درسنامه آموزشی فلسفه (2) کلاس دوازدهم ادبیات و علوم انسانی و معارف
درس 4: کدام تصویر از جهان؟
«اتفاق» از کلماتی است که در گفتوگوهای روزمرۀ همۀ اقوام و ملل کاربرد دارد. مردم برخی امور را «اتفاقی» و «تصادفی» میشمارند و برخی دیگر را نه. برخی از فیلسوفان نیز گاهی نظراتی ارائه کردهاند که میتوان از آنها «اتفاق» را برداشت کرد؛ مثلاً دموکریتوس، فیلسوف یونان باستان، معتقد بود که مادۀ اوّلیۀ تشکیل دهندۀ جهان، اتمها و ذرّات ریز تجزیهناپذیر و غیرقابل تقسیمی هستند که در فضای غیرمتناهی پراکنده بوده و به شکلی سرگردان حرکت میکردهاند و برخوردهای اتفاقی، ذراتی که هماندازه و همشکل بودهاند گردهم آمده و عناصر اصلی عالم طبیعت را تشکیل دادهاند؛ یعنی برخورد اتفاقی این ذرّات سرگردان سبب پیدایش عناصر و اشیاء فعلی در جهان شده است.

شکل دیگری از اتفاق که در دورههای اخیر مطرح شده، برگرفته از گفتههای برخی دانشمندان زیستشناس است که میگویند: از ابتدای پیدایش موجود زنده بر روی زمین، جانداران بیشماری پدید آمدهاند که بیشترآنها، بهعلت ناسازگاری با محیط زندگی، از بین رفتهاند. در طول این زمان ها تحولات بسیاری در ساختمان بدنی این موجودات رخ داده که هیچ کدام از این تحولات متناسب و سازگار با محیط نبوده و تمام آن موجودات از بین رفتهاند. فقط آن دسته از جانداران که تغییرات بدنی آنها «اتفاقاً» سازگار با محیط بوده به حیات خود ادامه داده، رشد کردهاند و تکثیر شدهاند.
همچنین برخی از دانشمندان احتمال میدهند که جهان کنونی ما، یعنی این میلیاردها کهکشان، براثر انفجار بزرگ - مِهبانگ - آغاز شده و به تدریج گسترش یافته است. این بیان باعث شده برخی تصور کنند پیدایش این جهان، اتفّاقی و بدون علّت بوده است.
یکی از اقدامات مؤثر و مهم فیلسوفان، دقت در مفاهیم عامیانه و نقد و تصحیح یا تعمیق آنهاست. ابنسینا در مهمترین کتاب فلسفی خود، یعنی «الهیات شفا»، دربارهٔ «اتفاق» و مفاهیم دیگری از قبیل «شانس» سخن گفته و تلاش کرده نظر مردم را در مورد این مفاهیم تصحیح نماید. از همینرو، لازم است که ما نیز در ادامۀ بحث علّیّت، نظری به مفهوم «اتفاق» بیندازیم وا ز جنبۀ فلسفی دربارۀ آنها بحث کنیم؛ بهخصوص که امروزه مفهوم اتفاق نه تنها نزد عامۀ مردم بلکه بر زبان برخی دانشمندان نیز جاری میشود.
معانی اتفاق
اتفاق در معانی زیر به کار میرود؛
معنای اوّل اتفاق این است که میان پدیدهها و علل آنها رابطهٔ ضروری وجود ندارد؛ مثلاً چه بسا همهٔ عوامل پیدایش باران موجود باشد، اما باران نبارد و چه بسا بدون وجود ابر و بدون هیچ علتی، خودبهخود باران ببارد.
معنای دوم اتفاق این است که سنخیتی میان اشیا و آثار آنها نیست. چه بسا که از یک پدیده اثری ظاهر شود که هیچ ربطی به آن ندارد؛ مثلاً حرارت سبب یخ بستن آب و آفتاب سبب تاریکی شود.
معنای سوم اتفاق، نبودن غایت و هدف خاص در حرکات و نظم جهان است؛ بدین معنا که این حرکات و نظامها به سمت غایت و هدف معینی به پیش نمیروند.
معنای چهارم اتفاق عبارت است از رخ دادن حوادث پیشبینی نشده. بهطور مثال، شخصی برای خرید به فروشگاهی مراجعه میکند و دوست خود را هم در آن فروشگاه میبیند، بدون اینکه قبلاً از آمدن دوست خبر داشته باشد و آن را پیشبینی کرده باشد.
اظهارنظر (صفحه 24 کتاب درسی)
به نظر شما کدام یک از معانی فوق کمتر امکانپذیر است و کدام، بیشتر؟
بررسی معانی اتفاق
الف) بررسی معنای اوّل اتفاق: بنابر مباحث گذشته، فیلسوفی را سراغ نداریم که بهطور صریح و روشن با معنای اوّل اتفاق موافق باشد. فیلسوفان، معمولاً چنین اتفاقی را انکار میکنند و میگویند هر معلولی بهعلت نیاز دارد و یک رابطۀ ضروری میان علت و معلول برقرار است. امکان ندارد که موجودی، خود به خود و بدون علتی که به آن وجود ببخشد، پدید آید. باران، خود به خود نمیبارد و اگر عوامل پیدایش باران وجود داشته باشد حتما باران خواهد بارید.
البته، برخی از مردم که از تمام اجزای یک علت آگاه نیستند، گاهی فکر میکنند که در برخی موارد، در عین وجود علت، معلول آن پدید نیامده است و بر این اساس، میپندارند، میان علت و معلول، رابطۀ ضروری وجود ندارد.
توضیح: در مواردی که معلول، از مجموعهای از عوامل پدید میآید، هریک از عوامل را «علت ناقصه» و مجموعۀ عوامل را «علت تامّه» مینامند؛ مثلاً نوشتن روی کاغذ معلول عواملی از قبیل انسان، قلم، گرفتن قلم در دست، اندیشه کردن، اراده کردن و حرکت دست میباشد و نوشتن وقتی محقق میشود که همۀ عوامل دخیل در آن موجود باشند. حتی اگر یک عامل هم نباشد، آن معلول پدید نخواهد آمد؛ مثلاً اگر انسان باشد، اما اراده نکند، نوشتن تحقق پیدا نخواهد کرد. حال، ممکن است برخی افراد بدون توجه به «اراده کردن» چنین تصور کنند که همۀ عوامل نوشتن وجود دارد ولی نوشتن صورت نگرفته است و در نتیجه تصور کنند که میان علت و معلول آن، رابطۀ ضروری برقرار نیست.
ب) بررسی معنای دوم اتفاق: اتفاق به این معنا نیز از نظر بسیاری از فلاسفه، از جمله ابنسینا و ملاصدرا و علامه طباطبایی و برخی فیلسوفان اروپایی، امکانپذیر نیست؛ زیرا قبول این معنای اتفاق، نفیاصل سنخیّت علت و معلول را بهدنبال دارد. آنان میگویند اگر کسی واقعا اصل سنخیّت میان علت و معلول را انکار کند و پدید آمدن هر چیزی از هر چیزی را ممکن بداند، به هیچکاری دست نخواهد زد؛ مثلاً نمیتواند برای رفع تشنگی آب بیاشامد؛ زیرا میان آب و رفع تشنگی رابطهای مشاهده نمیکند.
علاوه بر این، چنین فردی نمیتواند نظم و هماهنگی موجود در طبیعت را تبیین کند و دلیل آن را بهدست آورد. او حتی نمیتواند دانشمندان را به کشف علل پدیدهها تشویق نماید. در حقیقت، انکار اصل سنخیّت، بیاعتباری همۀ علوم و بیاعتنایی به آنها را به دنبال دارد و متناقض با یک هستی نظاممند و قانونمند میباشد.
ج) بررسی معنای سوم اتفاق: اثبات یا نفی اتفاق به معنای سوم نیازمند دقت و تأمل بیشتر است.
پذیرفتن این معنای اتفاق، معمولاً نفی «علت نخستین» و «آفریننده» را بهدنبال دارد، زیرا غایتمند بودن جهان بدان معناست که مجموعۀ حوادثی که در جهان رخ میدهد، هدف و غایت معیّن و از پیش تعیین شده را دنبال میکند و قبول این غایتمندی فقط با قبول علت نخستین و علة العلل، یعنی قبول آفریننده امکان پذیر است. به همین جهت فلاسفه نسبت به این معنای اتفاق به دو دسته تقسیم شدهاند:
پذیرفتن این معنای اتفاق، معمولاً نفی «علت نخستین» و «آفریننده» را به دنبال دارد؛ زیرا غایتمند بودن جهان بدان معناست که مجموعۀ حوادثی که در جهان رخ میدهد، برای رسیدن به هدف و غایت معیّن و از پیش تعیین شده است. قبول این غایتمندی نیز فقط با قبول علت نخستین و عله̈ العلل، یعنی قبول آفریننده امکانپذیر است. در عین حال، فلاسفه نسبت به این معنای اتفاق، نظرات متفاوتی ارائه کردهاند:
1) آن دسته از فلاسفه که برای جهان علت نخستین و آفریننده را اثبات میکنند، معتقدند که این نوع اتفاق هم مانند دو معنای اوّل امکانپذیر نیست و همۀ حوادث جهان از ابتدا تاکنون و در آینده در جهت یک هدف و غایت از پیش تعیین شده قرار دارند. بهعبارت دیگر: جهانی که ما در آن زندگی میکنیم، بهسوی کمال خود در حرکت است و مرحله به مرحله کاملتر میشود.
2) امّا آن دسته از فیلسوفان که به خداوند وعلت نخستین برای جهان معتقد نیستند، غایتمندی زنجیرۀ حوادث را نیز انکار میکنند و حتی وجود فرایندهای تکاملی در جهان را امری اتفاقی به حساب میآورند که از پیش تعیین شده نبوده است.
3) دستهای از فیلسوفان هم هستند که در عین انکار خداوند، میخواهند برای جهان و انسان هدف و غایت تعیین کنند و بگویند که جهان به سمت یک غایت برتر در حرکت است و روز به روز کاملتر میشود و به غایت خود نزدیکتر میگردد.
اما نظر این فیلسوفان مورد نقد قرار گرفته است. زیرا قبول غایت برای اشیا و پدیدههای جهان وقتی امکانپذیر است که آن غایت، قبل از پیدایش اشیا مشخص شده باشد تا اشیا، متناسب با آن هدف و آن غایت ساخته شده و پدید آمده باشند تا به سوی آن حرکت نمایند و تکامل یابند و چنین غایت و هدفی، بدون قبول خداوند امکانپذیر نیست.
مقایسه (صفحهٔ 26 کتاب درسی)
دیدگاه این دو دسته فلاسفه را با یکدیگر مقایسه کنید و ببینید کدام یک امتیازات بیشتری دارد؟
کسانی که معتقد به علّهالعلل هستند و جهان را هدفمند و دارای سیر تکاملی میدانند، برای زندگی خود هدف و برنامه دارند، در انجام کارهای خود مصمّم هستند، به آینده امیدوار هستند.
امّا در دیدگاه دوّم که وجود جهان را نتیجه اتفاق و بدون هدف و غایت میدانند نمیتوانند برنامه ریزی درستی در زندگی داشته باشند، معمولا در زندگی دچار یأس و ناامیدی میشوند، انگیزهای برای کشف حقایق جدید ندارند و قوانین علمی برای آنها معنادار نخواهد بود.
د) بررسی معنای چهارم اتفاق: معنای چهارم اتفاق، همانطور که گفته شد، رخ دادن حادثۀ پیشبینی نشده است. این معنای اتفاق با هیچ یک از اصول و لوازم علیّت مخالف نیست. بلکه مربوط به علم ناقص و محدود ما نسبت به حوادث پیرامونی است. بنابراین میتواند کاربرد درستی داشته باشد. همانطور که در مثال مربوط به این معنای اتفاق گفته شد، چون شخصی که برای خرید به فروشگاه میرود، از خارج شدن دوستش از خانه و تصمیم دوستش برای آمدن به فروشگاه اطلاعی ندارد، نمیتواند پیشبینی کند که دوستش را در فروشگاه خواهد دید. والا براساس قاعدۀ علیّت و لوازم آن، مجموعۀ تصمیمها و حرکتهای این شخص و دوستش سبب شده که آنها یکدیگر را در فروشگاه ببینند و از احوال یکدیگر باخبر شوند.
به کار ببندیم (صفحهٔ 27 کتاب درسی)
1- در ابتدای درس، حوادث و پدیدههایی ذکر شد که به نظر برخی، مصداق اتفاق هستند. به نظر شما هر یک از این نمونهها با کدام معنا از معانی اتفاق تناسب دارند؟
2- آیا میتوان بدون یک علت بالذات یا علةالعلل، که در ادیان الهی آن را «خدا» مینامند، «اتفاق» به معنای سوم را مردود دانست؟
اگر یک شعوری بر جهان حاکم نباشد که آن را به سوی غایتی پیش ببرد، نمیشود معتقد به غایتمندی بود. اینکه ارسطو برای ایجاد هر چیزی به مجموع 4 علّت (فاعلی، غایی، صوری و مادّی) معتقد بود، اینگونه میتوان برداشت کرد که هر چهار علّت در کنار هم لازم است و علّت غایی بدون علّت فاعلی پذیرفتنی نیست.
3- پذیرش «اتفاق» به معنای دوم و سوم چه تأثیری در اندیشه و تفکر و سبک زندگی یک فرد دارد؟
1) پذیرش اتفاق به معنای دوّم (نفی سنخیت علّت و معلول): باید انتظار هر اتّفاقی را داشت، فرد اقدام به هیچ کاری نخواهد کرد، پذیرش و تبیین نظم در جهان آفرینش ممکن نخواهد بود، همه علوم اعتبار خود را از دست خواهند داد و نمیتوان هیچ دانشمندی را دعوت به کشف علل پدیدهها کرد.
2) نتیجه پذیرش اتّفاق به معنای سوّم (نفی غایتمندی جهان): جهان غایتمند و دارای هدف نیست، افراد احساس پوچی و سرگردانی میکنند، کسی نمیتواند هدف و برنامه مشخصی برای خود برگزیند و مطابق با آن عمل کند، زندگی نیز بیمعنا خواهد بود.
4- ضرب المثل زیر کدام معنای اتفاق را رد میکند؟ چرا؟
گندم از گندم بروید جو ز جو
هم اتفاق به معنای دوّم (نفی سنخیت) را ردّ میکند به این معنا که هر علتی، معلول خاص خودش را به دنبال دارد و هر معلولی نیز از علتی خاص صادر میشود (از دانه گندم، گندم میروید و از دانه جو، جو پدید میآید. همچنین اتّفاق به معنای سوّم (نفی غایتمندی) را هم ردّ میکند، با توجه به ضرب المثل اگر کسی گندم کاشت، این دانه گندم به سمت غایت و هدف خود حرکت میکند و تکامل پیدا میکند تا تبدیل به یک خوشه گندم شود و همچنین دانه جو.
از طرفی هم برای هر کدام هدف و غایت خاص خودش وجود دارد، غایت دانه گندم، گندم شدن است و غایت دانه جو، تبدیل به خوشه جو شدن.
5- شعر زیر انکار کدام معنای اتفاق است؟
از جمادی مردم و نامی شدم
وز نما مردم به حیوان بر زدم
مردم از حیوانی و آدم شدم
پس چه ترسم کی ز مردن کم شدم
حمله دیگر بمیرم از بشر
تا برآرم از ملائک پر و سر
انکار معنای سوم اتّفاق (نفی غایتمندی).