درسنامه آموزشی تاریخ (3) دوازدهم ادبیات و علوم انسانی
درس 3: سیاست و حكومت در عصر قاجار (از آغاز تا پایان سلطنت ناصرالدین شاه)
در آغاز قرن 13 ق/ 19 م، همزمان با اوجگرفتن رقابت دولتهای اروپایی برای تسلط سیاسی - اقتصادی بر کشورهای مشرق زمین، حکومت قاجار در ایران تأسیس شد. در این درس شما با استفاده از شواهد و مدارک، تحولات سیاسی - نظامی، تشکیلات و نهادهای حکومتی و روابط خارجی ایران را در عصر قاجار بررسی و تحلیل خواهید کرد.
فعّالیت 1 (صفحهٔ 32 کتاب درسی)
بحث و گفتوگو
با راهنمایی دبیر و با توجه به مطالبی که در درس 2 خواندهاید، دربارۀ تأثیر وقوع انقلابهای سیاسی و صنعتی در کشورهای اروپایی (قرن 18 م) بر روابط آن کشورها با ایران در دورۀ قاجار بحث و گفتوگو کنید.
انقلابهای سیاسی و صنعتی باعث گسترش سیاستهای اقتصادی توسعه طلبانهٔ کشورهای اروپایی در کشورهای دیگر از جمله ایران گردید. به دلیل نیاز آنها به مواد اولیه، نیروی کار ارزان، بازار فروش محصولات و سرمایهٔ مادی فراوان، سعی نمودند در ایران امتیازات سیاسی و اقتصادی فراوان به دست آورند. از این رو به استعمار ایران روی آوردند. شاهان قاجار به دلیل ناآگاهی از تحولات جهانی، امتیازات اقتصادی و سیاسی فراوانی را به اروپاییان واگذار کردند و زیر سلطه قرار گرفتند.
تحولات سیاسی
آقامحمدخان قاجار (1210-1211 ق)
آقامحمدخان پسر بزرگ محمد حسنخان قاجار بود که پس از کشته شدن پدرش، به عنوان گروگان در شیراز، پایتخت کریمخان زند، به سر میبرد و حتی مورد مشورت کریمخان قرار میگرفت. آقا محمدخان پس از مرگ کریم خان فرصت را غنیمت شمرد و از شیراز به استرآباد (گرگان) رفت و با متحد کردن افراد ایل قاجار، آمادهٔ رویارویی با زندیان شد. او نخست نواحی شمالی و مرکزی ایران را تصرف کرد و تهران را پایتخت خود قرار داد، سپس با غلبه بر لطفعلیخان زند و سرکوب طغیان حاکم گرجستان، در سال 1210 ق/ 1174 ش در تهران تاجگذاری کرد.
آقا محمدخان پس از تاجگذاری به عزم برچیدن بساط حکومت جانشینان نادرشاه و دستیابی به غنایم و گنجینهٔ جواهرات وی، راه خراسان را در پیش گرفت. او سپس به منظور برقرار کردن نظم و امنیت به منطقهٔ قفقاز لشکرکشی کرد و در همین زمان بهدست چند تن از همراهانش به قتل رسید (1211 ق/ 1175 ش).
آقامحمدخان برای ایجاد یکپارچگی سیاسی و بازگرداندن حاکمیت دولت مرکزی به سرتاسر قلمرو ایران بسیار کوشید، ولی به سبب بیرحمی و کینهتوزیاش در برخورد با مخالفان و رقیبان که تا حدودی ریشه در ستمهایی داشت که در زمان کودکی و نوجوانی بر او رفته بود، در تاریخ نام او بهنکویی برده نمیشود.
فتحعلیشاه (1212-1250 ق)
پس از مرگ آقا محمدخان، برادرزادهاش باباخان که به فتحعلیشاه معروف شد، زمام امور را بهدست گرفت. سالهای نخست سلطنت فتحعلی شاه به سرکوب شورشهای داخلی و تحکیم پادشاهی در خاندان قاجار گذشت.در دوران سلطنت نسبتاً طولانی او، حکومت قاجار از یک سو با تهاجم نظامی گستردهٔ روسیه و از سوی دیگر با رقابت دولتهای انگلستان و فرانسه برای نفوذ سیاسی و اقتصادی در ایران مواجه بود. فتحعلیشاه در حفظ یکپارچگی کشور و سامان دادن به اوضاع داخلی موفق بود اما در مقابله با تهاجم نظامی و نفوذ سیاسی کشورهای اروپایی ناکام ماند.
- اثر مهرعلی نقاش |
- اثر میرزا بابا نقاش |
|
محمد شاه (1250-1264 ق)
فتحعلیشاه پسرش، عباس میرزا، را به جانشینی خود برگزیده بود اما به دنبال مرگ زودهنگام این شاهزادهٔ لایق، مقام ولیعهدی به محمدمیرزا، فرزند عباس میرزا رسید. محمدمیرزا پس از مرگ فتحعلیشاه با تدابیر میرزا ابوالقاسم خان قائممقام فراهانی و سرکوب چند تن از عموها و برادران خود، که مدعی سلطنت بودند، به تخت پادشاهی نشست. اگرچه تدابیر قائممقام موجب سر و سامان یافتن امور کشور شد، ایستادگی او در مقابل زیاده خواهیهای انگلیسیها و تلاش برای کاستن از دخالت ناروای محمدشاه و درباریان در امور کشور، اسباب دسیسهگری مخالفانش را فراهم آورد و شاه را نسبت به این وزیر بزرگ بدبین کرد. در نتیجه، قائممقام پس از هفت ماه از مقام وزارت برکنار و کشته شد و حاجی میرزا آقاسی، مراد و معلمِ درویش مسلک شاه، به جای او نشست. در دوران صدارت میرزا آقاسی، نفوذ دولتهای روسیه و انگلستان در ایران افزایش یافت.
فعّالیت 2 (صفحهٔ 35 کتاب درسی)
بررسی شواهد و مدارک
وصف قائم مقام فراهانی را از زبان یکی از شاهزادگان قاجاری بخوانید و به پرسشهای مربوط به آن پاسخ دهید.
«از عهد کیومرث که بنای سلطنت در ایران شد، چنان وزیری با تدبیر و دستوری بینظیر به نظر ارباب بصیرت نرسیده. الحق که از جمیع علوم و کمالات آراسته، در علم عربیت و حکمت الهی استاد و در علوم ریاضی رایض میدان بلاغت و استحضار… اشعار دَری و تازیش دُرّ شاهوار… باری با وجود کثرت مشاغل نهایت غرابت را دارد که شخصی به این قسم بتواند از هر علمی از علوم با بهره باشد … از هنگام حرکت محمدشاه از آذربایجان تا پنج ماه توقف در دارالخلافۀ طهران، قائممقام به اقتدار گذرانیده، به طریقی که احدی بدون اذن وی قدرت رفتن خدمت شاه را نداشته و محمدشاه بدون اذن او دیناری به کسی نداده، چنانچه اگر هم مایل به بخشش بود هرآینه موجب ملامت قائممقام میگردید. در این موارد که گرفت و گیر قائممقام از حد اعتدال گذشت، جمعی دوستان بدو گفتند که این قدر بر پادشاه تنگ گرفتن و غدغن نمودن که هیچ کس نزد او آمد و رفت نکند و پادشاه معاشرت با احدی ننماید، درست نیست، عاقبت به تو کم مرحمت خواهد شد. در جواب گفته بود که این امور سلطنت را پادشاه درست مطلع نیست؛ چون که اول دولت است، میترسم غافل شوم و غفلتی به هم رسد و کارهای پخته خام گردد. دلم به جهت زحمتهای خودم خواهد سوخت» (سفرنامۀ رضاقلی میرزا نوۀ فتحعلیشاه، ص 31-32).
1- با توجه به اینکه قائممقام برای به سلطنت رساندن محمد شاه، پدر رضاقلی میرزا را از میان برداشت، آیا نویسنده انصاف را دربارۀ او رعایت کرده است؟
بله، در نوشتههایش از قائممقام به خاطر کمالاتش ستایش کرده است و نیز اینکه باید او جانب اعتدال را در امور به خصوص نسبت به رفتارش با پادشاه رعایت میکرد.
2- قضاوت و تحلیل شما از اقدام قائممقام در ممانعت از دخالت ناروای شاه، حرمسرا و درباریان در ادارۀ امور کشور چیست؟
از آنجا که در دوران حساس قاجاری سیاست نمیبایست بازیچهٔ دست افراد سودجو و ناآگاه شود، قائممقام سعی کرد برحسب وظایف و وطن دوستی رفتارهای درباریان و شخص شاه را کنترل کند و از آسیب رساندن به کشور جلوگیری کند.
ناصرالدینشاه (1264-1313 ق)
پس از مرگ محمدشاه، ولیعهد او، ناصرالدین میرزا، با درایت میرزاتقیخان فراهانی بر تخت شاهی نشست. ناصرالدین شاه جوان در آغاز سلطنتش، میرزاتقیخان را با لقب امیرکبیر به مقام صدراعظمی برگزید و به او در ادارهٔ امور کشور اختیار تام بخشید. امیرکبیر که تربیت یافتهٔ قائم مقام بود، با استفاده از تجربههای سیاسی ارزشمند خود، علاوه بر سامان دادن به اوضاع کشور، برنامهٔ منسجمی را برای اصلاح امور سیاسی و اقتصادی کشور تهیه کرد و بخشی از آن را به اجرا درآورد. امیرکبیر نیز با توطئه و دسیسهٔ مخالفان داخلی و خارجی به سرنوشت قائممقام دچار شد و اصلاحاتش به نتیجهٔ مطلوب نرسید.
ناصرالدین شاه شور و اشتیاق فراوانی به نوگرایی و اخذ تمدن اروپایی نشان میداد. او در دوران پادشاهی خود طی سه مسافرت خارجی، از چندین کشور اروپایی دیدن کرد و تحت تأثیر پیشرفتهای علمی و صنعتی اروپاییان قرار گرفت. میرزا حسینخان سپهسالار، یکی از صدراعظمهای عصر ناصری، نقش مؤثری در تشویق شاه برای سفر به فرنگ و اخذ تمدن اروپایی و ترغیب وی به دادن امتیازهای فراوان به انگلیس و روس تزاری داشت. اما برنامههای او به سبب مخالفتهای داخلی و تردیدهای شاه به جایی نرسید. ناصرالدین شاه اگرچه ضرورت نوگرایی و جبران عقبماندگی کشور را درک کرده بود، از نتایج سیاسی آن، که کاهش قدرت و اختیارات نامحدود شاه بود، به شدت وحشت داشت. برای مثال، او مدرسهٔ دارالفنون را نماد ترقی قلمداد میکرد و علاقهٔ فراوانی به انتشار کتاب و روزنامه داشت اما در عین حال، از نشر اندیشهٔ سیاسی جدید و ترویج افکار مشروطهطلبی و جمهوریخواهی در ایران سخت بیمناک بود. ازاینرو، اصلاحات عهد او به تغییر اساسی منجر نشد.
کاوش خارج از کلاس (صفحهٔ 37 کتاب درسی)
با راهنمایی دبیر، بخشی از سفرنامههای ناصرالدینشاه به فرنگستان را انتخاب و گزارشی از خاطرات و بازدیدهای او در یک صفحه تهیه کنید.
مواردی شامل زمان و نحوهٔ سفر شاه به خارج و همراهانش، مکانها و ساختمانهایی که مورد بازدید شاه و همراهانش قرار گرفت، دیدار با شخصیتهای سیاسی و صاحبمنصبان نظامی کشورهای اروپایی، مواردی بود که در این مسافرتها مورد نظر شاه قرار گرفت.
در زمان ناصرالدینشاه نیز دولتهای روسیه و انگلستان نفوذ سیاسی خود را در ایران افزایش دادند و برای کسب امتیازات اقتصادی در کشور ما به رقابت برخاستند.
ناصرالدین شاه در واپسین سالهای حکومت، بیشتر وقتش را به سرودن شعر، نقاشی و شکار میگذراند. سرانجام، در آستانهٔ پنجاهمین سالگرد سلطنتش، میرزا رضا کرمانی که از هواداران ستم کشیدهٔ سیدجمالالدین اسدآبادی بود، او را به قتل رساند.
نظام سیاسی و اداری
مقام و جایگاه شاه
نظام حکومتی ایران تا پیش از انقلاب مشروطه، پادشاهی مطلقه و استبدادی بود. در چنین نظامی، شاه در رأس هرم قدرت قرار داشت و از اختیارات نامحدود برخوردار بود؛ عزل و نصب مقامهای حکومتی و اعلام جنگ و صلح از جملهٔ اختیارات اساسی او به شمار میرفت. در واقع، شاه هر سه قوهٔ قانون گذاری، اجرایی و قضاوت را در انحصار خود داشت. شاهان قاجار خود را مالک جان و مال ایرانیان میشمردند و انتظار داشتند که همگان، از صدراعظم تا مردم عادی، فرمانشان را بیچون و چرا اطاعت کنند. با این حال، آنان در عمل نمیتوانستند بهطور کامل و همیشه قدرت استبدادی و اختیارات نامحدود خود را به کار ببندند؛ زیرا از یک سو فاقد ابزارهای لازم، مانند نظام اداری کارآمد و ارتش ثابت و حرفهای، برای اعمال قدرت مطلقه بودند و از سوی دیگر، نفوذ اجتماعی و دینی روحانیت و مراجع شیعه، قدرت سیاسی و نظامی ایلات و نفوذ و دخالت قدرتهای استعمارگر دامنهٔ قدرت و اختیار شاهان را تا حدودی محدود میکرد.
شاهان قاجار همچنین حرمسرای بزرگی داشتند. زنان حرمسرا به همراه ندیمهها و خدمتکاران نفوذ زیادی در دربار و بیرون از آن داشتند.
|
|
صدر اعظم
بعد از شاه، وزیر اعظم یا صدراعظم قرار داشت. صدر اعظم بر پایهٔ اختیاراتی که شاه به او میداد، میتوانست در تمام امور کشور اظهارنظر و مداخله کند، به حضور شاه برسد و برای وی نامه بنویسد. این صاحبمنصب عالیمرتبه همچنین امکان این را داشت که از موقعیت خود برای اصلاح امور کشور، رونق کسب و کار و رفاه مردم بهره ببرد. در عصر قاجار نیز همچون دوران پیش از آن، وزیران و صدراعظمها امنیت جانی و مالی کافی نداشتند و شمار قابل توجهی از آنان با دسیسهٔ درباریان و بدگمانی و خشم شاهان، جان و دارایی خود را از دست دادند.
حکومت ایالات و ولایات
والیان و حاکمان ایالات و ولایات، شهرها و روستاها عمدتاً از میان خاندانهای زمیندار، اعیان یا بزرگان محلی، سران ایلات و عشایر و شاهزادگان قاجاری برگزیده میشدند. حاکمان ایالات و ولایات تا حدودی خودمختار بودند و بخش اعظم درآمد منطقهٔ تحت فرمان خویش را برای خود نگه میداشتند. شاهان قاجار از طریق برقراری پیوند ازدواج با خاندانهای زمیندار، بزرگان محلی و مقامهای بلندپایهٔ حکومتی به دنبال گسترش نفوذ و استحکام سلطنت خود بودند. ادارهٔ ایالت آذربایجان با مرکزیت شهر تبریز، همواره به عهده ولیعهد بود. والیان و حکام نیز، همچون پادشاه، با زیردستان خود رفتاری مستبدانه داشتند.
بسیاری از شاهان قاجار و کارگزاران زیردست آنان اگرچه در برابر مردم ایران مستبد و ظالم بودند، اما نسبت به بیگانگان از خود ضعف و سستی نشان میدادند.
تشکیلات اداری
نظام اداری ایران در اوایل عصر قاجار بسیار کوچک بود و به چهار اداره یا وزارت خانهٔ قدیمیِ مالیه، جنگ، عدلیه و امور خارجه محدود میشد. در دوران ناصرالدین شاه و تحت تأثیر مواجههٔ ایران با تمدن غربی، وزارتخانههای دیگری به تشکیلات اداری افزوده شد. در آن زمان، وزارتخانهها اغلب مکان و تجهیزات، کارکنان حقوقبگیر، دوایر محلی و حتی بایگانی منظم نداشتند و دامنهٔ فعالیتشان به ندرت از پایتخت فراتر میرفت. ادارهٔ این وزارتخانهها اغلب به شکل موروثی در اختیار خانوادههای سرشناسی بود که با یکدیگر رقابت داشتند و گاه سمتهای اداری را میان خود خرید و فروش میکردند. پرسابقهترین و گستردهترین آنها، وزارت مالیه به ریاست مستوفیالممالک بود و مستوفیانی که نسل اندر نسل به شغل مستوفیگری اشتغال داشتند آن را اداره میکردند. مستوفیان مسئولیت محاسبه و گردآوری مالیاتها و نظارت بر املاک دیوانی و سلطنتی (خاصه) را برعهده داشتند.
فعّالیت 3 (صفحهٔ 39 کتاب درسی)
بررسی شواهد و مدارک
توضیح مورگان شوستر آمریکایی دربارۀ نحوۀ عملکرد مستوفیان را بخوانید و اشکالات نظام مالیاتی را از آن استنباط و استخراج کنید.
«از نسلها و ازمنۀ سالفه مردمانی در ایران میباشند که آنها را مستوفی میخوانند. پیشه و شغل اکثر آنها ارثی است که از پدر به پسر رسیده است. آنها از وضع این کتابچهها [کتابچههای میزان مالیات هر منطقه] مسبوق و از طریقۀ پیچیده و درهمی که مالیات هر محل به وسیلۀ آن حساب یا وصول میشود، مطلع بودند. هر یکی از پیشکاران یا مأمورینِ جزء، کتابچههای مالیاتی نقاط ابوابجمعی خودشان را ملکِ طِلق خود میدانست، نه متعلق به دولت، اگر کسی میخواست از تفصیل آن کتابچهها مسبوق شود، یا بداند که مالیات هر محل چقدر وصول شده و چقدر آن را برای خود ذخیره و پس نهاد نمودهاند، مستوفیان مزبور متغیر و غضبناک میشدند» (شوستر، اختناق ایران، ص 341).
مورثی بودن شغل مستوفی و عدم نظارت بر عملکرد آنها، موجب اختلاسهای مالی توسط این گروه میشد. مورثی بودن مانع ورود افراد شایسته به این مقام میشد و در نتیجه فساد مالیاتی دامنهدار و مداومی در امور مالی وجود داشت.
سازمان قضایی عصر قاجار از دو گونه محاکم تشکیل شده بود:
1- محاکم عُرف که به تخلفات و جرایم سیاسی و امنیتی مانند شورش، سرقت، نزاع و عدم پرداخت مالیات رسیدگی میکردند. این محاکم را قضات و مأمورانی اداره میکردند که از مقامهای حکومتی فرمان میبردند و حقوق میگرفتند.
2- محاکم شرع که دعاوی مدنی مانند دعواهای خانوادگی، ملکی و ارث را حل و فصل میکردند. در این محاکم، روحانیان قضاوت میکردند و هزینههای رسیدگی برعهده طرفین دعوا بود.
ارتش و تشکیلات نظامی
آقامحمدخان قاجار با استفاده از جنگاوران ایل خود و دیگر ایلهای متحد آن، قدرت را بهدست گرفت. این ارتش مجهز به تیر و کمان، گرز، شمشیر و تفنگهای فتیلهای بود و به ندرت از توپخانه استفاده میکرد. ارتش ایلیاتی قاجار در جنگ با ارتشهای اروپایی و به خصوص ارتش روسیه، که حرفهای، آموزش دیده و مجهز به سلاحهای آتشین جدید بود، ناکارآمدی خود را نشان داد. ازاینرو، عباسمیرزا فرمانده جنگهای ایران و روس، درصدد برآمد با استفاده از دانش و تجارب کارشناسان نظامی فرانسه و انگلستان، ارتش ایران را تجدید سازمان و مجهز به سلاحهای مدرن کند، اما تلاشهای او بهدلیل پیمانشکنی دولت فرانسه، بدعهدی دولت انگلیس و موانع و مشکلات داخلی بینتیجه ماند. در اوایل عصر ناصری، امیرکبیر، صدراعظم باکفایت ایران، با جدیت تمام برای تشکیل ارتش حرفهای و دائم اقداماتی انجام داد. یکی از مقاصد او از تأسیس مدرسهٔ دارالفنون، آموختن دانش نظامی جدید و اشاعهٔ آن و نیز تقویت توان جنگی و دفاعی کشور بود. پس از امیرکبیر، این اقدام نوگرایانهٔ او همچون سایر اقداماتش به فراموشی سپرده شد، تا اینکه ناصرالدین شاه امتیاز تأسیس یک واحد نظامی حرفهای با عنوان بریگاد قزاق را به روسیه واگذار کرد. نیروی قزاق تشکیلات نظامی منسجم و منظمی بود که تا اواخر حکومت قاجار تحت فرماندهی افسران روسی فعالیت میکرد. نفرات این نیرو در اوج گسترش کمتر از 10 هزار نفر بود و بیشتر به عنوان نیروی نگهبان شخص شاه و خاندان سلطنت و دفع کنندهٔ شورشها و اعتراضهای داخلی عمل میکرد و در حفظ مرزها و مقابله با هجوم خارجی کارایی چندانی نداشت.
|
|
فعّالیت 4 (صفحهٔ 41 کتاب درسی)
بحث و گفتوگو
با توجه به این سخن ناصرالدینشاه که «... نه قشونی داریم و نه مهمات قشونی» و این گفتۀ میرزا علیخان امینالدوله که «ایران قشون منظم آبرومند میخواهد. ایران باید معابرش منظم باشد. هر ساعت سفارتخان های مراسلۀ بالا بلند به وزارت خارجه نفرستد که فلان ایل در فلان راه مالالتجارۀ تبعۀ مرا سرقت کرد» (امینالدوله، خاطرات سیاسی، ص 69 و 258 )، در بارۀ تأثیرات و پیامدهای داخلی و خارجی فقدان ارتش حرفهای و ثابت در دورۀ قاجار بحث و گفتوگو کنید.
- داخلی: ناامنی و در نتیجه رکود بازرگانی و کشاورزی، نابسامانیهای اجتماعی و خونسردیهای حکّام، گردنکشی ایلات، بروز آشوبهای داخلی و ...
- خارجی: نفوذ سیاسی، اقتصادی و نظامی هرچه بیشتر قدرتهای خارجی در ایران از تصرف سرزمینهای متعلق به کشور گرفته تا اخذ امتیازات اقتصادی، فرهنگی و حق کنسولی و ...
روابط خارجی
همزمان با شکلگیری حکومت قاجار در ایران، قدرتهای اروپایی (روسیه، انگلستان و فرانسه) با اتکا به تغییر و تحولات سیاسی و اجتماعی و به پشتوانهٔ پیشرفتهای علمی، صنعتی و اقتصادی، رقابت شدیدی را برای تسلط بر دیگر کشورها، از جمله ایران، آغاز کردند. زمامداران و مردم ایران که از تغییر و تحولات و پیشرفتهای جوامع و کشورهای اروپایی ناآگاه یا کماطلاع بودند، آمادگی لازم برای مقابله با چنین رویارویی سنگینی را نداشتند و در مقابل هجوم اروپاییها به نوعی غافلگیر شدند.
روسیه
دولت روسیه از زمان پترکبیر، سیاست توسعه طلبانهای را با هدف تسلط بر سرحدات شمالی ایران و عثمانی آغاز کرد. اقتدار نظامی نادرشاه و سپس آقامحمدخان مدت کوتاهی روسها را وادار به عقبنشینی نمود اما در زمان حکومت فتحعلیشاه قاجار و پس از آنکه حاکم گرجستان خود را تحت حمایت دولت روسیه قرار داد، روسها به منطقهٔ قفقاز لشکرکشی کردند و گرجستان را تصرف نمودند. این اقدام سرآغاز جنگهای ایران و روسیه به حساب میآید.
دور اول جنگهای ایران و روس (1218 - 1228ق/ 1803 - 1813م) که با هجوم نظامیان روسی آغاز شد، در طی حدود 10 سال جنگ، سپاهیان ایران به فرماندهی عباس میرزا، رشادت و سلحشوری چشمگیری از خود نشان دادند و در مواردی روسها را شکست دادند، این دور از جنگها سرانجام به سبب عدم توازن قدرت نظامی و اقتصادی دو کشور، ضعف سیاسی حکومت قاجار و پیمانشکنی دولتهای فرانسه و انگلستان، به پیروزی روسیه و انعقاد معاهدۀ گلستان انجامید. عباسمیرزا، فرمانده سپاه ایران در این جنگها، هر آنچه در توان داشت برای جلوگیری از شکست ایران انجام داد.
پس از وقفهای کوتاه، دور دوم جنگهای ایران و روسیه (1241 - 1243ق/ 1826 - 1828م) شروع شد. از جمله علل شروع این دور از جنگ، یکی مشخص نبودن خطوط مرزی در عهدنامهٔ گلستان و ادعاهای ارضی جدید روسها و دیگری فریاد کمکخواهی مردم مسلمان شهرها و روستاهایی بود که به واسطهٔ معاهدهٔ گلستان تحتسلطه و ستم روسها قرار گرفته بودند. با صدور فتوای جهاد برخی از علما، عده زیادی از ایرانیان آماده جهاد شدند و حکومت قاجار را به اقدام نظامی برای آزادی سرزمینهای ایرانی ترغیب کردند. در ابتدای جنگ، نیروهای ایرانی به فرماندهی عباس میرزا به سرعت بسیاری از مناطق اشغالی را آزاد کردند اما روسیه با تمام قوا و تجهیزات نظامی خود وارد عرصهٔ کارزار شد و در شرایطی که انگلستان برخلاف تعهداتش از کمک نظامی و مالی به ایران خودداری میکرد، سپاه ایران را شکست داد و حکومت قاجار را وادار به پذیرش معاهدهٔ ترکمانچای کرد. ناتوانی فتحعلیشاه در تأمین تدارکات سپاه و بیکفایتی و سستی برخی از فرماندهان، مانند آصفالدوله و نیز اعتماد به وعدهها و قدرت خارجی در این شکست تأثیرگذار بود.
در نتیجهٔ قراردادهای گلستان و ترکمانچای، مناطق وسیعی از سرزمینهای حاصلخیز ایران در غرب دریای کاسپی (خزر) که شامل ولایات گرجستان، داغستان، ارمنستان، نخجوان و اران با شهرها و روستاهای آباد و پرجمعیت بود، به روسیه واگذار شد و رود ارس مرز دو کشور قرار گرفت. به علاوه، ایران در عهدنامهٔ گلستان از داشتن کشتی جنگی در دریای کاسپی (خزر) محروم شد و در معاهدهٔ ترکمانچای نیز متعهد گردید که مبلغ 5 میلیون تومان غرامت به دولت روسیه بپردازد و به اتباع آن کشور نیز حق مصونیت قضایی (کاپیتولاسیون) بدهد.
فعّالیت 5 (صفحهٔ 43 کتاب درسی)
فکر کنیم و پاسخ دهیم
1- با راهنمایی دبیر و با توجه به مطالبی که در درسهای 2 و 3 خواندید، با یکدیگر همفکری کنید و دلایل شکست ایران از روسیه را در چارچوب محورهای مشخص شدهٔ زیر بیان کنید.
الف) نظامی: ضعف نظامی و تجهیزاتی ایران و نداشتن تاکتیکهای درست جنگی در مقابل توان نظامی و تجهیزاتی نوین روسها و ناآگاهی آنها از تحولات نظامی این کشور.
ب) سیاسی: ناتوانی فتحعلیشاه در تأمین تدارکات سپاه، بیکفایتی و سستی برخی از فرماندهان مانند آصفالدوله
پ) اقتصادی: ضعف اقتصاد سنتی ایران که توان پرداخت هزینههای سنگین لشکر ایران در مقابل نیروی مهاجم را نداشت.
ت) مناسبات خارجی: عهدشکنیهای فرانسویان پس از قرار داد فینکناشتاین؛ ناپلئون فرانسوی بر خلاف تعهداتش به ایران در نبرد با روسیه کمکی نکرد و دست دوستی به سمت روسها دراز کرد. همچنین به عهدیهای انگلیسیها در کمک به ایران در مقابل روسها، عامل دیگری در شکست ایران از روسها میباشد.
2- به نقشه سرزمینهای جدا شده از ایران در دوره قاجار نگاه کنید. چرا با اینکه سرزمینهای جدا شده از ایران در معاهدهٔ گلداسمیت، پاریس و آخال بسیار وسیع است، دو معاهدهٔ ترکمانچای و گلستان بیشتر در ذهن مردم ایران، قبیح و ماندگار شده است؟
دستاندازی روسیه به خاک ایران بعد از معاهدهٔ ترکمانچای همچنان ادامه پیدا کرد. روسها مناطق وسیعی از سرزمینهای ایرانی در شرق دریای کاسپی (خوارزم و ماوراءالنهر) را تسخیر و عهدنامۀ آخال (1299 ق/ 1881 م) را بر حکومت قاجار تحمیل کردند.
فعّالیت 6 (صفحهٔ 43 کتاب درسی)
تحلیل و قضاوت
پاسخ ناصرالدینشاه را به اعتراض دولت انگلستان به امضای قرارداد آخال توسط ایران بخوانید و تحلیل و قضاوت خود را دربارهٔ سیاست و کشورداری ناصرالدینشاه و موقعیت بینالمللی حکومت قاجار بیان کنید.
«باید جواب نوشت: ما چیزی به روس ندادیم. شما که انگلیس هستید در این فقره دادهاید. اگر از اول روس را از این همه پیش آمدن به سمت آخال و ترکمان رسما و قویا مانع میشدید، البته روسها میدان جولان بازی خودشان را کمتر میکردند، بلکه هیچ نمیتوانستند داخل شوند. وقتی که مثل شما دولتی قوی نتواند سد راه و خیال روسها را بکند، ما به طریق اولی نمیتوانیم. روس آمد آخال را گرفت؛ ما چه میکردیم؟ بعد گفت سرحد طبیعی خراسان و ترکمان را باید معلوم بکنید و قرار بدهید؛ ما چه میکردیم اگر قبول نمیکردیم؟ به رضایت خودش همانطور که آخال را تصرف کرد، حد طبیعی ترکمان را هم با خراسان به زور تصرف میکرد. آن وقت آیا ما باید با روسها جنگ کنیم، آیا شما به ما امداد قشونی و پولی و اسلحه میکردید یا نه؟»
(نورائی، گفتوگوی ملکمخان با لرد سالیسبوری، بررسیهای تاریخی، ص 153-154).
ناصرالدینشاه درصدد برآمد تا از رقابت انگلیسیها با روسها در ارادهٔ کشور بهره ببرد و مانع دستاندازیهای روسها به ایران شود. در ناصرالدینشاه سعی میکرد با رویارو قراردادن این دو قدرت در مقابل هم، تضمینی برای بقای حکومتش به دست آورد. او ناتوانی خود را از ادارهٔ کشور ابراز میدارد. این سیاست پشتگرمی به دولتهای خارجی موجب میشد تا شاه کشور را از داشتن نیروی نظامی قوی بینیاز بداند و دست به اصطلاحات نزند.
ارتباط حکومت قاجار با روسیه به روابط سیاسی و نظامی محدود نمیشد. روسها یک قرارداد تجاری را ضمیمهٔ عهدنامهٔ ترکمانچای کردند که نتیجهٔ آن گسترش نفوذ اقتصادی آنان در ایران و تسلط بر بازار نیمهٔ شمالی کشور ما بود. علاوه بر آن، روسیه در رقابت با انگلستان امتیازات اقتصادی و سیاسی متعددی مانند تأسیس بانک استقراضی، شیلات شمال و تأسیس نیروی قزاق را گرفت.
انگلستان
سلطهٔ استعماری انگلستان بر هندوستان در سدهٔ 18 م، موجب توجه بیشتر انگلیسیها به ایران شد. در اوایل دورهٔ قاجار، دولت انگلیس کوشید با اعزام سفیران کارکشته به ایران و امضای معاهدات مُجمَل و مُفصَل، نفوذ سیاسی و اقتصادی خود را در میهن ما گسترش دهد و مانع آن شود که کشورهای رقیبش از طریق ایران به هندوستان برسند. این کشور همچنین با حضور در خلیج فارس و تسلط بر برخی از جزایر ایرانی، زمینه را برای گسترش نفوذ و دخالت سیاسی، نظامی و اقتصادی خود در این منطقهٔ راهبردی (استراتژیک) فراهم آورد.
فعّالیت 7 (صفحهٔ 44 کتاب درسی)
بررسی شواهد و مدارک
مفاد عهدنامههای مجمل و مفصل را که دبیر در اختیار شما قرار میدهد، بخوانید و ضمن استخراج، تلخیص و مقایسۀ تعهدات ایران و انگلستان، با توجه به محتوای درس، موارد نقض این تعهدات توسط طرفین را مشخص کنید.
انگلستان در هر دو عهدنامه تعهد داده بود که به ایران در مقابل تعرض کشور دیگر کمک نظامی یا مالی بکند و همچنین از کمک به سرکشان و شاهزادگانی که علیه تاج و تخت پادشاه قاجار قیام کنند، خودداری کند. در مسئلهٔ افغانستان دخالتی نکند و آن را موضوع داخلی ایران به حساب آورد، در عوض از ایران تضمین میخواست تا از کشورهایی که دشمن انگلیس محسوب میشوند پیمان نبندد و افراد نظامی استخدام نکند و مهمتر آنکه ایران محل عبور نیروهای رقیب انگلستان به طرف هند نشود.
ایران سعی نمود تمام بندهای این قرارداد را به اجرا در آورد مثلاً هرگونه رابطهٔ خود با فرانسویان را قطع کند و به نفع انگلستان موضع بگیرد، ولی انگلستان مفاد این قرارداد را زیرپا گذاشت و به ایران در مقابل هجوم روسها به ایران کمکی نکرد، از امیران شورشی افغانستان حمایت کرد و زمینهٔ جدایی افغانستان از ایران را فراهم ساخت.
تلاش برای جداکردن سرزمینهای شرق ایران؛ از اواخر عهد فتحعلیشاه، دولت انگلیس درصدد برآمد که با جداکردن سرزمینهای شرقی ایران، منطقهای حائل و تحت نفوذ خود در مرزهای هندوستان بهوجود آورد. به همین منظور، در زمان محمدشاه و ناصرالدینشاه از حاکم نافرمان هرات و دیگر امیران شورشی افغان حمایت کرد و با اقدامات سیاسی و نظامی خود مانع سرکوب این شورشها توسط سپاه ایران شد. انگلستان سرانجام با تحمیل معاهدۀ پاریس به حکومت قاجار، افغانستان و هرات را از ایران جدا کرد (1273 ق). انگلیسیها سپس با قرارداد گلداسمیت، مناطقی از سیستان و بلوچستان را نیز از ایران جدا و ضمیمهٔ خاک هندوستان کردند که خود بر آن فرمان میراندند.
گرفتن امتیازات اقتصادی؛ در دوران سلطنت ناصرالدینشاه، انگلیسیها در رقابتی تنگاتنگ با روسها، موفق به گرفتن امتیازات اقتصادی متعددی از ایران شدند که امتیازهای رویتر، بانک شاهنشاهی و توتون و تنباکو (رژی یا تالبوت) از جملهٔ مهمترین آنها بود.
| امتیاز رویتر | امتیاز رویتر که قراردادی بین حکومت قاجار و یک یهودی انگلیسی به نام بارون رویتر بود، در زمان ناصرالدین شاه و با تلاش میرزا حسین خان سپهسالار بسته شد. در این قرارداد، حق احداث راه آهن و تراموا و بهرهبرداری از کلیه معادن و منابع ایران به جز طلا، نقره و سنگهای قیمتی و نیز بهرهبرداری از جنگلها و احداث قناتها و کانالهای آبیاری به مدت هفتاد سال و اداره گمرک و حق صدور همه نوع محصولات انگلیسی به ایران، به مدت بیست و پنج سال به رویتر واگذار شد. در مقابل رویتر تنها مبلغ دویست هزار لیره برای تأمین هزینههای سفر ناصرالدین شاه به اروپا به صورت وام پرداخت کرد. روسها از منافع سرشاری که این قرارداد برای رقیب آنها در پیداشت ناراضی بودند و به آن اعتراض کردند و خواستار لغو آن شدند. در داخل کشور نیز مخالفتهای شدیدی با این امتیاز صورت گرفت و مجتهد بزرگ تهران، حاج ملا علی کنی، به شدت با آن مخالفت کرد. سرانجام ناصرالدین شاه مجبور به لغو این قرارداد شد و رویتر هم در نهایت موفق شد امتیاز بانک شاهنشاهی را به مدت شصت سال به دست آورد. |
واگذاری امتیازات موجب نگرانی مردم، به ویژه بازرگانان و روحانیان، از تسلط بیگانگان بر اقتصاد و منابع تولید کشور شد و اعتراضات و جنبشهایی را برانگیخت.
یکی از مهمترین این جنبشها، اعتراض در مقابل امتیاز تنباکو بود. در ماجرای امتیاز توتون و تنباکو، ناصرالدین شاه در برابر دریافت مبلغی ناچیز و یک چهارم سود سالانه، انحصار خرید و فروش تنباکو و توتون در داخل و خارج ایران را به مدت پنجاه سال به یک انگلیسی به نام تالبوت واگذار کرد. از این رو این قرارداد به قرارداد تالبوت مشهور شده است و چون نام شرکت تالبوت، «رژی» بود این عهدنامه را رژی نیز مینامند.
مردم ایران که میدیدند این قرارداد نوعی استثمار اقتصادی است، شروع به قیام و اعتراض نسبت به این قرارداد کردند. علما و روحانیون، رهبری این اعتراضات را بهدست گرفتند و در نهایت مرجع بزرگ شیعه آیت الله میرزای شیرازی حکم تاریخی خود را صادر کرد: «بسم الله الرحمن الرحیم، الیوم استعمال تنباکو و توتون بأیّ نحٍو کان، در حکم مبارزه با امام زمان عج الله تعالی فرجه است». این فتوا در کنار اعتراضات مردم، در نهایت شاه را مجبور به لغو قرارداد کرد.
فرانسه
همزمان با روی کار آمدن قاجارها در ایران، ناپلئون بناپارت در فرانسه قدرت گرفت. ناپلئون که سیاست توسعه طلبانهای را در اروپا و جهان دنبال میکرد، با مانع بزرگی همچون انگلستان روبهرو شد که به دلیل جزیرهای بودن و برخورداری از نیروی دریایی قدرتمند، توان رویارویی مستقیم با آن را نداشت. بنابراین، تصمیم گرفت رقیب خود را با هجوم به مستعمراتش از پای درآورد. از اینرو، نخست مصر را تصرف کرد و سپس درصدد حمله به هندوستان برآمد.
از آنجا که ایران مناسبترین راه دستیابی ناپلئون به هند بود، نمایندگان او یکی پس از دیگری راهی دربار قاجار شدند. فتحعلیشاه که درگیر جنگ با روسیه بود و به متحد قدرتمندی نیاز داشت، از پیشنهاد امپراتور فرانسه برای برقراری رابطه استقبال کرد. در نهایت، عهدنامۀ فینکنشتاین (1222ق/ 1807 م) بین دو کشور بسته شد. پس از آن، هیئتی نظامی از فرانسه برای تعلیم و تجهیز سپاه به ایران آمد و در مدت کوتاهی اقدامات مفیدی در این زمینه انجام شد. اتحاد سیاسی و نظامی ایران و فرانسه زیاد دوام نیاورد؛ زیرا ناپلئون اندکی بعد تمام تعهدات خود در برابر ایران را زیر پا گذاشت و با روسیه صلح کرد؛ هیئت نظامی فرانسوی را از ایران فراخواند و حکومت قاجار را در مقابل روسها تنها گذاشت. پس از این، روابط دو کشور فراز و نشیبهای زیادی داشت و در حوزهٔ قراردادهای بازرگانی و همکاریهای فرهنگی، به خصوص در زمینهٔ واگذاری امتیاز کاوشهای باستان شناختی، ادامه یافت.
عثمانی
در عصر قاجار دو کشور مسلمان ایران و عثمانی به سبب درگیریهای مستمر با دولتهای اروپایی، مجال کمتری برای دشمنی و جدال با یکدیگر داشتند. با این حال، در زمان فتحعلی شاه و محمدشاه، به سبب اختلافات مرزی، بدرفتاری عثمانیان با زائران ایرانیِ عتبات عالیات و مشکلات تجاری، تنشهایی میان دو کشور بروز کرد اما با وساطت دولتهای انگلستان و روسیه مذاکراتی میان ایران و عثمانی صورت گرفت و قراردادهای صلح ارزنةالروم اول و دوم میان آنها بسته شد و به کشمکشها پایان داد.
جدا از مواجههٔ سیاسی - نظامی، همواره میان ایران و عثمانی روابط بازرگانی و فرهنگی وجود داشت و کشور عثمانی یکی از مسیرهای آشنایی ایرانیان با پیشرفتهای اروپا و تحولات نظام جهانی بود. در اواخر دورهٔ قاجار، با شکلگیری دستهبندیهای سیاسی - نظامی تازه در اروپا و نفرت تاریخی مردم ایران از انگلستان و روسیه، عثمانی توانست با شعار «لتحاد اسلام» بخشی از اندیشمندات ایرانی را به سمت خود جلب کند.
روابط با سایر کشورها
حکومت قاجار برای کاستن از نفوذ و دخالتهای روزافزون روسیه و انگلستان در امور ایران، تلاش میکرد که با کشورهای دیگر مانند آمریکا، اتریش، ایتالیا و بلژیک ارتباط برقرار کند، اما به سبب سنگ اندازی روسها و انگلیسیها و بیرغبتی این کشورها در این باره موفقیت چندانی به دست نیاورد.
پرسشهای نمونه (صفحهٔ 46 کتاب درسی)
1- شرایط سیاسی - نظامی ایران با روسیه و انگلستان در عصر قاجار چه تفاوتهای اساسی داشت؟
کشورهای اروپایی پس از گذراندن تحولات بزرگ سیاسی - اقتصادی مانند انواع انقلابها به خصوص انقلاب صنعتی به کشورهای قدرتمند تبدیل شدند و به سلاحها روشهای جدید نظامی دست یافتند. در نقاط مختلف جهان حضور نظامی، سیاسی و اقتصادی پیدا کردند، در حالی که کشور ایران هنوز ساختار کهن نظامی و سیاسی خود را حفظ کرده بود و نسبت به ارتش و سلاحهای مدرن اروپایی، متکی به سپاه ایلیاتی و سنتی خود بود و از هرگونه اصلاحاتی در ساختارهای سیاسی و نظامی ناتوان بود در نتیجه مورد شکستهای سنگین نظامی واقع شد و امتیازات زیادی را به نفع روسها و انگلیسیها از دست داد.
2- چرا شاهان قاجار قادر به اعمال کامل قدرت استبدادی خود نبودند؟
- نداشتن ابزارهای لازم مانند نظام اداری کارآمد و ارتش ثابت حرفهای برای اعمال قدرت
- نفوذ اجتماعی و دینی روحانیت و مراجع شیعه
- قدرت سیاسی و نظامی ایلات
- وجود قدرتهای استعمارگر در ایران
3- به نظر شما، مهمترین آثار و پیامدهای زیانبار عهدنامهٔ ترکمانچای چه بود؟
دادن حق مصونیت قضایی (کاپیتولاسیون) به اتباع کشور روسیه که دست آنها را برای دخالت در امور داخلی ایران تا دههها بازگشت و جدا شدن سرزمینهای وسیعی از ایران
4- ایران در دورهٔ قاجار از چه جهاتی برای انگلستان اهمیت داشت؟
حفظ هندوستان و جلوگیری از رسیدن رقبایش به هند از طریق ایران، نفوذ و دخالت سیاسی، نظامی و اقتصادی در منطقهٔ استراتژیک خلیج فارس و جزایر آن.
5- علت اساسی توجه فرانسه به ایران در زمان ناپلئون چه بود؟ چرا روابط ایران و فرانسه در زمان فتحعلیشاه به شکست انجامید؟
- چون ایران مناسبترین راه برای دستیابی ناپلئون به هند و شکست انگلستان در این مستعمرهاش بود.
- به دلیل عهدشکنی فرانسویها؛ چون ناپلئون اندکی بعد از قرار داد، تمام تعهدات خود در پیمان با ایران را زیر پاگذاشت و با روسیه صلح کرد؛ هیئت نظامی فرانسویها را از ایران فراخواند و حکومت قاجار را در مقابل روسها تنها گذاشت.
6- منابع مورد استناد در این درس را استخراج و فهرست کنید.
عکسهای تاریخی از دورهٔ قاجاریه، دانشنامهٔ جهان اسلام، سفرنامهٔ رضاقلیمیرزا، روزنامهٔ خاطرات ناصرالدینشاه، کتاب اختناق ایران از مورگان شوستر آمریکایی، کتاب تاریخ ایران مدرن نوشتهٔ آبراهامیان، خاطرات سیاسی امینالدوله، بررسیهای تاریخی بخش گفتوگوی ملکمخان با لردسالیسبوری.