خانه
گاما

درسنامه آموزشی هدیه‌های آسمانی کلاس ششم

درس 15: راز موفقیت

بازدید176/1 K
تاریخ بروزرسانی1405/06/7

قلم‌نی را در مرکّب زد و شروع به نوشتن سرمشق زیر کرد:

به هزار نقش زیبا

گل و سبزه را کشیدی

شب و روز و کوه و دریا

همه را تو آفریدی

نگاهی به خطّش انداخت.
- «چه خطّ بدی! خیلی خراب است! دوباره بنویسم.»
این بار با دقّت بیشتری شروع به نوشتن کرد و همان دو بیت را نوشت؛ امّا باز خوب نشد. وسایلش را کنار گذاشت و با نااُمیدی گفت: «نه! نمی‌توانم! اصلاً من در خوش‌نویسی موفّق نمی‌شوم. بهتر است آن را کنار بگذارم».

مادرش گفت: «این قلم‌نی جنسش خوب نیست و درست تراشیده نشده است. کاغذت هم مرغوب نیست و جوهر روی آن پخش می‌شود. اگر می‌خواهی خوش‌نویس شوی، باید ابزار مناسب این کار را داشته باشی.
آیا بدون مداد رنگی مناسب می‌توان نقّاشی زیبا کشید؟ بدون کفش مناسب می‌توان کوهنوردی کرد؟
در هر کاری اگر می‌خواهی موفّق شوی، باید ابزار مخصوص آن کار را فراهم کنی».

کمال، قلم‌نی مناسب و کاغذ مخصوص خوش‌نویسی خرید. همین که به خانه رسید، وسایلش را جلویش گذاشت و شروع کرد به نوشتن. نوشت و نوشت و نوشت. چند تا کاغذ را سیاه کرد؛ امّا باز هم خطّش زیبا نشد. اخم‌هایش در هم رفت.
- «این هم ابزار مخصوص خوش‌نویسی! پس چرا خطّم خوب نشد؟! اصلاً من خوش‌نویس نمی‌شوم، بی‌جهت خودم را به زحمت نیندازم!»
پدرش از او پرسید: «آیا در کلاس خوش‌نویسی ثبت نام کرده‌ای؟»
- «نه! خودم تمرین می‌کنم.»
- «باید استاد داشته باشی تا مهارت خوش‌نویسی را به تو بیاموزد.
آیا بدون معلّم ریاضی می‌توان دانش ریاضی را یاد گرفت؟ بدون مربّی شنا می‌توان، شناگر حرفه‌ای شد؟
در هر کاری اگر می‌خواهی موفّق شوی، باید استاد ماهر و باتجربه داشته باشی.»

کمال در یک آموزشگاه خوش‌نویسی ثبت‌نام کرد. چند روز به کلاس رفت و خطّش کمی بهتر شد. بعد از یک ماه به استادش گفت: «من دیگر به کلاس نمی‌آیم؛ چون هنوز نمی‌توانم! زیبا بنویسم».
استادش پرسید: «وقتی به خانه می‌روی چه قدر تمرین می‌کنی؟»
- «بعضی روزها خیلی زیاد، بعضی روزها خیلی کم و بعضی روزها اصلاً حوصله‌ی تمرین کردن ندارم!»

استاد گفت: «باید در تمرین‌هایت نظم داشته باشی.
روزی یک ساعت تمرین کن ولی هر روز این کار را انجام بده.
در هر کاری اگر می‌خواهی موفّق شوی، باید نظم و برنامه ریزی داشته باشی»

امام علی علیه السّلام می‌فرماید:

کمال به کارش ادامه داد و مرتّب روزی یک ساعت تمرین می‌کرد. خطّش خیلی بهتر شد؛ امّا باز از خطّ خودش راضی نبود.

پس از دو ماه از شروع کلاس به مادرش گفت: «من از فردا به کلاس نمی‌روم. دو ماه است مشغول یادگیری و تمرین خط هستم؛ امّا باز نمی‌توانم عالی بنویسم!»

مادر لبخند زد و گفت: «بعد از دو ماه تمرین انتظار داری استاد شوی؟ باید به تلاشت ادامه بدهی و صبر و حوصله داشته باشی. هرگز از شکست‌ها و ناکامی‌ها نترس و ناامید نشو. همین استاد خوش‌نویسی تو بعد از چند سال تلاش و تمرین به این درجه رسیده است. 
«در هر کاری اگر می‌خواهی موفّق شوی، باید صبر داشته باشی، تلاش کنی و از شکست نترسی»

خدا در قرآن ما را به سعی و تلاش سفارش می‌کند:

کمال از آن روز به بعد با صبر و حوصله تمرین می‌کرد؛ خیلی منظّم و پیوسته! بعد از گذشت چند ماه خطّش خیلی خوب شد و لبخند رضایت بر لبش نقش بست.
او با خطّ بسیار زیبا این جمله را نوشت و به دیوار اتاقش زد: ....

برایم بگو (صفحهٔ 95 کتاب درسی)

 

فکر می‌کنید کمال چه جمله‌ای را نوشته بود؟
فکر کنم جمله‌ی «خواستن، توانستن است». را با خط خوش نوشته باشد.

ایستگاه فکر (صفحهٔ 95 کتاب درسی)

 

در هر یک از این چرخ دنده‌ها، یکی از گام‌های موفّقیت را بنویسید.

- تلاش و کوشش
- داشتن نظم و برنامه‌ریزی
- استفاده از ابزار و وسایل مناسب
- یادگیری از استاد و افراد باتجربه
- صبر و حوصله
- پشتکار
- ناامید نشدن از شکست‌ها

اگر یکی از چرخ دنده‌ها خراب شود، چه اتّفاقی می‌افتد؟
اگر یکی از چرخ‌دنده‌ها خراب شود (یعنی یکی از این گام‌ها را انجام ندهیم)، حرکت کل چرخ‌دنده‌ها مختل می‌شود و به موفقیت نمی‌رسیم. یعنی اگر صبر نداشته باشیم یا تلاش نکنیم، حتی با داشتن ابزار خوب و استاد ماهر هم نمی‌توانیم موفق شویم.

کامل کنید (صفحهٔ 96 کتاب درسی)

 

یک فعّالیت علمی یا ورزشی را در نظر بگیرید. به نظر شما کدامیک از گام‌های موفّقیت در آن اهمّیت بیشتری دارد؟
آنها را به ترتیب از پایین به بالا بنویسید.
سپس درباره‌ی دلیل انتخاب خود با دوستانتان گفت‌وگو کنید.

گام اول: اراده‌ی انجام کار
گام دوم: برنامه ریزی منظم و تلاش 
گام سوم: آماده کردن ابزار مخصوص
گام چهارم: آموزش مناسب دیدن
گام پنجم: صبر داشتن و از شکست نترسیدن

اگر اراده نداشته باشیم، هیچ کاری شروع نمی‌شود. بعد از آن، تلاش و تمرین مهم است. با ابزار مناسب بهتر پیشرفت می‌کنیم، آموزش اصولی یادگیری را سریع‌تر می‌کند، و در آخر باید صبور باشیم تا موفق شویم.

ایستگاه خلّاقیت (صفحهٔ 96 کتاب درسی)

 

درباره‌ی ویژگی‌های افراد موفّق، جمله‌های زیادی گفته شده است. شما نیز چند جمله پیدا کنید و بعضی از آنها را با خط زیبا بنویسید و در کلاس نصب کنید.
1. افراد موفّق کسانی هستند که یا راهی خواهند یافت یا راهی را خواهند ساخت.
2. افراد موفق شعارشان «من می‌توانم است» است.
3. افراد موفق هیچ گاه مایوس نخواهند شد.

بررسی کنید (صفحهٔ 89 کتاب درسی)

 

آیا تاکنون تجربه‌ی موفّقی داشته‌اید؟ شرکت در مسابقه‌ی نقاشی مدرسه و برنده شدن
تجربه‌ی ناموفّق چطور؟ فراموش کردن حفظ شعر برای اجرای صبحگاهی

با توجّه به نکاتی که در این درس آموختید و راه‌های کسب موفّقیت را شناختید، نقاط ضعف و قوّت شما در این کارها چه بوده است؟

نقاط قوّت من:
1- تمرین زیاد و دقّت در کارم
2- استفاده از رنگ‌های مناسب و خلاقیت

نقاط ضعف من:
1- تمرین نکردن به‌موقع
2- نداشتن برنامه‌ریزی درست

گفت‌وگو کنید (صفحهٔ 97 کتاب درسی)

 

گاهی به علم یا هنری علاقه داریم؛ ولی بین خود و علاقه‌مان فاصله‌ی زیادی می‌بینیم. چگونه می‌توانیم این فاصله را کم کنیم؟
با توکل به خدا و با یک اراده‌ی قوی و برنامه‌ریزی صحیح و همچنین برداشتن گام‌های استوار برای رسیدن به هدفمان و کمک گرفتن از اساتید ماهر می‌توانیم این فاصله را کنیم.

تحقیق کنید (صفحهٔ 97 کتاب درسی)

 

درباره‌ی زندگی یک فرد موفّق تحقیق کنید و راز موفّقیت او را در کلاس برای دوستانتان بیان کنید.
دکتر حسابی در سال 1281 در تهران به دنیا آمد. در کودکی در کنار خانواده به بیروت سفر کرد، در سن هفت سالگی در کنار تحصیلات ابتدایی تحت آموزش مادر، تعلیمات مذهبی و ادبیات فارسی را فرا گرفت. قرآن را حفظ کرد و بر آن اعتقادی ژرف داشت. در سن هفده سالگی لیسانس ادبیات و نوزده سالگی لیسانس بیولوژی و پس از آن مدرک مهندسی راه و ساختمان را اخذ نمود.
راز موفقیت دکتر حسابی، توکل به خدا، پشتکار و عزم و اراده، حمایت خانواده و استفاده از فرصت‌های پیش آمده بوده است.

درس 15: راز موفقیت