خانه
گاما

درسنامه آموزشی دین و زندگی (2) کلاس یازدهم انسانی

درس 8: جان و جانشین پیامبر (ص)

بازدید95/3 K
تاریخ بروزرسانی1401/09/28

پرورش در دامان پیامبر

امیرمؤمنان، علی (ع)، ده سال قبل از بعثت پیامبر در خانهٔ کعبه به دنیا آمد. پدرش حضرت ابوطالب به پیشنهاد پیامبر، نام ایشان را «علی» گذاشت. علی به معنای «والا» و «بلند مرتبه» است. سه یا چهارسال بیشتر نداشت که به خانهٔ پیامبر آمد و چندین سال نزد ایشان زندگی کرد. خودش دربارهٔ این دوران می‌فرماید:

«در حالی که کودک بودم، همواره در کنار پیامبر بودم و پیامبر مرا در کنار خود می‌نهاد ... نه هرگز دروغی در گفتار من دید و نه رفتاری ناشایست از من مشاهده کرد ...

من همچون بچهٔ از شیر گرفته شده که به دنبال مادرش می‌رود، از آن بزرگوار پیروی می‌کردم و او هر روز پرچمی از خوی‌های نیکوی خود را برای من می‌افراشت و مرا به پیروی کردن از آن فرمان می‌داد ...

... هنگامی که وحی بر پیامبر (ص) فرود آمد، آوای اندوهگین شیطان را شنیدم. گفتم: ای پیامبر خدا، این فریاد اندوهناک چیست؟ پاسخ داد: این شیطان است که از پرستش خود ناامید شده است. بی‌گمان آنچه را من می‌شنوم تو هم می‌شنوی و آنچه را من می‌بینم تو هم می‌بینی، جز اینکه تو پیامبر نیستی، بلکه وزیر هستی و تو هر آینه بر راه خیر می‌باشی».

شخصیتی که تا ده‌سالگی به این مرتبه از دانایی و بزرگی رسیده بود، با اعلام رسالت پیامبر (ص)، ایمان خود به رسول خدا را اعلام کرد و در تمام لحظات سخت دوران مکه در کنار پیامبر بود. آن حضرت در شعب ابی‌طالب در سه سالی که پیامبر در محاصره اقتصادی قرار داشت، به فرمان پدر مسئولیت حفظ جان رسول خدا (ص) را بر عهده گرفت. از آن پس در تمام صحنه‌های سخت و پرخطر در مکه و مدینه حضور داشت و با رشادت و شجاعت خود، سبب موفقیت اسلام و عقب‌نشینی مشرکان و کفار می‌شد.

خوابیدن در جای پیامبر در هنگام توطئه دشمنان برای کشتن آن حضرت، رشادت و قهرمانی بی‌نظیر در جنگ بدر، استقامت و فداکاری در جنگ احد با وجود زخم‌های فراوان و در حالی‌که جز اندکی از مسلمانان بقیه فرار کرده بودند، انداختن رعب در دل دشمنان و فراری دادن آنان با شکست‌دادن پهلوان عرب «عمروبن عبدود» در جنگ خندق، فتح قلعه‌های خیبر و شکستن بت‌های خانه کعبه در هنگام فتح شهر مکه، تنها بخشی از فداکاری‌های ایشان در راه اسلام بود.

آن حضرت در تمام این دوران، گوش به فرمان رسول خدا بود و پیامبر اکرم (ص) ایشان را عزیزتر از فرزند دوست می‌داشت. تا اینکه در سال یازدهم هجرت، رسول خدا درحالی‌که سر بر دامان وی گذاشته بود، جان به جان‌آفرین تسلیم کرد و یار وفادار خود را تنها گذاشت و این درحالی بود که بارها حضرت علی (ع) را به عنوان امیرالمؤمنین، برادر، وصی و جانشین خود به مردم معرفی کرده بود.

امیرالمؤمنین علی (ع) از دیدگاه پیامبر (ص)

شخصیت والا و بی‌مانند حضرت علی (ع) نتیجه تربیت مستقیم پیامبر اکرم (ص) بود. رسول خدا ایشان را به‌گونه‌ای تربیت کرده بود که الگو و سرمشق مسلمانان زمان خود و سایر دوران‌ها باشد. از این رو، در هر فرصتی از این شخصیت والا سخن می‌گفت و عشق و محبتش را به وی ابراز می‌کرد.

جابربن عبداللّه انصاری، از یاران خوب رسول خدا (ص) می‌گوید: در کنار خانهٔ خدا و در حضور رسول خدا (ص) بودیم که علی(ع) وارد شد. رسول خدا (ص) فرمود:

برادرم به سویتان آمد.

سپس رو به سمت کعبه کرد و دست بر آن گذاشت و فرمود:

«سوگند به خدایی که جانم در دست قدرت اوست، این مرد و شیعیان و پیروان او، رستگارند و در روز قیامت، اهل نجات‌اند».

سپس فرمود:

«این مرد اولین ایمان آورندهٔ به خدا، وفادارترین شما در پیمان با خدا، راسخ‌ترین شما در انجام فرمان خدا، صادق‌ترین شما در داوری بین مردم، بهترین شما در رعایت مساوات و ارجمندترین شما نزد خداست».

در همین هنگام، آیهٔ زیر بر پیامبر خدا نازل شد و پیامبر آن را قرائت کرد:

اِنَّ الَّذینَ آمَنوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ اُولٰئِکَ هُم خَیرُ البَرِیَّةِ [سورهٔ بینه / 7]
کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند، اینان بهترین مخلوقات‌اند.

همان گونه که مشاهده کردید رسول خدا (ص)، در سخنان خود از کلمهٔ «شیعه» که ترجمهٔ آن «پیرو» می‌شود، استفاده کرده و پیروی از امام علی (ع) را سبب رستگاری دانسته است. بنابراین، شیعه، مسلمانی است که به فرمان خدا و پیامبر، امیرالمؤمنین علی را جانشین پیامبر می‌داند و از او پیروی می‌کند.

بیشتر بدانیم
خوب است بدانیم که لفظ شیعه، واژه‌ای است قرآنی. مثلاً در قرآن کریم، حضرت ابراهیم (ع) شیعه و پیرو حضرت نوح معرفی شده و درباره ایشان آمده است: «انَّ مِن شیعَِتهٰ لَاِبراهیمَ»؛ پس حضرت ابراهیم (ع) از آن جهت که راه حضرت نوح را ادامه داده، شیعه و پیرو حضرت نوح است.

در موقعیت‌های دیگر، رسول خدا (ص) دربارهٔ امام علی (ع) می‌فرمود:

عَلِیٌّ مَعَ القُرآنِ وَ القُرآنُ مَعَ عَلِیٍّ
عَلِیٌّ مَعَ الحَقِّ وَ الحَقُّ مَعَ عَلِیٍّ

تفکر در حدیث (صفحهٔ 99 کتاب درسی)

 

در این دو حدیث بیندیشید و به سؤال‌های زیر پاسخ دهید:

1- میان حدیث اوّل و حدیث ثقلین چه رابطه‌ای وجود دارد؟
در هر دو حدیث با هم بودن و جدایی ناپذیر بودن قرآن و امام (ع) تأکید شده است و برای هدایت و سعادت اخروی نمی‌توان یکی از این دو را بدون دیگری داشت.

2- حدیث دوم چگونه با بحث عصمت، عدالت و علم امام ارتباط دارد؟
عصمت زیرا داشتن ویژگی عصمت، یعنی معصوم بودن از گناه و خطا دلیل بر حق بودن علی (ع) و معرفی ایشان به عنوان امام از جانب خداست.

روزی رسول خدا (ص) پس از بیان جایگاه علمی امیرمؤمنان علی (ع) فرمود:

«دروغ می‌گوید کسی که می‌پندارد مرا دوست دارد، در حالی که دشمنی و کینه تو در دل اوست؛ زیرا تو از من هستی و من از تو ... کسی به فلاح می‌رسد که پیرو تو باشد و به هلاکت می‌رسد کسی که از تو دوری گزیند. مثَل تو و امامان از فرزندان تو، مثَل کشتی نوح است؛ هرکس بر آن سوار شود، نجات یابد و هرکس سرپیچی کند، هلاک شود، مثَل شما مثل ستارگان آسمان است که چون ستاره‌ای غایب شود، ستاره‌ای دیگر طلوع می‌کند تا روز قیامت».

پاسخ به سؤالات شما

برخی می‌پرسند چرا با وجود همۀ تلاش‌هایی که پیامبر در معرفی امیرمؤمنان و بیان فضائل ایشان در زمان‌ها و مکان‌های متعدد داشت، اما پس از وفات پیامبر بسیاری از مردم، به خصوص رؤسای قبایل و بزرگان قوم کمتر به این حقیقت توجه کردند؟

پاسخ کوتاه آنکه: یکی از علت‌های این بی‌توجهی، افکار و اندیشه‌های باقی‌مانده از دوران جاهلیت قبل از اسلام بود، که به این آسانی از ذهن و فکر مردم خارج نمی‌شد. در جاهلیت، بزرگان قبایل بدون آنکه دارای فضیلت خاصی باشند صرفاً به این دلیل که رئیس قوم بودند، قدرت ویژه‌ای داشتند و مردم آنان را بزرگ می‌شمردند و فضیلت‌هایی مانند علم، عدالت‌خواهی، جوانمردی، صداقت، پاکی و کرامت نفس، ارزش و جایگاهی نداشت. آنان حتی میان فرمان و دستور پیامبر و فرمان بزرگان قوم تفاوت چندانی قائل نبودند و در لحظات حساس و سرنوشت ساز، به جای فرمان خدا و پیامبر، به سوی فرمان بزرگان قوم خود متمایل می‌شدند. از این رو، رسول خدا (ص) پیوسته فضایل امام علی را به آن مردم یادآوری می‌کرد شاید بزرگان قبایل و افراد هر قبیله به جای ارزش‌های جاهلی به رفتار و کردار امیرمؤمنان بیشتر توجه کنند و به مقابله با ایشان برنخیزند.

ویژگی‌های امیرمؤمنان علی (ع)

بزرگان علم و دانش، مسلمان و غیرمسلمان، پس از بررسی شخصیت امیرالمؤمنین علی (ع) با شگفتی مشاهده کرده‌اند که فضایلی در آن امام است که به سختی در یک فرد، جمع می‌شود. آن امام در میدان جنگ شجاع‌ترین؛ در محراب عبادت، عابدترین؛ در مقام قضاوت، دقیق‌ترین؛ در کلاس درس، عالم‌ترین؛ در بلاغت و زیبایی سخن، بلیغ‌ترین و در عرصهٔ حکمرانی، عادل‌ترین است.

در میان فضیلت‌های مختلف آن بزرگوار، در این درس به دو فضیلت ایشان اشاره‌ای کوتاه می‌کنیم:

1- علم بی‌کران

همان طور که گفتیم، یکی از ابعاد شگفت انگیز شخصیت امیرالمؤمنین (ع)، علم و معرفت وی بود. ایشان در جهان شناسی، انسان شناسی، دین شناسی، حکومت و کشورداری، نظام اجتماعی و اقتصادی، اخلاق و فضیلت و سایر موضوعات مورد نیاز هدایت و سعادت انسان، سخن گفته و ما را راهنمایی کرده است.

کتاب «نهج‌البلاغه» که بخشی از سخنرانی‌ها، نامه‌ها و پند و اندرزهای ایشان را در خود جای داده، حکایتگر این دانش بی مانند است. دانشمندان بزرگ جهان اسلام از زمان تدوین این کتاب تاکنون، در موضوعاتی که ذکر شد، همواره از این کتاب بهره‌مند شده‌اند.

برخی دیگر از دانشمندان هم برای استفادهٔ بیشتر مردم از این کتاب، بر آن شرح‌ها نوشته‌اند تا مردم به نکات دقیق و عمیق این کتاب بیشتر پی ببرند.

ابن ابی الحدید که از اندیشمندان اهل سنت است، شرح مفصلی بر نهج البلاغه نوشته که امروزه در چندین جلد، چاپ شده است. وی در مقدمهٔ کتاب خود می‌گوید: «به حق، سخن علی را از سخن خالق (قرآن) فروتر و از سخن مخلوق (دیگر انسان‌ها) برتر خوانده‌اند ...»

وی در شرحی که بر خطبهٔ 221 نهج البلاغه نوشته است، می‌گوید: «قسم می‌خورم به کسی که همهٔ امّت‌ها به او قسم می‌خورند، که پنجاه سال است این خطبه را مطالعه می‌کنم و در این پنجاه سال، بیش از هزار مرتبه آن را خوانده‌ام، و تاکنون هیچ بار آن را نخوانده‌ام مگر آنکه در جان من شگفتی و بیداری عمیقی ایجاد کرده است. چقدر خطبا و موعظه کنندگان دربارهٔ مرگ و آخرت خطبه خوانده‌اند! و من چقدر خطبه‌های آنان را خوانده و در آن تأمل کرده‌ام! اما تا کنون هیچ کدام از آنها تأثیر این خطبه را در جان من ایجاد نکرده است ...».

امیرالمؤمنین (ع)‌ جز نزد پیامبر اکرم (ص) نزد کسی دیگر شاگردی نکرده بود. در حقیقت، دانش ایشان متصل به دانش پیامبر بود و دانش پیامبر نیز از وحی الهی سرچشمه می‌گرفت. پیامبر اکرم (ص) در همین باره فرمود:

اَنَا مَدینَةُ الِعلمِ وَ عَلِیٌّ بابُها فَمَن اَرادَ الِعلمَ فَلیَأتِها مِن باِبها
من شهر علم هستم و علی درِ آن است. هرکس این علم را بخواهد باید از درِ آن وارد شود.

تفکر در حدیث (صفحهٔ 102 کتاب درسی)

 

این حدیث شریف، دربردارندهٔ پیام‌های متعددی است. با تفکر در آن، سه پیام آن را به دست آورید.
1-  حضرت علی (ع) پس از رسول خدا (ص) از همه داناتر است.
2- حضرت علی (ع) در علم خود معصوم است.    
3- بر مردم واجب است که از دانش حضرت علی (ع) بهره ببرند.

امیرمؤمنان علی خود می‌فرمود:

«هرگاه از پیامبر سؤال می‌کردم، پاسخم را می‌داد و اگر در حضورش سکوت می‌کردم، ایشان پیشگام می‌شد و از دانش خود مرا بهره مند می‌ساخت»

بدین ترتیب، امیرالمؤمنین به دانش بی‌مانندی رسید که هرکس در هر موردی از ایشان سؤال می‌پرسید، ایشان بی‌درنگ و در کمال درستی پاسخ می‌داد. 

سؤال در میدان جنگ

در چکاچک شمشیرها و نیزه‌ها و در لابه‌لای نعره‌ها و فریادهای رزم‌آوران جنگ جمل، مردی دچار شک و تردید شده بود: «خدایا، حق با کدامین طرف است؟ در یکسو علی، وصی پیامبر و امیرمؤمنان سردار بزرگ اسلام و در سوی دیگر، برخی بستگان پیامبر و دوتن از صحابهٔ آن حضرت، یعنی «طلحه» -مرد خوش سابقهٔ اسلام- و «زبیر» -دلاور میادین نبرد- صف بسته‌اند. آیا می‌شود هر دو گروه برحق باشند یا هر دو بر باطل؟!... به راستی کدامیک بر حق است؟»

سرانجام چارهٔ کار در این دید که جواب را از علی (ع) بگیرد.

امام، بدون اینکه فوراً بگوید من بر حق هستم، معیاری در اختیار وی قرار داد که با آن معیار بتواند همواره جریان‌ها و شخصیت‌های سیاسی و اجتماعی را بر اساس آن معیار ارزیابی کند و حق یا باطل بودن آنها را به دست آورد. از این رو، به وی فرمود:

«کار را واژگون کرده‌ای! می‌خواهی حق و باطل را به وسیلهٔ شخصیت‌ها بشناسی، درحالی‌که شخصیت‌ها هستند که باید با مقیاس حق، سنجیده شوند. ابتدا حق را بشناس تا بتوانی اهل آن را بشناسی؛ و نیز ابتدا باطل را بشناس تا بتوانی اهل آن را شناسایی کنی.»

2- عدالت بی‌مانند

امام علی (ع) پس از 25 سال کنار گذاشته شدن از حق خلافت، آن گاه که با درخواست عمومی مردم و اصرار آنها بر قبول خلافت حجت را بر خود تمام دید به صحنه آمد. ایشان از همان آغاز با الگو قرار دادن سیره و روش پیامبر مبارزه با تبعیض و نابرابری و برقراری عدالت را، سرلوحه کار خود قرار داد. آن حضرت در همان روزهای آغازین حکومتش به مسجد رفت و این گونه برای مردم سخنرانی کرد:

«... ای مردم، گروهی بیش از حقّ خود از بیت المال و اموال عمومی برداشته‌اند و جیب خود را انباشته‌اند و ملک و باغ خریده‌اند ... اینان در حقیقت ننگ دنیا و عذاب آخرت را خریده‌اند؛ اما بدانید که من حق مردم مظلوم را از اینان بازمی‌ستانم و از این پس سهم همهٔ مسلمانان را از بیت المال به طور مساوی خواهم داد».

فردای آن روز، پس از پرداخت هزینه‌های عمومی کشور از بیت المال، باقی ماندهٔ آن را میان مردم به طور مساوی تقسیم کرد. محرومان خوشحال شدند؛ اما عده‌ای که دوره‌های قبل دریافت‌های ویژه و کلان داشتند، اعتراض کردند.

ایشان در سخنانی فرمودند:

«سوگند به خدا، اگر همهٔ دنیا را [با تمام وسعتش] به من بدهند تا به اندازه گرفتن پوست جو از دهان موری، خدا را نافرمانی کنم، نخواهم کرد».

بیشتر بدانیم: پاسخ امیرالمؤمنین علی (ع) به امتیازخواهی برخی از افراد

«عده‌ای در مقام اعتراض می‌گویند علی بن ابی‌طالب ما را از حقمان محروم کرد! هر کس در گذشته از اصحاب رسول خدا بوده، یا به اسلام خدمتی کرده، پاداشش با خداست [این سوابق درخشان، سبب نخواهد شد که میان آنان و دیگر مسلمانان تبعیض قائل شویم و به آنها امتیاز بیشتر بدهیم] ... هر کس امروز دعوت خدا و رسولش را بپذیرد و حقانیت ما را تصدیق کند و در دین ما داخل شود و به سوی قبلهٔ ما نماز بخواند، یک مسلمان است و با سایر مسلمانان برابر است. بیت‌المال هم که مال همهٔ مسلمانان است، به‌طور مساوی بین همه تقسیم خواهد شد و از این لحاظ هیچ‌کس را بر دیگری امتیاز نیست. آری هر کس که متقی‌تر باشد، نزد خدا گرامی‌تر است و پرهیزکاران در قیامت بهترین پاداش را خواهند داشت؛ اما خدا دنیا را پاداش پرهیزکاران قرار نداده است. اجر و پاداش اخروی برای آنها بسی نیکوتر است ...

امام از همان ابتدا به اصلاح امور اقدام کرد و در همان آغاز، فرمانروایانی همچون معاویه را که به ناحق به پست و مقام رسیده بودند و به شیوهٔ پادشاهان و امپراطوران ستمگر حکومت می‌کردند، بر کنار کرد و برای این کار چنان مصمم بود که حتی به مصلحت‌اندیشی برخی از یاران خویش نیز عمل نکرد.

برخی به آن حضرت گفتند: معاویه فردی دنیاطلب و قدرتمند است و برکناری او، سبب جنگ با شما می‌گردد. فرمود: 

«به خدا سوگند، حتی برای دو روز نیز او را به کار نخواهم گماشت و من هیچ‌گاه گمراه‌کنندگان را کارگزار خود قرار نخواهم داد.»

عدالت‌ورزی امیرالمؤمنین (ع) و توجهش به محرومان و فقیران و زندگی سادهٔ ایشان سرمشقی برای ما مسلمانان است و با اینکه نمی‌توانیم دقیقاً مانند ایشان عمل کنیم، اما می‌کوشیم خود را به این سرمشق بزرگ نزدیکتر نماییم.

ایشان، خود، در این باره، ما را راهنمایی کرده است:

روزی خبردار شد فرماندارش در بصره در یک مهمانی شرکت کرده که فقیران حضور نداشتند و غذاهای رنگارنگ چیده بودند. آن حضرت نامه‌ای تند به آن فرماندار نوشت و به کار وی اعتراض کرد و شیوهٔ صحیح زندگی حاکم را توضیح داد. به او نوشت: 

«.... من که امام شما هستم، از این جهان به دو جامهٔ کهنه، بسنده کرده و از خوراکی‌ها به دو قرص نان. بدانید که شما نمی‌توانید این‌گونه زندگی کنید؛ لیکن مرا در پارسایی و تلاش و پاکدامنی و درستکاری یاری نمایید».

بیشتر بدانیم: وقتی یک نویسندۀ مسیحی عاشق امام علی می‌شود!

«جرج جرداق (2015 - 1931)»، نویسنده و شاعر معاصر لبنانی است. وی که یک فرد مسیحی است. چنان شیفتهٔ شخصیت امام علی (ع) می‌شود که پنج جلد کتاب دربارهٔ آن حضرت می‌نویسد. جلد اوّل آن «امام علی، صدای عدالت انسانی» نام دارد. وی در این کتاب می‌نویسد: «ای دنیا، چه می‌شد اگر همهٔ توان خود را گرد می‌آوردی و در هر روزگار یک «علی» با آن قلب و زبان عنایت می‌کردی».

جملهٔ پشت جلد کتاب جرج جرداق مسیحی این بود:

O’Ali,
If I say you’re superior to Jesus Christ, my religion cannot accept it! If I say he’s superior to you, my conscience won’t accept it! I don’t say you’re God!...So, tell us yourself, o’Ali: Who are you?!

«ای علی!
اگر بگویم تو از مسیح بالاتری، دینم نمی‌پذیرد!
اگر بگویم او از تو بالاتر است، وجدانم نمی‌پذیرد!
نمی‌گویم تو خدا هستی ...!
پس خودت به ما بگو ای علی:
تو کیستی؟!»
جرج جرداق بر سردر خانهٔ خود نوشته بود: «لافَتیٰ الّا عَلِیُّ لاسَیفَ الّا ذُوالِفقار».

درس 8: جان و جانشین پیامبر (ص)