهمی بود که پیامبر در طول رسالت خود برای برقراری آن تلاش کرد. با این وجود، تعصبات نژادی هنوز در بسیاری از قبایل عرب، همچون بنی‌امیّه وجود داشت. امویان نژاد عرب را برتر می‌دانستند و به مسلمانان غیر عرب ـ که به آنها مَوالی گفته می‌شد ـ به چشم حقارت می‌نگریستند. شرکت مَوالی در سپاه، اجباری و بدون دریافت مزد و استفاده از غنیمت بود. در زمان حَجاج بن‌یوسف حتی اسلام آنها نیز پذیرفته نبود و همچون مسلمانان غیر عرب از آنها جِزیه گرفته می‌شد. این سیاست تبعیض میان عرب و موالی موجب شد تا نارضایتی میان آنان فراگیر شود، به‌طوری که هر کس علیه حکومت شورش می‌کرد، به او می‌پیوستند.

7- قیام‌ها و مبارزات ائمه و شیعیان: قیام امام حسین، توابین، مختار، زید بن‌علی و یحیی بن‌زید، افشاگری‌های امام سجاد و حضرت زینب و شیعیانی چون حُجر بن‌عدی و میثم تَمار، مشروعیت بنی‌امیّه را زیر سؤال برد. این قیام‌ها و افشاگری‌ها، ماهیت ضددینی و انسانی بنی‌امیّه را برای همه آشکار کرد و توده مردم را نسبت به امویان بدبین نمود و آنان را به موضع‌گیری بر ضد خلفای اموی واداشت. تلاش مستمر ائمه هم عصر با امویان و تبلیغ تفکر شیعی به‌ویژه نظریه سیاسی آن، مبنی بر الهی بودن حکومت اهل بیت و نامشروع بودن خلافت امویان به تدریج بنی‌امیّه را در معرض تهدید جدی قرار داد.

شکل‌گیری خلافت عبّاسیان

عباسیان شاخه‌ای از خاندان مشهور بنی‌هاشم بودند. نسب آنان به عباس بن‌عبدالمطلب عموی پیامبر گرامی اسلام می‌رسد. به همین دلیل به بنی‌عباس یا عباسیان معروف شدند. محمد بن‌علی، نخستین فرد از خاندان بنی‌عباس بود که فعالیت سیاسی و تبلیغاتی، علیه حاکمیت امویان را شروع کرد. جد او، عبدالله بن‌عباس، صحابی برجسته و شاگرد امیرمؤمنان علی بود که در سال 76ق در طائف در گذشت. پسرش علی که از همه فرزندان عبدالله مشهورتر است به همراه خانواده خود در روستای حُمیمه در نزدیکی پایتخت امویان ـ شام ـ اقامت کرد.

محمد بن‌علی و جانشینانش از همین روستا، فعالیت‌های سری و سازمان یافته‌ای را با هدف دستیابی به قدرت، هدایت می‌کردند. این فعالیت‌ها نخست از عراق آغاز شد، اما خیلی زود دامنه آن به ایران رسید و بر منطقه خراسان متمرکز شد.

عباسیان تشکیلات مخفیانه‌ای را به نام «سازمان دعوت عباسی» پدید آوردند. این تشکیلات دارای سلسله مراتب دقیق و منسجمی بود و از سرکرده، 12 نفر نقیب، 12 نفر جانشین نقبا و دعوتگران عادی یا داعیان، سامان یافته بود. هر داعی تعدادی کارگزار داشت. این تشکیلات در همهٔ شهرهای بزرگ نفوذ داشت. بدین ترتیب کار دعوت با موفقیت و سریع‌تر پیش رفت. محمد بن‌علی به داعیان اعزامی به عراق، خراسان و سایر مناطق سفارش می‌کرد:

1- بدون اینکه نام کسی را ببرند مردم را به شعار «الرضا من آل محمد» دعوت کنند. 
2- مناقب خاندان رسالت و مظلومیت آنان و اینکه اسلام حقیقی نزد آنان است را ترویج کنند.

وی با طرح این شعار با مهارت دعوت خود را به علویان پیوند داد و با بهره‌گرفتن از شعاری امیدبخش و چندپهلو فعالیت تبلیغی خود را آغاز نمود. محمد بن‌علی بن‌عباس در سال 125ق. درگذشت و فرزندش ـ ابراهیم امام ـ جانشین او شد و سرکردگان دعوت با او بیعت کردند. ابراهیم امام در یک اقدام شجاعانه برخی از فرماندهان کهنه کار را تغییر داد و رهبر جوان یعنی ابومسلم خراسانی و ابوسلمه خلال را به سرکردگی دعوت برگزید.

نسب‌نامه عباسیان

شعار فریبنده «الرضا من آل محمد»

این شعار مبهم که به معنای «دعوت به یکی از آل محمد که همگان بدو راضی باشند» می‌توان تعریف کرد، در ایجاد وحدت و یکدلی میان طرفداران بنی‌عباس و پیروان علوی بسیار مؤثر بود زیرا هرگونه بحث و اختلاف تفرقه‌انگیز برای تعیین خلیفه تا فرا رسیدن موعد مقرّر مسکوت می‌ماند. همچنین با طرح این شعار نام امام و خلیفهٔ مورد نظر پنهان می‌ماند و بدین ترتیب جان وی از تعرض امویان حفظ می‌شد. عباسیان با طرح این نقشه، از محبت و شور و اشتیاق مردم به اهل بیت برای تبلیغات خود بهره بردند و انقلابیون و مردم ستمدیده و رنج کشیده را که به دنبال چاره می‌گشتند، فریب‌دادند و در نهایت مردم به خلافت بنی‌عبّاس گردن نهادند.

چرا خراسان؟

همان‌طور که اشاره شد عباسیان، خراسان را به عنوان مناسب‌ترین مکان برای تمرکز دعوت جدید انتخاب کردند. دلایل انتخاب این منطقه را می‌توان در موارد زیر خلاصه کرد:

1- سرزمین خراسان پس از فتح آن در عصر خلیفه سوم، محل استقرار و سکونت تعداد زیادی از مسلمانان شد. آنان بر اساس قرآن و سنت نبوی به خاندان پیامبر علاقه‌مند بودند و برای استمرار فتوحات مناطق شرقی، در خراسان حضور داشتند.
2- تعداد زیادی از مسلمانان این سرزمین را موالی تشکیل می‌دادند. اینان مسلمانان غیر عرب، اعم از ایرانی و غیرایرانی بودند که پس از اسلام آوردن، همراه با عرب‌های مسلمان در فتوحات شرکت می‌کردند.
3- رفتارهای نژادپرستانه امویان با مسلمانان غیر عرب (موالی) موجبات نارضایتی آنان را فراهم کرد که در این زمان به سود عباسیان تمام شد.
4- امکان شناخت دقیق اهل بیت برای ساکنان خراسان (به علت دوری از کوفه و مدینه) کمتر فراهم بود؛ از این رو بنی‌عباس می‌توانستند خود را به عنوان آل محمد معرفی کنند.

نقش ابومسلم خراسانی در جنبش عبّاسیان

ابومسلم خراسانی، سردار نام‌آور عباسی، سهم زیادی در براندازی حکومت امویان و به قدرت رسیدن عباسیان برعهده داشت. دربارهٔ نام، نسب و نژاد ابومسلم و زادگاه او اختلاف زیادی وجود دارد. در اینکه او برده بوده یا آزاد نیز اتفاق‌نظر وجود ندارد. ابومسلم از هوش و ذکاوت زیادی برخوردار بود، به‌همین دلیل در حالی که بسیار جوان بود، از سوی ابراهیم امام برای ریاست نهضت در خراسان برگزیده شد. همین امر مخالفت بزرگان دعوت عباسی را برانگیخت. ابومسلم در رمضان سال 129ق. قیامش را در خراسان آغاز کرد. قیام‌کنندگان با برافراشتن پرچم‌های سیاه و پوشیدن لباس سیاه و افروختن آتش بر فراز کوه آغاز قیام را اعلام کردند.

پس از آن ابومسلم به همراه سپاهیانش به سوی مرو پایتخت امویان در خراسان حرکت کرد و پس از تصرف مرو، بر دیگر شهرهای خراسان و ایران نیز چیره شد. در این زمان که کار عباسیان به سرعت در حال پیشرفت بود، مروان حمار (آخرین خلیفه اموی) از وخامت اوضاع آگاهی یافت و در نخستین اقدام ابراهیم امام را دستگیر و او را به قتل رساند. ابومسلم در جهت دستیابی به اهداف خود از هیچ اقدامی فروگذار نمی‌کرد. وی تعداد زیادی را کشت، به‌طوری که وقتی از او علت کشتارهایش را سؤال کردند، بدون آنکه انکار کند پاسخ داد، همه برای تحکیم قدرت عباسی بودند. ابومسلم تمام مخالفان خود را اگرچه از طرف شیعیان امام علی بود، نیز به سختی در هم می‌شکست. به عنوان نمونه مقابله با شریک بن‌شیخ‌المهری است. وی رهبر شیعیان بخارا بود که علیه عباسیان قیام کرد و گفت: «ما با عباسیان بیعت نکردیم که خون‌ها بریزیم و به غیر حق عمل کنیم». ابومسلم یکی از فرماندهان خود را برای سرکوبی مخالفان و کشتن شریک به آنجا فرستاد و قیام شریک با قساوت سرکوب شد.

مبنای عملکرد ابومسلم، دستورات ابراهیم بود که به وی چنین فرمان داده بود: «تو مردی از اهل بیت ما هستی، به آنچه سفارش می‌کنم عمل کنم... (در وفاداری به ما) نسبت به هر کس شک کردی و در کار هر کس که شبهه نمودی، او را به قتل برسان و اگر توانستی که در خراسان یک نفر عرب زبان هم باقی نگذاری چنین کن. و هرجا بچه‌ای را دیدی که طول قد او پنج وجب است و مورد سوءظن تو بود او را به قتل برسان». با سقوط خراسان، نیروهای بنی‌عباس، عراق را نیز طی جنگ‌هایی که به شکست مروان حمار انجامید، فتح کردند. کوفه نیز در نیمه محرم سال 132ق. سقوط کرد. پیش از آن، بقایای خاندان عباسی، مخفیانه به کوفه آمده بودند. پس از آنکه کوفه به تصرف طرفداران بنی‌عباس درآمد، یکی از داعیان برجسته عباسی به‌نام ابوسلمه خَلال ـ معروف به وزیر آل محمد ـ از مردم برای «ابوالعباس سَفّاح»، برادر ابراهیم امام، بیعت گرفت و بدین‌سان در سال 132ق. خلافت عباسی با مرکزیت کوفه رسماً آغاز شد.

فعالیت (صفحهٔ 6 کتاب درسی)

 

درباره زندگی ابومسلم خراسانی و اهمیت شخصیت او در تاریخ و ادبیات مطلبی تهیه کنید.

خلفای عباسی

جنبش بنی‌عباس با بهره گرفتن از دو عنصر تعیین کننده یعنی تعداد فراوان ایرانیان ناراضی و محبوبیت علویان و خاندان پیامبر در میان مردم به پیروزی قطعی رسید. این تغییر حکومت نه تنها منجر به تغییر خلافت شد، بلکه به تغییرات گسترده در نظام اجتماعی، سیاسی و فرهنگی در جهان اسلام انجامید. پیروزی عباسیان به‌رغم امیدها و انتظاراتی که از آنها می‌رفت سرآغاز یک دوره طولانی از ناامیدی و نارضایتی در میان مردم و به‌خصوص شیعیان شد. اولین خلیفهٔ معاصر امام صادق، سفاح بود که حدود 4 سال حکومت کرد. پس از وی منصور به قدرت رسید.

دوران حکومت سفاح و منصور اوج اقتدار خلافت و تمرکز قدرت مذهبی، سیاسی و نظامی در دست خلفا بود. برخی از اقدامات منصور عبارت بود از:

1- بنای شهر بغداد (مدینهٔ السلام)

حکومت عباسیان از کوفه آغاز شد. سفّاح در جستجوی مکان مناسبی برآمد تا مرکز حکومت خود را به آنجا انتقال دهد، زیرا مردم کوفه به اهل بیت و علویان علاقه‌مند بودند. شام نیز مناسب نبود زیرا آنان به امویان گرایش داشتند، به لحاظ اقتصادی نیز منطقه شام به پای عراق نمی‌رسید. سفاح در ابتدا به مکانی در نزدیکی کوفه ـ موسوم به هاشمیه ـ نقل مکان کرد. پس از مدت کوتاهی از آنجا به شهر انبار، در شمال کوفه و در کنار رود فرات رفت و در مکان جدید شهری ساخت که به هاشمیهٔ انبار معروف شد. پس از سفّاح برادرش منصور در جست‌وجوی مکان مناسبی به عنوان پایتخت بود؛ زیرا او احساس می‌کرد که در کوفه و هاشمیه نمی‌تواند دولت عباسی پایدار ایجاد کند. وی پس از بررسی‌های اولیه، شهر بغداد را برگزید. بغداد واژه‌ای ایرانی مرکب از دو جزء «بغ» و «داد» به معنای خداداد و آفریده خداست. موقعیت بغداد از نظر آب و هوا، وجود مزارع فراوان در اطراف آن، قرار گرفتن آن در میان بین‌النهرین و راه‌های ارتباطی به اطراف، دلایل انتخاب این شهر به عنوان پایتخت بود. بنای شهر با حضور بیش از صدهزار کارگر به همراه معمارانی که از نقاط مختلف به آنجا آمده بودند، طی سه مرحله به انجام رسید.

نقشهٔ اصلی شهر به‌صورت یک دایره طراحی شد. مرکز آن مسجد و قصر قرار داشت و اطراف آن هم محلات و ادارات مختلف بنا گردید. در چهار سمت آن چهار دروازه قرار داده شد. گرد شهر هم خندقی بر از آب به عرض شش متر حفر شد. بدین‌ترتیب این شهر رفته‌رفته به یکی از باشکوه‌ترین شهرهای جهان تبدیل شد.

طرح شهر بغداد که منصور بنا کرد ـ بازسازی بر اساس دانشنامهٔ جهان اسلام، ج3، مدخل بغداد، ص542

2- بهره گرفتن از ایرانیان در صحنهٔ سیاسی

دورۀ اول حکومت خلفای عباسی که از خلافت سفّاح تا پایان خلافت مأمون (از سال 132 تا سال 218 ق.) را در برمی‌گیرد دوران اقتدار خلافت عباسی بود. در طول این دوره خلفای عباسی برای اداره قلمرو وسیع حکومت اسلامی، ایرانیان را به کار گرفتند. زیرا جامعه ایرانی فرهنگ و تمدن کهنی داشت که در آن نظام اداری و نهادهای حکومتی به خوبی شکل گرفته بود. از این‌رو در صدساله نخست خلافت عباسی ایرانیان در مناصب مختلف حکومت عباسیان از وزارت تا اشتغال در نهادهای مختلف اداری، سیاسی و نظامی حضور گسترده‌ای داشتند. افزون‌بر این بسیاری از مشاوران خلفا و معلمان فرزندانشان ایرانی بودند. از خاندان‌های نامدار که در تحولات سیاسی سده نخست حاکمیت بنی‌عباس بسیار اثرگذار بودند می‌توان به خاندان برمکیان و خاندان سهل اشاره کرد.

اوضاع داخلی: یکی از ویژگی‌های دوران سفّاح و منصور قیام‌های متعددی بود که از طرف مخالفان به وقوع پیوست.

اوضاع خارجی در دوران منصور: در دوران منصور آرامش نسبی در مرزهای مسلمانان با رومی‌ها حاکم بود. خلیفه با بهره‌برداری از آرامش نسبی برای مقابله با حملهٔ احتمالی رومیان به بازسازی دژها و سنگربندی مجدد آن مناطق پرداخت.

از دیگر رخدادهای این دوره، احیای حکومت اموی در اندلس بود. پس از آنکه بنی‌عباس، خلافت بنی‌امیّه را سرنگون کرد، تعقیب و نابودی باقی مانده امویان آغاز شد؛ در نتیجه هر یک از امویان برای رهایی از مرگ در جستجوی پناهگاه بودند. در این زمان شخصی به نام عبدالرحمن از نوادگان هشام بن‌عبدالملک از دست ایشان گریخت و آهنگ اندلس کرد. او در سال 137ق. وارد اندلس شد. و موفق شد برخی از قبایل عرب ساکن را با خود همراه سازد. عبدالرحمن قدرت را به دست گرفت و سلسله اموی اندلس را تأسیس کرد. فاصله زیاد اندلس تا مرکز خلافت عباسیان مانع از اقدام سریع و مؤثر بنی‌عباس برای تصرف اندلس شد و هنگامی که نیروهای عباسی به آنجا اعزام شدند، عبدالرحمن با کمک ساکنان محلی اندلس سپاه عباسی را شکست داد.

نمودار وقایع دوره امامت امام صادق (ع)
نمودار وقایع دوره امامت امام صادق (ع)

پرسش‌های نمونه (صفحهٔ 10 کتاب درسی)

 

1- سه مورد از عوامل زوال دولت امویان را برشمارید.
2- در مورد نسب عباسیان توضیح دهید.
3- سلسله مراتب تشکیلات مخفیانه عباسیان چگونه بود؟
4- توصیه‌های محمد بن‌علی به داعیان عباسی چه بود؟
5- چرا خراسان به عنوان مرکز دعوت عباسی انتخاب شد؟

درس 1: امام صادق (ع) 1