خانه
گاما

درسنامه آموزشی تاریخ معاصر ایران کلاس یازدهم

درس 26: بیداری اسلامی در جهان اسلام

بازدید39/0 K
تاریخ بروزرسانی1400/12/11

تعریف بیداری اسلامی

بیداری، از نظر لغوی به معنی هوشیاری و برخورداری فرد از آگاهی است. بیداری اسلامی، به معنای حالت برانگیختگی و آگاهی در امت اسلامی، تجدید حیات اسلام در کالبد فرد و جامعه، دعوت مجدد به اسلام، احیای ارزش‌های اسلامی و بازگشت به خویشتن اسلامی است.

اهداف بیداری اسلامی

عمده‌ترین هدف بیداری اسلامی بازگرداندن دین به عرصهٔ زندگی فردی و اجتماعی است. هدف‌های غایی و متعالی آن، ساختن تمدن جدید اسلامی و در نهایت تأسیس یک تمدن اسلامی با گسترهٔ جهانی است که در آن عقلانیت با معنویت، قدرت با اخلاق، دانش با ارزش و علم با عمل جمع شود.

خاستگاه و سرآغاز بیداری اسلامی

بیداری اسلامی متعلق به کشور و منطقهٔ خاصی نیست و به کل جهان اسلام تعلق دارد؛ با این حال خاستگاه اولیهٔ آن چهار کشور مهم ایران، مصر، عثمانی و هند بوده است. در هر کدام از این کشورها، رخدادهای مهمی به‌وقوع پیوست که باعث جهش فکری اندیشمندان، متفکران، مبارزان مسلمان و سپس مردم برای بازیابی هویت واقعی خود، یعنی هویت اسلامی از طریق بازگشت به خویشتن اسلامی شد. آشنایی با غرب نیز به همان اندازه در شکل‌گیری بیداری اسلامی تأثیر داشته است که اندیشمندان و متفکران مسلمان اقدام به مطالعه و سپس مقایسهٔ علل پیشرفت جهان غرب و علل عقب‌ماندگی جهان اسلام کردند. به‌عبارت دیگر، متفکران و مبارزان مسلمان اقدام به ریشه‌یابی علل افول تمدن اسلامی پس از تجربه کردن دوران درخشان و پر افتخار گذشته و همچنین شکل‌گیری تمدن غرب پس از سپری کردن دوران جهل و تاریکی قرون وسطی کردند.

تعیین تاریخی دقیق برای آغاز بیداری اسلامی کار آسانی نیست؛ اما در هر یک از کشورهای ذکر شده حوادثی رخ داد که نقطهٔ آغازی برای تاریخ بیداری محسوب می‌شود. در اینجا به اختصار این موضوع را در سه سرزمین اسلامی بررسی می‌کنیم.

1- عثمانی: شکست امپراتوری عثمانی از دولت‌های اروپایی و از دست دادن برخی مناطق مسلمان‌نشین، متفکران این منطقه را به بازنگری در افکارشان واداشت.
2- مصر: سلطهٔ استعماری انگلستان بر این کشور، نقطهٔ عطفی در تاریخ این کشور محسوب می‌شود و باعث شد اندیشمندان مصری را به تفکر وادارد.
3- هند: تسلط استعمار انگلیس بر شبه‌قارهٔ هند و شکست مقاومت مسلحانهٔ مسلمانان هند در برابر انگلیسی‌ها سرآغاز بیداری دانشمندان مسلمان این منطقه بود.

عوامل زمینه‌ساز شکل‌گیری بیداری اسلامی

1- آگاهی نسبت به عقب افتادگی‌های علمی، اقتصادی و اجتماعی جوامع اسلامی؛
2- آگاهی از پیشرفت‌های مادی و علمی جهان غرب و مقایسهٔ آن با جوامع اسلامی؛
3- توجه به گذشتهٔ پر افتخار و پر شکوه جهان اسلام و موفقیت آن در ایجاد تمدن اسلامی؛
4- توجه به میراث علمی و غنی اسلام در عرصه‌های مختلف علوم و معارف بشری و نقش دانشمندان اسلامی در هدایت قافلهٔ بشری؛
5- توجه به خرافات، بدعت‌ها و کاستی‌های موجود در عرصهٔ اندیشهٔ دینی در جهان اسلام؛
6- توجه به تشتت، تفرقه و درگیری‌های فرقه‌ای در جوامع اسلامی؛
7- استبداد، ظلم، چپاول اموال و بی‌عدالتی حاکمان کشورهای اسلامی؛
8- وابستگی برخی از سردمداران جوامع اسلامی به کشورهای استعمارگر؛
9- استعمار کشورهای اسلامی و آگاهی به ابعاد و پیامدهای آن؛
10- آشنایی با مفاهیم جدید فکری، سیاسی و اجتماعی موجود در غرب، از قبیل آزادی، برابری، استقلال و… .

ویژگی‌های مشترک بیداری اسلامی در کشورهای گوناگون

- تمایل برای بازگشت به اسلام راستین و اصیل؛
- توجه به وحدت جهان اسلام؛
- استعمارستیزی و ضدیت با نظام سلطه؛
- مبارزه با استبداد و دیکتاتوری حاکمان؛
- مردمی بودن و حضور گروه‌های مختلف اجتماعی در آن.

بیداری اسلامی در جهان عرب

سرآغاز بیداری اسلامی در جهان عرب به تحولاتی برمی‌گردد که کشورهای عربی از راه‌های گوناگون با فرهنگ و تمدن غربی و نظام سیاسی غرب آشنا شدند و در مقایسهٔ خود با غربی‌ها به عمق عقب‌ماندگی خود پی‌بردند. متفکران و اندیشمندان مسلمان عرب، یکی از راه‌های رفع عقب‌ماندگی را در بازگشت به اسلام اصیل و راستین دانستند.

عبد الرحمن کواکبی

بیداری اسلامی در شبه‌قارۀ هند

بیداری اسلامی در شبه‌قارهٔ هند ارتباط مستقیمی با ورود استعمارگران به هند و سلطهٔ آنان بر این سرزمین داشت. در طول دوران سلطهٔ استعماری انگلستان بر هندوستان، امیران، عالمان و اندیشمندان مسلمان آن کشور برای احیاء اسلام و مبارزه با استعمارگران به‌پا خاستند؛ برخی از طریق مبارزهٔ سیاسی و نظامی و عده‌ای از طریق فعالیت‌های فکری و فرهنگی اهداف خود را تعقیب می‌کردند.

به‌دنبال استقلال پاکستان از هندوستان درسال 1326 ش/ 1947 م، شخصیت‌ها و جمعیت‌های اسلامی شیعه و سنی جریان بیداری اسلامی را پیش بردند. «نهضت فقه جعفری» که به رهبری مفتی‌جعفر حسین تأسیس شد، یکی از مهم‌ترین جریان‌های بیدارگری اسلامی در پاکستان بود.

بیداری اسلامی در عثمانی و ترکیه

بخش مهمی از جریان بیداری اسلامی در عثمانی در واکنش به ناکامی در برابر تهاجم دولت‌های اروپایی و ورود امواج غرب‌گرایی به آن امپراتوری شکل گرفت که در قالب اصلاحات به مرحلهٔ اجرا در آمد. بخش دیگری از بیداری اسلامی نیز به‌دلیل محدودیت‌های ایجاد شده در حوزهٔ نفوذ علما و نیروهای مذهبی پدید آمد. واکنش‌های احیاگرانهٔ اسلامی غالباً از سوی پیروان طریقت‌ها، علما و طلاب علوم دینی بود. در دوره‌های اصلاحات، گام‌های مهمی برای غربی‌سازی نظام اداری و سیاسی، پذیرش نهادهای مدنی غرب، عرفی کردن نظام حقوقی و قضایی صورت گرفت که موجب ضعف نهادها و نظام آموزش دینی شد. متقابلاً، واکنش‌های قابل توجهی از سوی علما و نیروهای مذهبی علیه این جریان شکل گرفت.

پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی و شکل‌گیری کشور ترکیه، کمال آتاتورک در آن کشور به قدرت رسید. او به‌دنبال غربی‌سازی ترکیه و جدایی دین از سیاست بود؛ به همین دلیل جنبش‌های اسلامی مخالف برنامه‌های خود را به شدت سرکوب کرد.

پس از مرگ آتاتورک، اسلام‌گرایان در ترکیه فرصت فعالیت پیدا کردند و مساجد، مؤسسات فرهنگی و نشریات مذهبی رونق یافت. به مرور گروه‌های اسلام‌گرای ترکیه به دو شاخهٔ سنت‌گرا و متجدد تقسیم شدند. سنت‌گرایان از اساس مخالف غرب بودند ولی متجددان در پی یافتن راهی برای سازش میان اصول دین و دستاوردهای دانش نوین بودند.

از ویژگی‌های بارز بیداری اسلامی در ترکیه، روی کار آمدن دولت‌های اسلام‌گرا و سرنگونی آنها با کودتاهای ارتش است که خود را میراث‌دار آتاتورک می‌داند.

علل ناکامی حرکت‌های بیداری اسلامی در گذشته

1- خودباختگی در برابر توسعهٔ فنی، علمی و مادی تمدن غرب؛
2- تسلط تحصیل کردگان در جوامع غربی و شرقی در امور مدیریتی، فرهنگی و علمی جوامع اسلامی؛
3- استیلای نظامی غرب و شرق از طریق تهدید، اشغال و یا کودتا و ایجاد حکومت‌های دست‌نشانده و وابسته؛
4- غلبهٔ روحیهٔ یأس و ناامیدی بر افکار عمومی مسلمانان و از میان رفتن اعتماد به نفس آنها در امکان ایجاد تغییر و تحول بنیادین؛
5- ایجاد و غلبهٔ روحیهٔ سازش با حکومت‌های جائر در میان مسلمانان؛
6- رسوخ و نفوذ تفکرات مادی مکاتب سرمایه‌داری غرب و کمونیستی شرق در جوامع اسلامی؛
7- نبود رهبران قوی، آگاه و مردمی که بتوانند در آحاد جامعه وحدت و انسجام به‌وجود بیاورند.

تأثیر پیروزی انقلاب اسلامی بر جریان بیداری اسلامی در جهان اسلام

پیروزی انقلاب اسلامی ایران در درون خود حامل پیام به همهٔ مردم جهان، به‌خصوص مسلمانان بود. با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران روح تازه‌ای به اسلام دمیده شد. مسلمانان احساس هویت و شخصیت کردند و اعتماد به نفس آنها برای مبارزه جهت تأسیس حکومت اسلامی افزایش یافت. به اختصار تأثیرات پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) را بر جریان بیداری اسلامی در جهان اسلام به شرح زیر می‌توان بیان کرد:

1- تبدیل رهبری معنوی و مشی سیاسی امام خمینی به الگویی برای حرکت‌ها و خیزش‌های اسلامی؛
2- احیای کاربردهای دین در عرصه‌های داخلی و بین‌المللی؛
3- تغییر در مفاهیم رایج فلسفهٔ سیاسی با ایجاد گفتمان دین‌محور و نظریه‌پردازی حول محور دین و به چالش کشیدن مفاهیم رایج در فلسفهٔ سیاسی غرب و شرق؛
4- تبدیل ایران به ام‌القرای جهان اسلام؛
5- تبیین راهکارهای عبور از فرهنگ غرب و احیای فرهنگ اسلامی توسط امام خمینی و رهبران جمهوری اسلامی؛
6- ارائه الگوی جهانی از سوی امام خمینی برای نجات همهٔ ملت‌ها و اثبات کارایی دین در عرصهٔ جهانی؛
7- ارائهٔ راهبرد «نه شرقی، نه غربی» در عرصهٔ سیاست خارجی و نفی سلطهٔ سیاسی استکبار شرق و غرب؛
8- حمایت از ملل محروم، مستضعف و تحت ستم در سرتاسر جهان؛
9- الهام گرفتن ملت‌های مسلمان از محتوای قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران؛
10- ارائهٔ مدل عملی مردم سالاری دینی.

بسترهایی که موجب شد جریان بیداری اسلامی در جهان اسلام از انقلاب اسلامی ایران تأثیر بپذیرد، وجود مشترکات و عناصر تقویت‌کنندهٔ همگرایی از جمله ایدهٔ واحد، دشمن مشترک، آرمان مشترک، وحدت‌گرایی و مردم‌مداری بوده است.

شکل‌گیری امواج نوین بیداری اسلامی

رحلت آیت‌الله خامنه‌ای در تعبیر بیداری، آن را «به ستوه‌آمدگی بشریت» و «بازگشت به هویت اسلامی و تمسک به اسلام» بیان می‌کنند. از نگاه ماهیت‌شناسانه نیز، بیداری پدید آمده را بیداری اسلامی می‌دانند و عنوان‌های دیگری مانند بیداری انسانی و بهار عربی را رد می‌کنند. ارائهٔ الگو برای حرکت‌های آزادی‌خواهانهٔ ضد استبدادی و ضد استعماری در بیداری اسلامی از جمله اهداف آیت‌الله خامنه‌ای در دوران رهبری بوده است. ایشان در نخستین روزهای سال 1390 در این زمینه گفتند که «آنچه من به‌طور قطع عرض می‌کنم، این است حرکتی که در منطقه ایجاد شده، حرکت ملت‌هاست، حرکت امت اسلامی است، حرکت با شعار اسلام است، حرکت به سمت اهداف اسلامی است و نشان‌دهندهٔ بیداری عمومی ملت‌هاست». ایشان ظهور بیداری اسلامی در جهان اسلام را حاصل انقلاب اسلامی ایران و پیروزی ملت ایران می‌دانند.

امام خمینی بیداری اسلامی را از نظر به مرحلهٔ عمل آورد و وارد زندگی سیاسی مردم کرد و آن را از یک خرده‌گفتمان به گفتمان مسلط در عرصهٔ سیاسی جوامع اسلامی تبدیل کرد. پس از ایشان، آیت‌الله خامنه‌ای ادامه دهندهٔ راه امام خمینی در تبیین گفتمان بیداری اسلامی گردیدند. رهبر انقلاب اسلامی، امام خمینی را مظهر بیداری اسلامی می‌دانند. ویژگی دیگر اندیشهٔ بیداری اسلامی در منظر آیت‌الله خامنه‌ای علاوه بر انطباق آن با اندیشهٔ بیداری اسلامی امام خمینی، پیوستگی آن در خط اعتدال آرمان‌گرایی می باشد. ایشان بیداری را حتی فراتر از اسلام و دنیای اسلام می‌دانند و معتقدند که این جنبش تا قلب اروپا هم پیش خواهد رفت. به همین دلیل ایشان درصدد بازتعریف واژهٔ بیداری نیز برآمده‌اند و از واژگان و عباراتی چون «بیداری ملت‌ها»، «بیداری مردم»، «بیداری ملت‌های مظلوم»، «بیداری انقلابی»، «بیداری معنوی»، «بیداری ایمان»، «بیداری جهانی» و ... نام برده‌اند. ایشان همچنین با استناد به آیات گوناگون قرآن، بیداری اسلامی را تحقق وعدهٔ نصرت‌الهی می‌دانند و آن را نتیجهٔ مقاومت آگاهانهٔ امت اسلامی تلقی می‌کنند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی امواج بیداری اسلامی را از پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون به سه دوره تقسیم می‌کند:

1- موج اول؛ پیروزی انقلاب اسلامی ایران؛
2- موج دوم؛ پس از فروپاشی کمونیسم؛
3- موج سوم؛ انقلاب‌های اخیر در کشورهای اسلامی. 

الف) بیداری اسلامی در تونس: تونس کشوری اسلامی در شمال آفریقاست که در کنار دریای مدیترانه واقع شده است و به دلیل موقعیت جغرافیایی، سیاسی، تجاری و سوق‌الجیشی، نقش مهمی را در سیاست کلی آفریقا و کشورهای عربی بر عهده دارد و به همین علت، از دیرباز مورد طمع قدرت‌های استعماری بوده است. به گونه‌ای که ژول فری، نخست وزیر اسبق فرانسه از تونس به عنوان «کلید خانهٔ فرانسویان» یاد می‌کند. فعالیت‌های سیاسی در تونس به دلایل مختلف، از جمله نزدیکی جغرافیایی با اروپا، آشنایی اکثریت مردم به زبان فرانسه، وجود مراکز متعدد آموزش عالی، رفت و آمد میلیون‌ها جهانگرد خارجی به‌خصوص اروپاییان، گسترش فعالیت مطبوعات و به‌طور کلی گسترش آگاهی‌های عمومی مردم، از سایر کشورهای منطقه و جهان عرب بیشتر است.

کوشش مردم تونس برای کسب استقلال و آزادی پس از جنگ جهانی دوم افزایش یافت و دولت فرانسه به‌ناچار استقلال آن کشور را به رسمیت شناخت و در سال 1335 ش/ 1956 م به‌عنوان کشوری مستقل شناخته شد، اما به جای روی کار آمدن حکومت مردمی، نظام دیکتاتوری در پوشش حکومت جمهوری بر آن کشور حاکم شد؛ به‌طوری که تا سرنگونی حکومت زین‌العابدین بن‌علی در این کشور تنها دو رئیس جمهور آن هم از طریق انتخابات فرمایشی زمام امور را در دست گرفتند.

تظاهرات مردم تونس علیه دیکتاتور وابسته به غرب

نیروهای اسلام‌گرای تونس نیز به رهبری شیخ راشدالغنوشی تشکّل و انسجام یافتند. با بسترهای مناسبی که حزب النهضة ایجاد کرده بود، خودسوزی محمد بوعزیزی در اعتراض به حکومت دیکتاتوری بن‌علی، آتش در انبار باروت خشم مردم تونس افکند که به سقوط دیکتاتوری بن‌علی و فرار او به عربستان سعودی انجامید.

ب) بیداری اسلامی در مصر: مصر در شمال قارهٔ آفریقا و در کنار دریای مدیترانه و دریای سرخ قرار دارد. موقعیت جغرافیایی و سوق‌الجیشی این کشور به‌ویژه وجود کانال سوئز در آن و همچنین هم‌جواری با فلسطین اشغالی و کشورهای لیبی و سودان، باعث شده است که مصر در جغرافیای سیاسی منطقه نقش حساس و مؤثری را ایفا کند.

جامعهٔ مصری از قدیم‌الایام ساختار مذهبی داشته و خاستگاه بسیاری از پیامبران الهی بوده است. از زمان ظهور اسلام تا دوران معاصر این کشور فارغ از کشاکش‌های سیاسی و مداخلات استعماری، از نظر اندیشهٔ سیاسی و دینی رشد والایی داشته است و علما و متفکران بسیاری را در خود پرورش داده است.

در سال 1260 ش/ 1881م انگلیسی‌ها، مصر را اشغال کردند. تحت تأثیر تحولات ناشی از جنگ جهانی اول، کوشش مصری‌ها برای رهایی از سلطهٔ استعماری انگلستان بیشتر شد و سرانجام انگلیس به وضعیت تحت‌الحمایگی این کشور پایان داد و در این کشور نظام سلطنتی مشروطه اعلام کرد. در 1952 م/ 1331 ش سرهنگ جمال عبدالناصر، پس از آنکه قدرت را به دست گرفت، نظام مصر را جمهوری اعلام کرد و ناسیونالیسم عربی را ایدئولوژی حکومتی خود قرار داد. بعد از او، انور سادات و سپس حسنی مبارک برای کنار زدن ناسیونالیسم عربی یا پان‌عربیسم و جایگزینی آن با میهن‌پرستی مصری محور، تلاش کردند. سادات و مبارک نظامی سکولار بر مصر حاکم کردند و کوشیدند جنبش‌ها و نیروهای اسلام‌گرا را دور از قدرت نگه دارند و با دولت‌های غربی و اسرائیل روابطی دوستانه برقرار کنند.

مبارک دیکتاتور مخلوع مصر و اوباما رئیس جمهور امریکا

فساد سیاسی و اقتصادی رژیم حسنی مبارک باعث رشد فعالیت‌ها و جنبش‌های اسلامی به‌ویژه جمعیت اخوان‌المسلمین شد که در نهایت موجب سرنگونی رژیم دیکتاتوری مصر و سقوط مبارک گردید.

بیداری اسلامی در مصر ریشه‌دار بود و به همین دلیل شعله‌های انقلاب مردم مصر با یک تظاهرات زبانه کشید و به‌سرعت به مناطق دیگر هم سرایت کرد. امواج سهمگین انقلاب مردم حسنی مبارک را مجبور به تسلیم و شکست کرد.

قیام مردم مصر در میدان التحریر (آزادی)

پ) بیداری اسلامی در لیبی: کشور اسلامی لیبی در شمال آفریقا واقع شده است. حکومت لیبی به رغم داشتن شالوده‌های اولیهٔ اسلامی، دارای نوعی ایدئولوژی سیاسی سکولار مبتنی بر پان‌عربیسم بود. سرهنگ معمر قذافی دیکتاتور لیبی، اسلام را ابزاری برای اجرای منویات خود می‌دانست. با بالا گرفتن قیام مردم لیبی، قذافی در نخستین واکنش، قیام‌کنندگان را مشتی جوان وابسته به القاعده و مصرف‌کنندگان قرص‌های روان‌گردان توصیف کرد. با ورود ناتو در مسئله لیبی کفهٔ قدرت به نفع مخالفان قذافی سنگینی کرد. سرانجام پس از ماه‌ها درگیری نظامی با سقوط طرابلس، حکومت قذاقی سرنگون و خود او کشته شد. نکتهٔ جالب در مورد قذافی این است که وضعیت او بیش از هر دیکتاتوری به صدام شبیه بود.

سرهنگ قذافی دیکتاتور پیشین لیبی در کنار نخست‌وزیر انگلستان
قذافی و سارکوزی رئیس‌جمهور پیشین فرانسه

ت) بیداری اسلامی در یمن: جمهوری یمن در جنوب شبه‌جزیرهٔ عربستان واقع است و دارای نژادهای عرب (86 درصد)، ترک، هندی، ایرانی و سومالیایی است. بیش از 50 درصد یمنی‌ها شیعی مذهب‌اند که غالباً در منطقهٔ صعده و شمال یمن ساکن‌اند. البته عمدهٔ شیعیان یمن زیدی‌اند که بعد از امام سجاد (ع)، زید بن علی (ع) را امام می‌دانند. مردم یمن در پی انقلاب‌های گوناگون در کشورهای اسلامی، اعتراضات و تظاهرات گسترده‌ای را در شهرهای مختلف علیه رژیم دیکتاتوری علی عبدالله صالح آغاز کردند که علی‌رغم طولانی و گسترده بودن مخالفت، با سرکوب شدید مواجه شدند. عاقبت علی عبدالله صالح از یمن گریخت ولی جانشین او نیز همان سیاست‌های غرب‌گرایانه را ادامه می‌دهد. انقلاب یمن همچنان آتش زیر خاکستر است.

قیام مردم مسلمان یمن

ث) بیداری اسلامی در بحرین: بحرین کوچک‌ترین کشور خاورمیانه است و پس از مالدیو کم وسعت‌ترین کشور در جهان اسلام می‌باشد. بیش از 80 درصد مردم بحرین شیعه‌اند، اما حاکمیت سیاسی به اقلیت سنی تعلق دارد. بحرین یکی از مراکز مهم تشیع در دنیا به‌شمار می‌آید. ارتباط و علاقهٔ ساکنان این جزیره با مذهب تشیع به حدی محکم و قوی است که در نزد اهالی شبه جزیره و ساحل‌نشینان خلیج فارس، کلمه «بحرانی» مترادف با کلمه شیعی به‌کار می‌رود و اقلیت اهل سنت در این جزیره به نام «اهل‌البحرین» خوانده می‌شوند، نه بحرانی.

سابقهٔ جنبش‌ها و فعالیت‌های سیاسی در بحرین به سال‌های قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، خصوصاً به اوایل دههٔ 1960 بر می‌گردد. اما بروز انقلاب اسلامی در ایران را باید منشأ تحولات و دگرگونی‌های جدید سیاسی در بحرین به حساب آورد. مردم بحرین به‌طور جدی خواستار انجام اصلاحات اساسی و برکناری حکومت آل‌خلیفه هستند و در این راه شهدای زیادی را تقدیم کرده‌اند ولی به‌دلیل حمایت خارجی از آن رژیم و سرکوب شدید مردم، انقلاب بحرین هنوز به نتیجه نرسیده است.

میدان لؤلؤ، نقطه آغازین قیام بحرینیان

موج ناآرامی‌ها در بحرین از زمانی آغاز شد که درخواست برپایی مجدد پارلمان (که از سال 1354 ش/ 1975 م منحل شده بود.) و همچنین درخواست برای به جریان انداختن قانون اساسی راکد مانده، از جانب امیر شیخ عیسی بن سلمان آل‌خلیفه، با بی‌اعتنایی روبه‌رو شد. حتی این درخواست با خشونت نظامی حکومت روبه‌رو شد.

نقش ولایت فقیه در موج جدید بیداری اسلامی

در بررسی سیر تاریخی نظریه‌پردازی بیداری اسلامی در تاریخ معاصر، دیدگاه‌ها و تئوری‌های گوناگونی توسط علمای سنی و شیعه مطرح شد و مبنای عمل قرار گرفت که بعضی از آنها شاخص‌تر از بقیه بودند.

ولی در بین این مجموعهٔ متفکرین و پیشوایان دینی باید از سه نفر در صدر نظریه‌پردازان عصر جدید و موج جاری بیداری اسلامی نام برد: 1- آیت‌الله حاج‌شیخ محمدحسین نائینی 2- استاد حسن‌البناء 3- حضرت امام خمینی (ره). مرحوم نائینی برای اولین بار نظریهٔ حکومت مشروطهٔ مشروعه را در کتاب ارزش مند تنبیه‌الامة و تنزیه‌الملة تبیین و نوعی از مردم‌سالاری دینی را در مقابل دموکراسی سکولار غرب ارائه کرد و بعداً شهید شیخ فضل‌الله نوری با افزودن اصل دوم متمم قانون اساسی، نظارت پنج نفر مجتهد تراز اول را بر قوانین موضوعه، مشروعیت مشروطه را با خون خود امضا کرد. استاد حسن‌البناء با رد مطلق تبعیت از فرهنگ غرب و حرکت در چارچوب اصول اسلامی و احیای قرآن و سنت، نهضت اخوان‌المسلمین را پایه‌گذاری کرد که بدون تردید اصیل‌ترین حرکت فکری در جریان بیداری اسلامی اهل سنت در عصر حاضر است.

اندیشه و نهضت امام خمینی (ره) نقطهٔ عطف تاریخ دویست سالهٔ بیداری اسلامی در سراسر جهان اسلام بود. دیدگاه جامع حضرت امام خمینی در کتاب ولایت فقیه بر پایه‌های محکم قرآن و سنت و احادیث پیامبر و اهل بیت (ع) با پشتوانهٔ فقه، عرفان، کلام، فلسفه و اجتهاد پویای اسلامی پاسخی به سؤالات مسلمانان محروم و تحقیر شده توسط فرهنگ استعمار و سرخورده از مکاتب تقلیدی چپ، راست و التقاطی بود.

ایمان، تقوا، اخلاص، هوشمندی، شجاعت و از خودگذشتگی امام نقش اساسی در عملی کردن نظریهٔ ولایت فقیه داشت.

نکتهٔ مهم دیگر، استمرار راه امام توسط آیت‌الله خامنه‌ای، ولی فقیهِ پس از امام بود. اهمیت حوادثی که در زمان رهبری آیت‌الله خامنه‌ای در صحنهٔ بین‌المللی و منطقه‌ای رخ داد، کمتر از زمان حضرت امام نبود. فروپاشی جهان کمونیسم، حملهٔ عراق به کویت و دو نوبت تهاجم امریکائیان به عراق و اشغال آن کشور، پیروزی حزب‌الله، حماس و جنبش جهاد اسلامی بر رژیم صهیونیستی در جنگ‌های 33 روزه لبنان، 22 روزه و 8 روزه غزه که همگی این پیروزی‌ها به کمک ایران به‌دست آمد.

اصول انقلاب‌های کنونی در کشورهای اسلامی

1- احیای عزت و کرامت ملی؛
2- اسلام‌گرایی؛
3- ایستادگی در برابر نفوذ و سلطهٔ غرب؛
4- مبارزه با رژیم جعلی صهیونیستی؛
5- مردمی بودن.

عناصر هویتی بیداری اسلامی کنونی

1- مردمی بودن؛
2- اسلامی بودن؛
3- استکبار ستیزی.

پیامدهای بیداری اسلامی نوین در کشورهای اسلامی

1- ایجاد شور و نشاط اجتماعی و احیای خودباوری دینی و اجتماعی در ملت‌های مسلمان؛
2- از بین رفتن حاکمان دیکتاتور و دولت‌های دست‌نشانده و سرسپرده به نظام سلطه؛
3- نفوذ و تحکیم روابط اسلامی بین ملت‌ها و دولت‌ها و فراهم شدن زمینه‌های همگرایی مسلمانان؛
4- فراهم آمدن فرصت برای پیگیری مطالبات منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای خود به‌ویژه در مورد قدرت‌های سلطه‌گر؛
5- از میان رفتن یا تضعیف پایگاه‌ها و حامیان رژیم صهیونیستی در کشورهای اسلامی دارای تجربهٔ بیداری اسلامی؛
6- قدرت‌گیری و رشد اقتدار جنبش‌های اسلامی در مقابل رژیم صهیونیستی، به‌ویژه جنبش‌های حماس، جهاد اسلامی فلسطین و حزب الله لبنان.

مکتب حاج قاسم سلیمانی، مکتب مقاومت

سردار سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی فرماندهی سخت‌کوش بود که از سالیان قبل در سمت یکی از فرماندهان جوان دفاع مقدس و سپس در مقام فرمانده سپاه قدس، تمام زندگی‌اش را صرف تحقق آرمان‌های بلند اسلام و انقلاب کرد.

علاوه بر توانایی بالای نظامی، اخلاق، ایمان و اخلاص این فرمانده شجاع باعث شده بود تا در جایگاه فردی محبوب در میان ملت ایران و در واقع همه ملت‌های آزاده جهان شناخته شود.

شکل‌گیری و تقویت هسته‌های مقاومت در منطقه تا حدی زیاد به تلاش‌های سپهبد سلیمانی مدیون است که از آن جمله می‌توان حزب‌الله لبنان، حشدالشعبی عراق، فاطمیون افغانستان، زینبیون پاکستان و... را نام برد. از همین‌رو سرانجام استکبار جهانی به سرکردگی شیطان بزرگ، آمریکا، حضور این فرمانده عاشق امت و نظام اسلامی را تحمل نکرد و در اولین ساعات جمعه، 13 دی‌ماه 1398ش در حمله موشکی ناجوانمردانه در فرودگاه بغداد او و برخی هم‌رزمانش در جبهه مقاومت از جمله ابومهدی‌المهندس را طی یک عملیات تروریستی به شهادت رساند و چنین بود که خون پاک این رهرو راستین اباعبدالله الحسین (ع) به‌دست شقی‌ترین آحاد بشر بر زمین ریخته شد.

در تشییع پیکر مطهر سردار دل‌ها از نجف و کربلا تا مشهد و تهران و قم تا کرمان چنان جمعیتی حاضر شدند که در تاریخ بی‌سابقه است. این حضور بی‌سابقه به معنای حمایت از راه و هدف شهید سلیمانی و مهر تأییدی بود بر همراهی مستحکم مردم با رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در شروع گام دوم آن.

رهبر انقلاب این روز را یک «یوم‌الله» دیگر در تاریخ انقلاب اسلامی دانستند و در این‌باره فرمودند: «هر جا اخلاص بود، خدای متعال به اخلاص بندگان مخلصش برکت می‌دهد، کار برکت پیدا می‌کند، رشد و نمو پیدا می‌کند، کار به نحوی می‌شود که اثر آن به همه می‌رسد، برکات آن در میان مردم باقی می‌ماند؛ این ناشی از اخلاص است. نتیجه آن اخلاص، همین عشق و وفاداری مردم، همین اشک و آه مردم، همین حضور مردم، همین تازه شدنِ روحیه انقلابی مردم است. امّا اینکه ما بیاییم این حوادث را تقویم کنیم، قیمت‌گذاری کنیم، قدر آنها را بدانیم و ببینیم که اندازه و قیمت این حوادث چقدر است؛ درصورتی تحقّق پیدا می‌کند که ما به حاج قاسم سلیمانی، «شهید عزیز» و به ابومهدی «شهید عزیز» به چشم یک فرد نگاه نکنیم؛ به آنها به چشم یک مکتب نگاه کنیم. سردار شهید عزیز ما را با چشم یک مکتب، یک راه، یک مدرسه درس‌آموز، با این چشم نگاه کنیم آن وقت اهمیت و قدر و قیمت این قضیه روشن خواهد شد. اگر این جور شد، آن وقت این اجتماع مردم، این تجلیل و تعظیم مردم، تکریم مردم معنای دیگری پیدا می‌کند... ملّت ایران نشان داد که از خطّ مجاهدت شجاعانه دفاع می‌کند، ملّت ایران نشان داد که به نمادهای مقاومت عشق می‌ورزد، ملّت ایران نشان داد که طرف‌دار مقاومت است، طرف دار تسلیم نیست.»

پرسش‌های نمونه (صفحه 256 کتاب درسی)

 

1- بیداری اسلامی را تعریف کنید.

2- به چهار مورد از عوامل زمینه‌ساز شکل‌گیری بیداری اسلامی اشاره کنید.

3- سه مورد از علل ناکامی حرکت‌های بیداری اسلامی را در گذشته بنویسید.

4- پیروزی انقلاب اسلامی چه آثاری بر جریان بیداری اسلامی جهان اسلام داشت؟ (به 4 مورد اشاره کنید).

5- ویژگی‌های بیداری اسلامی از نگاه حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی کدامند؟

6- به سه مورد از پیامدهای امواج نوین بیداری اسلامی اشاره کنید.

اندیشه و جست‌وجو (صفحه ی 256 کتاب درسی)

 

جست‌وجو کنید جوانان و نوجوانان چه نقشی در بیداری اسلامی سال‌های اخیر داشتند.

درس 26: بیداری اسلامی در جهان اسلام