درسنامه آموزشی مدیریت خانواده و سبک زندگی پسران کلاس دوازدهم
درس 15: پختگی اقتصادی
یکی از بلوغهای موردنیاز مردان برای ورود به زندگی مشترک و تشکیل خانواده، بلوغ اقتصادی است. پسری که به بلوغ اقتصادی نرسیده است، نمیتواند بار زندگی را به دوش بکشد.
1- عقل معاش
عقل معاش به معنای تدبیر امور اقتصادی است؛ به این معنا که حساب دخلوخرج خود را داشته باشد که سه جنبه دارد: کسب درآمد، پسانداز و خرج کردن.

در ذهن تو چه میگذرد (صفحه 87 کتاب درسی)
آیا تاکنون تجربۀ کسب درآمد و مدیریت هزینه را داشتهاید؟
به نظر شما پسر از چه سنی باید به فکر کسب درآمد باشد؟
الف) کسب درآمد:
کسی که دل به کار نمیدهد یا مثلاً با گذشت زمان زیادی از جوانیاش، هنوز در فکر کسب و کار و حرفهای نیست، زندگی پر دردسری خواهد داشت.
اگر پسری با حمایت دیگران، در آینده مال و اموال فراوانی داشته باشد ولی اهل کار نباشد، عقل معاش ندارد. این پسر چون جسارت و حس کار ندارد، اگر در زندگی دچار مشکل شود، خودش را در حد و اندازهای نمیداند که بتواند بدون حمایت دیگران از پس مسائل زندگی برآید؛ بنابراین تبدیل به شخصیتی وابسته و سربار خواهد شد. بنابراین پسر باید به تدریج اهل کار بودن خود را در حد شرایط خودش نشان بدهد؛ مثلاً از یک دانشجو در حد کار پاره وقت انتظار میرود. اهل کار بودن به این است که فرد حس استقلال اقتصادی خود را پرورش داده و از عزت نفس بالایی برخوردار باشد. چنین پسری وابستگی مالیاش به خانواده کمتر است.
ب) مصرف:
مدیریت مصرف، یکی از مهمترین بخشهای عقل معاش است. لازم نیست هر چه درآمد بیشتری کسب کردیم، بیشتر هم خرج کنیم؛ بلکه مصرف باید بر اساس نیاز شکل بگیرد و نه بر اساس درآمد.
نیازها میتوانند واقعی و محدود و یا کاذب و نامحدود باشند. نیاز کاذب در پی رقابت، تبلیغات و نگاه کردن به انواع و اقسام کالاها شکل میگیرد. نیاز واقعی، نیازهایی محدود است که وقتی تأمین شود، رضایت را تجربه خواهید کرد. بعضیها خیال میکنند که قناعت برای آدمهای تهی دست و فقیر است و اگر کسی درآمد کافی داشت دیگر لازم نیست قناعت کند. قناعت یعنی در حد لازم خرج کند و زیاده روی نکند. اگر یاد نگیرید توقعات خودتان را مدیریت کنید و دائم به دارایی دیگران «نگاه» کنید، هیچگاه قناعت و رضایت را تجربه نخواهید کرد. زندگی گوارا در قناعت است و قانع، بی نیاز است.
علاوه بر این میانهروی یک اصل اساسی در مصرف است و گفته شده کسی که میانهروی کند، فقیر نخواهد شد. بعضی از افراد یادگرفتهاند به گونهای مصرف کنند که دیگران را به حسرت بکشانند. گاهی به سختی انداختن خود یا والدین برای خرید هدایای گران قیمت و برگزاری جشن تولدهای پرهزینه، از نشانههای نپختگی اقتصادی محسوب میشود و خود موجب سختی دیگر دوستانمان نیز خواهد شد. بنابراین مصرف باید در حد اطرافیان باشد که نه آنها حسرت شما را بخورند و نه شما را به حسرت دارایی دیگران بیندازد.
در عین حال قناعت یا میانهروی نباید به بهانهای برای بخل تبدیل شود؛ خصوصا در مورد خرج کردن برای خانواده، باید تا حد امکان رفاه و راحتی را برای آنها فراهم کنید و سخت گرفتن به آنها توصیه نشده است؛ خرج کردن برای اعضای خانواده، خصوصا برای پدر و مادر، فرزندان و همسر، به شدت مورد تأکید است تا جایی که ثواب هفتصد برابری برای آن بیان شده است.
پ) پس انداز:
هر فرد باید بتواند با مدیریت هزینهها، به مرور برای خودش پسانداز و دارایی دست و پا کند. البته عقل معاش به این معنا نیست که فرد با وجود درآمد به بهانۀ پس انداز، به هیچ وجه از درآمدش خرج خود و دیگران نکند.

2- پرهیز از بیکاری
فرهنگ غلط کار، یکی از عوامل جدی بیکاری است. تصورات اشتباهی در کشور ما شکل گرفته است که بیکاری را تشدید میکند.
نگاه استخدامی به کار
تفکر بسیاری این است که کارمند یک شرکت باشند و بهطور ثابت استخدام شوند و درآمد ثابتی کسب کنند. به این ترتیب افراد مسئولیت خودشان در اشتغال را به گردن جامعه و دیگران میاندازند که شرایط استخدام آنها را فراهم نکرده است. در حالی که امام صادق فرمودند: «هر کس خود را اجیر کند، از رزق خود جلوگیری کرده است».
همجوشی (صفحه 90 کتاب درسی)
در مورد مزایا و معایب کارمندی، کارآفرینی، شغلهای خدماتی و آزاد در کلاس بحث کنید.
اکتفا به مدرک و تحصیلات برای شغل
بسیاری از افراد فکر میکنند اگر مدرک دانشگاهی داشته باشند، باید اشتغال تضمین شدهای نیز برایشان فراهم شده باشد. در حالی که بازار کار، تابع مدرک شما نیست و علاوه بر مدرک، به کارآمدی نیاز دارد. کارآمدی به مهارت شما بستگی دارد و مهارت عموماً در دانشگاه و مدرک دانشگاهی پیدا نمیشود.
نوجوان و جوان در اوج انرژی و توان، به جای کار کردن وارد دانشگاه میشود. درست است که مدرک دانشگاهی، پیش نیاز بسیاری از شغلها هست، ولی دانشجو باید به کار کردن در حین دانشجویی نیز بپردازد تا سختی کار و ورود به بازار و مهارتهای آن را کم و بیش یاد بگیرد. دانشجویانی که در کنار درس، به کارهای پاره وقت و اشتغال درآمدزا مشغول شده باشند، بعد از فارغالتحصیلی نگرانی کمتری برای اشتغال خواهند داشت.
توصیههای زیر را برای اشتغال و ورود به بازار کار در خاطر داشته باشید.
- از فراغتهایی مثل تعطیلات تابستان برای اشتغال و ورود به بازار کار استفاده کنید.
- در دوران دانشجویی یک کار پاره وقت در برنامههای روزانۀ خود قرار دهد.
- فرصتهایی که در فواصل تحصیلی، شغلی یا سربازی ایجاد میشود را با انتظاراتی مانند «منتظرم ببینم کجا قبول میشوم»، «منتظرم تکلیف سربازی ام روشن شود»، نسوزانید؛ بلکه از همین فرصتهای کوچک برای دورههای مهارتآموزی و تجربۀ کار استفاده کنید.
- در انتخاب شغل به مهارتآموزی بیشتر از کسب درآمد توجه کنید سعی کنید یکی دو مهارت را بهصورت حرفهای در خود تقویت کنید که اگر در آینده بازار یکی از آنها را نیاز نداشت، دیگری را بتوانید استفاده کنید.
- روزی انسان به تلاش گره خورده است نه درآمد؛ چرا که خداوند در قرآن تصریح کرده است که چیزی برای انسان نیست مگر بر اساس تلاش او.
- مواظب باشید از این شاخه به آن شاخه شدن، مانع پیشرفت شما نشود.
- از خلاقیت برای کار استفاده کنید. یا راهی مییابم یا راهی میسازم.
- سعی کنید هر چه زودتر وارد بازار کار شوید.
- وقتی بناست به عنوان مرد شناخته شوید، حتی اگر شغل مناسبی ندارید، روزها را در خانه نمانید و به جستوجوی کار بپردازید. در خانه ماندن، ممکن است جایگاه مرد زندگی را کاهش دهد.
3- کسب لقمۀ حلال
بیشتر افراد در پی کسب لقمۀ حلال هستند و نمیخواهند زندگی خود را به مال حرام آلوده کنند یا فرزندانشان با حرامخوری بزرگ شوند. کسب نان حلال وظیفه و هنر یک مرد است. ولی برخی از افراد نمیدانند چگونه لقمۀ حلال کسب کنند یا فکر میکنند نمیتوانند با روزی حلال، زندگی خود را بچرخانند. اینکه فرد فقط در پی نان حلال باشد و بداند که چگونه نان حلال به دست بیاورد و از چه چیزهایی دوری کند تا لقمۀ او حرام نشود، از معیارهای اصلی بلوغ اقتصادی است.
همجوشی (صفحه 91 کتاب درسی)
در کلاس، مصادیقی از کسبهای حلال و حرام که برای شما یا دوستانتان امکانپذیر است را بیان کنید
لقمۀ حرام آثار زیادی دارد که ناگزیر شما را درگیر خواهد کرد و در تربیت فرزندانتان تأثیر میگذارد. از جمله اینکه فرزندان، زیر بار تربیت صحیح و توصیههای به حق والدین نمیروند. همانطور که امام حسین در روز عاشورا به دشمنانشان فرمودند: شکمهای شما از لقمۀ حرام پر شده است که سخن حق را نمیپذیرید.
علاوه بر این، لقمۀ حرام، سرانجام خوشی را در پی نخواهد داشت. امام هادی فرمودند :«مال حرام، [معمولاً] رشد و نمو ندارد و اگر هم رشد کند و زیاد شود، برکتی نخواهد داشت و آنچه از آن خرج شود، پاداشی ندارد و آنچه جایگزین آن میشود، ره توشۀ فرد به آتش جهنم است.»
ممکن است بعضی از راه حرام ثروت زیادی به دست آورند و با آن ریخت و پاش و خوشگذرانی کنند؛ ولی برکتی که باید این مال داشته باشد یعنی دیگران بهرۀ صحیح و فراوان از آن ببرند و عاقبت خوشی را برای صاحبانش فراهم کند، در پی نخواهد داشت.
برخی از مصادیق کسب حرام که در جامعه وجود دارد عبارتاند از:
غَشّ در معامله:
هرگونه فریبکاری در معامله که موضوع یا قیمت معامله را به طرف مقابل غیرواقعی جلوه بدهد که نوعی پنهان کردن عیب کالاست. مثلاً فروختن گوشی تقلبی به جای گوشی اصلی یا قاطی کردن شیر با آب یا برنج خوب با بد و فروختن به عنوان شیر خالص یا برنج خوب.
کم فروشی:
هر فروشندهای که کمتر از میزان مورد توافق را به خریدار بدهد ولی پول تمام را دریافت کند، کم فروشی کرده است. البته این مخصوص فروشنده نیست. کارمندانی که کمتر از میزان توافق شده کار میکنند، یا هر کسی که کمتر از تعهدش، کار کند، مصداقی از کم فروشی محسوب میشود.
رشوه و زیرمیزی:
افرادی مانند کارمند یا پزشک که در قبال انجام کاری که برعهده دارد درآمد مشخصی دارد، اگر از افراد زیرمیزی بگیرد تا کار آنها را بهتر یا زودتر انجام بدهد، رشوه است و این درآمد حرام است. البته پرداخت رشوه نیز در هر قالبی که باشد کاری حرام و موجب فساد است. «هرگاه در تشکیلات حکومتی رشوه رایج شد، دیگر خدمات به راحتی به مردم نمیرسد؛ چون همه برای انجام کار، منتظر رشوهاند، بنابراین به کسانی که میتوانند رشوه بدهند خدمترسانی میشود و آنان که نمیتوانند رشوه بدهند، از خدمات محروم میشوند.»
ربا:
اگر کسی به دیگری قرض بدهد، مشروط به آنکه چیزی اضافهتر نیز پس بگیرد، این اضافۀ بر قرض، رباست و گرفتن آن بدون شک حرام است و در قرآن کریم ربا به عنوان جنگ با خدا معرفی شده است.
احتکار:
نگهداشتن و انبارکردن مایحتاج مردم به هدف گرانشدن حرام است «هر کس غذای مسلمانان را به امید گران شدن، چهل روز انبار کند، از خدا بیزار خواهد شد و خدا نیز از او بیزار میشود».
مال مخلوط به حرام:
درآمدی که مالیات به آن تعلق گرفته، ولی فرد از پرداخت مالیات آن فرار کرده است. علاوه بر این درآمدی که از هزینههای سالانۀ فرد بیشتر است، ولی خمس آن پرداخت نشده است، مالی مخلوط به حرام محسوب میشود.
- خرید و فروش چیزهایی که منفعت عقلایی ندارد؛ مانند حساب بازیهای اینترنتی.
- خرید و فروش وسایلی که عمدتا مصرف حرام دارند؛ مانند وسایل قمار یا طلای مردانه.
- خرید و فروشها و درآمدهایی که خلاف قانون باشد؛ مانند قاچاق و رانتخواری.
4. پذیرش مسئولیت مالی خانواده
پول درآوردن و علاقه به پول خرج کردن برای خانواده، یکی از شرایط مهمّی است که یک پسر باید داشته باشد. تأمین مالی همسر و فرزندان و حتی پدر و مادر اگر نیاز داشته باشند، یکی از وظایف اصلی مرد است. این تأمین مالی که به اصطلاح نفقه نام دارد، شامل همۀ نیازمندیهایی است که بهصورت متعارف برای یک خانواده و در حد شئونات زن، به تناسب زمان ضروری است و مرد نمیتواند از آن سرباز زند.
البته پسری که اول زندگی هنوز به استقلال مالی نرسیده و برای تأمین هزینههای زندگی از خانوادهاش کمک میگیرد، بهتر است هیچ کس حتی همسرش در جریان قرار نگیرد؛ اگر میخواهد اقتدار و ابهتش کم نشود.
شراکت عاطفی نه اقتصادی:
اگر مردی از اول توقع داشته باشد که زن در تأمین هزینههای زندگی مشارکت کند، نقشهای اساسی تقسیم شده زن و مرد در خانواده را نمیشناسد و نگاه به ازدواج دارد. «شراکت اقتصادی» ازدواج، شراکت اقتصادی نیست بلکه شراکت عاطفی است. شراکت عاطفی زمانی ایجاد میشود که زن و مرد در زندگی نقشهای مکمل بازی کنند و نه نقشهای یکسان. به عبارت سادهتر، وظیفه و نقش حفاظت و حمایت مالی از خانواده بر عهدۀ مرد است و جزء نقشها و وظایف زن محسوب نمیشود. در شراکت عاطفی، زن و شوهر، به خاطر داشتن نقشهای متفاوت، از جهاتی به هم نیازمند هستند و از جهات دیگر، یکدیگر را تأمین میکنند.
شرایط مشارکت مالی زن
مشارکت مالی و کاری زن در تأمین هزینههای زندگی با شرایطی، ممکن است مفید باشد و در بعضی موارد اجتنابناپذیر است؛ اما در عین حال کاملاً اختیاری و وابسته به تشخیص و میل و ارادۀ زن است و نباید به عنوان وظیفۀ زن تلقی شود و نباید نقش زن و مرد جابهجا شود.
البته مرد در این شرایط باید بداند که هر وقت بخواهد، نمیتواند در کنار همسرش باشد یا با او به مسافرت رود و همسر او طبیعتا قادر نیست همۀ مسئولیتهای یک زن خانهدار را به عهده بگیرد و مرد باید نقش خود را در کارهای خانه بیشتر کند.
اگر درآمد زن به عنوان بخشی از درآمد کل خانواده لحاظ شود، ممکن است نقش های زنانه و مردانه در خانواده تغییر کرده و تعارضهای نقشی به وجود بیاید. بسیاری از مردها البته نگران هستند که استقلال مالی زن، ممکن است او را از پذیرش مدیریت همسرش در امور خانه باز دارد.

