درسنامه آموزشی احکام (3) کلاس دوازدهم معارف
درس 6: امر و نهی
در بیان احکام شرعی؛ جملات عموماً به صورت امر و نهی یا باید و نباید ادا میشوند. دانشمندان اصول فقه برای استنباط حکم شرعی از این جملات، ضوابطی را بیان کردهاند که در این درس پس از آشنایی با بخشی از این ضوابط، نمونههایی از برداشت حکم شرعی از اوامر و نواهی را میآوریم.
الف) تعریف امر و نهی
در علم اصول «امر» چنین تعریف شده است: «طلب انجام کار از سوی فرد عالی به دانی». به همین ترتیب نهی عبارت است از: «طلب ترک فعل از فرد عالی به دانی». براساس این تعریف، در اصول فقه، جملات امری که از دانی به عالی و یا از دو فرد هم سطح به یکدیگر صادر میشود، امر و نهی به شمار نمیآیند.
ب) انواع امر و نهی
امر و نهی به هر تعبیری که معنای مذکور را برساند محقق میشود. این معنا به شکلهای زیر میتواند ایجاد شود:
1- فعل یا صیغهٔ امر و نهی: مثل «اَقیمُوا الصَّلاةَ» و «لَاتَقْرَبُوا مَالَ الْیَتِیمِ إِلَّا بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ».
2- به صورت مادۀ امر و نهی: مثال «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَیٰ أَهْلِهَا». در این آیه به جای آنکه گفته شود: «امانت را به صاحبش برگردانید» فرموده است: «خداوند شما را به بازگرداندن امانات به صاحبانشان امر میکند». یعنی به جای آنکه از جملهٔ امری استفاده کند از لفظ (ماده) امر استفاده کرده است. همچنین در روایت است که «قد نَهی رَسولُاللهِ عَن بَیعِ الغَرَرِ» که به جای صیغهٔ نهی از ماده نهی استفاده شده است.
3- اسم فعل: مثل «عَلَیکُم أَنفُسَکُم».
4- فعل مضارعی که به معنای امر یا نهی به کار رفته است: مثلا در روایت است که از امام صادق دربارهٔ شخصی که از روی فراموشی با بدن نجس نماز بخواند پرسیده شد و آن حضرت در پاسخ فرمود: «یُعیدُ صَلاته». (نمازش را اِعاده میکند) یا باز هم از امام صادق نقل است که «لایُسجَدُ إِلَّا عَلَی الأَرضِ».
معنای امر و نهی منحصر در این شکلها نیست و هر شکلی از بیان که این معنا را برساند مشمول امرونهی است و در اصول فقه به همه آنها صیغههای امر و نهی میگویند. بنابراین اصطلاح امر و نهی در ادبیات عرب با همین اصطلاح در اصول فقه متفاوت است.
فعالیت (صفحهٔ 48 کتاب درسی)
در مورد هر یک از صیغههای امر و نهی در اصول فقه دقت کنید. آیا میتوانید برای هر کدام، مثالهای دیگری در آیات و روایات بیابید.
1. فعل یا صیغهٔ امر و نهی
- امر: «وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا» (سورهٔ بقره، آیهٔ 83)
(و به مردم سخنان نیکو بگویید) - نهی: «وَلَا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ» (سورهٔ اسراء، آیهٔ 33)
(و هیچگاه کسی را که خداوند قتل او را حرام کرده است نکشید مگر به حق)
2. به صورت مادّهٔ امر و نهی
- امر: «وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَ عَنِ الْمُنْکَرِ» (سورهٔ آل عمران، آیهٔ 104)
(و امر به معروف کن و از منکر نهی کن) - نهی: «وَإِذَا قَالَ رَبُّکَ لِلْمَلَائِکَةِ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً قَالُوا أَتَجْعَلُ فِیهَا مَن یُفْسِدُ فِیهَا وَیَسْفِکُ الدِّمَاءَ» (سورهٔ بقره، آیهٔ 30)
(و هنگامی که پروردگارت به فرشتگان گفت: من در زمین جانشینی خواهم گماشت، گفتند: آیا کسی را میگماری که فساد در زمین کند و خونها بریزد؟)
3. اسم فعل
- امر: «عَلَیْکُم بِالْوَحْیِ» (روایت از امام علی علیهالسلام)
(بر شما واجب است که به وحی عمل کنید) - نهی: «لَا تَحْزَنُوا» (سورهٔ توبه، آیهٔ 40)
(غمگین نباشید)
4. فعل مضارعی که به معنای امر یا نهی به کار رفته است
- امر: «یُصَلِّونَ فِی النَّهَارِ وَالْلَّیْلِ» (سورهٔ آل عمران، آیهٔ 17)
(آنها در روز و شب نماز میخوانند)
(دلالت بر وجوب نماز دارد) - نهی: «یُحَرِّمُ عَلَیْهِمْ أَمْوَالَ النَّاسِ» (سورهٔ نساء، آیهٔ 29)
(آنها را از خوردن اموال مردم حرام میکند)
در فارسی نیز فعل امر گاهی به صورت مضارعالتزامی بیان میشود. برای مثال، در ماده 490 قانون مدنی میخوانیم: «مستأجر باید در استفاده از عین مستأجره به نحو متعارف رفتار کند». اینگونه افعال در عربی، اغلب به صورت امر غایب آورده میشوند. مثلاً قرآن میفرماید:
«لِیُنْفِقْ ذُو سَعَةٍ مِنْ سَعَتِهِ وَ مَنْ قُدِرَ عَلَیْهِ رِزْقُهُ فَلْیُنْفِقْ مِمَّا آتَاهُ اللَّهُ» (سورهٔ طلاق، آیهٔ 7)
آنکه امکانات وسیعی دارد باید از امکانات وسیع خود انفاق کند و آنکه تنگدست است از آنچه خدا به او داده انفاق کند.
ج) دلالت امر و نهی
شکلهای امر همگی ظهور در وجوب دارند و دلالت بر وجوب میکنند. چنانکه نهی نیز ظهور در حرمت دارد. این دلالت، به حکم عقل است که اطاعت از امر خداوند متعال را لازم میشمارد؛ زیرا اقتضای رابطهٔ عبودیت و مولویت چنین است. چنانکه همۀ عقلا، اجابت امر افراد بالاتر همچون رؤسا و فرماندهان را بر زیردستان الزامآور میدانند.
مثلاً وقتی مدیری به کارمند خود یا فرماندهی به سرباز خود دستور میدهد که «فلان کار را انجام بده»، هر انسانی از این امر، لزوم و وجوب انجام آن کار را درک میکند مگر اینکه قرینهای خلاف آن وجود داشته باشد. این بدان خاطر است که «امر» ظهور در لزوم و وجوب دارد. بنابراین هیچ مأموری نمیتواند با این عذر که «من گمان کردم انجام این کار خوب و مستحب است، نه لازم و واجب» از انجام مأموریت سر باز بزند و لذا چنین متخلفی مستحق تنبیه است؛ زیرا آمر برای اثبات تخلف مأمور، به ظاهر جملهٔ امریِ خود استناد میکند.
پس از درک این مطلب، میافزاییم که شارع مقدس نیز برای وضع احکام اسلامی و سخن گفتن با مؤمنان، از همین قاعده استفاده کرده و هیچ روش جدیدی را درعالم تفاهم اتخاذ نکرده است؛ زیرا در غیر این صورت فهم صحیح کلام شارع ناممکن میشد.
بیندیشیم (صفحهٔ 49 کتاب درسی)
با تدبر در آیهٔ شریفهٔ «وَ مَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسَانِ قَوْمِهِ»، بیان کنید که اگر شارع مقدس با روشی غیر از آنچه در بین انسانها معمول است سخن میگفت، چه مشکلی پیش میآمد؟ چرا؟
اگر شارع مقدس با روشی غیر از آنچه در بین انسانها معمول است سخن میگفت، مردم نمیتوانستند پیام را درک کنند. پیام الهی باید به زبان و روش قابل فهم برای مردم باشد تا بتواند تأثیرگذار باشد و هدف هدایت محقق شود. بدون استفاده از زبان مشترک، ارتباط صحیح بین خداوند و بندگان قطع میشد.
اما ظهور امر و نهی در وجوب و حرمت مشروط به شرایط زیر است:
1- اینکه امر و نهی از سوی فرد عالی به دانی صادر شود بنابراین وقتی ما مثلاً از خداوند متعال میخواهیم که «اللَّهُمَّ اشف کل مریض»، دلالتی بر وجوب ندارد.
2- همراه آن، قرینهای که صیغه را به معنای استحباب یا کراهت یا اباحه منصرف کند، وجود نداشته باشد. مثل اینکه در روایت آمده است:
«اِغْسِل وَجْهَکَ مَرَّةً فَرِیضَةٌ وَ أُخری إسباعًا»؛
صورتت را یک بار برای وجوب و یک بار به عنوان اکمال، بشوی.
که با قرینه «اسباغاً» میفهمیم که امر «اِغسل» در مورد شستن بار دوم، دلالت بر وجوب نمیکند، بلکه دلالت بر استحباب دارد.
فعالیت (صفحهٔ 50 کتاب درسی)
با کمک معلم خود مشخص کنید در موارد زیر، فعل هر جمله دلالت بر وجوب دارد یا استحباب یا اباحه دلیل هر یک را بیان کنید.
1- فَإِذَا قُضِیَتِ الصَّلَاةُ فَانْتَشِرُوا فِی الْأَرْضِ وَ ابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ.
دلالت بر اباحه دارد. این جمله بهطور کلی اجازه میدهد که پس از نماز به کارهای مختلف پرداخته شود و جایی برای اجبار یا ضرورت وجود ندارد، بلکه اختیار در جستجوی فضل خداوند آزاد است.
2- قُمِ الَّیلَ إِلَّا قَلِیلًا.
دلالت بر استحباب دارد. این جمله اشاره به نماز شب دارد که به طور مستحب توصیه میشود. از آنجایی که نهی از ترک نماز شب در این آیه بهشکل الزام و وجوب نیست، دلالت بر استحباب دارد.
3- وقتی شما به همکلاسی خود میگویید: مدادت را بده.
دلالت بر اباحه دارد. این جمله به طور کلی بهعنوان یک درخواست برای کمک است و الزامی ندارد. به همین دلیل، دلالت بر اباحه دارد.
4- پدری به فرزند خود میگوید : درس بخوان.
دلالت بر وجوب دارد. این جمله بهطور طبیعی بهعنوان یک توصیه و دستور از سوی پدر میتواند به وجوب و ضرورت انجام دادن کار اشاره کند، زیرا پدر معمولاً در این شرایط از فرزند خود میخواهد که وظیفهاش را انجام دهد.
ـ آیا میتوانید چند نمونه دیگر از افعال امر را که بر استحباب یا اباحه دلالت دارد، از قرآن یا احادیث ذکر کنید؟
استحباب: «وَ أَقِیمُوا الصَّلَاةَ وَ آتُوا الزَّکَا ةَ» (سورهٔ بقره، آیهٔ 43)
(نماز را برپا دارید و زکات بدهید) - این عبارت دلالت بر واجب بودن نماز و زکات دارد، اما بسیاری از روایات سایر واجبات را بهطور غیرمستقیم نشان میدهند.
اباحه: «لَا تَفْتَرُوا عَلَی اللَّهِ کَذِبًا» (سورهٔ آل عمران، آیهٔ 94)
(بر خدا دروغ نبندید) - این دستور میتواند به عنوان نهی از اشتباه و فساد در قضاوت یا قول باشد که دلالت بر اجتناب از آن دارد.
بیندیشیم و پاسخ دهیم (صفحهٔ 53 کتاب درسی)
1- امر و نهی را تعریف کنید.
امر: در علم اصول فقه، امر به معنی «طلب انجام کار از سوی فرد عالی به دانی» است. به عبارت دیگر، وقتی کسی از مقام بالاتر به کسی دستور میدهد که کاری را انجام دهد، این «امر» است.
نهی: نهی به معنی «طلب ترک فعل از سوی فرد عالی به دانی» است. در اینجا، فرد از مقام بالاتر از شخص زیر دست خود میخواهد که عملی را ترک کند.
2- امر و نهی ظهور چه معنایی دارند؟ این ظهور چگونه قابل اثبات است؟
در اصول فقه، جملات امر و نهی اغلب ظهور در معنای خاصی دارند. امر، ظهور در وجوب دارد، به این معنا که دستور صادر شده الزامآور است و شخص باید آن را انجام دهد. نهی، ظهور در حرمت دارد، به این معنا که نهی صادر شده از انجام آن عمل جلوگیری میکند و انجام آن عمل حرام است.
این ظهور بهطور طبیعی از کلام آمر یا ناهی استنباط میشود. برای اثبات این ظهور باید با توجه به قواعد اصول فقه مانند اصالة الظهور که میگوید هرگاه شک کنیم که مقصود گوینده، معنای ظاهر است یا معنای غیرظاهر، سخن او را بر معنای ظاهر حمل میکنیم، این دلالتها اثبات میشود.
3- شرایط ظهور امر و نهی را بیان کنید.
شرایط ظهور امر:
باید از فرد عالی (که مقام بالاتر دارد) صادر شود.
باید بدون قرینهای باشد که معنای غیرمستحب یا کراهت را نشان دهد.
باید بهطور واضح و قطعی بیان شود که منظور انجام عمل است.
شرایط ظهور نهی:
نهی باید از فرد عالی (مقام بالاتر) صادر شود.
باید همراه با قرینهای نباشد که معنای غیرحرمت (استحباب یا اباحه) را نشان دهد.
باید در کلام بهوضوح بیان شده باشد که عمل مورد نظر حرام است.
4- با دقت در متن فقهی این درس، که از شیخ صدوق نقل شد، مواردی را که در آن، به استناد امر و نهی، یک حکم فقهی استنباط شده است، بیابید.
حکم سهو در نماز: زمانی که شخص نمیداند یک رکعت نماز خوانده یا دو رکعت، و بر اساس این امر که «نماز را اعاده کند» حکم به اعاده نماز صادر میشود.
حکم شک در نماز صبح و مغرب: زمانی که شخص در رکعات نماز صبح یا مغرب شک میکند، به استناد نهی از انجام نماز ناقص یا کامل نبودن، حکم به اعاده نماز داده میشود.
حکم شک در تعداد رکعات نماز: از روایات حضرت صادق (ع) استنباط میشود که در صورت شک در تعداد رکعات (مثلاً سه یا چهار رکعت بودن)، باید بنا را بر سه رکعت گذاشته یا اگر چهار رکعت به نظر میآید، سلام داده و نماز را به پایان رساند. اینها بر اساس امر و نهی در این روایات استنباط شدهاند.