درسنامه آموزشی احکام (3) کلاس دوازدهم معارف
درس 5: سنّت
پس از قرآن مهمترین منبع استنباط حکم شرعی، احادیث و روایاتی است که با تلاش و مجاهدت علمای بزرگ شیعه حفظ، جمعآوری و کتابت گردیده و تا امروز محفوظ مانده است. همچنین اکثر جوامع روایی (دایرةالمعارفهای حدیثی) را فقیهان و محدثان و راویان بزرگ برای رفع نیازهای شرعی و فقهی گرد آوردهاند.
بیندیشیم 1 (صفحهٔ 40 کتاب درسی)
با مراجعه به آیات 44 و 64 سورهٔ نحل، دربارۀ جایگاه سنت در تبیین احکام شرعی و نیز دربارۀ رابطۀ کتاب و سنت تحقیق کنید.
آیه 44 سوره نحل میفرماید: «وَ أَنْزَلْنَا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَیْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ»؛ یعنی خداوند قرآن را بر پیامبر نازل کرده است تا آنچه را که بر مردم نازل شده، برای آنان تبیین کند و باشد که بیندیشند. این آیه نشان میدهد که قرآن نیاز به تبیین پیامبر دارد تا معانی و احکام آن برای مردم روشن شود.
آیه 64 سوره نحل نیز میفرماید: «وَ مَا أَنْزَلْنَا عَلَیْکَ الْکِتَابَ إِلَّا لِتُبَیِّنَ لَهُمُ الَّذِی اخْتَلَفُوا فِیهِ وَ هُدًی وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ»؛ یعنی ما این کتاب را بر تو نازل نکردیم مگر برای اینکه آنچه را که در آن اختلاف دارند، برای آنان روشن سازی و (نیز) مایه هدایت و رحمت برای گروهی که ایمان میآورند باشد. این آیه نیز بر نقش تبیینی پیامبر در فهم و تفسیر قرآن تأکید میکند.
بنابراین، با توجه به این آیات، سنت پیامبر در تبیین قرآن و احکام آن جایگاه ویژهای دارد و قرآن و سنت مکمل یکدیگرند. سنت پیامبر به تبیین و تفسیر قرآن میپردازد و بدون آن، فهم کامل قرآن برای مردم ممکن نیست.
1- تعریف سنت
سنت عبارت است از قول و فعل و تقریر معصوم. برای درک بهتر این تعریف واژههای کلیدی آن را شرح میدهیم:
- معصوم: معصوم در نزد شیعه کسی است که عصمت او با برهان ثابت شده باشد؛ و کسانی که برهان بر عصمت آنان وجود دارد عبارتاند از: رسول مکرم اسلام، فاطمه زهرا و ائمه اثنی عشر.
- قول معصوم: سخنانی است که معصوم در مقام قانونگذاری و بیان احکام فرموده است.
- فعل معصوم: رفتار عملی معصوم است که در مقام عمل به احکام انجام داده است؛ برای مثال مناسک و اعمال حج که بسیاری از آنها از عمل رسول اکرم (ص) در حجةالوداع گرفته شده فعل معصوم شمرده میشود.
- تقریر معصوم: اعمالی است که مسلمانان و مؤمنان در برابر معصوم انجام دادهاند و معصوم آن عمل را تأیید کرده است؛ مانند اینکه خرید و فروشی انجام شود و معصوم با سکوت خود صحت آن را تأیید کند یا از جنس خریداری شده یا مبلغ شیء فروخته شده استفاده کند؛ که همین دلیل صحت معامله است.
بیندیشیم 2 (صفحهٔ 41 کتاب درسی)
به نظر شما چرا افعال و کارهایی که معصومان انجام دادهاند، منبع کشف احکام فقهی قرار گرفته است؟
زیرا معصومان در انجام وظایف و اعمال دینی کاملاً بر اساس دستورات الهی عمل میکنند و از اشتباه و خطا مصون هستند. از آنجا که معصومان در مقام عمل، الگویی برای پیروان خود به شمار میآیند، افعال آنان به عنوان نمونههای عملی از دستورات قرآن و احکام شرعی مطرح میشود.
این اعمال میتوانند روشنکننده و تبیینکننده احکام قرآن باشند، زیرا معصومان با داشتن علم و عصمت کامل، به بهترین نحو احکام الهی را در زندگی روزمره خود به اجرا درمیآورند. بنابراین، افعال معصومان به عنوان «فعل معصوم» نه تنها بهعنوان الگوی عملی برای پیروان، بلکه به عنوان منبعی معتبر برای استنباط احکام فقهی به کار میروند. به عبارت دیگر، چون معصومان تحت تأثیر هیچگونه اشتباه انسانی نیستند، اعمال آنان همیشه مطابق با اراده و دستور خداوند است و میتواند مبنای استنباط حکم فقهی قرار گیرد.
2- اعتبار سنت
اعتبار یا صحت انتساب حدیث به معصومین به سبب عوارض و حوادثی که وقوع آنها محتمل بوده است، نیازمند تحقیق و بررسی است.
نگاهی به تاریخاسلام به ما میگوید که در طی تاریخ عوامل مختلف دینی، سیاسی و اجتماعی وجود داشته که موجب میشده سودجویانی دست به تحریف و جعل روایات و انتساب آنها به معصومین بزنند. عواملی همچون تأیید یک مذهب خاص یا تحکیم سیاست حاکمه یا به دست آوردن سود مالی، در این جعل و تحریف نقش مؤثر داشتهاند. از اینها گذشته، گاه عوامل طبیعی همچون فراموشی، اشتباه و عدم فهم صحیح راوی باعث تغییر کلام معصوم میگردیده است.
در اینجا به بیان شیوه بررسی سند روایات معصومین و راههای رسیدن سنت به دست ما میپردازیم:
راههای وصول سنت
احادیث یا اخبار از جهت طریقی که به دست ما رسیدهاند به دو قسم کلی تقسیم میشوند؛ مقطوعالصدور و غیر مقطوعالصدور.
الف) خبر مقطوعالصدور
به خبری گفته میشود که ما به صدور آن از معصوم قطع و یقین داریم. خبر مقطوعالصدور بر دو قسم است:
خبر متواتر
یعنی خبری که آن را در هر عصری، از زمان معصوم تا زمان عمل کردن و رجوع به آن برای استنباط حکم، گروه بیشماری از راویان، نقل کردهاند به گونهای که کذب یا تحریف یا اشتباه آن محال باشد. برای مثال دو حدیث ثقلین و غدیر متواترند و کسی نمیتواند مدعی کذب و تحریف آنها باشد.
خبری که همراه با عواملی است که افادهٔ قطع میکند
یعنی روایتی که اگرچه طریق آن به حد تواتر نرسیده است، اما نشانههایی در آن وجود دارد که موجب قطع به صدور آن خبر از معصوم میشود. همچون روایاتی که منطبق با آیات قرآن یا عقل قطعی هستند. مثلاً دربارهٔ روزهٔ مسافر، از امام صادق این روایت نقل شده است: «لا یَصومُ فِی السَّفَرِ». و چون مضمون این روایت منطبق با آیهٔ «فَمَنْ کَانَ مِنْکُمْ مَرِیضًا أَوْ عَلَیٰ سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَیَّامٍ أُخَرَ» است، موجب اطمینان فقیه بر صحت صدور روایت میشود.
فعالیت (صفحهٔ 42 کتاب درسی)
با کمک دبیر خود درباره خبری که همراه با عوامل و قرائنی است که افادهٔ قطع میکند تحقیق کنید. آیا میتوانید روایاتی را بیابید که منطبق با آیاتالاحکام یا عقل قطعی باشند؟
روایاتی که همراه با عواملی هستند که افادهٔ قطع میکنند، بهطور کلی به روایاتی گفته میشود که اگرچه به حد تواتر نرسیدهاند، اما از دلایل قوی و قرائن موجود میتوان به صدور آنها از معصومان اطمینان پیدا کرد. این روایات به نوعی همراه با قرائنی هستند که موجب قطع به صدور آنها از معصوم میشود.
برای مثال، یکی از این روایات که منطبق با آیاتالاحکام است، مربوط به روزه مسافر است. در این مورد، روایت امام صادق (ع) که فرمودهاند: «لا یَصومُ فِی السَّفَرِ» (یعنی در سفر روزه نگیرید)، کاملاً با آیه قرآن تطابق دارد که در سورهٔ بقره، آیهٔ 184 آمده است: «فَمَنْ کَانَ مِنْکُمْ مَرِیضًا أَوْ عَلَیٰ سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَیَّامٍ أُخَرَ» (اگر کسی بیمار یا در سفر باشد، باید روزه را در ایام دیگری بگیرد). این روایت امام صادق (ع) با مضمون آیه قرآن منطبق است و دلیل قوی بر صحت صدور آن از معصوم بهوجود میآورد.
اینگونه روایات که با آیات قرآن یا عقل قطعی همخوانی دارند، باعث اطمینان به صدور آنها از معصومان میشود و میتوانند مبنای استنباط احکام فقهی قرار گیرند.
واضح است که هر دو قسم خبر مقطوعالصدور حجّت است، زیرا ما را نسبت به صدور آن از معصوم به یقین میرساند.
ب) خبر غیر مقطوع الصدور (خبر واحد)
به خبری که یقین به صدورش نداریم، خبر واحد میگویند. برای تعیین اعتبار چنین روایاتی، اصول و قواعدی وجود دارد که علم اصول فقه، علم درایه یا دانش درایتِ حدیث و دانش رجال متضمن بیان آناند.
از این سه علم، هر یک پیشنیاز علم دیگر است؛ بدین معنی که برای بررسی سندیِ روایت، ابتدا به علم رجال مراجعه میکنیم تا فرد فرد راویانِ یک حدیث را از جهت موثق و غیرموثق بودن شناسیم.
آنگاه به علم درایه مراجعه میکنیم تا با توجه به یافتههایمان از علم رجال، نوع حدیث را از جهت میزان اعتماد به آن حدیث و اطمینان نسبت به صدور آن از معصوم معلوم کنیم.
در مرحله سوم برای اینکه معلوم شود روایت مزبور با توجه به نوع آن حجیت دارد یا نه، به علم اصول فقه رجوع مینماییم.

3- بررسی متن قرآن و سنت
اگرچه روش تحقیق دربارهٔ اعتبار و سندیت قرآن تفاوت زیادی با روش تحقیق دربارهٔ اعتبارسنجی سنّت دارد، اما در بررسی و تحقیق دربارۀ معنا و دلالت متن، هیچ فرقی میان این دو منبع نیست و قواعدی که برای بررسی دلالت هم سنت و هم قرآن به کار میآید یکسان است. زیرا جملات و تعابیری که در آیات و روایات وجود دارند، در دلالت خود بر معنا بر دو قسماند: یا نص در آن معنا هستند و یا ظهور در معنا دارند.
هرگاه لفظی تنها بر یک معنا دلالت کند و جز آن هیچ معنای دیگری نداشته باشد، نص در آن معناست. اما اگر آن لفظ بر بیش از یک معنا دلالت کند، ولی دلالت آن بر یکی از معانی از سایر معانی قویتر باشد، میگویند این لفظ ظهور در آن معنا دارد یا در آن معنا ظاهر است.
در بررسی دلالت متن نص مشکل چندانی نداریم؛ زیرا با وجود تصریحی که در لفظ روایت یا آیه وجود دارد، هیچ شکی نسبت به مراد و منظور آن باقی نمیماند و به معنای آن قطع پیدا میکنیم.
به عنوان مثال قرآن کریم دربارۀ جهاد در راه خدا فرموده است:
«کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ کُرْهٌ لَکُمْ» (سورهٔ بقره، آیهٔ 216)
از این جملهٔ قرآن میفهمیم که جهاد بر مسلمانان واجب است؛ زیرا لفظ «کُتِبَ» نص در وجوب است و هیچ معنای دیگری دربارۀ آن محتمل نیست و تنها منحصر در همین معناست.
اما قرآن کریم در جای دیگری میفرماید: «اَقیمُوا الصَّلاةَ». در این جمله از آنجا که «اقیموا» یک فعل امر است هم میتواند دلالت بر وجوب نماز داشته باشد و هم دلالت بر استحباب آن، اما از میان معانی و دلالات مذکور، دلالت فعل امر بر وجوب ـ چنانکه پس از این خواهیم گفت ـ قویتر است. لذا میگوییم: «اَقیمُوا الصَّلاةَ» ظهور در وجوب نماز دارد.
ممکن است این پرسش به ذهن خطور کند که از کجا معلوم است که خداوند متعال در این آیه، از میان معانی صیغهٔ امر، معنای ظاهر (وجوب) را قصد کرده باشد؟ در پاسخ میگوییم: این به سبب وجود یک قاعدهٔ کلی عُقلایی است که میگوید: «هرگاه شک کردیم که متکلم از کلام خود معنای ظاهر را قصد کرده است یا معنای غیر ظاهر را، سخنش را بر معنای ظاهر حمل میکنیم». به این قاعده «اصالة الظهور» گفته میشود.
بنابراین میتوان اینگونه نتیجه گرفت که امر «اَقیموا» ظهور در وجوب دارد و اصل بر این است که در آیهٔ مذکور نیز در معنای ظاهرش به کار رفته است، مگر اینکه قرینهٔ واضحی خلاف آن را ثابت کند؛ و چون هیچ قرینهای بر خلاف معنای ظاهر وجود ندارد پس این جمله دلالت بر وجوب نماز دارد.
بنابر آنچه گفته شد، در مبحث ادلهٔ لفظی بیشترین مباحث دربارهٔ کشف ظهور الفاظ است. از اینرو دانشمندان علم اصول، قواعدی را برای تعیین و تشخیص ظواهر الفاظ وضع کردهاند که در درسهای آینده با آنها آشنا میشویم.
بیندیشید و پاسخ دهید (صفحهٔ 44 کتاب درسی)
1- سنت را تعریف کنید و واژههای کلیدی آن را توضیح دهید.
سنت عبارت است از قول، فعل و تقریر معصوم.
- قول معصوم: سخنان معصوم در مقام قانونگذاری و بیان احکام است.
- فعل معصوم: رفتار عملی معصوم که در مقام عمل به احکام انجام داده است، مانند مناسک حج که از عمل رسول خدا (ص) گرفته شده است.
- تقریر معصوم: اعمالی که مسلمانان در برابر معصوم انجام دادهاند و معصوم آنها را تأیید کرده است، مانند خرید و فروش که معصوم با سکوت خود صحت آن را تأیید میکند.
2- خبر مقطوعالصدور را تعریف کنید و انواع آن را بیان کنید.
به خبری گفته میشود که ما به صدور آن از معصوم قطع و یقین داریم. این خبر بر دو نوع است:
- خبر متواتر: خبری که در هر عصری از زمان معصوم تا زمان استفاده از آن، توسط گروه بیشماری از راویان نقل شده است بهگونهای که کذب یا تحریف آن محال باشد. مانند حدیث ثقلین یا حدیث غدیر.
خبری که همراه با عواملی است که افادهٔ قطع میکند: روایتی که اگرچه به حد تواتر نرسیده است، اما نشانههایی در آن وجود دارد که موجب قطع به صدور آن از معصوم میشود. مانند روایاتی که منطبق با آیات قرآن یا عقل قطعی هستند.
3- رابطهٔ میان سه علم رجال، درایت حدیث و اصول فقه را توضیح دهید.
این سه علم بهطور متصل با یکدیگر در بررسی و تحلیل روایات معصومین کار میکنند:
- علم رجال: به شناسایی راویان حدیث و بررسی موثق بودن یا غیرموثق بودن آنان میپردازد.
- علم درایت حدیث: نوع و کیفیت حدیث را از لحاظ سند و متن بررسی میکند و اطمینان نسبت به صحت صدور آن از معصوم را میسازد.
- علم اصول فقه: برای تعیین اعتبار و حجیت روایات به کار میرود و بررسی میکند که آیا یک روایت در استنباط حکم شرعی میتواند مورد استفاده قرار گیرد یا خیر.
این سه علم بهطور متوالی و وابسته به هم عمل میکنند تا روایات صحیح و معتبر استخراج شوند.
4- دو اصطلاح نص و ظاهر و تفاوت میان آن دو را با ذکر مثال بیان کنید.
نص: لفظی است که تنها بر یک معنا دلالت میکند و هیچ معنای دیگری ندارد. بهطور مثال، آیهٔ قرآن «کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ کُرْهٌ لَکُمْ» (سورهٔ بقره، آیهٔ 216) نص در وجوب جهاد دارد و هیچ معنای دیگری از آن برداشت نمیشود.
ظاهر: لفظی است که بر چند معنا دلالت میکند، اما یکی از معانی قویتر از دیگر معانی است. بهطور مثال، در آیهٔ قرآن «أَقِیمُوا الصَّلاَةَ»، لفظ «اقِیمُوا» که فعل امر است، میتواند دلالت بر وجوب نماز یا استحباب آن داشته باشد، ولی دلالت بر وجوب قویتر است و از آنجا که دلالت قویتر داریم، این لفظ ظاهر در وجوب نماز دارد.
5- قاعده اصالةالظهور چیست؟ آن را با مثال توضیح دهید.
قاعدهٔ اصالة الظهور بیان میکند که هرگاه شک کنیم که متکلم از کلام خود معنای ظاهر را قصد کرده است یا معنای غیرظاهر، سخن او را بر معنای ظاهر حمل میکنیم. این قاعده به این معناست که در صورت تردید در مراد متکلم، معنای معمول و رایج کلام را بر سایر احتمالات ترجیح میدهیم. مثلا در آیهٔ «أَقِیمُوا الصَّلاَةَ»، چون فعل امر «اقِیمُوا» معمولاً دلالت بر وجوب دارد و هیچ قرینهای خلاف آن وجود ندارد، بنابراین طبق قاعدهٔ اصالة الظهور، این جمله بر وجوب نماز دلالت میکند.
6- از الفاظ و تعابیری که زیر آنها خط کشیده شده، کدام یک نص و کدامیک ظاهر در بیان حکم شرعی است؟
الف) فاغسلوا وُجُوهَکُم وَ أَیْدِیَکُم إِلَی المَرَافِقِ.
این لفظ نص است، زیرا فعل امر "فاغسلوا" به طور قطعی دلالت بر وجوب دارد و معنای دیگری نمیتواند داشته باشد.
ب) أَحَلَّ اللَّهُ البَیعَ وَ حَرَّمَ الرِّبَاءَ.
این دو لفظ نص هستند، زیرا عبارتهای "أَحَلَّ" (حلال کردن) و "حَرَّمَ" (حرام کردن) به وضوح حکم شرعی را بیان میکنند و هیچ معنای دیگری از آنها نمیتوان استنباط کرد.
ج) إِذا نُودِیَ لِلصَّلاةِ مِن یَومِ الجُمُعَةِ فَاسْعَوا إِلَیٰ ذِکرِ اللَّهِ وَذَرُوا البَیعَ.
در این جمله، "فَاسْعَوا" و "وَذَرُوا" ظاهر هستند. فعل امر "فَاسْعَوا" (برای نماز به سوی ذکر الله حرکت کنید) میتواند دلالت بر وجوب یا استحباب داشته باشد، که در این مورد دلالت بر وجوب بیشتر است اما هنوز احتمال دلالت بر استحباب وجود دارد. بنابراین، این لفظ ظاهر است.
د) حُرِّمَ عَلَیکُم صَیدُ البَرِّ مَا دُمتُم حُرُمًا.
این لفظ نص است، زیرا "حُرِّمَ" به وضوح دلالت بر تحریم دارد و هیچ معنای دیگری نمیتواند از آن برداشت شود.
ه) قُمِ الَّیلَ إِلَّا قَلِیلًا.
این لفظ ظاهر است، زیرا فعل امر "قُمِ" میتواند دلالت بر وجوب یا استحباب داشته باشد، اما بر اساس قاعده ظهور، دلالت آن بر استحباب قویتر است. بنابراین، این لفظ ظاهر در استحباب است.