درسنامه آموزشی جامعه شناسی (3) کلاس دوازدهم ادبیات و علوم انسانی
درس 2: علوم اجتماعی
معمولاً هر کدام از شما، تا قبل از حضور معلم در کلاس، مشغول کارهایی مانند مطالعه کردن، صحبت کردن با دوستان یا بگو و بخند هستید. اما با حضور معلم و شروع رسمیِ کلاس، رفتارتان تغییر میکند؛ مثلاً به سمت جلوی کلاس برمیگردید و صحبتتان را قطع میکنید. آیا تا به حال فکر کردهاید که با حضور معلم و شروع رسمی کلاس، چه اتفاقی میافتد که دانشآموزان، تقریبا همهٔ حرفها یا کارهای ضروریشان را کنار میگذارند و همگی به شیوهٔ معینی رفتار میکنند؟ چرا اگر همین دانشآموزان در زمین ورزش یا زنگ تفریح در کنار هم قرار بگیرند، رفتار آنها مانند رفتارشان در کلاس درس نیست؟ چرا اگر در همین کلاس و با حضور معلم، جشن یا مراسمی برگزار شود، کسی به آن کلاس درس نمیگوید و رفتار دانشآموزان و معلم همانند کلاس درس نیست؟ بنابراین کلاس درس، هرچند از اجزا و عناصری مانند اتاق، میزها، صندلیها، دانشآموزان و معلم تشکیل شده اما خود، واقعیتی بیشتر از این اجزا و عناصر که بر همهٔ آنها تأثیر میگذارد.
همهٔ ما، تأثیر اجتماعاتی مثل کلاس، محله، خانواده، روستا، شهر، کشور و جهانی را که در آن زندگی میکنیم بر رفتار خودمان احساس میکنیم و در مقابل، کم و بیش متوجه تأثیر کنشهای خودمان بر ایجاد، تداوم و تغییر این اجتماعات نیز هستیم که خود پدید میآوریم.
مطالعۀ علمی این اجتماعات به شکلگیری علوم اجتماعی انجامید. در واقع علوم اجتماعی به دانشهایی گفته میشود که اجتماعات انسانی و چگونگی اثرگذاری آنها بر کنشها و شیوهٔ زندگی ما و همچنین اثرپذیری آنها از کنشها و شیوهٔ زندگی ما را به روش علمی مطالعه میکنند. دربارۀ علوم اجتماعی چه میدانید؟ علوم اجتماعی چه نسبتی با علوم انسانی دارند؟
علوم انسانی و علوم اجتماعی
هر علمی درباره موضوع خاصی بحث میکند. علوم انسانی درباره کنشهای انسان و آثار و پیامدهای آن بحث میکند. میدانید کنش با آگاهی و اراده انسان انجام میشود و هدف و معنای خاصی دارد و به همین دلیل شناخت آن بدون فهم هدف و معنای آن ممکن نیست. علوم انسانی از فعالیتهای غیرارادی انسانها بحث نمیکند؛ زیرا فعالیتهای غیرارادی، کنش نیستند. علومی که به این پدیدهها میپردازند، با آنکه درباره انسان بحث میکنند، جزء علوم انسانی نیستند؛ مانند علم پزشکی که به بدن انسان و سلامتی و بیماری آن میپردازد ولی جزء علوم طبیعی محسوب میشود.
موضوع علوم طبیعی، پدیدههای طبیعی هستند؛ مثلاً زمینشناسی درباره زمین بحث میکند و علم نجوم ستارگان و سیارهها را مطالعه میکند. پدیدههای طبیعی بر خلاف کنشها و پیامدهای آن، به تصمیم و اقدام انسانها وابسته نیستند، بلکه مستقل از اراده انسانها و اهداف و معانی مورد نظر آنها، وجود دارند.
میدانید که برخی از کنشهای انسانها، اجتماعیاند. علوم انسانی، کنشهای انسانی و پیامدهای آن را مطالعه میکنند ولی علوم اجتماعی، کنشهای اجتماعی و پیامدهای آن را مطالعه میکنند. موضوع علوم انسانی عامتر از موضوع علوم اجتماعی است و علوم اجتماعی خود بخشی از علوم انسانی محسوب میشوند ولی برخی علوم انسانی در زمره علوم اجتماعی نیستند. روانشناسی نمونهای از علوم انسانی و جامعهشناسی نمونهای از علوم اجتماعیاند.

نمونه بیاورید (صفحهٔ 12 کتاب درسی)
دانشهای روانشناسی، اخلاق، مردمشناسی، تاریخ، شیمی و فیزیک زیرمجموعه کدام دسته از علوم قرار میگیرند؟
| علوم | ||
| علوم طبیعی | علوم انسانی | علوم اجتماعی |
| ...................... | ...................... | ...................... |
فواید علوم اجتماعی
ما حتّی اگر دربارۀ علوم طبیعی اطلاعات چندانی نداشته باشیم، میپذیریم که این علوم خوب هستند و نتایج سودمندی دارند.
|
|
آیا دربارۀ علوم اجتماعی هم همین نظر را دارید؟ به نظر شما علوم اجتماعی چه فوایدی دارند؟ با مقایسۀ علوم طبیعی و علوم اجتماعی میتوانیم به برخی فواید علوم اجتماعی پی ببریم: علوم طبیعی، جهان طبیعی و پدیدههای آن را مطالعه میکنند. این علوم با شناخت طبیعت و قوانین آن، به انسان قدرت پیشبینی حوادث طبیعی و پیشگیری از آنها را میدهند و به او در استفاده از طبیعت کمک میکنند. علوم طبیعی و فنّاوری حاصل از آنها، ابزار بهرهمندی انسان از طبیعت و همچنین وسیلة غلبۀ او بر محدودیتهای طبیعیاند.
علوماجتماعی نیز با شناخت پدیدههای اجتماعی، به انسانها امکان میدهند که آثار و پیامدهای پدیدههای اجتماعی را پیشبینی کنند. البته به سبب آگاهانه و ارادی بودن کنشهای اجتماعی پیشبینی در علوم اجتماعی پیچیدهتر از علوم طبیعی است.
دانشمندان علوم اجتماعی تلاش میکنند نظم و قواعد جهان اجتماعی را کشف کنند. آنها با کشف این قواعد میتوانند تأثیر اجتماعات بر زندگی ما را توضیح دهند. ما با شناخت قواعد زندگی در خانواده، کلاس، شهر، محله، کشور و دیگر اجتماعات، هم از فرصتهای آنها برخوردار میشویم و هم از آسیبهای احتمالی زندگی در اجتماعات مختلف در امان میمانیم. علاوه بر این، علوم اجتماعی فواید دیگری هم دارند که علوم طبیعی ندارند؛ علوم اجتماعی زمینۀ فهم متقابل انسانها و جوامع مختلف از یکدیگر را فراهم میسازند و به افزایش همدلی و همراهی انسانها کمک میکنند.
علوم اجتماعی، ظرفیت داوری دربارهٔ ارزشها و هنجارهای اجتماعی و نقد و اصلاح آنها را دارند. علوم اجتماعی با داوری دربارهٔ پدیدههای اجتماعی و انتقاد از آنها، فرصت موضعگیری اجتماعی مناسب و صحیح را برای دانشمندان فراهم میآورند.
علوم اجتماعی ظرفیت داوری دربارۀ علوم طبیعی و فناوری حاصل از آن را نیز دارند. علوم اجتماعی، دربارۀ فرصتها و محدودیتهای فناوری به انسانها آگاهی میدهند و به آنها کمک میکنند که از طبیعت و علوم طبیعی به شیوهٔ صحیح استفاده کنند. از اینرو، علوم اجتماعی نسبت به علوم طبیعی از اهمیت بیشتری برخوردارند.
علوم طبیعی را به دلیل اینکه ابزار تسلط انسان بر طبیعت و ابزار رهاسازی انسان از محدودیتهای طبیعیاند «علوم ابزاری» نیز میگویند. علوم انسانی بهدلیل اینکه به فهم معانی کنشهای انسانها میپردازند، «علوم تفهمی» نامیده میشوند و از این نظر که به انتقاد از کنشهای ناپسند آدمیان میپردازند، «علوم انتقادی» گفته میشود.
| مقایسه فواید علوم انسانی و اجتماعی و علوم طبیعی | |
| فواید علوم طبیعی | فواید علوم انسانی و علوم اجتماعی |
| - شناخت طبیعت و قوانین آن - پیشبینی حوادث طبیعی برای پیشگیری و تسلط بر طبیعت - رهاسازی انسان از محدودیتهای طبیعت |
- شناخت و فهم معانی کنشهای آدمیان و پیامدهای آن - شناسایی عواملی که بر زندگی انسان و کنشهای او تأثیر دارند یا پیشبینی کنشها و پیامدهای آنها برای پیشگیری - شناخت فضیلت، عدالت، سعادت و راه صحیح زندگی و داوری درباره کنشهای خوب و بد انسانها - انتقاد از کنشهای ناپسند و ظالمانه انسانها - رها کردن و آزادسازی انسانها از ظلمها و اسارتهایی که در اثر کنشهای انسانها پدید میآید. - نشان دادن شیوۀ صحیح استفاده از علوم طبیعی و دانشهای ابزاری |
گفتوگو کنید (صفحهٔ 15 کتاب درسی)
با توجه به آنچه در درس خواندید دربارۀ دو مسئله زیر و پیامدهای آنها گفتوگو کنید.
- در کشور ما بسیاری از مدیران ارشد که برنامهریزی برای کشور از وظایف آنهاست، فارغ التحصیل و دانش آموختۀ علوم انسانی نیستند.
درک ناقص از حوزهٔ مدیریتی خود، برنامهریزی ناسازگار با نیازهای کشور در آن حوزه، هدر رفتن منابع، عدم تحقق اهداف، تأثیر منفی بر نخبگان دانش آموخته علوم انسانی
- امروزه، فناوری بر زندگی بشر سیطره یافته است و به جای اینکه انسان، توسعهٔ فناوری را هدایت و راهبری کند، فناوری، زندگی انسانها راکنترل میکند.
از دست رفتن قوه ابتکار و خلاقیت - تأثیر منفی بر سلامت روانی و اجتماعی - ایجاد مسایل اجتماعی جدید - اتلاف سرمایههای انسانی
شاخههای علوم اجتماعی
علوم اجتماعی، کنشهای اجتماعی و پیامدهای آن؛ یعنی پدیدههای اجتماعی را مطالعه میکنند. کنشهای اجتماعی، ابعاد و انواع مختلفی دارند. برای بررسی و مطالعۀ این انواع و ابعاد، دانشهای مختلفی بهوجود آمده است؛ یعنی همانطور که بدن انسان اعضای مختلفی دارد و تخصصهای گوناگونی دربارة آن پدید آمده است، زندگی اجتماعی انسان نیز به دلیل اینکه ابعاد مختلف اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و... دارد، شاخهها و دانشهای اجتماعی متفاوتی را پدید آورده است. اقتصاد، حقوق، سیاست، تاریخ، باستان شناسی، ارتباطات، مردم شناسی، جامعه شناسی، جمعیت شناسی، زبان شناسی، مدیریت، روان شناسی اجتماعی و جغرافیای انسانی از جمله رشتههایی هستند که پدیدههای اجتماعی را مطالعه میکنند.

جامعهشناسی یکی از شاخههای علوم اجتماعی است. برخی جامعهشناسان، جامعه شناسی را علم شناخت «کنش اجتماعی» و بعضی آن را علم شناخت «ساختار اجتماعی» دانستهاند.
«جامعهشناسی خُرد» کنش اجتماعی و سایر پدیدههای اجتماعی خرد را بررسی و مطالعه میکند؛ «جامعهشناسی کلان» ساختار اجتماعی و سایر پدیدههای اجتماعی کلان را بررسی و مطالعه میکند. جامعهشناسی خرد و کلان نیازمند به هم و مکمل یکدیگرند.
در جامعهشناسی بر اساس دوری و نزدیکی به علوم طبیعی، رویکردهای مختلفی شکل گرفته است. جامعهشناسی تبیینی، جامعهشناسی تفسیری و جامعهشناسی انتقادی سه رویکرد اصلی جامعهشناسیاند. در درسهای بعد با این سه رویکرد و نقاط قوت و ضعف آنها آشنا میشویم.
تأمل کنید (صفحهٔ 17 کتاب درسی)
- انتخاب رشتۀ تحصیلی دانشگاهی یکی از تصمیمهای مهم زندگی شماست. برای انتخاب رشته باید رشتههای مختلف را با یکدیگر مقایسه کنید. برای مقایسه، به ملاک و معیار نیاز دارید. بسیاری از خانوادهها بیشتر ملاک آیندهٔ شغلی را در نظر میگیرند و با این ملاک به ارزیابی رشتهها میپردازند؛ یعنی هر رشتهای را که فرصتهای شغلی بیشتر و بهتری داشته باشد، ترجیح میدهند.
به نظر شما، در بین رشتههای علوم اجتماعی کدام رشته از آیندهٔ شغلی بهتری برخوردار است؟ آیا ملاک دیگری غیر از آینده شغلی برای مقایسۀ رشتههای علمی وجود دارد؟
آیندهٔ شغلی تا حد زیادی تحت تأثیر محیط اجتماعی است. در محیط اجتماعی ما رشتههایی چون حقوق، روانشناسی اجتماعی، اقتصاد از جایگاه و فرصت شغلی بالاتری برخوردارند.
بله، ملاکهایی چون علائق و استعداد افراد، تنوع کاری، نیاز جامعه و جایگاه رشتهٔ علمی در جامعه و ...
- دانشآموخته یا کارشناس یکی از رشتههای علوم اجتماعی را به کلاس درس دعوت کنید و از او بپرسید که رشته علمی ایشان چه فوایدی برای جامعه دارد و دانش آموختگان این رشته از چه تواناییها و مهارتهایی برخوردارند؟
مفاهیم اساسی (صفحهٔ 18 کتاب درسی)
- علوم اجتماعی، فواید علوم اجتماعی، شاخههای علوم اجتماعی، جامعهشناسی، جامعهشناسی پوزیتیویست، جامعهشناسی تفهمی، جامعهشناسی انتقادی
خلاصه کنید (صفحهٔ 18 کتاب درسی)
- علوم اجتماعی در مقایسه با علوم طبیعی اهمیت بیشتری دارند.
علوم اجتماعی به مطالعهٔ علمی پدیدههای اجتماعی میپردازد.
علوم طبیعی به مطالعهٔ علمی پدیدههای طبیعی میپردازد.
جامعهشناسی از دید جامعهشناسان خرد به مطالعهٔ پدیدههای خرد و کنش اجتماعی و از دید جامعهشناسان کلان به مطالعهٔ پدیدههای کلان و ساختار اجتماعی میپردازد.
از قرن 19 همراه با اهمیت یافتن علوم طبیعی سه نوع جامعهشناسی پوزیتیویستی، تفهمی و انتقادی شکل گرفت.
آنچه از این درس آموختیم (صفحهٔ 18 کتاب درسی)
