خانه
گاما

درسنامه آموزشی هنر کلاس دهم

پودمان 1: مطالعهٔ مفهوم زیبایی و هنر

بازدید19/7 K
تاریخ بروزرسانی1401/01/30

مقدمه

این فصل به ارائه تعاریف کلی در مورد زیبایی و هنر می‌پردازد. با مطالعه این فصل ما با دیدگاه‌های مختلف در زمینه زیبایی و هنر آشنا می‌شویم. علاوه بر آن، با این موضوع آشنا می‌شویم که ساختار همهٔ هنرها به‌گونه‌ای بنا شده که بر عواطف، احساسات و قدرت تعقل انسان اثر می‌گذارد و فطرت زیبادوستی انسان را تحت تأثیر قرار می‌دهد. دستیابی به ریشه این اشتراکات ما را در زمینه شناخت عمیق ماهیت و کارکرد هنر یاری می‌رساند. در خلال این آشنایی، تلاش می‌شود حساسیت ما در زمینه نگاه کردن و شنیدن مظاهر زیبای هنر در محیط زندگی ارتقا یابد.

نگاه کردن، گوش دادن و رفتار

اشیاء و پدیده‌ها ذاتاً زیبا هستند، زیرا مخلوق خدا هستند و کار هنرمند جز این نیست که این زیبایی را نمایان کند. برای درک بهتر زیبایی، نخست باید به تفاوت میان دیدن و نگاه کردن؛ شنیدن و گوش دادن و حرکت و رفتار پی ببریم. زیرا هرچند این اصطلاحات و واژگان در نگاه نخست هم‌معنی به نظر می‌رسند، در زمینهٔ آفرینش و ادراک هنر، معانی متفاوتی دارند.

دیدن و نگاه کردن

فعالیت 1 (صفحهٔ 11 کتاب درسی)

 

پدیده‌هایی که در مسیر خانه تا مدرسه برای مدت طولانی وجود داشته، اما طی روزهای گذشته برای اولین بار توجّه شما را جلب کرده است بیان کنید. به نظر شما چه عاملی باعث شده است توجّه شما به آنها جلب شود؟

چشم انسان یکی از ابزارهای مهم برای شناخت محیط است؛ زیرا انسان با چشم می‌تواند اطراف خود را ببیند و بشناسد. عمل نگاه کردن به‌طور ارادی و معمولاً به‌قصد خاصی انجام می‌گیرد برخلاف دیدن، که غیراختیاری است، در نگاه کردن، توجّه و دقت نیز دخالت دارد. به همین دلیل است که می‌گویند نگاه کردن یعنی ارادهٔ بیننده برای دیدن چیزی و توجّه به جنبه‌های مختلف آن.

وقتی چیزی را «می‌بینیم» رنگ، شکل، جهت، بافت، بُعد و حرکت آن‌را از طریق پیام‌های بصری دریافت می‌کنیم. اما وقتی چیزی را «نگاه» می‌کنیم، علاوه بر اینکه آن‌را می‌بینیم به روابط و تناسبات آن نیز دقت می‌کنیم. بنابراین، دیدن یک امر کاملاً طبیعی است. در زندگی روزمره چیزهای فراوانی را می‌بینیم، اما وقتی اندازه، تناسب، فراوانی و کاربرد اشیاء مورد توجّه قرار می‌گیرد «نگاه کردن» رخ می‌دهد. می‌توان نتیجه گرفت نگاه کردن والاتر و دقیق‌تر و عمیق‌تر از دیدن است.

تفاوت میان دیدن و نگاه کردن به‌ویژه در هنرهای دیداری (بصری) اهمیت دارد. مثلاً هنرمند عکاس همان چیزهایی را می‌بیند که ما می‌بینیم. اما عکاس، به‌دلیل تبحر و تجربه‌ای که در نگاه کردن پیدا کرده است، به تناسب‌های میان اشیاء دقت می‌کند و بهترین زاویه را برای عکس‌برداری برمی‌گزیند.

اگر به عکس‌های خانوادگی و عکس‌های یک عکاس خبره دقت کنید، تفاوت میان دیدن و نگاه کردن را خوب متوجّه می‌شوید. مثلاً نگاه کنید به تصویر شمع حاصل شده در فضای خالی بین رواق‌های پل خواجو در شکل مقابل که نگاه تیزبینانه عکاس آن‌را شکار کرده است.

شکل 1-1) شمع حاصل شده در زیر یکی از رواق‌های پل خواجو در اصفهان: نگاه تیزبین عکاس قادر به کشف چیزهایی در پیرامون خود است که انسان‌های عادی به آن توجّهی ندارند.

یکی از عوامل مؤثر در نگاه کردن و توجّه، ویژگی‌های شخصیتی است. به همین دلیل، اگر دو عکاس از یک چشم‌انداز عکس بگیرند به احتمال زیاد عکس‌های آنها با هم تفاوت خواهد داشت. زیرا هیچ دو نفری را نمی‌توان یافت که ویژگی‌های شخصیتی کاملاً یکسان داشته باشند. بنابراین، می‌توان گفت توجّه ناشی از ویژگی‌های شخصیتی، برداشت‌های متفاوتی را در بینندگان یک چشم‌انداز ایجاد می‌کند. بر این اساس، نگاه کردن هنرمند با نگاه کردن افراد معمولی متفاوت است. این تفاوت را از هر دو جنبهٔ کمّی و کیفی می‌توان بررسی کرد. از نظر کمّی، ادراک هنرمند از ادراک افراد عادی بالاتر و عمیق‌تر است؛ زیرا هنرمند هم قواعد علمی تصویر را می‌شناسد هم از روابط بصری و تناسب‌ها و روابط میان اشیاء آگاهی دارد. از نظر کیفی، هنرمند ابتدا اشیاء را می‌بیند و سپس با توجّه و نگاه کردن و بر پایهٔ گرایش‌های مثبت یا منفی خودش، به آن اشیاء و روابط میان آنها جنبهٔ زیبایی‌شناختی می‌دهد. به همین دلیل است که می‌گوییم بیش‌تر افراد فقط «می‌بینند» ولی هنرمندان «نگاه می‌کنند».

فعالیت انتخابی (صفحهٔ 12 کتاب درسی)

 

در میان آثار دو هنرمند عکاس (یا نقاش)، که با یک موضوع مشترک (مثلاً طبیعت) دست به خلق آثاری زده‌اند، جست‌وجو کنید. تفاوت‌های موجود در نگاه این دو هنرمند را برشمارید.

نگاه کردن فعّالانه به طبیعت

از روزگاران کهن، این باور وجود داشته است که طبیعت بهترین آموزگار و بهترین سرمشق برای هنرمندان بوده است. شکل‌های مختلفی که در طبیعت دیده می‌شوند همواره بسیاری از پیکره‌سازان، نقاشان، نویسندگان، معماران و هنرمندان سایر رشته‌های هنری را تحت تأثیر قرار داده است. می‌توان گفت طبیعت منبعی بسیار غنی برای آفریدن آثار هنری است.

آفرینش فرم‌های هنری از طبیعت به ادراکات هنرمند مرتبط است. طبیعت در قدم اول از نظر زیبایی‌شناسی و هنری مورد توجّه همگان نیست، اما این هنرمند است که با نگاه دقیق و ویژهٔ خود از آن به‌منزلهٔ موضوع و الگوی اثرش بهره‌های فراوانی می‌گیرد. قدرت خیال هنرمند با مهارت او آمیخته می‌شود و مظاهر و مناظر طبیعت، با چیدمان و آرایش اجزا و عناصر مختلف فنی، به‌مثابهٔ یک اثر هنری آفریده می‌شود.

شکل 2- 1) اثر رنه‌مگریت

تحیق کنید (صفحهٔ 13 کتاب درسی)

 

- از رنه مگریت چه می‌دانید؟ تحقیق کنید و در کلاس ارائه دهید.
- به این اثر خوب نگاه کنید، با مشورت گروه آن‌را تحلیل کنید. تحلیل‌های خود را به کلاس ارائه دهید.

برای هر ملتی و در هر فرهنگی، شیوهٔ برخورد با طبیعت و مظاهر طبیعی و نشان دادن آن در قالب آثار هنری به‌صورت‌های متفاوتی تجلی یافته است، چرا که تنوع آب‌وهوایی، گیاهی، جانوری و حتی انسانی و همچنین تفاوت اندیشه و افکار ملل مختلف باعث شده است موضوع طبیعت در آثار هنری ملل و اقوام گوناگون به یک شکل نباشد (شکل 3-1). اندام اسب در هنر نگارگری ایرانی با شیوه‌ای متفاوت از مکاتب واقعیت‌گرای غربی نمایش داده می‌شود.

شکل 3-1) کاری از میرمصور تَرمِذی (بدخشانی) شاگرد کمال‌الدین بهزاد- مکتب صفوی
شکل 4-1) اثر احمد نادعلیان
نگاه کنید چگونه با بهره‌گیری از خزه‌های چسبیده به سنگ‌های درون رودخانه، آثار هنری با مضمون طبیعی خلق شده است.

طبیعت بخشی از فضای بی‌نهایت است. فضا، ذهن بدون مرز هنرمند است که برای آن توصیف و توضیح ویژه و مشخصی وجود ندارد. اصطلاح فضای بی‌نهایت نیز در فرهنگ‌های مختلف و نزد هنرمندان سرزمین‌های گوناگون معناهایی متفاوت دارد. این اختلاف معنا در سرزمین‌های هم‌جوار به‌دلیل تداخل فرهنگی و نزدیکی نوع نگاهشان کمتر است. برای مثال، هنرمندان قدیم ایرانی، همواره می‌کوشیدند زیبایی‌های طبیعت را با خلّقیت‌ها و تکنیک‌های خاص خودشان به مفهوم زیبایی مورد نظرشان نزدیک کنند و از آنجا که زیبایی یکی از صفات خداوند است این نگرش بیش از هر چیزی باعث شده است طبیعت و زیبایی‌های آن موضوعات بسیاری از آثار هنری ایرانیان را شکل دهد.

فعالیت 2 (صفحهٔ 15 کتاب درسی)

 

زیبایی‌های طبیعت می‌تواند با عناصر بسیار متکثر و پیچیده یا با عناصر بسیار ساده به‌وجود آمده باشند.
سعی کنید احساسی را که تصویر زیر در شما برمی‌انگیزد توصیف کنید و در مورد آن با هم‌گروهی‌های خود گفت‌وگو کنید.

شکل 5-1) «کویر مصر» یا «مزرعهٔ یوسف» در 45 کیلومتری شرق شهرستان جندق و 30 کیلومتری شمال شهرستان خور از توابع استان اصفهان

شنیدن و گوش دادن

فعالیت 3 (صفحهٔ 16 کتاب درسی)

 

حکایتی را انتخاب کنید، یکی از دانش‌آموز آن‌را با صدای بلند بخواند. عواملی مانند تُن صدا و شیوهٔ ادای متن را توصیف کنید که بر اثر دقت در گوش دادن برای اولین بار توجّه شما را جلب کرده است.

شاید شما هم این جمله را شنیده باشید که «شنیدن با گوش دادن فرق می‌کند». شنیدن نیز مانند دیدن عملی غیرارادی است. امواج صوتی از طریق حنجره گوینده تولید می‌شود، در هوا انتشار می‌یابد و به گوش شنونده می‌رسد. مانند نگاه کردن که دیدنِ فعّالانه و با توجّه است، گوش دادن نیز شنیدنِ فعّالانه و با توجّه است. به‌عبارت دیگر، شنیدن فرایندی مکانیکی و گوش دادن فرایندی تفکّری است.

فرض کنید در خیابانی شلوغ راه می‌روید. صداهای گوناگونی مانند سروصدای خودروها و گفت‌وگوی افراد و صدای اذان از مسجد هم‌زمان به گوش شما می‌رسد. با این حال، شاید تمرکز شما فقط بر صدای اذان قرار بگیرد و حتی به محتوای سخنان دو نفر که کنارتان راه می‌روند گوش ندهید. در مرحلهٔ گوش دادن نیز صداها به گوش شما می‌رسد و مغز شما آنها را پردازش می‌کند، ولی شما به همهٔ آنها توجّه آگاهانه ندارید. درعوض، فقط به برخی از این اصوات گوش می‌دهید؛ یعنی آنها را تفسیر می‌کنید، ارزش آنها را می‌سنجید، و منظور آنها را درمی‌یابید.

همان‌طور که یکی از عوامل مؤثر در نگاه کردن، ویژگی‌های شخصیتی افراد است، گوش دادن نیز به منش و شخصیت افراد بستگی دارد. برخی از افراد ذاتاً به سخنان دیگران توجّه می‌کنند و برخی از کنار سخنان دیگران بی‌اعتنا می‌گذرند. به‌جز این جنبهٔ ذاتی، گوش دادن جنبه‌های اکتسابی هم دارد و با تمرین می‌توان آنها را فراگرفت. برخی از این تمرین‌ها عبارت است از: تمرکز بر سخنان دیگران؛ توجّه به «زبانِ بدن» گوینده؛ پرسش از گوینده؛ و استفاده از زبان بدن خودمان. این کنش‌ها همچنین باعث می‌شود که گوینده مطمئن شود ما به‌طور ارادی در حال گوش دادن به سخنان او هستیم.

تفاوت میان شنیدن و گوش دادن در زمینهٔ هنر نمود بارزتری دارد. هنرهای صوتی به شنیدن و گوش دادن وابسته‌اند. در شنیدن هنرهای صوتی، فرد به‌طور خودآگاه یا ناخودآگاه اغلب به ضرباهنگ یا محتوای کلامی آن دقت می‌کند. در گوش دادن فعّالانه علاوه بر توجّه به ضرباهنگ، به موارد دیگری همچون هارمونی، لحن و درو نمایه نیز توجّه می‌شود. گونه‌های هنرهای صوتی نیز در میزان دقت گوش دادن ما نقش دارد. افراد معمولاً هنرهای عامه‌پسند را به‌دقت هنرهای کلاسیک گوش نمی‌دهند. شاید مهم‌ترین دلیل آن سادگی آثار عامه‌پسند به نسبت آثار کلاسیک باشد.

شیوه گوش دادن ما به نسبت محیطی که در آن قرار می‌گیریم نیز تغییر می‌کند. ما شاید دقت چندانی به صداهایی که هر روز در فاصلهٔ مدرسه تا خانه می‌شنویم نداشته باشیم، اما زمانی که به دل طبیعت می‌رویم و پس از ساعت‌ها کوهنوردی به آبشاری می‌رسیم، نوای آن آبشار در دل سکوت طبیعت برایمان بسیار جالب توجّه می‌شود.

شکل 6-1) آبشار شوی یا تله‌زنگ در جنوب شهرستان درود در استان لرستان ضمن داشتن منظره‌ای شگفت‌انگیز نوایی دلنشین نیز دارد.

فعالیت انتخابی (صفحهٔ 17 کتاب درسی)

 

با مطالعه دو فعّالیت زیر، یکی را انتخاب کنید و آن‌را انجام دهید:

1- سعی کنید به صداهایی که از خارج از کلاس و از دوردست‌ها می‌آید تمرکز کنید و مجموعه اصواتی را توصیف کنید که تا پیش از این به آنها توجّه نداشتید.

2- اثری صوتی را انتخاب و دو بار آن‌را گوش کنید. مجموعه عواملی را که در گوش دادن بار دوم متوجّه آن شدید، اما در شنیدن دفعهٔ اول درک نکرده بودید توصیف کنید.

حرکت و رفتار

موجودات زنده، از جمله انسان، به‌دلایل گوناگون از جای خود حرکت می‌کنند یا اعضای بدنشان را حرکت می‌دهند. برخی از این حرکت‌ها ارادی و برخی غیرارادی است. برای مثال، بلندشدن از جای خود عملی ارادی است و فرد می‌تواند از جایش بلند نشود و ثابت بماند. از سوی دیگر، پلک زدن چشم معمولاً غیرارادی است و ما بدون اینکه تصمیم بگیریم پلک می‌زنیم. به همین ترتیب، رفتار نیز گاهی ارادی و آگاهانه و گاهی غیرارادی و ناآگاهانه است. به‌طور کلی رفتار یعنی مجموعهٔ کنش‌ها و واکنش‌های پدیده‌ها. تعریف مفصل‌تر رفتار چنین است: رفتار پاسخی است که موجودات زنده به محرک‌های بیرونی می‌دهند. به عبارت دیگر، رفتار یعنی واکنش موجود زنده در برابر کنش‌های بیرونی. از آنجا که فرایندهای ذهنی انسان بسیار گسترده و بغرنج است، رفتار انسان‌ها نیز در مقایسه با سایر موجودات زنده بسیار پیچیده‌تر است.

فعالیت 4 (صفحهٔ 18 کتاب درسی)

 

رفتارهای بدنی قادرند احساسات مختلف را بدون گفتار نمایش دهند. در گروه‌های سه نفره سعی کنید با بهره‌گیری از حرکات چهره و بدون حرکت دادن سایر اندام‌ها، احساس‌های چهارگانه خشم، شادی، اضطراب و ترس را نمایش دهید.

در زمینهٔ هنر، توجّه به تفاوت حرکت و رفتار اهمیت دارد. برخی از هنرها، مانند نمایش و سینما و حرکات منظم گروهی مانند رژه، بدون حرکت امکان‌پذیر نیستند. اگر تصاویر بر پردهٔ سینما حرکت نکنند به مجموعه‌ای از تصویرهای ثابت تبدیل می‌شوند که دیگر نمی‌توان آن‌را سینما یا فیلم نامید. به همین ترتیب، اگر بازیگران بر صحنهٔ نمایش بی‌حرکت بایستند، ماجرا به پیش نخواهد رفت. سوای این جنبه‌ی ذاتی حرکت در این هنرها، رفتار شخصیت‌ها در فیلم و نمایش نیز نیازمند حرکت است. این حرکت دو جنبهٔ کلّی دارد: الف) حرکت یا جابه‌جایی در مکان ب) حرکت اندام‌ها که به آن «زبان بدن» گفته می‌شود.

زبان بدن دو جنبهٔ کلی دارد: زبان حرکات بدن؛ و زبان ظاهر بدن. در زبان حرکات بدن، مثلاً فرد با تکان دادن سر به بالا مخالفتش را با چیزی بیان می‌کند. در زبان ظاهر بدن، نوع پوشش و آرایش مو بر ویژگی‌های شخصیتی یا حالت فرد دلالت می‌کند. رفتارها یا حرکات بدن می‌توانند برای القای حالت یا رساندن منظور خاصی به‌کار روند. مثلاً شیوه دست دادن دو نفر می‌تواند معانی مختلفی را انتقال دهد:

دست دادن محکم: معمولاً نشان‌دهندهٔ برتری‌جویی است؛ به‌ویژه اگر روی دست به سمت بالا و کف دست رو به پایین قرار گیرد.
دست دادن بسیار محکم: شور و اشتیاق علاقه و سلطه‌گری را می‌رساند.
دست دادن شل: نشان‌دهندهٔ پرهیز از صمیمیت، ضعف و تسلیم بودن است. گاهی نیز پنهان‌کاری را نشان می‌دهد.
دست دادن دو دستی: این نوع دست دادن، که در آن دست چپ روی دست راست طرف مقابل قرار می‌گیرد، نشان‌دهندهٔ صمیمیت زیاد است.

فعالیت انتخابی (صفحهٔ 19 کتاب درسی)

 

بخشی از یک فیلم سینمایی یا برنامهٔ تلویزیونی در کلاس نمایش داده می‌شود. با راهنمایی معلمّ خود دربارهٔ موارد استفاده از زبان بدن (زبان حرکات بدن و زبان ظاهر بدن) در آن فیلم بحث و گفت‌وگو کنید.

زیبایی و زیبایی‌شناسی

فعالیت 5 (صفحهٔ 20 کتاب درسی)

 

در گروه‌های 3 تا 5 نفره سؤالات زیر را به بحث بگذارید:

- چه چیزی را زیبا می‌نامیم؟
- آیا زیبایی واقعا در جهان بیرون وجود دارد یا امری است ذهنی؟
- آیا زیبایی حالت نسبی دارد، یعنی چیزی که امروزه برای برخی افراد زیبا شمرده می‌شود ممکن است برای دیگران در همان دوره یا در دوره‌های بعد زیبا نباشد؟
- آیا زیبایی اصول ثابتی دارد؟
- آیا انسان قوهٔ خاصی دارد که با آن زیبایی را تشخیص می‌دهد؟
- آیا زیبایی با خوشایندی در ارتباط است؟ (آیا هر چیزی که خوشایند است زیباست؟)

زیبایی‌شناسی

انسان زیبایی را دوست دارد و از زشتی می‌گریزد. بنابراین، می‌توان گفت زیبایی از اموری است که در زندگی ما نقش مهمی دارد. اما پرسش اصلی این است: زیبایی چیست؟ پاسخ به پرسش «زیبایی چیست؟» در حیطهٔ فلسفه قرار می‌گیرد و پرسشی علمی نیست. زیرا زیبایی را نمی‌توان با فرمول تعریف یا آن‌را در آزمایشگاه اثبات کرد. با این‌حال، فلسفه در پی شناخت زیبایی و امر زیباست تا ویژگی‌های آن‌را تعیین و اصول و قواعدش را تبیین کند. این بخش از فلسفه که به زیبایی و چیستی آن می‌پردازد «زیبایی‌شناسی» نام دارد.

تعریف زیبایی بسیار مشکل است. اما دریافت و درک زیبایی در زندگی روزمره چیزی است که همه روزه با آن سروکار داریم و آن‌را بارها تجربه می‌کنیم. بسیاری از پدیده‌ها هستند که دریافت کردن آنها بسیار ساده‌تر از تعریف کردن آنهاست. مثلاً با نزدیک کردن دست خود به یک منبع حرارتی مانند بخاری می‌توانیم به‌راحتی گرما را احساس کنیم، اما تعریف گرما بسیار پیچیده‌تر از احساس آن است. ما به‌راحتی زیبایی یک گل را ادراک می‌کنیم، فراتر از این، زیبایی طبیعی یک گل طبیعی را، به گل مصنوعی که با تقلید از شکل آن گل طبیعی ساخته شده را ترجیح می‌دهیم.

زیبایی‌شناسی، در حیطهٔ فلسفه، با پرسش‌های بنیادی درباره زیبایی و چیستی یا ماهیت آن سروکار دارد. برخی از این پرسش‌ها را در فعّالیت آغازین این بخش دیدیم. با نگاه به این پرسش‌ها می‌توان دریافت که بحث از زیبایی به آن سادگی که به نظر می‌رسد نیست و دانش زیبایی‌شناسی برای پاسخ به همین پرسش‌ها پدید آمده است. وقتی ما با یک اثر هنری زیبا مواجه می‌شویم، در ابتدا با دیدن آن و اجزاء و عناصر ترکیب‌بندی‌شدهٔ آن، احساس سرزندگی، شادی، آرامش یا حتی سردی و اندوه می‌کنیم. این احساسات ما از چیزی ناشی می‌شود که به آن تجربهٔ زیبایی‌شناسانهٔ مخاطب گفته می‌شود. پس هر مخاطبی در مواجهه با آثار هنری واکنش‌های متفاوتی را نشان می‌دهد که ناشی از همین تجربیات زیبایی‌شناسانهٔ اوست.

فعالیت 6 (صفحهٔ 21 کتاب درسی)

 

پوشاک سنتی اقوام ایرانی در عین تنوع و تفاوت همگی در نوع خود زیبا هستند با پژوهش در مورد پوشاک، نقش ذائقه اقوام در تجربهٔ زیبایی‌شناسی را به بحث بگذارید.

زیبایی و هنر در فرهنگ اسلامی

فعالیت 7 (صفحهٔ 22 کتاب درسی)

 

به شکل‌های زیر توجّه کنید، چه می‌بینید؟ ابتدا سعی کنید از هریک از تصاویری که می‌بینید توصیفی ارائه دهید. آیا می‌توانید میان این تصاویر ارتباطی پیدا کنید؟
- چه ارتباطی بین این شکل‌ها وجود دارد؟ در گروه‌های کاری دربارهٔ مفاهیمی که از آنها برداشت کرده‌اید صحبت کنید.
- به نظر شما آیا تکرار این فرم در پدیده‌های طبیعی، می‌تواند معنا و مفهومی داشته باشد؟

شکل 7-1) نمای داخلی گنبد مسجد شیخ لطف الله

خداوند به‌عنوان مظهر زیبایی در زمان آفرینش انسان، از روح خود در آدمی دمیده است. برهمین اساس، ما به زیبایی واکنش نشان می‌دهیم، و انسان‌ها از هر قوم و فرهنگی برای آن ارزش قائل‌اند. هرچه ارتباط انسان با روح قدسی خویش قوی‌تر باشد، رفتارهای او منطبق بر زیبایی‌ها می‌شود. در تفکر سنتی، زیبایی و هنر با هم در ارتباط‌اند. این تفکر هنر را مجموعهٔ دستاوردهای زیبایی می‌داند که انسان آن‌را می‌سازد. اما واقعیت این است که لفظ هنر در طول تاریخ، تعاریف مختلفی داشته است. در دوران معاصر برخی اعتقاد دارند که هنر لزوماً نیازی به زیبایی ندارد و بیشتر چیزی است برای فهمیدن و درک شدن. در عرصهٔ هنر مدرن، برای روش نساختن معنای هنر، گاهی فرم در اولویت قرار داشته است و گاهی ایده‌هایی که در قالب هنر ارائه می‌شوند ملاک تعیین جایگاه هنر بوده است.

در هنر اسلامی، به‌جای واژه زیبایی از اصطلاح «حُسن» و «نیکویی» استفاده می‌شود. بنابر آیات شریف قرآن، یوسف نه صرفاً به‌دلیل زیبایی صورت، بلکه به دلیل نیکویی‌اش دوست‌داشتنی بود. آنجا که زنان مصر پس از مشاهدهٔ او دست خود را می‌برند، قرآن این واقعه را چنین نقل می‌کند: که «چون زنان مصری یوسف را دیدند بس بزرگش یافتند و دست‌های خود (به‌جای ترنج) بریدند و گفتند حاش لله که این پسر، نه آدمی است بلکه فرشته بزرگ حسن و زیبایی است.» (سورهٔ یوسف آیهٔ 31). در مواجههٔ یوسف و زلیخا نیز قرآن یوسف را از جانب رب دارای جایگاهی نیکو می‌داند.

هنر در دیدگاه اسلام، عبارت است از تصویر و تجسم اشیا و پدیده‌ها مطابق طبیعت و ذاتشان. چون نقطه کمال زیبایی نزدیک شدن به آن کمال زیبایی‌آفرینی است که پروردگار دارد و هنرمند آن‌را به اشکال مختلف نمایان می‌کند. بر این اساس، دلیل اصلی آفرینش هنرمند نیز ایجاد فضایی است که بشر با بهره‌گیری از آن به شناخت شأن ازلی خویش نائل آید. به همین دلیل هنر والا همه اضطراب‌های دنیایی را از میان برمی‌دارد و نظم و صفا و آرامش را جایگزین آن می‌کند. اگر بخواهیم از کاربرد هنری زیبایی یا حُسن سخن بگوییم، می‌توانیم از داشتن اندازهٔ معین، نظم، و تناسب به‌منزلهٔ شروط زیبایی یاد کنیم که حکمای شرق و غرب از دیرباز بر اساس آنها زیبایی را تعریف کرده‌اند. این ویژگی‌ها در هنرهای تجسمی، آوایی، معماری، صنای عدستی و سایر مظاهر به‌خوبی نمایان است. علاوه بر این صورت‌های هنری، حضور حُسن را می‌توان در ادبیات نیز جست‌وجو کرد. حُسن در ادبیات فارسی و همچنین فرهنگ اسلامی نقش برجسته‌ای دارد. قرآن داستان یوسف پیامبر را، که در فرهنگ یهود نیز نقل شده است و از داستان‌های کهن جهان به‌شمار می‌رود، احسن‌القصص می‌نامد. این زیبایی، که قرآن به آن تصریح دارد، هم به حضور حسن در این داستان برمی‌گردد که در وجود یوسف متبلور شده و هم از طریق تحلیل و بررسی در بافت داستان و عناصر زیباشناختی، روان‌شناختی، و عاطفی حاضر در آن قابل دریافت است.

در فرهنگ‌های دینی و در اغلب دین‌ها و آئین‌ها، به‌ویژه در قاموس دین اسلام، زیبا نامی از نام‌های نیکوی خداوند است. چنانکه رسول اکرم (ص) می‌فرمایند: إنّ اللهَ تعالی جمیلٌ یحُبُّ الجَمالَ، و یحُبُّ أنْ یریٰ أثرَ نعِمَتهِ علی عَبدِه (خداوند متعال زیباست و زیبایی‌ها را دوست دارد و دوست دارد اثر این نعمتش را بر بنده‌اش ببیند.( بنابراین در فرهنگ اسلامی، زیبایی دارای معانی معنوی و معرفتی است. در این چارچوب فکری، اعتقاد بر این است که زیبایی و هنر موهبت‌های خدادادی‌اند و نیز اعتقاد بر این است که آفریدن چیزهای زیبا عبادت است. بنابراین زیبایی در قاموس تفکرات اسلامی جنبهٔ باطنی، معنوی و عرفانی به خود می‌گیرد و با آنچه در سنت هنری غرب مطرح است تفاوت‌هایی دارد. درواقع زیبایی در فرهنگ اسلامی با اصطلاحات خاص خودش قابل تعریف است که بیشتر جنبهٔ انتزاعی و باطنی دارند تا ظاهری. برای همین ما در اینجا به کلیدی‌ترین اصطلاحاتی که مترادف زیبایی و زیبایی‌شناسی در فرهنگ اسلامی است اشاره می‌کنیم، یعنی حُسن و جمال الهی:

حُسن: مهم‌ترین واژه‌ای که با زیبایی مترادف است حُسن خوانده می‌شود. درواقع برای استفاده از لفظ زیبایی در هنر، در فرهنگ و تفکر اسلامی، عمدتاً حسن را به‌جای زیبایی استفاده می‌کنند. در تفکر اسلامی، زیبایی معنای وجودی دارد یعنی همه موجودات زیبا هستند و عالم مظهر خداوند است و زیبایی امری ذهنی تلقی نمی‌شود و درنتیجه زیبایی تحقق خارجی پیدا می‌کند. ارتباط این روش بررسی معنی زیبایی در اسلام، با هنر دور است؛ زیرا در حکمت اسلامی و شرقی زیبایی در هنرها مورد بحث نیست، بلکه معطوف به کل موجودات است. به همین دلیل سخن گفتن از حُسن موجودات، درواقع سخن گفتن در باب حُسن خداوند متعال است.

جمال الهی: از مهم‌ترین ویژگی‌های عرفان اسلامی، دعوت انسان به‌سوی خدایی است که در کمال زیبایی و جمال است. در عالم عرفان، در شناخت و عبادت خداوند همواره بر زیبایی و جمال او تأکید می‌شود.

فعالیت انتخابی (صفحهٔ 24 کتاب درسی)

 

با توجه به آنچه که از گفتمان گروهی و مباحث مطرح شده در مطالب بالا آموختید، قصه حضرت یوسف را در کلاس بخوانید و زیبایی این قصه را نسبت به قصه‌هایی که خوانده‌اید مورد تجزیه و تحلیل قرار دهید، برای این کار می‌توانید به تحلیل موارد زیر بپردازید:

1- روایت‌گری و سیر پردازش داستان
2- شخصیت‌پردازی
3- کشمکش‌های بین شخصیت‌های قصه
4- توصیف زمانی و مکانی داستان
5-  شرح صحنه‌ها و چگونگی قرار گرفتن شخصیت‌ها در هر صحنه
6- قرار دادن آموزه‌های اخلاقی در قالب هنری

مفاهیم بنیادی هنر

شیوه‌های تعریف هنر

فعالیت 8 (صفحهٔ 25 کتاب درسی)

 

به گروه‌های سه تا پنج نفری تقسیم شوید و هریک تعریفی را در یک جمله برای «هنر»، بدون مشورت و به‌صورت محرمانه، روی کاغذ یادداشت کنید. پس از آنکه همه اعضا تعریف خود را تکمیل کردند، آنها را قرائت کنید و نقاط اشتراک و تفاوت‌های آنها را به بحث بگذارید.

در دوران معاصر هنر را به سه روش کلی تعریف کرده‌اند. اولین روش به فرم یا همان شکل تأکید می‌کند و هنر را چیزی به‌جز شکل‌ها و فرم‌های زیبا نمی‌بیند. فرم ویژگی ذاتی یک اثر هنری خوب است. فرم یعنی ترکیبی از خطوط و رنگ‌ها به شیوه‌ای مشخص که باعث بیدارشدن احساسات زیبایی‌شناسانه در مخاطب می‌شود. در واقع مهم‌ترین نکتهٔ قابل توجّه در این دیدگاه، برجسته کردن فرم در اثر هنری است که در حقیقت عامل اصلی زیبایی در هنر است.

روش و دیدگاه دوم، هنر را به‌صورت مقوله‌ای غیرمادی تعریف می‌کند. یعنی اثر هنری ایده و احساس درون ذهن یک هنرمند است. در این دیدگاه و تعریف، هنر که همان ایده و احساس درونی و ذهنی هنرمند است با خلّقیت و قوهٔ خیال هنرمند شکل مادی به خودش می‌گیرد و خود را در قالب یکی از انواع هنرها بروز می‌دهد. بر اساس این دیدگاه، هدف اثر هنری سرگرم کردن نیست و مادی بودن آن هم در اولویت دوم قرار دارد، چرا که هنر همان ایدهٔ ذهنی و باطنی درون هنرمند است.

روش یا دیدگاه سوم، تلاش می‌کند چیزهای مختلفی را که انسان به نوعی در خلق آنها نقش داشته است هنر تلقی کند. در این تعریف از هنر، شرایطی در جامعه و توسط انسان‌ها دست‌به‌هم می‌دهد تا اشیای مختلف یا چیزهایی را که دور انداخته شده‌اند با دخل و تصرف و قراردادن آنها در فضاهایی مثل موزه به هنر تبدیل کند. مثلاً ممکن است یک تکه چوب و یا یک آجر صرفاً با درج یک امضا روی آن و قرار گرفتنش در موزه، هنر قلمداد شود. در این نگرش، مرز بین هنر و غیر هنر یا آن چیزی که هنر نیست، مخدوش می‌شود. همچنین معنی واقعی زیبایی هم کمرنگ می‌شود. اما در هر صورت هنر، که برای آن از واژهٔ انگلیسی آرت استفاده می‌شود، یک پدیدهٔ مدرن است و از زمان شکل‌گیری معنی خاص هنر، که آن‌را از سایر دستاوردهای بشری مجزا می‌کند، ما با لفظ آرت سروکار داریم.

در کشور ما، واژه «هنر» کلمه‌ای قدیمی نیست و در منابع کهن، برای این معنا، از اصطلاح «صناعت» استفاده می‌کردند. حکیمان ایرانی صناعت را عنصری بسیار مهم در زندگی سعادتمند انسانی به شمار می‌آورده‌اند فارابی صناعت را مرتبط به «عقل عملی» می‌داند؛ یعنی یکی از مهمترین چیزهایی که باعث تفاوت میان انسان و حیوان می‌شود. از نظر او، عقل، منشأ فکر و واسطه فراگیری صناعات و علوم و تشخیص خوبی و بدی است. فارابی معتقد است چهار چیز سعادت انسان را در دنیا و آخرت تأمین می‌کند: فضایل انسانی، فضایل فکری، فضایل خلقی و صناعات عملی. برای انسان ژرف‌نگر ادراک عمیق زیبایی‌های اثر هنری موجب نیل به کمال انسانی می‌شود. پس در زبان فارسی نیز، هنر به‌معنای فضیلت، جوانمردی، نیکویی، تقوا و دادگری است.

تقسیم‌بندی هنرها

هنرها را با شیوه‌های مختلفی می‌توان تقسیم و طبقه‌بندی کرد. برای مثال بر اساس مخاطب آثار هنری می‌توان هنرها را به دو دسته طبقه‌بندی کرد: هنرهایی که توده‌های مردم به آنها توجّه می‌کنند و اصطلاحاً به آنها هنرهای مردم‌پسند گفته می‌شود و هنرهایی که اقشار خاص به آنها توجّه می‌کنند و به هنرهای کلاسیک معروف است. هنرها را می‌توان بر اساس حواس بشری که آنها را ادراک می‌کنند دسته‌بندی کرد، مثلاً هنرهای دیداری، هنرهای شنیداری، هنرهای دیداری - شنیداری. هنرها را می‌توان بر اساس نقش آنها در زندگی انسانی تقسیم کرد، مانند هنرهای تزئینی و هنرهای کاربردی. شیوه دیگر طبقه‌بندی آن است که هنرها را بر اساس دوره‌های تاریخی طبقه‌بندی کرد. برای مثال هنرهای دوران پیش از اسلام، هنرهای قرون اولیهٔ اسلامی، ... و هنرهای معاصر. در یک شیوه دیگر تقسیم‌بندی می‌توان هنرها را بر اساس موضوع آنها طبقه‌بندی کرد؛ مثلاً هنر دفاع مقدس، هنر مذهبی، هنر اخلا قمدار و... . همان‌گونه که دیده می‌شود راه‌های بی‌شماری برای طبقه‌بندی هنرها وجود دارد. بنابر موضوع این کتاب، ما هنرها را در سه دسته کلی طبقه‌بندی می‌کنیم. این سه طبقه با ساحت آفرینش و ادراک هنرها مرتبط است و عبارت است از هنرهای زمان‌مند، هنرهای مکان‌مند و هنرهای آمیخته (زمان‌مند - مکان‌مند).

هنرهای زمان‌مند عبارت‌اند از آن دسته از هنرها که عناصر سازنده آنها در طول زمان شکل می‌گیرند. برای درک این هنرها نیز بنابر طول زمانی اثر هنری، مخاطب باید خود را در بازه زمانی معیّن در اختیار دریافت آن اثر قرار دهد. مجموعه هنرهای صوتی شامل آواها، خطابه‌ها و موسیقی‌ها ازجمله هنرهای زمان‌مند محسوب می‌شوند. آثار هنری این گروه همواره در نقطه‌ای خاص از زمان آغاز می‌شوند و در نقطه‌ای مشخص پایان می‌پذیرند و از این رو طول زمانی معیّنی دارند. فرایند دریافت مخاطب نیز در همین بازه زمانی صورت می‌گیرد، چه اثر به‌صورت زنده در حال اجرا باشد و چه به‌صورت بازپخش اثر ضبط‌شده از آن استفاده کند.

هنرهای مکان‌مند به مجموعه هنرهایی گفته می‌شود که عناصر شکل‌دهنده آنها در گستره مکانی دو بعُد (مانند طراحی، نقاشی و عکاسی) یا سه بعُد (مانند پیکرتراشی و معماری) خلق و ادراک می‌شود. بسیاری از هنرهای مکان مند را، به‌‌ویژه آن دسته که در سه بعُد شکل می‌گیرند، می‌توان هم از راه لمس و هم از طریق دیدن ادراک کرد. آثار مربوط به این گروه برخلاف آثار هنرهای زمان‌مند، جسمیت دارند و هریک اصطلاحاً یک «اُبژه» برشمرده می‌شود.

هنرهای آمیخته (زمان‌مند - مکان‌مند) عبارت‌اند از آن دسته از هنرها که هم‌زمان از دو مؤلفه زمانی و مکانی در فرایند خلق و ادراک خود بهره‌مند می‌شوند. یعنی اولاً به یک فضای دوبعدی (مانند پرده سینما) یا سه‌بعدی (مانند صحنه تئاتر) نیازمندند و ثانیاً به‌دلیل به نمایش گذاشتن حرکت، برای آفرینش و ارائه، به بستر زمانی معیّن نیاز دارند. اگر هریک از دو مؤلفه زمانی یا مکانی را از این دسته هنرها بگیریم آن هنر نابود می‌شود. مثلاً در نمایش یک فیلم اگر ابعاد طول و عرض پرده نمایش به صفر برسد، اثر سینمایی به یک اثر رادیویی تبدیل می‌شود؛ و اگر طول زمان اجرا را به صفر برسانیم، تصویر روی پرده منجمد می‌شود و اثر سینمایی به یک قاب عکس تبدیل می‌شود.

عناصر هنری

فعالیت 9 (صفحهٔ 28 کتاب درسی)

 

به سه تصویر زیر نگاه کنید.
- موضوع هر سه تصویر چیست؟
- در مورد هریک از موارد زیر صحبت کنید:
جنس، رنگ، شکل، ابعاد، نوع خطوط و میزان تفاوت یا نزد یکی اثر با طبیعت یا موارد دیگری که به شکل ظاهری اثر مربوط می‌شود و ممکن است شما تشخیص دهید.
- در مورد محتوای هر اثر صحبت کنید (محتوا شامل درون‌مایهٔ اصلی اثر است که به مخاطب انتقال می‌دهد).
اکنون به سؤالات زیر پاسخ دهید:
- برای یک متن علمی کدام اثر را انتخاب می‌کنید؟
- برای ورودی یک پیست اسب‌دوانی کدام اثر و برای جلد یک کتاب کدام اثر را انتخاب می‌کنید؟
- اگر تصویر دوم را برای جلد یک کتاب انتخاب کنید، فکر می‌کنید نام و موضوع آن کتاب چه باشد تا با حسی که از این تصویر ناشی می‌شود ارتباط داشته باشد؟ اگر می‌توانید توضیح دهید.

هر اثر هنری شامل سه عنصر اصلی است: موضوع، محتوا و فرم (شکل) 

موضوع: یکی از اجزا و مفاهیم پایه‌ای هنر است و تا زمانی‌که موضوعی در کار نباشد، اثر هنری نمی‌تواند نشان‌دهندهٔ چیزی باشد و شکل نخواهد گرفت. بر اساس روال رایج در دنیای هنر، موضوع هنر ممکن است انسان، شیء یا یک ایده باشد. البته باید مراقب باشیم که معنی موضوع با معنی فرم، که در بخش بعدی آن را توضیح خواهیم داد، اشتباه نشود؛ چرا که فرم در خدمت بیان موضوع است. بر اساس انتظار ما، ممکن است نشان دادن انسان و شیء در اثر هنری واضح باشد، اما نشان دادن یک فکر یا ایده چنین نیست. درواقع موضوع، نقطهٔ آغاز شکل‌گیری اثر هنری است و آنچه در باب موضوع بسیار روشن است، شباهت اثر هنری به چیزی در بیرون از جهان اثر هنری است. هنرمند با نگاه کردن به پیرامون خود می‌تواند چیزهای مختلفی را مانند مظاهر طبیعت، اشیاء و انسان‌ها به‌منزله موضوع انتخاب کند. بنابراین در اینجا هنرمند باید همواره با بهره‌گیری از محیط پیرامون خودش و مظاهر طبیعت به‌صورتی خلاقانه آنها را در قالب یک اثر هنری نشان دهد. مسئلهٔ موضوع مربوط به انواع شاخه‌های هنری است. مثلاً در موسیقی، صدای پرندگان، رعدوبرق و حتی صدای جاری بودن آب را می‌توان در برخی از آثار موسیقی‌دانان شنید. اگرچه در هنرهای تجسمی به‌خصوص نقاشی، موضوع برجسته‌تر و نمایان‌تر از سایر گونه‌های هنری قابل مشاهده است، در تئاترها و فیلم‌های سینمایی که واقع‌گرایانه‌اند نیز موضوع را می‌توان مشاهده کرد. بنابراین تمامی آثار هنری دارای موضوعاتی‌اند که میزان نسبت آنها با دنیای واقعی لزوماً یکسان نیست. باید توجّه کنیم که در آثار هنری موسوم به انتزاعی (یعنی آثاری که واقع‌گرایانه نیستند) گاهی موضوع با دخالت‌های خلاقانه هنرمند از سر و شکل واقعی و طبیعی خودش فاصله می‌گیرد و با فرم‌های مختلفی به نمایش درمی‌آید. مثلاً یک اثر سینمایی با موضوع دفاع مقدس ممکن است به شکلی مستندگونه و یا به شکل انیمیشن طراحی و ارائه شود. در این صورت موضوع در هر دو اثر یکسان اما شکل و محتوا متفاوت است.

فعالیت 10 (صفحهٔ 29 کتاب درسی)

 

با راهنمایی معلم خود، نمونه‌های مختلفی از آثار هنری مختلف را ببینید و سپس به توصیف موضوع آنها بپردازید. در خلال توصیف موضوع اثر هنری، تلاش کنید رابطهٔ بین اثر هنری و موضوع آن‌را مقایسه کنید و سپس به دسته‌بندی موضوعات مختلفی که مشاهده می‌کنید بپردازید.

محتوا هر اثر هنری دارای پیامی است. این پیام ممکن است عاطفی، اجتماعی یا دینی باشد. منظور ما از محتوای اثر هنری درحقیقت همان پیام یا معنایی است که اثر هنری آن را ارائه می‌دهد. اگر بپذیریم فرم اثر هنری به چگونه گفتن یا چگونه نشان‌دادن مربوط است، محتوا به چرا گفتن یا با چرایی مرتبط است. محتوا گاهی احساسات و عواطف هنرمند را نشان می‌دهد و از سویی به‌معنای هدف نهایی اثر هنری است. البته باید در نظر داشت که گاهی قرار نیست هنرمند مستقیماً پیام یا معنای مشخصی را به مخاطب عرضه کند؛ بلکه نقش مخاطب اثر هنری و برداشت‌های او از معنای هنر است که اجازهٔ تحلیل و درک محتوا را فراهم می‌سازد.

در حقیقت هنر و شاخه‌های مختلف هنری هریک به روش خاص خودشان درصدد ارائه و آفرینش محتوا هستند و همان‌طور که خواهیم دید، برای ارائهٔ محتوا در اثر هنری، هنرمند نیازمند فرم است تا بتواند از طریق آن معنا و محتوای موردنظرش را به نمایش و اجرا دربیاورد.

فعالیت 11 (صفحهٔ 30 کتاب درسی)

 

در این بخش تلاش کنید آثاری را که در بخش قبلی یعنی موضوع، مورد بررسی قرار داده‌اید ازنظر محتوا و پیام تحلیل کنید. به عبارتی پیام یا پیام‌هایی را که هنرمند از طریق کارش ارائه داده است توصیف کنید.

فرم از جمله کلیدی‌ترین مفاهیم بنیادی هنر است و گاهی آن‌قدر برای ما عادی و بدیهی به نظر می‌رسد که مانند مقولاتی چون زمان، فضا و مکان قابل درک و تعریف است. اما واقعیت این است که در جهان هنر، فرم لزوماً همان معنی بدیهی و آشنایی را که ممکن است عموم مردم به‌عنوان شکل هر چیزی تلقی کنند، نداشته باشد. زیرا هریک از شاخه‌های هنری برای بیان محتوا و نشان دادن موضوعشان با فرم‌های مناسب و متفاوتی سروکار دارند. برای مثال معنی فرم در موسیقی با معنی فرم در نقاشی متفاوت است. به‌طور کلی در طول تاریخ هنر و از زمان شکل‌گیری آن، فرم همواره به روش‌های مختلف مورد توجّه هنرمندان و حتی پژوهش‌گران هنری بوده است. چرا که هنر بدون فرم و محتوا نمی‌تواند موجودیت داشته باشد و به همین دلیل است که باید بدانیم رابطهٔ تنگاتنگ و مستقیمی بین موضوع، فرم و محتوا وجود دارد.

اما به‌راستی فرم چیست؟ به‌صورت خیلی ساده می‌توان گفت فرم در جهان هنر سه تعریف کلی دارد.

1) به معنی خطوط دور یک شکل است؛ مانند شکل یک مجسمه و حتی ژست‌های مختلف. در این معنا، همهٔ اشیای پیرامون ما فرم دارند و می‌توان خطوط دور آنها را به‌صورت‌های مختلفی مشاهده کرد. 2) به معنی ترکیب، نظم و آرایش بین اجزا و عناصر تشکیل‌دهندهٔ  اثر هنری است؛ برای مثال ترکیب عناصر در هنرهای تجسمی مانند نقطه، خط، رنگ، بافت و نور. می‌توان گفت در این تعریف، فرم با ساختار اثر هنری هم‌معنی است. 3) گاهی اوقات به معنی سبک اثر هنری تلقی می‌شود، مثلاً همان‌گونه که بین یک نقاشی واقع‌گرا و نقاشی فراواقع‌گرا (سورئالیستی) تفاوت وجود دارد.

فعالیت 12 (صفحهٔ 31 کتاب درسی)

 

با راهنمایی معلّمتان، سعی کنید با نگاه کردن به پیرامون خود یا انتخاب اشیای مختلف، فرم آنها را روی کاغذ رسم کنید. همچنین چند تصویر از آثار نقاشی انتخاب کنید و سعی کنید فرم‌های هندسی مورد استفاده در آن‌را استخراج کنید. مثلاً ممکن است تصویر یک کوه شبیه مثلث باشد یا تصویر یک حوض شبیه دایره به نظر برسد.

سبک و مکتب

فعالیت 13 (صفحهٔ 32 کتاب درسی)

 

به سه اثر نگارگری زیر در مکتب‌های هرات، اصفهان و تبریز نگاه کنید و سعی کنید تفاوت‌های شیوه کار هنرمندان را در هریک از مکاتب توصیف کنید.

شاهزاده محمد بیک گرجی، اثر رضا عباسی از پیشگامان مکتب اصفهان
ساختن قصر خورنق، اثر استاد کمال‌الدین بهزاد از پیشگامان مکتب هرات
غازان نیشابور را تصرف می‌کند، نگاره‌ای از کتاب جامع‌التواریخ در مکتب تبریز اول

سبک از جمله مفاهیم و اصطلاحات بسیار رایج در عرصه هنر است که تقریباً همهٔ کسانی که به نوعی در حوزهٔ هنر فعالیت می‌کنند با آن آشنا هستند و بارها آن را شنیده‌اند. انتخاب و قرار دادن دو اصطلاح کلیدی سبک و مکتب در کنار همدیگر، در قدم اول برای برطرف کردن یک اشتباه رایج و همچنین تعریف دقیق این مفاهیم بنیادی هنر است. آنچه عموماً به منزله سبک مطرح می‌شود به شیوه‌ها، قاعده‌ها و روش‌های مختلف تولید آثار هنری از سوی هنرمندان گفته می‌شود که گاهی به‌عنوان جریان‌ها یا جنبش‌های هنری هم مطرح است. اما باید گفت سبک به شیوهٔ فردی و منحصربه‌فرد هر هنرمند در خلق اثر هنری گفته می‌شود. یعنی شناسنامهٔ فردی هنرمند در چگونگی خلق و آفرینش اثر هنری که مختص به خود اوست. اما مکتب به‌معنای یک روش یا جریان کلی است که پیروانی دارد و براساس اصول و قواعد مشخصی شکل می‌گیرد و عده‌ای هم برمبنای همان اصول مشترک و تعیین شده با روش خاص خود (یعنی سبک) اقدام به خلق آثار هنری می‌کنند. البته بسیار پیش می‌آید که هنرمندان از سبک یکدیگر تأثیر می‌پذیرند یا سبک خاص خود را بر اساس سبک سایر هنرمندان رقم می‌زنند. ولی بسیاری از هنرمندان برجسته و مشهور جهان سبک‌های ویژهٔ خود را دارند که گاهی این سبک‌ها به‌تدریج به مکتب هم بدل شده‌اند. بر این اساس، تاریخ هنر از دیرباز با همین شکل‌گیری مکتب‌های مختلف به مسیر خود ادامه داده است و در این فرایند، هنرمندان مختلف سبک‌های متنوع و بی‌شماری را خلق کرده‌اند. سبک هر هنرمند به میزان خلّقیت او در نشان دادن موضوع و آفرینش اثری هنری بستگی دارد.

فعالیت انتخابی (صفحهٔ 33 کتاب درسی)

 

به انتخاب خود و با راهنمایی معلم، چند تصویر از هنر عکاسی یا نقاشی انتخاب کنید که موضوع آنها طبیعت است. سپس با کنار هم قراردادن آنها توضیح دهید هریک از آن تصاویر یا آثار چگونه طبیعت را در قالب نقاشی یا عکس نشان داده‌اند و روش هر هنرمند در پرداخت موضوع چه تفاوت‌ها و شباهت‌هایی با دیگری دارد.

فعالیت‌های انتخابی پایان پودمان (صفحهٔ 34 کتاب درسی)

 

1- با مرور مطالب ارائه شده در پودمان، چند شیوهٔ نوین برای تقسیم‌بندی انواع هنرها ارائه کنید.
2- یک اثر هنری انتخاب کنید و در آن سه عنصر اصلی «موضوع»، «محتوا» و «فرم» را توصیف کنید.
3- با استفاده از منابع کمک آموزشی، انواع مکاتب مختلف را در یکی از رشته‌های هنری مانند سینما، نقاشی و ... دسته‌بندی و ارائه کنید.

پودمان 1: مطالعۀ مفهوم زیبایی و هنر