درسنامه آموزشی مدیریت خانواده و سبک زندگی پسران کلاس دوازدهم
درس 19: انگیزهها و معیارهای انتخاب همسر
در فصل دوم روشهای مختلف برای اقدام به ازدواج بیان شد. قطع نظر از اینکه شما کدام روش را انتخاب خواهید کرد، باید ابتدا ببینید با چه انگیزهای میخواهید ازدواج کنید. سپس مهم است فردی که بر میگزینید معیارهایی داشته باشد تا در کنار او بتوانید یک عمر زندگی شیرین و کم دردسری را تجربه کنید و در یک کلمه به آرامش برسید.
برخی از پسرها، وقتی به ازدواج فکر میکنند، گزینههایی از گذشته تا حال را در نظر آورده و گاه با مواجهه با هر مورد جدیدی در مورد تناسب او برای ازدواج فکر میکنند. جذابیت فرد و همفکری با او در مورد یک موضوع خاص، عمدهترین عامل برای در نظر گرفتن این افراد به عنوان گزینه است.
گاهی این گزینهها را آن قدر در ذهن خود قوی میکنند که دلواپس ازدواج او هستند و اگر خبر ازدواج آن دختر به گوششان برسد، ضربۀ شدید عاطفی را تجربه میکنند. گاهی هم برای اینکه آنها را از دست ندهند، سعی میکنند خودشان را به آنها نزدیک کنند و مرتبط شوند. درحالی که همین میتواند باعث حساسیت خانوادهها و از دست دادن این گزینهها شود.
شرایط خاصی که دختر و خانوادۀ او برای ازدواج او میگذارند، میتواند مانع بزرگی برای ازدواج آن پسر باشد. در حالی که اگر یک دختر خاص را در نظر نگرفته بود، با شرایط راحتتری میتوانست ازدواج کند.
در مواردی هم که موفق میشود نظر دختر و خانواده را جلب کند، وابستگی عاطفی بین آن دو شکل خواهد گرفت و بعد از مدتی معیارهای دقیقتری برای پسر مطرح میشود که ممکن است در این دختر نباشد. به تدریج از ازدواج با این دختر منصرف شده و دیر یا زود مجبور میشود این مطلب را با دختر در میان بگذارد. طبیعی است که دختر در این شرایط ضربۀ بدی خواهد خورد. البته این اتفاق هر چه زودتر بیفتد، ضربۀ کمتری برای دو طرف خواهد داشت. این فرایند که مکرر در میان دختر و پسرهای ما رایج است، ناشی از آن است که مسیر درستی برای انتخاب نپیموده و این دختر را با محکهای درست و دقیقی برای ازدواج نسنجیده است.
هماهنگی هدف شما با هدف ازدواج
هر مجموعهای برای هدفی شکل گرفته است و کسانی که با انگیزۀ دیگری وارد آن میشوند، نه خودشان از مجموعه راضی میشوند و نه نیاز مجموعه را برطرف میکنند. تصمیم درست وقتی است که شما ابتدا انگیزهای هماهنگ با مجموعه انتخاب کرده باشید.
برای ورود به هر مجموعهای، برای انتخاب درست باید هدفتان را با هدف آنجا هماهنگ کنید؛ در غیر این صورت، معیار درستی برای انتخاب نخواهید داشت.
در مورد انتخاب همسر مانند هر انتخاب دیگری، اول باید «هدف ازدواج» را بشناسید. این کمک میکند تا شما انگیزۀ درستی برای ازدواج داشته باشید و انگیزۀ شما متعارض با هدف ازدواج نباشد. به این ترتیب بخش مهمی از سردرگمیهای شما برای انتخاب کمتر میشود.
آرامش، هدف ازدواج
هدف ازدواج چیست؟ هر پسری که دوران مجردی و سختیها و کلافگیهای جسمی و عاطفی آن را چشیده باشد، به خوبی درک میکند که هدف ازدواج، رهایی از این فشارها یا به عبارت دیگر آرامش و تسکین آدمی است. حتی کسی که کلافگی احساس نمیکند، بعد از ازدواج آرامش بیشتر و ویژهای را کنار همسرش خواهد چشید. ازدواج ابتدای سکونت و آرامش افراد است؛ آرامش روانی برای زن و شوهر، انس دو نفر با یکدیگر، آرامش یک نفر به وسیلۀ دیگری و آنجایی که فرد در آن صفا و راحتی روانی مییابد. این همان معنایی است که قرآن کریم به آن تصریح کرده و فرموده از نشانههای خدا این است که از نوع خودتان زوجی آفرید تا با او آرامش یابید و میانتان دوستی و مهربانی نهاد.
حال اگر کسی در ازدواج در پی انگیزۀ دیگری باشد، نه خود راضی میشود و نه میتواند به نیاز همسر و فرزندانش پاسخ بگوید.
انگیزههای ناسازگار
برخی از انگیزههای رایج در ازدواج که با هدف آن سازگار نیست ولی کم و بیش در میان افراد دیده میشود، در ادامه آمده است:
1. کسب ثروت:
گاهی فرد، دختری را با خودروی شیک و گران قیمتی میبیند و احساس میکند اگر با این دختر ازدواج کنم، هم صاحب همسر و هم صاحب خودرو خواهم شد و بهرۀ وافری از ثروت پدرش خواهم برد. غافل از اینکه چنین دختر و خانوادهای، در سطح خودشان از شما انتظار دارند و شما باید در همان حدود هزینه کنید تا آنها را راضی نگه دارید و چنانچه شما در شرایطی پایینتر از آنها باشید، حس حقارت گونهای شما را دائما اذیت خواهد کرد؛ چه بسا برای جبران این حس، به رفتارهای نسنجیدهای دست بزنید.
در واقع قبلاً نسبت به خودتان احساسی از دارایی داشتید، با ورود به این خانه و مقایسۀ خود با آنها، خود را خیلی فقیرتر خواهید دید. علاوه بر اینکه هزینههای ازدواج برای رسیدن به او و در پی تعامل با آن خانواده، نداری شما را بیشتر خواهد کرد. از پیامبر اسلام نقل است که فرمودند: هر کس با دختری فقط به خاطر داراییاش ازدواج کند، خداوند جز بر ناداری او نمیافزاید.
از طرف دیگر کسی که چشم به ثروت همسرش داشته باشد، برنامۀ زندگیاش را به مال او گره خواهد زد؛ حال اگر این مال، به او نرسد یا به گونهای خرج شود یا از بین برود، هویت و برنامۀ زندگی این فرد بر باد خواهد رفت. حتی وقتی از این مال استفاده میکند، خود را تحت منت آنها قرار خواهد داد. پیامبر اکرم فرمودند: کسی که با دختری برای داراییاش و نه هیچ چیز دیگری، ازدواج کند خدا او را به همان مال واگذار میکند.
البته اگر مردی اولاً با انگیزههای دیگری با زنی ازدواج کند که مال و ثروت زیادی هم دارد، و ثانیا از ابتدا امکانات خود را صادقانه بیان کند و ثالثا با مناعت طبع از آنان انتظار حمایت مالی نداشته باشد، کمتر در معرض چنین آسیبهایی خواهد بود. چرا که این آسیبها تابع انگیزۀ فرد از ازدواج است و نه صرفا ثروتمندی دختران. در ضمن باید توجه شود که به هر حال هزینههای زندگی به عهدۀ مرد است و حتی اگر زنی ثروتمند باشد، مرد باید هزینۀ ضروری آن زن را بپردازد.
2. موقعیت اجتماعی:
بعضی به دنبال آن هستند که ازدواجشان راهی برای کسب موقعیتهای اجتماعی یا سیاسی باشد. دختر را برای خودش نمیخواهند؛ بلکه برای موقعیت یکی از اعضای خانواده یا فامیلش با او ازدواج میکنند. طبیعی است در اندک زمانی هر دو متوجه این آسیب میشوند و آن علاقه و آرامشی که باید بین دو نفر باشد، ایجاد نخواهد شد.
علاوه بر این، چون این دختر یا خانوادهاش میبینند مسئلۀ موقعیت خانوادگی برای داماد انگیزۀ اصلی بوده است، از جایگاه بالا با او برخورد میکنند و این باعث خواری و پستی این پسر خواهد بود. دیگران هم با نگاه سربار بودن به او نگاه میکنند. از پیامبر نقل است که هر کس با زنی به خاطر موقعیت خاص خانوادگیاش ازدواج کند، خداوند جز بر پستی او نمیافزاید.
همجوشی (صفحه 121 کتاب درسی)
اصالت خانوادگی به عنوان یکی از معیارهای ازدواج چه تفاوتی با انگیزۀ کسب موقعیت اجتماعی از ازدواج دارد؟
اصل و نسب زن بدون شک در فرزندان تأثیر دارد و نمیتوان این مسئله را نادیده گرفت. معروف است که زنان، فرزندانی شبیه برادران و خواهران خودشان به دنیا میآورند. این به معنای موقعیت اجتماعی ویژه نیست و به معنی کسب موقعیت به وسیلۀ خانوادۀ همسر هم نیست.
3. خودنمایی و شهرت:
کسی که با ازدواج کردن با یک دختر، میخواهد به دیگران فخرفروشی کند و خودی نشان بدهد و حسادت دیگران را بر انگیزد، در واقع این گونه میخواهد برای خود شخصیتی کسب کند. واقعیت این است که این فرد در خودش چنان حقارتی احساس میکند که مجبور است کسی را به خودش اضافه کند و با نشان دادن او به دیگران، عزتی برای خود دست و پا کند. طبیعی است این رفتار حقارت و ضعف شخصیت را به دیگران نشان میدهد و این ذلت روز به روز بیشتر میشود. هر کس با دختری هر چند از راه شرعی و با مال حلال ازدواج کند، اما قصدی جز خودنمایی و فخرفروشی نداشته باشد، خدا جز ذلت و خواری بر او نمیافزاید. گاهی میبینید که فرد همسر جوان خود را با آرایش و پوشش نامناسب به نمایش میگذارد. این علاوه بر آنکه نشانۀ بیغیرتی یک مرد است، میتواند نشاندهندۀ حقارت او نیز باشد.
4. زیبایی:
قطعاً یکی از معیارهای انتخاب همسر برای هر کسی زیبایی و دلنشین بودن اوست و زیبایی در کنار ویژگیهای دیگر مانند خوشاخلاقی میتواند رضایت انسان را تأمین کند. اما کسی که «صرفاً» به خاطر زیبایی دختری با او ازدواج میکند، به انتظاراتش دست نخواهد یافت. چرا که:
- این فرد تصویری رؤیایی از این همسر زیبا برای خود ترسیم خواهد کرد و ممکن است آنچه دوست دارد را از این زن در نیابد.
- پس از مدتی آن زیبایی برایش عادی شده و نمیتواند انگیزهای برای پشت سر گذاشتن مشکلات ازدواج و اختلافات باشد.
- زیبایی چهره و ظاهر، کوتاه است و با گذر زمان و در دوران میانسالی و پیری کاسته میشود و فرد را ناکام خواهد گذاشت.
- اگر فرد پس از ازدواج، در هر موقعیتی فردی زیباتر از همسر خود ببیند، ممکن است در انتخاب خود تردید کند.
معیارهای رسیدن به آرامش
در انتخاب همسر باید دقت زیادی داشت به تعبیر امام صادق: «بنگر جانت را کجا قرار میدهی و چه کسی را در مال و داراییات شریک میسازی و چه فردی را بر دین و راز و امانتت آگاه میکنی؛ اگر خواستی ازدواج کنی، با دختری ازدواج کن که به نیکی و خوبی و خوش اخلاقی شناخته شده باشد.»
حال مسئلۀ مهم این است که کدام همسر با هدف ازدواج یعنی آرامش سازگار است؟ دختری میتواند شما را به آرامش برساند که دو ویژگی داشته باشد: اول اینکه زن زندگی باشد و دوم آنکه با شما همتایی و تناسب کافی داشته باشد که هر کدام از این دو معیار در دو درس بعد مفصلاً توضیح داده خواهد شد.
