خانه
گاما

مشبّه: چیزی که در تشبیه به چیز دیگری مانند می‌شود.

دسته بندی:کپسول آموزشی
بروزرسانی شده در:1405/07/30
تعداد بازدید51
مشبّه: چیزی که در تشبیه به چیز دیگری مانند می‌شود.

مشبّه: چیزی که در تشبیه به چیز دیگری مانند می‌شود

شناخت جایگاه مشبّه در تشبیه، تفاوت آن با مشبّه‌به، و نقش آن در روشن‌تر شدن معنا
تشبیه یکی از پرکاربردترین آرایه‌های ادبی است که در آن دو چیز را به کمک واژه‌هایی مانند «مانند» و «مثل» به هم پیوند می‌دهیم. در این میان، مشبّه همان چیزی است که می‌خواهیم آن را به چیز دیگری مانند کنیم و به نوعی موضوع اصلی جمله به شمار می‌رود. شناخت دقیق مشبّه به ما کمک می‌کند تا هنگام خواندن شعر و نثر، ساختار تشبیه را درست تشخیص دهیم و بدانیم کدام طرف تشبیه، نقش اصلی و کدام طرف نقش ابزار روشنگری را دارد. این شناخت همچنین از اشتباه گرفتن مشبّه با مشبّه‌به جلوگیری می‌کند و درک ما را از زیبایی متن ادبی افزایش می‌دهد.

ارکان تشبیه و جایگاه مشبّه

هر تشبیه کامل از چهار رکن ساخته می‌شود: مشبّه، مشبّه‌به، ادات تشبیه و وجه شبه. مشبّه چیزی است که وصف یا حالتی را به آن نسبت می‌دهیم و مشبّه‌به چیزی است که برای روشن‌تر شدن آن وصف، به کمک می‌آوریم. ادات تشبیه واژه‌ای مانند «مانند»، «مثل» یا «چون» است و وجه شبه همان ویژگی مشترکی است که دو طرف را به هم پیوند می‌دهد.

برای نمونه، در جملهٔ «دل او مانند سنگ سخت است»، «دل او» مشبّه است؛ زیرا دربارهٔ آن سخن می‌گوییم و می‌خواهیم سختی‌اش را نشان دهیم. «سنگ» مشبّه‌به است، «مانند» ادات تشبیه و «سختی» وجه شبه است. همچنین در «چهره‌اش مثل ماه می‌درخشید»، «چهره‌اش» مشبّه و «ماه» مشبّه‌به است. توجه کن که مشبّه همیشه در آغاز تشبیه می‌آید و معمولاً موضوع اصلی جمله است؛ اما این قاعده همیشگی نیست و گاهی شاعر ترتیب را جابه‌جا می‌کند.

ویژگی مشبّه مشبّه‌به
نقش در جمله موضوع اصلی و شناخته‌شده ابزار روشنگری و مقایسه
جایگاه معمول آغاز تشبیه پس از ادات تشبیه
هدف بیان ویژگی و حالت نمایش روشن‌تر آن ویژگی
مثال دل او سنگ

نقش مشبّه در روشن شدن معنا

مشبّه تنها یک نام در فهرست ارکان تشبیه نیست؛ هستهٔ معنایی جمله است. وقتی می‌گوییم «صدای او مثل رعد بود»، مشبّه «صدای او» است و همهٔ توجه ما به سوی آن می‌رود تا بلندی و قدرت صدایش را حس کنیم. اگر مشبّه را از جمله حذف کنیم، تشبیه بی‌معنا می‌شود؛ زیرا دیگر چیزی نیست که بخواهیم آن را توصیف کنیم.

به همین دلیل، شاعران و نویسندگان معمولاً مشبّه را طوری انتخاب می‌کنند که با احساس و پیام کلی متن هماهنگ باشد. برای نمونه، در توصیف یک دوست وفادار، مشبّه می‌تواند «دوست من» باشد و مشبّه‌به «کوه». در اینجا مشبّه انسانی و آشناست و مشبّه‌به با ویژگی پایداری، معنای وفاداری را تقویت می‌کند. پس مشبّه پلی است میان تجربهٔ روزمرهٔ خواننده و تصویری تازه که شاعر می‌سازد.

نکتهٔ دیگر اینکه مشبّه همیشه چیز ملموس نیست. گاهی مفهومی ذهنی مانند «عشق»، «امید» یا «ترس» مشبّه قرار می‌گیرد؛ مثلاً «امید در دلش مانند چراغی می‌سوخت». در این حالت، مشبّه انتزاعی است و مشبّه‌به ملموس، و همین ویژگی به مخاطب کمک می‌کند مفهوم ذهنی را بهتر بفهمد.

پرسش‌های چالشی دربارهٔ مشبّه

آیا مشبّه همیشه اول جمله می‌آید؟

نه. در بیشتر جمله‌ها مشبّه نخست می‌آید، اما شاعران گاهی ترتیب را برمی‌گردانند. در «مثل آینه بود آن چهره»، مشبّه «آن چهره» است که در پایان آمده است. برای یافتن مشبّه، بپرس «دربارهٔ چه چیزی سخن می‌گوییم؟» نه «کدام واژه اول است؟».

اگر ادات تشبیه حذف شود، آیا مشبّه عوض می‌شود؟

خیر. در تشبیهٔ «دلش سنگ است»، ادات تشبیه حذف شده اما مشبّه همچنان «دلش» است و «سنگ» مشبّه‌به. حذف ادات، تشبیه را به شکل مؤکد تبدیل می‌کند، ولی جایگاه مشبّه و مشبّه‌به را جابه‌جا نمی‌کند.

آیا مشبّه می‌تواند چند واژه باشد؟

بله. مشبّه می‌تواند یک گروه اسمی کامل باشد؛ مانند «چشمان خستهٔ او» در جملهٔ «چشمان خستهٔ او مانند ستاره می‌درخشید». در اینجا همهٔ این گروه، مشبّه است و تنها یک واژه نیست.

چرا گاهی مشبّه را با وجه شبه اشتباه می‌گیریم؟

زیرا وجه شبه ویژگی مشترک است و ممکن است در جمله به مشبّه نزدیک باشد. در «دل او مانند سنگ سخت است»، «سخت» وجه شبه است نه مشبّه. مشبّه همان چیزی است که این ویژگی به آن نسبت داده می‌شود، یعنی «دل او».

مشبّه هستهٔ معنایی تشبیه است؛ همان چیزی که می‌خواهیم وصفش را روشن‌تر کنیم. با شناخت مشبّه، مشبّه‌به، ادات تشبیه و وجه شبه، می‌توانیم ساختار تشبیه را در شعر و نثر به‌درستی تشخیص دهیم و از اشتباه گرفتن ارکان آن پرهیز کنیم. توجه به جایگاه مشبّه و رابطهٔ آن با پیام کلی متن، درک ما را از زیبایی و عمق آثار ادبی افزایش می‌دهد و به ما کمک می‌کند خودمان نیز تشبیه‌های روشن و تأثیرگذار بسازیم.
شفق: سرخی آسمان هنگام غروب خورشید.
کپسول آموزشی

شفق: سرخی آسمان هنگام غروب خورشید.

محراب: جایگاه مقدس در مسجد که امام جماعت در آن به نماز می‌ایستد؛ در لغت، محل جنگ و مبارزه نیز معنا شده است.
کپسول آموزشی

محراب: جایگاه مقدس در مسجد که امام جماعت در آن به نماز می‌ایستد؛ در لغت، محل جنگ و مبارزه نیز معنا شده است.

گزاردن: به‌جا آوردن و اقامه کردن.
کپسول آموزشی

گزاردن: به‌جا آوردن و اقامه کردن.

سرخگون: به‌رنگ سرخ.
کپسول آموزشی

سرخگون: به‌رنگ سرخ.

خون‌بها: بهای تعیین‌شده در برابر خون یا جان فرد کشته‌شده؛ در کاربرد ادبی، ارزش و بهای شهادت نیز می‌تواند مراد باشد.
کپسول آموزشی

خون‌بها: بهای تعیین‌شده در برابر خون یا جان فرد کشته‌شده؛ در کاربرد ادبی، ارزش و بهای شهادت نیز می‌تواند مراد باشد.

غرّش: فریاد بلند یا صدای سهمگین جانوران درنده.
کپسول آموزشی

غرّش: فریاد بلند یا صدای سهمگین جانوران درنده.

عوعو: صدای سگ.
کپسول آموزشی

عوعو: صدای سگ.

چراغدان: جایگاه چراغ.
کپسول آموزشی

چراغدان: جایگاه چراغ.

کاروانسرا: محل اقامت کوتاه‌مدت مسافران.
کپسول آموزشی

کاروانسرا: محل اقامت کوتاه‌مدت مسافران.

مُفتخر: سربلند و صاحب افتخار.
کپسول آموزشی

مُفتخر: سربلند و صاحب افتخار.

قافیه و ردیف: قافیه واژه یا بخش پایانی مصراع‌هاست که پیش از ردیف از نظر آوا و حروف پایانی هماهنگ است؛ ردیف واژه یا مجموعهٔ واژه‌های یکسانی است که پس از قافیه تکرار می‌شود
کپسول آموزشی

قافیه و ردیف: قافیه واژه یا بخش پایانی مصراع‌هاست که پیش از ردیف از نظر آوا و حروف پایانی هماهنگ است؛ ردیف واژه یا مجموعهٔ واژه‌های یکسانی است که پس از قافیه تکرار می‌شود

استعاره: تشبیهی که در آن یکی از دو طرف تشبیه حذف می‌شود و طرف دیگر به جای آن به کار می‌رود.
کپسول آموزشی

استعاره: تشبیهی که در آن یکی از دو طرف تشبیه حذف می‌شود و طرف دیگر به جای آن به کار می‌رود.