خانه
گاما

درسنامه آموزشی ادبیات فارسی کلاس هفتم

درس 2: چشمۀ معرفت

بازدید96/6 K
تاریخ بروزرسانی1401/01/15

در یکی از سال‌های نوجوانی که کنجکاوی خستگی‌ناپذیری داشتم، برای فراگرفتن و فهمیدن و به ویژه برای کشف کردن، سری به طبیعت روستا زدم.

با نگاه‌های کنجکاوانه و تشنه، به درس بزرگ طبیعت می‌نگریستم، گوش می‌دادم، چشم می‌دادم، دل می‌دادم و روحم چنان غرق فهمیدن بود که از هیجان می‌لرزید. احساس می‌کردم هم اکنون چشمه‌های معرفت از درون من سر باز خواهند کرد و آب‌های زلال و سرد و گوارای فهم و دانایی در من خواهد جوشید. من اکنون درست نمی‌دانم که در آن لحظه‌ها تا کجا می‌فهمیدم و نمی‌دانم چه فهمی از آن زیبایی‌ها و آفرینش الهی داشتم امّا یقین دارم که در کلاس شگفت آفرینش و زیبایی طبیعت، عظمت و جلال و جاذبهٔ خالق را با همهٔ وجودم لمس می‌کردم.

غرقهٔ شکوه و اعجاز زیبایی خلقت بودم که ناگهان نوازش لطیف و خنکی را در لای انگشتان پاهای برهنه‌ام احساس کردم؛ آب، جوشش چشمه‌ها! آب، این روح مُذاب امید و زندگی، تازه نفس، جوان، زلال و نیرومند با گام‌های استوار و امیدوار شتابان می‌رفت تا خود را به دهان خشک زمین و صدها کشتزار سوخته و نگاه‌های پژمردهٔ هزاران درخت تشنه برساند و در رگ‌های خشکیدهٔ جوی‌های مزرعه و کوچه‌باغ‌های مرده، جاری گردد.

سال دیگر که به روستا برگشتم، بر روی سبزه‌ها و کشته‌های سیراب، درختان سرسبز باغ و صحرا را دیدم که شاخهٔ دست‌های خویش را به آسمان برافراشته بودند و دعا می‌کردند و کودکان پرنشاطِ گل بوته‌ها و نوجوانان امیدوار ذرّت‌ها در گوش نسیم، آمین می‌گفتند و من با غرور و مهربانی و خشنودی، باغ و صحرا را تماشا می‌کردم و در درخت‌ها و بوته‌ها می‌نگریستم. گویی با هریک از آنان آشنایی دیرینه دارم و با همهٔ ساقه‌های سرسبز، رفیق و خویشاوندم. این نخستین باری بود که در برابر این همه عظمت و بزرگی و در میان این همه آفرینش خداوند، خود را که هنوز نوجوان بودم، بزرگ حس می‌کردم.

از صحرا باز می‌گشتم و نسیم، مانند مادری مهربان و آداب‌دان که به کودکان خویش، حق‌شناسی و ادب می‌آموزد، سرهای نهال‌های جوان و بوته‌های نوزاد خویش را به نشانهٔ احترام و وداع با من خم کرده بود و من در آخرین نقطهٔ دید که اندک اندک صحرا از نظرم ناپدید می‌شد، بار دیگر سرم را برگرداندم و با تکان دادن دست‌هایم به احساسات خاموش امّا سرشار از پاکی و صفای این طبیعت و سبزه‌های معصوم پاسخ می‌گفتم و به خالق آنها می‌اندیشیدم و این بیت «سعدی» را زمزمه می‌کردم:

«برگ درختان سبز، در نظر هوشیار

هر ورقش دفتری است، معرفت کردگار»

کویر، دکتر علی شریعتی (با اندکی تلخیص)

خودارزیابی (صفحهٔ 21 کتاب درسی)

 

1- در کلاس طبیعت چه زیبایی‌هایی را می‌توان درک کرد؟ عظمت، جلال و جاذبه‌ی خالق را می‌توان درک کرد.

2- این ابیات از بوستان سعدی با کدام بخش از درس ارتباط دارد؟

بر روی سبزه‌ها و کشته‌های سیراب، درختان سرسبز باغ و صحرا را دیدم که شاخه‌ی دست‌های خویش را به آسمان بر افراشته بودند و دعا می‌کردند.

برآرد تهی دست‌های نیاز

ز رحمت نگردد تهی دست باز

همه طاعت آرند و مسکین نیاز

بیا تا به درگاه مسکین نواز

چو شاخ برهنه برآریم دست

که بی‌رنگ از این بیش، نتوان نشست

3- نمونه‌های دیگری از زیبایی‌های آفرینش را بیان کنید. سبزه‌ها و کشته‌های سیراب، درختان سرسبز، باغ شاد و خرم، صحرا

دانش زبانی

نکتۀ اول

به این جمله‌ها توجّه کنید:
- غرقهٔ شکوه و اعجاز زیبایی خلقت بودم.
- آیا درختان سرسبز باغ و صحرا را دیدی؟
- به خالق این زیبایی‌ها بیندیش.
- آرزوهایتان چه رنگین است!

جملهٔ اوّل، خبری را به ما می‌دهد. به این گونه جمله‌ها «جملهٔ خبری» می‌گویند. جملهٔ دوم، چیزی را با آهنگ و لحن پرسشی مطرح می‌کند. به این دسته از جمله‌ها، «جملهٔ پرسشی» می‌گویند. جملهٔ سوم، انجام کاری را درخواست و یا خواستی را بیان می‌کند. به این جمله‌ها، «جملهٔ امری» می‌گویند. آخرین جمله، احساس ما را نسبت به چیزی یا کسی، نشان می‌دهد. به این گونه جمله‌ها «جملهٔ عاطفی» می‌گویند.

هر یک از این جمله‌ها با لحن و آهنگ مناسب خود بیان می‌شوند.

نکتۀ دوم

به واژه‌های زیر توجّه کنید:
- فهم، مفهوم، مفاهیم
- عجب، تعجّب، عجایب
- طفل، اطفال، طفولیت

با اندکی دقت در واژه‌ها، در می‌یابیم که هر گروه از واژه‌های بالا ویژگی‌های مشترکی دارند:
1- ریشه یا حروف اصلی آنها یکی است، مثلاً در گروه اوّل «فهم» و در گروه دوم «عجب» ریشهٔ اصلی کلمه است.
2- از نظر معنی، واژه‌های هر دسته معنای نزدیک به هم دارند.

به این واژه‌های هم ریشه که ارتباط معنایی با یکدیگر دارند، واژه‌های هم‌خانواده می‌گویند.

کار گروهی (صفحهٔ 22 کتاب درسی)

 

1- گفت‌وگوی جویبار و درخت تشنه را به صورت نمایشی اجرا کنید. به عهده دانش آموز با همکاری معلم

2- دربارهٔ لحن و شیوهٔ بیان انواع جمله، گفت‌وگو کنید. به عهده دانش آموز با همکاری معلم

نوشتن (صفحهٔ 22 کتاب درسی)

 

1- کلمه‌ها و ترکیب‌های مهمّ املایی درس را بنویسید.
غرق = فرو رفتن، چشمه‌ی معرفت = مبدأ آگاهی، نوجوانان امیدوار ذرت‌ها = بلال‌های ریز کوچک، کلاس شگفت آفرینش = آفریده‌های خدا، روح مذاب = هستی بخش جاری، رگ‌های خشکیده، جوی مزرعه =ریشه خشکیده درختان، کودکان پر نشاط گل بوته = غنچه‌های پر طراوت گل‌ها

2- برای هر کلمه، یک هم خانواده بنویسید.
اعجاز $ \leftarrow $ عجز، معجزه
غرق $ \leftarrow $ غریق، اغراق
نقطه $ \leftarrow $ نقاط
معصوم $ \leftarrow $ عصمت

3- در متن زیر چند غلط املایی وجود دارد؛ آنها را پیدا کنید و شکل صحیح آنها را بنویسید.
کودکان پر نشاط گل بوته‌ها و نوجوانان امیدوار زرّت‌ها در گوش نسیم عامین می‌گفتند و من با قرور و مهربانی و خشنودی، باغ و سحرا را تماشا می‌کردم.
زرت‌ها = ذرت‌ها
عامین= آمین
قرور= غرور
سحرا= صحرا

درک و دریافت (صفحهٔ 29 کتاب درسی)

 

1- به نظر شما کدام یک از شخصیت‌های داستان، اهمّیت بیشتری دارد، چرا؟

2- اگر شما به جای نویسنده بودید، داستان را چگونه تمام می‌کردید؟

درس 2: چشمۀ معرفت