درسنامه آموزشی علوم و معارف قرآنی (3) دوازدهم معارف
درس 2: جهانی زیبا، شایستۀ زیباترین آفریده
به این آیه دقت کنید؛
الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ فِرَاشًا وَ السَّمَاءَ بِنَاءً وَ أَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقًا لَکُمْ... (بقره/22)
امام سجاد (ع)، در تفسیر آیهٔ بالا میفرماید:
«خداوند زمین را مناسب طبع شما قرار داد؛ آن را گرم و سوزان نساخت تا از حرارتش بسوزید و زیاد سرد نیافرید تا منجمد شوید، آن را آن قدر معطّر و زننده قرار نداد تا بوی تند آن به مغز شما آسیب رساند و آن را بدبو نیافرید تا مایهٔ هلاکت شما گردد. این زمین نه همچون آب نرم است که شما را غرق کند و نه آن چنان سخت، که نتوانید در آن خانه بنا کنید و مردگان را در آن دفن کنید، بلکه خدا آن مقدار صلابت در آن نهاده است که برای شما مفید و نافع باشد و بتوانید خود و ساختمانهایتان را بر آن نگه دارید. آری، خداوند اینگونه زمین را بستر استراحت شما قرار داد. سپس، آسمان را چون سقفی بر شما بنا کرد؛ سقفی که خورشید و ماه و ستارگانش را به خاطر منافع شما در حرکت و چرخش در آورده است.»
سپس در ادامه میفرماید: «از آسمان آب نازل کرد»؛ یعنی بارانی که از بالا فرو میفرستد تا به قلّهٔ کوهها و تپّهها و قعر درّهها برسد. او این باران را به صورتهای مختلف، ریز و تند، درشت و شدید و نم نم در آورد تا زمینها این بارانها را در خود فرا گیرد و آن را یکجا و یکپارچه نازل نفرمود که در این صورت تمام زمینها، درختان، کشت و زرع شما نابود میشد. سپس هر آنچه را به وسیلهٔ آن آب از زمین میروید، برای شما رزق و روزی قرار داد.»
چنانچه دانستیم، نخستین تابلویی که ماجرای خلقت انسان را در قرآن ترسیم کرده، آیهٔ 31 از سوره بقره است که در آن انسان جانشین خدا و زمین، بستر زندگی او معرفی شده است:
وَ إِذْ قَالَ رَبُّکَ لِلْمَلَائِکَةِ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً... (بقره/30)
آیهای که در ابتدای درس خواندیم، تابلویی است که ویژگیهای این زمین و انواع نعمتهای الهی را برای انسان به نمایش میگذارد. خدا این زمین را با تمام بهرهها و زیباییها به صورتی آفرید که شایستهٔ زندگی جانشینش باشد.
از این رو، قرآن تأکید میکند که همه چیز در این زمین برای بهرهمندی انسان آفریده شدهاست:
هُوَ الَّذِی خَلَقَ لَکُمْ مَا فِی الْأَرْضِ جَمِیعًا ثُمَّ اسْتَوَی إِلَی السَّمَاءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ... (بقره/29)
او خدایی است که همهٔ آنچه را (از نعمتها) در زمین وجود دارد، برای شما آفرید؛ سپس به آسمان پرداخت و آنها را به صورت هفت آسمان مرتب نمود.
علامه طباطبائی در تفسیر این آیه میفرماید:
«با در نظر گرفتن سیاق آیات، میتوان گفت این آیه به دنبال بیان نعمتهای الهی برای انسان است و از آن چنین برمیآید که پرداختن خدا به آسمانها و خلقت آنها نیز به خاطر انسان بوده است.»
تدبر قرآنی (صفحه 27 کتاب درسی)
با توجه به سیاق آیهای که خواندیم، چگونه میتوان فهمید که خلقت آسمانها نیز به خاطر انسان بوده است؟
انسان و جهان آفرینش
خداوند همه چیز را برای انسان خلق کرد و میل و علاقه به زیباییهای خلقت را نیز در او قرار داد تا در مقام جانشین خداوند، با این آفریدهها ارتباط برقرار کند و از آنها بهرهمند شود.
قرآن هنگامی که به نحوهٔ ارتباط میان انسانها و این نعمتهای طبیعی اشاره مینماید، از تعابیری استفاده میکند که نشان دهندهٔ جایگاه متفاوت انسان نسبت به سایر موجودات در بهرهمندی از این آفریدههاست. نمونههایی از این تعابیر را با هم میخوانیم:
1- آفرینش، مسخّر انسان
در بسیاری از آیات، جهان آفرینش مسخّر انسان معرفی شدهاست:
أَلَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَکُمْ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَ مَا فِی الْأَرْضِ وَ أَسْبَغَ عَلَیْکُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَةً وَ بَاطِنَةً... (لقمان / 20)
آیا ندیدید خداوند آنچه را در آسمانها و زمین است مسخّر شما کرده و نعمتهای آشکار و پنهان خود را فراوان بر شما ارزانی داشته است؟!
«سخّر»، از مصدر «تسخیر» به معنای ذلیل کردن و رام نمودن است و تسخیر یک چیز به معنای وادار کردن آن چیز به انجام یک عمل میباشد؛ به طوری که نه به ارادهٔ خود، بلکه به ارادهٔ تسخیرکننده، آن عمل را انجام دهد مانند نویسنده که قلم را وادار میکند تا به ارادهٔ او بنویسد.
تسخیر موجودات برای انسان به این معناست که خداوند آنها را وسیله قرار داده است تا او برای رسیدن به منافعش از آنها استفاده کند. فاعل تسخیر در آیهٔ بالا، خداوند است که همهٔ موجودات را در تسخیر انسان قرار داده و آنها را در مقابل او رام کرده است تا او با علم و قدرت خود در آنها تصرّف کند.
بنابراین، «تسخیر» به معنای استفادهٔ طبیعی و معمولی -مانند سایر موجودات- از آفریدههای الهی نیست بلکه امتیازی ویژهٔ انسان است که باید انواع استفاده از آفریدهها را کشف و خود، نحوهٔ استفاده از آنها را مدیریت کند. برای نمونه، همهٔ موجودات از آب به صورت طبیعی (برای خوردن و نظافت) بهرهمند میشوند اما این انسان است که با علم خود، کاربریهای جدید آن را کشف و مثلاً برای تولید برق از آن استفاده میکند.
قرآن مصادیق گوناگونی از آفریدههای الهی را که در آسمان و زمین به اذن الهی مسخّر انسان شدهاند، برمیشمرد و به منافعی که انسانها از این آفریدهها دریافت میکنند، اشاره میکند.
تدبر قرآنی (صفحه 29 کتاب درسی)
به آیات 33-32 از سورهٔ ابراهیم مراجعه کنید؛ کدام پدیدهها و آفریدههای طبیعی، مسخّر انسان معرفی شدهاند؟
قدرت انسان بر تسخیر آفریدهها، با عبارتهای دیگری نیز در قرآن بیان شده است تا انسان با بهرهمندی از آنها، زندگانی خود را در زمین سامان بخشد:
وَ لَقَدْ مَکَّنَّاکُمْ فِی الْأَرْضِ وَ جَعَلْنَا لَکُمْ فِیهَا مَعَایِشَ... (اعراف/10)
«مکّن» در لغت به این معناست: مسلّط کرد و قدرت داد، که معنایی مشابه «تسخیر» دارد. «معایش» نیز جمع معیشت، به معنای چیزی (از خوراک و پوشاک و…) است که به وسیلهٔ آن میتوان زندگی را گذراند. اکنون، خود میتوانید آیه را ترجمه کنید:
و ما تسلط و مالکیت و حکومت بر زمین را برای شما قرار دادیم و انواع وسایل زندگی را برای شما فراهم ساختیم.
2- آبادانی زمین، وظیفۀ جانشین الهی
خداوند متعال نه تنها زمین را مسخّر جانشین خود قرار داد تا از مواهب آن بهرهمند شود، بلکه او را به آبادانی آن واداشت؛ یعنی همانطور که خداوند با قدرت و تدبیر خود، زمین و طبیعتش را آباد و زیبا ساخت، قدرت آبادانی آن را نیز به انسان عطا کرد تا در مقام جانشینی پروردگار، زمین را آباد کند و محیطزیست را سامان بخشد:
...هُوَ أَنْشَأَکُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ اسْتَعْمَرَکُمْ فِیهَا... (هود/61)
«انشاء» در لغت، به معنای ایجاد و ساختن چیزی و «عمارت » به معنای آباد کردن چیزی است تا اثر مطلوبش را دارا شود؛ یعنی با تصرّف و ایجاد تغییراتی در آن بتوان از فوایدش بهرهمند شد؛ مثلاً مکان غیر قابل سکونت را به گونهای تغییر دهیم که قابل سکونت شود و در مسجد به نحوی تغییر ایجاد کنیم که شایسته برای عبادت شود و یا زمین زراعی را به حالتی درآوریم که آمادهٔ کشت و زرع گردد.
تدبر قرآنی (صفحه 30 کتاب درسی)
با توجه به معنای «عمارت»، معنای لغوی «وَ استَعمَرَکُم» را با استفاده از معانی ابواب ثلاثی مزید بیان کنید.
فاعل فعل «استَعمَرَ» در آیهٔ فوق، خداوند متعال است. اوست که انسان را آفرید و در فطرتش قرار داد تا در این زمین تصرّف کند و با آبادانی آن، نیازها و نواقص خود را در زندگی برطرف سازد. مراد از زمین در اینجا تنها خشکی زیر پای انسان نیست و حوزهٔ کار و آبادانی او به نقطهٔ خاصی محدود نمیشود؛ بلکه از اعماق دریاها تا اوج آسمانها و فراخنای صحراها میدان کار و تلاش او خواهد بود. آیاتی که در بخش قبل به آنها اشاره شد، به روشنی همهٔ مخلوقات زمینی و آسمانی را مسخّر و در حوزهٔ اختیار و تصرّف اشرف مخلوقات الهی معرّفی کردهاند.
از قرار گرفتن این بخش در کنار بخش قبل چنین بر میآید که تسخیر موجودات و آفریدههای الهی باید در جهت رونق و آبادانی زمین باشد و فقط انسانهایی شایستهٔ مقام جانشینی پروردگارند که از این مواهب برای آبادانی زمین بهره میبرند.
3- لذّت بردن از انواع زینتها و زیباییها
یکی دیگر از تعابیری که قرآن برای اشاره به مواهب طبیعی از آن استفاده میکند، واژهٔ «زینت» است:
إِنَّا جَعَلْنَا مَا عَلَی الْأَرْضِ زِینَةً... (کهف/7)
در حقیقت، ما آنچه را بر زمین است، زیور و زینتی برای آن قرار دادیم.
«زینت» یعنی آراستگی و آرایش، به این معنا که چیزی مرغوب و زیبا، ضمیمهٔ چیزی دیگر شود تا آن را زیبا جلوه دهد و بینندگان را به طرف آن جذب کند.
انواع موجوداتی که در زمین آفریده شدهاند، از دشتها و صحراها تا جنگلها و باغستانها، از کوهها و تپّهها تا درّهها و دریاها، همگی اسباب آراستگی و زیبایی حیرت انگیز آن را فراهم آوردهاند و از این رو خدا آنها را به عنوان زینت زمین معرفی میکند.
زمین با همه این زیباییها مخصوص استفاده انسان آفریده شده و با برخورداری از زینتهای متنوع، شایستهٔ سکونت جانشین خدا شده است. با وجود این، برخی گمان میکنند که برای داشتن زندگی مؤمنانه باید به زینتهای این دنیا کاملاً بیرغبت بود. با توجه به آنچه خواندید، آیا این عقیده صحیح است؟
روزی «عَبّاد بن کثیر» امام صادق (ع) را دید که لباسی نسبتاً زیبا بر تن داشت. پس، متکبّرانه به امام گفت: «تو از خاندان نبوت هستی و پدرت علی بسیار ساده لباس میپوشید؛ چرا چنین لباس زیبایی بر تن توست؟ آیا بهتر نبود که لباسی سادهتر از این میپوشیدی؟»
امام که عقیدهٔ او را به این صورت قبول نداشتند، در پاسخ او یکی از آیات کلیدی قرآن در این خصوص را تلاوت کردند:
قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَةَ اللَّهِ الَّتِی أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَ الطَّیِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ... (اعراف/32)
در این آیه برای اشاره به مواهب طبیعی از دو واژه «زینت» و «طیبّات» » استفاده شدهاست.
کلمهٔ «زینت» به «اَللّٰه» اضافه شده و برای اشاره به زینتهایی که بندگان از آنها استفاده میکنند، تعبیر «زینت الهی» به کار رفته است.
خداوند متعال خود زیباست و زیباییها را دوست دارد. امام صادق (ع) به یکی از یاران خود میفرماید:
تََجَمَّل فَاِنَّ اللهَ جَمیلٌ وَ یُِحِبُّ الجَمالَ
...............................................
خدا این زینتها و زیباییها را آفرید و میل و علاقه به آنها را در فطرت انسان قرار داد تا او در پرتو بندگی خدا، انواع زینتها را در خود فراهم آورد. از آنجا که خداوند خالق زیباییهاست و میل به آنها را در انسان قرار داده، در این آیه از تعبیر «زینةََ اللهّٰ» استفاده شده است.
«طیّبات»، نیز جمع «طیّب» یا «طیّبة»، به معنای چیزی است که سازگار با طبع و علاقهٔ انسان باشد و در اینجا عبارت است از انواع چیزهایی که انسان در زندگی و معیشت خود به آنها احتیاج دارد.
بر این اساس، روشن است که لذّت بردن و بهرهمندی از این نعمتها و زیباییهای طبیعی با دستورات دینی منافاتی ندارد و کاملاً با آن هماهنگ است. امام صادق (ع) در تأکید این مطلب میفرمایند:
اِنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ اِذا اَنعَمَ عَلی عَبدٍ نِعمَةً اَحَبَّ اَن یَری عَلَیهِ اَثَرَها قیلَ وَ کَیفَ ذلِکَ قالَ یُنَظِّفُ ثَوبَهُ وَ یُطَیِّبُ رِیحَهُ وَ یَُحَسِّنُ دارَهُ
همانا خداوند دوست دارد اثر نعمتی را که به بنده خود داده است، در او ببیند. پرسیده شد: چگونه؟ فرمود: هر فردی جامهٔ خود را نظیف، خود را خوشبو و خانهٔ خود را نیکو سازد.
تدبر قرآنی (صفحه 33 کتاب درسی)
به این آیه دقت کنید:
أَفَلَمْ یَنْظُرُوا إِلَی السَّمَاءِ فَوْقَهُمْ کَیْفَ بَنَیْنَاهَا وَ زَیَّنَّاهَا... (ق/6)
آیا آنها به آسمان بالای سرشان نگاه نکردند که چگونه ما آن را ساخته و زینت بخشیدهایم...؟
به نظر شما، مراد از زینت دادن آسمان، در این آیه چیست؟
زینت تن و زینت جان
در زمینهٔ استفاده از زینتها و زیباییهای زمین، توجه به یک نکتهٔ اساسی لازم است؛ هر چند همهٔ زیباییهای دنیا برای انسان خلق شدهاند و او در زندگی خود میتواند از آنها بهرهمند شود، اما نباید فراموش کند که زینتهایی فراتر از این زینتهای دنیا نیز وجود دارند که آراستگی جانشین الهی در زمین به وسیلهٔ آنها کامل میشود.
چنان که گفته شد، انسان به دلیل برخورداری از روح الهی شایستگی جانشینی پروردگار را یافته و روح الهی حقیقت او را شکل میدهد. آیا زینتهایی که از آنها سخن گفتیم، به تنهایی موجب آراستگی روح انسان نیز میشوند؟
قرآن، زینت حقیقی انسان را آراستگی او به ایمان میداند؛ ایمانی که خدا آن را محبوب قلب مؤمن قرار داده است:
وَ لَکِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَیْکُمُ الْإِیمَانَ وَ زَیَّنَهُ فِی قُلُوبِکُمْ... (حجرات/7)
خداوند ایمان را محبوب شما قرار داده و آن را در دلهایتان زینت بخشیدهاست.
بنابراین باید توجّه داشت که زیباترین باغها و مزارع و بهترین زیورآلات زمین، هنگامی موجب آراستگی حقیقی انسان میشوند که در پرتو ایمان و پایبندی به فضایل اخلاقی تحقّق یابند.
انسان هنگامی که به خود مراجعه میکند، میبیند که به فضایل اخلاقی چون عدالت، شجاعت، نوع دوستی، حیا، حلم، وقار، صداقت، ایثار و خوشرفتاری علاقهمند و از رذایلی چون تکبرّ، خشم، نفاق، حسادت، دروغگویی، ستمکاری، حرص، بخل و اسراف متنفّر است. این عشق و علاقه به فضایل و تنفّر از رذایل، به نحوه استفاده انسان مؤمن از لذّتهای زمین جهت میدهد. او از این نعمتها در جهت رشد فضایل اخلاقی بهرهمند میشود و هیچگاه خواهان بهرهمندی از این امکانات به هر قیمتی ولو از دست دادن گوهر ایمان و تعدّی از حدود الهی نیست. برای نمونه، تا جایی که برایش مقدور است، با رعایت انصاف و التزام به حقوق دیگران در کسب روزی حلال تلاش میکند، اما هنگامی که کسب مال مستلزم ظلم، تجاوز، دروغ و فریب باشد، از آن اجتناب میورزد و سودی در این کسب نمیبیند.
این نکته همواره مورد تأکید ائمه (ع) بوده است. ایشان بهرهمندی از دنیا را در سایهٔ ایمان و تقوا نه تنها نفی نکردهاند، بلکه آن را لازمهٔ سعادت و تجارت سودمند اهل ایمان دانستهاند. امام علی (ع) در معرفی دنیا میفرمایند:
اِنَّ الدُّنیا مَتجَُرُ اَوِلیاءِ اللهِ اِکتَسَبوا فِیهَا الرَّحمَةَ وَ رَبِحوا فِیهَا الجَنَّةَ
اندیشه و تحقیق (صفحه 35 کتاب درسی)
در این سه آیهٔ مهم درس تدبّر کنید:
... أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَکُمْ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَ مَا فِی الْأَرْضِ... (لقمان/20)
...هُوَ أَنْشَأَکُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ اسْتَعْمَرَکُمْ فِیهَا...(هود/61)
قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَةَ اللَّهِ الَّتِی أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ ... (اعراف/32)
در این آیات، هر چند تسخیر موجودات، آبادانی زمین و استفاده از زینتها مخصوص انسان است، اما انسان در ارتباط با آنها مستقل دیده نشده و این افعال، مستقیماً به انسان نسبت داده نشده است.
با دقّت در آیات، چه وجه مشترکی میان آنها مشاهده میکنید؟ و از آن چه نتیجهای میتوان گرفت؟