درسنامه آموزشی تاریخ معاصر ایران کلاس یازدهم
درس 22: دولت موقت مهندس مهدى بازرگان
مهندس مهدی بازرگان که در پانزدهم بهمن ماه 1357 به پیشنهاد شورای انقلاب، از طرف امام خمینی به نخستوزیری منصوب شده بود، با استقرار در ساختمان نخستوزیری، کار خود را آغاز کرد. امام خمینی در حکم خود، علاوه بر شرط «درنظر نگرفتن روابط حزبی و گروهی»، چهار وظیفه برای دولت موقّت تعیین کرد:
1- ادارهٔ امور مملکت
2- اجرای رفراندوم دربارهٔ تعیین نظام سیاسی کشور
3- تشکیل مجلس منتخبان مردم برای تدوین و تصویب قانون اساسی
4- برگزاری انتخابات مجلس نمایندگان ملّت، طبق قانون اساسی جدید
امام خمینی ضمن اعلام حمایت جدّی از مهندس بازرگان، دولت وی را دولتی «شرعی» معرفی کرد و از مردم خواست که از آن حمایت کنند. همزمان به فرمان امام خمینی، تمامی اعتصابها شکسته شد و همه به سر کار خود بازگشتند و عصری جدید از کار و تلاش و سازندگی آغاز شد.
مهندس بازرگان در بیست و پنجم بهمن 1357 کابینهٔ خود را که تقریباً همگی از اعضا یا طرفداران نهضت آزادی و جبههٔ ملّی بودند، معرفی کرد.
برگزاری همهپرسی تعیین نظام سیاسی ایران
با آنکه مردم ایران در «تظاهرات» چند میلیونی خود، با شعارهای «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» مدل نظام سیاسی آیندهٔ کشور را تعیین کرده بودند، امام خمینی مصمّم بود که با انجام یک همهپرسیِ ملّی، در همان روزهای اول انقلاب، نوع حکومت جدید ایران را مشخّص و تثبیت کند.
با برگزاری همهپرسی اکثریت 98/2% کلیهٔ کسانی که حق رأی داشتند، به «جمهوری اسلامی» رأی دادند.
تدوین و تصویب قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران
پس از تعیین جمهوری اسلامی بهعنوان نظام سیاسی کشور در 12 فروردین 1358، امام خمینی، طی فرمانی، از دولت موقّت خواستار برگزاری انتخابات برای تشکیل «مجلس خبرگان»، و تدوین و تصویب قانون اساسی شد. این مجلس با انتخاب هفتاد و دو نماینده، توسّط مردم، در مرداد ماه 1358 تشکیل شد.
مجلس خبرگان، قانونهای اساسی کشورهای مختلف غربی و اسلامی را بررسی کرد و باتوجه به قانون اساسی سابق کشور و مبناهای فقهی و اسلامی، همچنین نظریات نمایندگان گروههای مختلف سیاسی و فکری، تدوین قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را آغاز کرد.
با جدّی شدن تصویب اصول مربوط به «ولایتفقیه»، مخالفتها با مجلس خبرگان از سوی مخالفان، بیشتر شد. امّا امام خمینی، مردم و نیروهای انقلابی، به دفاع از اصل مذکور پرداختند و آن را «ضدّ دیکتاتوری» و «مخالف استبداد» دانستند.
بر اساس قانون اساسی جدید، در اسفند 1358 شورای نگهبان تشکیل شد تا علاوه بر تشخیص عدم مغایرت و تعارض مصوّبات مجلس شورای اسلامی با احکام اسلام و قانون اساسی، بر انتخابات مجلس خبرگان رهبری، ریاستجمهوری و مجلس شورای اسلامی نظارت و از آرای مردم پاسداری کند.
تأسیس نهادهای انقلابی
بلافاصله پس از پیروزی انقلاب اسلامی، امام خمینی با درایت و تیزبینی کامل فرمان تشکیل نهادهای انقلابی را یکی پس از دیگری صادر کردند. بههمین منظور کمیتهٔ انقلاب اسلامی با هدف برقراری نظم و امنیت شکل گرفت. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و بسیج مستضعفان برای دفاع از کشور و ارزشهای انقلاب اسلامی بهوجود آمدند. بهمنظور سازندگی و رفع محرومیت از روستاها جهاد سازندگی تأسیس شد. همچنین کمیتهٔ امداد امام خمینی به قصد دستگیری از محرومان و نهضت سوادآموزی برای کاهش نرخ بالای بیسوادی در ایران، فعّالیت خود را آغاز کردند.
اوضاع داخلی کشور، در زمان دولت موقّت
هر چند دولت موقّت برآمده از شرایط انقلاب کشور ایران بود امّا اعضای آن قادر به بهرهبرداری از این شرایط نبودند. بیارادگی و ناتوانی در تبعیت از روش انقلابی امام خمینی، موجب شد بهتدریج بین دولت موقت و امام و یاران امام فاصله ایجاد شود. یکی از اعضای برجستهٔ دولت موقّت، اجرای احکام اسلام را غیرمفید اعلام کرد.
توطئههای آمریکا و گروهکهای تروریستی ضدّ انقلاب
با پیروزی انقلاب اسلامی ایران، آمریکا یکی از پایگاههای امن خود را در خاورمیانه که دهها هزار نفر از مستشارانش در آن مستقر بودند و از آن به نام «جزیرهٔ ثبات» نام برده میشد، از دست داد. آمریکا پیروزی انقلاب ایران را بزرگترین خطر برای خود تلقی میکرد و به توطئهچینی برای نابودی آن کمر بست. تضعیف، حذف و ترور اندیشمندان و متفکّران دینی، یاران امام که از ارکان اصلی انقلاب اسلامی، تلقّی میشدند، ایجاد گروههای سیاسی مخالف، حمایت از ساواکیها، ایجاد آشوب در استانها، حملهٔ نظامی به طبس، تحریم و محاصرهٔ اقتصادی، جنگ تبلیغاتی و شایعهپراکنی علیه انقلاب اسلامی، طراحی کودتا و جنگ تحمیلی هشت ساله، رئوس اصلی توطئههای آمریکا علیه ملّتِ به پاخاستهٔ ایران بود.
بهترین ابزار برای آمریکا، گروههای سیاسی مختلفی بودند که در سایهٔ قیام مردم و رهبری امام خمینی فرصت خودنمایی یافته بودند. آنان در حرکتهایشان چنان راه افراط در پیش گرفتند که خود را وارثان اصلی انقلاب قلمداد کردند. این گروهها، دولت موقّت و شورای انقلاب را که بهدستور امام خمینی تشکیل شده بود، به رسمیت نمیشناختند. در مقابل، با رواج شایعات دروغین، جامعه را به ورطهٔ تردیدهای بزرگ و فتنههای ویرانگر میکشاندند.
این گروهها، خواهان انجام سه تغییر عمده در جریان انقلاب بودند: تغییر در ترکیب شورای انقلاب، مسلّح کردن گروهکها و انحلال ارتش. برآورده شدن این سه خواسته، زمینه را برای تسلّط این گروهکها بر کشور، فراهم میساخت؛ زیرا از طریق نفوذ در شورای انقلاب که تصمیمهای اساسی را در آن شرایط حساس و بحرانزده میگرفت، آنها میتوانستند به عالیترین نهاد انقلاب دست پیدا کنند و با دریافت سلاح و انحلال ارتش نیز، به هدفهای خطرناک سیاسی خود دست مییافتند.
اصلیترین این گروهکها حزب خلق مسلمان، در آذربایجان شرقی، «حزب دمکرات کردستان»، «حزب خلق عرب»، در خوزستان و تشکّلهای مشابه در بلوچستان و ترکمن صحرا بودند.
توطئهٔ حزب خلق مسلمان در آذربایجان
حزب خلق مسلمان در تابستان 1358، همزمان با انتخابات مجلس خبرگان حمله به مراکز نظامی رسمی کشور را آغاز کرد. سردمداران حزب خلق مسلمان ابتدا تهدید کردند که انتخابات را تحریم خواهند کرد. پس از انجام انتخابات نیز به نتیجهٔ آن اعتراض کردند.
چون این گروهک تلاشهای علمای بزرگ تبریز از جمله شهید آیتالله مدنی را برای حفظ آرامش نادیده گرفت و به آشوب و اغتشاش ادامه داد، امام خمینی طیّ یک سخنرانی فعّالیت این حزب را قیام بر ضدّ اسلام و حکومت اسلامی برشمردند. بهدنبال سخنرانی امام و افشا شدن اسنادی در خصوص رابطهٔ سخنگوی حزب خلق مسلمان با آمریکا، مردم مسلمان آذربایجان با حضور حماسی در صحنه، کار این گروهک را یکسره کردند و به فعّالیتهای تفرقهافکنانه و فتنهجویانهٔ آن پایان دادند.
توطئهٔ دشمن در کردستان
بارزترین نمونهٔ آشوبهای منطقهای که توسّط عوامل استکبار، بهمنظور تجزیهٔ بخشی از میهن اسلامی طراحی شد، غائلهٔ کردستان بود. حزب دمکرات کردستان، مهمترین جریان سیاسی آغازگر این بحران بود که ریشهٔ آن، به جریانهای مارکسیستی دههٔ 1320 کشور میرسید. با پیروزی انقلاب اسلامی، این حزب نیز مجدّداً فعالیت سیاسی خود را آغاز کرد و کمونیستهای داخل و خارج، از آن پشتیبانی کردند. به فاصلهای اندک، حزب کومله نیز اعلام موجودیت کرد. به موازات این حزب، حزبها و گروههای دیگری نیز در کردستان شکل گرفت که ابتدا خواهان «خود مختاری» و سپس «استقلال» (تجزیهٔ) کردستان شدند.
از سوی دیگر، عوامل کشورهای غربی (در رأس همه آمریکا) و بلوک شرق (در رأس آنها شوروی سابق) و عاملهای آنان در منطقه مانند رژیم بعث عراق، با ارسال پول و اسلحه، به این غائلهها دامن میزدند. بنابراین، مسئله، تنها به چند گروه داخلی مربوط نمیشد. بلکه هدف، توطئهای بود که از آذربایجان در شمال غربی تا خوزستان و حتی مناطق مرکزی و مرزهای شرقی را دربر میگرفت. همزمان، دولت عراق نیز بر تحرکهای خود در منطقه میافزود و به این موضوع دامن میزد. همجواری کردستان با عراق، برای غائله آفرینان این امکان را فراهم میساخت که به هنگام احساس خطر، به داخل خاک آن کشور عقبنشینی کنند و تحت حمایت رژیم بعثی عراق قرار گیرند.
در کنار این عوامل، از همپاشیدگی ارتش، همزمان با سقوط سلسلهٔ پهلوی، و نوپایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، سبب شده بود که انقلاب اسلامی، نیروهای دفاعی منظّمی نداشته باشد. در نتیجه در کردستان، گروهکها، با اشغال مراکز نظامی، پادگانها، مقرّ لشکرها و واحدهای نظامی، امکانات و اسلحهٔ لازم برای غائلهآفرینی را به دست آوردند. حتّی اکثریت مردم وطن خواه کردستان نیز که زیر بار توطئههای آنها نمیرفتند، از خشونت آنها در امان نبودند و به جرم مخالفت با تجزیهطلبی و حفظ تمامیت ارضی ایران به شهادت رسیدند. مردم کردستان ایران نه تنها همواره مدافع دستاوردهای انقلاب اسلامی بوده و با عوامل ضدّ انقلاب به سختی مبارزه کردهاند، بلکه در تهاجم بعثیها به ایران، دفاع جانانهای از وطن خود کردند. در این زمینه، حتّی میتوان به تعلق خاطر کردهای سایر کشورهای منطقه به فرهنگ ایران و اسلام، و ایستادگی کردهای عراقی در برابر صدام حسین متجاوز به ایران اشاره کرد. کردها در این راه، از سوی رژیم بعثی، هم در عراق و هم در ایران، مورد وحشیانهترین جنایات جنگی قرار گرفتند. بمباران شیمیایی حلبچه در عراق و سردشت در ایران، ازجملهٔ جنایات رژیم بعث در مورد کردهای ایرانی و عراقی است.
از آنجا که اکثریت قریب به اتفاق مردم و علمای کردستان، اعم از شیعه و سنّی، حامی انقلاب اسلامی و حافظ تمامیّت ارضی ایران بودند، فتنههای تجزیهطلبانهای که ریشه در خارج از کشور داشت، نتوانست راه به جایی ببرد.
توطئهٔ دشمن در ترکمن صحرا
بلوای ترکمن صحرا، از فروردین 1358 آغاز شد و تا اواخر زمستان همان سال ادامه یافت. این آشوب، با سوء استفادهٔ آشوبگران از اختلافها و تفاوتهای مذهبی و قومی آغاز شد. اختلاف ناشی از عملکرد حکومت پهلوی و سیاستهای سوء آن در منطقه بر سر مالکیت زمینهای کشاورزی نیز، از دیگر عوامل مورد بهرهبرداری این گروهها بود.
این غائله، شرایط و وضعیتی عجیب در منطقه بهوجود آورد. چریکهای فدایی خلق که یک سازمان کمونیستی طرفدار شوروی بود، با تشکیل «ستاد خلق ترکمن»، دست به مصادرهٔ خودسرانهٔ زمینها و اموال در این منطقه زدند. این توطئه نیز با هوشمندی مردم منطقه و حضور نیروهای انقلابی خنثی شد.
توطئهٔ گروهکها در خوزستان و سیستان و بلوچستان
همزمان، گروهکی دیگر به نام «خلق عرب»، در خوزستان، با حمایت برخی کشورهای عربی؛ بهخصوص عراق، با نیروهای انقلابی درگیر، و به جنگ برخاسته بود. در سیستان و بلوچستان نیز گروهکی به نام «خلق بلوچ» حرکتهای تجزیه طلبانهای را آغاز کرده بود.
وجوه مشترک عمدهٔ این گروهها در چند عامل خلاصه میشد:
1- اغلب ماهیت چپ و مارکسیستی داشتند و یا بهظاهر چنان مینمودند.
2- هرکدام به یک یا چند قدرت خارجی منطقهای یا بینالمللی وابسته بودند.
3- از تفاوتهای مذهبی و قومی در جهت تفرقه افکنی و فتنهانگیزی سوء استفاده میکردند.
استعفای دولت موقت انقلاب
مهندس بازرگان به علتّ ملاقات محرمانه با برژینسکی مشاور امنیت ملّی کارتر که از آمرین مستقیم کشتار مردم ایران در زمان شاه بود، مورد اعتراض شدید گروههای سیاسی و انقلابیون واقع شده بود. از سوی دیگر ورود شاه به آمریکا و نگرانیهای فزاینده از مداخلات سفارت آمریکا در تهران موجب تسخیر سفارت آمریکا، توسّط گروهی از دانشجویان و به گروگان گرفتن اعضای سفارت در روز سیزدهم آبان ماه 1358 شد. مجموع این عوامل باعث شد بازرگان در چهاردهم آبان 1358 استعفا دهد. امام خمینی، نیز پس از قبول استعفای وی ادارهٔ کشور را به «شورای انقلاب» سپرد.
پرسشهای نمونه (صفحه 199 کتاب درسی)
1- امام خمینی چه وظایفی را به دولت موقّت محوّل کرد؟
الف) اداره امورکشور
ب) اجرای رفراندوم درباره تعیین نظام سیاسی کشور
پ) تشکیل مجلس منتخبان مردم برای تصویب قانون اساسی
ج) برگزاری انتخابات مجلس نمایندگان ملت طبق قانون اساسی جدید.
2- قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران چگونه تدوین و تصویب شد؟
مجلس خبرگان قوانین اساسی کشورهای مختلف غربی و اسلامی را مورد بررسی قرارداد و با توجه به قانون اساسی سابق کشور و مبانی فقهی و اسلامی و نظرات نمایندگان گروههای مختلف سیاسی و فکری، تدوین قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را آغازکرد.
3- مهمترین دسیسهها و توطئههای آمریکا را بر ضدّ انقلاب اسلامی برشمارید.
الف) تضعیف، حذف و تروراندیشمندان و متفکران دینی یاران امام؛
ب) ایجاد گروههای سیاسی مخالف؛
پ) حمایت ازساواکیها؛
ج) ایجاد آشوب دراستانها؛
چ) حمله نظامی به طبس
ح) تحریم و محاصره اقتصادی؛
خ) جنگ تبلیغاتی و شایعهپراکنی علیه انقلاب اسلامی؛
د) طراحی کودتا؛
ر) جنگ تحمیلی 8 ساله.
4- گروههای ضدّ انقلاب خواستار چه تغییراتی در انقلاب اسلامی بودند؟
الف) تغییردرشورای انقلاب؛
ب) دادن سلاح به گروهکها؛
پ) انحلال ارتش.
اندیشه و جستوجو (صفحه 199 کتاب درسی)
در مورد همکاریهای داوطلبانهٔ مردم با حکومت نوپای جمهوری اسلامی مطلبی تهیّه کنید (گفتوگو با بزرگترها، یکی از راههای انجام این تحقیق است).
