خانه
گاما

درسنامه آموزشی علوم و فنون ادبی (1) کلاس دهم رشته ادبیات و علوم انسانی و معارف

درس 9: موازنه و ترصیع

بازدید33/8 K
تاریخ بروزرسانی1400/11/16

موازنه، تقابل سجع‌های متوازن یا متوازی در دو یا چند جمله است که به هم‌آهنگی آنها می‌انجامد.

به بیت زیر، توجّه کنید:

دل به امید روی او همدم جان نمی‌شود

جان به هوای کوی او خدمت تن نمی‌کند

حافظ

هر مصراع از بیت بالا، یک جمله است. کلمه‌های دو جمله را روبه‌روی هم نوشته و به هم ارتباط داده‌ایم. همان‌طور که می‌بینید، تمام کلمه‌های مقابل هم، به جز «کوی و روی» سجع متوازن‌اند. این تقابل سجع‌ها، افزایش دهندۀ موسیقی لفظی شعر است. آرایۀ موازنه در نثر نیز به کار می‌رود.

عبارت زیر را با هم می‌خوانیم:

در بدایت، بند و چاه بود، در نهایت تخت و گاه بود.

تفسیر سورۀ یوسف (ع)، احمد بن زید طوسی

این عبارت، دو جمله است. کلمه‌های جملۀ اوّل با قرینۀ خود در جملۀ دوم هم وزن‌اند؛ یعنی سجع دارند.

ترصیع، موازنه‌ای است که، همهٔ سجع‌های آن متوازی باشد؛ مانند:

ای منوّر به تو، نجوم جمال

ای مقرّر به تو، رسوم کمال

رشید وَطواط

سجع های پدیدآورندۀ این موازنه، یعنی «منوّر، مقرّر» و «نجوم، رسوم» و «جمال، کمال» با سجع‌های مثال‌های قبلی تفاوتی دارد؛ آیا این تفاوت را در می‌یابید؟ تمام سجع‌های این «موازنه»، متوازی‌اند؛ یعنی، علاوه بر هم‌وزنی، واج‌های پایانی آنها نیز یکسان است.

حال یک بار دیگر ابیاتی را که از نظر نحوۀ کاربرد سجع بررسی کردیم، بخوانید؛ موسیقی کدام یک، گوش نوازتر است؟ دربارۀ علّت آن توضیح دهید.

خودارزیابی (صفحهٔ 75 تا 76 کتاب درسی)

 

1) در کدام بیت‌ها، آرایهٔ موازنه به کار رفته است؟ دلیل خود را بنویسید.

گر عزم جفا داری، سر در رهت اندازم

ور راه وفا گیری، جان در قدمت ریزم

سعدی

ز گرز تو خورشید گریان شود

ز تیغ تو بهرام بریان شود

فردوسی

جفا پل بود، بر عاشق شکستی

وفا گل بود، بر دشمن فشاندی

خاقانی

همه شوری ونشاطی، همه عشقی وامیدی

همه سحری و فسونی، همه نازی و خرامی

شفیعی کدکنی

تیر بلای او را جز دل هدف نباشد

تیغ جفای او را جز جان سپر نباشد

خواجوی کرمانی

در بزم ز رخسار دو صد شمع برافروز

وز لعل شکربار، می و نقل فرو ریز

عراقی

پرواز به آنجا که نشاط است و امید است

پرواز به آنجا که سرودا ست و سرورا ست

فریدون مشیری

نظر تا کنی عرض نقل است و می

نفس تا کشی، حرف چنگا ست و نی

بیدل دهلوی

همه بیت‌ها به جز بیت‌های اول و ششم موازنه دارند زیرا همه واژه‌ها مقابل هم یا سجع متوازن یا متوازی‌اند.

2) در کدام یک از ابیات، شاعر از آرایۀ ترصیع، بهره برده است؟ دلیل انتخاب خود را بنویسید.

عالم همه عابدند و معبود یکی است

دنیا همه ساجدند و مسجود یکی است

فرخی یزدی

چرا ننهم؟ نهم دل بر خیالت

چرا ندهم؟ دهم جان در وصالت

خاقانی

چرا مطرب نمی‌خواند سرودی؟

چرا ساقی نمی‌گوید درودی؟

ابتهاج

راه وصل تو، راه پر آسیب

درد عشق تو، درد بی درمان

هاتف اصفهانی

ما ز بالاییم و بالا می‌رویم

ما ز دریاییم و دریا می‌رویم

مولوی

فقط بیت چهارم ترصیع دارد زیرا همه‌ی سجع‌های مقابل هم، متوازی هستند.

3) کدام بیت از نظر کاربرد «سجع»، ارزش موسیقایی بیشتری دارد؟

هم عقل دویده در رکابت

هم شرع خزیده در پناهت

جمال‌الدّین عبدالرّزاق اصفهانی

ما برون را ننگریم و قال را

ما درون را بنگریم و حال را

مولوی

بیت دوم زیرا همه سجع‌های این موازنه، متوازی‌اند؛ یعنی علاوه بر هم‌وزنی، واج‌های پایانی آن‌ها نیز یکسان است.

4) شاعر در ابیات زیر، برای بهره‌گیری از آرایۀ «سجع» چه شیوه‌ای را به‌کار گرفته است؟ توضیح دهید.

بهاری کز دو رخسارش، همی شمس و قمر خیزد

نگاری کز دو یاقوتش همی شهد و شکر ریزد

کلیله و دمنه

برگ بی برگی بود ما را نوال

مرگ بی مرگی بود ما را حلال

مولوی

ما چو ناییم و نوا در ما ز توست

ما چو کوهیم و صَدا در ما ز توست

مولوی

در بیت اول تقابل سجع‌های متوازن آرایه‌ی موازنه و در بیت دوم و سوم تقابل سجع‌های متوازی، آرایه‌ی ترصیع را ساخته است.

5) در تقطیع هجایی هر بیت زیر، چند هجای کشیده دیده می‌شود؟

هر که تأمّل نکند در جواب

بیشتر آید سخنش ناصواب

سعدی

چند پرسی ز من چیستم من

نیستم نیستم نیستم من

میرزا حبیب خراسانی

در بیت اول هجای دوم واژه‌ی «جواب» کشیده است (جَ/ واب) ولی چون پایان مصراع است هجای بلند حساب می‌شود، هجای اول واژه‌ی «بیش‌تر» (بیش/ تر)، هجای سوم «ناصواب» (نا/ ص‌َ/ واب) نیز کشیده است ولی چون پایان مصراع است، هجای بلند حساب می‌شود.

در بیت دوم نیز واژه‌ی «چند» و هجای اول واژه‌های «چیستم، نیستم» (چیس/ تم، نیس/ تم) کشیده هستند.

درس 9: موازنه و ترصیع