خانه
گاما

درسنامه آموزشی تاریخ معاصر ایران کلاس یازدهم

درس 6: دورهٔ دوم مشروطه (1288 - 1293 ش)

بازدید59/0 K
تاریخ بروزرسانی1400/12/21

دورهٔ دوم مشروطه یکی از برهه‌های مهمّ تاریخ معاصر ایران است. این دوره با فتح تهران به‌دست مشروطه‌خواهان آغاز شد و دارای دو ویژگی بارز بود:

1- اختلاف‌های شدید بین طرفداران مشروطه
2- مداخله‌های آشکار و سلطه‌گرانهٔ روس و انگلیس در سرنوشت ایران

قدرت گرفتن جریان جدید در انقلاب مشروطه و اختلاف‌های داخلی

پس از فتح تهران مجلسی فوق‌العاده، مرکب از سران و رؤسای مجاهدان، شاهزادگان، اعیان و وکلای سابق مجلس شورای ملّی، تشکیل شد و به اتفاق آرا، محمّدعلی شاه از سلطنت خلع، و پسر دوازده سالهٔ او، احمد میرزای ولیعهد، به مقام سلطنت برگزیده شد. چون احمدشاه به سن قانونی سلطنت نرسیده بود، شاهزاده عضدالملک، بزرگ‌خاندان قاجار، به‌عنوان «نایب‌السلطنه» انتخاب شد.

احمدشاه

پس از آنکه دولت جدید تشکیل شد و جمعی از مستبدّان و مرتجعان به وزارت و حکمرانی و سایر مقام‌های دولتی رسیدند، آتش خشم مشروطه خواهان تبریز شعله‌ور و ناخرسندی آنان علنی شد. افرادی نظیر ستارخان و باقرخان و جمعی دیگر از طرفداران مشروطه که برای نهضت فداکاری و مجاهدت کرده بودند، چون ملاحظه کردند که مستبدان دورهٔ استبداد و دشمنان دیروز مشروطه، دوباره زمامدار مملکت شدند، بسیار ناخشنود و معترض بودند.

آنان همچنین خواستار اخراج افراد تندروهای غرب‌گرا نظیر تقی‌زاده از مجلس بودند.

شهادت شیخ فضل‌الله نوری

با پیروزی مشروطه‌خواهان، انتظار می‌رفت دشمنان واقعی نهضت، مجازات شوند و کیفر ببینند امّا آنان که دستشان به خون آزادی‌خواهان آغشته بود، رها شدند و محمّدعلی شاه نیز، با حمایت روس و انگلیس، بدون محاکمه و حتی با پرداخت حقوق سالیانه راهی بندر اُِدسا در روسیه شد. آنگاه - همان‌گونه که اشاره شد - دشمنان نهضت، در صف اوّل آن قرار گرفتند و در زمامداری و حکومت، شریک شدند. تنها کسی که به پای میز محاکمه رفت و اعدام شد، شیخ فضل‌الله نوری، مجتهد طراز اول تهران بود که به دفاع از «مشروطهٔ مشروعه» و قانون اساسی بر پایهٔ ارزش‌های اسلامی، با مشروطهٔ اقتباس شده از غرب، مخالفت کرده بود.

در این هنگام، سفارت روسیه از ایشان خواست که به آنجا پناهنده شود، یا چند نفر سرباز روسی به منزلش بروند و او را در پناه خود بگیرند. شیخ فضل‌الله نوری هیچ‌یک از اینها را نپذیرفت و گفت: «در مقابل مشیت و ارادهٔ الهی، تسلیم صرف است».

همچنین، در پاسخ برخی از کسانی که به او پیشنهاد می‌کردند که به بیگانه پناهنده شود، اظهار داشت: «من راضی هستم که صد مرتبه زنده شوم و کشته شوم امّا پناهنده به اجنبی نشوم و بر خلاف امر شارع مقدس اسلام رفتاری نکرده باشم».

یپرم خان ارمنی که پس از پیروزی مشروطه‌خواهان، با فرصت‌طلبی مدارج ترقّی را به‌سرعت طی کرده بود، مأمور دستگیری شیخ فضل‌الله نوری شد. این عالم روحانی پس از یک محاکمهٔ فرمایشی، به شهادت رسید.

به‌نظر بسیاری از مورخان شهادت شیخ فضل‌الله نوری، یکی از فجیع‌ترین اعمال مشروطه‌خواهان بود. عدّه‌ای اعدام او را انتقام استعمار از روحانیت ایران برای جبران شکست در نهضت تحریم تنباکو و پیشگیری از تکرار مقاومت‌های مشابه آن می‌دانند.

تشدید اختلاف و درگیری میان مشروطه‌خواهان

به‌دنبال اعدام شیخ فضل‌الله نوری و تشکیل دومین دورهٔ مجلس‌شورای ملّی، اختلاف و درگیری میان مشروطه‌خواهان شدت گرفت. دو حزب «اعتدالیون» و «دمکرات» که اکثریت نمایندگان مجلس را تشکیل می‌دادند، شدیداً با یکدیگر رقابت فکری و سیاسی داشتند.

اعتدالیون مذهب را سدّی محکم در برابر ظلم و بی‌عدالتی می‌دانستند و اجرای شریعت را در دستور کار خود قرار داده بودند. سیّدمحمّد طباطبایی و سیّدعبدالله بهبهانی از اعضای سرشناس این حزب بودند.

دمکرات‌ها به رهبری سیّدحسن تقی‌زاده بر جدایی دین از سیاست تأکید می‌ورزیدند تا مشروطه را از جنبه‌های دینی تهی کنند و نهضت را از آرمان‌های اصیل آن دور سازند.

با شدّت گرفتن درگیری‌های سیاسی، به‌تدریج، جوّ وحشت و ترور بر جامعه حاکم گردید. نخست سیدعبدالله بهبهانی که نقشی مهم در رهبری نهضت مشروطه داشت، توسط دمکرات‌ها ترور شد. تقی‌زاده که متهم به دست‌داشتن در این ترور بود، از کشور گریخت و به اروپا رفت. به فاصله‌ای کوتاه، چند تن از دمکرات‌ها ترور شدند.

مجلس نوپای مشروطه و مداخلهٔ بیگانگان

طبق تصمیم دورهٔ دوم مجلس شورای ملّی، عدّه‌ای کارشناس از آمریکا برای اصلاح ادارهٔ دارایی و خزانه‌داری کل، یک فرانسوی برای دادگستری، و چند سوئدی برای ژاندارمری، استخدام شدند. مورگان شوستر آمریکایی، معروفترین چهره در بین آنان بود که با اختیارهای وسیعی که مجلس به او داد، شروع به انجام اصلاح‌هایی دامنه‌دار در امور مالی و گمرک‌ها کرد. این اقدام او که سبب منظم شدن دستگاه اقتصادی کشور می‌شد، روس و انگلیس را سخت عصبانی کرد. بنابراین، در سال 1290 ش روسیه، طی اخطاری به دولت ایران، تهدید کرد که اگر ظرف چهل و هشت ساعت به خواسته‌هایش عمل نشود، به اشغال ایران خواهد پرداخت. درخواست‌های روسیه به این شرح بود:

1- اقدام‌های مورگان شوستر متوقّف و او از ایران اخراج شود.
2- بدون موافقت روس و انگلیس، از استخدام اتباع خارجی در ایران، خودداری شود.
3- هزینهٔ نگهداری قوای روسیه در ایران را، دولت ایران پرداخت کند.

با به پایان رسیدن مهلت 48 ساعته، روسیه، بلافاصله، نیروهای خود را به داخل خاک ایران اعزام کرد. اخطار روسیه، بحرانی بزرگ در کشور ایجاد کرد. بین مجلس و دولت، بر سر پذیرفتن یا رد کردن آن، اختلاف افتاد. هیجان عمومی و احساسات مردمی، اوج گرفت.

مجلس اخطار روسیه را رد کرد ولی صمصام‌السلطنه، نخست‌وزیر، از ترس اشغال پایتخت، تسلیم شد و مجلس شورای ملّی را منحل کرد. بدین ترتیب سلطه‌جویی دولت‌های روس و انگلستان و دخالت‌های آنها در ادارهٔ کشور مانع از آن شد تا مجلس نوپای مشروطه بتواند برای سر و سامان دادن به اوضاع اداری، مالی و نظامی کشور اقدام مؤثری انجام دهد. به دنبال این اقدام، انبوه تظاهر کنندگان مردمی، به خصوص زنان، با شعار «یا مرگ یا استقلال» به مجلس حمله کردند. علمای مذهبی در ایران و عتبات عالیات، طی تلگراف‌هایی، مردم را به مقاومت دعوت کردند. آیت‌الله آخوند خراسانی، مرجع بزرگ شیعهٔ مقیم عراق، تصمیم گرفت به سوی ایران حرکت کند، تا مردم را برای مقاومت در برابر زورگویی بیگانه، بسیج کند. او همراه جمع انبوهی از عشیره‌های شیعهٔ عراق، آمادهٔ عزیمت به ایران شد اما در همان شب قبل از حرکت، به طرزی مشکوک، از دنیا رفت.

روس‌ها با استفاده از فرصت به‌دست آمده، کانون‌های مقاومت تبریز و مشهد را به سختی سرکوب کردند؛ مرقد مطهّر امام هشتم (ع) را به توپ بستند؛ از آذربایجان تا خراسان، نیروهای خود را مستقر ساختند و منطقهٔ زیر نفوذشان را طبق قرارداد 1907 اشغال کردند.

در این زمان، انگلیس نیز برای اشغال منطقهٔ زیر نفوذ خود، قوایی از هندوستان وارد جنوب ایران کرد. سرانجام نیز، در سال 1291 ش/ 1912 م این دو کشور سلطه‌گر، دولت ایران را مجبور کردند تا سیاست خود را با اصول قرارداد 1907 تطبیق دهد.

تاج‌گذاری احمدشاه

چند روز پس از آنکه احمدشاه قاجار تاجگذاری و مجلس شورای ملی دورهٔ سوم شروع به‌کار کرد، جنگ جهانی اول درگرفت؛ امّا شاه جوان و مجلس جدید نتوانستند ایران را از هجوم بیگانگان در امان نگاه دارند.

جنگ جهانی اول و اعلان بی‌طرفی

درسال 1914 م/ 1293 ش جنگ جهانی اوّل میان دولت‌های فرانسه، انگلستان و روسیه در مقابل آلمان و امپراتوری اتریش - مجارستان آغاز شد. ایران از نظر سیاسی و اقتصادی کشوری بحران‌زده و در اشغال نیروهای بیگانه بود و توان بهره‌برداری از شرایط جنگ را نداشت. رئیس‌الوزرای ایران یعنی مستوفی‌الممالک اعلان سیاست بی‌طرفی کرد ولی در این کار موفقیتی به‌دست نیاورد؛ زیرا موقعیت حساس ایران برای نیروهای درگیر جنگ مهم بود.

فکر کنید و پاسخ دهید (صفحه 69 کتاب درسی)

 

به نظر شما چرا دولت‌های روسیه و انگلیس به بی‌طرفی ایران در جنگ جهانی اوّل توجه نکردند؟

از اواسط سال 1294 ش روس و انگلیس (متّفقین) بر آلمان و عثمانی (متّحدین) در این منطقه چیره شدند و انگلیس با جلب موافقت روسیه، عبدالحسین میرزا فرمانفرا را که به‌طرفداری انگلیس شهرت داشت، به عنوان رئیس‌الوزرای ایران بر سر کار آورد و از این پس دولت ایران در برابر خواسته‌های ننگین و سلطه‌گرانهٔ روس و انگلیس تسلیم شد. چون دولت عثمانی همسایهٔ غربی ایران به متحدین پیوست، اهمیت کشور ما برای متّفقین دو چندان شد. به همین دلیل انگلستان و روسیه قرارداد سّری 1915 م را با هم امضا کردند. طبق این قرارداد دو منطقهٔ نفوذ در عهدنامهٔ 1907 ، به منطقهٔ اشغالی تبدیل شدند. روسیه منطقهٔ تحت نفوذ خود را اشغال کرد و در مقابل، دولت انگلستان نیز در سال 1916 م به تأسیس پلیس جنوب دست زد. فرماندهی پلیس جنوب به عهدهٔ سِر پرسی سایکس بود. او با استفاده از این قوای نظامی توانست، مقاومت دلیرانهٔ رئیس‌علی دلواری و عشایر تنگستانی را سرکوب کند.

در این دوران، دولت را به ظاهر شاه و مجلس تعیین می‌کردند، ولی در نهان توافق سفارت‌های روس و انگلیس شرط اصلی انتخاب نخست‌وزیر بود. در اکتبر 1917 م/ 1296 ش حکومت تزاری روسیه در مقابل انقلاب بلشویکی شکست خورد و روس‌ها خروج سربازان خود از ایران را آغاز کردند؛ بنابراین انگلیس یکّه‌تاز میدان سیاست ایران شد.

بدون تردید نهضت عدالت‌خواهی و مشروطه‌طلبی از نقاط عطف تاریخ اجتماعی - سیاسی ایران است که آثار ماندگاری از خود برجای گذاشت. این نهضت نتیجهٔ تجربیات طولانی مردم ایران در حفظ استقلال و سربلندی این کشور کهن بود. البته به‌دلیل مداخله‌های بیگانگان و عوامل وابسته به آنها انحرافاتی در این نهضت به‌وجود آمد.

یکی از مهم‌ترین عبرت‌های مشروطه، لزوم دشمن‌شناسی است. بی‌توجهی به خطر استعمار و نقش آن در انحراف حرکت عدالت‌خواهانه ملت ایران، باعث شد تا نهضت مردمی به پیشتازی مجتهدان، به‌جایی برسد که سلطنتِ به غایت استبدادی و وابسته‌تر پهلوی، بر ایران تحمیل شود.

 در درس‌های بعد با دخالت‌های انگلستان در ایران و قدرت یافتن رضاخان آشنا خواهید شد.

پرسش‌های نمونه (صفحه 73 کتاب درسی)

 

1) احمد شاه چگونه به سلطنت رسید؟
مجلس فوق‌العاده‌ای مرکب از روسای مجاهدان، شاهزادگان، اعیان و وکلای سابق مجلس شورای ملی تشکیل شد که به اتفاق آرا محمدعلی شاه را از سلطنت خلع و پسر 12ساله او احمد میرزا را به جانشینی برگزید.

2) سه نمونه از دخالت‌های روس و انگلیس در امور داخلی ایران را در دورهٔ دوم مشروطه بنویسید.
روس‌ها با استفاده از فرصت به‌دست آمده، کانون‌های مقاومت تبریز و مشهد را به سختی سرکوب کردند؛ مرقد مطهّر امام هشتم (ع) را به توپ بستند. از آذربایجان تا خراسان، نیروهای خود را مستقر ساختند و منطقه زیر نفوذشان را طبق قرارداد 1907 اشغال کردند. در این زمان، انگلیس نیز برای اشغال منطقه زیر نفوذ خود، قوایی از هندوستان وارد جنوب ایران کرد.

3) دولت روسیه در اخطاری که در سال 1290 ش به ایران داد، چه درخواست‌هایی مطرح کرد؟
الف) اقدامات مورگان شوستر متوقف و از ایران اخراج شود؛
ب) دولت ایران بدون موافقت روس و انگلیس ازاستخدام اتباع خارجی خودداری کند؛
پ) دولت ایران هزینه لشکرکشی قوای روسیه به ایران را بپردازد.

4) چرا نیروهای بیگانه در جنگ جهانی اول علی‌رغم اعلام سیاست بی‌طرف ایران، کشور ما را اشغال کردند؟
چون موقعیت حساس ایران برای نیروهای درگیرجنگ دارای اهمیت بود.

5. پیامد قرارداد 1915 م چه بود؟
روسیه منطقه تحت نفوذ خود را اشغال کرد و دولت انگلستان نیز درسال 1916 به تاسیس پلیس جنوب پرداخت.

اندیشه و جست‌وجو (صفحه 73 کتاب درسی)

 

1) در زمینهٔ مقاومت‌های مردمی در جنوب ایران در مقابل نیروهای انگلیسی در جنگ جهانی اول گزارشی تهیه کنید.

2) در مورد دولت موقّت ملی (دولت مهاجرین) که در زمان جنگ جهانی اوّل در کرمانشاه تشکیل شد، مطلبی تهیّه کنید.

3) علل اصلی ایجاد انحراف در نهضت مشروطه چه بود؟ و چه نتایجی درپی‌آورد؟

درس 6: دورۀ دوم مشروطه (1288-1293 ش)