ناپایداری روزگار
چهرههای گوناگون دگرگونی
دگرگونی زندگی را میتوان در سه چهرهٔ آشنا دید. نخست، دگرگونیهای طبیعی و زیستی که با گذر زمان رخ میدهند. قد کشیدن، تغییر صدا، دگرگونی علاقهها و دیدگاهها در دورهٔ نوجوانی نمونهای روشن از این گونه است. دانشآموزی که سال گذشته از سخن گفتن در جمع میترسید، امسال میتواند در کلاس درس خود با اطمینان بیشتری سخن بگوید.
دوم، دگرگونیهایی که از روابط انسانی برمیخیزند. دوستیها گاه ژرفتر میشوند و گاه سرد میگردند. ممکن است دو دوست نزدیک به سبب ادامهٔ تحصیل در رشتههای گوناگون از یکدیگر دور شوند و دوستی تازهای شکل بگیرد. این جابهجاییها بخشی طبیعی از زندگی اجتماعی است.
سوم، دگرگونیهایی که از رویدادهای بیرونی سرچشمه میگیرند. جابهجایی خانواده به شهری دیگر، دگرگونی شرایط اقتصادی، یا رخدادی پیشبینینشده در زندگی همسایه یا خویشاوندان، همه میتوانند آرامش روزمره را بر هم بزنند. برای نمونه، دانشآموزی که برنامهٔ مطالعهٔ خود را بر پایهٔ آرامش خانه تنظیم کرده بود، ممکن است با تغییر شرایط خانوادگی ناچار شود برنامهٔ خود را از نو بسازد.
| ویژگی | دورهٔ آرامش | دورهٔ آشفتگی |
|---|---|---|
| حال روانی | آسودگی و اطمینان | نگرانی و دودلی |
| برنامهٔ روزانه | منظم و پایدار | بههمریخته و متغیر |
| فرصت یادگیری | افزایش مهارت با تمرین | آموختن صبر و انعطاف |
| نگاه به آینده | امیدوارانه و روشن | پرسشگر و جستجوگر |
آموختن از آرامش و آشفتگی
ناپایداری روزگار به معنای بیفایده بودن تلاش نیست؛ بلکه به ما میآموزد که برای هر دوره آماده باشیم. در دورهٔ آرامش میتوانیم سرمایهای از مهارت، دانش و رابطهٔ نیک بیندوزیم تا در روزهای دشوار از آن بهره ببریم. دانشآموزی که در روزهای آرام، عادت به مطالعهٔ روزانه را در خود پرورده است، هنگام نزدیک شدن به آزمونهای دشوار کمتر دستپاچه میشود.
در دورهٔ آشفتگی نیز میتوانیم درسهایی بگیریم که در آرامش به دست نمیآید. صبر، انعطاف و توانایی سازگاری با شرایط تازه، از دل همین دورهها بیرون میآید. برای نمونه، دانشآموزی که ناچار شده است در شهر تازهای ادامهٔ تحصیل دهد، ممکن است نخست دلگیر شود، اما به تدریج دوستان تازه بیابد و توانایی سازگاری او افزون شود.
مهم آن است که ناپایداری را نه نشانهٔ شکست، بلکه بخشی از سرشت زندگی بدانیم. همانگونه که فصلها دگرگون میشوند، حال آدمی نیز دگرگون میشود. پذیرش این حقیقت، فشار روانی دورههای دشوار را کاهش میدهد و ارزش دورههای آرام را در نظر ما بیشتر میکند.
پرسشهای چالشی دربارهٔ ناپایداری
پرسش: آیا پذیرش ناپایداری روزگار به معنای تسلیم شدن در برابر مشکلات است؟
پاسخ: خیر. پذیرش ناپایداری به معنای انکار تلاش نیست؛ بلکه به معنای آن است که بدانیم نتیجهٔ تلاش همیشه در اختیار ما نیست. ما میتوانیم کوشش خود را انجام دهیم و در همان حال بپذیریم که شرایط ممکن است دگرگون شود. این نگاه، ما را از سرزنش بیفایدهٔ خود در دورههای دشوار بازمیدارد.
پرسش: اگر روزگار ناپایدار است، چرا باید برای آینده برنامهریزی کنیم؟
پاسخ: برنامهریزی به معنای پیشبینی قطعی آینده نیست؛ بلکه به معنای آماده ساختن خود برای رویدادهای گوناگون است. ما نقشه میکشیم تا در راه گم نشویم، اما ممکن است راه عوض شود و نقشه را دگرگون کنیم. برنامهریزی، انعطاف و آمادگی ما را افزایش میدهد، نه آنکه ما را به شرایط ثابت وابسته کند.
پرسش: آیا همهٔ دگرگونیها ناخوشایند هستند؟
پاسخ: نه. بسیاری از دگرگونیها در آغاز دشوار مینمایند، اما در ادامه فرصتهای تازه میآفرینند. دانشآموزی که رشتهٔ تحصیلی خود را عوض میکند، ممکن است نخست احساس سرگشتگی کند، اما سپس به زمینهٔ تازهای علاقهمند شود که پیشتر به آن فکر نکرده بود. دگرگونی، همزمان با دشواری، امکان رشد نیز میآورد.
پرسش: چگونه بفهمیم در دورهٔ آرامش مغرور نشدهایم؟
پاسخ: یکی از نشانهها آن است که آیا به یاد میآوریم روزهای دشوار نیز بخشی از زندگی بودهاند. اگر در آرامش، نیاز دیگران را فراموش کنیم یا گمان کنیم این حال همیشگی است، به تدریج از واقعیت دور میشویم. سپاسگزاری از داشتهها و آماده بودن برای روزهای دشوار، نشانهٔ نگاه درست به ناپایداری روزگار است.