خانه
گاما

درسنامه آموزشی علوم و فنون ادبی (1) کلاس دهم رشته ادبیات و علوم انسانی و معارف

درس 3: واج آرایی، واژه آرایی

بازدید69/7 K
تاریخ بروزرسانی1400/11/22

در این درس دربارۀ بخشی از موسیقی کلام؛ گفت‌وگو خواهیم کرد که موضوع علم بدیع است. بدیع دو نمود لفظی و معنوی دارد. عواملی که موسیقی لفظی را پدید می‌آورند، بدیع لفظی می‌خوانیم. بدیع معنوی را در سال‌های آینده بررسی خواهیم کرد.

تکرار واج و واژه در زبان عادی، پسندیده نیست. امّا در زبان ادبی تکرار بر جاذبه، کشش و گو شنوازی سخن می‌افزاید.

شاعران و نویسندگان متون ادبی یا از تکرار واژه سود می‌برند و یا از تکرار واج یا آوا بهره می‌گیرند؛ گاهی کلّ عبارت یا جمله را هم تکرار می‌کنند.

واج آرایی: تکرار یک واج (صامت یا مصوّت) در سخن است؛ به‌گونه‌ای که بر موسیقی و تأثیر آن بیفزاید.

خیزید و خز آرید که هنگام خزان است

باد خنک از جانب خوارزم وزان است

منوچهری

در این بیت، تکرار کدام واج ها بر موسیقی و آهنگ کلام افزوده است؟

مصوّت بلند «ا» در بیت، هفت بار تکرار شده است. اگر به موسیقی و آهنگی که از بیت برمی‌خیزد، دقّت کنیم درمی‌یابیم که تکرار آگاهانۀ یک مصوّت تا چه اندازه در غنای موسیقی این بیت مؤثرّ بوده و به گوشنوازی آن کمک کرده است. در همین بیت، تکرار صامت‌های «خ» و «ز» در مصراع اوّل نیز به‌عنوان یک عامل ایجاد کنندۀ موسیقی لفظی در خور توجّه است.

پیش از اینت بیش از این، اندیشة عشّاق بود

مهرورزی تو با ما شهرۀ آفاق بود

حافظ

در مثال دوم، شاعر صامت «ش» را در پنج واژه آورده است؛ یعنی، بیش از هر صامت دیگری تکرار شده و همین امر بر موسیقی بیت و زیبایی آن افزوده است. این تکرار را «واج آرایی» گفته‌اند؛ زیرا آرایه‌ای است که از تکرار یک «واج» حاصل می‌شود.

خوابِ نوشینِ بامدادِ رحیل

باز دارد پیاده را ز سبیل

سعدی

در نمونۀ بالا، تمامی کلمات مصراع اوّل با مصوّت کوتاه «ــِـ» به هم پیوسته‌اند. تکرار  این مصوّت، بر موسیقی بیت افزوده است.

توجّه: واج آرایی صامت‌ها از مصوّت‌ها محسوس‌تر است.

به بیت‌های زیر توجّه کنید. در این نمونه‌ها، تکرار واژه بر تأثیر آهنگین بیت، افزوده است.

پس هستی من ز هستی اوست

تا هستم و هست، دارمش دوست

ایرج میرزا

ای دریغا، ای دریغا، ای دریغ

کانچنان ماهی نهان شد زیر میغ

مولوی

با من بودی، منَت نمی‌دانستم

تا من بودی، منت نمی‌دانستم

رفتم چه من ار میان، تو را دانستم

با من بودی، منت نمی‌دانستم

فیض کاشانی

ما را سری است با تو، که گر خلق روزگار

دشمن شوند و سر برود، هم بر آن سریم

سعدی

توجّه: آنچه در تکرار اهمّیت دارد، جنبۀ موسیقایی و آوایی سخن است نه شکل نوشتاری واژگان.

خودارزیابی (صفحهٔ 28 تا 30 کتاب درسی)

 

1) در بیت‌های زیر، نمونه‌های واج آرایی را بیابید.

سرو را بین بر سمـاع بلبـلان صبـح خیـز

همچو سرمستان به بستان، پای کوب و دست زن

خواجوی کرمانی

واج‌آرایی صامت‌های «س»، «ن»، «ت»

گو بهار دل و جان باش و خزان باش، ار نه

ای بسا باغ و بهاران که خزان من و توست

هوشنگ ابتهاج

واج‌آرایی صامت‌ «ن» و مصوّت بلند «آ»

سـر ارادت مـا و آستان حضـرت دوست

که هر چه بر سر ما می‌رود، ارادت اوست

حافظ

واج‌آرایی مصوّت‌ کوتاه «ــِـ» و صامت‌های «س»، «ر»

ای تکیه گاه و پناهِ / زیباترین لحظه‌های / پر عصمت و پر شکوه تنهایی و خلوت من! ای شطّ شیرین پر شوکت من!

(مهدی اخوان ثالث)

واج‌آرایی مصوّت‌ کوتاه «ــِـ» و صامت‌ «ش»

2) در اشعار زیر، آرایۀ تکرار (واژه آرایی) را بیابید.

عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست

من که یک امروز مهمان توام، فردا چرا؟

شهریار

واژه‌آرایی «امروز»، «فردا»

دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین

به علی شناختم من، به خدا قسم، خدا را

شهریار

خدا، علی

زمانه قرعۀ نو می‌زند به نام شما

خوشا شما که جهان می‌رود به کام شما

هوشنگ ابتهاج

واژه‌آرایی «شما»

گر تـو گرفتـارم کنی، مـن با گرفتاری خوشـم

ور خوار چون خارم کنی، ای گُل! بدان خواری خوشم

ابوالقاسم حالت

واژه‌آرایی «گرفتار»، «خوار»

گَرَم باز آمدی محبوب سیم اندام سنگین دل

گل از خارم برآوردی و خار از پای و پای از گل

سعدی

واژه‌آرایی «از»، «خار»، «پا»

بی عمر زنده‌ام من و این بس عجب مدار

روز فراق را که نهد در شمار عمر

حافظ

واژه‌آرایی «عمر»

پای استدلالیان چوبین بود

پای چوبین سخت بی تمکین بود

مولوی

واژه‌آرایی «پای»، «چوبین»

از ننگ چه پرسی که مرا نام ز ننگ است

وز نام چه پرسی که مرا ننگ ز نام اسـت

حافظ

واژه‌آرایی «نام»، «ننگ»، «چه»، «پرسی»

گر اظهـار پشیمانی کنـد گردون مشو ایمـن

تنها سر مویی ز سر موی تو دورم

صائب

واژه‌آرایی «پشیمانی»

یک عمر پریشانی دل، بسته به مویی است

تنها سر مویی ز سر موی تو دورم

قیصر امین پور

واژه‌آرایی «موی»، «سر»

هر کجا دردی است درمانیش هست

درد عشق است آنکه درمانیش نیست

سلمان ساوجی

واژه‌آرایی «درد»، «درمان»، «است»

3- غزلی از دیوان حافظ بیابید که نمونۀ مناسبی برای کاربرد واج آرایی و واژه آرایی باشد؛ سپس مشخّص کنید، کدام واج‌ها و واژه‌ها در ایجاد این آرایه‌ها، مؤثّر هستند.

خواب آن نرگس فتّان تو بی‌چیزی نیست

تاب آن زلف پریشان تو بی‌چیزی نیست

از لبت شیر روان بود که من می‌گفتم

این شکر گرد نمکدان تو بی‌چیزی نیست

جان درازی تو بادا که یقین می‌دانم

در کمان ناوک مژگان تو بی‌چیزی نیست

مبتلایی به غم محنت و اندوه فراق

ای دل این ناله و افغان تو بی‌چیزی نیست

دوش باد از سرِ و کویش به گلستان بگذشت

ای گل این چاک گریبان تو بی‌چیزی نیست

درد عشق ار چه دل از خلق نهان می‌دارد

حافظ این دیدهٔ گریان تو بی‌چیزی نیست

واژه‌آرایی «تو»، «بی‌چیزی» و «نیست» در تمام ابیات و «گل» در بیت 5

درس 3: واج آرایی، واژه آرایی