خانه
گاما

درسنامه آموزشی تاریخ (3) دوازدهم ادبیات و علوم انسانی

درس 2: ایران و جهان در آستانۀ دورۀ معاصر

بازدید55/5 K
تاریخ بروزرسانی1401/02/17

ایران در فاصلهٔ سقوط صفویه تا تأسیس حکومت قاجار (1135 - 1210ق) فراز و نشیب‌های زیادی را پشت سر گذاشت. در این دوره، سلسله‌های افشاریه و زندیه مدت کوتاهی حکومت کردند. تا حدودی هم‌زمان با آن، در دیگر کشورها نیز رویدادهای سرنوشت‌سازی به وقوع پیوست که بر تحولات جهان در دوران معاصر تأثیرگذار بود. در این درس علل، آثار و نتایج مهم‌ترین تحولات ایران و جهان در دورهٔ مذکور بررسی و تحلیل می‌شود.

ایران از نادرشاه افشار تا آقامحمدخان قاجار

سقوط اصفهان و فروپاشی حکومت صفویان (1135 ق/ 1102 ش/ 1723 م) موجب آشفتگی امور و بروز هرج و مرج و آشوب‌های داخلی شد. افغان‌ها به دلیل ناتوانی در تسلط بر تمام قلمرو صفوی و ناآشنایی با اصول کشورداری، نتوانستند حاکمیت مقتدری تشکیل دهند. روسیه و عثمانی نیز فرصت را مغتنم شمردند و بخش‌هایی از شمال و غرب میهن ما را اشغال کردند. در چنین شرایطی بود که  نادر از ایل افشار، پا به عرصه نهاد.

فعالیت 1 (صفحهٔ 16 کتاب درسی)

 

بحث و گفت وگو
با راهنمایی دبیر دربارۀ زمینه و علل و عواملی که موجب شد ایلات و عشایر در تاریخ ایرانِ دوران اسلامی، به خصوص پس از صفویه، نقش مهمی در تحولات سیاسی و برآمدن و زوال حکومت‌ها داشته باشند، بحث و گفت‌وگو کنید.
- ایلات و عشایر از تأمین کنندگان عمدهٔ نیروی نظامی برای حکومت‌ها بوده‌اند.
- در شکل گیری یا سقوط حکومت‌ها نقش عمده‌ای داشتند.
- حکومت برخی از ایلات‌ها یا ولایات در اختیار سران ایلات بود.
- بخشی از اقتصاد ایران توسط عشایر و ایلات تأمین می‌شد.

تأسیس حکومت افشاریه

ایل افشار از ایل‌های قزلباش بود که در به سلطنت رساندن حکومت صفویان نقش داشتند. در عصر صفوی، بخشی از این ایل را برای محافظت از مرزهای خراسان در برابر هجوم ازبکان به نواحی شمال آن دیار کوچاندند.

نادر، سرداری در رکاب شاهزادۀ صفوی

پس از تسلط افغان‌ها بر اصفهان، یکی از پسران شاه سلطان حسین صفوی به نام تهماسب برای گردآوری نیرو و بازگرداندن حکومت صفویان، از پایتخت گریخت. برخی از سرداران و سران ایل‌ها مانند نادر افشار و فتحعلی‌خان قاجار (پدر بزرگ آقامحمدخان) به او پیوستند و در نخستین گام، خراسان را تصرف کردند. پس از کشته شدن فتحعلی خان قاجار، نادر که جنگاوری شجاع و متهور بود، ابتکار عمل را به دست گرفت و فرماندهی سپاه تهماسب را عهده‌دار شد. او طی چندین جنگ افغان‌ها را شکست داد. (مسیر لشکرکشی‌ها و جنگ‌های داخلی و خارجی نادر را روی نقشه بررسی کنید.)

مجسمۀ نادرشاه افشار - باغ نادری - مشهد
مجسمۀ نادرشاه افشار - باغ نادری - مشهد
نقشۀ لشکرکشی‌ها و جنگ‌های نادر
نقشۀ لشکرکشی‌ها و جنگ‌های نادر

نادر سپس مهیای نبرد با روسیه و عثمانی شد. سپاه تحت فرمان او در چندین جنگ بر ارتش قدرتمند عثمانی پیروز شد و سرزمین‌های اشغال شدهٔ ایران را آزاد کرد. روس‌ها نیز با مشاهدهٔ توان نظامی نادر و جنگجویانش، پیش از برخورد نظامی، نیروهای خود را از ایران بیرون بردند.

نادر، شاه ایران

پیروزی‌های برق‌آسای نادر در جنگ‌های داخلی و خارجی زمینهٔ نشستن او بر تخت شاهی را فراهم آورد. او نخست تهماسب دوم را به بهانهٔ بی‌کفایتی از سلطنت خلع کرد. سپس بزرگان کشور، علما و سران ایل‌ها و طوایف را به شورای دشت مغان فراخواند و شرایطی را برای پذیرفتن سلطنت مطرح کرد که مهم‌ترین آنها عبارت‌اند از:

1- موروثی شدن سلطنت در خاندان او؛
2- حمایت نکردن بزرگان و رؤسای طوایف از خاندان صفوی؛
3- حل اختلافات مذهبی با دولت عثمانی.

نادر پس از اینکه به سلطنت رسید، برای حل مشکلات سیاسی و مذهبی، به‌ویژه رفع اختلافات مذهبی با عثمانی، بسیار تلاش کرد. او گاهی با جنگ و زمانی با زبان مصالحه و مذاکره و دادن امتیاز درصدد حل مشکل برمی‌آمد. نتیجه این اقدامات به سبب کارشکنی‌های عثمانی و گرفتاری‌های داخلی و خارجی نادر، چندان مطلوب نبود و در این دوره، عامل انسجام بخش مردم ایران، یعنی مذهب شیعه تضعیف گردید.

فعالیت 2 (صفحهٔ 18 کتاب درسی)

 

بررسی شواهد و مدارک
نادرشاه از ابتدای حکومت تلاش می‌کرد اختلافات مذهبی میان دو کشور ایران و عثمانی را حل کند. آخرین و مهم‌ترین اقدام او، برپایی شورای نجف در 1155 ق/ 1743 م با شرکت 70 تن از علمای شیعی و سنی ایران و مناطق هم‌جوار بود. در این شورا پس از مباحث گسترده سرانجام بیانیه‌ای تنظیم شد که مواد مهم آن چنین بوده است:
«اولاً آنکه اهل ایران از عقاید سالفه و سَبّ و رَفْض نُکُول و مذهب جعفری را که از مذاهب حقه است قبول نموده و قضات و علما و افندیان کرام روم اذعان کرده و آن را خامس مذاهب شمارند.
دوم اینکه چون در کعبۀ معظمه ارکان اربعۀ مسجدالحرام به ائمه و مذاهب اربعه تعلق دارد، ائمۀ مذهب جعفری در رکن شافعی با ایشان شریک بوده بعد از ایشان علی‌حده با امام خود به آیین جعفری نماز گزارند ...» (میرزا مهدی استرآبادی، جهانگشای نادری، ص 391).
متن نقل شده از میرزا مهدی استرآبادی را به فارسی روان برگردانید.
اول آنکه ایرانیان از عقاید گذشته خود و لعن و نفرین خلفای سه‌گانه دست بردارند و مذهب جعفری را که از مذاهب راستین است برگزینند و علما و حاکمان عثمانی هم آن را به رسمیت بشناسند و رکن پنجم مذهب بشمارند.
دوم اینکه در کعبه معظم که ارکان چهارگانهٔ آن به ائمه و مذاهب اهل سنت تعلق دارد، ائمه مذهب جعفری نیز در یک رکن (شافعی) با ایشان شریک شوند و بعد از ایشان جداگانه به آیین  جعفری نماز گزارند.

1- هدف نادر از برپایی شورای نجف چه بود؟
ایجاد وحدت بین مذاهب اسلامی و رفع اختلافات طولانی و کنار نهادن جنگ و دشمنی بین ایران و عثمانی.

2- به نظر شما آیا این اقدام نادرشاه در آن زمان درست بوده است؟
هدف نادر مبنی بر لزوم وحدت بین مسلمانان و مذاهب اسلامی در راستای رفع اختلافات با عثمانی سیاست درستی بوده است.

نادرشاه افشار سرانجام هنگامی که مشغول سرکوب شورشی در خراسان بود، با توطئهٔ نزدیکان و سردارانش کشته شد (1160ق). او که سرداری بی‌باک و دارای نبوغ نظامی فوق‌العاده بود، در زمانی که آشوب‌های داخلی و هجوم ارتش‌های بیگانه موجودیت ایران را به خطر انداخته بود، وارد میدان شد و با طراحی نظامی، توانست بر ایران حاکم شود. با این حال، به عنوان پادشاه توفیق نیافت که زمینه را برای ثبات و امنیت پایدار، انتقال آرام قدرت و تثبیت حکومت افشاریه پس از خود فراهم آورد. از جمله علل و عوامل این ناکامی نادرشاه می‌توان به اشتغال پیوستهٔ او به جنگ، مالیات‌های اضافی که از مردم برای تأمین هزینه‌های جنگ گرفته می‌شد و مهم‌تر از آن بدگمانی وی به نزدیکان و بزرگان کشور و برخورد خشن با آنان در سال‌های پایانی حکومتش اشاره کرد. توجه نادر به تقویت قوای نظامی و غفلت از دیگر عوامل مؤثر بر پایداری حکومت از علل زوال دوران نادری است.

فعّالیت 3 (صفحهٔ 19 کتاب درسی)

 

فکر کنیم و پاسخ دهیم
به نظر شما، نبودِ وزیران و مشاوران برجسته در کنار نادرشاه چه آثار و پیامدهای سیاسی داشت؟
باعث می‌شد موفقیت‌های حکومت او پایدار نباشد و متکی به وجود شخص او باشد. همچنین نظامی‌گری غلبه کند و نابسامانی‌های سیاسی در امور کشور پیش آید، به خصوص آنکه پس از او بر سر جانشینی‌اش خونریزی‌های زیادی روی داد.

افشاریان پس از نادر

با مرگ نادر دورانی از رقابت و جنگ برای به دست گرفتن قدرت آغاز شد. افرادی از خاندان نادر و سرداران و سران برخی ایل‌ها و طایفه‌ها با یکدیگر به ستیز برخاستند که خرابی و کشتار زیادی به بار آورد. به علاوه، افرادی با ادعای انتساب به خاندان صفوی خواهان بازگرداندن حکومت به این خاندان بودند. در چنین شرایطی، دو تن از برادرزادگان نادر (عادل شاه و ابراهیم شاه) یکی پس از دیگری به عنوان جانشین او برای مدت کوتاهی مدعی حکومت شدند. سپس نوبت به نوهٔ او (شاهرخ) رسید. وی از قلمرو وسیع نادر، به شهر مشهد بسنده کرد و حکومتش تا زمانی که آقا محمدخان قاجار آن را از میان برداشت (1212 ق)، ادامه یافت.

به قدرت رسیدن زندیان

کریم خان زند - رئیس طایفهٔ زند از طایفه‌های لرُ - از جمله سردارانی بود که پس از کشته شدن نادرشاه، درصدد کسب قدرت برآمد. او تعدادی از رقیبان و مدعیان حکومت را از میان برداشت و با تسلط بر بخش وسیعی از ایران، سلسلهٔ زندیه را تأسیس کرد. به نقشهٔ پایین نگاه کنید.

کریم خان برخلاف نادر از ادامهٔ لشکرکشی و جنگ برای در اختیار گرفتن سایر مناطق ایران دست کشید و همین امر، موجبات آرامش، رونق و آبادانی قلمرو او به ویژه شیراز پایتخت زندیان را فراهم آورد.

کریم‌خان، برخلاف سنت معمول، از پذیرفتن عنوان شاه امتناع کرد و خود را وکیل مردم ایران (وکیل‌الرعایا) خواند. بعضی از خصوصیات اخلاقی کریم‌خان مانند مدارا با دشمنان، همدردی با مردم، ساده‌زیستی و رفتار مناسب با اقلیت‌های دینی و مذهبی باعث شده است که نام و نشان نیکی از او در تاریخ ایران به جا بماند.

نگارهٔ کریم خان زند هنگام دیدار با فرستادۀ عثمانی
نگارهٔ کریم خان زند هنگام دیدار با فرستادۀ عثمانی
نقشۀ ایران در دوران زندیه
نقشۀ ایران در دوران زندیه

فعّالیت 4 (صفحهٔ 20 کتاب درسی)

 

نقشه‌های تاریخی ایران در دوران نادرشاه و عصر زندیه را مقایسه و تفاوت‌های آنان را با ذکر دلیل بیان کنید.
قلمرو ایران در دورهٔ نادرشاه به دلیل تلاش‌های پیگیر او شامل تمام مناطق دورهٔ حکومت صفوی‌ها می‌شد و گاهی از آن فراتر می‌رفت از جمله تا مناطق آسیای مرکزی و نیز تا مرز‌های هند امتداد یافت. اما در دورهٔ زندیه به دلیل آنکه حاکمان زند تلاش زیادی در یکپارچگی ایران نداشتند قلمرو ایران بیشتر به مناطق مرکزی و جنوبی محدود شده بود و عملاً خاندان‌ها مختلف در شرق، شمال و شمال غرب ایران مستقل بودند. در یک نگاه کلی قلمرو ایران در دورهٔ نادرشاه بسیار گسترده‌تر و یکپارچه‌تر از زمان زندها بود.

ایران پس از کریم خان

با مرگ کریم خان زند (1193ق/ 1779م) دوباره آشوب ایران را فراگرفت. افرادی از طایفهٔ زند برای رسیدن به تاج و تخت با هم به رقابت و ستیز برخاستند و صفحهٔ خونین دیگری از تاریخ ایران را رقم زدند؛ به گونه‌ای که در کمتر از 15 سال، هفت تن از این خاندان به قدرت رسیدند. نتایج این کشمکش‌ها، فروپاشی سیاسی و اقتصادی و آسیب دیدن توان نظامی و اداری کشور بود. لطفعلی‌خان، آخرین فرمانروای زند، با وجود شجاعت و لیاقت نتوانست سلسلهٔ زند را حفظ کند و به دلیل غرور، اشتباهات نظامی و روی‌گردانی افرادی چون ابراهیم خان کلانتر، از دربارش، از آقامحمدخان قاجار شکست خورد و پس از دستگیری کشته شد. با مرگ لطفعلی خان سلسلهٔ زندیه منقرض شد (1209ق/1794م).

روابط خارجی ایران در دورۀ افشاریه و زندیه

مناسبات سیاسی و اقتصادی ایران با جهان خارج در دوران افشاریه و زندیه به علت درگیری‌های داخلی و بی‌ثباتی سیاسی نسبت به عصر صفوی کاهش چشمگیری یافت. مهم‌ترین مسائل خارجی ایران در این دوره، برخوردهای سیاسی  نظامی با همسایگان غربی (عثمانی) و شمالی (روسیه) بود که پیش‌تر دربارهٔ آن سخن گفتیم. اختلافات با زمامداران عثمانی، سرانجام با عقد معاهده‌ای میان دو طرف، منجر به صُلحی شد که تا اواخر حکومت کریم خان که سپاه زندیه بصره را تصرف کرد، دوام آورد.

در دوره افشاریه و زندیه، مناسبات سیاسی و اقتصادی و ارتباطات فرهنگی ایران با کشورهای اروپایی چندان رونقی نداشت. در این دوره، نمایندگانی از بعضی کشورهای اروپایی به ایران آمدند. نادر برای انگلیسی‌ها معافیت‌های گمرکی در نظر گرفت و درصدد برآمد از دانش آنان در زمینهٔ تأسیس نیروی دریایی در دریای مازندران و خلیج فارس استفاده کند. به همین منظور، جان‌التون انگلیسی را استخدام کرد. در دورهٔ کریم خان زند هیئت‌هایی از فرانسه و انگلستان برای گرفتن امتیاز و ایجاد مراکز تجاری به ایران آمدند اما چون با او به توافق نرسیدند، گشایشی در روابط صورت نگرفت.

نظام اداری و سیاسی

سازمان اداری و دیوانی ایران در عصر افشاریه و زندیه تا حدودی به سبب حاکمیت عناصر ایلی، غلبهٔ تفکر نظامیگری، بی‌ثباتی سیاسی و کوتاه بودن دوران استقرار سلسله‌های مذکور، اعتبار و قوت سابق را نداشت.

حکومت نادرشاه بر اقتدارگرایی مطلق شاه و تمرکز بر امور نظامی و ارتش متکی بود و نهادهای اداری در عصر حکومت او رونق چندانی نداشتند. نادرشاه در امور اداری و اقتصادی، بیشتر از دوستان و نزدیکانش به عنوان مشاور، استفاده می‌کرد و به وزارت و دیوان سالاری توجهی نداشت. این بی‌توجهی به نظام اداری تا جایی بود که او شهری را به عنوان پایتخت خود انتخاب نکرد. البته در منابع از مشهد و کلات به عنوان پایتخت او یاد شده است ولی این مراکز بیشتر محل گردآوری خزاین و غنایم نادر بوده‌اند.

شیوهٔ ادارهٔ ایالات، ولایات، شهرها و روستاها در عصر افشاریه و زندیه همانند دورهٔ صفویه بود و صاحب منصبانی با همان عناوین سابق این مراکز را اداره می‌کردند.

اقتصاد، تجارت و کشاورزی

پس از سقوط صفویان، به علت جنگ‌ها و آشوب‌های داخلی و اشغال بخش‌هایی از نواحی غربی و شمالی ایران توسط عثمانی و روسیه، کشاورزی و تجارت ایران دچار ضعف و رکود شدیدی شد. تداوم جنگ‌های داخلی و خارجی در زمان نادرشاه و نیاز تشکیلات نظامی به نیروی رزمنده به کاهش شدید نیروی انسانی در بخش کشاورزی انجامید. همچنین، مالیات‌های سنگینی که از مردم برای تأمین هزینه‌های نظامی گرفته می‌شد، نابسامانی‌های اقتصادی را تشدید کرد.

در دورهٔ کریم‌خان زند اقداماتی برای بهبود وضع کشاورزی و بازرگانی صورت گرفت و شهرهای شیراز و بندر بوشهر به مراکز مهم تجارت داخلی و خارجی تبدیل شدند. آرامش و ثبات سیاسی نسبی، کاهش مالیات‌ها، دربار کم‌تجمل و تلاش کریم خان برای تثبیت قیمت کالاها از جمله عوامل مؤثر در رونق اقتصادی این دوره بود.

علم، ادبیات و آموزش

در عصر افشار و زند به سبب آشفتگی‌های سیاسی و اجتماعی، علم و آموزش رونق دوران صفویان را نداشت. در پی سقوط صفویه، مدارس و حوزه‌های علمیهٔ اصفهان و شهرهای دیگر تعطیل شدند یا از رونق افتادند. عده‌ای از علما و طلاب که از هجوم افغان‌ها جان سالم به در برده بودند، به عتبات عالیات مهاجرت کردند. با این حال در نتیجهٔ آرامش و ثبات نسبی که در زمان کریم خان زند به‌وجود آمد، فعالیت‌های علمی و آموزشی کمی رونق گرفت و مدرسه‌های جدیدی ساخته شد.

شعر و ادب فارسی در دورهٔ زندیه تحول چشمگیری یافت که محققان از آن با عنوان «نهضت بازگشت ادبی» یاد کرده‌اند. چهره‌های برجستهٔ این سبک ادبی به سبک خراسانی و شیوهٔ شعرایی چون فرخی، عنصری، سعدی و حافظ شعر می‌سرودند.

مدرسهٔ علمیهٔ خان یزد؛ این مدرسه به همت محمدتقی خان، والی خیراندیش یزد در سال 1186 ق بنا شد.
مدرسهٔ علمیهٔ خان یزد؛ این مدرسه به همت محمدتقی خان، والی خیراندیش یزد در سال 1186 ق بنا شد.
فقیهان، فیلسوفان، پزشکان و ادیبان سرشناس عصر افشاریه و زندیه
دانشمندان و ادیبان آثار و اقدامات علمی
محمد وحید بهبهانی (1117 - 1205ق)
سید محمد مهدی بحرالعلوم (1115 - 1212ق)
آقامحمد بیدآبادی (د: 1198ق)
میرزا محمد نصیر اصفهانی (د: 1191ق)
مشتاق اصفهانی (1101 - 1171ق)
لطفعل یخان آذربیگدلی (1134 - 1195ق)
هاتف اصفهانی (د: 1198ق)
فقیه و مجتهد بزرگ شیعه و احیاگر مکتب اصولی و صاحب آثار متعددی در فقه و اصول
فقیه اصولی و رجال‌نویس شیعه و صاحب آثاری در فقه و علم رجال
فقیه، حکیم و فیلسوف برجسته و صاحب آثاری در تفسیر، حکمت و کلام
پزشک کریم‌خان، عالم به علوم پزشکی، ریاضی، نجوم و حکمت و فنون شعر و موسیقی
شاعر بزرگ عهد نادرشاه و از بنیان‌گذاران نهضت بازگشت ادبی
شاعر و تذکره نویس برجستهٔ قرن 12 ق و از بنیان‌گذاران نهضت بازگشت ادبی
شاعر نامی ایران در عهد افشاریه و زندیه و از پیشروان نهضت بازگشت ادبی

هنر و معماری

به علت آشفتگی سیاسی و اجتماعی کشور پس از صفویان، امکان رشد و ترقی هنر و معماری دور از انتظار بود. با این حال، در زمان حکومت نادر شاه و دوره استقرار کریم‌خان زند در شیراز اقدامات قابل توجهی صورت گرفت. ورود هنرمندان و صنعتگران هندی پس از فتوحات نادر در هند، موجب تلفیق هنر ایرانی و هندی شد. مدارا و احترام کریم خان نسبت به هنرمندان و علما نیز موجب رونق هنر و معماری در زمان او شد. در دوره نادر شهر اصفهان بازسازی شد و در منطقهٔ کلات که محل نگهداری خزاین نادر بود، بناهای باشکوهی مانند کاخ خورشید ساخته شد.

کاخ خورشید کلات نادری - خراسان رضوی
کاخ خورشید - کلات نادری - خراسان رضوی

کریم‌خان زند علاقهٔ زیادی به ساختن بناهای باشکوه داشت. ساخت مجموعهٔ مسجد و بازار و حمام وکیل، ارگ کریم‌خانی و بازسازی آرامگاه حافظ، سعدی و باغ دلگشا، گوشه‌ای از اقدامات عمرانی او در شیراز است. در دورهٔ زند نوعی از بناها با کاربرد تفریحی گسترش یافت که به کلاه فرنگی معروف بود و آن بنایی کوچک و گاهی تزیینی بود که در وسط باغ‌ها یا تفریحگاه‌ها ساخته می‌شد.

در نقاشی و نگارگری، به‌ویژه در عصر کریم خان زند، تحولی بزرگ به‌وجود آمد و نقاشان به تدریج هنر خود را با معیارهای هنری اروپا تطبیق دادند. مکتب نقاشی شیراز که در دوره مغولان شکل گرفته بود، در زمان زندیه به اوج رونق و زیبایی رسید و نقاشان برجسته‌ای مانند محمدصادق، اشرف و میرزا بابا آثار زیبایی آفریدند.

حمام وکیل - شیراز
حمام وکیل - شیراز

جهان در آستانۀ دوران معاصر

الف) حکومت‌های مسلمان در گرداب مشکلات

سده‌های هفدهم تا نوزدهم میلادی دو سوی عالم وضعیت دوگانهٔ متضادی داشت؛ در جانب شرق سه حکومت مسلمان یعنی ایران، عثمانی و گورکانیان هند دوران ضعف خود را سپری می‌کردند و در جانب غرب، امپراتوری‌ها و دولت‌های روسیه، فرانسه و انگلستان در مسیر قدرت و شکوفایی قرار داشتند. ضعف امپراتوری‌های مسلمان دلایل خاص خود را داشت. علل ضعف دولت‌های اسلامی به‌ویژه ایران، هند و عثمانی در قرون اخیر، از مهم‌ترین مسائلی است که همچنان بررسی‌ها درباره آن ادامه دارد. در این بررسی‌ها، چگونگی عملکرد و نقش استعمار غربی و همچنین کانون‌های داخلی وابسته به آن در بروز و تشدید عقب ماندگی دولت‌های بزرگ اسلامی، از اهمیت بیشتری برخوردار است.

نگارۀ سلطان سلیم سوم (1789-1807 م) هنگام به حضورپذیرفتن مقام‌های امپراتوری در کاخ توپ کاپی - استانبول
نگارۀ سلطان سلیم سوم (1789-1807 م) هنگام به حضور پذیرفتن مقام‌های امپراتوری در کاخ توپ کاپی - استانبول

1- عثمانی، مرد بیمار اروپا؛ امپراتوری مسلمان عثمانی در قرن 18م بر بخش‌های وسیعی از شمال آفریقا و آسیای غربی تا اروپای شرقی حکومت می‌کرد. این امپراتوری در مسیر اصلی تجارت زمینی و دریایی بین شرق و غرب قرار داشت و پل ارتباطی بین آسیا و اروپا بود.

ترکان عثمانی تا این زمان با قدرت در عرصه نظامی و سیاسی حکمرانی می‌کردند؛ ولی تقریبا هم زمان با روی کار آمدن افشارها مجموعه عوامل مختلف داخلی و همچنین نفوذ و مداخله قدرت‌های استعماری، موجب ضعف و زوال عثمانی شد، چنان که اصلاحات دولتمردان عثمانی هم نتوانست از شدت آن بکاهد. در چنین شرایطی کشورهای اروپایی به ویژه انگلستان، روسیه، فرانسه و اتریش به بهانه دفاع از حقوق اقلیت‌ها در امور داخلی عثمانی مداخله می‌کردند، ولی در واقع به دنبال گسترش مستعمرات و تأمین منافع اقتصادی و سیاسی خود در این امپراتوری وسیع بودند. در نتیجه این دخالت ها، اروپایی‌ها توانستند به تدریج بخش‌هایی از قلمرو عثمانی را تصاحب کنند و بر ضعف دولت آن بیفزایند. با این وجود رقابت بین دولت‌های اروپایی مانع شد که عثمانی به‌طور کامل تحت سلطه یکی از آنان دربیاید و تا پایان جنگ جهانی اول این امپراتوری به حیات خود ادامه داد.

2- گورکانیان هند اسیر استعمارغربی؛ حکومت گورکانیان هند یا مغولان کبیر را محمد بابر، نواده تیمور گورکانی، تأسیس کرد (932 ق/ 1526 م). او بر بخش بزرگی از هندوستان حکومت می‌کرد و حکومتش نقش مهمی در گسترش اسلام و زبان فارسی در هندوستان داشت. در قرن 18م، حکومت گورکانی هند همانند امپراتوری عثمانی رو به ضعف نهاد. اختلاف و دشمنی میان هندوها و مسلمانان، سوء مدیریت و ضعف شاهان، دسته‌بندی و توطئه‌های درباریان و ورود استعمارگران به این سرزمین از عوامل اصلی ضعف و انحطاط گورکانیان هند بود.

پرتغالی‌ها و اسپانیایی‌ها نخستین استعمارگرانی بودند که به هند وارد شدند. دولت گورکانی به اروپاییان امتیازات تجاری و گمرکی قابل توجهی داد. در سده 18م، دولت‌های فرانسه، هلند و انگلستان نیز وارد هندوستان شدند و با تأسیس شرکت‌های بزرگ تجاری با نام کمپانی هند شرقی فعالیت‌های استعماری خود را گسترش دادند.

استعمارگران اروپایی به تدریج با دامن زدن به اختلافات دینی و قومی در هند، بخش‌هایی از آن سرزمین را تصرف کردند. در همان حال، میان استعمارگران رقابت شدیدی وجود داشت و جنگ‌هایی میان آنان درگرفت که با پیروزی انگلستان به پایان رسید. انگلیسی‌ها با غارت سرزمین ثروتمند هند قدرت خود را در جهان توسعه دادند و برای حفظ سلطهٔ خویش، اقدام به دست‌اندازی بر سرزمین‌های مجاور و مداخله در امور کشورهای همسایهٔ هند از جمله ایران کردند. سرانجام در سال 1857 م پس از سرکوب شورش سربازان هندی، دولت انگلستان رسماً هند را جزئی از قلمرو خویش اعلام کرد و ملکهٔ انگلستان به امپراتریس هند و بریتانیا ملقب شد.

بهادرشاه دوم، آخرین فرمانروای گورکانی هند (1837-1857 م) که کمپانی هندشرقی انگلستان او را از قدرت برکنار و به برمه تبعید کرد.
بهادرشاه دوم، آخرین فرمانروای گورکانی هند (1837-1857 م) که کمپانی هندشرقی انگلستان او را از قدرت برکنار و به برمه تبعید کرد.

ب) اروپا و آمریکا؛ انقلاب و استعمار

کشورهای اروپایی در سده‌های پس از عصر رنسانس شاهد انقلاب‌های سیاسی بزرگی بودند که به تغییرات سیاسی و اجتماعی عمیق و بنیادینی در این کشورها منجر شد. ظهور انقلاب صنعتی نیز تحولات مهمی در پی‌داشت که شتاب گرفتن و گسترش استعمار از جملهٔ آنها بود.

1- انگلستان، انقلابی برای نظام مشروطه؛ در اواخر قرن 17م تحول سیاسی بزرگی در انگلستان رخ داد که بر جهان پس از خود تأثیر چشمگیری گذاشت. اگرچه از قرن 13م در انگلستان مجلس (پارلمان) به وجود آمده بود اما این نهاد قدرت چندانی نداشت. در سال 1646م میان مجلس به رهبری الیور کرامول و چارلز یکم، پادشاه انگلستان، جنگی درگرفت که به پیروزی مجلس انجامید. کرامول نظام پادشاهی را برانداخت و خود رئیس جمهور شد. او سپس به دلایل مذهبی با مجلس درگیر شد و آن را منحل کرد.

پس از مرگ کرامول، مجلس و نظام سلطنت دوباره احیا شدند، اما پادشاه انگلستان، به مجلس توجهی نداشت. از این‌رو، بار دیگر با یکدیگر ستیز کردند تا اینکه مجلس پیروز شد (1688م). این اتفاق در تاریخ انگلستان به انقلاب با شکوه شهرت دارد. یکی از پیامدهای این انقلاب این بود که منشأ الهی سلطنت نفی و مجلس منشأ قدرت و تعیین کنندهٔ اختیارات پادشاه شناخته شد.

انگلستان پس از انقلاب باشکوه، رقبای بزرگی همچون اسپانیا و فرانسه را شکست داد و مستعمرات خود را در گوشه و کنار جهان گسترش داد. این کشور به‌ویژه در دوران حکومت طولانیِ ملکه ویکتوریا به قدرت اول جهان تبدیل شد و به بخش‌های بزرگی از آفریقا، آسیا، اقیانوسیه و آمریکای شمالی دست یافت.

ملکه ویکتوریا (1819-1901 م)
ملکه ویکتوریا (1819-1901 م)

2- آمریکا در راه استقلال؛ سرزمین آمریکا تا قرن 18 شامل تنها چند ایالت در ساحل اقیانوس اطلس بود. ایالت‌های ساحل شرقی بر ویرانه خانه‌ها، مزارع و املاک بومیان سرخ‌پوست بنا شده بود. اروپاییان زیادی به دلایل اجتماعی، سیاسی و اقتصادی، اروپا را ترک کرده و در سرزمین‌های تازه تصاحب شده منزل گزیدند. بریتانیا بر اکثر این مناطق حکومت می‌کرد.

در نتیجهٔ وضع قوانین سخت توسط دولت انگلیس و تمایل اشراف آمریکایی به بیرون راندن رقیب و تحریکات فرانسویان، مردم این سرزمین برای رسیدن به استقلال وارد جنگ طولانی با انگلستان شدند (1775م). این جنگ سرانجام با پیروزی مستعمره‌نشینان و استقلال آمریکا به پایان رسید (1783م) و جورج واشینگتن به عنوان نخستین رئیس جمهور این کشور انتخاب شد (1789م). دولت آمریکا پس از استقلال این کشور با پیشروی به سوی غرب و کشتار وسیع سرخ پوستان که ساکنان و صاحبان صدها سالهٔ اصلی آمریکا بودند، سرزمین‌های وسیعی را تصاحب کرد. در جنوب هم، با اشغال سرزمین پهناوری از مکزیک، بزرگ‌ترین ایالت‌های جنوبی و جنوب غربی مانند کالیفرنیا و تگزاس را به ایالات خود افزود. این دولت همچنین با بهره‌گیری از نیروی کار بردگان آفریقایی اقتصاد خود را توسعه بخشید و در پایان سده 19م به پیشرفت‌های وسیع سیاسی، اقتصادی و صنعتی دست یافت و به رقیبی برای کشورهای استعمارگر اروپایی تبدیل شد.

نگارۀ جورج واشینگتن (1722-1799 م)
نگارۀ جورج واشینگتن (1722-1799 م)
نگارهٔ تکومسه $(Tecumseh)$، رهبر جنگجوی قبایل سرخ پوست که در برابر پیشروی سربازان آمریکایی مقاومت بسیاری کرد (اوایل قرن 19 م).
نگارهٔ تکومسه $(Tecumseh)$، رهبر جنگجوی قبایل سرخ پوست که در برابر پیشروی سربازان آمریکایی مقاومت بسیاری کرد (اوایل قرن 19 م).

فعّالیت 5 (صفحهٔ 27 کتاب درسی)

 

بررسی شواهد
در ژوئیۀ 1776 م مستعمره‌نشینان که برای کسب استقلال با انگلستان می‌جنگیدند، اعلامیۀ استقلال ایالات متحده را صادر کردند. در مقدمۀ این اعلامیه آمده است: «ما این حقایق را بدیهی می‌انگاریم که همۀ انسان‌ها برابر آفریده شده‌اند و آفریدگارشان حقوق سلب نشدنی معینی به آنها اعطا کرده است که حق زندگی، آزادی و جست‌وجوی خوشبختی از جملۀ آنهاست ...».
با بررسی رفتار غیرانسانی سفیدپوستان آمریکا در قتل چند میلیون سرخ‌پوست که ساکنان اصلی آن سرزمین بودند و نیز بردگان سیاه‌پوست آفریقایی، میزان پایبندی آمریکا به اعلامیۀ استقلال را تجزیه و تحلیل کنید.
سفید پروستان در ادامهٔ پیشروی به سوی غرب آمریکا به کشتار وسیع سرخ‌ پوستان بومی پرداختند و نیز بردگان سیاه‌ پوست آفریقایی در مزارع و کارگاه‌های آن‌ها هیچ‌گونه حقوق انسانی نداشتند. این گونه رفتارها نشان می‌‌داد اعلامیه حقوق افراد در ابتدا اصلاً رعایت نمی‌شد و وسیله‌ای برای کسب منافع،‌ توجیه سیاست‌های برتری طلبانه سفید پوستان در آمده بود.

3- فرانسه، انقلابی برای آزادی و برابری؛ کشور فرانسه در قرن 18م به سبب شکست نظامی از انگلستان و صَرف منابع مالی هنگفت در سرزمین آمریکا برای عقب نماندن از مسابقهٔ استعماری به راه افتاده، با ورشکستگی اقتصادی و ضعف سیاسی و نظامی روبه‌رو شد. از نظر اجتماعی نیز در فرانسه مشکلاتی به‌وجود آمد. جامعهٔ فرانسه در آن زمان دارای سه طبقهٔ اجتماعی مشخص بود:

الف) طبقهٔ ممتاز شامل اشراف و زمین‌داران بزرگ که علاوه بر داشتن امتیازات بسیار، از پرداخت مالیات معاف بودند.
ب) طبقهٔ متوسط که اغلب تحصیل کرده بودند و مشاغلی همچون وکالت، نویسندگی، طبابت، روزنامه‌نگاری و تجارت داشتند. آنها از اینکه طبقهٔ ممتاز برایشان امتیازی قائل نبود، به شدت ناراضی بودند.
پ) طبقهٔ فقیر جامعه که در این زمان جمعیت بسیار زیادی بودند و بار اصلی مالیات‌ها و خدمات نظامی بر دوش آنان بود. اینان حکومت لویی شانزدهم، پادشاه فرانسه و طبقهٔ ممتاز را عامل سیه‌روزی خود می‌دانستند.

نگارهٔ ژان‌ژاک روسو (1712ـ 1778م)
نگارهٔ ژان‌ژاک روسو (1712ـ 1778م)

در کنار این عوامل، تحولات فکری جامعهٔ فرانسه نیز نقش بزرگی در پیدایش انقلاب داشت. در این کشور تحت تأثیر عصر روشنگری اروپا، فلاسفه و روشنفکرانی ظهور کردند که اندیشه‌های آنان مردم را به‌سوی انقلاب رهنمون ساخت. گروهی از این روشنفکران که به اصحاب دایرة المعارف شهرت داشتند، با طرح مباحث علمی و ادبی شروع به انتقاد از وضع موجود کردند. ولتر، مونتسکیو و روسو سه تن از مشهورترین روشنفکران فرانسه در این دوره بودند. ولتر از اطاعت انسان از عقل مادی و مبارزه با خرافات سخن می‌گفت. مونتسکیو از تفکیک قوای سیاسی و حقوق بشر دفاع می‌کرد. روسو نیز بر اهمیت انتخابات تأکید می‌کرد و تشکیل حکومت را حاصل قراردادی اجتماعی می‌دانست. این‌گونه نظریات دیدگاه مردم فرانسه را تغییر داد. غفلت لویی شانزدهم از احوال مردم از یک‌سو و تجملات و ولخرجی‌های او و درباریان از سوی دیگر آتش خشم مردم را شعله‌ور ساخت.

سرانجام در 14 ژوئیهٔ 1789 مردم اغلب بینوا و خشمگین پاریس با حمله به زندان باستیل انقلاب خود را آغاز کردند. انقلابیون سرانجام لویی شانزدهم، پادشاه مستبد فرانسه را وادار به امضای قانون اساسی جدید و پذیرش نظام مشروطهٔ سلطنتی کردند. مدتی بعد، انقلابیون تندرو پادشاه را عزل و نظام جمهوری را برقرار نمودند. آنان سپس لویی و همسرش، ماری آنتوانت را اعدام کردند. اعدام این دو و بسیاری از مخالفان با گیوتین و همچنین افکار و شعارهای آزادی خواهانهٔ انقلابیون موجب ترس و خشم دولت‌ها در کشورهای اروپایی شد. در نتیجه، آنها با فرانسه وارد جنگ شدند. طی این جنگ‌ها یکی از فرماندهان ارتش فرانسه به نام ناپلئون بناپارت با پیروزی‌های درخشانی که به‌دست آورد، به شهرت رسید. او با اجرای یک کودتا به قدرت دست یافت (1799م) و سپس به عنوان امپراتور فرانسه انتخاب شد. در دوران حکومت ناپلئون (1804 - 1814م) تحولات سیاسی و نظامی زیادی در اروپا و ایران صورت گرفت و او مانند بسیاری از حاکمان پیشین، در مصر و آفریقا جنایات زیادی کرد.

تابلوی نقاشی حملة انقلابیون فرانسه به زندان باستیل، نماد استبداد - پاریس - 1789 م
تابلوی نقاشی حملهٔ انقلابیون فرانسه به زندان باستیل، نماد استبداد - پاریس - 1789 م

4- انقلاب صنعتی، دگرگونی جهان؛ تا اواخر قرن 18م عامل اصلی تولید نیروی بازوی انسان بود. صنعتگران برای تولید کالای بیشتر، مهارت‌های فکری، جسمی و هنری خود را به کار می‌بستند و از دیگر نیروهای طبیعت، مانند آب و باد، کمتر استفاده می‌کردند. در انقلاب صنعتی نیروی محرکهٔ آب و سپس بخار جایگزین نیروی جسمی انسان شد. این انقلاب با اختراع و تکمیل ماشین بخار در انگلستان آغاز گردید. اگرچه سرازیر شدن ثروت افسانه‌ای سرزمین‌های استعمار شده‌ای مانند هند و آمریکا (قبل از قرن 18) و همچنین نظام گسترده برده‌داری و تجارت پرسود آن نیز، به شکل‌گیری انقلاب صنعتی کمک کرد.

نخستین تحول صنعتی در نساجی و پارچه بافی صورت گرفت. سپس، این انقلاب در کشاورزی، حمل و نقل و دیگر بخش‌های تولید نیز رخ داد و در نتیجهٔ آن، تولیدات صنعتی افزایش قابل توجهی یافت.

انقلاب صنعتی موجب تغییر مناسبات انسانی، اجتماعی و اقتصادی در اروپا و جهان شد؛ زیرا در نتیجهٔ صنعتی شدن، کشورهای اروپایی به مواد اولیه، نیروی کار ارزان، بازار فروش محصولات، سرمایهٔ مادی فراوان و حمایت دولت‌ها نیاز پیدا کردند. این امر دو پیامد مهم داشت:

الف) گسترش استعمار و غارت کشورهای آسیایی و آفریقایی،
ب) افزایش استثمار و بهره‌کشی از کارگران (در داخل اروپا).

انقلاب صنعتی اگرچه موجب قدرت و رفاه بیشتر اروپاییان شد، اما مسائل و مشکلات بزرگی همچون گسترش بی‌رویهٔ شهرها، رشد سریع جمعیت، به‌وجود آمدن فاصلهٔ طبقاتی، نارضایتی‌های اجتماعی و اقتصادی و آلودگی‌های زیست محیطی به وجود آورد.

تابلوی آهن و زغال سنگ، اثر ویلیام بل اسکات، نقاش اسکاتلندی - اواسط سدۀ 19 م
تابلوی آهن و زغال سنگ، اثر ویلیام بل اسکات، نقاش اسکاتلندی  اواسط سدۀ 19 م
نگارهٔ یکی از کارخانه‌های صنعتی بزرگ آلمان - 1868 م
نگارهٔ یکی از کارخانه‌های صنعتی بزرگ آلمان - 1868 م

5- روسیه در مسیر توسعه طلبی نظامی؛ روسیه تا پیش از به قدرت رسیدن پترکبیر (1682-1725م) در رقابت استعماری اروپاییان جایگاهی نداشت. اما سیاست و اقدام‌های پترکبیر، این کشور را متحول کرد و در مسیر توسعه طلبی سیاسی و نظامی قرار داد. او با استخدام کارشناسان اروپایی، تأسیس مدارس و دانشگاه‌های جدید و تقویت ارتش به‌ویژه نیروی دریایی، این کشور را وارد مسابقه استعمار کرد. یکی از برنامه‌های پتر برای قدرتمندشدن روسیه، گسترش سرزمین روسیه و دستیابی به دریاهای آزاد برای کسب منافع تجاری و سیاسی بود. جانشینان او تلاش کردند به این برنامه عمل کنند و به همین سبب در نواحی شرقی اروپا و حوزهٔ دریاهای بالتیک، سیاه و مازندران (خزر) اقدامات نظامی وسیعی انجام دادند. این اقدامات موجب جنگ‌های متعدد روسیه با ایران، عثمانی و برخی کشورهای اروپایی، نظیر فرانسه شد.

 پترکبیر، پدر روسیهٔ جدید
پترکبیر، پدر روسیهٔ جدید

پرسش‌های نمونه (صفحهٔ 31 کتاب درسی)

 

1- وضعیت سیاسی و نظامی ایران در دوران افشاریه و زندیه را با عصر صفویه مقایسه کنید.
ایران در عصر صفوی به دلیل وجود تشکیلات دیوانی مؤثر و نیروی نظامی رزمنده (قزلباش) دارای امنیت و ثبات سیاسی، اقتصادی و نظامی پایدار بود. صفویان در رویارویی با دشمنان خارجی بسیار موفق عمل می‌کردند. شورش‌های داخلی چندانی در ایران وجود نداشت، اما در دوره‌های افشار و زند در کشور به دلیل غلبه تفکر ایلاتی و نبود تشکیلات دیوانی منسجم بی‌ثباتی سیاسی حکمفرما شد. این موجب می‌شد تا موفقیت‌های این حکومت‌ها پایدار نباشد و در هر گوشه از خاک ایران خان‌ها به صورت حکومت محلی مستقل عمل می‌کردند. به صورتی که کشور در حالت تجزیه قرار داشت.

2-  قضاوت خود را دربارۀ شخصیت نادر و نقش او در تاریخ ایران در پنج سطر بیان کنید.
- نظامی‌گرا بود و استبداد رأی داشت. از این رو حکومت او را می‌توان ارتش سالار نامید که در آن برتری با فرماندهان سپاه بود.
- فردی پرتلاش بود و در پی یافتن خواسته‌های فردی خود و کشور ایران شخصیتی تنبل و تن‌پرور نداشت.
- شخصیتی قوی داشت و در بسیاری از نبرد‌ها تزلزل به خور راه نمی‌داد. متهور و جسور بود و در راه تنبیه دشمنان مردد نبود.
- در پی علاقه به وحدت کشور تمام تلاش خود را به کار گرفت. در زمان‌هایی که کشور ایران پس از سقوط صفویان در حالت تجزیه‌ای خطرناک قرار داشت و روس‌ها و عثمانی‌ها بخش‌های وسیعی از ایران را اشغال کرده بودند، در میانهٔ این آشوب تنها مجاهدات‌ها و تلاش کم‌نظیر نادر توانست کشور و مردم ایران را نجات دهد.

3- علل، آثار و نتایج ضعف و ناکارآمدی نظام اداری (دیوان سالاری) ایران در دوران افشاریه و زندیه را توضیح دهید.
بر اثر ضعف نظام اداری، عناصر ایلی در کشور حاکمیت یافتند، تفکر نظامی‌گری غلبه یافت و به خصوص آنکه بی‌ثباتی‌های سیاسی و آشوب‌های داخلی روی داد و دوام و استقرار سلسله‌های مذکور را با مشکل مواجه ساخت؛ در نتیجه این حکومت‌‌ها اعتبار و قوت سابق را نداشتند.

4- به نظر شما، انقلاب باشکوه انگلستان چه تأثیراتی بر اروپای قرن هیجدهم گذاشت؟
در این انقلاب منشأ الهی سلطنت نفی شده و پارلمان منشآ قدرت و تعیین‌کنندهٔ اختیارات پادشاه شناخته شد این انقلاب بر افکار ملت‌ها اروپایی بخصوص فرانسوی‌ها تأثیرات زیادی داشت. همچنین باعث افزایش قدرت انگلستان شد که به صورت قدرت برتر اروپا در آمد و توانست فرانسه و اروپا را شکست دهد.

5- علل اجتماعی - سیاسی، فکری و فرهنگی انقلاب بزرگ فرانسه چه بود؟
از آنجا که طبقات ممتاز جامعهٔ فرانسه برای دیگر طبقات جامعه به خصوص طبقهٔ متوسط سهمی در ادارهٔ کشور قائل نبود، این طبقات به شدت از وضعیت موجود ناراضی بودند. در این دوران گروهی از روشنفکران با مباحث علمی و ادبی به انتقاد از وضع موجود پرداختند. مانند ولتر، مونتسکیو و ژان‌ژاک روسو. اینها خواستار مبارزه با خرافات، تفکیک قوای سیاسی و رعایت حقوق بشر در فرانسه بودند. دولت فرانسه به دلیل هزینه‌های هنگفتی که در سرزمین آمریکا کرده بود و در پی شکست‌های نظامی از انگلسنتان به ضعف به سر می‌برد. این عوامل جامعهٔ فرانسه را وارد مرحلهٔ انقلابی کرد.

6- نقلاب صنعتی چه آثار و پیامدهایی داشت؟
تغییر مناسبات انسانی، اجتماعی و اقتصادی در اروپا و جهان از جمله الف) توسعهٔ استعمار و غارت‌ کشورهای آسیایی و آفریقایی و ب) افزایش استثمار و بهر‌کشی از کارگران (در داخل اروپا). این انقلاب با وجود افزایش قدرت و رفاه اروپاییان،‌ موجب گسترش بی‌رویهٔ شهرها، سریع جمعیت، به وجود آمدن فاصله‌های طبقاتی، نارضایتی‌های اجتماعی و اقتصادی و آلودگی‌های زیست محیطی شد.

درس 2: ایران و جهان در آستانۀ دورۀ معاصر