درسنامه آموزشی دین و زندگی (2) کلاس یازدهم ریاضی و تجربی
درس 7: وضعیت فرهنگی، اجتماعی و سیاسی مسلمانان، پس از رحلت رسول خدا (ص)
تدبّر در قرآن (صفحهٔ 89کتاب درسی)
در آیهٔ شریفهٔ زیر بیندیشید و به سؤالات پاسخ دهید:
وَ ما مُحَمَّدٌ اِلّا رَسولٌ قَد خَلَت مِن قَبلِهِ الرُّسُلُ اَفَاِن ماتَ اَو قُتِلَ اِنقَلَبتُم عَلیٰ اَعقابِکُم وَ مَن یَنقَلِب عَلیٰ عَقِبَیهِ فَلَن یَضُرَّ اللّٰهَ شَیئًا وَ سَیَجزِی اللّٰٰهُ الشّاکِرینَ [سورهٔ آلعمران / 144]
و محمد نیست، مگر رسولی که پیش از او رسولان دیگری بودند. پس اگر او بمیرد یا کشته شود، آیا شما به گذشته [و آیین پیشین خود] بازمیگردید؟ و هرکس به گذشته بازگردد، به خدا هیچ گزند و زیانی نرساند و خداوند به زودی سپاسگزاران را پاداش میدهد.
1- خداوند چه هشداری به مردم زمان پیامبر میدهد؟ بازگشت به جاهلیت
2- آیا خطر بازگشت به ارزشهای دوران جاهلیت فقط اختصاص به زمان پیامبر دارد؟
خیر، این خطر بازگشت به دوران جاهلی برای تمام زمانهاست و در صورتی که معیار و ملاک صحیحی برای کارهای خود نداشته باشیم همیشه در کمین ماست.
3- به نظر شما، سپاسگزاران واقعی نعمت رسالت، چه کسانیاند؟
کسانی که در مسیری که پیامبر اکرم (ص) ترسیم کرده باقی بمانند و با تمام ارکان جاهلیت مبارزه کنند و ثابت قدم باشند و گرفتار تزلزل در اعتقاد و اعمال نشوند.
خلاصهای از رخدادهای عصر امامان
پس از رحلت رسول خدا (ص) حوادثی رخ داد که رهبری امت را از مسیری که پیامبر (ص) برنامهریزی کرده و بدان فرمان داده بود، خارج کرد و در نتیجه، نظام حکومت اسلامی که بر مبنای «امامت» طراحی شده بود، تحقق نیافت و امامان معصوم (ع) با وجود حضور در جامعه، فاقد قدرت وامکانات لازم برای اجرای همه جانبهٔ مسئولیتهای خود شدند. فقط در یک دورهٔ کوتاه چهارسال و نه ماهه، ادارهٔ حکومت به امام علی رسید و آن حضرت، در همین دورهٔ کوتاه و با وجود مشکلات و جنگهایی که با عهدشکنان و دشمنان داخلی داشتند، عالیترین نمونهٔ حکومت را عرضه کرد.
اما طولی نکشید که حکومت به دست بنیامیه افتاد. آنان کسانی بودند که سرسختانه با پیامبر اکرم مبارزه میکردند و فقط هنگامی تسلیم شدند که پیامبر اکرم شهر مکه را فتح کرد و آنان راهی جز تسلیم و اطاعت نداشتند. ابوسفیان که رهبری مشرکان را برعهده داشت، حدود دو سال قبل از رحلت پیامبر به ناچار تسلیم شد و به ظاهر، اعلام مسلمانی کرد. پسر او، معاویه، که جنگ صفین را علیه امیرالمؤمنین به راه انداخت، در سال چهلم هجری با بهرهگیری از ضعف و سستی یاران امام حسن (ع)، حکومت مسلمانان را به دست گرفت و خلافت رسول خدا (ص) را به سلطنت تبدیل کرد.
معاویه، برخلاف تعهدی که به مسلمانان داده بود، یزید را جانشین خود قرار داد؛ یزید هر کار زشتو ناپسندی را انجام میداد؛ احکام خداوند، مانند نماز را به بازی و سُخره میگرفت، آشکارا شراب میخورد، سگ بازی و میمون بازی، میکرد و با همان سگ و میمون، وارد مجالس میشد و آنها را کنار دست خود مینشاند. وی، نوهٔ گرامی پیامبر (ص)، امام حسین و فرزندان و یارانش را با وضع هولناکی به شهادت رساند و خانوادهٔ ایشان را که از نوادگان پیامبر بودند، به عنوان اسیر، در شهرها گرداند.
فعالیت کلاسی (1) (صفحهٔ 90 کتاب درسی)
با همفکری دوستان خود بگویید چه عواملی باعث شد که بعد از گذشت پنجاه سال از وفات پیامبر، نوهٔ ایشان یعنی امام حسین این گونه توسط امت پیامبر به شهادت برسد؟
امام صادق (ع) دلیل اصلی شهادت امام حسین (ع) را جهالت و گمراهی مردم میداند؛ زیرا مردم در کربلا نتوانستند امام حق را تشخیص دهند. در زمانی که مثل روز روشن بود که یزید فاسق و گناهکار است. اکثریت مردم زمان امام حسین (ع) به سمت یزد رفتند و امام حق را تنها گزاردند.
امیرالمؤمنین علی (ع)، در سخنرانیهای متعدد، بارها مسلمانان را نسبت به ضعف و سستیشان در مبارزه با حکومت بنیامیه بیم میداد و میفرمود:
«سوگند به خداوندی که جانم به دست قدرت اوست، آن مردم [شامیان] بر شما پیروز خواهند شد؛ نه از آن جهت که آنان به حق نزدیکترند، بلکه به این جهت که آنان در راه باطلی که زمامدارشان میرود شتابان فرمان او را میبرند و شما در حقّ من بیاعتنایی و کندی میکنید. این مطلب، قلب انسان را به درد میآورد که آنها در مسیر باطل خود این چنین متحدند، و شما در راه حق این گونه متفرق و پراکندهاید».
آن حضرت آیندهٔ سرپیچی از دستورات امام و اختلاف و تفرقه میان مسلمانان را که موجب سوار شدن بنیامیه بر تخت سلطنت بود؛ میدید و آنان را از چنین روزی بیم میداد:
«به خدا سوگند، بنیامیه چنان به ستمگری و حکومت ادامه دهند که حرامی باقی نماند جز آنکه حلال شمارند ... تا آنکه در حکومتشان دو دسته بگریند: دستهای بر دین خود که آن را از دست دادهاند و دستهای برای دنیای خود که به آن نرسیدهاند».
پس از سقوط بنیامیه، حکومت به دست بنیعباس افتاد. آنان با اینکه خود را از عموزادگان پیامبر میدانستند و به نام اهل بیت، قدرت را از بنیامیه گرفته بودند، روش سلطنتی بنیامیه را ادامه دادند و در ظلم و ستم به اهل بیت پیامبر از چیزی فروگذار نکردند، به گونهای که اگر تحول معنوی و فرهنگی ایجاد شده در عصر پیامبر و دو میراث گران قدر آن حضرت قرآن کریم و ائمهٔ اطهار نبود، جز نامی از اسلام باقی نمیماند.
مشکلات فرهنگی، اجتماعی و سیاسی پس از رسول خدا (ص)
مهمترین چالشهای عصر ائمه که نتیجه دوری از راه و رسم ترسیم شده از سوی پیامبر و جانشینان ایشان بود، عبارت بودند از:
1- ممنوعیت نوشتن احادیث پیامبر اکرم
پس از رحلت رسول خدا (ص)، سفارش آن حضرت به نوشتن سخنانش نادیده گرفته شد و هرگونه نوشتن احادیث آن حضرت ممنوع شد. به همین جهت، کسانی که به این احادیث علاقهمند بودند، فقط میتوانستند آنها را به حافظه بسپارند و از این طریق به دیگران منتقل کنند. این کار، نتایج نامطلوبی داشت؛ از جمله اینکه:
الف) احتمال خطا در نقل احادیث افزایش یافت و امکان کم و زیاد شدن عبارتها یا فراموش شدن اصل حدیث فراهم شد.
ب) شرایط مناسب برای جاعلان حدیث پیش آمد و آنان براساس غرضهای شخصی به جعل یا حریف حدیث پرداختند، یا به نفع حاکمان ستمگر از نقل برخی احادیث خودداری کردند.
ج) بسیاری از مردم و محققان از یک منبع مهم هدایت بیبهره ماندند و به ناچار، سلیقهٔ شخصی را در احکام دینی دخالت دادند و گرفتار اشتباهات بزرگ شدند.
با اینکه سالها بعد، منع نوشتن حدیث پیامبر برداشته شد و حدیث نویسی رواج یافت، اما به دلیل عدم حضور اصحاب پیامبر در میان مردم، به دلیل فوت یا شهادت، احادیث زیادی جعل یا تحریف شد، به طوری که احادیث صحیح از غلط به سادگی قابل تشخیص نبود.
نکته مهم: البته این اوضاع نابسامان حدیث، تا حدود زیادی برای پیروان ائمه پیش نیامد؛ زیرا ائمه احادیث پیامبر را حفظ کرده بودند و شیعیان، این احادیث را از طریق این بزرگواران که انسانهایی معصوم و به دور از خطا بودند و سخنانشان مانند سخنان رسول خدا (ص) معتبر و مورد اطمینان بود، به دست آوردند.
دانش تکمیلی (صفحهٔ 91 کتاب درسی)
اگر میخواهید اطلاعات بیشتری دربارهٔ علت ممنوعیت نگارش احادیث پیامبر و زمان پایان یافتن این ممنوعیت کسب کنید، به بخش «دانش تکمیلی» سایت گروه قرآن و معارف مراجعه کنید.
دین اسلام به عنوان دین خاتم، معجزه جاویدش را قرآنی نام میبرد که در واقع یک کتاب است. اولین آیاتی که نازل میشود، امر به قرائت است و از خدای جهانیان به عنوان معلّمی که به وسیله قلم میآموزد، یاد میکند. پیامبر اکرم (ص) بارها امر به کتابت و نوشتن علم نموده و فرموده است: «علم را در بند آورید» پرسیده شد چگونه؟ فرمود: «با نوشتن آن» آن حضرت به برخی از اصحاب که توانایی نوشتن داشتند میفرمود:«هر آنچه از من شنیدید بنویسید». با همه این توصیفات، واضح است که نوشتن احادیث پیامبر اسلام (ص) به عنوان رهبر الهی مردم، امر معقول و پسندیدهای بود.
پس از درگذشت پیامبر اکرم (ص)، نسبت به نقل و نگارش حدیث موانعی از جانب خلفای سه گانه و برخی صحابه به وجود آمد. آنان با طرح دلایلی، مردم را به ترک نقل و تدوین حدیث دعوت کردند، دلایلی همچون جلوگیری از اختلاف افتادن در بین مسلمانان ترس از نسبت دادن خلاف به پیامبر، کافی بودن قرآن و در نتیجه عدم نیاز به سخن پیامبر، ترس از آمیختگی قرآن با حدیث و نیز ترس از ترک قرآن و پرداختن به غیر آن. آنان حتی بعضی صحابه را به سبب نقل حدیث تحت فشار قرار دادند، حتی ابوبکر به از بین بردن روایاتی که در اختیار داشت، مبادرت کرده بود.
از نظر محققان، هیچیک از دلایلی که مخالفان با نگارش احادیث پیامبر مطرح میکردند، علت اصلی ممنوعیت نقل و تدوین حدیث نبوده بلکه این ممنوعیت ریشه در مسائل سیاسی آن دوران داشته است. از جمله آنکه هدف مهم مانعان، از بین رفتن احادیثی از پیامبر درباره فضایل برخی اشخاص (مانند حضرت علی علیه السلام) و یا رذایل برخی دیگر بود. واکنش صحابه و تابعین در مقابل سیاست منعِ نقل و تدوین حدیث، متفاوت بود. عدهای نقل و نگارش حدیث را ترک کردند. عدهای حدیث را به خاطر سپردند، اما از تدوین آن خودداری کردند یا نوشتههای حدیثی خود را از بین بردند، عدهای نیز مقاومت کردند و به نقل و تدوین حدیث ادامه دادند. به هر حال، سیاستِ منع روایت و تدوین حدیث موجب شد که بخش وسیعی از احادیث به تدریج فراموش یا مضمون آنها تحریف شود یا جعل به این حوزه راه یابد.
در عهد خلافت معاویه، سیاست خلفای سه گانه درباره حدیث دنبال شد. در این دوره علاوه بر سخت گیری نسبت به اهل بیت پیامبر، دستور داده شد درباره فضایل خلفای سه گانه و ذمّ و نکوهش علی علیه السلام روایاتی جعل شود و عدهای از صحابه و تابعین برای این کار به خدمت گرفته شدند. این وضع تا پایان قرن نخست ادامه یافت.
در سال 99 هجری قمری عمر بن عبدالعزیز به خلافت رسید. عمر بن عبد العزیز (خلیفهی اموی) بر خلاف سایر خلفای اموی شخصی پارسا و آشنا به سنت اسلام بود. وی در مدت کوتاه خلافت خود کوشید تا بدعتهایی را که پیشینیان او نهاده بودند، از بین ببرد. به دستور او دشنام به حضرت علی (ع) بر سر منبرها که از دوره معاویه آغاز شده بود، متوقف شد؛ ریخت و پاش در دربار را ممنوع ساخت و در صرف بیت المال طریق عدالت را پیش گرفت و حتی بر خویشان و نزدیکان خویش سخت میگرفت.
وی که سیرهاش با خلفای پیشین تفاوت داشت با احساس خطر نسبت به از بین رفتن سنت و حدیث پیامبر، در فرمانی به حاکم خود در مدینه، ابوبکر بن محمد بن عَمرو بن حَزم انصاری، نگارش حدیث و سنّت پیامبر را خواستار شد. وی در این فرمان گفت: «هر آنچه از حدیث رسول خدا (ص) دست یافتی بنویس و یادداشت کن! چرا که میترسم علم و صاحبانش از بین بروند». او نظیر این فرمان را برای حکام ولایات دیگر نیز صادر کرد. بیشتر دانشمندان خلافت عمر بن عبدالعزیز را مقارن با مبدأ رسمی تدوین حدیث دانستهاند.
2- تحریف در معارف اسلامی و جعل احادیث
برخی از عالمان وابسته به بنیامیه و بنیعباس و گروهی از علمای اهل کتاب (یهودی و مسیحی) مانند کعب الاحبار که ظاهراً مسلمان شده بودند، از موقعیت و شرایط برکناری امام معصوم استفاده کردند و به تفسیر و تعلیم آیات قرآن و معارف اسلامی، مطابق با افکار خود و موافق با منافع قدرتمندان پرداختند. برخی از آنها در مساجد مینشستند و داستانهای خرافی دربارهٔ پیامبران برای مردم نقل میکردند. این مطالب به کتابهای تاریخی و تفسیری راه یافت و سبب گمراهی بسیاری از مسلمانان شد.
3- ارائه الگوهای نامناسب
عموم مردم در اعتقادات و عمل خود، دنباله روی شخصیتهای برجستهٔ جامعه هستند و آنها را اسوه قرار میدهند. در زمانی که رسول خدا (ص) اسوهٔ مردم بود، انسانهای آزاده، با ایمان و شجاعی چون امام علی (ع)، مقداد، عمار، ابوذر و سلمان تربیت شدند، اما هرچه که جامعه از زمان پیامبر فاصله میگرفت، حاکمان وقت تلاش میکردند که شخصیتهای اصیل اسلامی، به خصوص اهل بیت پیامبر را در انزوا قرار دهند و افرادی را که در اندیشه و عمل و اخلاق از معیارهای اسلامی دور بودند، به جایگاه برجسته برسانند و آنها را راهنمای مردم معرفی کنند.
4- تبدیل حکومت عدل نبوی به سلطنت
پس از گذشت مدتی از رحلت رسول خدا (ص)، جاهلیت با شکلی جدید وارد زندگی اجتماعی مسلمانان شد. شخصیتهای باتقوا، جهادگر و مورد احترام و اعتماد پیامبر منزوی شدند و طالبان قدرت و ثروت جایگاه و منزلت یافتند.
حاکمان بنیامیه و بنیعباس نیز، به تدریج مسیر حکومت را عوض کردند و برای خود و اطرافیانشان کاخهای بزرگ و مجلل ساختند و خزائن خود را از جواهرات گران قیمت انباشته کردند.
این تغییر مسیر، جامعهٔ مؤمن و فداکار عصر پیامبر اکرم را به جامعهای راحت طلب، تسلیم و بیتوجه به سیره و روش پیامبر اکرم تبدیل کرد. این تغییر فرهنگ، سبب شد که ائمهٔ اطهار با مشکلات زیادی روبهرو شوند و نتوانند مردمان آن دوره را با خود همراه کنند.
فعالیت کلاسی (2) (صفحهٔ 93 کتاب درسی)
به نظر شما آگاهی از اوضاع اجتماعی و فرهنگی عصر ائمه چه فوایدی برای زندگی امروز ما دارد؟
از شرایط به وجود آمده در آن دوران پند و عبرت گرفته و در شرایط مشابه که برای ما پیش میآید از رفتار و عکسالعملهای معصومین (ع) و یاران راستینشان الگو برداری کنیم تا فریب فریبکاران را نخوریم و از تضعیف شیعه جلوگیری کرده و پیروانی باشیم که حداقل اشتباهات فردی و اجتماعی را داشته باشیم؛ به عنوان مثال: در مورد شایعات و اخبار غلط و... به منابع صحیح آن مراجعه کنیم.
اندیشه و تحقیق (صفحهٔ 94 کتاب درسی)
1- چه مسائلی زمینه را برای ورود جعل و تحریف به احادیث پیامبر اکرم آماده کرد؟
منع نوشتن احادیث پس از رحلت پیامبر- نیاز حاکمان و صاحبان قدرت به توجیه موقعیت خود و اقدامات مخالف اسلام
2- تفاوتهای اساسی حکومت بنیامیه و بنیعباس با رهبری پیامبر چه بود؟
1- عادلانه بودن حکومت رسول خدا (ص) و تکیهی بر ظلم و جور در حکومتهای بنیامیه و بنیعباس 2- گسترش اندیشههای اصیل اسلامی توسط رسول خدا (ص) و میدان دادن به اندیشههای غیر اصیل و تحریف شده در آن حکومتها 3- عمل دقیق به دستورات و احکام الهی توسط رسول خدا (ص) و زیر پا گذاشتن احکام الهی توسط آن حکومتها 4- مشیِ سادهی حکومت داری رسول خدا (ص) و مشی اشرافی آن حکومتها
پیشنهاد (صفحهٔ 94 کتاب درسی)
با مطالعهٔ یکی از کتابهای زیر عواملی که سبب حاکمیت کسانی چون معاویه و یزید بر مسلمانان شد را استخراج کنید و در کلاس گزارش دهید.
الف) حماسهٔ حسینی، استاد شهید مرتضی مطهری
ب) تاریخ سیاسی ائمه (ع)، جواد محدثی