درسنامه آموزشی هنر کلاس دهم
پودمان 4: هنر، میراث فرهنگی و سبک زندگی
مقدمه
با نگاهی به آثار بهجای مانده از فرهنگها و تمدنهای گذشته دنیا متوجه میشویم در زمانهای باستان چیزی به نام موزه یا نمایشگاه هنری وجود نداشته است و محل عرضه هنر درواقع، محیط معمول زندگی بوده است. ظرفها، لباسها، دیوارها همه آمیخته با هنر و زیبایی بوده است؛ بهطوریکه امروزه بقایای آنها بهمنزله آثار بسیار ارزشمند هنری نگهداری و مرمت میشود. با نگاهی به این آثار پی میبریم در زمانهای دور، که صنعت و تولید انبوه به شکل کنونی وجود نداشته است، همه چیز با دستهای انسان ساخته میشد و انسان مداخله مستقیمتری در ساخت اشیا و بناها داشت و تلاش او بر این بود که کارایی و زیبایی در کنار هم رعایت و ایجاد شود. معمولاً برای هر حرفهای استادان و پیشکسوتانی وجود داشت و قوانینی که نسل به نسل رموز کارایی و زیبایی دست ساختهها را به نوآموزان و شاگردان جدید منتقل میکرد.
خصایص فرهنگ ایرانی - اسلامی
فعالیت 1 (صفحهٔ 125 کتاب درسی)
در گروه و با کمک همکلاسیها درباره خود بهعنوان یک ایرانی فکر کنید و مجموعه ویژگیهایی که شما را از سایر ملتها متفاوت میکند طبقهبندی کنید.
بقای هر جامعه بهمنزله یک پیکره واحد اجتماعی به زنده ماندن و پویایی فرهنگ آن وابسته است. فرهنگ ممکن است بر اثر وقایع مختلف مانند بلایای طبیعی، جنگ، تغییر نظامهای حکومتی و غیره دستخوش دگرگونی شود، لیکن عناصر بنیادی آن میتواند با وجود همه دگرگونیها به حیات خود ادامه دهد. فرهنگ ایرانی خصایلی دارد که آن را از سایر فرهنگهای بشری متفاوت میکند. این جنبهها بیشمارند، اما مهمترین آنها را میتوان به شرح زیر طبقهبندی کرد:
الف) زبان و شعر فارسی
ب) اعیاد و مناسبتهای ملی مانند نوروز، شب یلدا و چهارشنبه سوری
ج) شخصیتهای اسطورهای و پهلوانی مانند رستم و پوریای ولی
د) اساطیر تمثیلی مانند دیو، پری و سیمرغ
ه) علومی که زادگاه آنها در ایران است مانند علم شناخت خواص داروهای گیاهی
و) هنرهای ایرانی مانند فرش ایرانی، قلمزنی، خوشنویسی، موسیقی ایرانی
ز) نوع بناها و معماری ایرانی
ح) آیینهای مذهبی خاص مانند تشیع و زرتشت
با وجود تعدد عناصر فوق، میتوان گفت هنر نقشی اصلی در توسعه تمامی این مظاهر هویتبخش داشته است. برای مثال خوشنویسی ایرانی در خدمت نوشتن مضامین مقدس مذهبی و اشعار والای فارسی قرار داشته است؛ نقاشی ایرانی با بهرهگیری از عنصر خیال، اساطیر ایرانی مانند سیمرغ و پهلوانان ایرانی مانند رستم را تجسم بخشیده است؛ فرش ایرانی اندیشههای زیباییشناسی ایرانی را در جهان گسترده است و به همین منوال سایر رشتههای هنری هریک با بهرهگیری از توان خود زوایایی از هویت ایرانی را هویدا ساختهاند.
در اینجا برای نمونه به دو مورد از مهمترین خصائل هویت بخش هنر ایرانی - اسلامی اشاره میکنیم: «تجریدی بودن آثار» و «جایگاه نور» در معماری و آثار تجسمی.
الف) هنر تجریدی
فعالیت 2 (صفحهٔ 126 کتاب درسی)
به سینی قلمزنی شده زیر نگاه کنید و در مورد منبع الهام نقوش آن در گروه با هم گفتوگو کنید.
هنرمندان ماهر در سرزمینهای اسلامی پس از یک سلسله تجربیات طولانی در زمینه نقاشی، به ساده کردن شکلهای طبیعت روی آوردند. آنها بدون اشاره به طبیعت، تنها با استفاده از ترکیب فرم و رنگ، توانستند احساسات شاعرانه بصری خود را ارائه کنند.
آثاری که به این شیوه آفریده شدند راه تازهای را در بیان احساس از طریق نقاشی باز کردند و بهدلیل آنکه کاملاً فراورده فکر و اندیشه انساناند و از آنجاییکه اندیشه یک عنصر مجرد است، این شیوه نقاشی را مجرد یا انتزاعی نامیدند. تجریدی بودن به این معناست که هنر ایرانی معمولاً از طبیعتگرایی و واقعگرایی صرف فاصله میگیرد. برای مثال در هنرهای تجسمی، نقاش ایرانی نقوش گلها و گیاهان را با تخیل خود بهصورت انتزاعی (خلاصهسازی) تصویرسازی میکند. این امر باعث میشود هنر ایرانی از هنر سایر فرهنگها، که بنیادی واقعگرا دارند، متمایز شود.
ب) جایگاه نور در معماری و هنرهای تجسمی
فعالیت 3 (صفحهٔ 128 کتاب درسی)
به کارکرد نور در اثر زیر نگاه کنید و سعی کنید تصور کنید اگر در معماری این بنا به جایگاه نور توجه نمیشد، چه اندازه از زیبایی آن کاسته میشد.
عوامل هویتبخش در هنر اسلامی بسیار زیادند. در معماری اسلامی، یکی از مهمترین این عوامل توجه به نور و تابش آن به فضاهای بیرونی و درونی بناست. در نگارگری ایرانی نیز هیچ نقطهٔ تاریکی دیده نمیشود و تمامی تصویر مملو از روشنایی است. بهطور کلی، هنر در جهان اسلام همواره پیوندی ناگسستنی با نور دارد، چراکه نور همواره نشان از حضور و جلوهٔ خداوند یکتاست. در قرآن کریم نیز در سوره نور از خداوند به « نور آسمانها و زمین» تعبیر شده است.
فعالیت 4 (صفحهٔ 129 کتاب درسی)
به تصویر زیر نگاه کنید و سعی کنید کارکرد نور را در آن تحلیل کنید.
اصالت و هویت
فعالیت 5 (صفحهٔ 130 کتاب درسی)
در گروه و با کمک همکلاسیها دربارهٔ سؤال «من کیستم؟» و نقشهای مختلفی که در خانواده و جامعه برای خود میشناسید صحبت کنید.
در پاسخ به سؤال «من کیستم؟» بعضی از ما بر اساس اینکه این سؤال در چه موقعیتی از ما شده است، جوابهای متفاوتی میدهیم. مثلاً اگر در حیاط مدرسه دبیری که به تازگی به مدرسه ما آمده است از ما سؤال کند، ممکن است به سادگی بگوییم «من دهمی هستم». اما اگر در یک مجموعهٔ ورزشی از ما سؤال شود، ممکن است بگوییم «من والیبالیست هستم» یا در پاسخ به سؤال همکار پدرمان که تلفنی با خانه ما تماس گرفته است، بگوییم «من فرزندشون هستم». پاسخی که ما، به سؤال «من کیستم؟» میدهیم، هویت ما را نشان میدهد.
زمانیکه ساکنان سایر کشورها از هویت ما سؤال میکنند، پاسخ ما این است که « ایرانی هستم.» زمانیکه ما از یک استرالیایی میپرسیم که او چه کسی است و او پاسخ میدهد « استرالیایی»؛ برخی از تصاویر ناخودآگاه در ذهن ما نقش میبندد، مانند دامپروری، کشاورزی و البته کانگورو. یا زمانیکه افراد از شخصی میشنوند که او اسپانیایی است، اولین تصویری که در ذهن آنها شکل میگیرد احتمالاً گاوبازی یا یکی از تیمهای باشگاهی فوتبال آنهاست. اما آیا تاکنون فکر کردهاید زمانیکه خارج از مرزهای کشورمان کسی که از شما میشنود ایرانی هستید، چه تصاویری در ذهنش شکل میگیرد؟ به احتمال قوی او ایران را از طریق شعر فارسی و هنر ایرانی بهویژه هنرهای دستی ایران بهخاطر میآورد. البته ممکن است بر اساس مطالب مربوط به تیترهای خبری هراز چندگاهی، برخی از موضوعات مانند سیل، زلزله، جنگ و سایر موضوعات، یک کشور را به موضوعی خاص متّصف کند، اما این وقایع گذراست و جزو هویت پایدار ملتها قلمداد نمیشوند.
هر یک از ما با زندگی در فرهنگ ایرانی از این فرهنگ تأثیر میپذیریم و همزمان در آن تأثیر میگذاریم. برای مثال ما بهصورت استدلالی حقایقی مانند خدا، قیامت و هدفمند بودن هستی را میپذیریم و بر اساس آنها ارزشها و رفتارهایمان دینی میشوند و بهواسطه اعتقادات خود با تولید آثاری مرتبط با این دیدگاه بر جامعه فرهنگی پیرامون خود تأثیرمیگذاریم، همچنان که خود نیز از تجلی رفتار و اعتقادات دیگران که با ابزار هنر بیان میشود تأثیر میپذیریم. به این معنا هنر عاملی بسیار قدرتمند برای ایجاد همدلی، ارتباطات عاطفی و حسی است.
زمانیکه فردی بر اساس هویت فرهنگی خود رفتار میکنند، میگوییم «او اصالت خود را حفظ کرده است». مثلاً زمانیکه سه مهمان از شهرهای اصفهان، یزد و تبریز به خانه شما میآیند شما انتظار دارید کدامیک گز، قطاب و اِریس آورده باشند. بر همین اساس در سایر نقاط دنیا انتظار دارند ایرانی اهل ادب و هنر باشد و اگر چنین نباشد، دیگران احساس میکنند که او از اصالت خود فاصله گرفته است. کسب دانش در مورد اصالت و هویت همواره برای افراد جذاب است، مثلاً اینکه بدانید پدربزرگِ پدربزرگ ما (که اگر امروز زنده بود بیش از 200 سال سن داشت) در دوره نوجوانی و جوانیِ خود چه میکرده است، موضوعات مورد علاقه او چه بوده و دنیا را چگونه مینگریسته است. برای مثال اگر او در دوره نوجوانی خود با ابزاری ابتدایی وسیله قابل پروازی را ساخته بوده، ما بهصورت زائدالوصفی مشتاق دیدن آن بودیم و اگر کسی طی چند سال گذشته و پیش از بهدنیا آمدن ما آن را از بین برده بود، ما به هیچ وجه او را نمیبخشیدیم، چون میتوانستیم با دیدن و بررسی کردنِ آن وسیله، دانش زیادی در زمینه ابزارهای آن دوره و شیوه نگرش خانواده خود را در 200 سال پیش کشف کنیم. حال با توجه به این مثال، پاسخ شما در زمینه حفظ و صیانت میراث فرهنگی و آثار مرتبط به تاریخ هنر ایران چیست؟
فعالیت 6 (صفحهٔ 132 کتاب درسی)
به نظر شما میراث فرهنگی و آثار بهجامانده از هنر دورههای تاریخی ایران چگونه میتوانند دانستههای ما را از هویت و اصالتمان افزایش دهند؟
میتوانید تصور کنید اگر هیچیک از آثار هنری ایران باقی نمیماند، امروز تصویر ما از هویت ایرانی و گذشته خود چه بود؟ زمانی میتوانید این موضوع را تصور کنید که در خیال خود به سیارهای فکر کنید که تاکنون تلسکوپهای ساخته دست بشر آن را رصد نکردهاند و از جاندران احتمالی آنجا و شیوه زیست آنها هیچ اطلاعی به دست ما نرسیده است. در صورت عدم وجود بناهای شکوهمند دورههای تاریخی ایران که ما امروزه میتوانیم در آنها قدم بزنیم، تصور گذشته کشورمان برای ما ناممکن بود. این امر باعث میشد احساس کنیم در مقابل برهوتی هستیم که هیچ نام و نشانی از گذشته ما در آن به چشم نمیخورد.
به سه تصویر زیر نگاه کنید:
تصویر اول تخیلی از بنای تخت جمشید، اگر این بنا کاملاً نابود شده بود، تصویر دوم عکسی است واقعی از این بنا در وضعیت فعلی و تصویر سوم تصویری تخیلی است، اگر این بنا کاملاً حفظ شده بود. تفکر در مورد این سه تصویر بهخوبی ضرورت محافظت از آثار هنری و فرهنگی ایران زمین را برای ما روشن میکند.
از قرن چهاردهم میلادی به بعد، بسیاری از اروپاییانی که به ایران سفر کرده بودند در سفرنامههای خود به آثار بهجا مانده از میراث کهن ایران بهویژه تخت جمشید اشاره کردهاند. بیشتر این سفرها از دوره صفوی رونق گرفت. تا پیش از آن حتی پادشاهان ایرانی از گذشته کشوری که بر آن حکم فرمانی میکردند بیخبر بودند. عدم حساسیت لازم زمامداران وقت در قبال آثار هنری و میراث بهجا مانده از تمدن ایران باعث شد که اهتمام لازم برای نگهداری آنها وجود نداشته باشد و این آثار در مقابل آسیب و غارت سودجویان داخلی و خارجی کاملاً بیدفاع باشد.
دوره قاجار یکی از بدترین دورههای تاریخی در زمینه غارت آثار تاریخی ایران است. در این دوره، شغلی بهنام «تیلهکنی» رواج پیدا کرد که عبارت بود از حفاری غیرمجاز افراد سودجو برای یافتن آثار تاریخی و فروش آنها به دلالان. این روند بعدها با قراردادهای رسمی و غیررسمی بین دولت ایران و اشخاص حقیقی و حقوقی ادامه یافت که از مزایای آن آشکارشدن بسیاری از میراث کهن ایران از زیر خاک و از معایب آن خروج حجم زیادی از این میراث و انتقال آن به موزههای ملی و شخصی خارجی بود.
داشتههای فرهنگی و هنری هر ملتی را به دو دسته میراث فرهنگی ملموس و غیرملموس تقسیم میکنند. آن دسته از داشتههای هنری و فرهنگی مانند بناهای تاریخی و اشیای هنری مانند نقاشی و مجسمهها را که جسمیت دارند میراث ملموس و آن دسته را که مانند نمایش، ادبیات و موسیقی جسمیت مادّی ندارند میراث غیرملموس میدانند. مثلاً تعزیه و نقالی از دسته داشتههای غیرملموس در فرهنگ و هنر ایران زمین است. همانگونه که ما وظیفه حفظ و صیانت از میراث ملموس خود را داریم، باید از میراث غیرملموس هم محافظت کنیم.
فعالیت انتخابی (صفحهٔ 134 کتاب درسی)
نمادهای ویژه منطقه خود را، که در فرهنگ محل زیست خود معنایی بارزتر از سایر فرهنگها دارند و بهکارگیری آنها در آثار هنری باعث تفاوت طرز تلقی ساکنان آن منطقه از دیگر مناطق میشود، بیابید و بهکارگیری آنها را در آثار هنری تحلیل کنید.
صیانت از میراث فرهنگی ملموس
فعالیت 7 (صفحهٔ 135 کتاب درسی)
از بناها و موزههایی که در منطقه زندگی یا مناطق اطراف شما وجود دارد بازدید کنید. به نظر شما این مکانها چه تأثیری در حفظ و گسترش میراث فرهنگی و هنری منطقه شما دارد؟ گزارشی درباره این بازدید تنظیم کنید.
نگهداشتن و رونقِ داشتههای هنری و فرهنگی در هر جامعه بستگی مستقیم به میزان اهمیتی دارد که ساکنان آن فرهنگ برای آن میراث گرانبها قائلاند. در این بخش، برخی از فعالیتهایی را مرور میکنیم که در زمینهٔ نگهداری و استفادهٔ بهینه از داشتههای هنری و فرهنگی ایران زمین است.
تقویت و تغذیهٔ موزهها
موزهها و مجموعههای فرهنگی بهترین محل نگهداری از میراث یک کشور است. با وجود این، بسیاری از اشیای تاریخی ما هنوز در خانهها نگهداری میشوند. شرایط نامناسب نگهداری و آسیبهای احتمالی که میتواند در اماکن نامناسب به چنین آثاری برسد جبرانناپذیر است. یکی از بهترین راهکارهایی که برای حفظ و صیانت از داشتههای هنری و فرهنگی وجود دارد آن است که آنها را به موزهها اهدا کنیم. این امر باعث میشود در عین حالی که این آثار در شرایط بهتری نگهداری میشوند در معرض بازدید عموم مردم قرار گیرند. بازدید از آثار فرهنگی و هنری نقش بسیار مؤثری در درک شکوه و عظمت فرهنگی هر قوم و ملتی دارد.
باید توجه داشت که صرفاً اهدا برای تقویت موزهها کافی نیست. موزهها برای بقای خود به توجه بازدیدکنندگان نیاز دارند. ما میتوانیم با بازدید و معرفی موزههای شهر یا روستایمان به دیگران در رونق آنها اثرگذار باشیم.
بازآفرینی و زنده نگهداشتن میراث فرهنگی غیر ملموس
فعالیت 8 (صفحهٔ 136 کتاب درسی)
شماری از نمونههای میراث غیر ملموس منطقه خود را با کمک افرادی که با فرهنگ گذشتهٔ آن منطقه آشنایی دارند، شناسایی و در قالب یک گزارش توصیفی ارائه کنید. این میراث چگونه به شما منتقل شده است؟ به نظر شما این میراث چه نقشی در هویت فرهنگی شما دارد؟
میراث فرهنگی غیرملموس، که از آنها بهمنزله میراث زنده نیز یاد میشود، یکی از مهمترین عوامل هویتساز در هر فرهنگ قلمداد میشود. تنوع چشمگیر فرهنگهای اقوام ساکن در ایران زمین، که هر یک آداب، رسوم و سنن مربوط به خود را دارند، ایران را به موزه تنوع فرهنگی بدل کرده است. برای مثال نوروز و مراسم مرتبط با آن از جمله میراث زنده فرهنگی ایرانِ بزرگ است. با وجود شمار زیاد داشتههای زنده فرهنگ ایرانی، تاکنون تعداد بسیار قلیلی از آنها در یونسکو بهمنزله میراث غیرملموس ایران به ثبت رسیده است که ازجمله آنها میتوان به موسیقی سنتی ایرانی، نمایش تعزیه، موسیقی بخشیهای خراسان، ورزش پهلوانی و روشهای سنتی قالیبافی در فارس و کاشان اشاره کرد.
وفاداری و زنده نگهداشتن میراث غیرملموس احساس تعلق به هویت قومی و ملی را برای افراد به همراه دارد که خود به زندگی امیدبخش منجر میشود. بسیاری از بازیهای محلی، که در مناطق مختلف انجام میشود، از جمله میراث غیرملموس محسوب میشود. ما در هر منطقهای که زندگی میکنیم با بسیاری از این بازیها آشنا هستیم. برخی از بازیها ازلحاظ اجتماعی، فرهنگی و مذهبی در اکثر نقاط ایران مشترک بودهاند، اما شماری از این بازیها صرفاً متعلق به فرهنگ و منطقهای خاصاند و نمیتوان نمونه آنرا در جاهای دیگر دنیا مشاهده کرد. یکی از بازیهای فرهنگ ایرانی «چوگان » است. این بازی چنان در نزد ایرانیان اهمیت داشته است که در دوره صفوی میدان مرکزی شهر (میدان نقش جهان) برای انجام این بازی طراحی شده بود.
توسعه و بهسازی محیطی با آثار هنری
فعالیت 9 (صفحهٔ 137 کتاب درسی)
به نظر شما چگونه میتوان از هنر برای بهسازی و زیباسازی محیط استفاده کرد؟ آیا میتوانید نمونههایی از کارهای هنری را که توانسته است به شما در بهتر زندگی کردن و لذت بردن از فعالیتهای روزمره کمک کند به یاد آورید؟ فهرست خود را با همگروهیتان مقایسه و دربارهٔ تفاوتها و شباهتهای آن گفتوگو کنید.
هنر بهصورت مستقیم و غیرمستقیم در زندگی مادی و معنوی انسان مورد استفاده قرار میگیرد. امروزه، هنرمندان در تولید همه کالاهای مورد استفاده بشر خدمت رسانی میکنند؛ از طراحی خودرو و سایر وسایل حملونقل گرفته تا طراحی زیستگاهها و کالاهای مصرفی روزانه. بر اساس یک تقسیمبندی سنتی، آن دسته از هنرهایی را که مستقیماً در ساخت و طراحی وسایل مورد استفاده روزمره مانند فرشها، ظروف و غیره استفاده میشوند، به اصطلاح «هنرهای کاربردی» مینامند و هنرهایی را که صرفاً از زیبایی آنها برای تزیین یا اغنای حس زیباییدوستی ما استفاده میشود مانند تابلوهای نقاشی یا مجموعه هنرهای صوتی، به اصطلاح «هنرهای زیبا» مینامند.
برخی از بهرههای هنر در زندگی روزمره فرد عبارت است از بالابردن سطح رشد انسان، ایجاد توانایی در بیان احساسات انسانی، بالابردن قدرت خلاقیت و پردازش ایدههای نو، توانایی در زمینه مواجه با استرسهای روزمره و تحمل آنها، بالارفتن احساس سلامتی و نشاط. علاوه بر بهرههایی که هنر در ارتقای زندگی فردی ما دارد، کمک زیادی به رشد اجتماعی و توسعه عمومی جامعه دارد که در این فصل با برخی از آنها آشنا میشویم.
شکل زندگی، نوع کار و معیشت انسانها با هنری که خلق کردهاند درآمیخته است. مثلاً اغلب تزیینات خانهها در شمال ایران با چوب درختان جنگلی است چون جنگلهای انبوه در آن منطقه وجود دارد، در صورتیکه در جنوب ایران بسیاری از دست ساختهها از برگ درخت خرماست و در منطقه زاگرس هنرهای دستی معمولاً از پشم رنگ شده و تابیده شده دامهاست. در شمال ایران، آواهای شالیکاری و چایکاری به گوش میرسد و در جنوب ایران نواهای ماهیگیری و در دامنههای زاگرس حکایتهای مرتبط به کوچ و مناظر زیبای آن موضوع بسیاری از ترانههاست.
هنر در زندگی روزمره جاری است. همه انتخابهای معمولی مانند انتخاب لباس، چیدمان خانه و هر کار روزمره دیگر با تجربهٔ هنر و زیبایی همراه است. مواجهه با آثار هنری محدود به موزهها و سالنهای هنری نیست. هنر در پیوند با زندگی روزمره است؛ خانه، خیابان و محل کار عرصه مواجهه با آثار هنری است. توسعه و بهسازی محیطی در دو گستره شخصی و عمومی باعث میشود محل زندگی ما رشد قابل توجهی کند. ما میتوانیم با در نظرگرفتن اصول ترکیببندی هنری برای وسایل خانه خود چیدمان بهتری در نظر بگیریم و در این چیدمان از آثار هنری نیز بهرهمند شویم. بخشی از زندگی ما در اماکن عمومی شهر و روستایمان سپری میشود؛ بر همین اساس ما نیازمندیم علاوه بر رسیدگی به وضعیت درون خانه، به بهسازی محیط روستایی و شهری بهویژه اماکنی که از لحاظ فرهنگی هویتساز زندگی ما هستند توجه داشته باشیم.
سلیقه و انتخابهای ذوقی به زندگی شکل میدهند و سبک زندگی را تعیین میکنند. سلیقه بهمعنای تجربه عملی و روزمره زیبایی است؛ تجربه روزمره زیبایی در رنگ لباسی که انتخاب میکنیم، نوایی که برای گوش دادن انتخاب میکنیم، فیلمی که میبینیم و نقاشیای که بر دیوار خانه میآویزیم قابل بررسی است. هر فرد در تلاش برای زیبا کردن زندگی روزمره است: مرتبط کردن و نظم دادن به کارها، ریتم دادن به فعالیتها و هماهنگ کردن برنامهها. نظم، ریتم و هماهنگی از ویژگیهای زیباشناختی است که میتواند زندگی روزمره را زیباتر کند. توسعه و بهسازی محیط میتواند با تقویت هویت فرهنگ ایرانی همراه باشد.
ضروری است ضمن آشنایی با هنرهای اصیل ایرانی، سعی کنیم از آنها در محل کار و زندگی خود بهره ببریم. فکر میکنید اگر رفته رفته مظاهر فرهنگی سایر کشورها را وارد زندگی خود کنیم، با گذشت زمان و در سالهای دور چه اتفاقی خواهد افتاد؟ طبیعی است نقش هنرهای ایرانی در زندگی روزمره مردم از میان میرود و آثار فرهنگ دیگری جایگزین آن میشود.
فعالیت 10 (صفحهٔ 139 کتاب درسی)
به دو تصویر زیر که اتاقی از فرهنگ آفریقایی را با اتاقی سنتی از فرهنگ ایرانی مقایسه میکند دقت کنید. تصور کنید تزیینات همه خانههای ایرانی رفته رفته پر شود از آثار فرهنگ آفریقایی و دستگاههای پخش صوت ما هر روزه آثاری از آن فرهنگ را پخش کند. فکر میکنید بعد از گذشت چند دهه، چه اتفاقی برای فرهنگ ایرانی میافتد؟
عوامل آسیبزای میراث فرهنگی
الف) عوامل آسیبزا به میراث فرهنگی ملموس
فعالیت 11 (صفحهٔ 140 کتاب درسی)
به این تصویر نگاه کنید، آیا میدانید تصویر متعلق به کجاست؟ بیشتر دقت کنید و بگویید در این تصویر چه چیزی توجه شما را بیشتر به خود جلب کرد؟

همه ما از دیدن یادگاریهای کنده شده روی بناهای فرهنگی و اشیای هنری بسیار ناراحت میشویم. این کار نهتنها نام نیکی از افراد بهجا نمیگذارد، بلکه تا سالیان متمادی باعث لعنت افرادی میشود که با آن یادگاری روبهرو میشوند. آسیب رساندن به آثار هنری بهویژه آثار تاریخی باعث تقلیل ارزش آنها بهمنزله یک ثروت ملی میشود. بسیاری از این آسیبها حتی با مرمتهای دقیق نیز قابل جبران نیستند.
از دیگر عوامل آسیبزا میتوان به قرار گرفتن آثار در معرض عوامل طبیعی مانند فرسایش ناشی از آب، کوه، سرما و گرمای بیش از اندازه و عبور و مرور مداوم انسانها و احشام اشاره کرد. برای برطرف کردن آثار مخرب هر یک از این عوامل باید تدبیری متناسب با اثر هنری و محل قرار گرفتن آن ارائه کرد.
برخی از طرحهای صنعتی و عمرانی نیز، در صورتیکه بدون مطالعه لازم انجام شود، میتواند به آثار میراث فرهنگی آسیب بزند. بر اساس قانون، همه وزارتخانهها، سازمانها و مؤسسات دولتی موظفاند قبل از اجرای پروژههای بزرگ عمرانی و در مرحله امکانسنجی و مکانیابی، برای انجام مطالعات فرهنگی - تاریخی میراث فرهنگی اقدام کنند و نتایج مطالعات خود را در طراحی و مکانیابی آن پروژهها رعایت کنند.
حفاریهای غیرمجاز نیز از جمله مهمترین عوامل آسیبزننده به میراث گرانبهای نیاکان ماست. سودجویانی که برای بهره شخصی خود میراث همه مردم ایران را یکجا مال خود میکنند و آنها را به واسطهها و دلالان مختلف میفروشند از دیرباز یکی از مهمترین تهدیدهای آثار باستانی ایران بودهاند. یکی از مهمترین وظایف نیروهای انتظامی در شهرها، روستاها و مبادی ورودی و خروجی کشور یافتن سرنخهایی از این افراد و سپردن آنها به قانون است. سالیانه نیروهای انتظامی صدها اثر هنری را در مناطق مختلف کشور شناسایی و ضبط میکنند. در کنار نیروهای انتظامی، مردمی که در شهرها و روستاهای نزدیک به آثار و محوطههای تاریخی زندگی میکنند نقش مهمی در حفاظت از این آثار دارند. آنان میتوانند، با بالابردن میزان آگاهی و دانش خود درباره اهمیت و پیشینه تاریخی آثار کهن میراث فرهنگی در نزدیک محل زندگی خود، نقش مؤثری در پاسداری از این آثار داشته باشند. مثلاً هنگام آگاهی یافتن از خطرات و تهدیدهای انسانی و طبیعی، مسئولان مربوطه را در جریان قرار دهند و به این ترتیب به حفاظت پایدار این آثار کمک کنند.
ب) عوامل آسیبزای میراث غیرملموس
یکی از موضوعاتی که ممکن است باعث وارد آمدن آسیب جدی به میراث غیرملموس شود، وارد کردن تحریف در آنهاست. بسیاری از سنتهای پسندیده و نیکو با وارد کردن بدعتها میتواند به رسومی آسیبزننده یا ناهنجار تبدیل شود. برای مثال در سنت نکوداشت چهارشنبه سوری، که از جمله میراث غیرملموس ایرانیان محسوب میشود، در سالهای اخیر با افزوده شدن برخی فعالیتهای غیرمتعارف مانند ترقهبازی و استفاده از مواد انفجاری ضمن وارد آمدن صدمات جبرانناپذیر بر اعضای بدن، موجبات سلب آسایش مردم فراهم آمده است و باعث شده است بهجای اینکه این مراسم باعث شادی مردم شود، به واقعهای هولانگیز تبدیل شود. سایر رسوم ایرانی نیز چنانچه از کارکرد اصلی خود فاصله بگیرند میتوانند، بهجای فایدهمندی، مضر شوند. برای مثال جشن نوروز فرصتی است برای زدودن غبار از خانهها و دیدار دوستان و آشنایان و همچنین بهرهمندی از هوای فرحبخش بهاری که در نکوداشت برابری طول روز و شب و استیلای روشنایی بر تاریکی و سردی از دوران کهن در ایران برگزار میشده است. حال آنکه افزوده شدن تجملات بیش از حد و افراط و تفریط در برگزاری آن میتواند آسیبهایی جدی به خانوادهها و نهادهای اجتماعی وارد کند.
فعالیت 12 (صفحهٔ 142 کتاب درسی)
نمونههایی از میراث فرهنگی غیرملموس منطقه خود را که بدعت موجب انحراف آنها از مسیر اصلی خود شدهاند بیابید و توصیف کنید. برای این کار میتوانید با افراد سالخوردهٔ خانواده یا آشنایان خود گفتوگو کنید.
فعالیتهای انتخابی پایان پودمان (صفحهٔ 142 کتاب درسی)
- بهصورت گروهی و با هماهنگی ادارههای مربوط به میراث فرهنگی منطقه خود پروژههای خلاقانهای را طراحی و پیشنهاد کنید که باعث رونق و بهرهبرداری از آثار ارزشمند منطقهتان شود.
- بهصورت گروهی و با هماهنگی ادارههای مربوط به میراث فرهنگی منطقه خود پروژههای خلاقانهای را طراحی و پیشنهاد کنید که از آسیب رسیدن به داشتههای فرهنگی منطقهتان پیشگیری کند.