درسنامه آموزشی اقتصاد کلاس دهم ادبیات و علوم انسانی
درس 11: رشد و پیشرفت اقتصادی
موقعیت
ارادههای مستحکم وقتی با امیدهای ریشهدار همراه میشوند، هر ناممکنی را ممکن میسازند. موضوعات ناراحت کنندهای که هر روز از آسمان و زمین بر سر تولیدکنندگان مستقل میریخت، رفتهرفته داشت جای خود را به گشایش و خوشی برای آقای محمدی میداد. ورود شرکتهای دانشبنیان و استفاده آقای محمدی از فکر جوانان و همت جهادیشان، شبهای سیاه رکود را به روزهای روشن رونق تولید تبدیل کرده بود؛ اما داستان بقیه تولیدکنندگان کمی متفاوت بود. هنوز عده زیادی از تولیدکنندگان در آستانه ورشکستگی و یا تعطیلی بودند و این اخبار برای خانواده محمدی خوشایند نبود، چرا که شرایط مشابه را تازه تجربه کرده بودند و طعم تلخ آن را تازه از کامشان بیرون کرده بودند.
صبح یک روز جمعه، بعد از صبحانه، آقای محمدی داشت گروههای مجازی را در تلفن همراهش بررسی میکرد که ناخودآگاه با صدای بلند آهی کشید.
ستایش: وای نه! بابا ما دیگه تحملشو نداریم. اگه برای کارگاه اتفاقی افتاده لطفا چیزی نگین!
پدر: نه باباجون! ما که به لطف خدا اوضاعمون داره خوب میشه. البته کمک شما دوتا هم بیتاثیر نبوده.
مادر: حالا چی شده که ناراحت شدین؟
پدر: یکی از رفقام که باهم شروع کردیم، پیام زده توی گروه که کارگاهشو با همه تجهیزاتش میفروشه. معلومه که کم آورده.
ستایش: خب شما نمیتونین کمکش کنین؟
مادر: مگه حوزه کاریش با شما یکیه؟
پدر: نه! اون توی کار تولید پلاستیکه.
امیرعلی: خب خودش باید یاد بگیره. بعدشم به قول قدیمیا هر کسی باید کلاه خودشو بچسبه. ما چیکار به بقیه داریم!
پدر: راستش منم مثل تو فکر میکردم؛ میگفتم هر کسی باید به فکر خودش باشه؛ ولی الان بعد از این شرایط حسم عوض شده.
امیرعلی: یعنی الان دیگه این حرفو قبول ندارین؟ هر کسی کار خودشو درست انجام بده، همه درست میشن دیگه.
پدر: واقعاً نمیدونم چیبگم. خودم هنوز به جمعبندی نرسیدم؛ ولی حسم دیگه مثل قبل نیست.
مادر: آخه اگر هر کسی به فکر منافع فردی خودش باشه، قصهمون میشه قصه الان کشور. طرف پولاشو برمیداره و باهاش سکه و دلار و ماشین میخره تا خودش بعدا گرونتر بفروشه. خودش سود میکنه اما دودش توی چشم بقیه میره.
پدر: مامان راست میگه. منم به خاطر همین چیزا میگم حسم نسبت به این موضوع عوض شده.
گفتوگو در کلاس (صفحه 116 کتاب درسی)
1- شما نظر امیرعلی را بیشتر میپسندید یا نظر مادرش را؟
2- به نظر شما افزایش رفاه یک شخص میتواند لزوما رشد جامعه را در پی داشته باشد؟
3- چه رابطهای میان رشد اقتصادی هر فرد و هر شرکت، با پیشرفت اقتصاد ملی وجود دارد؟
نقشه راه
در این درس میخواهیم درباره رشد و پیشرفت اقتصادی گفتوگو کنیم. در پایان این درس خواهیم توانست:
- نرخ رشد اقتصادی (رشد تولید ناخالص داخلی) را محاسبه کنیم.
- وضعیت توزیع درآمد افراد یک جامعه را بر اساس سهم دهکها محاسبه کنیم.
- درباره شاخص توسعهانسانی توضیح دهیم.
تکاپو برای پیشرفت
شما ممکن است رشد خود را در افزایش سطح آگاهی و تحصیلات خود بدانید و دوست شما رشد خودش را در ایجاد و گسترش یک کسب و کار درآمدزا میبیند. در اقتصاد معمولاً کشورهایی را که از قدرت تولیدی بالاتر و درآمد بیشتری برخوردار باشند، پیشرفتهتر میدانند. افزایش قدرت تولید کشور در گرو افزایش قدرت تولید شرکتهای تولیدی و سازوکارهای مناسب برای ایجاد کسب و کار و داد و ستدهای مناسب است. کشورهای پیشرفته معمولاً درآمد و تولید بالایی دارند و درآمدها به صورت عادلانهتری توزیع شده است و تعداد بیکاران این کشورها نیز کم است. رشد و پیشرفت، نقطه مقابل رکود است. یک کشور پیشرفته در برابر شوکهای اقتصادی، قدرت مقاومت دارد؛ از ثبات نسبی قیمتها و بازارها برخوردار است؛ میتواند در شرایط بحرانی نیازهای اولیه خودش را تأمین و حتی مازاد آن را صادر کند. معمولاً کشورهای پیشرفته از سطح سواد و بهداشت عمومی بالایی برخوردارند و روحیه اعتماد و همبستگی میان مردم این کشورها برای تکاپو و تلاش اقتصادی، برجسته است. کشورهای پیشرفته در سطح منطقه و جهان تأثیرگذارند. در یک کلمه، کشورهای پیشرفته، کشورهای قدرتمندی محسوب میشوند و بقیه روی آنها حساب باز میکنند. پیشرفت اقتصادی کشور دارای مؤلفههایی است که میتوان مهمترین آنها را رشد اقتصادی، شاخصهای توسعه انسانی (نظیر بهداشت، سواد و امید به زندگی) و شاخص توزیع عادلانه درآمد دانست.
رشد اقتصادی
اگر در جامعهای میزان واقعی تولید در دورهای معین نسبت به دوره قبل افزایش یابد، میگوییم در آن جامعه رشد (growth) صورت گرفته است. رشد به معنای افزایش تولید است؛ بنابراین مفهومی کمی است. کشورها معمولاً با سرمایهگذاری بیشتر یا بهکارگیری روشهای بهتر و فناوری مناسبتر، ظرفیتتولیدی خود را افزایش میدهند و این امر به درآمد بیشتر میانجامد. به همین دلیل گاهی افزایش شاخص رشد یک کشور را با افزایش درآمد آن معادل در نظر میگیرند.
یک منشأ رشد اقتصادی افزایش در منابع است؛ برای مثال، اگر جمعیت در طول زمان رشد کند، به طور کلی عرضه نیروی کار هم افزایش مییابد. سرمایههای فیزیکی کشور میتواند با سرمایهگذاری در کارخانهها، ساختمان ادارات، ماشینآلات و مغازهها افزایش یابد. سرمایه انسانی با آموزش افزایش مییابد. با منابع در دسترس بیشتر، یک کشور میتواند کالا و خدمات بیشتری تولید کند.

بررسی رشد با الگوی مرز امکانات تولید
از الگوی مرز امکانات تولید که در درس چهارم فراگرفتید، میتوانیم برای نشان دادن تأثیرات رشد اقتصادی استفاده کنیم. به نمودار سمت چپ از شکل زیر نگاه کنید. محور افقی مقدار غذای تولید شده در کشور را نشان میدهد و محور عمودی همه مقادیر از کالاهای دیگر؛ یعنی کالاها و خدمات به جز غذا را که در کشور تولید شده است، نشان میدهد. تصمیمگیری بین یک واحد «واحد» و یک واحد «از کالاهای دیگر» واقعا دشوار است؛ اما به این فکر کنید که واحد «غذا» همه انواع غذاها و واحد «کالاهای دیگر» همه انواع کالاها و خدمات را در بر میگیرد.

فرض کنید کشوری ابتدا نقطه X را انتخاب میکند. روشن است که مردم مقدار بیشتری از غذا و سایر کالاها میخواهند تا سلامتی و رفاه بیشتری داشته باشند. اگر با صرفهجویی، سرمایهگذاری بیشتری انجام دهند، با گذشت زمان، ظرفیت تولیدی آنها توسعه مییابد و مرز امکانات تولید به سمت بالا منتقل میشود. نمودار سمت راست شکل بالا مرز امکانات قبلی و مرز امکانات جدید را نشان میدهد. رشد اقتصادی به کشور امکان میدهد تا غذا و کالاهای دیگر بیشتر و بیشتری را تولید و مصرف کند.
رشد اقتصادی یک هدف مشترک است، زیرا کشور را قادر میسازد کالاها و خدمات بیشتری تولید کند و گام مؤثری برای تأمین نیازها و خواستههای شهروندان خود بردارد. وقتی که اقتصاد رشد میکند، کشور قادر است از هر چیزی مقدار بیشتری تولید کند. با این حال هر کشور برای اینکه از مواهب رشد اقتصادی در آینده لذت ببرد، باید چیزهایی را در زمان حال در اقتصاد فدا کند؛ باید منابعی را که میتوانست برای ساختن کالاهای مصرفی در زمان حال استفاده شود، برای ساختن انواع سرمایهها و توسعه روشهای تولید بهتر برای آینده صرف کند. همانطور که شما هم گاهی از بعضی خریدهای لذت بخش صرف نظر میکنید تا پولتان را برای انتخابهای دیگری در آینده که زندگی شما را بهتر میکند، پس انداز کنید.
فعالیت فردی در کلاس (صفحه 120 کتاب درسی)
در درس چهارم با مفهوم کارایی آشنا شدیم و در این درس درباره رشد سخن گفتیم. تفاوت بین دستیابی به کارایی و رشد اقتصادی را با کمک نمودار توضیح دهید.

چگونه رشد اقتصادی را اندازهگیری کنیم؟ تولید (درآمد) ناخالص داخلی
همانطور که گفتیم، رشد به معنای افزایش تولید است. بنابراین اقتصاددانان برای اندازهگیری رشد، به میزان رشد تولیدات یک کشور در طول سال مینگرند. تولید ناخالص داخلی یک کشور (GDP) (Gross Domestic Product) ارزش پولی همه کالاها و خدماتنهایی تولید شده در داخل مرزهای یک کشور در طول یکسال است. با فرض اینکه هر تولید داخلی، درآمدی را برای تولیدکنندگان آن ایجاد کرده است، میتوان درآمد داخلی را نیز معادل تولید داخلی دانست. درآمد داخلی، مجموع درآمدهایی است که در طول سال برای کشور بهدست میآید. با تقسیم درآمد داخلی به جمعیت کشور، درآمد سرانه بهدست میآید.
برای فهم بهتر تولید داخلی، بر پنج کلید واژه مهم این تعریف تمرکز میکنیم: «ارزش پولی»، «همه کالاها و خدمات»، «نهایی»، «درون مرزهای کشور» و «در یک سال».
ارزش پولی: برای اندازهگیری تولید کشور، نیاز به یک واحد مشترک داریم که بتوانیم هر چیزی را که تولید شده است، اندازهگیری کنیم. از هر واحد اندازهگیری مثل کیلوگرم هم میشود استفاده کرد؛ اما شاید نتیجه مفید نباشد؛ چرا که قطعاً یک کیلوگرم چیپس سیبزمینی با یک کیلوگرم چیپست رایانه قابل جمع شدن نیست! در عوض وقتی همه را به ارزش پولی که از بازار به دست آمده برگردانیم و آنها را جمع کنیم، منطقیتر میشود. در این صورت صرفنظر از ابعاد و اندازه و وزن، هر کالا با ارزشی که در بازار داشته در محاسبة مقدار تولید لحاظ خواهد شد.
کالا و خدمات: تولید فقط محدود به تولید کالاهایی مانند توپ و لبنیات نیست، بلکه خدماتی مانند خدمات لولهکشی، خلبانی هواپیما، رانندگی کامیون و معاینه پزشکی هم تولید است و باید در محاسبه ما لحاظ شود.
تولیدنهایی: برای اندازهگیری تولید ناخالص داخالصی، تنها کالا و خدماتنهایی را در نظر میگیریم، نه محصولات واسطهای را؛ چراکه کالاها و خدمات واسطهای همگی در تولیداتنهایی محاسبه شدهاند و اگر آنها را هم جداگانه محاسبه کنیم، دچار خطای محاسبه مجدد میشویم. مثال پنبه و لباس را (در درس مالیات بر ارزش افزوده)، به یاد آورید. برای محاسبه ارزش لباسهای تولید شده، لازم نیست ارزش محصولاتی نظیر پنبه و نخ و پارچه را نیز جداگانه محاسبه کنیم؛ بلکه با محاسبه ارزش کل لباسهای تولید شده، خود به خود ارزش کالاهای واسطهای که در آن به کار رفته است نیز محاسبه میشود.
داخل مرزهای یک کشور: تولید ناخالص داخلی، تولیداتی را که در داخل مرزهای یک کشور تولید میشود، اندازه میگیرد؛ صرفنظر از اینکه چه شهروندی آن را تولید کرده است. از این رو، تولید ناخالص داخلی ایران، جمع تمام تولیداتی است که شرکتها و افرادی که در ایران فعالیت میکنند، آنها را تولید کردهاند؛ حتی اگر بخشی از این تولید متعلق به خارجیها باشد.
در یک سال: تولید ناخالص داخلی تنها شامل کالاهای نهایی و خدمات تولید شده در یک سال تقویمی از اول فروردین تا پایان اسفند است. این مقدار شامل فروش اقلام باقی مانده از سال قبل نمیشود؛ یعنی چیزهایی که در یک سال ساخته میشود و در سال بعد فروخته میشود.
مواردی که در تولید ناخالص داخلی محاسبه نمیشوند
بهدلیل دشواریهای محاسباتی برخی از اقلام تولیدی در اندازهگیری تولید ناخالص داخلی لحاظ نمیشوند:
اول: کار بدون دستمزد؛ مانند کارهایی که در خانه انجام میگیرد یا خدماتی که در خیریهها بهصورت داوطلبانه ارائه میشود و پولی برای آنها رد و بدل نمیگردد، اگر چه دارای ارزش بالایی هستند، اما در محاسبات تولید ناخالص داخلی غایباند!
دوم: خرید و فروش کالاهای دستدوم از جمله خودرو، مبلمان یا خانه در محاسبات لحاظ نمیشوند. این قبیل کالاها زمانی که برای اولین بار تولید و فروخته شدهاند، بهحساب آمدهاند.
سوم: تولیدات اقتصاد زیرزمینی، غیرقانونی و قاچاق که اطلاعات دقیقی از آنها در دست نیست و عملاً محاسبه آنها مشروعیت بخشی به اینگونه فعالیتها تلقی میشود.
فعالیت خارج از کلاس (صفحه 121 کتاب درسی)
تولید خالص و ناخالص!
شاید برای شما این پرسش به وجود آمده باشد که واژه ناخالص در عبارت تولید ناخالص داخلی، چیست و تفاوتش با خالص در کجاست؟ در این باره تحقیق کنید.
|
|
|
محاسبه تولید ناخالص داخلی و نرخ رشد آن
برای محاسبه تولید ناخالص داخلی، مجموع ارزش کالاهای تولید شده کشور را در یک سال محاسبه میکنیم. همچنین اگر بخواهیم بدانیم تولیدات سال جاری نسبت به سال قبل، چه میزان رشد داشته است، میتوانیم از رابطه زیر استفاده کنیم:

مهمترین دلیل برای اندازهگیری تولید ناخالص داخلی، نظارت بر تغییرات تولید در طول زمان است. اما چون تولید ناخالص داخلی به واحد پولی اندازهگیری میشود، با یک مشکل مواجه هستیم: قیمت کالاها و خدماتی که تولید ناخالص داخلی را تشکیل میدهند بهطور مداوم در حال تغییر است. برای مثال، فرض کنید یک میلیون خودرو در ایران در سال جاری تولید شود و میانگین قیمت یک خودرو 50 میلیون تومان باشد. مجموع تولیدات خودرو برای سالجاری عبارت است از:
![]()
پس:
حال اگر سال بعد قیمت متوسط خودرو به 60 میلیون افزایش یابد، برآورد 10 هزار میلیارد تومانی برای تغییر تولید نادرست است؛ چرا که در واقع، همان یک میلیون خودرو تولید شده است و تنها قیمتها تغییر کرده است! اقتصاددانان برای حل این مشکل راهحلی دارند؛ قیمتهای محاسباتی باید در سالی که به آن سال پایه گفته میشود، ثابت فرض شوند. به این ترتیب اثرات انحرافی تغییر قیمت بر محاسبۀ تولید حذف میشود و تولید واقعی (real GDP) اندازهگیری میشود.
مثال:
تولید ناخالص داخلی را برای اقتصادی با دو کالا و قیمتهای زیر بهصورت اسمی و واقعی محاسبه کنید:

محاسبه GDP اسمی در هر سال:

محاسبه GDP واقعی در هر سال با استفاده از سال 1395 به عنوان سال پایه:

معمولاً از نمودارهای رشد تولید ناخالص داخلی، برای نشان دادن رشد اقتصادی کشورها استفاده میشود. نمودار زیر تولید ناخالص داخلی کشور ما را از سال 1383 تا 1396 نشان میدهد.
شاخصهای دیگر اندازهگیری پیشرفت اقتصادی
اقتصاددانان به ما میگویند که شاخصهای مربوط به رشد کمی اقتصاد و افزایش تولید ناخالص، به تنهایی نمیتواند نشاندهنده میزان پیشرفت یک کشور باشد. پیشرفت کشور فقط محدود به رشد کمّی آن، یعنی افزایش تولید ناخالص داخلی نیست؛ بلکه ابعاد دیگری نیز دارد. فرض کنید کشوری ازلحاظ میزان درآمد و تولید ناخالص داخلی، وضعیت مطلوبی دارد. این به معنای آن است که کشور در زمینه رشد ثروت، پیشرفت خوبی داشته است. اما آیا میتوان نتیجه گرفت که این کشور در توزیع ثروت تولید شده در میان مردم نیز پیشرفته است؟ اقتصاددانان معمولاً در این مورد از مثال کیک استفاده میکنند. آیا بزرگتر شدن یک کیک، به معنای آن است که سهم افراد مختلف از آن کیک عادلانه است؟ بسیاری از کشورهایی که دارای رشد درآمد بالایی هستند، نظیر چین و آمریکا، گرفتار نابرابری درآمدیاند؛ بدین معنی که بخش بزرگی از ثروت تولید شده، تنها به گروههای محدودی از جامعه تعلق دارد و اکثریت جامعه از درآمد کمتری برخوردارند. برای نشان دادن وضعیت نابرابری در اقتصاد از شاخصهای گوناگونی استفاده میشود که ما به یکی از آنها اشاره میکنیم.
شاخص دهکها
یکی از شاخصهای سنجش وضعیت توزیع درآمد، شاخص «دهک» (decimal) هاست. از شاخص دهکها در برخی گزارشهای اقتصادی و به منظور نشان دادن پیشرفتهایی که در زمینه عدالت اقتصادی رویداده است، استفاده میشود. برای محاسبه این شاخص، مردم کشور را به ده گروه جمعیتی مساوی تقسیم میکنند. در طبقهبندی این ده گروه، سطح درآمد از کمترین به بیشترین مدنظر قرار میگیرد. به عبارت دیگر، گروه اول، که ده درصد اولیه جمعیت را تشکیل میدهند، کمترین درصد درآمد ملی و 10 درصد آخر بیشترین درصد درآمد ملی را دارند. آمارهای مربوط به سهم این دهکها در جامعه، چگونگی توزیع درآمد را نشان میدهد. جدول زیر بیانگر چگونگی توزیع درآمد در ایران در سال 1391 است.
| سهم دهک اول | 2/7 درصد |
| سهم دهک دوم | 4 درصد |
| سهم دهک سوم | 5 درصد |
| سهم دهک چهارم | 6 درصد |
| سهم دهک پنجم | 7/2 درصد |
| سهم دهک ششم | 8/4 درصد |
| سهم دهک هفتم | 10 درصد |
| سهم دهک هشتم | 12 درصد |
| سهم دهک نهم | 15/7 درصد |
| سهم دهک دهم | 29 درصد |
| 100 درصد جمعیت کشور | 100 درصد درآمد ملی |
فعالیت فردی در کلاس (صفحه 125 کتاب درسی)
در کشوری با ده میلیون نفر جمعیت، درآمد ملی معادل 50،000 میلیارد ریال است. اگر فرض کنیم که توزیع درآمد در این کشور دقیقا مطابق با درصدهای مشخص شده در جدول بالا است، سهم هر دهک از درآمد ملی را تعیین کنید.
وضعیت توزیع درآمد
با محاسبه نسبت دهک دهم به دهک اول در کشورهای مختلف، شاخصی بهدست میآید که برای مقایسه وضعیت توزیع درآمد به کار میرود. هر چه این نسبت بیشتر باشد، توزیع درآمد در آن جامعه نامناسبتر است. در جدول بالا، سهم دهک دهم از درآمد ملی حدود ده برابر سهم دهک اول است.
گاهی درآمدهای مردم برای بهدست آوردن شاخص دهکها، قابل ثبت نیست. به همین دلیل اقتصاددانان برای بهدست آوردن اختلاف درآمدی، اختلاف هزینهای را محاسبه میکنند. در این حالت هزینه خانوار نماینده درآمد آن است.
نمودار زیر نشان میدهد که در سال 1380، دهک دهم (ده درصد ثروتمندان)، شانزده برابر دهک اول (ده درصد فقیر جامعه) درآمد داشتهاند. این رقم برای سال 1390 به یازده برابر و در سال 1396، به چهارده برابر رسیده است. آیا میتوانید وضعیت نابرابری درآمدی را با توجه به این نمودار، در سالهای مختلف تحلیل کنید؟
شاخص توسعه انسانی
یکی از شاخصهای رایج جهانی برای اندازهگیری پیشرفتهای اقتصادی کشورهای گوناگون، شاخصهای توسعه انسانی (HDI) (Human Development Index) است. مؤلفههایی نظیر میزان امید به زندگی در بدو تولد، میانگین سالهای تحصیل، سرانه درآمد ناخالص ملی و شاخصهای نابرابری تشکیلدهنده شاخص توسعهانسانی است. علاوه بر این، مؤلفههایی نظیر نرخ باروری، نابرابریهای جنسیتی، دسترسی به آب آشامیدنی سالم، بهداشت عمومی، شاخصهای فقر و پایداری محیطی (مثل انرژیهای تجدیدشونده و فسیلی، کاهش آلایندههای محیطزیست و گازهای گلخانهای، نقصان منابع طبیعی و تغییرات نواحی جنگلی)، در گزارشهای توسعه انسانی منعکس میشود.
اگر معیارهای اندازهگیری رشد اقتصادی، یعنی رشد تولید ناخالص داخلی را با معیارهای اندازهگیری نابرابری درآمدی و نیز سایر شاخصها نظیر شاخص امید به زندگی، میزان سواد و یا شاخصهای مربوط به بهداشت، ترکیب کنیم، تصویر کاملتری از پیشرفت اقتصادی یک کشور بهدست میآوریم. شاخص توسعه انسانی (HDI) ترکیبی از این شاخصهاست و از این رو تصویر بهتری از پیشرفت کشور ارائه میدهد. در گزارش توسعه انسانی، ایران در رتبه 65 و جزو کشورهای با توسعه یافتگی بالا به شمار میرود.
الگوی پیشرفت اسلامی - ایرانی
هر چند شاخصهای توسعه انسانی در کنار شاخصهای رشد تولید، تصویر مناسبتری از پیشرفت یک کشور ارائه میکند؛ اما آیا به نظر شما این تصویر از پیشرفت کامل است؟ آیا شاخصهای دیگری مانند مبارزه با فساد، بهبود فضای کسب و کار، رشد علم و فناوری، موضوعات محیطزیستی و پیشرفتهای فرهنگی و معنوی را نباید در ارزیابی از پیشرفتمان در نظر بگیریم؟ آیا به نظر شما تفاوتهای بومی و محلی و تاریخی و فرهنگی کشورها در تعیین شاخصهای پیشرفت دخالتی ندارد؟ آیا ارزشهای اجتماعی - اقتصادی جامعه ما با جوامع اروپایی، آمریکایی یا چینی یکسان است؟ اگر یکسان نیست، این تنوع ارزشها و آداب و رسوم چگونه در شاخصهای پیشرفت یک کشور خود را نشان میدهد؟ آیا عدالت اقتصادی و اجتماعی به همان اندازه برای ما اهمیت دارد که برای کشورهای سرمایهداری غربی؟ آیا نگاه ما به زندگی انسانها با نگاه ژاپنیها به زندگی انسانها هیچ تفاوتی ندارد؟ رشد و توسعه بخشی از پیشرفت کشور ماست، اما همه آن نیست.
برخی از کشورها و سازمانهای بینالمللی در طول سدههای گذشته، از شاخصهای توسعه و همچنین نهادهایی که ظاهرا با هدف توسعه اقتصادی به وجود آمدهاند، برای تحمیل الگوها و سبک زندگی غربی استفاده کردهاند. در کشور ما هر چند تلاشهایی در جهت استقرار نظام اقتصادی اسلام صورت گرفته است؛ اما متأسفانه همچنان نهادهای سرمایهداری، در جهت انباشت ثروت در دست عدهای محدود و توزیع ناعادلانه آن فعالیت دارند. این نگرانیها باعث شده است تا اندیشمندان کشورمان به فکر دستیابی به یک الگوی بومی برای پیشرفت باشند. الگویی که با شرایط فرهنگی، اقلیمی و تاریخی کشور سازگار باشد و بتواند راه روشنی را پیشپای مردم ما قرار دهد. الگوی پیشرفت اسلامی ایرانی، آغاز حرکتی مستمر و بلندمدت است برای دستیابی به یک الگوی پیشرفت بومی که با فرهنگ ما سازگاری داشته باشد.
برای تفکر و تمرین (صفحه 128 کتاب درسی)
1- فرض کنید کل اقتصاد کشور ما از دو شرکت تولیدی بزرگ تشکیل شده باشد. مجموع ارزش تولیدات سال جاری شرکت اول برابر با یک میلیارد تومان و مجموع ارزش تولیدات سال جاری شرکت دوم، برابر با 500 میلیون تومان است. با توجه به این دو فرض به سؤالات زیر پاسخ دهید:
- تولید ناخالص داخلی اسمی کشور، برای سال جاری چقدر است؟
- اگر سهم هر کدام از شرکتها در تولید ناخالص داخلی ثابت و مطابق با نسبت تولیدات آنها برای سال جاری باشد و نیز اگر اقتصاد کشور از سال قبل تا امسال ده درصد رشد داشته باشد، ارزش اسمی تولیدات هر دو شرکت را برای سال قبل، محاسبه کنید.
2- کدام یک از موارد زیر صرفا نشاندهنده رشد اقتصادی است و کدام یک، نشاندهنده پیشرفت اقتصادی کشور است؟
- افزایش درآمد هر یک از کارکنان و کارگران شرکتها
- نزدیکشدن سهم دهک اول از کل درآمد کشور به سهم دهک دهم
- افزایش درآمد خریداران کالاها و محصولات تولید شده
- افزایش میانگین سالهای تحصیلی کارمندان شرکتها
تحلیل کنید (صفحه 128 کتاب درسی)
- چه تفاوتی بین رشد و توسعه و پیشرفت وجود دارد و برای هرکدام چه شاخصهایی وجود دارد؟
- از نظر شما چه رابطهای میان پیشرفت اقتصادی یک کسب و کار و پیشرفت اقتصاد ملی وجود دارد؟


