خانه
گاما

درسنامه آموزشی عربی (2) یازدهم علوم انسانی

درس 3: عَجائِبُ الْمَخلوقاتِ

بازدید90/5 K
تاریخ بروزرسانی1401/08/7

﴿وَ ما مِنْ دابَّةٍ فِی الْأَرْضِ وَ لا طائِرٍ یَطیرُ بِجَناحَیْهِ إلّا أُمَمٌ أَمْثالُکُم﴾ اَلْأَنعام: 38
و هیچ جنبنده‌ای در زمین نیست و نه هیچ پرنده‌ای که با بال‌هایش پرواز می‌کند، مگر آنکه آنها [نیز] گروه‌هایی مانند شما هستند.

عَجائِبُ الْمَخْلوقاتِ

تَفَکَّروا فِی الْخَلْقِ وَ لا تَفَکَّروا فِی الْخالِقِ. رَسولُ اللّٰهِ (ص)
در آفرینش بیندیشید و در آفریدگار نیندیشید.

مَنْ یَتَفَکَّرْ فی خَلْقِ اللّهِ، یُشاهِدْ قُدْرَةَ اللّهِ.
هرکس در آفرینش خدا بیندیشد، توانمندیِ خدا را می‌بیند.

اَلطّائِرُ الطَّنّانُ:
مرغ مگس

هوَ أَصغَرُ طائِرٍ عَلیٰ الْأَرضِ، طولُهُ خَمسَةُ سَنتیمِتراتٍ، یَطیرُ إلَی الْأَعلیٰ وَ الْأَسفَلِ، وَ إلَی الْیَمینِ وَ الشِّمالِ، وَ إلَی الْأَمامِ وَ الْخَلْفِ. وَ انْطِلاقُهُ وَ تَوَقُّفُهُ السَّریعانِ یُثیرانِ التَّعَجُّبَ. سُمِّیَ طَنّاناً؛ لِأَنَّهُ یُحْدِثُ طَنیناً بِسَبَبِ سُرعَةِ حَرَکَةِ جَناحَیْهِ، فَإِنْ تُحاوِلْ رُؤیَةَ جَناحَیْهِ لا تَقْدِرْ، أَ تَدْری لِماذا؟ لِأَنَّهُ یُحَرِّکُ جَناحَیْهِ ثَمانینَ مَرَّةً تَقریباً فِی الثّانیَةِ الْواحِدَةِ.
کوچک‌ترین پرندۀ روی زمین است، طول آن پنج سانتی‌متر است، به بالا و پایین و راست و چپ و جلو و پشت پرواز می‌کند و حرکت و توقّف سریعش تعجّب بر می‌انگیزد (مایۀ شگفتی می‌شود). طَنّان (طنین انداز) نامیده شده است؛ زیرا صدایی به دلیل سرعت حرکت بال‌هایش پدید می‌آورَد، و اگر سعی کنی بال‌هایش را ببینی نمی‌توانی، آیا می‌دانی چرا؟ زیرا بال‌هایش را تقریباً هشتاد بار در ثانیه حرکت می‌دهد.

اَلتِّمساحُ:
تمساح:

لَهُ طَریقَةٌ غَریبَةٌ فی تَنْظیفِ أَسْنانِهِ، فَبَعْدَ أَن یَتَناوَلَ طَعامَهُ، یَسْتَریحُ عَلَی الشّاطِئِ، فَیَقْتَرِبُ مِنْهُ نَوعٌ مِنَ الطُّیورِ بِاسْمِ الزَّقزاقِ، فَیَفْتَحُ التِّمساحُ فَمَهُ، فَیَدْخُلُ ذٰلِکَ الطّائِرُ فیهِ، وَ یَبْدَأُ بِنَقْرِ بَقایَا الطَّعامِ مِنْ فَمِهِ، وَ بَعْدَ أَنْ یَنْتَهیَ مِن عَمَلِهِ، یَخْرُجُ بِسَلامَةٍ.
روشِ عجیبی در تمیز کردن دندان‌هایش دارد، بعد از اینکه غذایش را می‌خورَد، کنار ساحل استراحت می‌کند، و گونه‌ای از پرندگان به نام زَقزاق به آن نزدیک می‌شود. تمساح دهانش را باز می‌کند و آن پرنده در آن وارد می‌شود، و شروع می‌کند به نوک زدن به باقی مانده‌های غذا از دهانش، و بعد از اینکه کارش تمام شد به سلامت بیرون می‌آید.

اَلسَّمَکُ الطّائِرُ:
ماهیِ پرنده:

نَوعٌ مِنَ الْأَسماکِ یَقْفِزُ مِنَ الْماءِ بِحَرَکَةٍ مِنْ ذَیلِهِ الْقَویِّ وَ یَطیرُ فَوقَ سَطحِ الْماءِ، حَیثُ یَمُدُّ زَعانِفَهُ الْکَبیرَةَ الَّتی تَعمَلُ کَجَناحَینِ. یَفْعَلُ ذٰلِکَ لِلْفِرارِ مِن أَعداءِهِ. یَطیرُ هٰذَا السَّمَکُ خَمساً وَ أَربَعینَ ثانیةً، ثُمَّ یَنزِلُ إلَی الْماءِ وَ یَدخُلُ فیهِ.
گونه‌ای از ماهیان است که با حرکت دمِ نیرومندش از آب می‌جهد (می‌پرد) و بر فراز سطح آب پرواز می‌کند، طوری که باله‌های بزرگش را که مانند دو بال‌اند می‌کِشد (دراز می‌کند). این کار را برای فرار از دشمنانش انجام می‌دهد. این ماهی چهل و پنج ثانیه پرواز می‌کند، سپس به سمت آب پایین می‌آید و واردِ آن می‌شود.

نَقّارُ الْخَشَبِ:
دارکوب:

طائِرٌ یَنْقُرُ جِذْعَ الشَّجَرَةِ بِمِنقارِهِ عَشْرَ مَرّاتٍ فِی الثّانیَةِ عَلَی الْأَقَلِّ، وَ هٰذِهِ السُّرعَةُ لا تَضُّرُ دِماغَهُ الصَّغیرَ بِسَبَبِ وُجودِ عُضْوَینِ فی رَأْسِهِ لِدَفْعِ الضَّرَباتِ:
پرنده‌ای است که تنۀ درخت را با نوکش دست کم ده بار در ثانیه می‌زند، و این سرعت به دلیل وجود دو اندام (دو عضو) برای دفع ضربه‌ها در سرش، به مغز کوچکش آسیب نمی‌زند.

الْأَوَّلُ نَسیجٌ بَینَ الْجُمجُمَةِ وَ الْمِنقارِ، وَ الثّانی لِسانُ الطّائِرِ الَّذی یَدورُ داخِلَ جُمجُمَتِهِ.
اوّلی بافتِ میان جمجمه و نوک و دومی زبان پرنده که درونِ جمجمه‌اش می‌چرخد.

اَلسِّنجابُ الطّائِرُ:
سنجاب پرنده:

لَهُ غِشاءٌ خاصٌّ کَالْمِظَلَّةِ یَفتَحُهُ حینَ یَقْفِزُ مِن شَجَرَةٍ إلیٰ شَجَرَةٍ أُخْرَی، وَ یَستَطیعُ أَن یَطیرَ أَکثَرَ مِنْ مِئَةٍ وَ خَمسینَ قَدَماً فی قَفزَةٍ واحِدَةٍ.
پردۀ ویژه‌ای مانند چتر دارد که هنگامی که از درختی به درخت دیگر می‌جهد آن را باز می‌کند، و می‌تواند بیشتر از صد و پنجاه پا در یک جهش پرواز کند.

حَیَّةُ الصَّحراءِ:
مار بیابان:

فی مُنتَصَفِ النَّهارِ وَ عِندَما تَحْرُقُ الرِّمالُ أَقْدامَ مَن یَسیرُ عَلَیها مِن شِدَّةِ الْحَرِّ، تَضَعُ هٰذِهِ الْحَیَّةُ ذَنَبَها فِی الرَّملِ، ثُمَّ تَقِفُ کَالْعَصا. فَإذا وَقَفَ طَیرٌ عَلَیها تَصیدُهُ.
در نیمۀ روز و هنگامی که شن‌ها پا‌های کسانی را که روی آنها حرکت می‌کنند از شدّت گرما می‌سوزانند، این مار دُمش را در شن قرار می‌دهد؛ سپس مانند عصا می‌ایستد. و اگر پرنده‌ای روی آن بایستد آن را صید می‌کند.

لغات جدید

أَسْفَل: پایین، پایین‌تر ≠ أَعلیٰ

اِنْطِلاق: به حرکت در آمدن (اِنْطَلَقَ، یَنْطَلِقُ)

تَحْرُقُ: می‌سوزانَد (ماضی: حَرَقَ)

تَدْری: می‌دانی (دَرَی، یَدْری) دَرَی = عَلِمَ

تَصیدُ: شکار می‌کند (ماضی: صادَ)

تَفَکَّرَ: اندیشید (مضارع: یَتَفَکَّرُ)

جِذْع: تنه «جمع: جُذوع»

جَناح: بال «جمع: أَجنِحَة»

جَناحَیْهِ: دو بال او

حَیَّة: مار «جمع: حَیّات»

دِماغ: مغز

ذَیْل: دُم «جمع: أَذیال» = ذَنَب

رِمال: ماسه‌ها «مفرد: رَمْل»

زَعانِف: باله‌های ماهی «مفرد: زَعْنَفَة»

زَقزاق: مرغ باران

شِمال: چپ = یَسار، ≠ یَمین

طَنّان، اَلطّائِرُ الطّنّانُ: مرغ مگس

طَنین: صدای زنگ، بال پرنده و مانند آن

غِشاء: پرده، پوششِ جانوران و گیاهان مانند پوست و پر

فَم: دهان «جمع: أَفواه»

قَفْزَة: پرش
لا تفََکرَّوا = لا تتَفََکرَّوا (حرف ت برای آسانی تلفّظ حذف شده است.)

ما مِنْ: هیچ نیست «ما مِنْ دابَّةٍ: هیچ جنبنده‌ای نیست»

مِظَلَّة: چتر

مُنتَصَف: نیمه

نَسیج: بافت (بافت پیوندی)

نَقّارُ الْخَشَبِ: دارکوب

یَنْقُرُ: نوک می‌زند، کلیک می‌کند (ماضی: نَقَرَ)

یُحْدِثُ: پدید می‌آورَد (ماضی: أَحْدَثَ)

یَسْتَریحُ: استراحت می‌کند (ماضی: اِسْتَراحَ)

یَطیرُ: پرواز می‌کند (ماضی: طارَ)

یَنْتَهی: به پایان می‌رسد (ماضی: اِنْتَهیٰ)

 

ضَعْ فی الْفَراغِ کَلِمَةً مُناسِبَةً حَسَبَ نَصِّ الدَّرسِ.

1- بِمَ یَطیرُ السِّنجابُ الطّائِرُ حینَ یَقفِزُ مِن شَجَرَةٍ إلیٰ شَجَرَةٍ؟
یَطیرُ السِّنجابُ الطّائِرُ بِالْمِظَلَّةِ. یا یَطیرُ بِالْمِظَلَّةِ یا بِالْمِظَلَّةِ یا ...
سنجاب پرنده با چه چیزی پرواز می‌کند هنگامی که از درختی به درختی می‌پرد.

2- أَیُّ طائِرٍ یُساعِدُ التِّمساحَ فی تَنظیفِ أَسنانِهِ؟
یُساعِدُ الزَّقزاقُ التِّمساحَ فی تَنظیفِ أَسنانِهِ؛ یا یُساعِدُهُ الزَّقزاقُ؛ یا الزَّقزاقُ؛
کدام پرنده به تمساح در تمیز کردن دندان‌هایش کمک می‌کند؟

3- لِماذا سُمّیَ الطّائِرُ الطَّنّانُ بِهٰذَا الِاسْمِ؟
سُمِّیَ طَنّاناً؛ لِأَنَّهُ یُحْدِثُ طَنیناً بِسَبَبِ سُرعَةِ حَرَکَةِ جَناحَیْهِ؛
چرا مرغ مگس به این اسم، نامیده است؟

4- مَتیٰ تَصیدُ حَیَّةُ الصَّحراءِ الطَّیْرَ؟
تَضَعُ الْحَیَّةُ ذَنَبَها فی الرَّملِ، ثُمَّ تَقِفُ کَالْعَصا. فَإذا وَقَفَ طَیرٌ عَلَیها تَصیدُهُ؛ یا إذا وَقَفَ طَیرٌ عَلَیها تَصیدُهُ؛
چه موقع مار صحرا پرنده را شکار می‌کند؟

5- کَم ثانیَةً یَطیرُ السَّمَکُ الطّائِرُ؟
یَطیرُ هٰذَا السَّمَکُ خَمساً وَ أَربَعینَ ثانیةً؛
چند ثانیه ماهی پرنده پرواز می‌کند؟

6- ما هوَ أَصغَرُ طائِرٍ عَلَی الْأرضِ؟
الَطّائِرُ الطَّنّانُ أَصغَرُ طائِرِ عَلَی الْأرضِ؛
کوچک‌ترین پرنده بر روی زمین کدام است؟

اِعلَموا (أُسْلوبُ الشَّرْطِ وَ أَدَواتُهُ)

- مهم‌ترین ادوات شرط عبارت‌اند از: «مَنْ، ما و إنْ»

معمولاً این ادوات بر سر عبارتی می‌آیند که دو فعل دارد، فعل اوّل، فعل شرط و فعل دوم، جواب شرط نام دارد.

این ادوات در معنای فعل و جواب شرط تغییراتی را ایجاد می‌کنند؛ مثال:

مَنْ یُفَکِّرْ قَبْلَ الْکَلامِ یَسْلَمْ مِنَ الْخَطَأِ غالِباً.
مَنْ (ادات شرط)
یُفَکِّرْ (فعل شرط)
یَسْلَمْ (جواب شرط)

- گاهی نیز جواب شرط به صورت جملۀ اسمیّه است؛ مثال:

﴿وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَی اللهِ فَهوَ حَسْبُهُاَلطَّلاق: 3
مَنْ (ادات شرط)
یَتَوَکَّلْ (فعل شرط)
هوَ حَسْبُهُ (جواب شرط)

- وقتی ادوات شرط بر سر جمله‌ای بیاید که فعل شرط و جواب آن ماضی باشد، می‌توانیم فعل شرط را مضارع التزامی و جواب آن را مضارع اِخباری ترجمه کنیم.

مَن فَکَّرَ قَبْلَ الْکَلامِ، قَلَّ خَطَؤُهُ.
هرکس پیش از سخن گفتن بیندیشد، خطایش کم می‌شود.
هرکس پیش از سخن گفتن اندیشید، خطایش کم شد.

- و هرگاه فعل شرط مضارع باشد، به صورت مضارع التزامی ترجمه می‌شود.

- «مَنْ: هرکس» مثال:

مَنْ یُحاوِلْ کَثیراً، یَصِلْ إلیٰ هَدَفِهِ.
هرکس بسیار
تلاش کند، به هدفش می‌رسد.

«ما: هرچه» مثال:

ما تَزْرَعْ فِی الدُّنیا، تَحْصُدْ فِی الْآخِرَةِ.
هرچه در دنیا
بکاری، در آخرت درو می‌کنی.

ما فعَلْتَ مِنَ الْخَیراتِ، وَجَدْتَها ذَخیرَةً لِآخِرَتِکَ.
هرچه از کارهای نیک
انجام بدهی، آنها را اندوخته‌ای برای آخرتت می‌یابی.

- «إِنْ: اگر» مثال:

إنْ تَزْرَعْ خَیْراً، تَحْصُدْ سُروراً.
اگر نیکی
بکاری، شادی درو می‌کنی.

إنْ صَبَرْتَ، حَصَلْتَ عَلَی النَّجاحِ فی حیاتِکَ.
اگر
صبر کنی، در زندگی‌ات موفقیّت به دست می‌آوری.

- «إذا: هرگاه، اگر»؛ نیز معنای شرط دارد؛ مثال:

إذاَ اجْتَهَدْتَ، نَجَحْتَ.
هرگاه (اگر)
تلاش کنی، موفّق می‌شوی.

اِخْتَبِرْ نَفْسَکَ

تَرجِمِ الْآیاتِ، ثُمَّ عَیِّنْ أَداةَ الشَّرطِ وَ فِعلَ الشَّرطِ، وَ جوابَهُ.

1- ﴿وَ ما تُقَدَّموا لِأَنفُسِکُم مِنْ خَیْرٍ تَجِدوهُ عِندَ اللهِ﴾ اَلْبَقَرَة: 110
هر آنچه از خوبی برای خودتان پیش بفرستید، آن را نزد خداوند می‌یابید.
أَداةَ الشَّرطِ: ما
فِعلَ الشَّرطِ: تُقَدَّموا
جوابَ الشَّرطِ: تَجِدوا

2- ﴿إنْ تَنْصُرُوا اللهَ یَنْصُرْکُم وَ یُثَبِّتْ أَقدامَکُم﴾ مُحَمَّد: 7
اگر خدا را یاری کنید، شما را یاری می‌کند و گام‌ها (قدم‌ها)‌یتان را استوار می‌سازد.
أَداةَ الشَّرطِ: إنْ
فِعلَ الشَّرطِ: تَنْصُرُوا
جوابَ الشَّرطِ: یَنْصُرْ

3- ﴿وَ إذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلونَ قالوا سَلاماً﴾ اَلْفُرقان: 63
و هرگاه نادانان آن‌ها (ایشان) را خطاب کنند، سخن آرام می‌گویند.
أَداةَ الشَّرطِ: إذا
فِعلَ الشَّرطِ: خاطَبَ
جوابَ الشَّرطِ: قالوا

حِوارٌ

در گروه‌های دو نفره شبیه گفت‌وگوی زیر را در کلاس اجرا کنید.

فِی الْمَلعَبِ الرّیاضیِّ
در ورزشگاه ورزشی

- إسماعیل
- إبراهیم

- تَعالَ نَذهَبْ إلَی الْمَلعَبِ.
بیا به ورزشگاه برویم.
- لِمُشاهَدَةِ أَیِّ مُباراةٍ؟
برای دیدن چه مسابقه‌ای؟

- لِمُشاهَدَةِ مُباراةِ کُرَةِ الْقَدَمِ.
برای دیدن مسابقهٔ فوتبال
- بَینَ مَن هٰذِهِ الْمُباراةُ؟
این مسابقه بین چه کسانی (تیم‌هایی) هست؟

- بَینَ فَریقِ الصَّداقَةِ وَ السَّعادَةِ.
بین تیم صداقت و سعادت
- اَلْفَریقانِ تَعادَلا قَبلَ أُسبوعَینِ.
این دو تیم دو هفته قبل مساوی شدند.

- أَتَذَکَّرُ ذٰلِکَ.
آن را به یاد می‌آورم.
- أَیُّ الْفَریقَینِ أَقویٰ؟
کدام یک از دو تیم قوی‌تر هستند؟

- کِلا هُما قَویّانِ. عَلَینَا بِالذَّهابِ إلَی الْمَلْعَبِ قَبْلَ أَنْ یَمْتَلِئَ مِنَ الْمُتَفَرِّجینَ.
هر دو قوی هستند. باید به ورزشگاه برویم. قبل از اینکه از تماشاچی پر شود.
- عَلیٰ عَینی. تَعالَ نَذهَبْ.
به روی چشم (اطاعت می‌شود). بیا برویم

فِی الْمَلعَبِ
در ورزشگاه

اُنظُرْ؛ جاءَ أَحَدُ مُهاجِمی فَریقِ الصَّداقَةِ. سَیُسَجِّلُ هَدَفاً
نگاه کن؛ یکی از مهاجمان تیم صداقت آمد. یک گل خواهد زد.
هوَ هَجَمَ عَلیٰ مرَمیٰ فَریقِ السَّعادَةِ. هَدَفٌ، هَدَفٌ!
به دروازه‌بان تیم سعادت حمله کرد. گُل، گُل

لٰکِنَّ الْحَکَمَ ما قَبِلَ الْهَدَفَ؛ لِماذا؟!
امّا داور گُل را قبول نکرد (نپذیرفت)؛ چرا؟
رُبَّما بِسَبَبِ تَسَلُّلٍ:
شاید به خاطر آفساید.

اُنظُرْ، هَجمَةٌ قَویَّةٌ مِن جانِبِ لاعِبِ فَریقِ الصَّداقَةِ.
نگاه کن، حمله‌ای قوی (قدرتمند) از طرف بازیکن تیم صداقت.
یُعجِبُنی جِدّاً حارِسُ مَرمیٰ فَریقِ السَّعادَةِ!
از دروازه‌بان تیم سعادت خیلی خوشم می‌آید؟

مَنْ یَذْهَبُ إلَی النِّهائیِّ؟
چه کسی به [دور] نهایی می‌رود؟
مَنْ یُسَجِّلْ هَدَفاً یَذْهَبْ إلَی النِّهائیِّ.
هر کس گلی ثبت کند (بزند) به دور (مرحله) نهایی می‌رود.

اَلْحَکَمُ یَصْفِرُ.
داور سوت می‌زند...
لَقَد تَعادَلا مَرَّةً ثانیَةً بِلا هَدَفٍ.
بار دوم بدون گُل مساوی شدند.

اَلتَّمارین

اَلتَّمرینُ الْأَوَّلُ (صفحهٔ 40 کتاب درسی)

 

أَیُّ کَلِمَةٍ مِن کَلِماتِ مُعجَمِ الدَّرسِ تُناسِبُ التَّوضیحاتِ التّالیَةَ؟

1- أَداةٌ لِحِفْظِ الْإنسانِ أَمامَ أَشِعَّةِ الشَّمسِ أَوْ نُزولِ الْمَطَرِ أَوِ الثَّلْجِ: المظَلَّة: چتر
وسیله‌ای برای حفاظت انسان در برابر اشعه خورشید یا بارش باران یا برف.

2- طائِرٌ یَنْقُرُ جُذوعَ الأَشْجارِ وَ یَصْنَعُ عُشّاً فیها: نَقّارُ الْخَشَبِ: دارکوب
پرنده‌ای که تنه‌های درختان را نوک می‌زند و لانه‌ای در آنها می‌سازد.

3- تُرابٌ جَنبَ شاطِئِ الْبَحرِ أَوْ فِی الصَّحراءِ. رَمل: ماسه
خاکی کنار ساحل دریا یا در صحرا.

4- حَیَوانٌ یَمْشی عَلیٰ بَطْنِهِ:؛ حَیَّةُ (مار) - الدُّودة (کرم خاکی)
حیوانی که بر شکمش راه می‌رود.

5- عُضوٌ یَطیرُ بِهِ الطّائِرُ: اَلْجَناح: بال
عضوی که پرنده به وسیله آن پرواز می‌کند.

الَتمَّرینُ الثاّنی (صفحهٔ 40 کتاب درسی)

 

أ: تَرْجِمِ الْعِباراتِ التّالیَةَ، ثُمَّ أَعْرِبِ الْکَلِماتِ الَّتی تَحْتَها خَطٌّ.

1- تَسْقُطُ أَسنانُ سَمَکِ الْقِرْشِ دائِماً وَ تَنْمو أَسنانٌ جَدیدَةٌ مَکانَها. وَ فی بَعضِ أَنواعِهِ تَنْمو آلافُ الْأَسنانِ فی سَنَةٍ واحِدَةٍ.
دندان‌های کوسه ماهی همیشه می‌ریزند و دندان‌های جدیدی به جای آنها رشد می‌کند. و در بعضی از انواع کوسه ماهی، هزاران دندان در یک سال رشد می‌کند.
أسنان: فاعل / جَدیدة: صفت

2- یُعَدُّ الْحوتُ الْأَزرَقُ أَکبَرَ الْکائِناتِ الْحَیَّةِ فِی العْالمَِ. یَبلُغُ طولُهُ ثَلاثینَ مِتراً وَ وَزنُهُ مِئَةً وَ سَبعینَ طُنّاً تَقریباً.
 نهنگ آبی از بزرگ‌ترین موجودات زنده در دنیا به شمار (حساب) می‌آید. طول آن سی متر و وزنش تقریبا به 170 تن می‌رسد.
الْأَزرَقُ: صفت / العْالمَِ: مجرور به حرف جر

3- اَلتِّمْساحُ لا یَبْکی عِندَ أَکْلِ فَریسَتِهِ، بَلْ عِندَما یَأْکُلُ فَریسَةً أَکَبرَ مِن فَمِهِ، تُفْرِزُ عُیونُهُ سائِلاً کَأَنَّهُ دُموعٌ.
تمساح هنگام خوردن طعمه‌اش گریه نمی‌کند بلکه هنگامی که طعمه‌ای بزرگ‌تر از دهانش می‌خورد، چشمانش مایعی ترشح می‌کند که گویی آن اشک است.
فَریسَةً: مفعول / سائِلاً: مفعول

4- لَهَجاتُ نَوعٍ واحِدٍ مِنَ الطُّیورِ تَختَلِفُ مِن مِنطَقَةٍ إلیٰ مِنطَقَةٍ أُخْریٰ.
لهجه‌های یک نوع از پرندگان از منطقه‌ای به منطقه دیگر اختلاف دارد.
الطُّیورِ: مجرور به حرف جر / منطقة: مجرور به حرف جر

5- یُقَدِّرُ الْعُلمَاءُ أَنواعَ الکائِناتِ الْحَیَّةِ فی بِحارِ الْعالَمِ بِالْمَلایینِ. (یُقَدِّرُ: برآورد می‌کنند)
دانشمندان انواع موجودات زنده در دریاهای جهان را ملیون‌ها (موجود) برآورد می‌کنند.
الْعُلمَاءُ: فاعل / الْعالَمِ: مضاف‌الیه

ب: عَیِّنِ الْفِعلَ الْمُتَعَدّیَ مِن هٰذِهِ الْأَفعالِ الَّتی جاءَتْ فِی الْجُمَلِ السّابِقَةِ: (تَسْقُطُ / یَأْکُلُ / تَخْتَلِفُ / یُقَدِّرُ)

تَسْقُطُ: لازم
یَأْکُلُ: متعدی
تَخْتَلِفُ: لازم
یُقَدِّرُ: متعدی

اَلتَّمرینُ الثّالِثُ (صفحهٔ 43 کتاب درسی)

 

ضَعِ الْمُتَرادِفاتِ وَ الْمُتَضادّاتِ فی مَکانِهَا الْمُناسِبِ. = / ≠

أ. اَلْعَداوَة / اَلْأَحْیاء / الَشِّمال / اَلِابْتِعاد / اَلْأَعْلیٰ / تَکَلَّمَ / یَنْفَعُ / یَعْلَمُ / یَبْکی
ب. اَلْمُباراة / تَذَکَّرَ / أَدْری / یَبْتَدِئ / اَلْیَمین / اَلصَّدیق / اَلْقاعَة / اَلْقیام / اَلسَّیِّئ

أ. ب.
یَدْری = یَعْلَمُ
(می‌داند)
یَنتَهی ≠ یَبْتَدِئ
(به اتمام می‌رسد≠ شروع می‌شود)
یَضْحَکُ ≠ یَبْکی
(می‌خندد ≠ گریه می‌کند)
اَلْمُسابَقَة = اَلْمُباراة
(مسابقه)
یَضُرُّ ≠ یَنْفَعُ
(ضرر می‌رساند ≠ سود می‌رساند)
نَسِیَ ≠ تَذَکَّرَ
(فراموش کرد≠ به یاد آورد)
اَلْیَسار = الَشِّمال
(چپ)
اَلشِّمال ≠ اَلْیَمین
(چپ ≠ راست)
اَلْأَمْوات ≠ اَلْأَحْیاء
(مردگان ≠ زندگان)
أَعْلَمُ = أَدْری
(می‌دانم)
اَلصَّداقَة ≠ اَلْعَداوَة
(دوستی ≠ دشمنی)
اَلْحَسَن ≠ اَلسَّیِّئ
(نیکو≠ بد)
اَلتَّقَرُّب ≠ اَلِابْتِعاد
(نزدیکی ≠ دوری)
اَلْعدوّ ≠ اَلصَّدیق
(دشمن≠ دوست)
اَلْأَسْفَل ≠ اَلْأَعْلیٰ
(پایین‌تر ≠ بالاتر)
اَلصّالَة = اَلْقاعَة
(سالن)
سَکَتَ ≠ تَکَلَّمَ
(ساکت شد ≠ سخن گفت)
اَلْجُلوس ≠ اَلْقیام
(نشستن≠ برخواستن)

اَلتَّمرینُ الرّابِعُ (صفحهٔ 44 کتاب درسی)

أکَمِْلْ تَرجَمَةَ الْآیاتِ وَ الْحَدیثَ، ثُمَّ عَیِّنْ أَداة الشَّرطِ وَ فِعلَ الشَّرطِ، وَ جوابَهُ.

1- ﴿وَ ما تَفْعَلوا مِنْ خَیْرٍ یَعْلَمْهُ اللهُ﴾ اَلْبَقَرَة: 197
و هرچه را از کار نیک انجام دهید، خدا آن را می‌داند. (از آن آگاه است.)
أَداةَ الشَّرطِ: ما
فِعلَ الشَّرطِ: تَفْعَلوا
جوابَ الشَّرطِ: یَعْلَمْ

2- ﴿إنْ أَحْسَنْتُم أَحْسَنْتُم لِأَنفُسِکُم﴾ اَلْإسراء: 7
اگر نیکی کنید، به خودتان نیکی می‌کنید.
أَداة الشَّرطِ: إنْ
فِعلَ الشَّرطِ: أَحْسَنْتُم
جوابَ الشَّرطِ: أَحْسَنْتُم

3- ﴿إنْ تَتَّقُوا اللهَ یَجْعَلْ لَکُم فُرقاناً﴾ اَلْأَنفال: 29
اگر از خدا پروا کنید، برایتان نیروی تشخیص حق از باطل قرار می‌دهد.
أَداة الشَّرطِ: إنْ
فِعلَ الشَّرطِ: تَتَّقُوا
جوابَ الشَّرطِ: یَجْعَلْ

4- مَنْ سَأَلَ فی صِغَرِهِ، أَجابَ فی کِبَرِهِ. اَلْإمامُ عَلیٌّ (ع)
هرکس در خردسالی‌اش بپرسد، در بزرگسالی‌اش پاسخ می‌دهد.
أَداة الشَّرطِ: مَنْ
فِعلَ الشَّرطِ: سَأَلَ
جوابَ الشَّرطِ: أَجابَ

5- مَنْ زَرَعَ الْعُدْوانَ، حَصَدَ الْخُسْرانَ. اَلْإمامُ عَلیٌّ (ع)
هرکس دشمنی بکارد، زیان درو می‌کند.
هرکس دشمنی کاشت، زیان درو کرد.
أَداة الشَّرطِ: مَنْ
فِعلَ الشَّرطِ: زَرَعَ

جوابَ الشَّرطِ: حَصَدَ

اَلتَّمرینُ الْخامِسُ (صفحهٔ 45 کتاب درسی)

تَرْجِمِ الْأفعالَ فِی الْجُمَلِ التّالیَةِ؛ ثُمَّ عَیِّنْ نَوعَها وَ صیغَتَها.

1- لا تَکْتُبْ عَلَی الْأَثَرِ التّاریخیِّ.
بر روی اثر تاریخی ننویس.
نَوعُ الْفِعْلِ: لا تَکْتُبْ: مضارع للنهی
صیغَةُ الْفِعْلِ: للمخاطب (دوم شخص مفرد مذکر)

2- اَلْفَریقانِ یَتَعادَلانِ مَرَّةً ثانیَةً.
دو تیم برای بار دوم باهم مساوی شدند.
نَوعُ الْفِعْلِ: یَتَعادَلانِ: مضارع
صیغَةُ الْفِعْلِ: للغائبانِ (سوم شخص جمع)

3- اِمْتَلَأَ اَلْمَلعَبُ بِالْمُتَفَرِّجینَ.
ورزشگاه از تماشاچیان پر شد.
نَوعُ الْفِعْلِ: اِمْتَلَأَ: ماضی
صیغَةُ الْفِعْلِ: للغائب (سوم شخص مفرد)

4- رَجاءً، فَکِّروا قَبْلَ الْکَلامِ.
لطفاً قبل از سخن گفتن فکر کنید.
نَوعُ الْفِعْلِ: فَکِّروا: امر
صیغَةُ الْفِعْلِ: للمخاطبین (دوم شخص جمع)

5- إنّی سَجَّلْتُ هَدَفَینِ.
همانا من دو گل را زدم.
نَوعُ الْفِعْلِ: سَجَّلْتُ: ماضی
صیغَةُ الْفِعْلِ: للمتکلم وحدة (اول شخص مفرد)

درس 3: عَجائِبُ الْمَخلوقاتِ