خانه
گاما

درسنامه آموزشی فلسفه (1) کلاس یازدهم انسانی و معارف

درس 2: ریشه و شاخه‌های فلسفه

بازدید50/1 K
تاریخ بروزرسانی1401/08/24

دسته‌بندی (صفحه 12 کتاب درسی)

 

گزاره‌های فلسفی زیر، نظر برخی فیلسوفان دربارۀ موضوعات مختلف فلسفی است. اگر دقت کنید، می‌بینید برخی از آنها اساسی‌تر و بنیادی‌تر هستند. این گزاره‌ها را در ردیف یک و بقیه را در ردیف دو بنویسید.

1- انسان ذاتا به زندگی اجتماعی گرایش دارد (مدنی بالطبع است).
2- هستی یک وجود بی‌انتهاست و حد و مرزی ندارد.
3- اساس حکومت و سیاست را قدرت تشکیل می‌دهد.
4- زندگی را با امید به آینده بنا کن، زیرا جهان طراحی دقیقی دارد.
5- تاریخ انسان از قانون‌مندی خاصی پیروی می‌کند.
6- درک واقعیت‌های هستی امکان پذیر است.
7- برخی از فضائل اخلاقی ذاتا ارزشمند هستند.
8- قانون علّیت در سراسر عالم جاری و ساری است.
9- موجودات جهان به دو دستۀ زوال پذیر و زوال ناپذیر تقسیم می‌شوند.
10- راه‌های مختلفی برای شناخت جهان وجود دارد.

1 2
2- هستی یک وجود بی‌انتهاست و حد و مرزی ندارد.
4- زندگی را با امید به آینده بنا کن، زیرا جهان طراحی دقیقی دارد.
6- درک واقعیت‌های هستی امکان پذیر است.
8- قانون علّیت در سراسر عالم جاری و ساری است.
9- موجودات جهان به دو دستۀ زوال پذیر و زوال ناپذیر تقسیم می‌شوند.
10- راه‌های مختلفی برای شناخت جهان وجود دارد.
1- انسان ذاتا به زندگی اجتماعی گرایش دارد (مدنی بالطبع است).
3- اساس حکومت و سیاست را قدرت تشکیل می‌دهد.
5- تاریخ انسان از قانون‌مندی خاصی پیروی می‌کند.
7- برخی از فضائل اخلاقی ذاتا ارزشمند هستند.

دانش فلسفه دارای یک بخش اصلی و تعدادی بخش‌های فرعی است. بخش اصلی به منزلۀ ریشه و اساس فلسفه است و بخش‌های فرعی در حکم شاخه‌ها و ستون‌های آنند. در این درس می‌خواهیم با ریشه و شاخه‌های این دانش آشنا شویم.

بخش اصلی و ریشه‌ای فلسفه

این بخش از فلسفه درصدد بحث و بررسی اصل و حقیقت وجود و مسائل پیرامون آن است. فیلسوفان تلاش می‌کنند قوانین و احکامی را که مربوط به خود هستی و وجود است به‌دست آورند؛ مثلا بدانند که آیا در هستی قانون علیت جاری است یا نه.

البته از آنجا که معرفت به وجود، فرع بر امکان شناخت آن است، آنان می‌خواهند توانایی انسان در شناخت هستی را هم بررسی کنند و بدانند که بشر چگونه و با چه ابزاری می‌تواند به‌شناخت هستی بپردازد؛ مثلاً می‌خواهند بدانند که آیا انسان می‌تواند قانون علیت را دریابد و به‌وجود چنین قانونی در جهان مطمئن باشد؟ از این رو بخش اصلی و ریشه‌ای فلسفه را به دو بخش تقسیم می‌کنیم:

1- هستی‌شناسی، که دربارۀ قوانین و احکام کلی و عامّ حاکم بر هستی و وجود بحث می‌کند.
2- معرفت‌شناسی، که توانایی انسان در شناخت هستی را مورد مطالعه قرار می‌دهد.

بررسی (صفحه 13 کتاب درسی)

 

بار دیگر به فعالیت ابتدای درس بازگردید و ببینید که کدام یک از گزاره‌ها مربوط به وجود شناسی و کدام مربوط به معرفت‌ شناسی است.
مبنایی‌ترین و کلی‌ترین گزاره‌ها در فعالیت قبلی مربوط به ریشه و اصل فلسفه است.

شاخه‌های فلسفه

شاخه‌های دانش فلسفه، آن دسته از دانش‌های فلسفی هستند که قوانین بنیادی وجود شناسی و معرفت شناسی را به محدوده‌های خاص منتقل می‌سازند و قوانین بنیادی آن محدودۀ از وجود را بیان می‌کنند؛ به‌طور مثال، اگر کسی در وجود شناسی پذیرفته باشد که «وجود بر دو قسم مادی و مجرد از ماده است» چنین کسی در انسان شناسی فلسفی خود می‌تواند بگوید که «انسان» نیز دارای دو بعُد مادی و مجرد است. حال، کسانی که معتقد باشند انسان دارای این دو بعُد است، در علومی همانند اخلاق و روان شناسی به ویژگی‌های بُعد مجرد او هم می‌پردازند.

بدین ترتیب، با تأمل فیلسوفانه در حوزه‌هایی مانند اخلاق، دین، تاریخ و طبیعت، شاخه‌هایی از فلسفه مانند فلسفۀ اخلاق، فلسفۀ دین، فلسفۀ تاریخ و فلسفۀ طبیعت شکل می‌گیرد. امروزه دامنۀ این فلسفه‌ها بسیار توسعه یافته و ناظر به بسیاری از پدیده‌ها یا رشته‌های علمی، شاخه‌هایی از فلسفه شکل گرفته‌اند، مانند فلسفۀ فرهنگ، فلسفۀ تکنولوژی و فلسفۀ حقوق.

- وجودشناسی و معرفت شناسی (ریشۀ فلسفه)
- فلسفۀ اخلاق و... (شاخه‌های فلسفه)
- علم اخلاق و... (دانش‌های خاص)

برخی این قبیل شاخه‌های فلسفه را «فلسفه‌های مضاف» می‌نامند؛ زیرا کلمۀ فلسفه به کلمه‌ای که نام آن دانش یا موضوع خاص است، اضافه شده است؛ مانند «فلسفۀ فیزیک» که به کلمۀ «فیزیک» اضافه شده است.

تکمیل کنید (صفحه 15 کتاب درسی)

 

نام هشت فلسفه مضافی را که می‌دانید، بنویسید.

هستی شناسی و معرفت شناسی:
انسان شناسی فلسفی
فلسفۀ تاریخ
فلسفۀ هنر
فلسفۀ سیاست
فلسفۀ اخلاق
فلسفۀ تربیت
فلسفۀ علم
فلسفۀ فیزیک

فلسفه‌های مضاف و علوم

دانستیم که مبانی و زیربناهای علوم در فلسفه بررسی می‌شوند و گاهی، به آن بخش از مباحث فلسفی که مبانی هر علم را بررسی می‌کنند، فلسفه مضاف آن علم گفته می‌شود. آنچه در فلسفه‌های مضاف پذیرفته شود، اساس و شالودۀ نظریات در علوم قرار می‌گیرد. برای روشن‌تر شدن این ارتباط، به نمونۀ زیر توجه کنید:

فلسفۀ علوم اجتماعی، یکی از شاخه‌های مهم فلسفه است. یکی از مسائل مورد توجه در این شاخه از فلسفه این است که آیا جامعه اصالت و اهمیت دارد یا فرد. گروهی از فیلسوفان پیرو اصالت فرد هستند و جامعه را مجموعه‌ای از افراد می‌دانند که کنار هم زندگی می‌کنند. گروهی دیگر از فیلسوفان معتقدند که افراد یک جامعه نقش و هویت مستقلی ندارند و افکار و اندیشه‌ها و تصمیم‌گیری‌های آنان تابع شرایط اجتماعی آنان است. این دو دیدگاه که در فلسفۀ علوم اجتماعی شکل گرفته، تأثیر زیادی در شیوۀ بررسی مسائل اجتماعی توسط جامعه شناسان دارد. آنان که به اصالت فرد اعتقاد دارند، همواره منافع و مصلحت افراد را بر منافع جامعه مقدم دانسته و در برنامه‌ریزی‌های فرهنگی و اقتصادی و نظایر آن، بیشتر به منافع و رشد فرد توجه دارند و در سیاست نیز معتقد به «لیبرالیسم» هستند که تأمین کنندۀ آزادی‌های فردی است.

امّا آنان که برای جامعه اصالت قائلند، برنامه‌های فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی آنان، سمت و سویی اجتماعی دارد و منافع جمع را در اولویت قرار می‌دهند و در سیاست نیز به «سوسیالیسم» اعتقاد دارند که تأمین کنندۀ منافع جمعی است.

در این میان، دیدگاه سومی نیز وجود دارد که معتقد است هم افراد اصالت دارند و هم جامعه. اینان معتقدند که گرچه افراد تحت تأثیر عوامل اجتماعی قرار می‌گیرند، اما هیچ‌گاه قدرت اختیار و تصمیم‌گیری خود را از دست نمی‌دهند و توانایی تأثیرگذاری بر جامعه و حتی تغییر جامعه را دارند. همچنین معتقدند که جامعه صرفاً جمع افراد نیست، بلکه با گردهم آمدن افراد و زندگی طولانی آنان با یکدیگر، یک روح جمعی در جامعه شکل می‌گیرد که می‌تواند برافراد جامعه تأثیر بگذارد و آنها را تابعی از ویژگی‌ها و ساختار جامعه قرار دهد. این دیدگاه فلسفی قائل به اصالت فرد و جامعه، توأمان است.

تطبیق (صفحه 16 کتاب درسی)

 

به این کلمات و اصطلاحات توجه کنید: مالکیت خصوصی، مالکیت دولتی، عدالت، آزادی، سرمایه‌داری، بیمه‌های فراگیر، تعاونی‌های اقتصادی، مدارس خصوصی، مدارس دولتی؛ این کلمات، با کدام یک از دو دیدگاه در فلسفۀ علوم اجتماعی تناسب بیشتری دارند؟

  کلمات و اصطلاحات
اصالت فرد مالکیت خصوصی - آزادی - سرمایه‌داری- مدارس خصوصی
اصالت جامعه مالکیت دولتی - عدالت - بیمه‌های فراگیر - تعاونی‌های اقتصادی - مدارس دولتی

دسته‌بندی (صفحه 17 کتاب درسی)

 

بار دیگر به فعالیت ابتدای درس بازگردید و نام فلسفۀ مضاف هر یک از گزاره‌ها را که به شاخه‌های فلسفه مربوط می‌شوند، روبه‌روی آنها بنویسید.

گزاره نام فلسفۀ مضاف
1- انسان ذاتا به زندگی اجتماعی گرایش دارد (مدنی بالطبع است)
3- اساس حکومت و سیاست را قدرت تشکیل می‌دهد.
4- زندگی را با امید به آینده بنا کن، زیرا جهان طراحی دقیقی دارد.
5- تاریخ انسان از قانون‌مندی خاصی پیروی می‌کند.
6- درک واقعیت‌های هستی امکان پذیر است.
فلسفه اجتماع یا فلسفه جامعه شناسی
فلسفه سیاست
انسان شناسی فلسفی
فلسفه تاریخ
فلسفه اخلاق

به کار ببندیم (صفحه 18 کتاب درسی)

 

علی و دوستش در مورد موضوع علم فیزیک بحث می‌کنند. علی معتقد است موضوع فیزیک در فلسفه تعریف و اثبات می‌شود اما دوستش اعتقاد دارد فیزیک هیچ ربطی به فلسفه ندارد، زیرا برخی از فیزیک‌دانان به اثبات موضوع فیزیک پرداخته‌اند.

نظر شما در این باره چیست؟ موقعی که دانشمند فیزیک به اثبات موضوع علم خود می‌پردازد آیا کار یک فیزیک‌دان را انجام می‌دهد یا وارد قلمرو دیگری شده است؟ نظر خود را با دلیل در کلاس ارائه کنید.

یکی از فلسفه‌های مضاف فلسفهٔ فیزیک است. امروزه کتاب‌های زیادی در این شاخهٔ فلسفه نوشته می‌شود تا رابطه فیزیک با فلسفه و دیدگاه‌های موجود در فلسفهٔ فیزیک را تبیین کنند. مسائلی مانند قابل شناخت بودن طبیعت، درستی روش تجربه و آزمایش و کاربرد آن در طبیعت، یکسان عمل کردن طبیعت، تبعیت موجودات طبیعی از اصل علیت و به خصوص اصل حرکت و اصل جسم و موجود طبیعی در فلسفهٔ طبیعت و فیزیک قابل اثبات است ولی فیزیک به اثبات طبیعت نمی‌پردازد؛ بلکه آن را مفروض می‌گیرد و به مسائل پیرامون فیزیک می‌پردازد.
قضایایی همچون: 
من مطمئن هستم که اگر دستم را در آتش بگیرم، می‌سوزد، همهٔ فلزات در همه جا در اثر حرارت منبسط می‌شوند، هنگامی که آب در صد درجه به جوش نیاید، احتمالاً در آب مواد ناخالصی وجود دارد.
قضایایی علمی و فیزیکی هستند که با یک پشتوانهٔ فلسفی بیان شده‌اند، مثلاً در قضیهٔ اول از رابطهٔ علیت که هر پدیده‌ای علتی دارد و نیز سنخیت علیت که از هر علتی معلول خاصی پدید می‌آید استفاده شده است.

درس 2: ریشه و شاخه‌های فلسفه