متن درس علوم و فنون ادبی (3) دوازدهم رشته انسانی و معارف
درس 1: تاریخ ادبیات قرنهای دوازدهم و سیزدهم
از انقراض دولت صفویه تا آغاز سلطنت فتحعلی شاه قاجار، یعنی در دوران حکومتهای افشاریه، زندیه و ابتدای دورهٔ قاجار، رشد و شکوفایی قابل توجهی در تاریخ ادبیات ایران دیده نمیشود. در این دوره شاعران از سبک هندی روی برگرداندهاند اما هنوز تأثیراتی از آن سبک و نیز مکتب وقوع در آثارشان مشاهده میشود. مشتاق اصفهانی در زمان نادرشاه و کریم خان زند، با همراهی چند تن دیگر از ادیبان، انجمن ادبی اصفهان را اداره میکرد.
با روی کار آمدن سلسلهٔ قاجار و تثبیت حکومت مرکزی در ایران، بازگشت به شیوه و الگوی گذشتگان در ادبیات، پررونقتر از گذشته بود. عبدالوهاب نشاط، انجمن ادبی نشاط را تأسیس کرد؛ پس از آن انجمن ادبی خاقان به ریاست فتحعلی شاه در تهران تشکیل شد. هدف این انجمن رهایی بخشیدن شعر فارسی از تباهی و انحطاط اواخر دورهٔ صفوی و دورههای بعد از آن بود، اما برای رسیدن به این هدف، راهی جز تقلید از آثار پیشینیان در پیش نگرفتند و به همین خاطر شعر را به دوران گذشته، بازگرداندند و موجب پیدایش «سبک بازگشت» شدند که میتوان آن را حد واسط سبک هندی و سبک دورهٔ بعد، یعنی دورهٔ بیداری دانست.
در ایجاد نهضت بازگشت ادبی عوامل زیر تأثیر داشتند:
1- تاراج کتابخانهٔ اصفهان که سبب شد تعدادی از کتابهای کتابخانهٔ سلطنتی به دست مردم افتد و ارتباط مجدد اهل ذوق با ادب کهن برقرار شود؛
2- توجه به ادبیات در دربار قاجاریه و رونق بازار شعر و شاعری و مدح شاهان؛
3- تضعیف جامعه بر اثر شکست ایران از روسیۀ تزاری.
شاعران دورهٔ بازگشت به سبب فقر فرهنگی جامعه و سستی و رخوت حاکم بر ادبیات، به پیروی از اسلوبهای کهن پرداختند و در سطوح زبانی، ادبی و فکری سبک خراسانی و عراقی را مورد توجه قرار دادند؛ بهطوری که زبان، تخیل و اندیشه در این سبک، تکرار شنیدههاست. هاتف اصفهانی از معروفترین شاعران این عهد است.
گروهی از شاعران دورهٔ بازگشت به قصیده سرایی به سبک شاعران خراسانی و عهد سلجوقی پرداختند؛ افرادی مانند صبای کاشانی، قاآنی شیرازی و سروش اصفهانی از این گروهاند. گروه دیگر غزل سرایی به سبک حافظ، سعدی و دیگر شاعران سبک عراقی را پیش گرفتند. شاعرانی مانند نشاط اصفهانی، فروغی بسطامی و مجمر اصفهانی از این گروهاند. هرچند شاعران این دوره باعث نوآوری و تکامل قابل توجهی در شعر فارسی نشدند، اما از این جهت اهمیت دارند که توانستند زبان شعر را از آن حالت سستی که در اواخر سبک هندی در شعر به وجود آمده بود، نجات بخشند. اگر این نهضت به پا نشده بود، چه بسا زبان فاخر شعر فارسی دچار سستی و ضعف بیشتری میشد.
دو تن از شاعران دورۀ بازگشت
صبای کاشانی: فتحعلی خان صبای کاشانی، پرچمدار بازگشت ادبی و شاخصترین شاعر این دوره است. صبا در مثنوی، قصیده و غزل دست داشت و در این قالبهای شعری، آثاری چون گلشن صبا (به تقلید از بوستان سعدی)، خداوندنامه (حماسهای مذهبی در بیان معجزات پیامبر و دلیریهای حضرت علی) و... از خود به یادگار گذاشت. بیت زیر از سرودههای اوست:
به نام خداوند بینش نگار
خردآفرین، آفرینش نگار
نشاط اصفهانی: میرزا عبدالوهّاب نشاط در نظم و نثر فارسی مهارت داشت. مجموعۀ آثار منظوم و منثور او با عنوان گنجینۀ نشاط باقی است. شاعر هرچند قصاید بلندی دارد بهویژه از نظر غزلسرایی در بین همروزگاران خود تا حدی کمنظیر است.
بیت زیر سرآغاز یکی از سرودههای اوست:
هوای خود چو نهادم، رضای او چو گزیدم
جهان و هرچه در او، جز به کام خویش ندیدم
از اواسط دورهٔ قاجار، اندکاندک مباحثی در مورد علل شکست و عقب افتادگی ایران در جامعه مطرح شد و همراه با آن شعر دورهٔ بازگشت نیز با انتقاد روبهرو شد. موضوعات جدید در جامعه و ادبیات پیش آمد و اصطلاحات و لغات غربی نیز وارد شعر شد. شعر در این دوره دوباره بین مردم آمد و صدای فریاد آنها شد. شاعران خود را وقف مردم کردند و به محتوا بیش از صورخیال و جنبههای شاعرانه توجه داشتند. آنان به این نتیجه رسیده بودند که در شعر باید تغییر و دگرگونی ایجاد شود تا بتواند مسائل و پدیدههای تازه را در خود جای دهد. سفرهای شاهان قاجار به فرنگ، موجب آشنایی آنان با تحولات جهانی شد. در پی آن تحصیل کردگان و روشن فکران ایران، هم گام با تغییرات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی بیداری جامعۀ ایرانی را سرعت بخشیدند. در کنار اندیشههای روشنفکران داخلی و خارجی و انتشار افکار آزادی خواهانه، همچنین تحولات سیاسی و اجتماعی در ایران و جهان، کشور را بهسوی تحولی بزرگ سوق داد که روی بهنوآوری و نوگرایی داشت؛ به این ترتیب در ایران حرکتی ایجاد شد که هم ضد استبداد و هم ضد استعمار بود؛ در نهایت به صدور فرمان مشروطیت با امضای مظفرالدین شاه در سال 1324 هـ .ق. انجامید.
عوامل زیر در بیداری جامعه مؤثر بودند:
1- تأثیر جنگهای نافرجام ایران و روس؛
2- توجه مردم به واقعیتها و امکانات فنی دنیای جدید؛
3- کوششهای عباس میرزا، ولیعهد فتحعلی شاه، در روی آوردن به دانش و فنون نوین؛
4- اعزام دانشجویان ایرانی به خارج از کشور برای تحصیل؛
5- رواج صنعت چاپ و روزنامهنویسی و ترجمه و نشر کتابهای غربی؛
6- تأسیس مدرسهٔ دارالفنون به فرمان امیرکبیر و آموزش دانشهای نوین در آن.
وضعیت عمومی زبان و ادبیات
در دورۀ بیداری، شعرای آزادیخواه و گروهی از روشنفکران به نقد شرایط موجود پرداختند که با مخالفت دولت همراه بود؛ افرادی مثل ملکالشعرای بهار، نسیم شمال، میرزا فتحعلی آخوندزاده، عبدالرحیم طالبوف و میرزا آقاخان کرمانی از آن دسته بودند؛ در نتیجه فصل جدیدی در ادبیات فارسی پدید آمد. به این نوع از ادبیات که گویای اوضاع سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی آن روزگار است، «ادبیات بیداری» یا «ادبیات مشروطه» گفتهاند. ادبیات بیداری با ظهور مفاهیمی نو؛ مثل آزادی، وطن، قانونخواهی و مبارزه با استبداد و استعمار شکل گرفت. همچنین در کنار این مفاهیم بحث از حقوق اجتماعی، برانگیختن احساسات ملی و میهنی، توجه به فراگیری علوم جدید، پیکار با بیگانه و بیگانهخواهی، انتقاد از نابسامانیها، نفی عقاید خرافی در جامعه و سخن از حقوق زنان نیز در جایگاه بعدی قرار داشت.
شعر
در این دوره، ادبیات - بهویژه شعر - برای آنکه بتواند با تودهٔ مردم ارتباط برقرار کند، زبان محاوره را برگزید تا قابل فهمتر باشد و مفاهیم جدید را با زبانی ساده انتقال دهد. به این ترتیب نهضت سادهنویسی همراه با نهضت آزادی خواهی شکل گرفت، نویسندگان و شاعران مظاهر استبداد و استعمار را نقد میکردند و برای بیان دیدگاه خود زبان ادبی را برمیگزیدند. شعر از نظر آنان بیان هنرمندانه واقعیات و وسیلهای برای بهبود زندگی بود که از طریق روزنامهها و مطبوعات در اختیار مردم قرار میگرفت.
در عصر بیداری به دلیل تمرکز عمدۀ فعالیتهای سیاسی و مطبوعاتی در تهران، شعر و ادب هم در پایتخت جلوهٔ بیشتری داشت؛ حتی روزنامهٔ نسیم شمال را که سید اشرفالدین در رشت منتشر میکرد، مردم تهران بیشتر میخواندند. بعد از تهران، تبریز از بازار سیاسی و مطبوعاتی پررونقی برخوردار بود.
برخی از شاعران دورۀ بیداری
محمدتقی بهار (ملکالشعرا)
بهار علاوه بر آشنایی عمیق با زبان فارسی و ادبیات کهن، از مسائل روز جامعه نیز آگاهی داشت و این شناخت و توانمندی را در خدمت آزادی و وطنخواهی درآورد. او در سبک خراسانی با زبانی حماسی شعر میسرود. بهار علاوه بر تحقیق و تدریس در دانشگاه، در حوزهٔ سیاست و روزنامهنویسی نیز فعالیت داشت. از او در جایگاه شاعر و پژوهشگر آثاری مانند تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران، سبکشناسی، تاریخ تطوّر نظم فارسی، دیوان اشعار و تصحیحهای ارزشمند و مقالات علمی بسیاری به جای ماندهاست. بیت زیر سرآغاز یکی از سرودههای اوست:
من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید
قفسم برده به باغی و دلم شاد کنید
ادیب الممالک فراهانی میرزا
میرزا محمدصادق امیری فراهانی که بعدها از جانب مظفرالدین شاه به ادیب الممالک ملقب شد، فعالیت اصلیاش روزنامهنگاری بود. وی سردبیری روزنامهٔ مجلس را برعهده داشت. شعر ادیب از زندگی سیاسی او جدا نبود و دیوان او شامل قصاید، ترجیعبندها و مسمطهایی است که بسیاری از حوادث و اوضاع آن روزگار را بیان میکنند. وی در قصیده بیشتر از قالبهای دیگر طبعآزمایی کرده و مضامین وطنی، سیاسی و اجتماعی در شعرش آشکارتر است. بیت زیر از سرودههای اوست:
جنگ ننگ است در شریعت من
جز پی پاس دین و حفظ وطن
سید اشرف الدین گیلانی
به نسیم شمال مشهور بود. او توانست با شعرهای ساده و عامیانهاش در میان مردم جایگاه مناسبی پیدا کند. شعرهای او که به زبان ساده و طنزآمیز در راه مبارزه با استبداد و عشق به وطن در روزنامهٔ «نسیم شمال» به چاپ میرسید، در بیداری مردم بسیار مؤثر بود. از نمونههای اشعار انتقادی او شعر «ای قلم» است که با بیت زیر آغاز میشود:
غلغلی انداختی در شهر تهران ای قلم
خوش حمایت میکنی از شرع قرآن ای قلم
ایرج میرزا
در بهکارگیری تعبیرات عامیانه و آفریدن اشعاری ساده و روان مهارت بسیار داشت. در طنز، هجو و هزل چیره دست بود. در شعر وی اگرچه اندیشههای نوگرایانه وجود دارد، ولی جایگاه خانوادگی (از نوادگان فتحعلی شاه قاجار) و تفکرات شخصی او، مانع از آن میشود که در ردیف شاعران آزادیخواه مشروطه قرار گیرد. ایرج میرزا از شعرهای غربی نیز ترجمههایی منظوم پدید آورده است که در نوع خود ابتکاری محسوب میشود؛ قطعهٔ «قلب مادر» یکی از آن نمونههاست که با بیت زیر آغاز میشود:
داد معشوقه به عاشق پیغام
که کند مادر تو با من جنگ
عارف قزوینی
شاعر وطنی و از موسیقیدانان بزرگ عهد مشروطیت بود. عرصهٔ هنر وی تصنیفها و ترانههای میهنیای بود که در برانگیختن مردم و آزادیخواهی نقش بسیار مؤثری داشت. شعر عارف ساده و دور از پیچیدگی بود. وی مضامین وطن دوستی و ستیز با نادانی را با آوازی زیبا و پرشور می خواند. سوز و شوری که در شعر عارف نمایان است، نشان از دردمندی و عشق او به میهن است. بیت زیر از تصنیف معروف او انتخاب شده است:
از خون جوانان وطن لاله دمیده
از ماتم سرو قدشان سرو خمیده
فرخی یزدی
از شاعران شاخص این دوره است که او را به سبب آزادیخواهی، به زندان انداختند. تحت تأثیر شاعران گذشته، بهویژه مسعود سعد و سعدی بود. آشنایی با سعدی طبع فرخی را شکوفا ساخت. در دورهٔ هفتم مجلس نمایندهٔ مردم یزد شد؛ ولی دست از اندیشههای پرشور آزادی خواهانه و وطن دوستانه برنداشت و در نهایت جانش را در راه آزادی فدا کرد. بیت زیر سرآغاز یکی از سرودههای اوست:
آن زمان که بنهادم سر به پای آزادی
دست خود ز جان شستم از برای آزادی
میرزادۀ عشقی
سید محمدرضا میرزادۀ عشقی، شاعر، روزنامهنگار، نمایشنامهنویس و نظریهپرداز دورۀ مشروطیت بود. او در روزنامهاش «قرن بیستم»، به افشاگری اعمال پلید و مقاصد شوم رجال خائن زمان پرداخت. عشقی به دلیل جسارت و بیپروایی در بیان اندیشههای سیاسی، اجتماعی و وطن پرستانهاش، پیش از آنکه به اوج شکوفایی برسد به دست رضاخان ترور شد. مهمترین اثر عشقی نمایشنامه منظوم «ایدهآل» یا «سه تابلوی مریم» است. بیت زیر از سرودههای اوست:
گر این چنین به خاک وطن شب سحر کنم
خاک وطن چو رفت، چه خاکی به سر کنم؟
نثر فارسی در قرنهای 12 و 13 (دورهٔ بیداری)
در سالهای انقلاب مشروطه در نثر فارسی دگرگونیهایی بهوجود میآید که نثر را به سمت سادگی و بیپیرایگی سوق میدهد؛ از آن جمله میتوان به رواج و گسترش روزنامهنگاری، روی آوردن به ترجمه و ادبیات داستانی بر اثر ارتباط با ادبیات اروپا و تغییر مخاطب نوشتهها اشاره کرد. کسانی چون قائم مقام فراهانی، ناصرالدین شاه قاجار، عبدالرحیم طالبوف، میرزا آقاخان کرمانی، زین العابدین مراغهای، علامه دهخدا و چند تن دیگر از نویسندگان، از پیشگامان نثر سادۀ این دوره بودهاند و نوشتههای آنان به زبان مردم کوچه و بازار نزدیکتر شده است؛ بنابراین میتوان موضوعها و حوزههای ادبی نثر دورهٔ مشروطه را بدین شرح ذکر کرد:
روزنامهنگاری
در سالهای اول مشروطه، بیشتر نویسندگان مطالب خود را در قالب مقاله در روزنامهها منتشر میکردند. روزنامههای پر شماری در این دوره انتشار یافت که دربردارندۀ مطالب سیاسی، اجتماعی و گاه علمی بود؛ از مهمترین روزنامهها میتوان «صور اسرافیل» با مدیریت میرزاجهانگیرخان صور اسرافیل و «نسیم شمال» با مدیریت و نویسندگی سیداشرفالدین گیلانی را نام برد که مسائل سیاسی، اجتماعی و... را با لحنی انتقادی و طنزآمیز بیان میکردند. مجلهٔ «بهار» که نشریهای ادبی محسوب میشد، در سالهای مشروطه بهوسیلهٔ میرزایوسف خان اعتصامی آشتیانی (پدر پروین اعتصامی) منتشر شد و پس از آن دو مجلهٔ «دانشکده» و «نوبهار» با مدیریت ملکالشعرا بهار به عرصهٔ ظهور رسیدند.
داستان نویسی
داستاننویسی به شیوهٔ جدید (رماننویسی) در ادبیات کلاسیک فارسی سابقه ندارد و این نوع ادبی، محصول یک قرن گذشته است. پیش از انقلاب مشروطه، نویسندگان ایرانی نوشتن رمان (داستان بلند) به مفهوم امروزی را از طریق ترجمهٔ رمانهای تاریخی غربی آغاز کردند. در عصر مشروطه بیشترین رویکرد نویسندگان به رمانهای تاریخی بود؛ چرا که از سویی نوعی باستانگرایی و روحیهٔ کاوشگرانه در شناخت هویت گذشته میان آنها حاکم بود و از سوی دیگر، به دلیل سیاستهای رایج در جامعه، نگارش رمانهای تاریخی و اجتماعی سطحی در قیاس با کارهایی مثل روزنامهنویسی یا نوشتن رمان سیاسی، دردسر کمتری داشت و بر این اساس، جز تعداد اندکی رمان تاریخی، رمان دیگری نوشته نشد.
از میان رماننویسان میتوان به این نویسندگان اشاره کرد: محمدباقر میرزا خسروی با رمان «شمس و طغرا» و میرزا حسنخان بدیع با دو اثر «شمسالدین و قمر» و «داستان باستان».
نمایشنامه نویسی
نمایشنامهنویسی نوع ادبی جدیدی در ایران به شمار میرود و با این شکل غربیاش در ادب کهن سابقهای ندارد. در دورهٔ ناصرالدین شاه با رفت و آمد ایرانیان به اروپا، این نوع ادبی هم رواج یافت. اولین کسی که در ایران به نوشتن نمایشنامهٔ فارسی پرداخت، میرزا آقا تبریزی بود که چند نمایشنامهٔ کوتاه تألیف کرد. این نمایشنامهها به سبب انتشار برخی از آنها در صدر مشروطه، تنها نمونهٔ ادبیات نمایشی در این دوره محسوب میشود. زبان آنها مانند نثر داستانی قبل از مشروطه ساده، روان، بیتکلف و عوام فهم است.
ترجمه
فن ترجمه از عوامل مؤثر در رشد آگاهی و تحول اندیشهٔ ایرانیان در سالهای قبل از مشروطه بود. ترجمهٔ آثار اروپایی در ایران با تأسیس چاپ خانه در زمان فتحعلی شاه آغاز شد. از میان مهمترین آثار ترجمه شده در این دوره میتوان از «سرگذشت حاجی بابای اصفهانی» اثر جیمز موریه نام برد که میرزا حبیب اصفهانی آن را ترجمه کرده است.
تحقیقات ادبی و تاریخی
تحقیقات ادبی و تاریخی در محدودهٔ تاریخی مشروطه به علت اشتغال اهل قلم به روزنامهنویسی و موضوعات دیگر، جاذبهای نداشت. تنها اثر قابل توجه «تاریخ بیداری ایرانیان» تألیف ناظمالاسلام کرمانی است که موضوع آن تاریخ مشروطه است.
برخی از نویسندگان این دوره
قائم مقام فراهانی
از معروفترین نویسندگان و سیاستمداران بزرگ این دوره است که علاوه بر خدمات و اقدامات بزرگ سیاسی، در ادبیات نیز بسیار مؤثر بود. قبل از وی سبک نویسندگان فارسی با تکلف و تصنع همراه بود. او با تغییر سبک نگارش، تکلفّ را در نثر از بین برد و مسائل عصر را با کاربرد زبان و اصطلاحات رایج و آمیخته به شعر و ضربالمثلهای لطیف، به سبک گلستان سعدی نوشت و موجب اقبال عامه به نثر گردید. عبارات کوتاه او نیز گاه موزون و مسجعاند. قائم مقام احیاکنندهٔ نثر فارسی است و «منشآت» مهمترین اثر قائم مقام است.
متن زیر از اوست:
«مخدوم مهربان من، از آن زمان که رشتهٔ مراودت حضوری گسسته و شیشهٔ شکیبایی از سنگ تفرقه و دوری شکسته، اکنون مدت دو سال افزون است که نه از آن طرف بَریدی و سلامی و نه از این جانب قاصدی و پیامی، طایر مکاتبات را پر بسته و کلبهٔ مراودات را در بسته ...»
علّامه علی اکبر دهخدا
از پیشگامان نثر جدید فارسی است، شعر هم میسرود. وی با روزنامهٔ صور اسرافیل همکاری داشت و مجموعۀ نوشتههای طنزآمیز سیاسی - اجتماعی او با عنوان «چرند و پرند» در آن روزنامه منتشر میشد. دهخدا بعدها در استانبول روزنامهٔ «سروش» را منتشر کرد. او در رواج نثر ساده و عامیانه که بعدها در داستانهای محمدعلی جمالزاده و صادق هدایت بهکار رفت، نقش مؤثری داشت. حاصل پژوهشهای او در فرهنگنویسی، کتاب ارزشمند «لغتنامه» است که مفصلترین کتاب لغت زبان فارسی محسوب میشود. «امثال و حکم» از دیگر آثار اوست.
از نمونههای نثر اوست:
«ننه، هان! این زمین روی چیه؟ روی شاخ گاو، گاو روی چیه؟ روی ماهی، ماهی روی چیه؟ روی آب، آب روی چیه؟ وای وای! الهی رودهات ببره، چقدر حرف میزنی؟! حوصلم سر رفت! آفتابه لگن شش دست، شام و ناهار هیچی! گفت نخور، عسل و خربزه با هم نمیسازند! نشنید و خورد. یک ساعت دیگر یارو را دید؛ مثل مار به خودش میپیچید. گفت: نگفتم نخور، این دو تا با هم نمیسازند؟ گفت: حالا که این دو تا خوب با هم ساختهاند که من یکی را از میان بردارند ... .»
خودارزیابی (صفحهٔ 21 کتاب درسی)
1- چه عواملی در ایجاد نهضت بازگشت ادبی مؤثر بودند؟
تاراج کتابخانه اصفهان، توجه به ادبیات در دربار قاجاریه و رونق بازار شعر و شاعری و مدح شاهان و تضعیف جامعه در اثر شکست ایران از روسیه تزاری
2- مهمترین عوامل فرهنگی و اجتماعی مؤثر بر ادبیات عصر بیداری را بررسی کنید.
1- تأثیر جنگهای نافرجام ایران و روس و توجه مردم به واقعیتها و امکانات فنی دنیای جدید؛
2- کوششهای عباس میرزا، ولیعهد فتحعلی شاه در روی آوردن به دانش و فنون جدید؛
3- اعزام دانشجویان ایرانی به خارج از کشور برای تحصیل؛
4- رواج صنعت چاپ و روزنامه نویسی و ترجمه و نشر کتابهای غربی؛
5- تأسیس مدرسهٔ دارالفنون به فرمان امیرکبیر و آموزش دانشهای نوین در آن.
3- درون مایههای ادبیات فارسی در دوران بیداری را بیان کنید.
آزادی، وطن، قانون خواهی، مبارزه با استبداد و استعمار، بحث از حقوق اجتماعی، برانگیختن احساسات ملی و میهنی، توجه به فراگیری علوم جدید، پیکار با بیگانه و بیگانه خواهی، انتقاد از نابه سامانیها، نفی عقاید خرافی در جامعه و سخن از حقوق زنان.
4- ویژگیهای شعر هر یک از شاعران زیر را بنویسید:
فرخی یزدی، عارف قزوینی، ایرج میرزا
فرخی یزدی: وی تحت تأثیر شاعران گذشته خصوصاً مسعود سعد و سعدی بوده و آشنایی با سعدی طبع وی را شکوفا ساخت. اندیشههای پر شور آزادی و وطن داشت.
عارف قزوینی: شعر عارف ساده و دور از پیچیدگی بود. وی مضامین وطن دوستی و ستیز با نادانی را زیبا و پرشور میخواند و یکی از دردمندترین سرایندگان عصر بیداری بود.
ایرج میرزا: در به کارگیری تعبیرات عامیانه و آفریدن اشعاری ساده و روان مهارت بسیار داشت. در طنز، هجو و هزل نیز دستی داشت. در شعر وی اگرچه اندیشههای نوگرایانه وجود دارد، ولی جایگاه خانوادگی و تفکرات شخصی او، مانع از آن میشود که در ردیف شاعران آزادی خواه مشروطه قرار گیرد. ایرج میرزا از شعرهای غربی نیز ترجمههایی کرده است که در نوع خود ابتکاری محسوب میشود.
5- در شعر دورۀ بیداری از نظر زبانی چه تحولاتی دیده میشود؟
در این دوره، ادبیات خصوصاً شعر برای آنکه بتواند با تودهٔ مردم ارتباط برقرار کند، زبان محاوره را برگزید تا قابل فهمتر باشد و مفاهیم جدید را با زبانی ساده انتقال دهد. به این ترتیب نهضت ساده نویسی همراه با نهضت آزادی خواهی شکل گرفت و نویسندگان و شاعران مظاهر استبداد و استعمار را نقد میکردند و برای بیان دیدگاه خود زبان ادبی را بر میگزیدند. شعر از نظر آنان بیان زیبای واقعیات و وسیلهای برای بهبود زندگی بود که از طریق روزنامهها و مطبوعات در اختیار مردم قرار میگرفت.
درعصر بیداری به دلیل تمرکز بیشتر فعالیتهای سیاسی و مطبوعاتی در تهران، شعر و ادب هم بیشتر به این شهر منحصر میشد؛ حتی روزنامهٔ نسیم شمال را که سید اشرف الدین در رشت منتشر میکرد، مردم تهران میخواندند. بعد از تهران، تبریز بازار سیاسی و پر رونقی داشت.
6- نثر فارسی در دورهٔ بیداری چه تحولاتی یافت؟
در سالهای انقلاب مشروطه در نثر فارسی دگرگونیهایی به وجود میآید که نثر را به سمت سادگی و بی پیرایگی سوق میدهد؛ از آن جمله میتوان به رواج و گسترش روزنامه به عنوان رسانه، روی آوردن به ترجمه و ادبیات داستانی براساس ارتباط با ادبیات اروپا و تغییر مخاطبان نوشتهها اشاره کرد. کسانی چون قائم مقام فراهانی، علامه دهخدا، رضا قلی خان هدایت، زین العابدین مراغهای، عبدالرحیم طالبوف، میرزا آقاخان کرمانی، ناصرالدین شاه قاجار و چند تن دیگر از نویسندگان، از پیشگامان نثر سادهٔ این دوره بودهاند و نوشتههای آنان به زبان مردم کوچه و بازار نزدیکتر شده است.
7- دو تن از پیشگامان رماننویسی قبل از مشروطه را نام ببرید و از هر کدام اثری بنویسید.
محمد باقر میرزا، رمان «شمس و طغرا»، میرزا حسن خان بدیع، با دو اثر «شمسالدین و قمر» و «داستان باستان»
8- توضیح دهید قائم مقام فراهانی در حوزۀ نثر فارسی چه جایگاهی دارد؟
از معروفترین نویسندگان و سیاستمداران بزرگ دورهٔ بیداری است که علاوه بر خدمات و اقدامات بزرگ سیاسی، در ادبیات نیز بسیار مؤثر بود. او با تغییر سبک نگارش، تکلّف را در نثر از بین برد و مسائل عصر را با کاربرد زبان و اصطلاحات رایج و آمیخته به شعر و ضربالمثلهای لطیف، به سبک گلستان سعدی نوشت و موجب اقبال عامه به نثر گردید. عبارات کوتاه او نیزگاه موزون و مسجعاند. قائم مقام احیاکنندهٔ نثر فارسی است و «منشآت» مهمترین اثر اوست.