درسنامه آموزشی ادبیات فارسی کلاس نهم
ستایش
بهنام خداوند جان و خرد
کزین برتر اندیشه بر نگذرد
قلمرو زبانی: کزین: مخفف که از این / برگذشتن: عبور کردن، بالاتر رفتن / اندیشه در مصراع دوم نهاد / ایهام: خداوند در دو معنی 1- آفریننده 2- «وند» در خداوند دو معنا دارد. اگر در معنی الله به کار رود وند مفهوم توصیف دارد و اگر در معنی صاحب به کار رود در معنی شباهت است. / خداوند جان و خرد: گروه اسمی [خداوند: هسته]
قلمرو ادبی: مراعات نظیر: جان، خرد و اندیشه / شاید بشود در مصرع دوم نوعی تشخیص برای اندیشه
قلمرو فکری: با نام خدایی آغاز میکنیم که آفریننده روح و عقل و آدمی است؛ هیچ فکری نمیتواند از این اندیشه بالاتر و برتر برود.
خداوندِ نام و خداوندِ جای
خداوندِ روزی دهِ رهنمای
قلمرو زبانی: خداوند: صاحب / نام: اسامی انسانها و تمام موجودات / جای: مکان / ترکیب وصفی: خداونده روزی ده - خداوند رهنمای
قلمرو ادبی: تکرار: واژه خداوند
قلمرو فکری: او خدایی است که آفرینندۀ همه چیز است؛ جهان مادی و جهان آخرت، خدایی که روزی میرساند و راه را به ما نشان میدهد.
خداوندِ کیوان و گردان سپهر
فروزندۀ ماه و ناهید و مهر
قلمرو زبانی: کیوان: سیارهٔ زحل / گردان سپهر: آسمان گردان و چرخنده {در گذشته باور بر این بود که زمین ثابت است و خورشید به دور آن میچرخد} / فروزنده: روشن کننده / ناهید: سیارهٔ زهره / مهر: خورشید / ترکیب اضافی: خداوند کیهان- خداوند سپهر گردان- فروزندهٔ ماه- فروزندهٔ ناهید- فروزندهٔ مهر / ترکیب وصفی: سپهر گردان / کل بیت: یک گروه اسمی [هسته: خداوند]
قلمرو ادبی: مراعات نظیر: کیوان، سپهر، ماه، ناهید، مهر
قلمرو فکری: خداوند همه چیز را آفریده است؛ کیوان بالاترین سیاره آسمان، آسمان گردنده، ماه پر نور و سیارۀ ناهید و خورشید
به بینندگان، آفریننده را
نبینی، مَرَنجان دو بیننده را
قلمرو زبانی: بیننده: چشم، بینندگان جمع آن است / مرنجان: اذیت نکن / دوبیننده: دو چشم / بینندگان: متمم/ آفریننده و دوبیننده: مفعول / نبینی و مرنجان: فعل / کل بیت: دو جمله
قلمرو ادبی: واجآرایی «ن» / تلمیح به آیۀ (لا تدرکه الابصار و هو یدرک الابصار) چشمھا او را نمیبینند؛ ولی او ھمه چشمھا را میبیند.
قلمرو فکری: تلاش برای دیدن خداوند کار بیهودهای است و این کار به جز آزردن و رنجاندن چشمها، فرجامی ندارد.
نیابد بدو نیز، اندیشه راه
که او برتر از نام و از جایگاه
قلمرو زبانی: بدو: به او / برتر: بالاتر / جایگاه: مکان / نیابد: فعل / بدو: (به او) حرف اضافه و متمم / «او» در مصراع دوم: نهاد / برتر: مسند / راه نیافتن: نشناختن، کنایه از ناتوانی و سردرگمی / فعل در مصراع دوم حذف شده است. «برتر از نام و جایگاه» گروه مسندی است و «برتر» هسته است
قلمرو ادبی: راه نیافتن اندیشه: کنایه از ناتوانی
قلمرو فکری: مسائلی است که با چشم دیده میشود. از این روی، آنچه که فراتر از دیدن و احساس انسان باشد، غیر قابل درک و فهم است. / قرابت معنایی با بیت اول [مفهوم: ناتوانی انسان از شناخت ذات خداوند]
ستودن نداند کس او را چو هست
میان، بندگی را ببایدت بست
قلمرو زبانی: ستودن: ستایش کردن/ نداند: نمیتواند (دانستن در قدیم به معنای توانستن نیز به کار میرفته است) / میان: کمر/ ببایدت: بر تو لازم است، «ت» ضمیر پیوسته دوم شخص مفرد است. در خواندن این واژه دقت شود که به خاطر حفظ آهنگ و ریتم شعر، حرف «د» خوانده نشود. (به صورت «ببایَت» بخوانید) / ستودن: مصدر / نداند: فعل / کَس: نهاد / بیت: سه جمله
قلمرو ادبی: میان بستن: کنایه از آماده شدن برای کاری / ھست و بست: جناس
قلمرو فکری: چون خداوند را آنچنان که شایسته اوست، نمیتوانیم بشناسیم، پس آن چنان که شایستۀ اوست، وی را نمیتوانیم ستایش کنیم. بنابراین، باید چون و چرا درباره خداوند را کنار بگذاریم و کمر بندگی برای اطاعت خداوند ببندیم.
توانا بوَد هر که دانا بَود
ز دانش، دل پیر، برنا بود
قلمرو زبانی: ز: مخفف «از/» برنا: جوان / ھرکه: ھر کس، واژۀ «ھر» ھمیشه صفت مبھم است / هرکه: نهاد / توانا و دانا هر دو مسند هستند / ز: حرف اضافه / دانش: متمم / برنا: مسند / بود: فعل اسنادی / بیت سه جمله
قلمرو ادبی: پیر و برنا: تضاد
قلمرو فکری: انسان دانا و آگاه در انجام کارها موفق و پیروز است. آگاهی و دانش سبب شادابی و نشاط دل انسان میشود.
شاهنامه، فردوسی