فعل بیشخص و کاربردهای آن در زبان فارسی
فعل بیشخص چیست و چه تفاوتی با فعل شخصی دارد؟
در زبان فارسی، فعل معمولاً با شناسهٔ خود به شخص و شمار خاصی اشاره میکند؛ مثلاً در جملهٔ «او میرود»، شناسهٔ «-د» نشان میدهد که انجامدهندهٔ عمل سومشخص مفرد است. به چنین فعلی، فعل شخصی میگویند. اما فعل بیشخص فعلی است که هیچ شناسهٔ شخصی ندارد و نمیتوان برای آن فاعل مشخصی در نظر گرفت. این فعلها غالباً در سومشخص مفرد ظاهر میشوند، اما شناسهٔ آنها دیگر به شخص خاصی اشاره نمیکند و بیشتر حالت غیرشخصی و کلی دارد.
برای نمونه، در جملهٔ «باید رفت»، فعل «باید» به همراه «رفت» یک ساختار بیشخص ساخته است. هیچکس نمیپرسد چه کسی باید برود؛ زیرا این جمله یک توصیه یا ضرورت کلی را بیان میکند. همچنین در جملهٔ «میتوان گفت که هوا سرد است»، فعل «میتوان» بیشخص است و گوینده تنها امکان بیان یک مطلب را نشان میدهد، نه انجامدهندهٔ خاصی را. در مقابل، اگر بگوییم «من میتوانم بروم»، فعل «میتوانم» شخصی است و فاعل آن مشخص است.
یکی از راههای تشخیص فعل بیشخص، توجه به نبود فاعل و نبود شناسهٔ شخصی است. البته برخی فعلها مانند «باریدن» همیشه بیشخص هستند؛ مثلاً «باران بارید» یا «دارد باران میبارد». در این جملهها، فعل «بارید» و «میبارد» به انجامدهندهٔ مشخصی اشاره نمیکنند و تنها یک پدیدهٔ طبیعی را توصیف میکنند. جدول زیر تفاوتهای اصلی فعل شخصی و بیشخص را نشان میدهد.
| ویژگی | فعل شخصی | فعل بیشخص |
|---|---|---|
| داشتن فاعل مشخص | دارد | ندارد |
| داشتن شناسهٔ شخصی | دارد | ندارد |
| کاربرد اصلی | بیان عمل توسط فاعل معین | بیان امکان، ضرورت یا حالت کلی |
| نمونه | او هر روز به مدرسه میرود. | باید به مدرسه رفت. |
کاربردهای فعل بیشخص در جملههای روزمره
فعلهای بیشخص در زبان فارسی بسیار پرکاربرد هستند و در موقعیتهای گوناگون به کار میروند. یکی از مهمترین کاربردهای آنها بیان ضرورت و اجبار است. برای مثال، جملهٔ «باید تکالیف را انجام داد» به این معناست که انجام تکالیف یک ضرورت کلی است و گوینده نمیخواهد یا نمیتواند مشخص کند چه کسی باید این کار را انجام دهد. همچنین جملهٔ «نباید دیر رسید» یک هشدار کلی است و فاعل مشخصی ندارد.
کاربرد دیگر فعل بیشخص، بیان امکان و احتمال است. جملههایی مانند «میتوان گفت که این کتاب مفید است» یا «شاید بتوان فردا به کتابخانه رفت» نشان میدهند که گوینده در حال بیان یک امکان کلی است، نه انجامدهندهٔ خاص. در چنین جملههایی، فعل «توانستن» به شکل بیشخص به کار رفته است.
توصیف حالتهای کلی و پدیدههای طبیعی نیز از کاربردهای مهم فعل بیشخص است. فعلهایی مانند «باریدن»، «برف آمدن»، «سرد شدن» و «گرم شدن» غالباً بیشخص هستند. مثلاً «دیشب باران بارید» یا «امروز هوا سرد شده است» هیچ فاعل مشخصی ندارند و تنها یک حالت یا رویداد کلی را توصیف میکنند. همچنین در جملههای اداری و رسمی، مانند «تصمیم گرفته شد که جلسه برگزار شود»، فعل «تصمیم گرفته شد» بیشخص است و انجامدهندهٔ تصمیم مشخص نیست. این شیوهٔ بیان در متون رسمی برای پرهیز از اشاره به شخص خاص بسیار رایج است.
پرسشها و اشتباهات رایج دربارهٔ فعل بیشخص
پرسش یکم: آیا هر فعلی که در سومشخص مفرد آمده باشد، بیشخص است؟
خیر. بسیاری از فعلها در سومشخص مفرد شخصی هستند؛ مانند «او میرود» یا «کتاب روی میز است». فعل بیشخص ویژگیهای دیگری نیز دارد؛ از جمله اینکه نمیتوان برای آن فاعل مشخصی در نظر گرفت و غالباً در ساختارهای خاص مانند «باید رفت»، «میتوان گفت» یا «باران بارید» ظاهر میشود.
پرسش دوم: چرا در جملهٔ «باید رفت» فعل «باید» را بیشخص مینامیم، در حالی که شناسهٔ سومشخص مفرد ندارد؟
زیرا «باید» در این ساختار نه به شخص خاصی اشاره میکند و نه شناسهٔ شخصی میپذیرد. این فعل تنها یک ضرورت یا الزام کلی را بیان میکند و انجامدهندهٔ عمل در جمله ذکر نمیشود. به همین دلیل، آن را بیشخص مینامیم.
پرسش سوم: آیا فعل «باریدن» همیشه بیشخص است؟
بله، فعل «باریدن» در زبان فارسی همیشه بیشخص به کار میرود؛ زیرا انجامدهندهٔ آن مشخص نیست و تنها یک پدیدهٔ طبیعی را توصیف میکند. مثلاً «باران بارید» یا «دارد برف میبارد» هیچ فاعل مشخصی ندارند.
پرسش چهارم: آیا در جملههای بیشخص میتوان فاعل را به صورت پنهان در نظر گرفت؟
در برخی جملهها ممکن است گوینده فاعل را در ذهن داشته باشد، اما چون آن را بیان نمیکند و فعل نیز شناسهٔ شخصی ندارد، جمله بیشخص باقی میماند. برای نمونه، در «گفته شد که فردا تعطیل است»، ممکن است گوینده بداند چه کسی گفته است، اما چون فاعل را ذکر نکرده، فعل بیشخص است.
