خانه
گاما

درسنامه آموزشی عربی (2) کلاس یازدهم تجربی و ریاضی

درس 1: مِنْ آياتِ الْأَخلاقِ

بازدید56/5 K
تاریخ بروزرسانی1401/08/4

﴿یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اجْتَنِبوا کَثیراً مِنَ الظَّنِّ ...﴾اَلْحُجُرات: 12
ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از بسیاری از گمان‌ها بپرهیزید.

مِنْ آیاتِ الْأَخلاقِ

﴿یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنوا لا یَسخَرْ قَومٌ مِن قَومٍ عَسَیٰ أَن یَکونوا خَیراً مِنهُم وَ لا نِساءٌ مِن نِساءٍ عَسَیٰ أنَ یَکُنَّ خَیراً مِنهُنَّ وَ لا تَلْمِزوا أَنفُسَکُم وَ لا تَنابَزوا بِالْأَلقابِ بِئْسَ الِاسْمُ الْفُسوقُ بَعْدَ الْإِیمانِ وَ مَن لَم یَتُبْ فَأُولٰئِکَ هُمُ الظّالِمونَ.
ای کسانی که ایمان آورده‌اید، نباید مردمانی مردم دیگر را ریشخند کنند، شاید آنها از خودشان بهتر باشند، و نباید زنانی زنانِ [دیگر] را [ریشخند کنند]، شاید آنها از خودشان بهتر باشند، و از یکدیگر عیب جویی نکنید، و به همدیگر لقب‌های زشت ندهید. نام زشت پس از ایمان آوردن زشت است و هرکس توبه نکرد آنان خودشان ستمکارند.

یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اجْتَنِبوا کَثیراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إثْمٌ وَ لا تَجَسَّسوا وَ لا یَغْتَبْ بَعْضُکُم بَعْضاً أَ یُحِبُّ أَحَدُکُم أَن یَأْکُلَ لَحْمَ أَخیهِ مَیْتاً فَکَرِهْتُموهُ وَ اتَّقُوا اللّٰهَ إنَّ اللّٰهَ تَوّابٌ رَحیمٌ﴾ اَلْحُجُرات: 11 و 12
ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از بسیاری از گمان‌ها بپرهیزید که برخی گمان‌ها گناه است، و جاسوسی و بدگویی یکدیگر نکنید. آیا کسی از شما دوست می‌دارد که گوشت برادر مرده‌اش را بخورد؟ این کار را ناپسند می‌‌دارید، و از خدا پروا کنید که خدا بسیار توبه پذیر و مهربان است.

قَدْ یَکونُ بَینَ النّاسِ مَنْ هوَ أَحْسَنُ مِنّا، فَعَلَینا أَنْ نَبتَعِدَ عَنِ الْعُجْبِ وَ أَنْ لا نَذْکُرَ عُیوبَ الْآخَرینَ بِکَلامٍ خَفیٍّ أَوْ بِإشارَةٍ. فَقَدْ قالَ أَمیرُ الْمُؤمِنینَ عَلیٌّ (ع): «أَکبَرُ الْعَیبِ أَنْ تَعیبَ ما فیکَ مِثلُهُ».
گاهی میانِ مردم کسی هست که از ما بهتر است، پس باید از خودپسندی دوری کنیم و عیب‌های دیگران را با سخنی پوشیده، یا با اشاره ذکر نکنیم. امیر مؤمنان علی فرموده‌اند: بزرگ‌ترین عیب آن است که عیبی بجویی که مانندِ آن در خودت باشد.

تَنصَحُنا الْآیَةُ الْأُولیٰ وَ تَقولُ: لا تَعیبُوا الْآخَرینَ. وَ لا تُلَقِّبوهُم بِأَلقابٍ یَکرَهونَها. بِئسَ الْعَمَلُ الْفُسوقُ! وَ مَن یَفعَلْ ذٰلِکَ فَهوَ مِنَ الظّالِمینَ.
آیۀ نخست، ما را اندرز می‌دهد و می‌گوید: عیب جویی دیگران نکنید و به آنان لقب‌هایی که ناپسند می‌دارند ندهید. آلودگی به گناه بد است و هرکس چنین کند در این صورت از ستمگران است.

إذَنْ فَقَدْ حَرَّمَ اللّهُ تَعالَی فی هاتَینِ الْآیَتَینِ:
بنابراین، خدای بلندمرتبه در این دو آیه حرام ساخته است:

اَلِاسْتِهزاءَ بِالْآخَرینَ، وَ تَسْمیَتَهُم بِالْأَسماءِ الْقَبیحَةِ.
ریشخند کردنِ دیگران، و نامیدنِ آنها با اسم‌های زشت

سوءَ الظَّنِّ، وَ هوَ اتِّهامُ شَخصٍ لِشَخصٍ آخَرَ بِدونِ دَلیلٍ مَنطِقیٍّ.
بدگمانی، و آن عبارت است از اتهام زدن کسی به کسی دیگر بدون دلیلی منطقی.

اَلتَّجَسُّسَ، وَ هوَ مُحاوَلَةٌ قَبیحَةٌ لِکَشفِ أَسرارِ النّاسِ لِفَضْحِهِم وَ هوَ مِنْ کَبائِرِ الذُّنوبِ فی مَکتَبِنا وَ مِنَ الْأَخلاقِ السَّیِّئَةِ.
جاسوسی، و آن عبارت است از تلاشی زشت برای آشکار ساختن رازهای مردم و برای رسوا کردنشان که از گناهان بزرگ در آیین ما و از اخلاق بد است.

وَ الْغیٖبَةَ، وَ هیَ مِن أَهَمِّ أَسبابِ قَطعِ التَّواصُلِ بَینَ النّاسِ.
غیبت، و آن از مهم‌ترین دلیل‌های قطع ارتباط میان مردم است.

سَمَّی بَعْضُ الْمُفَسِّرینَ سورَةَ الْحُجُراتِ الَّتی جاءَتْ فیها هاتانِ الْآیَتانِ بِسورَةِ الْأَخلاقِ.
برخی مفسّران سورۀ حُجُرات را که در آن این دو آیه آمده است سورۀ اخلاق نامیده‌اند.

لغات جدید

اِتَّقیٰ: پروا کرد (مضارع: یَتَّقی)
اِتَّقوا اللهَ: از خدا پروا کنید

إثْم: گناه = ذَنْب

اِستِهزاء بِـ: ریشخند کردن (اِسْتَهْزَأَ، یَسْتَهْزِئُ)

اِغْتابَ: غیبت کرد (مضارع: یَغْتابُ) لا یَغْتَبْ: نباید غیبت کند

أَنْ یَکُنَّ: که باشند (کانَ، یَکونُ)

أَنْ یَکونوا: که باشند (کانَ، یَکونُ)

بَعْض ... بَعْض: یکدیگر

بِئسْ: بد است

تابَ: توبه کرد (مضارع: یَتوبُ) لَمْ یَتُبْ: توبه نکرد

تَجَسَّسَ: جاسوسی کرد (مضارع: یَتَجَسَّسُ)

تَسْمیَة: نام دادن، نامیدن (سَمّیٰ/ یُسَمّی)

تَنابُز بِالْأَلقابِ: به یکدیگر لقب‌های زشت دادن (تَنابَزَ، یَتَنابَزُ)

تَوّاب: بسیار توبه پذیر، بسیار توبه کننده

تَواصُل: ارتباط (تَواصَلَ، یَتَواصَلُ)

حَرَّمَ: حرام کرد (مضارع: یُحَرِّمُ)

خَفیّ: پنهان ≠ ظاهِر

سَخِرَ مِنْ: مسخره کرد (مضارع: یَسْخَرُ/ مصدر: سُخْریَّة)
لا یَسْخَرْ: نباید مسخره کند

عابَ: عیب جویی کرد، عیب دار کرد (مضارع: یَعیبُ)

عُجْب: خود پسندی

عَسیٰ: شاید = رُبَّما

فُسوق: آلوده شدن به گناه

فَضْح: رسوا کردن

قَدْ: گاهی، شاید (بر سر مضارع)
«قَد یَکونُ: گاهی می‌باشد» / بر سر فعل ماضی برای نزدیک ساختن زمان فعل به حال و معادل ماضی نقلی است.

کَبائِر: گناهان بزرگ «مفرد: کَبیرَة»

کَرِهَ: ناپسند داشت (مضارع: یَکْرَهُ)

لَحْم: گوشت «جمع: لُحوم»

لَقَّبَ: لقب داد (مضارع: یُلَقِّبُ)

لَمَزَ: عیب گرفت (مضارع: یَلْمِزُ)

مَیْت: مُرده
«جمع: أَمْوات، مَوْتیٰ» ≠ حَیّ

 

 

 

عَیِّنِ الصَّحیحَ وَ الْخَطَأَ حَسَبَ نَصِّ الدَّرْسِ. (ص / غ)

1- سَمّیٰ بَعضُ الْمُفَسِّرینَ سورَةَ الْحُجُراتِ بِعَروسِ الْقُرآنِ. غ
برخی از مفسران سوره حجرات را عروس قرآن نامیدند.

2- حَرَّمَ اللهُ فی هاتَینِ الْآیَتَینِ الِاسْتِهْزاءَ وَالْغیٖبَةَ فَقَطْ. غ
خداوند فقط در این دو آیه ریشخند زدن و غیب را حرام کرده است.

3- اَلْغیٖبَةُ هیَ أَنْ تَذْکُرَ أَخاکَ وَ أُختَکَ بِما یَکْرَهانِ. ص
غیبت آن است که از برادرت و خواهرت یاد کنی درباره آنچه ناپسند می‌دارند.

4- إنَّ اللهَ یَنْهَی النّاسَ عَنِ السُّخْریَّةِ مِنَ الْآخَرینَ. ص
همانا خداوند مردم را از مسخره کردن دیگران باز می‌دارد.

5- اَلسَّعْیُ لِمَعرِفَةِ أَسرارِ الْآخَرینَ أَمرٌ جَمیلٌ. غ
کوشش برای آگاهی از رازهای دیگران کار زیبایی است.

اِعلَموا (اِسْمُ التَّفضیلِ)

اسم تفضیل مفهوم برتری دارد و بر وزن «أَفْعَل» است.
اسم تفضیل معادل «صفت برتر» و «صفت برترین» در زبان فارسی است؛ مثال:
کَبیر: بزرگ / أَکْبَر: بزرگ‌تر، بزرگ‌ترین / حَسَن: خوب / أَحْسَن: خوب‌‌تر، خوب‌ترین

آسیا أَکبَرُ مِن أُوروبّا. آسیا بزرگ‌تر از اروپاست.
آسیا أَکبَرُ قارّاتِ الْعالَمِ. آسیا بزرگ‌ترین قارّه‌های جهان است.
آسیا أَکبَرُ قارَّةٍ فی الْعالَمِ. آسیا بزرگ‌ترین قارّه در جهان است.

جَبَلُ دَماوَند أَعلیٰ مِن جَبَلِ دِنا. کوه دماوند بلندتر از کوه دناست.
جَبَلُ دَماوَند أَعلیٰ جِبالِ إیران. کوه دماوند بلندترین کوه‌های ایران است.
جَبَلُ دَماوَند أَعلیٰ جَبَلٍ فی إیران. کوه دماوند بلندترین کوه در ایران است.

أَفضَلُ النّاسِ أنَفَعُهُم لِلنّاسِ. برترین مردم سودمندترینشان برای مردم است.

گاهی وزنِ اسم تفضیل به این شکل‌ها می‌آید:

أَعْلیٰ: بلندتر، بلندترین
أَغْلیٰ: گران‌تر، گران‌ترین
أَحَبّ: محبوب‌تر، محبوب‌ترین
أَقَلّ: کمتر، کمترین

- مؤنّث اسم تفضیل بر وزن «فُعْلیٰ» می‌آید؛ مثال:

فاطِمَةُ الْکُبْریٰ: فاطمۀ بزرگ‌تر، / زَینَبُ الصُّغْریٰ: زینبِ کوچک‌تر

«اسم تفضیل» در حالت مقایسه بین دو اسم مؤنثّ معمولاً بر همان وزن «أَفْعَل» می‌آید؛ مثال: فاطمةُ أَکبَرُ مِنْ زینب.

- غالباً جمع اسم تفضیل بر وزن «أَفاعِل» است؛ مثال:
إذا مَلَکَ الْأَراذِلُ هَلَکَ الْأَفاضِلُ. (أَراذِل جمع أَرْذَل و أَفاضِل جمعِ أَفْضَل است).

- هرگاه بعد از اسم تفضیل حرف جرّ «مِنْ» بیاید، (أَفْعَلُ مِنْ)، معنای «برتر» دارد؛ مثال:
هٰذا أَکبَرُ مِنْ ذاکَ. این از آن بزرگ‌تر است.

و هرگاه اسم تفضیل مضاف واقع شود، معنای «برترین» دارد؛ مثال:
سورَةُ الْبَقَرَةِ أَکبَرُ سورَةٍ فِی الْقُرآنِ. سورۀ بقره بزرگ‌ترین سوره در قرآن است.

اِخْتَبِرْ نَفْسَکَ

تَرجِمِ الْأَحادیثَ التّالیَةَ، ثُمَّ ضَعْ خَطّاً تَحتَ اسْمِ التَّفضیلِ.

1- سُئِلَ رَسولُ اللهِ (ص): مَنْ أَحَبُّ النّاسِ إلَی اللهِ، قالَ أَنفَعُ النّاسِ لِلنّاسِ.
از پیامبر خدا پرسیده شده: چه کسی نزد خداوند محبوب‌ترین مردم است، فرمود سودمندترین مردم برای مردم.
أَحَبُّ: اسم تفضیل (محبوب‌تر‌ین) / أَنفَعُ: اسم تفضیل (سودمندترین)

2- أَعْلَمُ النّاسِ، مَن جَمَعَ عِلْمَ النّاسِ إلیٰ عِلْمِهِ. رسول (ص)
داناترین مردم، کسی است که دانش مردم را با خود بیفزاید.
أَعْلَمُ: اسم تفضیل (داناترین)

3- أَفْضَلُ الْأَعمالِ الْکَسْبُ مِنَ الْحَلالِ. رسول (ص)
برترین (بهترین) کارها، کسب حلال است.
أَفْضَلُ: اسم تفضیل (بهترین)

اِخْتَبِرْ نَفْسَکَ

تَرجِمِ العِْباراتِ التّالیَةَ.

1- ﴿...رَبَّنا آمَنّا فَاغْفِرْ لَنا وَ ارْحَمْنا وَ أَنْتَ خَیْرُ الرّاحِمینَ﴾ اَلْمؤمِنون: 109
پروردگارا ایمان آوردیم پس بر ما ببخشای و به ما رحم کن که تو بهترین رحم کنندگان هستی.

2- خَیْرُ إخْوانِکُم مَنْ أَهْدیٰ إلَیکُم عُیوبَکُم. رَسولُ اللّهِ (ص)
بهترین دوستانتان (برادران شما) کسی است که عیب‌هایتان را به شما هدیه کند.

3- ﴿لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ﴾ الْقَدْر: 3
شب قدر بهتر از هزار ماه است.

4- مَنْ غَلَبَتْ شَهْوَتُهُ عَقْلَهُ فَهوَ شَرٌّ مِنَ الْبَهائِمِ. أَمیرُ الْمُؤمِنینَ عَلیٌّ (ع)
هر کس شهوتش بر عقلش غلبه کند پس او بدتر از چهارپایان (حیوانات است.)

5- شَرُّ النّاسِ ذو الْوَجْهَیْنِ.
بدترین مردم دو رویان هستند.

اِخْتَبِرْ نَفْسَکَ

تَرجِمِ الْآیَتَینِ وَ الْعِبارَةَ، ثُمَّ عَیِّنِ اسْمَ الْمَکانِ وَ اسْمَ التَّفضیلِ.

1- ﴿... وَ جادِلْهُم بِالَّتی هیَ أَحْسَنُ إنَّ رَبَّکَ هوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبیلِهِ ...﴾ اَلنَّحْل: 125
و با آنها به روشی که نیکوتر است مجادله نمای (ستیزه کن) در حقیقت، پروردگارت به [حال] کسی که از راهش منحرف شده، داناتر است.
أَحْسَنُ: اسم تفضیل (نیکوتر، خوبتر)
أَعْلَمُ: اسم تفضیل (داناتر)

2- ﴿وَ الْآخِرَةُ خَیْرٌ وَ أَبْقیٰ﴾ اَلْأعْلیٰ: 17
با آنکه [جهان] آخرت نیکوتر و پایدارتر است.
خَیْرٌ: اسم تفضیل (نیکوتر)
أَبْقیٰ: اسم تفضیل (پایدارتر)

3- کانَتْ مَکتَبَةُ «جُندی سابور» فی خوزستان أَکبَرَ مَکتَبَةٍ فی الْعالَمِ الْقَدیمِ.
کتابخانه‌ی جندی شاپور در خوزستان، بزرگترین کتابخانه‌ در دنیا قدیم بود.
أَکبَرَ: اسم تفضیل (بزرگ‌ترین)
مَکتَبَةٍ: اسم مکان (کتابخانه‌)

حِوارٌ

در گروه‌های دو نفره شبیه گفت‌وگوی زیر را در کلاس اجرا کنید.

(فی سوقِ مَشهَد)
در بازار مشهد
اَلزّائِرَةُ الْعَرَبیَّةُ
خانم زائر عرب
بائِعُ الْمَلابِسِ
فروشنده لباس‌ها
سَلامٌ عَلَیکُم.
سلام علیکم
عَلَیکُمُ السَّلامُ، مَرحَباً بِکِ.
علیکم السلام. خوش آمدید.
کَم سِعرُ هٰذَا الْقَمیصِ الرِّجالیِّ؟
قیمت این پیراهن مردانه چقدر است؟
سِتّونَ أَلْفَ تومان.
60 هزار تومان
أُریدُ أَرخَصَ مِن هٰذا. هٰذِهِ الْأَسَعارُ غالیَةٌ.
ارزان‌تر از این می‌خواهم. این قیمت‌ها گران (بالا) است.
عِندَنا بِسِعْرِخَمسینَ أَلْفَ تومان. تَفَضَّلی اُنظُری.
به قیمت 50 هزار تومان داریم. بفرما ببین.
أَیُّ لَوْنٍ عِندَکُم؟
چه رنگ‌‌هایی دارید؟
أَبیَضُ وَ أَسوَدُ وَ أَزرَقُ وَ أَحمَرُ وَ أَصفَرُ بَنَفسَجیٌّ.
سفید و سیاه و آبی و قرمز و زرد و بنفش.
بِکَم تومان هٰذِهِ الْفَساتینُ؟
این پیراهن‌های زنانه چند تومن است؟
تَبدَأُ الْأَسعارُ مِن خَمْسَةٍ وَ سَبْعینَ أَلْفاً إلیٰ خَمسَةٍ و ثَمانینَ أَلْفَ تومان.
قیمت‌ها از 75 هزار شروع می‌شود تا 85 هزار تومن.
اَلْأَسْعارُ غالیَةٌ!
قیمت‌ها گران (بالا) است!
سَیِّدَتی، یَخْتَلِفُ السِّعْرُ حَسَبَ النَّوعیّاتِ.
خانم ، قیمت بر حسب جنس فرق دارد.
بِکَم تومان هٰذِهِ السَّراویلُ؟
این شلوارها چند تومان است؟
اَلسِّروالُ الرِّجالیُّ بِتِسعینَ أَلْفَ تومان، وَ السِّروالُ النِّسائیُّ بِخَمسَةٍ وَ تِسْعینَ أَلْفَ تومان.
شلوار مردانه 90 هزار تومان و شلوار زنانه 95 هزار تومان است.
أُریدُ سَراویلَ أَفضَلَ مِن هٰذِهِ.
شلوارهایی بهتر از این می‌خواهم.
ذٰلِکَ مَتْجَرُ زَمیلی، لَهُ سَراویلُ أَفضَلُ.
آن مغازهٔ همکار من است، شلوارهای بهتری دارد.
فی مَتجَرِ زَمیلِهِ ...
در مغازهٔ همکارش ...
رَجاءً، أَعْطِنی سِروالاً مِن هٰذَا النَّوعِ وَ ... کَم صارَ الْمَبلَغُ؟
 لطفأ، شلواری از این نوع (جنس) و ... به من بده. قیمت چند (مبلغ چقدر) شد؟
صارَ الْمَبلَغُ مِئَتَینِ وَ ثَلاثینَ أَلْفَ تومان.
مبلغ 230 هزار تومان شد.
أَعْطینی بَعدَ التَّخْفیضِ مِئَتَینِ وَ عِشْرینَ أَلْفاً.
بعد از تخفیف، به من 220 هزار بده.

اَلتَّمارین

اَلتَّمرینُ الْأَوَّلُ (صفحهٔ 11 کتاب درسی)

 

أَیُّ کَلِمَةٍ مِن کَلِماتِ مُعجَمِ الدَّرسِ تُناسِبُ التَّوضیحاتِ التّالیَةَ؟

1- جَعَلَهُ حَراماً: حرَّمَ
آن را حرام گردانید.

2- اَلَّذی لَیسَ حَیّاً: مَیْت
کسی که زنده نیست.

3- اَلذُّنوبُ الْکَبیرَةُ: کَبائِر
گناهان بزرگ.

4- اَلَّذی یَقْبَلُ التَّوبَةَ عَن عِبادِهِ: تَوّابٌ
کسی که توبه را از بندگانش می‌پذیرد.

5- تَسمیَةُ الْآخَرینَ بِالْأَسَماءِ الْقَبیحَةِ: التَنابُز
نامیدن دیگران با نام‌های بد.

6- ذَکَرَ ما لا یَرْضیٰ بِهِ الْآخَرونَ فی غیابِهِم: الْغیٖبَةَ
آن‌چه را که دیگران در نبودشان به آن راضی نیستند بیان کرد = غیبت کرد.

اَلتَّمرینُ الثّانی (صفحهٔ 11 کتاب درسی)

 

تَرْجِمْ هٰذِهِ الْأَحادیثَ النَّبَویَّةَ، ثُمَّ عَیِّنِ الْمَطلوبَ مِنکَ.

1- حُسْنُ الْخُلُقِ نِصفُ الدّینِ. (اَلْمُبتَدَأَ وَ الْخَبَرَ)
خوش اخلاقی نیمی از دین است.
حُسْنُ: مبتدا
نصفُ: خبر

2- مَن ساءَ خُلُقُهُ عَذَّبَ نَفْسَهُ. (اَلْفاعِلَ وَ الْمَفعولَ)
هر کس اخلاقش بد باشد (بد شود) خودش را عذاب می‌دهد.
خُلُقُ: فاعل
نَفْسَ: مفعول

3- إنَّما بُعُثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکارِمَ الْأَخلاقِ. (اَلْفِعْلَ الْماضیَ الْمَجهولَ وَ الْمَفعولَ)
فقط به خاطر مکارم اخلاق (بزرگواری‌های اخلاق) برانگیخته شدم.
بُعُثْتُ: فعل ماضی مجهول
مَکارمَ: مفعول

4- اَللّٰهُمَّ کَما حَسَّنْتَ خَلْقی، فَحَسِّنْ خُلُقی. (فِعْلَ الْأَمرِ وَ الْفِعلَ الْماضیَ)
خدایا، همان طور که آفرینشم را نیکو گردانیدی اخلاقم را هم نیکو بگردان.
حَسَّنْتَ: فعل ماضی
حَسُنْ: فعل امر

5- لَیسَ شَیءٌ أَثقَلَ فِی الْمیزانِ مِنَ الْخُلُقِ الْحَسَنِ. (اِسْمَ التَّفضیلِ وَ الْجارَّ وَ الْمَجرورَ)
در ترازوی اعمال، چیزی سنگین‌تر از اخلاق خوب نیست.
أَثقَلَ: اسمم تفضیل
مِنَ الْخُلُق: جار و مجرور

اَلتَّمرینُ الثّالِثُ (صفحهٔ 12 کتاب درسی)

 

تَرْجِمِ الْأفعالَ وَالْمَصادِرَ التّالیَةَ.

اَلْماضی

اَلْمُضارعُ وَ الْمُستَقبَلُ

اَلْأَمْرُ وَ النَّهْیُ

اَلْمَصْدَر

قَدْ أَحْسَنَ: نیکی کرده است

یُحْسِنُ: نیکی می‌کند

أَحْسِنْ: نیکی کردن

إحْسان: نیکی کردن

اِقْتَرَبَ: نزدیک شد

یَقْتَرِبونَ: نزدیک می‌شوند

لا تَقْتَرِبوا: نزدیک نشوید

اِقْتِراب: نزدیک شدن

اِنْکَسَرَ: شکسته شد

سَیَنْکَسِرُ: شکسته خواهد شد

لا تَنْکَسِرْ: شکسته نشو

اِنْکِسار: شکسته شدن

اِسْتَغْفَرَ: آمرزش خواست

یَسْتَغْفِرُ: آمرزش می‌خواهد

اِسْتَغْفِرْ: آمرزش بخواه

اِسْتِغفار: آمرزش خواستن

ما سافَرْتُ: سفر نکردم

لا یُسافِرُ: سفر نمی‌کند

لا تُسافِرْ: سفر نکن

مُسافَرَة: سفر کردن

تَعَلَّمَ: یاد گرفت

یَتَعَلَّمانِ: یاد می‌گیرند

تَعَلَّمْ: یاد بگیر

تَعَلُّم: یاد گرفتن

تَبادَلْتُم: عوض کردید

تَتَبادَلونَ: عوض می‌کنید

لا تَتَبادَلوا: عوض نکنید

تَبادُل: عوض کردن

قدَْ عَلَّمَ: آموزش داده است

سَوْفَ یُعَلِّمُ: آموزش خواهد داد

عَلِّمْ: آموزش بده

تَعْلیم: آموزش دادن

اَلتَّمرینُ الرّابِعُ (صفحه 13 کتاب درسی)

 

اُکتُبِ الْعَمَلیّاتِ الْحِسابیَّةَ التّالیَةَ کَالْمِثالِ:

1- عَشَرَةٌ زائِدُ أَرْبَعَةٍ یُساوی أَرْبَعَةَ عَشَرَ.   $10+4=14$
ده بعلاوه چهار مساویست با چهارده.

2- مِئَةٌ تَقسیمٌ عَلَی اثْنَیْنِ یُساوی خَمْسینَ. $100 \div 2 = 50$
صد تقسیم بر دو مساویست با پنجاه. 

3- ثَمانیَةٌ فی ثَلاثَةٍ یُساوی أَربَعَةً وَ عِشْرینَ. $8 \times 3 = 24$
هشت ضربدر سه مساویست با بیست و چهار

4- سِتَّةٌ وَ سَبعونَ ناقِصُ أَحَدَعَشَرَ یُساوی خَمْسَةً وَ سِتّینَ. $76-11=65$
هفتاد و شش منهای یازده مساویست با شصت و پنج

اَلتَّمرینُ الْخامِسُ (صفحهٔ 13 کتاب درسی)

 

عَیِّنِ الْمَحَلَّ الْإعرابیَّ لِلْکَلِماتِ الْمُلَوَّنَةِ.

1- ﴿فَأَنْزَلَ اللهُ سَکینَتَهُ عَلیٰ رَسولِهِ وَ عَلَی الْمُؤمِنینَ﴾ الَفَتْح: 26
پس خداوند آرامشش را بر پیامبرش و بر مومنان نازل کرد.
اللهُ: فاعل
سکینةٌ: مفعول
رسولِ: مجرور به حرف جر

2- ﴿لا یُکَلِّفُ اللهُ نَفْساً إلّا وُسْعَها﴾ اَلْبَقَرَة: 286
خداوند کسی را جز به اندازه‌ی توانش مکلّف نمی‌سازد (تکلیف نمی‌دهد.)
اللهُ: فاعل
نفساً: مفعول

3- اَلسُّکوتُ ذَهَبٌ وَ الْکَلامُ فِضَّةٌ. رَسولُ اللّٰهِ (ص)
سکوت کردن طلا هست و سخن گفتن نقره است.
السّکوتُ: مبتدا
ذَهَبٌ: خبر
الکَلامٌ: مبتدا
فِضَّةٌ: خبر

4- أَحَبُّ عِبادِ اللهِ إلَی اللهِ أَنْفَعُهُم لِعِبادِهِ. رَسولُ اللّٰهِ (ص)
أَحَبُّ: مبتدا
عِبادِ: مضاف الیه
اللهِ: مجرور به حرف جر
أَنْفَعُ: خبر
لِعِبادِ: جار و مجرور

5- عَداوَةُ الْعاقِلِ خَیْرٌ مِن صَداقَةِ الْجاهِلِ. أَمیرُ الْمُؤمِنینَ عَلیٌّ (ع)
دشمنیِ دانا، بهتر از دوستیِ نادان است.
عَداوَة: مبتدا
خَیْرٌ: خبر
صَداقَةِ: مجرو به حرف جر
الْجاهِلِ: مضاف‌الیه

اَلتَّمرینُ السّادِسُ (صفحهٔ 14 کتاب درسی)

 

تَرْجِمْ. مایَلی، ثُمَّ عَیِّنِ اسْمَ الْمَکانِ، وَ اسْمَ التَّفضیلِ.

1- ﴿رَبُّ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ﴾: اَلشُّعَراء: 28
پروردگار مشرق و مغرب (خدای شرق و غرب).
الْمَشْرِقِ: اسم مکان
الْمَغْرِبِ: اسم مکان

2- ﴿مِنَ الْمَسجِدِ الْحَرامِ﴾: اَلْإسْراء: 1
از مسجد الحرام
الْمَسجِدِ: اسم مکان

3- یا أَسْمَعَ السَامِعینَ:
ای شنونده‌ترین شنوندگان
أَسْمَعَ: اسم تفضیل

4- یا أَحْسَنَ الْخالِقینَ:
ای بهترین آفرینندگان
أَحْسَنَ: اسم تفضیل

5- یا أَرْحَمَ الرّاحِمینَ:
ای مهربانترین مهربانان
أَرْحَمَ: اسم تفضیل

اَلتَّمرینُ السّابِعُ (صفحهٔ 15 کتاب درسی)

 

عَیِّنِ الْکَلِمَةَ الْغَریبَةَ فی کُلِّ مَجموعَةٍ.

1- صَباح / مَساء / لَیْل / مَیْت
صبح / عصر / شب / مرده

2- عُجْب / لَحْم / فُسوق / إثْم
خودپسندی / گوشت / آلودگی به گناه / گناه

3- کَبائِر / نِساء / رِجال / أَوْلاد
گناهان بزرگ / زنان / مردان / فرزندان

4- سَخِرَ / عابَ / ساعَدَ / لَمَزَ
مسخره کرد / عیب گرفت / کمک کرد / سرزنش کرد

5- أَحْمَر / أَحْسَن / أَجْمَل / أَصْلَح
قرمز / خوب‌تر / زیباتر / نیکوتر

6- أَصْفَر / أَزْرَق / أَبْیَض / أَکْثَر
زرد / آبی / سفید / بیشتر

اَلتَّمرینُ الثّامِنُ (صفحهٔ 15 کتاب درسی)

 

ضَعْ فِی الْفَراغِ کَلِمَةً مُناسِبَةً. 

1- اِشْتَرَیْنا ................ وَ فَساتینَ بِأَسْعارٍ رَخیصَةٍ فِی الْمَتْجَرِ. (سَراویل / أَشْهُراً / مَواقِفَ)
در فروشگاه شلوارها و دامن‌های زنانه را با قیمت ارزان خریدیم.

2- مَن ................... الْمُؤمِنینَ فَعَلَیهِ أَنْ یَعْتَذِرَ إلَیهِم. (اِغْتابَ / اِتَّقیٰ / مَدَحَ)
هرکس غیبت کند باید از ایشان پوزش بخواهد.

3- خَمْسَةٌ و سِتّونَ ناقِصُ ثَلاثَةٍ وَ عِشْرینَ یُساوی .................... (اِثنَینِ و أَربَعینَ / اِثنَینِ وَ سَبعینَ / أَربَعَةً و عِشْرینَ)
شصت و پنج منهای بیست و سه. چهل و دو

4- أَرادَ الْمُشتَری ................... السِّعْرِ. (نَوعیَّةَ / مَتْجَرَ / تَخْفیضَ)
خریدار تخفیف قیمت خواست.

اَلْبَحثُ الْعِلمیُّ

اِسْتَخْرِجْ خَمْسَةَ أَسْماءِ تَفضیلٍ مِنْ دُعاءِ الِافْتِتاحِ.

متن دعای افتتاح:
http://www.tebyan.net/Weblog/gh_mahdi/post.aspx?PostID=26948

درس 1: مِنْ آياتِ الْأَخلاقِ