درسنامه آموزشی زیست شناسی (1) کلاس دهم رشته تجربی
فصل 7- گفتار 3: انتقال مواد در گیاهان
انتقال از خاک به برگ
آب و مواد مورد نیاز گیاهان، که از خاک اطراف ریشهها جذب میشود و در مسیرهایی به ساقه و برگ میرود. بخش زیادی از آب جذب شده از سطح برگها به هوا تبخیر میشود. خروج آب بهصورت بخار از سطح اندامهای هوایی گیاه تعرق نامیده میشود. تعرق، سازوکار لازم را برای جابهجایی آب و مواد معدنی به برگ فراهم میکند. جابهجایی مواد در گیاهان را میتوان در دو مسیر کوتاه و بلند بررسی کرد؛ در مسیر کوتاه، جابهجایی آب و مواد در سطح یاخته یا چند یاخته بررسی میشود. در مسیر بلند، جابهجایی مواد در مسیرهای طولانیتر بررسی میشود. این مسافت در بعضی درختان به بیش از صدمتر میرسد. در هر دوی این مسیرها آب بهعنوان انتقالدهندۀ مواد، نقش اساسی دارد که این نقش بهعلت ویژگیهای آن است.
جابهجایی مواد در مسیر کوتاه
انتقال مواد در سطح یاختهای: در این حالت، جابهجایی مواد با فرایندهای فعّال و غیرفعّال و در حد یاخته انجام میشود. با این فرایندها قبلاً آشنا شدید. شیوههایی مثل انتشار و انتقال فعّال، نمونههایی از این روشهاست. برای انتقال آب در عرض غشای بعضی یاختههای گیاهی و جانوری و غشای واکوئول بعضی یاختههای گیاهی، پروتئینهایی دخالت دارند که سرعت جریان آب را افزایش میدهند. هنگام کمآبی، ساخت این پروتئینها تشدید میشود (شکل 10).
انتقال مواد در عرض ریشه: در عرض ریشه، انتقال آب و مواد محلول معدنی به سه روش انجام میشود؛ انتقال از عرض غشا، انتقال سیمپلاستی و انتقال آپوپلاستی.
انتقال عرض غشایی شامل جابهجایی مواد از عرض غشای یاخته است. سیمپلاست به معنی پروتوپلاست همراه با پلاسمودسمها است. انتقال سیمپلاستی حرکت مواد از پروتوپلاست یک یاخته به یاختۀ مجاور، از راه پلاسمودسمهاست. آب و بسیاری از مواد محلول میتواند از فضای پلاسمودسم به یاختههای دیگر منتقل شود (شکل 11). منافذ پلاسمودسم آنقدر بزرگ است که پروتئینها، نوکلئیک اسیدها و حتی ویروسهای گیاهی از آن عبور میکند. در مسیر آپوپلاستی، حرکت مواد محلول از فضاهای بین یاختهای و دیوارۀ یاختهای انجام میشود.
آب و مواد محلول در عرض ریشه سرانجام به درونیترین لایۀپوست بهنام درون پوست (آندودرم) میرسند. درونپوست استوانهای ظریف از یاختهها است که یاختههای آن کاملاً به هم چسبیدهاند و سدی را در مقابل آب و مواد محلول ایجاد میکنند (شکل 12). جانبی خوددارای نواری از جنس چوبپنبه (سوبرین) هستند که به آن نوار کاسپاری گفته میشود. بنابراین آب و مواد محلول آن نمیتوانند از طریق مسیر آپوپلاستی وارد یاختههای درون پوست شوند. یاختههای درون پوست انتقال مواد را کنترل میکنند. این لایه در ریشه مانند صافی عمل میکند که مانع از ورود مواد ناخواسته یا مضر مسیر آپوپلاستی به درون گیاه میشوند. درون پوست، همچنین از برگشت مواد جذب شده به بیرون از ریشه جلوگیری میکند. بعد از درون پوست حرکت در هر سه مسیر ادامه مییابد. مواد به آوندهای چوبی منتقل، و آمادۀ جابهجایی برای مسیرهای طولانیتر میشود که به این فرایند بارگیری چوبی گفته میشود.
در ریشۀ بعضی از گیاهان، نوار کاسپاری علاوه بر دیوارههای جانبی درون پوست، دیوارۀ پشتی را نیز میپوشاند و انتقال مواد از این یاختهها را غیرممکن میکند. در برش عرضی و زیر میکروسکوپ نوری این یاختهها ظاهر نعلی یا U شکل دارند (شکل 13). در این گیاهان بعضی از یاختههای درونپوستی ویژهای، به نام یاختۀ معبر وجود دارند که فاقد نوار کاسپاری در اطراف خود هستند و انتقال مواد به آوندها از طریق این یاختهها انجام میشود.
انتقال آب و مواد معدنی در مسیرهای بلند
شیرۀ خام در گیاهان، گاه تا فواصل بسیار طولانی جابهجا میشود. انتشار برای فواصل طولانی، کارآمد نیست. در گیاهان، جابهجایی مواد در مسیرهای طولانی توسط جریان تودهای انجام میشود. سرعت انتشار آب و مواد در گیاه، چند میلیمتر در روز است ولی در جریان تودهای، این سرعت به چندین متر در روز میرسد. جریان تودهای در آوندهای چوبی تحت اثر دو عامل فشار ریشهای و تعرق، و با همراهی خواص ویژۀ آب انجام میشود.
فشار ریشهای: یاختههای درونپوست و یاختههای زنده پیرامون آوندهای ریشه، با انتقال فعّال، یونهای معدنی را به درون آوندهای چوبی منتقل میکنند. این عمل باعث افزایش مقدار این یونها، افزایش فشار اسمزی و در نتیجه ورود آب به درون آوند چوبی میشود. در اثر تجمع آب و یونها، فشار در آوندهای چوبی ریشه افزایش مییابد و فشار ریشهای را ایجاد میکند. فشار ریشهای باعث هل دادن شیرهٔ خام به سمت بالا میشود (شکل 14). در بیشتر گیاهان، فشار ریشهای در صعود شیرهٔ خام نقش کمی دارد و در بهترین حالت میتواند چند متر آن را به بالا بفرستد. پس چه عاملی باعث حرکت شیرهٔ خام به نوک درختان بسیار بلند میشود؟
تعرق: عامل اصلی انتقال شیرۀ خام، مکشی است که در اثر تعرق از سطح گیاه ایجاد میشود. علت تعرق نیز حرکت آب از محل دارای آب بیشتر به محل با آب کمتر است. ستون آب درون آوندهای چوبی پیوسته است. این پیوستگی بهعلت ویژگیهای همچسبی و دگرچسبی مولکولهای آب است (شکل 15).
بیشتر تعرق گیاهان از روزنههای برگ انجام میشود. نیروی مکش تعرق آنقدر زیاد است که در یک روز گرم میتواند باعث کاهش قطر تنۀ یک درخت شود؛ هرچند این کاهش اندک است. اگر دیوارۀ آوندهای چوبی استحکام کافی نداشت به راحتی در اثر مکش تعرق، له میشد.
در گیاهان، تعرق میتواند از طریق روزنههای هوایی، پوستک و عدسکها انجام شود. بیشتر تبادل گازها و در نتیجه تعرق برگها از منفذ (روزن) بین یاختههای نگهبان روزنۀ هوایی انجام میشود.
روزنههای هوایی میتوانند با باز و بستهشدن، مقدار تعرق را تنظیم کنند. باز و بستهشدن روزنه بهدلیل ساختار خاص یاختههای نگهبان روزنه و تغییر فشار تورژسانس آنها است. جذب آب به دنبال انباشت مواد محلول در یاختههای نگهبان روزنه انجام میشود. عوامل محیطی و عوامل درونی گیاه بازوبسته شدن روزنهها را تنظیم میکنند. مثلاً نور با تحریک انباشت ساکارز و یونهای $C{l^ - }$ و ${{k}^{+}}$ در یاختۀ نگهبان، فشار اسمزی یاختهها را افزایش میدهد و آب از یاختههای مجاور به یاختههای نگهبان روزنه وارد میشود. در نتیجه، یاختهها دچار تورژسانس شده و به علت ساختار ویژۀ آنها، روزنه باز میشود. بسته شدن روزنهها هم، به علت خروج آب از یاختههای نگهبان روزنه انجام میشود (شکل 16).
ساختار یاختههای نگهبان روزنه: دیوارۀ یاختههای نگهبان روزنه، ساختار خاصی دارند که با جذب آب، افزایش طول پیدا میکنند. یکی از این عوامل، آرایش شعاعی رشتههای سلولزی است که مانند کمربندی دور دیوارۀ یاختههای نگهبان روزنه قرار دارند. این کمربندهای سلولزی، هنگام تورژسانس یاخته، مانع از گسترش عرضی یاخته شده، ولی مانع افزایش طول یاخته نمیشوند. عامل دیگر، اختلاف ضخامت در دیوارهٔ یاختههای نگهبان روزنه است. هنگام تورژسانس، بهعلت ضخامت کمتر، دیوارهٔ پشتی یاخته بیشتر منبسط میشود. این دو ویژگی باعث میشود هنگام جذب آب و تورژسانس، یاختهها خمیدگی پیدا کند و منفذ روزنهٔ هوایی باز شود. در این حالت امکان تبادل گازها، فراهم میشود (شکل 16).
عوامل مؤثر بر باز و بسته شدن روزنهها
در گیاهان، تغییرات مقدار نور، دما، رطوبت و کربندیاکسید از مهمترین عوامل محیطی مؤثر بر حرکات روزنههای هوایی است. مقدار آب گیاه و نیز هورمونهای گیاهی، از عوامل درونی مهم هستند. افزایش مقدار نور، دما و کاهش کربندیاکسید، تا حدی معین، میتواند باعث باز شدن روزنهها در گیاهان شود. کاهش شدید رطوبت هوا باعث باز شدن روزنهها در گیاهان شود. کاهش شدید رطوبت هوا باعث بسته شدن روزنهها میشود.
رفتار روزنهای برخی گیاهان نواحی خشک مانند بعضی کاکتوسها، در حضور نور متفاوت است و سبب میشود در طول روز، روزنهها بسته بمانند و از هدر رفتن آب جلوگیری شود. کاهش تعداد روزنهها، کاهش تعداد یا سطح برگها نیز از سازگاریهای گیاهان برای زندگی در محیطهای خشک هستند. شما چه سازگاریهای دیگری را میشناسید؟
فعّالیت (صفحهٔ 109 کتاب درسی)
مشاهدهٔ روزنههای سطح پشتیِ برگ
الف) یک برگ شاداب تره را انتخاب کرده و سطح پشتی و رویی آن را مشخص کنید.
ب) برگ را از محل رگبرگ میانی به بیرون شکسته ولی روپوست را پاره نکنید. هر نیمه را بهنحوی به طرفین بکشید تا روپوست نازک آن از بافتهای زیرین جدا شود. این کار اگر با
دقت انجام شود روپوست غشایی و بیرنگ را جدا میکند.
پ) نمونه را در یک قطرۀ آب، روی تیغه شیشهای قرار دهید و با تیغک بپوشانید. یاختههای روپوست و نگهبان روزنه را در بزرگنماییهای مختلف مشاهده کنید. آیا میتوانید سبزدیسهها را در این یاختهها ببینید؟
بله، اندامکهای درشت قابل مشاهده هستند.
ت) تعداد روزنههای موجود در میدان دید را شمارش کنید. تعداد روزنه را در واحد سطح برگ تعیین کنید.
از 3 عدد تا 9 عدد متغیر است. با توجه به بزرگنمایی میکروسکوپ میتوان میدان دید را محاسبه کرد و تعداد روزنهها را در واحد سطح (معمولاً میکرومتر مربع) محاسبه کنیم.
ث) با استفاده از تیغ تیز و با احتیاط، نمونههای روپوست پشتی را از برگ گیاهان میخک، شمعدانی و برگ بیدی تهیه و زیر میکروسکوپ مشاهده کنید. یاختههای روپوست و نگهبان روزنه را در این گیاهان و تره مقایسه کنید.
روزنهی هوایی و روپوست برگ بیدی ← چهاریاخته همراه دو به دو بر هم عمودند و دوتای کوچکتر موازی با دو یاختهی بعدی قرار داشته و دو یاختهی همراه بزرگتر بر این چهار سلول عمودند.
روزنهی هوایی و روپوست شمعدانی ← یاختههای همراه اطراف یاختههای محافظ به حالت شعاعی قرار دارند و روزنهها بهصورت یاختههای همراه در اطراف یاختههای محافظ به حالت شعاعی هستند.
روزنهی هوایی و روپوست در میخک ← سلول همراه عمود بر محور طولیث یاختههای محافظ قرار دارند.
روزنهی هوایی تره ← یاختههای ریز و لوزی شکل، دراز و کشیده (اپیدرم) و روزنهی هوایی در امتداد یکدیگر قرار گرفتهاند و سلولهای محافظ در جهت کشیدگی این سلول کشیده شدهاند.
روپوست تره ← سلولهای چند وجهی که بهطور منظم در کنار هم قرار دارند و به هم چسبیدهاند.
تعریق
در هنگام شب یا در هوای بسیار مرطوب که شدت تعرق کاهش مییابد، یاختههای درونپوست همچنان به پمپ کردن یونهای معدنی به درون استوانۀ آوندی ادامه میدهند. اگر مقدار آبی که در اثر فشار ریشهای به برگها میرسد از مقدار تعرق آن از سطح برگ بیشتر باشد، آب به صورت قطراتی از انتها یا لبۀ برگهای بعضی گیاهان علفی خارج میشود که به آن تعریق میگویند (شکل 17). گرچه شرایط محیطی ایجادکنندۀ تعریق مشابه شرایط ایجاد شبنم است، این دو پدیده را نباید با هم اشتباه گرفت. تعریق از ساختارهای ویژهای به نام روزنههای آبی انجام میشود و نشانۀ فشار ریشهای است. این روزنهها همیشه باز هستند و محل آنها در انتها یا لبۀ برگهاست.
فعّالیت (صفحهٔ 110 کتاب درسی)
مشاهدۀ باز و بسته شدن روزنه های هوایی
الف) همانند فعّالیت قبل، روپوست تره یا کاهو را تهیه کنید و درون محلولهای 5/ 0 درصد KCl ، آب خالص و آب نمک 4 درصد در روشنایی قرار دهید. مشابه این نمونهها را تهیه و در تاریکی قرار دهید.
ب) پس از 15 دقیقه، روپوست را در یک قطره از همان مایعی که درون آن قرار دارد، زیر میکروسکوپ مشاهده کنید. در کدام محلولها روزنهها باز و در کدام بستهاند؟ آیا میزان باز یا بسته بودن روزنهها یکسان است؟ چرا؟
روزنههایی که در محلول KCl و آب خالص قرار دارند؛ دهانه باز و روزنههایی که در نمک 4% قرار دارند؛ بیشتر بسته هستند. میزان باز و بسته بودن روزنهها یکسان نیست. روزنههای تیمار تاریکی همگی بستهاند. میزان بازشدن روزنهها تابع عوامل بیرونی و درونی است و اگر همهی شرایط به جزی یکی ثابت باشد میتوان نتیجه گرفت که آن متغیر عامل رفتار روزنهها است در محلولهای روشنایی میزان باز و بسته بودن وابسته به غلظت مواد محلول است. روزنههای درون آب مقطر تورژسانس زیاد، بیشتر باز هستند و روزنههای درون محلول KCl تورژسانس کمتری انجام دادهاند. لذا دهانهها کمتر باز است.
پ) پس از 15 دقیقه نمونههای تاریکی را به سرعت زیر میکروسکوپ مشاهده کنید. چرا باید بهسرعت آنها را مشاهده کنیم؟ وضعیت روزنهها را با مرحلۀ قبل مقایسه کنید.
بیشتر روزنهها بسته میشود به علت عملکرد پمپهای پتاسیم و کلر در مجاورت نور و نیز تجمع بعضی از قندها در سلولهای نگهبان روزنه است، نور محرک باز شدن روزنهها است.
حرکت شیرۀ پرورده
میدانید که شیرۀ پرورده، درون آوندهای آبکشی حرکت میکند. حرکت شیرۀ پرورده در همۀ جهات میتواند انجام شود. بخشی از گیاه که ترکیبات آلی مورد نیاز بخشهای دیگر گیاه را تأمین میکند، محل منبع و بخشی از گیاه که ترکیبات آلی به آنجا میروند و ذخیره (مثلاً ریشه) یا مصرف (گل) میشوند، محل مصرف نامیده میشود. برگها از مهمترین محلهای منبع هستند. بخشهای ذخیره کنندۀ مواد آلی، هنگام ذخیرۀ این مواد، محل مصرف و هنگام آزادسازی آن، محل منبع به شمار میآیند. برای تعیین سرعت و ترکیب شیرۀ پرورده میتوان از شتهها استفاده کرد (شکل 18).
چگونگی حرکت شیرۀ پرورده: حرکت شیرۀ پرورده از طریق سیتوپلاسم یاختههای زندۀ آبکشی و از یاختهای به یاختۀ دیگر انجام میشود. بنابراین حرکت شیرۀ پرورده از شیرۀ خام کندتر و پیچیدهتر است. یک گیاهشناس آلمانی به نام ارنست مونش، الگوی جریان فشاری را برای جابهجایی شیرۀ پرورده، ارائه داده است که در شکل 19 بهطور خلاصه مشاهده میکنید.
مواد آلی در گیاهان بهصورت تنظیم شده، تولید و مصرف میشوند. برای مثال در گلدهی یا تولید میوه، گاهی تعداد محلهای مصرف، بیشتر از آن است که محلهای منبع بتوانند مواد غذایی آنها را فراهم کنند. در این موارد ممکن است گیاه به حذف بعضی گلها، دانهها یا میوههای خود اقدام کند تا مقدار کافی مواد قندی به محلهای مصرفِ باقی مانده برسد. در باغبانی، برای داشتن میوههای درشتتر، تعدادی از گلها یا میوههای جوان را میچینند تا درختان میوههایی کمتر ولی درشتتر به بار آورند.
در آوند چوبی (بخش باقیمانده در تنه) جریان دارد.