درسنامه آموزشی احکام (3) کلاس دوازدهم معارف
درس 1: ضرورت روشمند بودن فقه
در پاسخ باید بگوییم که یکی از مهمترین وظایف جامعه اسلامی تفقه در دین و شناخت عمیق آن است؛ چنان که خداوند متعال در «آیه نَفْر» مسلمانان را برای ترک آن مؤاخذه میکند و میفرماید:
«فَلَوْلَا نَفَرَ مِنْ کُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طَائِفَةٌ لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ وَلِیُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَیْهِمْ» سورهٔ توبه، آیهٔ 122
چرا از هر گروهی، از مؤمنان جمعی هجرت نمیکنند تا در دین آگاهی یابند و چون بازگشتند مردم خود را هشدار دهند.
فعالیت (صفحهٔ 11 کتاب درسی)
با مراجعه به تفاسیر نمونه و نور درباره «آیه نَفْر» و نکاتی که در آن وجود دارد تحقیق کنید.
در تفسیر نمونه، این آیه به عنوان تأکیدی بر اهمیت آموزش و تفقه در دین برای مسلمانان مطرح شده است. آیتالله مکارم شیرازی در تفسیر خود میفرماید: «این آیه بر ضرورت تفقه در دین و آموزش معارف اسلامی به مسلمانان تأکید میکند».
همچنین، در تفسیر نور، این آیه به عنوان دلیلی بر لزوم تفقه در دین و آموزش معارف اسلامی به مسلمانان ذکر شده است. در تفسیر نور آمده است: «این آیه بر ضرورت تفقه در دین و آموزش معارف اسلامی به مسلمانان تأکید میکند».
در مجموع، آیهٔ نَفْر بر اهمیت تفقه در دین و آموزش معارف اسلامی به مسلمانان تأکید میکند و نشان میدهد که برخی از مسلمانان باید برای یادگیری و آموزش معارف دینی به مناطق دیگر هجرت کنند تا پس از بازگشت، قوم خود را از خطرات و انحرافات هشدار دهند.
اگرچه لازمه تفقه در دین -به معنای فهم عمیق دین- بصیرت در تمامی اجزا و ارکان اسلام، اعم از اصول و فروع دین است، اما واژۀ فقه در اصطلاح بیشتر به فهم بخش خاصی از مسائل دینی گفته میشود و آن عبارت است از «فهم دقیق و عمیق مقررات عملی و فرعی اسلامی با استفاده از منابع آن».
اما قرآن کریم در کنار تأکید بر تفقه در دین، بر ضرورت دقت در دریافت و فهم احکام و امانتداری در نقل آن و نیز صدور حکم مطابق دستور الهی تأکید نموده است. برای نمونه خداوند متعال در آیات 50-44 سورهٔ مائده، پس از بیان این نکته که احکام الهی به صورت کتابهای آسمانی تورات و انجیل و قرآن بر مردم فرو فرستاده شده و بر همه لازم است به آنها عمل کنند، با بیانی تهدیدگونه میفرماید:
«وَمَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَٰئِکَ هُمُ الْکَافِرُونَ»،
«وَمَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ»،
«وَمَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَٰئِکَ هُمُ الْفَاسِقُونَ»؛
یعنی کسانی که مطابق «آنچه خدا نازل کرده است» حکم نکنند، کافر و ظالم و فاسقاند. همچنین در این آیات به پیامبر خود میفرماید:
«فَاحْکُمْ بَیْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ»
میان مردم طبق آنچه خدا نازل کرده است حکم کن و از خواهشهای آنان پیروی مکن.
از همین رو است که وقتی از امام صادق (ع) دربارهٔ برخی از شیعیان که به فراگیری فقه میپردازند و همین که علم اندکی به دست آوردند بر اساس رأی و نظر شخصی خود حکمی صادر میکنند پرسیده شد حضرت فرمود:
«هَل هَلَکَ مَن مَضَی إِلَّا بِهَذَا وَ أَسْبَاهِم»
آیا پیشینیان جز به این طریق و نظیر آن هلاک شدند؟
بنابراین فقیهان دو وظیفهٔ مهم بر عهده دارند. از یک سو باید به مفاد «آیه نَفْر» عمل کنند و تمام توان خود را برای فهم دقیق حکم الهی صرف نمایند و از سوی دیگر باید نهایت دقت و احتیاط را به کار برند تا مبادا فتوایی خلاف حکم الهی صادر نمایند؛ چه بسا فقیهی از روی بیدقتی یا سهلانگاری فتوایی صادر کند و به خاطر آن در قیامت مؤاخذه شود، در حالی که عمل کنندگان به همان فتوا، به سبب انجام وظیفهٔ خود به سعادت و کامیابی دست یافتهاند. امام جعفر صادق (ع) در حدیث عُنوان بصری میفرماید:
«وَلا تَجْعَل رَقَبَتَکَ لِلنَّاسِ جِسرًا»
گردنت را پل عبور مردم به بهشت قرار مده.
جایگاه فقیهان و مراجع تقلید و همتی که آنان برای هدایت مردم به انجام احکام الهی مینمایند، بسیار با ارزش است. در این خصوص امام کاظم (ع) میفرماید:
«اِنّ المؤمنینَ الفُقَهاءَ حُصونُ الإسلامِ کَحِصنِ سورِ المَدینةِ لَها»
آگاه بودن فقها به این مسئولیت خطیر است که موجب میشود آنان برای ورود به این عرصه، خود را چنان به علم و تقوا مجهز نمایند که هم حکم الهی را بیابند و به عموم مردم منتقل کنند و هم خود را از خطر افتادن به صدور حکم به غیر ما أنزل الله و «افتاء به رأی» برهانند.
فعالیت (صفحهٔ 13 کتاب درسی)
با کمک دبیر خود، دربارۀ معنای «افتاء به رأی» و خطراتی که این کار در فهم صحیح احکام شرعی دارد، گفتوگو کنید.
افتاء به رأی یعنی صدور فتوا بر اساس نظر شخصی بدون استناد به منابع معتبر شرعی مانند قرآن، حدیث یا اجماع. این کار خطرات زیادی دارد:
1- انحراف از مسیر الهی: فتواها به جای تطابق با دستور خدا، بر اساس تمایلات شخصی صادر میشوند که ممکن است افراد را از مسیر درست دین منحرف کند.
2- گمراهی پیروان: فتواهای نادرست میتواند مردم را به اشتباه انداخته و آنها را از اصول صحیح دین دور کند.
3- افتراق در جامعه: اختلافات ناشی از فتاوای شخصی ممکن است تفرقه ایجاد کند.
4- مخالفت با اجماع علمای دین: فتوا دادن به رأی شخصی ممکن است با نظر اجماعی فقیهان مخالفت کند.
5- بیاعتمادی به فقه اسلامی: فتواهای غیرمعتبر میتواند به بیاعتمادی مردم به فقه دینی منجر شود.
برای جلوگیری از این خطرات، باید فتواها براساس منابع معتبر و اصول استنباط صحیح صادر شود.
هر فقیه و مجتهدی باید برای فتوا و حکمی که صادر میکند، دلیل موجهی داشته باشد تا وقتی از او پرسیده شد که بر چه مبنا و اساسی چنین حکمی صادر کرده است، پاسخی روشن و مستدل ارائه کند. به عبارت دیگر، او باید برای فتوای خود «حجت شرعی» داشته باشد؛ به گونهای که حتی اگر در فتوای خود دچار خطا شده برای آن عذر موجه داشته باشد. علمی که روش صحیح استنباط حکم شرعی را به فقیه نشان میدهد و برای او دلیل را از غیر دلیل و حجت را از غیر حجّت متمایز میسازد، علم «اصول فقه» نام دارد.
پس «فقه» علم به احکام شرعی و «اصول فقه» روش استنباط احکام شرعی است.
بیندیشیم و پاسخ دهیم (صفحه 14 کتاب درسی)
1- معنای واژهٔ فقه در لغت، در اصطلاح قرآنی و در علوم اسلامی چیست؟
در لغت: فقه به معنای فهم، درک و شناخت دقیق است.
در اصطلاح قرآنی: فقه در قرآن به معنای فهم عمیق و درک صحیح از دین و احکام الهی است. خداوند در آیه نَفْر از مسلمانان خواسته که گروهی برای تفقه در دین و آگاهی از آن هجرت کنند.
در علوم اسلامی: فقه به علم به احکام شرعی عملی اسلام گفته میشود که فقیهان از منابع مختلفی مانند قرآن، حدیث، اجماع و عقل به استنباط آن میپردازند.
2- دو وظیفهٔ خطیر فقیه را بیان نمایید.
فقیه باید تمام توان خود را برای فهم دقیق و درست حکم الهی به کار گیرد و در این راستا از منابع مختلف استنباط مانند قرآن و حدیث استفاده کند.
فقیه باید از هرگونه صدور فتوای نادرست یا «افتاء به رأی» پرهیز کند و نهایت دقت و احتیاط را در صدور فتوا به کار گیرد تا فتواهایش با آنچه خداوند نازل کرده است همخوانی داشته باشد.
3- با مراجعه به کتابهای روایی، پنج روایت که بیانگر ارزش و جایگاه فقه و فقاهت باشد را بیابید و همراه با ترجمه آنها بنویسید.
«العُلماءُ وَرَثَةُ الأنبیاءِ» علما وارثان پیامبران هستند. (بحارالأنوار، ج 1، ص 134)
«مَن تَفَقَّهَ فِی الدّینِ فَقَدْ تَفَجَّرَتْ عُیُونُ الْحِکْمَةِ مِنْ قَلْبِهِ عَلَی لِسانِهِ» کسی که در دین فقه آموزی کند، چشمههای حکمت از قلبش بر زبانش میجوشد. (بحارالأنوار، ج 2، ص 20)
«إِنَّ مَنْ فَقَّهَ فِی الدِّینِ سَارَ عَلَی سَبِیلِ النُّورِ» کسی که در دین فقه آموزی کند، بر راه نور حرکت خواهد کرد. (کافی، ج 1، ص 60)