خانه
گاما

درسنامه آموزشی هدیه های آسمانی کلاس ششم

درس 1: یکتا

بازدید150/8 K
تاریخ بروزرسانی1404/01/25

آن‌گاه که شب درآید و تاریکی آن بر جهان چیره شود،
آن‌گاه که ستاره‌ای بدرخشد و چشم‌ها از دیدنش خیره شوند
و آن‌گاه که ……
تو را می‌ستایم.

هرگاه ……
هرگاه به آسمان و زمین،
به صخره‌ها و کوه‌های سنگین
یا به درختان و گل‌های رنگین می‌نگرم،
تو را سپاس می‌گویم.
ای خدایِ مهربانِ من!
نسیمِ روح‌افزا نشانی از مهربانی‌ات
بادهای باران ‌زا گواهِ رحمتِ آسمانی‌ات
صخره‌های سِتُرگ، کوه‌های بزرگ، رودهای جاری و دریاهای پهناور، نشان دانایی و توانایی‌ات.

تو را سپاس می‌گویم
که عطاهایت از سرِ مهربانی و نعمت‌هایت همگانی است.
به تو ایمان دارم و از تو راه می‌جویم
تنها از تو یاری می‌طلبم
و به تو تکیه می‌کنم
تو که در دوستی، بی‌همانند
در مهربانی، بی‌مانند
در بخشش، یکتا
و در لطف و نوازش، بی‌همتایی.
تو که پدیدآورنده‌ی آفریدگان
و مالک زمین و آسمانی.
از هر کس به من نزدیک‌تر
و از هر دوستی با من آشناتری.
ای خدای مهربان!
بیناترین بینا، زیباترین زیبا،
داناترین دانا،
خدای یکتا
خدای یگانه و بی‌همتا.
تو را اینگونه سپاس می‌گویم: «اَلحَمدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمینَ»

تدبّر کنیم (صفحهٔ 11 کتاب درسی)

 

این سوره را بخوانید و ترجمه‌ی آن را بنویسید.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿1﴾
اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿2﴾
لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿3﴾
وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿4﴾

به نام خداوند بخشنده مهربان
بگو او خداوند یکتاست (1)
خداوند بی‌نیاز است (2)
فرزندی ندارد و زاییده نشده است (3)
و همتا و همانندی برای او وجود ندارد (4)

- نام این سوره چیست؟ به نظر شما چرا این سوره به این نام معروف شده است؟
توحید - زیرا در این سوره به یگانگی خداوند تأکید شده است و صفات منحصر‌به‌فرد او بیان می‌شود. واژه "توحید" به معنای یکتا دانستن خداست و این سوره به بهترین شکل این مفهوم را توضیح می‌دهد.
- در این سوره به کدام صفت‌های خداوند اشاره شده است؟
یکتا بودن خدا، بی نیازی خداوند و اینکه خداوند پدر، مادر و فرزندی ندارد و او بی همتا و بی‌نظیر است.

ایستگاه فکر (صفحه 12 کتاب درسی)

 

داستان زیر را بخوانید.

خورشید در چاه
ای خدای مهربان! تو را سپاس می‌گویم که به ما چنین هدیه‌ی گران‌بهایی دادی.
این کودک زیبا و خوش رفتار که چهره‌ی چون ماه او، خانه‌ی ما را روشن کرده است...
یعقوب پیامبر، در حالی که از تماشای یوسف لذّت می‌بَرَد، خدای یکتا را با این جمله‌ها شکر می‌کند.

در گوشه‌ای دیگر، چند مرد جوان با دلی سرشار از خشم و حسادت، آرام با یکدیگر گفت‌وگو می‌کنند.
- پدرمان درباره‌ی یوسف زیاده‌روی می‌کند.
- آری او فرزند کوچکش را بیشتر از ما دوست دارد.
- تنها راه این است که او را از پدر دور کنیم... او را به درون چاهی می افکنیم.
- آری درست است، باید ...

گرد و خاک، چهره‌ی زیبای یوسف را پوشانده است. او صدای برادرانش را از دهانه‌ی چاه می‌شنود.
- همین‌جا رهایش می‌کنیم.
- در جواب پدر چه بگوییم؟
- می‌گوییم ...
آنها پیراهن یوسف را به خون حیوانی رنگین می‌کنند و نزد یعقوب می‌برند. یعقوب می‌گرید و می‌نالد و با قلبی سوزان از خدا طلب صبر می‌کند.

خورشید یعقوب، اکنون در چاه است. تنهای تنها، در تاریکی و سکوت؛ و تنها این صدای تپش قلب اوست که به گوش می‌رسد!
مادر دلسوزش کجاست تا صورت خاک آلودش را بشوید و پدر مهربانش تا موهای لطیف او را نوازش کند؟ خورشید آسمان کجاست تا زندان تاریک او را روشن کند؟
تنها خود اوست و ...
و یوسف زیر لب آرام آرام زمزمه می‌کند: ای خدای مهربان!...
به آن امید که رحمت خداوند از راه برسد.
مدت کوتاهی می‌گذرد...

ناگهان از آن بالا دَلْوی به پایین می‌افتد تا کام تشنه‌ی کاروانیان خسته و در راه مانده را سیراب کند.
- آه خدای من! این فرشته‌ی نجات است...
بی‌شک، اکنون هنگام آن است که یوسف، نجات خود و مهربانی پروردگار مهربانش را با چشمانی حیرت زده ببیند!

در میان کاروان، غوغایی برپا می‌شود.
- آه ... نگاه کنید! درون دلو، کودکی نشسته است.
- این کودک است یا فرشته‌ای از آسمان‌ها؟...
- چه چاه سخاوتمندی!... چه ثروتی به ما ارزانی داشته است.

حالا با کمک دوستانت، عبارت زیر را در چند جمله کامل کن:

به نظر من، چیزی که باعث می‌شد یوسف در تنهاییِ چاه دلگرم و امیدوار باشد، این بود که ...
به خدای مهربان ایمان داشت و می‌دانست که او هرگز بندگانش را تنها نمی‌گذارد. یوسف با یاد خدا آرامش می‌گرفت و به رحمت و نجات او امید داشت. همین باور قلبی به مهربانی خداوند بود که تاریکی چاه را برایش روشن می‌کرد و دلش را از ترس و غم نجات می‌داد.

درس 1: یکتا