درسنامه آموزشی اصول عقاید (3) کلاس دوازدهم معارف
درس 6: کلمهٔ طَیِّبه (3): دژ مستحکم
«لا اِلٰهَ اِلََّا اللّٰهُ»،
این مهمترین شعار اسلام است. از همینرو، پیشوایان ما توصیه کردهاند که آن را در طول روز تکرار کنیم تا حقیقتش در وجود ما جاری و با جان ما عجین شود و مانند دژی مستحکم از ما محافظت کند. علاوه بر آن، پاداشهای بزرگی برای این شعار ذکر کردهاند.
پیامبر اکرم فرمودهاند:
«بهای بهشت، لا الهَٰ الَّا اللّٰهُ است»
همچنین تأکید کردهاند:
نه من و نه گویندگان قبل از من کلمهای پرمحتوا همانند «لا الهَٰ الَّا اللّٰهُ» نگفتهایم.»
از این رو لازم است به عنوان یک مسلمان به درک بالاتر و ایمان قویتری نسبت به این عبارت برسیم: به راستی عبارت «لا الهَٰ الَّا اللّٰهُ» چه محتوایی را درون خود جای داده است؟
پذیرش این محتوا چه لوازمی با خود به همراه دارد؟
چگونه میتوان اعتقاد به آن را تقویت کرد؟
توحید در عبادت
اگر انسان دریابد که:
این جهان آفرینندهای دارد و این یگانه آفریننده دارای همهٔ زیباییها و خوبیها است و خوبیها و زیباییهای جهان از اوست و ذرهای زشتی و نقص در او راه ندارد، و نیز اگر دریابد که:
او تنها مالک، تنها مدیر، تنها سرپرست و تنها تکیهگاه و پشتیبان جهان است و هر زیبایی و خیری، و هر مالکیت، تدبیر و تکیهگاهی از اوست و او به هیچچیز و هیچکس هم نیازمند نیست، متوجه میشود که تنها وجود شایستهٔ پرستش و بندگی نیز همان آفریننده، یعنی خداوند است و تنها باید او را اطاعت کرد. بنابراین ثمره و میوهٔ طبیعی توحید در خالقیت و توحید در ربوبیت، توحید در عبادت یا همان توحید الوهیت است.
اندیشه در آیات (صفحه 65 کتاب درسی)
آیات زیر را بخوانید و ترجمه کنید:
قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ سَلَامٌ عَلَی عِبَادِهِ الَّذِینَ اصْطَفَی آللَّهُ خَیْرٌ أَمَّا یُشْرِکُونَ (سورهٔ نمل آیه 59)
أَمَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ وَ أَنْزَلَ لَکُمْ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَنْبَتْنَا بِهِ حَدَائِقَ ذَاتَ بَهْجَةٍ مَا کَانَ لَکُمْ أَنْ تُنْبِتُوا شَجَرَهَا أَإِلَهٌ مَعَ اللَّهِ بَلْ هُمْ قَوْمٌ یَعْدِلُونَ (سورهٔ نمل آیه 60)
أَمَّنْ جَعَلَ الْأَرْضَ قَرَارًا وَ جَعَلَ خِلَالَهَا أَنْهَارًا وَ جَعَلَ لَهَا رَوَاسِیَ وَ جَعَلَ بَیْنَ الْبَحْرَیْنِ حَاجِزًا أَإِلَهٌ مَعَ اللَّهِ بَلْ أَکْثَرُهُمْ لَایَعْلَمُونَ (سورهٔ نمل آیه 61)
أَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَ یَکْشِفُ السُّوءَ وَ یَجْعَلُکُمْ خُلَفَاءَ الْأَرْضِ أَإِلَهٌ مَعَ اللَّهِ قَلِیلًا مَا تَذَکَّرُونَ (سورهٔ نمل آیه 62)
أَمَّنْ یَهْدِیکُمْ فِی ظُلُمَاتِ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ مَنْ یُرْسِلُ الرِّیَاحَ بُشْرًا بَیْنَ یَدَیْ رَحْمَتِهِ أَإِلَهٌ مَعَ اللَّهِ تَعَالَی اللَّهُ عَمَّا یُشْرِکُونَ (سورهٔ نمل آیه 63)
أَمَّنْ یَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ یُعِیدُهُ وَ مَنْ یَرْزُقُکُمْ مِنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ أَإِلَهٌ مَعَ اللَّهِ قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ صَادِقِینَ (سورهٔ نمل آیه 64)
اکنون بگویید:
1) در این آیات، چه اموری به خداوند نسبت داده شدهاند؟
2) این امور با کدامیک از انواع توحید ارتباط دارند؟
3) هدف و محور اصلی این آیات با چه عبارتی بیانشده و به چه معنایی است؟
4) میان آن عبارت و جملات پیش از آن در هر آیه چه ارتباطی وجود دارد؟
5) میان این امور و آیهٔ زیر چه ارتباطی وجود دارد؟
وَ إِنَّ اللَّهَ رَبِّی وَ رَبُّکُمْ فَاعْبُدُوهُ... (سورهٔ مریم آیه 36)
گسترۀ توحید عبادی
با دو ضلع مثلث توحید، یعنی توحید در خالقیت و توحید در ربوبیت، آشنا شدیم. ضلع سوم «توحید در الوهیت و عبودیت» است. به این معنا که هیچ موجودی جز اللّٰه سزاوار پرستش و بندگی نیست. این معنا و مفهوم شعار اسلام (لا الٰهَ الَّا اللّٰهُ) است. این معنا از توحید نیز نتیجهٔ طبیعی توحید نظری (توحید در خالقیت و ربوبیت) است.
- به راستی معنای واقعی توحید عبادی چیست؟
- آیا توحید عبادی به اینمعناستکه:
- انسان خداوند را تسبیح کند و وجود او را از هرگونه نقصی دور بداند؟
- امور عبادی نظیر نماز را بجا آورد، سجده کند و به رکوع رود؟
- به نیایش او بپردازد، او را حمد کند و دستنیاز خود را با خشوع تنها به سمت او دراز کند؟
در فرهنگ قرآن کریم، عبادت مفهوم وسیعتری از حمد و تسبیح و ستایش خداوند دارد. به گونهای که ممکن است مسلمان به گمان خود و در ظاهر امر، در مقابل غیرخدا تسبیحی انجام ندهد، در مقابل کسانی یا اشیایی غیرخدا سجده نکند، با وجود این، در فکر، در دل و در عمل، عبادت غیرخدا را کرده باشد!
چگونه؟
عبادت معنای دومی دارد که ممکن است به آن توجه کمتری شود. اگر بخواهیم موحّد و پیرو اصل توحید باشیم، باید مراقب باشیم که ندانسته این عبادت را در مقابل غیرپروردگار انجام ندهیم؛ و آن عبارت است از اطاعت.
به داستان زیر توجه کنید:
چند روز قبل از مسلمان شدن عدیّبنحاتمطایی، رسول اکرم(ص) ، آیهٔ زیر را تلاوت فرمودند:
اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَ رُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ الْمَسِیحَ ابْنَ مَرْیَمَ وَ مَا أُمِرُوا إِلَّا لِیَعْبُدُوا إِلَهًا وَاحِدًا... (سوره توبه آیه 31)
مسیحیان و یهودیان، احبار و رهبان خود را (عالمان و زاهدان خود را) و مسیحبنمریم را پروردگاران و خدایان خود گرفتند، در حالیکه خدای متعال فرمان داده بود به آنان که جز خدای واحد کسی را عبادت نکنند.
این آیه وقتی به گوش عدیّبنحاتم رسید، رو به پیامبر کرد و گفت: این حرف قرآن درست نیست! ما کی احبار و رهبانمان برایمان خدا و رب محسوب شدند؟! کی آنها را عبادت کردیم؟!
پیغمبر اکرم پاسخ دادند: آیا آنان حلال خدا را حرام نشمردند و آنچه خدا حرام کرده بود، حلال نکردند؟ و شما نیز آنچه آنها گفتند بیقید و شرط پذیرفتید.
عدیّبنحاتم گفت: آری. پیامبر فرمود: این همان عبادت آنهاست.
بنابراین اطاعت هر موجود غیرخدایی به صورت مستقل و بیقید و شرط، عبادت اوست. این موجود میتواند یک قدرت سیاسی باشد یا یک قدرت مذهبی، یک عامل درونی باشد، مثل نفس انسان و تمایلات نفسانی و شهوانی او یا موجودی خارج از وجود انسان. اطاعت غیرخدا، عبادت اوست و توحید خالص، روح دین و پایهٔ دین، عبارت است از آنکه انسان، اطاعت را به خدا و آنچه از جانب اوست، منحصر کند؛ اطاعت از برنامهٔ خدایی، از نظام خدایی، از تشکیلات الهی و… .
اندیشه در آیات (صفحه 68 کتاب درسی)
با تأمل در آیات زیر بگویید «عبادت» به چه معنایی است؟
أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ یَا بَنِی آدَمَ أَنْ لَا تَعْبُدُوا الشَّیْطَانَ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ. وَ أَنِ اعْبُدُونِی هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِیمٌ (سورهٔ یس/ آیات 60 و 61)
در روایتی از امام جواد دایرهٔ عبادت کمی گستردهتر نیز شده است. ایشان میفرماید:
«مَن اَصغیٰ اِلیٰ ناطِقٍ فَقَد عَبَدَهُ»
هرکس به گویندهای گوش سپرد او را پرستیده است.
بنابراین دایرهٔ عبادت، نه تنها شامل پرستش و اطاعت کردن میشود، بلکه حتی به کسی دلسپردن، یا حواس را به کسی سپردن، عبادت او به حساب میآید. ممکن است بپرسید: پس ما حرفهای درست را هم گوش نکنیم؟
امام در ادامهٔ حدیث میفرماید:
فَاِن کانَ النّاطِقُ عَنِ اللّٰهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَقَد عَبَدَ اللّٰهَ
اگر آن کسی که سخن میگوید و حواس تو را به طرف خود جذب کرده است، از زبان خدا سخن میگوید، عبادت خدا میکنی.
وَ اِن کانَ النّاطِقُ یَنطِقُ عَن لِسانِ اِبلیسَ فَقَد عَبَدَ اِبلیسَ
اما اگر چنانچه آن گوینده از زبان ابلیس حرف میزند [حرفهایی برخلاف شرع و دین میگوید] در همان حال مشغول عبادت و اطاعت ابلیس هستی.
اخلاص در بندگی
خداوند گرایش به پرستش خود را در فطرت ما قرار داده و به وسیلهٔ پیامبران الهی و کتابهای آسمانی ما را به سوی آن راهنمایی کرده است. از سوی دیگر هوای نفس و شیطان حضور جدی در زندگی انسان دارند. زندگی صحنهٔ انتخاب یکی از این دو راه است: بندگی خداوند (هدایت) یا بندگی هوای نفس و شیطان (گمراهی).
آنچه خداوند از ما میخواهد آن است که با تکیه بر گرایش فطری و هدایت او، تمام جهتگیریهای زندگی خود را سمت و سویی الهی دهیم. همهٔ کارها فقط برای رضای او و تقرب به او انجام پذیرند و هوای نفس و شیطان در آنها راه نداشته باشند. به بیانی دیگر، اخلاص در بندگی یا توحید عبادی داشته باشیم.
توجه کنیم که هر عملی از دو جزء تشکیل شده است:
اول: نیّت که به آن هدف یا قصد نیز میگوییم.
دوم: شکل و ظاهر عمل.
قصد و نیّت به منزلهٔ روح عمل، و شکل عمل نیز در حکم جسد و کالبد آن است. بنابراین، عمل بدون نیت، کالبد بیجانی، بیش نیست. از اینرو، پیامبر اکرم فرموده است:
نِیَّةُ المُؤمِنِ خَیرٌ مِن عَمَلِه
نیت مؤمن، برتر از عمل اوست.
در انجام هر عمل، هم باید نیت درونی و قلبی انسان، الهی باشد و هم باید مطابق با شیوهای که خدا فرمان داده است، انجام شود. شرط اول را «حُسن فاعلی» و شرط دوم را «حُسن فعلی» مینامند. مثلاً کسی که نماز میخواند، هم باید نماز را برای تقرب الهی و رضای او انجام دهد و هم آن را مطابق با دستور خداوند بجا آورد. حُسن فاعلی به طور طبیعی حُسن فعلی را به دنبال میآورد، یعنی کسی که قلباً با خدای خود خالص است و فقط رضایت او را میجوید، اگر بداند خداوند فرمان داده است که عملی مانند نماز باید به شکل خاصی انجام شود، او نیز به همان شکل انجام خواهد داد.
هم اندیشی (صفحه 71 کتاب درسی)
در برخی از روایات از «ریا» به «شرک» یاد شده است. به نظر شما دلیل آنکه ریا در مقابل توحید قرار دارد و نوعی شرک است، چیست؟
راههای پیشروی در مسیر بندگی
افراد با انگیزهها و نیتهای متفاوت و گاه متعارض به سراغ کارهای خود میروند و در کشاکش میان انگیزهها و نیتهای مختلف قرار دارند. هر کدام از این انگیزهها آنها را به سوی خود میکشد. بنابراین بر هر انسان مؤمنی لازم است تا مسیری را بپیماید که انگیزههای الهی او افزایش یابد. برای رسیدن به حقیقت بندگی و پیشرفت در توحید عبادی، برنامههای زیر میتواند به ما کمک کند:
1. تقویت روحیۀ حق پذیری: برای ورود به مسیر بندگی و صراط مستقیم، «حقپذیری» ضرورت دارد. کسی که در مقابل حقّ خاضع است و وقتی حقیقت را دریافت تسلیم آن میشود، علاوه بر آنکه به آسانی وارد مسیر بندگی میشود، آن را بهسرعت و با موفقیت میپیماید. افراد حقپذیر تابع حکم عقل هستند و وقتی عقل آنان حقیقتی را یافت، روش و منش خود را در سمتوسوی حق قرار میدهند. اما کسانی هم هستند که راه ورود به حق را بر خود بستهاند و در تصمیمگیریها به جای پیروی از عقل، از هوی و هوس پیروی میکنند. اینگونه افراد، وقتی خیرخواهی اطرافیان و دوستان را میشنوند و عقلشان نیز آن خیرخواهی را تصدیق میکند، سر به انکار برمیدارند و میگویند: «دلم این طور میخواهد.» اینان توجه نمیکنند که «دل» در دوست داشتن خود، تابع مسیر خاصی نیست، بلکه در جهات مختلف حرکت میکند.
2. افزایش معرفت در توحید نظری: از آنجا که رابطهٔ محکمی میان توحید نظری و توحید عملی وجود دارد، به هر میزان که معرفت ما به خداوند بیشتر شود و او را عمیقتر بشناسیم، انگیزهٔ ما برای عبودیت و بندگی نیز افزایش مییابد. دعوت قرآن کریم به تفکر و تعقل در آیات و نشانههای الهی به همین مقصود است.
آفرینش همه تنبیه خداوند دل است
دل ندارد که ندارد به خداوند اقرار
این همه نقش عجب بر در و دیوار وجود
هرکه فکرت نکند نقش بود بر دیوار
اما اگر کسی پردهٔ غفلت را کنار نزند، همچنان نابینا خواهد ماند و دربارهٔ او جز این نمیتوان گفتکه:
مهر رخسار تو میتابد ز ذرات جهان
هر دو عالم پر ز نور و دیده نابینا چه سود
3. راز و نیاز با خداوند: نیایش با خداوند و عرض نیاز به پیشگاه او به ویژه از طریق نماز، محبت خداوند را در قلب تقویت میکند، غفلت را کنار میزند و ما را متوجه مراقبت دائمی او میسازد. خداوند، همین مطلب را خطاب به حضرت موسی(ع) یادآوری میکند:
أَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِکْرِی (سورهٔ طه، آیهٔ 14)
نماز را برای یاد من به پا دار.
مهمترین شرط در ارزشمندی نماز، انجام آن با حضور قلب است. تمرین بجا آوردن نماز با حضور قلب، سبب میشود که انسان به تدریج بهجایی برسد که در حالات دیگر هم از خداوند غافل نشود و هر لحظه حضور او را حس کند. او را نزدیک به خود و حتی همراه و در کنار خود بیابد و با تمام وجود با او سخن بگوید.
هم اندیشی (صفحه 73 کتاب درسی)
نقش اعتقاد به معاد و توجه به آن را در تقویت انگیزه بندگی تبیین کنید.