خانه
گاما

درسنامه آموزشی جامعه شناسی (3) کلاس دوازدهم ادبیات و علوم انسانی

درس 1: ذخیرۀ دانشی

بازدید69/4 K
تاریخ بروزرسانی1401/05/2

«گویند پادشاهی، پسر خود را به جماعتی اهل هنر سپرده بود تا او را از علوم نجوم آموخته بودند و استاد تمام گشته، با کمال کودنی و بلاهت! روزی پادشاه انگشتری در مشت گرفت و فرزند خود را امتحان کرد که بیا و بگو در مشت چه دارم؟ پسر گفت: آنچه داری گرد است و زرد است و توخالی. پدر گفت: چون نشانی‌های درست دادی، پس حکم کن که آن، چه چیز باشد؟ پسر گفت: می‌باید که غربیل باشد. پدر گفت: آخر، این چندین نشانی‌های دقیق را که عقول در آن حیران شوند، دادی از قوت تحصیل و دانش؛ این قدر بر تو چون فوت شد که در مشت، غربیل نگنجد؟»

(فیه مافیه، مولوی)

در حکایت بالا از دو دسته دانش، سخن به میان آمد، دربارۀ آنها تأمل کنید.

آدمی از همان ابتدای تولد صداها را می‌شنود. کم کم چشم باز می‌کند، اطراف خود را می‌بیند و به مرور اشیا و افراد را از هم تشخیص می‌دهد. بعد از مدتی با کلمات آشنا می‌شود، سخن می‌گوید و با سخن گفتن، روند آگاه شدن او از جهان اطرافش سرعتی شگرف می‌یابد. تا قبل از اینکه بتواند سخن بگوید، از راه حس (لمس کردن، شنیدن، دیدن و...) می‌فهمید؛ اما وقتی زبان می‌گشاید، راه جدیدی برای ارتباط با جهان و فهم آن، پیشِ رویش باز می‌شود. از آن پس به دریافت‌های حسی خویش بسنده نمی‌کند و برای شناخت جهان اطراف خود، از دانسته‌های دیگران نیز بهره می‌برد. پرسش و پاسخ از دیگران، بازهم راه دیگری برای فهم جهان هستی به روی او می‌گشاید. راهی که در میان موجودات دنیا، تنها برای آدمی گشوده شده است. انسان با تفکر و تعقل، از دیده‌ها، شنیده‌ها و خوانده‌هایش فراتر می‌رود، معنای پدیده‌های اطراف خود را درک می‌کند و به آگاهی گسترده‌تر و عمیق‌تری از عالم و آدم می‌رسد و... .

امروزه کودکان از شش سالگی به مدرسه می‌روند؛ در سنین بالاتر، راهی دبیرستان‌ها، دانشگاه‌ها، حوزه‌های علمیه و دیگر مراکز تخصصی می‌شوند و دانش‌هایی را با عناوین مختلف می‌آموزند. هرآنچه افراد از تجربه‌های فردی و اجتماعی خود، مطالعات مدرسه‌ای، دانشگاهی و... می‌آموزند، ذخیرۀ آگاهی یا ذخیرۀ دانشی آنها را شکل می‌دهد. هر فرد، گروه، قوم، جامعه و امتی یک ذخیرۀ دانشی دارد. این ذخیرۀ دانشی، راهنمای زندگی آنهاست. آیا تاکنون دربارۀ روش‌های به‌دست آوردن و حفظ کردن ذخیرۀ دانشی و افزودن بر آن اندیشیده‌اید؟ آیا می‌دانید ذخیرۀ دانشی چه انواعی دارد؟

دانش عمومی

کنش آدمی وابسته به آگاهی است و بدون آگاهی انجام نمی‌شود، ولی ما اغلب از آگاهی و دانشی که دربارۀ کنش‌های خود داریم و اهمیت و نقشی که این آگاهی در زندگی ما دارد، غافلیم.

اگر به کنش‌های روزمرهٔ خود مانند راه رفتن، تلفن زدن، احوالپرسی از دیگران، خرید و کارهای ساده و پیچیدهٔ دیگر توجه کنیم، شاید در نگاه اول گمان کنیم که این کارها بدون آگاهی و دانشی خاص انجام می‌شوند یا تصور کنیم، دانشی که برای انجام دادن این کارها داریم، اهمیت چندانی ندارد، امّا این طور نیست.

فرض کنید به پیشنهاد دوستی به یک میهمانی دعوت شده‌اید که در آن کسی را نمی‌شناسید. در چنین موقعیتی، دقت و احتیاط شما بیشتر می‌شود. پیش از انجام دادن هر کاری فکر می‌کنید. حتی به اینکه چگونه راه بروید، چه وقت و چگونه حرف بزنید و چه بگویید یا چگونه غذا بخورید، می‌اندیشید. در این موقعیت متوجه می‌شوید که در راه رفتن، غذا خوردن و حرف زدنتان آگاهی‌ها و دانش‌هایی وجود دارد که به سبب عادت، از نظر شما پنهان بوده است. اگر این آگاهی‌ها و دانش‌ها نباشند، زندگی اجتماعی ما مختل می‌شود و جهان اجتماعی فرو می‌پاشد. این دانش را انسان‌ها در طول زندگی خود به دست می‌آورند؛ یعنی این دانش، حاصل از زندگی است. ما انسان‌ها با تولد و ورود به جهان اجتماعی، با دیگرانی که در همان جهان اجتماعی زندگی می‌کنند، در مجموعه‌ای از آگاهی‌ها و دانش‌ها سهیم و شریک می‌شویم. این نوع از دانش را «دانش عمومی» می‌نامند. به نظر شما چرا این دانش را به این نام می‌خوانیم؟ فردی را تصور کنید که تصمیم می‌گیرد به تنهایی و بیرون از جامعه زندگی کند. این فرد در موقعیت‌هایی که از آنها آگاهی ندارد، با مشکل مواجه می‌شود و اگر بخواهد برای انجام دادن هر کاری بیندیشد، زندگی‌اش بسیار پرزحمت می‌شود. به نظر شما چه راه چاره‌ای پیش روی او قرار دارد؟

او مجبور است پیش از انجام دادن هر کاری، فکر کند تا آگاهی لازم را برای انجام آن به‌دست آورد و بتواند آن را انجام دهد. در صورتی که آن عمل موفقیت آمیز باشد، دفعات بعد برای انجام دادن آن از همان دانش قبلی استفاده می‌کند، لذا در وقت و انرژی او صرفه‌جویی می‌شود و می‌تواند به فعالیت‌های دیگر بیندیشد و راه انجام آنها را بیابد. بدین ترتیب به سختی بر ذخیرۀ دانشی او افزوده می‌شود.

فیلم سینمایی «دور افتاده» 
فیلم سینمایی «دور افتاده» روایت فردی است که مجبور می‌شود به تنهایی در یک جزیره زندگی کند. او برای درست کردن آتش، ساعت‌ها وقت صرف می‌کند و برای کشیدن دندان خود پس از روزها تلاش مجبور می‌شود از ابزاری غیر متعارف استفاده کند.

امّا از آنجا که ما انسان‌ها با هم زندگی می‌کنیم، مجبور نیستیم خودمان به تنهایی و جداگانه، دانش لازم برای تک‌تک کنش‌هایمان را تولید کنیم. جهان اجتماعی؛ یعنی جامعه و فرهنگی که در آن زندگی می‌کنیم، دانش لازم برای زندگی یا همان دانش عمومی را در اختیار ما قرار می‌دهد.

دانش عمومی، گسترده‌ترین بخش ذخیرۀ دانشی ماست. ما دربارۀ دانش عمومی کمتر می‌اندیشیم؛ بیشتر از آن استفاده می‌کنیم و در تعامل با یکدیگر آن را به کار می‌بریم. دانش عمومی برای زندگی اجتماعی، مانند هوا برای انسان است. انسان همواره از هوا استفاده می‌کند، اما اغلب متوجه آن نیست و از اهمیت آن غافل است. او هنگامی متوجه وجود هوا می‌شود که تغییری در آن رخ دهد و تنفس را با مشکل مواجه نماید.

گفت‌وگو کنید (صفحهٔ 4 کتاب درسی)

 

به نظر شما یادگیری دانش عمومی از کدام مرحلۀ زندگی انسان شروع می‌شود و تا چه زمانی ادامه می‌یابد؟
دانش عمومی از همان ابتدای تولد با صداهایی که نوزاد می‌شنود و یا به تدریج با چیزهایی که اطراف خود می‌بیند، یعنی به طور کلی به کمک حواس به دست می‌آید و تا پایان عمر به تفکر و یا استفاده از دانسته‌های دیگران و یا مطالعه مطالب جدید همواره گسترده‌تر و عمیق‌تر می‌شود.

نمونه‌هایی از دانش عمومی که ویژه منطقه زندگی شماست مثال بزنید و دربارۀ اهمیت آنها گفت‌وگو کنید. 

دانش علمی

دانش عمومی بخشی از ذخیرۀ دانشی ما را تشکیل می‌دهد. ذخیرۀ دانشی بخش دیگری نیز دارد که با تأمل و اندیشه در دانش عمومی به‌دست می‌آید. به این دانش عمیق‌تر و دقیق‌تر، «دانش علمی» می‌گویند.

زبان یک پدیدۀ اجتماعی است. ما دربارۀ این پدیده اجتماعی هم «دانش عمومی» و هم «دانش علمی» داریم. با مقایسۀ دانش کاربران و سخنگویان زبان فارسی با دانش متخصصان زبان فارسی به تفاوت این دو بیندیشید.

کسی که دانش علمی دارد، به درک عمیقی از شناخت عمومی جهان اجتماعی خود می‌رسد؛ آسیب‌ها و اشکالاتی را که به شناخت عمومی راه پیدا کرده باشند، شناسایی می‌کند و قدرت پیدا می‌کند که از حقایق موجود در شناخت عمومی دفاع کند.

انواع ساعت در گذر زمان
ساعت از قدیمی‌ترین ابداعات بشر است. او با استفاده از دانش زمان خود برای اندازه‌گیری، نشان دادن و نگهداری زمان، ابزارهایی مانند ساعت آبی، آفتابی، شنی و شمعی ساخته است. امروزه فناوری، انسان را قادر ساخته، ساعت‌های بسیار ظریف و دقیق الکترونیکی، کامپیوتری و حتی اتمی بسازد.

تلاش‌های علمی به تدریج بر ذخیرۀ دانش علمی جامعه می‌افزاید و دانش عمومی را غنی‌تر می‌کند. دانش علمی با تلاش برای حل مسائل و مشکلات زندگی، شکل می‌گیرد و پیشرفت می‌کند؛ یعنی هر وقت در یک جامعه، مسئلۀ خاصی مطرح می‌شود، زمینه برای پیدایش و رشد دانش علمی دربارۀ آن نیز فراهم می‌گردد؛ مثلاً کاهش یا افزایش بی‌رویۀ جمعیت در یک کشور می‌تواند زمینۀ فعالیت و رشد علم جمعیت‌شناسی و بروز مسائل اقتصادی در یک جامعه می‌تواند زمینه رشد علم اقتصاد را فراهم کند.

انسان در زندگی اجتماعی با مسائل و مشکلات زیادی مواجه می‌شود؛ مسائلی مانند ناامنی، ترافیک، اعتیاد، آلودگی هوا، بحران آب، بیکاری، فقر، نابرابری، قانون گریزی، بحران هویت، بحران اخلاقی، بحران آگاهی و... . همۀ کسانی که از دانش عمومی برخوردارند، این مشکلات را می‌شناسند و برای حل برخی از آنها راهکارهایی پیشنهاد می‌دهند. امّا افرادی که دربارۀ این مسائل شناخت علمی دارند، از شناختی دقیق برخوردارند و می‌توانند برای آنها راه حل‌های صحیح پیدا کنند.

آبیاری کوزه‌ای - آبیاری قطره‌ای
آبیاری کوزه‌ای از روش‌های سنتی آبیاری در مناطق خشک ایران بوده است. در این روش، کوزه‌های سفالی را پای گیاه در زیر خاک قرار می‌دادند. آب کم‌کم از جدارۀ سفالی می‌تراوید و به خاک نفوذ می‌کرد. این روش، شیوهٔ جدید آبیاری زیر سطحی با لوله‌های قطره چکان بوده است.
نساجی
نیاز به پوشاک از نیازهای اولیه انسان بوده و صنعت نساجی از قدیمی‌ترین صنایع بشری است. به تدریج با پیشرفت صنعت، زمینۀ علمی‌شدن نساجی و شکل‌گیری مهندسی نساجی فراهم شد.

مسئله: تعارض دانش علمی و دانش عمومی

گاهی میان «دانش عمومی» و «دانش علمی» یک جهان اجتماعی تعارض‌هایی پدید می‌آید. اعضای جهان اجتماعی، برای حل این تعارض‌ها، تلاش می‌کنند. تعارض‌ها، گاهی با رها کردن بخشی از ذخیرۀ دانشی به نفع بخشی دیگر و گاهی با طرح ایده‌های جدید حل می‌شوند.

جهان‌های اجتماعی مختلف بر اساس هویت فرهنگی خود، تعاریف متفاوتی از دانش علمی دارند؛ مثلاً جهان متجدد، براساس هویت دنیوی خود، فقط علم تجربی را دانش علمی می‌داند و علوم عقلانی و وحیانی را علم محسوب نمی‌کند. وقتی چنین رویکردی، به جوامع دیگر که دانش علمی را به دانش تجربی منحصر و محدود نمی‌بینند و علاوه بر علم تجربی، علوم عقلانی و وحیانی را معتبر می‌دانند سرایت می‌کند، در این جوامع، تعاریف متفاوت و گاه متضادی از علم رواج می‌یابد و در ذخیره دانشی آنها تعارض‌هایی پدید می‌آورد. در چنین شرایطی، ارتباط دو سویه دانش عمومی و دانش علمی قطع می‌شود؛ دانش عمومی به‌طور همه جانبه از دانش علمی حمایت نمی‌کند، دانش علمی از رشد و رونق لازم باز می‌ماند و دغدغه و توان لازم برای حل مسائل و مشکلات دانش عمومی را از دست می‌دهد. 

ایده علوم انسانی و اجتماعی بومی (اسلامی و ایرانی) در کشور ما درارتباط با چنین مشکلاتی مطرح شده است. ما دانشی می‌خواهیم که؛

- همسو با هویت فرهنگی خودمان و ناظر به حل مسائل جامعۀ ما باشد.
- همچنین دغدغه کشف واقعیت و تشخیص درست و غلط داشته باشد.

یعنی از سویی در حل مسائل و مشکلات بومی ما مفید و کارآمد باشد و از سوی دیگر به زبان و منطق جهان شمول سخن بگوید و در گشودن مرزهای دانش علمی به روی جهانیان مشارکت داشته باشد.

به نظر شما نظام آموزشی ما برای تحقق چنین هدف والایی نیازمند چه تغییراتی است؟ آیا می‌توانید نمونه‌هایی از این تغییرات را برای مدرسه خودتان پیشنهاد دهید؟ به‌عنوان نمونه در مواردی مانند رابطۀ مدرسه و خانواده، تعامل مدرسه و محلّه، دروسی که می‌خوانید، روش‌های یاددهی  یادگیری، روش‌های ارزشیابی و... چه تغییراتی را لازم می‌بینید؟

مفاهیم اساسی (صفحهٔ 9 کتاب درسی)

 

دانش عمومی، ذخیره دانشی، ذخیره آگاهی، دانش همگانی، دانش علمی، دانش تجربی

خلاصه کنید (صفحهٔ 9 کتاب درسی)

 

 دانش عمومی، گسترده‌ترین بخش ذخیرۀ دانشی ما را تشکیل می‌دهد.
انسان از زمانی که به دنیا می‌آید  تا زمانی که می‌میرد دانسته‌هایی از راه‌های مختلف به دست می‌آورد که به آن ذخیرهٔ دانشی و یا ذخیرهٔ آگاهی می‌گویند.
انواع ذخیرهٔ دانشی وجود دارد عبارت است از:
1) دانش عمومی
2) دانش علمی
دانش عملی دانش‌هایی است که نتبجهٔ تفکر، اندیشه و جست‌وجوهای عقلی درمورد بقیه ذخیره‌های علمی جامعه است.
جوامعی که روش‌های عقلانی و وحیانی را نیز معتبر می‌دانند نباید از تعریف فرهنگ متجدد پیروی کنند وگرنه دچار اختلافاتی می‌شوند.

آنچه از این درس آموختیم (صفحهٔ 9 کتاب درسی)

 

تمامی کنش‌هی آدمی وابسته به آگاهی اوست و آگاهی و دانشی که از هنگام تولد تا زمان مرگ همواره و از طرق مختلف کسب می‌شود، به مجموعهٔ این آگاهی‌ها که در طول زندگی افراد و جوامع کسب می‌شود و راهنمای زندگی آن‌هاست ذخیرهٔ دانشی یا ذخیرهٔ آگاهی می‌گویند که خود شامل دو بخش است، دانش عمومی که از طریق احساس و مشاهده و عمل در زندگی مشترک با دیگران به دست می‌آید و دانش علمی که در اثر تأمل و خردورزی و کاوش‌های عقلی کسب می‌شود و موجب گسترش و تعمیق دانش عمومی می‌گردد. بین این دو دانش ارتباط دو سویه است و گاهی تعارضاتی ایجاد می‌شود.

درس 1: ذخیرۀ دانشی