خانه
گاما

پیوسته یا جدانویسی املای کلمات در زبان فارسی

دسته بندی:مقالات
بروزرسانی شده در:1403/03/30
تعداد بازدید8/9 K
پیوسته یا جدانویسی املای کلمات در زبان فارسی

نکات املایی:

  • در املای فارسی، به کلماتی که در آنها یکی از حروف شش‌گانه زیر وجود دارد، "کلمات دارای اهمیت املایی" می‌گوییم:

    • الف، ع (مانند: ائتلاف - اعتلا)
    • ت، ط (مانند: حیات - حیاط)
    • ث، س، ص (مانند: ثور - سور - صور)
    • ح، ه (مانند: حجر - هجر)
    • ذ، ز، ض، ظ (مانند: ذلت - زلت - ضلالت - ظلمت)
    • غ، ق (مانند: غالب - قالب)
  • هنگام نوشتن کلمات، باید شکل درست آنها را انتخاب کنیم.

نکاتی دربارۀ پیوسته یا جدانویسی:

  • موارد زیر جدا یا گسسته نوشته می‌شوند:
    • "را" نشانۀ مفعول (مثال: کسی را دیدم)
    • "ای" نشانۀ منادا (مثال: ای خدا!)
    • "می" مضارع اخباری (مثال: می‌رود) و گذشتۀ استمراری (مثال: می‌رفت)
    • "این و آن" جدا از جزء و واژۀ پس از خود نوشته می‌شوند (مثال: این کار) مگر در موارد زیر:
      • آنچه، آنکه، اینکه، اینجا، آنجا
    • "چه" جدا از واژۀ پس از خود نوشته می‌شود (مثال: چه کار می‌کنی؟) مگر در موارد زیر:
      • چرا، چگونه، چقدر، چطور
    • "تر - ترین" جدا از واژۀ پیش از خود نوشته می‌شوند (مثال: جالب‌تر، جالب‌ترین) مگر در موارد زیر:
      • بهتر، مهتر، کهتر، بیشتر، کمتر
    • "بی" جدا از واژۀ پس از خود نوشته می‌شود مگر در موارد زیر:
      • بیهوده، بینوا، بیچاره
    • "هیچ" همیشه جدا نوشته می‌شود (مثال: هیچ کس)

کسرۀ اضافه:

  • نشانۀ کسره (ـِ) در خط آورده نمی‌شود (مثال: راه درست، دانش نوین).
  • در برخی واژه‌ها مانند "پرتو" و "رهرو" در حالت مضاف، گاهی با صامت میانجی "ی" می‌آید (مثال: پرتوی آفتاب) و گاهی بدون آن (مثال: پرتِوِ آفتاب). آوردن یا نیاوردن "ی" در نوشتار به تلفظ بستگی دارد.
  • برای واژه‌های مختوم به "ه" غیرملفوظ در حالت مضاف از نشانۀ "ء" کمک می‌گیریم (مثال: خانۀ من، نامۀ او).
  • "ی" در واژه‌هایی مانند "عیسی" و "موسی" در اضافه به واژۀ پس از خود به "الف" تبدیل می‌شود (مثال: عیسای مسیح، موسای کلیم).

همزه (ء):

  • اگر حرف پیش از همزۀ میانی مفتوح (ـَ) باشد، روی کرسی "ا" نوشته می‌شود (مثال: رأفت، تأسف، شأن).
  • اگر حرف پیش از همزۀ میانی مضموم (ـُ) باشد، روی کرسی "و" نوشته می‌شود (مثال: رؤیا، مؤسسه).
  • اگر حرف پیش از همزه ساکن (ـْ) یا یکی از مصوت‌های بلند "ا" و "و" و "ی" باشد، بدون کرسی نوشته می‌شود (مثال: جزء، شیء، ماء).

نکاتی دربارۀ نگارش برخی واژه‌ها:

  • واژه‌هایی مانند "املاء، انشاء، اعضاء، ابتدا، شهداء" را در زبان فارسی به این صورت می‌نویسیم: املا، انشا، اعضا، ابتدا، شهدا.

نکاتی دربارۀ "بـ"، "نـ"، "مـ":

  • در هنگام افزودن این حروف بر سر فعل‌هایی که با "اَ" یا "اُ" آغاز می‌شوند، "الف" را حذف می‌کنیم و به جای آن "یـ" میانجی می‌آوریم (مثال: می‌انداز، می‌افتد، می‌انداز).

ترکیبات با املای "ذ":

فاصله‌گذاری: ایجاد فاصله بین کلمات، عبارات یا پاراگراف‌ها.

علامت گذاری‌: استفاده از علائم نگارشی مانند نقطه، ویرگول، کاما و ... برای مشخص کردن ساختار جمله و معنی متن.

قیمت‌گذاری: تعیین قیمت برای کالا یا خدمات.

قانون‌گذاری: وضع قوانین برای اداره جامعه.

سرمایه‌گذاری: تخصیص پول یا دارایی به منظور کسب سود یا منافع در آینده

نام‌گذاری: انتخاب نام برای افراد، مکان‌ها یا اشیاء.

نقطه‌گذاری: استفاده از نقطه برای پایان جمله.

واگذاری: انتقال مالکیت یا مسئولیت چیزی به شخص یا سازمان دیگر.

هدف‌گذاری: تعیین اهداف و برنامه‌ریزی برای رسیدن به آنها.

نشانه‌گذاری: استفاده از علائم برای مشخص کردن مسیر، مکان یا هشدار دادن.

سپرده‌گذاری: قرار دادن پول در بانک یا موسسه مالی.

رمزگذاری: تبدیل اطلاعات به صورت رمز برای حفظ امنیت.

جدول‌گذاری: ایجاد جدول برای سازماندهی اطلاعات.

گرو گذاری: گرفتن چیزی به عنوان ضمانت برای انجام تعهد.

شماره گذاری: تعیین شماره برای افراد، اشیاء یا صفحات.

ترکیبات با املای "ز":

برگزاری: انجام دادن یک مراسم یا رویداد.

سپاس‌گزاری: قدردانی و تشکر کردن.

حج‌گزاری: انجام دادن و به جا آورد حج.

خبرگزاری: جمع‌آوری و انتشار اخبار.

خواب‌گزاری: تعبیر کردن خواب کسی.

خدمت‌گزاری: انجام دادن کار برای دیگران.

شکرگزاری: ابراز شکر و سپاس.

نماز‌گزاری: خواندن نماز.

گله‌گزاری: شکایت کردن.

مختصات نقطه؛ جفت مرتب (x,y) که مکان یک نقطه را روی صفحه مشخص می‌کند
کپسول آموزشی

مختصات نقطه؛ جفت مرتب (x,y) که مکان یک نقطه را روی صفحه مشخص می‌کند

نقاط قرینه روی محور مختصات؛ نقاطی که با تقارن نسبت به محور x یا محور y به‌دست می‌آیند
کپسول آموزشی

نقاط قرینه روی محور مختصات؛ نقاطی که با تقارن نسبت به محور x یا محور y به‌دست می‌آیند

مبدأ مختصات؛ نقطهٔ محل تقاطع دو محور مختصات با مختصات (0,0)
کپسول آموزشی

مبدأ مختصات؛ نقطهٔ محل تقاطع دو محور مختصات با مختصات (0,0)

محور مختصات؛ دو خط عمود بر هم (محور افقی x و محور عمودی y) که صفحه مختصات را تشکیل می‌دهند
کپسول آموزشی

محور مختصات؛ دو خط عمود بر هم (محور افقی x و محور عمودی y) که صفحه مختصات را تشکیل می‌دهند

زاویه دوران؛ زاویه‌ای که شکل حول مرکز دوران می‌چرخد تا بر خودش منطبق شود
کپسول آموزشی

زاویه دوران؛ زاویه‌ای که شکل حول مرکز دوران می‌چرخد تا بر خودش منطبق شود

دوران؛ حرکت یک شکل حول یک نقطه ثابت در صفحه بدون تغییر اندازه و شکل آن
کپسول آموزشی

دوران؛ حرکت یک شکل حول یک نقطه ثابت در صفحه بدون تغییر اندازه و شکل آن

مرکز تقارن؛ نقطه‌ای که هر نقطهٔ شکل نسبت به آن قرینه دارد
کپسول آموزشی

مرکز تقارن؛ نقطه‌ای که هر نقطهٔ شکل نسبت به آن قرینه دارد

تقارن مرکزی؛ خاصیتی که در آن شکل با دوران ۱۸۰ درجه حول یک نقطه بر خودش منطبق می‌شود
کپسول آموزشی

تقارن مرکزی؛ خاصیتی که در آن شکل با دوران ۱۸۰ درجه حول یک نقطه بر خودش منطبق می‌شود

تقارن محوری؛ وضعیتی که شکل با انعکاس نسبت به یک خط، بدون تغییر باقی می‌ماند
کپسول آموزشی

تقارن محوری؛ وضعیتی که شکل با انعکاس نسبت به یک خط، بدون تغییر باقی می‌ماند

خط تقارن؛ خطی که شکل را به دو قسمت هم‌اندازه و هم‌شکل تقسیم می‌کند
کپسول آموزشی

خط تقارن؛ خطی که شکل را به دو قسمت هم‌اندازه و هم‌شکل تقسیم می‌کند

تقارن؛ خاصیتی که در آن یک شکل با تا شدن یا بازتاب نسبت به یک خط یا نقطه، بر خودش منطبق می‌شود
کپسول آموزشی

تقارن؛ خاصیتی که در آن یک شکل با تا شدن یا بازتاب نسبت به یک خط یا نقطه، بر خودش منطبق می‌شود

عدد اعشاری متناوب؛ عدد اعشاری که رقم یا گروهی از ارقام آن بی‌پایان تکرار می‌شوند
کپسول آموزشی

عدد اعشاری متناوب؛ عدد اعشاری که رقم یا گروهی از ارقام آن بی‌پایان تکرار می‌شوند