خانه
گاما

درسنامه آموزشی هدیه‌های آسمانی پنجم

درس 4: از نوزاد بپرسید!

بازدید64/0 K
تاریخ بروزرسانی1401/07/21

ناباورانه دور گهواره‌ی نوزاد حلقه زده بودند و با تعجّب و خشم به یکدیگر نگاه می‌کردند.

همهمه‌ای میان جمعیت بلند شده بود: هرکس چیزی می‌گفت.

- «می‌گوید از نوزاد بپرسید!»
- «با نوزاد چند روزه چگونه حرف بزنیم؟»
- «چه حرف بی‌معنایی!»

نوزاد نازنین، چشم‌های زیبایش را چرخاند و ناگهان لب‌های کوچکش را باز کرد: «من بنده‌ی خدا هستم!»

همین که اوّلین جمله را از زبان نوزاد شنیدند، سکوت سنگینی بر جمعیت حاکم شد.
نفس در سینه‌ها حبس شده بود!

- «خیلی عجیب است! خودش حرف زد! چطور ممکن است؟»

نوزاد با کمال آرامش به حرف‌هایش ادامه داد: «خدای بزرگ به من کتاب آسمانی عطا می‌کند. او مرا برای پیامبری برگزیده، و مرا مایه‌ی خیر و برکت قرار داده است. من هرجا باشم، سودمند خواهم بود.»

همهمه‌ها میان جمعیت بیشتر شد.

- «این دروغ است.»
- «این زن با کودکش ما را جادو کرده است.»
- «امّا واقعاً نوزاد سخن می‌گوید.»

مادر با نگاهی نگران، امّا امیدوار به لطف پروردگار به لب‌های کودکش می‌نگریست.

سخنان دل نشین کودک، ادامه یافت: «خداوند به من سفارش کرده است که تا زنده‌ام نماز بخوانم و به نیازمندان کمک کنم؛ نسبت به مادرم مهربان باشم و ستمکار و زورگو و بد اخلاق نباشم.»

همه از تعجّب و شگفتی، دهانشان باز مانده بود و مات و مبهوت به نوزاد چشم دوخته بودند.

نوزادی که برگزیده‌ی خدا بود، ادامه داد: «خدای بزرگ، پروردگار من و پروردگار شماست؛ او را عبادت کنید که راهِ راست همین است.»

این نوزاد، «حضرت عیسیٰ علیه السّلام» است.
لقبش «مسیح» است و کتاب آسمانی او، «انجیل».

خدای مهربان او را برای هدایت قوم «بنی اسرائیل» انتخاب کرد.
حضرت عیسیٰ علیه السّلام بخش زیادی از عمر پُربارش را در سفر سپری کرد و به کمک یارانش، مردم را راهنمایی و پیام‌های الهی را برایشان بیان می‌کرد.

او به فرمان و یاری خدا بیماران درمان‌ناپذیر را درمان؛ نابینایان مادرزاد را بینا و مردگان را زنده می‌کرد.

او حدود پانصد و هفتاد سال پیش از تولّد پیامبر صلی اللّٰه علیه و آله بشارت بزرگی به قوم خود داد: «ای بنی اسرائیل! من فرستاده‌ی خدا به سوی شما هستم؛ و به شما بشارت می‌دهم که بعد از من پیامبری خواهد آمد، به نام احمد».

چه مژده‌ی بزرگ و چه بشارت بی نظیری!

دشمنان حضرت عیسیٰ از اینکه مردم به او ایمان می‌آوردند، سخت عصبانی بودند. حاکم ستمگر آن زمان دستور داد حضرت عیسیٰ علیه السّلام را به دار بیاویزند؛ امّا خداوند ایشان را به آسمان بالا بُرد تا سال‌ها بعد به همراه حضرت مهدی علیه السّلام دوباره ظاهر شود و در کنار ایشان جهان را پر از عدل و آرامش کند.

هدیه‌های آسمانی پنجم درس 4

گفت‌وگو کنیم (صفحه 29 کتاب درسی)

 

یکی از سفارش‌های خدا به حضرت عیسیٰ علیه السّلام را انتخاب، و با دوستانتان در مورد راه‌های عمل به آن گفت‌وگو کنید. مطابق آیات 31 و 32 سوره‌ٔ مریم، حضرت عیسی (ع) به نماز و زکات و نیکوکاری به مادر و زورگو و نافرمان نبودن سفارس شده است.

بگرد و پیدا کن (صفحه 29 کتاب درسی)

 

کلماتی را که به حضرت عیسیٰ علیه السّلام مربوط است، پیدا کنید.
مریم - زنده بودن - سال میلادی - انجیل - احمد

این کلمات با حضرت عیسیٰ علیه السّلام چه ارتباطی دارد؟
حضرت مریم (س) مادر حضرت عیسی (ع) است. سال تولد ایشان مبدا تاریخ میلادی و کتاب آسمانی ایشان انجیل می‌باشد. ایشان زنده‌اند و همراه حضرت مهدی (عج) ظهور خواهند کرد و احمد نام پدر ایشان است.

تدبر کنیم (صفحه 30 کتاب درسی)

 

آیه را بخوانید؛ این آیه با کدام قسمت درس ارتباط دارد؟
اِذ قالَ عیسَی ابنُ مَریَمَ .... وَ مُبَشِّرًا بِرَسولٍ یَأتی مِن بَعدِی اسمُه و اَحمَدُ (سوره‌ی صف، آیه‌ی 6)
«عیسیٰ فرزند مریم گفت: … من به شما بشارت می‌دهم که بعد از من پیامبری خواهد آمد به نام «احمد.»

فکر می‌کنید چرا حضرت عیسیٰ علیه السّلام به آمدن پیامبر بعد از خود بشارت داده است؟
زیرا پیروان حضرت عیسی (ع) باید پیامبری که بعد از ایشان می‌آید را بشناسد و از او حضرت محمد (ع) پیروی کنند که دین خدا را تکمیل نموده است و برای پیروان حضرت عیسی (ع) جای شکی نباشد.

ایستگاه فکر (صفحه 30 کتاب درسی)

 

1- سگ مرده

روزی حضرت عیسیٰ علیه السّلام با عدّه‌ای از پیروانش از بازارچه‌ای می‌گذشت؛ ناگهان گروهی را دید که به دور سگ مرده‌ای جمع شده‌اند و درباره‌ی آن گفت‌وگو می‌کنند. یکی می‌گفت: «بوی بد آن، انسان را خفه می‌کند! ». دیگری می‌گفت: «چقدر کثیف است!». سومی می‌گفت: «چه سگ زشتی!». 
وقتی نوبت به حضرت عیسیٰ علیه السّلام رسید، گفت: «چه دندان‌های سفید و زیبایی دارد!».
همه از این حرف تعجّب کردند. حضرت عیسیٰ علیه السّلام ادامه داد: «سعی کنید همیشه از میان زشتی‌ها و زیبایی‌ها، زیبایی‌ها را ببینید».

2- بهترین دوست

 راه زیادی آمده‌اند؛ گوشه‌ای می‌نشینند تا چند دقیقه استراحت کنند.
یکی از یاران ایشان از فرصت استفاده می‌کند و می‌پرسد: «ای پیامبر خدا ! با چه کسی همنشین شویم؟»
چه سؤال مهمّی! همه‌ی همراهان چهره‌شان را به سوی رهبر محبوبشان بر می‌گردانند تا پاسخش را بشنوند.
حضرت عیسیٰ علیه السّلام به یاران فداکارش چشم می‌دوزد:
«کسی که .....
1- دیدارش شما را به یاد خدا بیندازد؛
2- گفتارش بر دانش شما بیفزاید؛
3- و رفتارش شما را به بهشت علاقه‌مند کند.»

- به نظر شما حضرت عیسیٰ (ع) در هر داستان چه فرموده است؟
- با دوستان خود گفت‌وگو کنید، و برای هر دو داستان، عنوان مناسبی انتخاب کنید؛ سپس علّت انتخاب این عنوان‌ها را بگویید.

ایستگاه خلاقیت (صفحه 32 کتاب درسی)

 

داستان اوّل را به‌صورت نمایش خلّاق در کلاس اجرا کنید.

درس 4: از نوزاد بپرسید!