خانه
گاما

درسنامه آموزشی تاریخ معاصر ایران کلاس یازدهم

درس 23: اولین دورهٔ ریاست جمهوری

بازدید32/9 K
تاریخ بروزرسانی1400/12/12

پس از استعفای مهندس بازرگان، به دستور امام خمینی، شورای انقلاب جریان امور مملکت را به دست گرفت و زمینه برای انتخابات ریاست جمهوری فراهم آمد.

در اوّلین دورهٔ انتخابات ریاست جمهوری (بهمن 1358) ابوالحسن بنی‌صدر با بیش از ده میلیون و پانصدهزار رأی، به‌عنوان اوّلین رئیس‌جمهور ایران انتخاب شد. او در نیمهٔ بهمن ماه، در بیمارستان قلب (که امام خمینی در آنجا بستری بودند)، در حضور ایشان و اعضای شورای انقلاب و مقام‌های مملکتی، سوگند وفاداری به قانون اساسی یاد کرد و حکم ریاست‌جمهوری وی، از سوی امام تنفیذ شد. در اواخر بهمن ماه همان سال نیز، به سبب شرایط خاص کشور و وجود آشوب در استان‌های گوناگون، امام خمینی با اعلام این که در این شرایط ویژه بیش از هر مرحله به تمرکز قوا نیاز است، مقام نیابت فرماندهی کلّ قوا را به بنی‌صدر واگذار کرد.

ریاست جمهوری بنی‌صدر و آرایش جدید گروه‌های سیاسی

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، برخی از بزرگان و پیش کسوتان انقلاب با پیشنهاد و مدیریت شهید آیت‌الله دکتر بهشتی، برای سازماندهی تشکیلاتی و همبستگی بیشتر ملّی، «حزب جمهوری اسلامی» را تأسیس کردند. این اقدام، تأثیر اساسی بر آیندهٔ انقلاب و نظام جمهوری اسلامی ایران داشت. از آن پس، اعضای این حزب، سرپرستی بعضی از حیاتی‌ترین نهادهای کشور را به دست گرفتند. به همین سبب حزب جمهوری اسلامی، از همان ابتدا، مورد عناد و مخالفت نیروهای معارض نظام و انقلاب اسلامی قرار گرفت. بنی‌صدر که روزنامهٔ «انقلاب اسلامی» را منتشر می‌کرد و جمعی را در اطراف خود گردآورده بود، از همان آغاز، به ضدیّت آشکار با این حزب پرداخت.

ابوالحسن بنی صدر

 

پس از انتخاب شدن بنی‌صدر به ریاست‌جمهوری، این مخالفت وارد مرحلهٔ جدیدی شد؛ زیرا در اسفند ماه همان سال انتخابات مجلس شورای اسلامی برگزار شد و حزب جمهوری اسلامی و نیروهای طرفدار امام و انقلاب اسلامی، توانستند اکثریت قاطع کرسی‌های مجلس را به‌دست آورند. در نتیجه، مواضع اصلی قدرت، میان این دو گروه تقسیم شد و رقابت آشکار آنها، در جریان انتخاب نخست وزیر و اعضای کابینه، به مرحله ای دشوار و همراه با کشمکش رسید.

ریشهٔ اصلی اختلاف‌ها، همان مسائلی بود که نیروهای اصولگرا و انقلابی با لیبرال‌ها داشتند. بنابراین، رفته‌رفته جریان‌های سیاسی به دو جناح کلی تقسیم شدند: نیروهای انقلابی و مدافع اسلام و نیروهای مخالف این جریان شامل لیبرال‌ها و نیروهای چپ. گروه دوم به تدریج با حمایت بنی‌صدر شروع به فعّالیت و جوسازی و اخلال کردند. در این میان، رسانه‌های تبلیغی غربی نیز، با ایجاد جوّ تبلیغاتی مسموم، به حمایت از بنی صدر و طرف دارانش پرداختند.

انتخاب نخست‌وزیر و اوج‌گیری اختلاف‌ها

نخستین مرحلهٔ اختلاف بین دو جریان مورد اشاره، در انتخاب نخست‌وزیر شدّت گرفت. طبق قانون اساسی (اوّلیه و قبل از بازنگری)، رئیس جمهور بایستی فردی را جهت تصدّی سمت نخست‌وزیری به مجلس شورای اسلامی معرفی کند و پس از رأی اعتماد نمایندگان مجلس، منصب او رسمیت و اعتبار می‌یافت. بنی‌صدر و گروهک‌های پشتیبان او برای تحمیل کردن فرد موردنظر خود به مجلس، اقدام به هیاهو و جوسازی گسترده کردند، امّا به‌دلیل ایستادگی نمایندگان مجلس، سرانجام رئیس جمهور مجبور شد، محمّدعلی رجایی را که مورد اعتماد مجلس بود معرفی کند و با رأی قاطع نمایندگان، رجایی نخست‌وزیر شد.

انقلاب فرهنگی

در این دورهٔ بحران‌زده، دانشگاه‌ها محل مجادلات و درگیری‌های سیاسی شده بود زیرا گروه‌های سیاسی، کلاس‌های درس دانشگاه‌ها و حتّی برخی از دبیرستان‌های بزرگ را به دفترهای گروهی خود تبدیل کرده بودند. ضمن نگهداری اسلحه و وسایل و تجهیزات نظامی در آنها، تشنج آفرینی‌های خیابانی و آشوب را در اقصا نقاط کشور هدایت می‌کردند. به همین دلیل در اردیبهشت سال 1359، شورای انقلاب، به پیشنهاد دانشجویان مسلمان، دانشگاه‌ها را موقّتاً تعطیل کرد تا به مدیریت آنها نظم و سازماندهی بدهد. در تاریخ انقلاب، پاک‌سازی گروه‌های مُعاند که در مراکز دانشگاهی نفوذ کرده بودند و همچنین ایجاد تحوّل در درس‌های آموزش عالی، با عنوان «انقلاب فرهنگی» شناخته می‌شود.

برکناری بنی‌صدر

در 31 شهریور 1359، توطئه‌ای سنگین‌تر از اختلاف‌های داخلی، یعنی جنگ تحمیلی، با حملهٔ عراق به ایران آغاز شد. این کشمکش‌ها، بر روحیهٔ رزمندگان اسلام در جبهه‌ها تأثیری مخرّب نهاده بود. بنی‌صدر که فرماندهی کلّ قوا را نیز بر عهده داشت، سبب بسیاری از ناهماهنگی‌ها در جنگ بود، که در درس آینده، با آنها بیشتر آشنا خواهید شد.

وقتی اختلاف‌ها به مرحله‌ای رسید که امکانی برای اصلاح باقی نماند، و اساس اسلام و انقلاب در خطر قرار گرفت، امام در بیستم خرداد 1360، طی حکمی، بنی‌صدر را از فرماندهی کلّ‌قوا عزل کرد.

به‌دلیل کج‌رَوی و احساس مسئولیت نکردن بنی‌صدر در شرایط حسّاس و خطیر کشور، مجلس شورای اسلامی، مطابق قانون اساسی، با اکثریت آرا به عدم صلاحیت بنی‌صدر برای ادامهٔ مسئولیت ریاست جمهوری رأی داد. این رأی به تأیید امام نیز رسید و با پشتیبانی قاطبهٔ مردم ایران روبه‌رو شد. پس از این رویداد تاریخی، مردم همان‌گونه که هنگام فرارشاه از ایران شادمان بودند، به خیابان‌ها ریختند و ابراز شادی کردند.

ترور شخصیت‌های طراز اوّل کشور

ترور رهبران نهضت‌های ضدّ استعماری و استقلال‌طلبانه، در تاریخ معاصر جهان سابقه‌ای طولانی دارد و یکی از شناخته شده‌ترین شیوه‌های خشونت‌آمیز برای مهار انقلاب‌ها به‌شمار می‌رود. این شیوه زمانی به‌کار می‌رود که راه‌های دیگر برای به سازش کشیدن رهبران انقلاب اثربخش نباشند. در انقلاب اسلامی ایران، «ترور شخصیت»، از همان روزهای اوّل شکل گرفت.

ترور فیزیکی در فاصلهٔ کوتاهی از عمر انقلاب آغاز شد و دو مرحله داشت.

مرحلهٔ اوّل آن از ابتدای سال 1358 آغاز شد: در سوم اردیبهشت ماه 1358، تیمسار قرنی، اوّلین رئیس ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران را به شهادت رساندند. در شامگاه یازدهم اردیبهشت‌ماه همان سال، رئیس شورای انقلاب، علّامهٔ شهید، آیت‌الله مرتضی مطهّری، که پس از امام، دارای بالاترین موقعیت دینی، سیاسی و فرهنگی کشور بود و از نظر علمی نیز موقعیت بسیار ممتازی در میان علمای زمان خویش داشت و از نظریه‌پردازان بسیار ارزشمند انقلاب اسلامی به‌شمار می‌رفت، به شهادت رسید. استاد مطهّری از معماران و استوانه‌های فکری و فرهنگی انقلاب اسلامی بود که منشأ خدمات ارزشمندی برای اسلام و ایران شد. در چهارم شهریور همین سال، حاج مهدی عراقی، یکی از چهره‌های شاخص انقلابی، و فرزندش به شهادت رسیدند. مدتی بعد، آیت‌الله قاضی طباطبایی در تبریز، و در آذرماه، دکتر محمّد مفتح، استاد دانشگاه الهیات تهران و یکی از علمای برجستهٔ انقلابی، به شهادت رسیدند. این ترورها عمدتاً توسط گروهک چپ التقاطی «فُرقان» انجام می‌گرفت. با دستگیری اعضای اصلی فرقان در دی ماه 1358، این مرحله از ترورها خاتمه یافت.

شهید دکتر محمّد مفتح

مرحلهٔ دوم ترور، ابعادی وسیع‌تر داشت. بسیاری از ترورها، توسّط سازمان مجاهدین خلق انجام گرفت و در فاصله‌ای کوتاه، عدّه‌ای قابل توجّه از برجسته‌ترین مسئولان و شخصیت‌های مملکتی به شهادت رسیدند. این حرکت که به نوعی به کودتا شباهت داشت، پس از عزل بنی‌صدر از ریاست جمهوری آغاز شد. واضح بود که دشمنان داخلی و خارجی انقلاب اسلامی، در اثر از دست دادن تکیه‌گاه اصلی خود (بنی‌صدر)، این شیوهٔ خشونت آمیز را در پیش گرفته بودند. اوّلین ترور، در ششم تیرماه 1360، یعنی شش روز پس از عزل بنی‌صدر، متوجّه آیت‌الله سیّد علی خامنه‌ای شد و او را به شدّت مجروح ساخت. روز بعد از این حادثه یعنی در هفتم تیرماه بر اثر انفجار بمب در محل دفتر حزب جمهوری اسلامی، بیش از هفتاد نفر از نمایندگان مجلس، وزیران و دولتمردان انقلابی که نقشی برجسته در تدوین قانون اساسی و هدایت انقلاب در مسیر اصلی خویش ایفا کرده بودند، به شهادت رسیدند. دکتر بهشتی، رئیس دیوان عالی کشور، در رأس این گروه قرار داشت.

این اقدام به تنهایی می‌توانست نظام اسلامی را به سقوط بکشاند. در تاریخ ترورهای جهان معاصر، چنین واقعه‌ای کم‌نظیر است، امّا قدرت رهبری امام و نقش برجستهٔ مردم، دو عامل اصلی حفظ نظام در گرداب این حادثهٔ سهمناک بودند. بی‌تردید برای مردم ایران، تحمل چنین حادثهٔ سهمگینی جز در سایهٔ برخورداری از فرهنگ اسلامی و تأسی به سرور شهیدان، امام حسین (ع) که روز عاشورا 72 تن از یارانش شربت شهادت نوشیدند، امکان‌پذیر نبود. از آن پس، در پی هر ترور، تروری دیگر انجام می‌شد و یاران انقلاب، یکی پس از دیگری به شهادت می‌رسیدند. با وجود این، مردم و مسئولان حکومت با صبر و استواری و شجاعت، حضور خود را در صحنه ادامه دادند. به‌دنبال بمب‌گذاری سازمان مجاهدین خلق در محلّ تشکیل هیئت دولت در هشتم شهریور 1360، آقایان رجایی و دکتر باهنر، رئیس جمهور و نخست‌وزیر، به شهادت رسیدند.

پس از این حادثه، سران ضدّ انقلاب در خارج از کشور اظهار امیدواری کردند که به زودی بتوانند به ایران برگردند و حکومت دلخواه خود را برسر کار آورند. بنی‌صدر طیّ پیامی از ارتشیان خواست تا به افسران فراری خارج از کشور بپیوندند. امّا این قتل‌های ناجوانمردانه، مردم را در عزم خویش استوارتر می‌ساخت. ترورهای پی‌درپی منافقین، تنها شخصیت‌های بلندپایهٔ کشور را دربر نمی‌گرفت، آنها فقط در عرض یک ماه، 370 نفر زن، مرد و حتی کودک را آماج حملات خود قرار دادند. برای ایجاد رعب و وحشت، بسیاری از ترورها مقابل چشمان سایر اعضای خانواده انجام می‌شد. تروریست‌ها حتّی در مساجد و کانون‌های دینی و مصلاهای نماز جمعه، به انفجار بمب و ترور ائمهٔ جمعه و جماعات اقدام می‌کردند. شهدای محراب، آیت‌الله سیدعبدالحسین دستغیب در شیراز، آیت‌الله مدنی در تبریز، آیت‌الله صدوقی در یزد، آیت‌الله اشرفی اصفهانی در کرمانشاه و حجت الاسلام هاشمی‌نژاد، دانشمند و روحانی مؤثر مشهد، از این جمله بودند. ترور این دانشمندان و حتی عالمانی از روحانیان اهل سنت، نشانگر این بود که دشمنان انقلاب بیش از هر چیز، از اندیشهٔ متفکّران اسلامی بیمناک‌اند.

شهید آیت‌اللّه دستغیب

در یک جمع‌بندی کلّی، دشمنان انقلاب با حمایت آمریکا برای به سقوط کشاندن انقلاب اسلامی، به اقدام‌های زیر دست زدند:

1- تقویت و تشویق گروهک‌های ضدّ انقلاب که جوّ سیاسی - اجتماعی کشور را کاملاً آشفته و بحرانی ساخته بودند.

2- به‌وجود آوردن آشوب‌های استانی در قالب حرکت‌های قومی؛ سران آشوب‌ها با گروهک‌ها به یکدیگر مرتبط بودند و آشوب سراسری را همچون زنجیره‌ای به‌هم وصل می‌کردند.

3- ایجاد اختلاف در ارکان اصلی نظام.

4- ترور شخصیت‌های برجستهٔ انقلاب؛ گسترهٔ این توطئه بسیار وسیع بود و مردم پیوسته نظاره‌گر شهادت افراد صاحب‌نام انقلاب بودند.

5- جوسازی و ایجاد جنگ روانی، و ایجاد رعب و وحشت بین مردم همراه با تبلیغ‌های وسیع از شبکه‌های سراسری خبری و مطبوعاتی.

6- حملهٔ نظامی آمریکا به ایران؛ زمامداران آمریکا پس از تسخیر سفارت این کشور در تهران، برای رهایی از این بحران و نمایش اقتدار خود، تصمیم گرفتند به بهانهٔ نجات گروگان‌ها به عملیات تلافی جویانه‌ای دست بزنند. این عملیات که با 90 کماندو از میان نیروهای مختلف آمریکایی، با هشت چرخ‌بال نیروی دریایی و شش هواپیما انجام شد، از ماه‌ها پیش طراحی شده بود و پس از آزمایش‌های طولانی به اجرا درآمد.

طبق محاسبات نظامی آمریکا، عملیات با دقتّ فراوان محاسبه شده بود. حتّی براساس پیش‌بینی‌های علمی ادارهٔ هواشناسی آمریکا، در شب عملیات، هوای کویر ایران مهتابی بود. مهاجمان وارد حریم هوایی ایران شدند و در کویر «طبس» درتاریکی شب فرود آمدند و طبق برنامهٔ از پیش تعیین شده، چرخ‌بال‌ها و هواپیماها برای اجرای مرحلهٔ بعدی عملیات اقدام به سوخت‌گیری کردند. یکی از چرخ‌بال‌ها دچار نقص فنّی شد. فرمانده عملیات تصمیم گرفت وضعیت را به کاخ سفید گزارش دهد. امّا برای هرگونه تصمیم دیگر، زمان کافی نداشت، زیرا توفان شن آغاز شده و آنها را دچار حیرت کرده بود. در اثر برخورد یک هواپیما با یک چرخ‌بال، هردو منهدم شدند و هشت تن از متجاوزان در آتش سوختند و سایرین فوراً منطقه را ترک کردند. تنها لطف الهی و امداد غیبی بود که توانست ایران را از تهاجم و توطئه‌ای حتمی نجات دهد.

7- طراحی کودتا؛ پس از ناکامی در حملهٔ نظامی به ایران، دشمنان انقلاب تصمیم به اجرای کودتا گرفتند تا از طریق اشغال و یا بمباران مراکز مهمّ کشور، از جمله قم، تهران و اقامتگاه امام، تکلیف انقلاب را یکسره کنند. عاملان این کودتا که به «کودتای نُوژه» معروف است، بنا بود در بیستم تیرماه از 1359 پایگاه هوایی شهید نوژهٔ همدان، عملیات خود را آغاز کنند و با ساقط کردن نظام، حکومتی به اصطلاح سوسیال - دمکرات را در ایران برقرار سازند. کودتاچیان برنامه‌های خود را با سازمان «سیا» نیز هماهنگ ساخته بودند و به آنان در مورد حفظ بنی‌صدر نیز توصیه شده بود. ولی این کودتا نیز با نفوذ نیروهای مؤمن و وطن‌خواه انقلاب در درون کودتاچیان، هوشیاری نظام نوپای انقلابی و از همه بالاتر لطف الهی، شکست خورد و کودتاچیان دستگیر شدند و به سزای خود رسیدند.

8- مخالفت با دستیابی ایران به فنّاوری هسته‌ای صلح‌آمیز؛ یکی از دسیسه‌های آمریکا و برخی کشورهای استعماری بر ضدّ انقلاب اسلامی، تلاش برای جلوگیری از دست یافتن ایران به دانش هسته‌ای صلح‌آمیز در سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی بوده است. این کشورها می‌خواهند دانشِ ارزشمند هسته‌ای در انحصار کامل خودشان باشد و دیگر کشورها به آن دسترسی نداشته باشند. به‌همین دلیل، با وجود عضویت ایران در معاهدهٔ منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (ان. پی. تی) و نظارت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بر فعّالیت‌های هسته‌ای ایران، آمریکا و هم‌پیمانانش برای توقّف و تعطیلی برنامه‌های هسته‌ای صلح‌آمیز ایران کوشش کرده‌اند. این در حالی است که آمریکا چند هزار بمب اتمی در اختیار دارد و در اواخر جنگ جهانی دوم با بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی، هزاران انسان بی‌گناه را به کام مرگ کشاند.

پرسش‌های نمونه (صفحه 210 کتاب درسی)

 

1- در دورهٔ ریاست جمهوری بنی‌صدر، بین جریان اصولگرا (انقلابی و حزب‌الله) و جریان لیبرال و چپ، چه اختلاف‌هایی بروز کرد؟
- اختلاف در انتخابات مجلس شورای اسلامی؛
- اختلاف درانتخاب نخست‌وزیر.

2- سه مورد از مهم‌ترین اقدامات تروریستی سازمان مجاهدین خلق را در سال 1360 بنویسید.
آیت‌الله سید علی خامنه‌ای به‌شدت مجروح شد. دکتربهشتی، محمدعلی رجایی و دکترمحمد جواد باهنر، آیت‌الله سید عبدالحسین دستغیب، آیت‌الله صدوقی، آیت‌الله اشرفی اصفهانی و حجت الاسلام هاشمی‌نژاد به شهادت رسیدند.

3- انقلاب فرهنگی در چه شرایطی و با چه هدفی انجام شد؟
در شرایطی که دانشگاه‌ها محلّ مجادلات و درگیری‌های سیاسی شده بود. زیرا گروه‌های سیاسی، کلاس‌های درس دانشگاه‌ها و حتّی برخی از دبیرستان‌های بزرگ را به دفترهای گروهی خود تبدیل کرده بودند.
هدف: الف) پاکسازی گروه‌های معاند که در مراکز دانشگاهی نفوذ کرده بودند. ب)‌ ایجاد تحول دردرس‌های آموزش عالی.

4- بنی‌صدر چرا و چگونه از ریاست جمهوری عزل شد؟
به علت کجروی و عدم مسئولیت او در شرایط حساس و خطیرکشور، مجلس شورای اسلامی طبق قانون اساسی با اکثریت آرا به عدم صلاحیت بنی‌صدر رای داد. این رای به تایید امام رسید.

5- علّت مخالفت دولت آمریکا و برخی کشورهای استعماری با برنامه ی هسته‌ای صلح آمیز ایران چیست؟
آمریکا و برخی کشورهای استعماری می‌خواهند دانش هسته‌ای در انحصارخود آنان باشد و دیگر کشورها به آن دسترسی نداشته باشند.

اندیشه و جست وجو (صفحه ی 210 کتاب درسی)

 

در مورد آزادی گروگان‌های آمریکایی مطلبی تهیّه کنید.

درس 23: اولین دورۀ ریاست جمهوری