شعرهای میهنی، برای بیان حسّ غرور، عظمت و افتخار ملّی سروده میشوند. به هنگام خواندن این گونه متنها باید با حفظ استواری کلام و تأکید بر واژگان کلیدی متن، همچون «وطن...» لحن مناسب و آهنگ حماسی را به کار گرفت.
ایران، سرزمینی بزرگ و عزیز و شکوهمند است. سرزمینی که دین و زبان و فرهنگ و جسم و جان من و تو در آن پرورش یافته و اکنون پارهای از پیکرهٔ ماست.
اگرچه در طول تاریخ، ستمها و گزندهای فراوانی دیده، امّا هرگز ایمان، عزّت و ارادهٔ استوار خود را از دست نداده است.
میهنی که در دوران دفاع مقدّس، لحظههای تلخ و شیرین بسیاری را به چشم دیده و گرمی خون دلاوران را بر پیکر خود احساس کرده است و شهدای بسیاری را در دل خود جای داده و از گستاخیها و بیرحمیهای دشمن، خون دلها خورده است.
در دوران جنگ تحمیلی، خیل عظیم نوجوانان و جوانان بسیجی و جان برکفان ارتشی و سپاهی، این پهنهٔ خدایی را به بنیانی استوار و سدّی نفوذناپذیر و پایدار در برابر هجوم وحشیانهٔ صدّام و حامیان امریکایی او، تبدیل کرد.
در آن ایّام که دشمن، از آسمان و زمین، آتش بمب و موشک بر سر مردم بیگناه این سرزمین فرو میریخت، ایران سرافراز هرگز رنگ نباخت و برخود نلرزید و جنبوجوش خود را رها نکرد؛ پابرجا ماند و درس پاکی، پایداری و پاسداری را به انسانهای آزاده و دلزندهٔ جهان آموخت.
آری، در دوران دفاع مقدّس، جوانان مؤمن و سربازان شجاع این ملّت در برابر تازش دشمن، به لطف پروردگار مهربان، حماسههای شگفتانگیز آفریدند و پس از پایان جنگ تحمیلی، همّت و تلاش همین سربازان سربلند و دلاوران رشید، با علم و دانش و تخصّص و تعهّد درآمیخت، تا حافظ آبروی این سرزمین آسمانی و بیانگر فکر ایرانی باشد.
امروز نوجوانان شاداب و باایمان و جوانان سرزنده و پاک آیین میهن اسلامی، همانند قلل، استوار و پایدارند که مایهٔ عزّت و افتخار نسلهای امروز و فردایند و سیمای وطن را به زیور و شکوه خلّاقیت و نوآوری میآرایند و به لطف خداوند بزرگ در همهٔ عرصهها و میدانها پرچم ایران اسلامی را با سرود سرفرازی و آزادمنشی برخواهند افراشت.
ای وطن، ای دل مرا مأوا
ای وطن، ای تن مرا مسکن
ای وطن من، تو جایگاهی برای امنیت و آسایش و پناهگاه من هستی.
ای وطن، ای تو نور و ما همه چشم
ای وطن، ای تو جان و ما همه تن ...
ای وطن، ما همه بینایی خود را از وجود تو میگیریم. ما بدنی هستیم که جان و روح ما تو هستی.
نکتهای گویمت که گر شنوی
شاد، مانی به جان و زنده به تن
نکتهای را میخواهم برای تو بازگو کنم که اگر بشنوی با دل و جانت شادمان میشود.
آدمی را چو هفت مهر به دل
نبُوَد کم شمار از اهریمن:
انسان باید محبت هفت چیز را در دل داشته باشد که اگر چنین نباشد این فرد را باید شیطان و دشمن تلقی کنی.
مهر ناموس و زندگانی و دین
عزّت و خاندان و مال و وطن
آن هفت محبت: علاقه به آبرو، زندگی، دین و مذهب، شرف و بزرگی، خانواده و دارایی و سرزمین
و آن که حبّ وطن نداشت به دا
مرده زان خوبتر به باور من
و کسی که میهن دوستی و علاقه به وطن را در دل نداسته باشد. به اعتقاد من مرده از چنین انسانی بهتر است.
1- در متن درس، سرزمین ایران با چه ویژگیهایی توصیف شده است؟ سرزمین بزرگ و عزیز و شکوهمند، سرزمینی خون دل خورده، سرزمین ستم دیده، سرزمین عزتمند و استوار، سرزمین آسمانی، لحظات تلخ و شیرین دیده و...
2- دربارۀ ارتباط حدیث «حبُّ الوطنِ مِنَ الایمان» با محتوای درس، توضیح دهید. حدیث، دوست داشتن وطن را از ایمان میداند و درس نیز عشق به میهن و علاقه به آن را جز عقیده و باور انسانها میداند.
3- به نظر شما برای عزّت و سربلندی ایران اسلامی در عرصههای جهانی چه باید کرد؟ باید عاقل بود و عاقلانه اندیشید به نیروهای داخلی اعتماد کرد، از منابع داخلی برای ساختن کشور استفاده کرد.
دانش زبانی: وابستههای اسم (2) صفت اشاره، صفت شمارشی
به جملههای زیر، توجّه کنید.
1- آن قهرمان، پیروز شد.
2- من این میز را ساختم.
در هر دو گروه اسمی مشخص شده، کلمۀ (آن، این) پیش از اسم، «صفت اشاره» است که دربارۀ دوری و نزدیکی آن اسم توضیح میدهد. چون صفت اشاره قبل از اسم میآید، «وابستۀ پیشین» اسم، خوانده میشود. اکنون جملههای زیر را بخوانید:
3- چهار دانش آموز به همان کلاس آمدند.
4- اوّلین گروه در همین مسابقه پیروز شدند.
به گروههای اسمی مشخص شده در جملههای 3 و 4 توجّه کنید. در هر دو گروه اسمی، کلمهای که قبل از اسم آمده است، صفت شمارشی است و دربارۀ شمار اسم توضیح میدهد. اعداد اصلی (یک، دو، سه و …) و ترتیبی (اوّلین، دومین، سومین و …) صفت شمارشی هستند. صفتهای شمارشی که پیش از اسم میآید ، وابستۀ پیشین اسم نامیده میشود. اکنون گروههای اسمی جملههای 1 تا 4 را به هسته و وابسته، تقسیم میکنیم.
| وابسته پیشین |
هسته |
| صفت اشاره |
صفت شمارشی |
| آن |
- |
قهرمان |
| این |
- |
میز |
| - |
چهار |
دانشآموز |
| همان |
- |
کلاس |
| - |
اوّلین |
گروه |
| همین |
- |
مسابقه |
1- نمونههایی از زیباییها و جاذبههای شهر و استان خود را بیان کنید.
2- دربارۀ راههای حفظ منابع طبیعی کشور عزیزمان، ایران، گفتوگو کنید. ایران سرزمین چهار فصل، سرزمین گسترده شده در شرق و غرب و شمال و جنوب با کوههای سر به فلک کشیده شده دشتهای فراخ، کویرهای زیبا، جنگلهای انبوه، باغهای پر میوه، زمینهای باردار و دریاهای نیلگون است. که گذشته از منابع طبیعی از منابع زیر زمینی عظیمی هم برخوردار است. بر ماست که قدر این منابع را بدانیم و آن را به آیندگانمان منتقل کنیم.
1- چهار واژهٔ مهمّ املایی از متن درس بیابید و برای هر کدام، یک متضاد و یک مترادف بنویسید.
| واژه |
مترادف |
متضاد |
| عظیم |
بزرگ |
صغیر |
| حامیان |
حمایت کننده |
دشمنان |
| رها |
آزاد |
اسیر |
| عزّت |
ارجمندی |
ذلت |
2- جملههای زیر را به اجزای آن تجزیه کنید؛ سپس هسته و نوع وابستۀ گروههای اسمی را مشخص کنید.
- دشمن بیرحم، بمب بر مردم بی گناه فرو میریخت.
دشمن (هسته)
بیرحم (صفت بیانی)
مردم (هسته)
بی گناه (صفت بیانی)
- این ملّت شجاع، در هشت سال، حماسههای شگفت انگیز آفریدند.
این (صفت اشاره)
ملّت (هسته)
شجاع (صفت بیانی)
هشت (صفت شمارشی ترتیبی)
سال (هسته)
حماسههای (هسته)
شگفت انگیز (صفت بیانی)
| نهاد |
مفعول |
متمم |
فعل |
| دشمن بیرحم |
بمب |
بر مردم بیگناه |
فرو میریختند |
| این ملت شجاع |
حماسههای شگفتانگیز |
در هشت سال |
آفریدند |
3- در متن درس، یک تشبیه بیابید و رکنهای اوّل و دوم آن را مشخص کنید.
جوانان سرزنده و پاک آیین میهن اسلامی (مشبه)، همانند (ادات) قلل (مشبه به) استوار و پایدارند (وجه شبه).
الفبای خطّ فارسی در مقایسه با الفبای خطهای مشهور دنیا، پرنقطهترین است؛ بنابراین، در نوشتن املا لازم است حرفهای یک نقطهای، دو نقطهای و سه نقطهای را بشناسیم و نقطۀ هر حرف را در جای خاصّ آن قرار دهیم. مثال: نزد - ترد- بنی - نبی
شعر خوانی: ای وطن من
ای ایستاده در چمنِ آفتابی معلوم
وطن من!
ای تواناترین مظلوم
ای وطن ای استوار در سرسبزی، ای آفتاب آشکار/ وطن من/ (ای وطن) مظلوم من که تواناترین و قویترین سرزمین هستی.
تو را دوست دارم!
ای آفتاب شمایلٍ دریا دل
که نام خیابانهایت را شهیدان برگزیدهاند
تو را دوست دارم. / ای وطن ای آفتاب صورت دریا دل / که نام خیابانهایت نام شهیدان است.
ای فروتن نیرومد!
ایستادهایم در کنار تو، سبز و بلند
ای وطن ای فروتن و ای نیرومند / من در کنار توام و از تو دفاع میکنم شاداب و سربلند
و تو آن درخت گردوی کهنسالی
و بیش از آنکه من خوف تبر را نگرانم،
و تو همانند درخت گردوی کهن سال و تناور هستی، (با عظمت و ابهت) / و قبل از آنکه من از ترس تبر نگران باشم.
تو ایستادهای
و پسران تو
مردان نیایش و شمشیرند
و مادران صبوری داری
تو (استوار) ایستادهای / و فرزندان تو / مردان عبادت و ستایش و مبارزه (با ظلم هستند) / و مادران تو بسیار شکیبا هستند.
و پدرانی به غایت، جرئتمند.
دوست دارم تو را
آن گونه که عشق را
و پدرانی کاملاً شجاع و نترس / تو را (ای وطن) دوست دارم. / تو را دوست دارم مانند دوست داشتن عشق
دریا را
آفتاب را...
ای مجمع الجزایر گلها، خوبیها!
مانند دوست داشتن دریا / مانند دوست داشتن آفتاب / (ای ایران) جزیره انواع گلها (بهترینها) و خوبیها
ای بهار استوار!
ای اقیانوس مواج عاطفه و خشونت...،
(ای وطن) ای سرزمین پر مهر و محبت و خشونت (با دشمنان)
ای شکیبایی شکوهمند!
کجای زمین از تو عاشقتر است؟...
من از تو بر نمیگردم تا بمیرم
ای شکیبا و صبور و با عظمت / کدام سرزمین (کشور) از تو عاشقتر و زیباتر است. / من به تو پشت نمیکنم و همیشه با توام تا بمیرم.
و مرگ در کنار تو زندگی است.
تو را دوست میدارم.
چقدر به اقیانوس میمانی!
و اگر در راه تو و در کنار تو بمیرم عین زندگی کردن است. (شهیدان زندهاند) تو را دوست دارم / چقدر مانند اقیانوس وسیع، عمیق و با عظمت هستی.
برای تو و به خاطر تو
ای پهلوان فروتن!
خدا چقدر مهربانیاش را وسعت داد
خدا به خاطر تو و برای تو / ای پهلوان فروتن مهربانیاش را به ملت ایران بیشتر کرد.
در دورهای کویر طبس
آن اتفاق
یادت هست؟
در کویر دور افتاده شهر طبس آن اتفاق (تلمیح به حمله آمریکاییها که در طبس به واسطه طوفان شن زمینگیر شدند) را به یاد میآوری؟
نه من بودم و نه هیچ کس
خدا بود و گردباد..
وطن من، آه ای پوپک مؤدب!
ای رویین تن متواضع!
ای متواضع رویین تن!
ای وطن من!
نه من بودم و نه هیچ کدام از مردم ایران / خدا و طوفان شن بود. / وطن من آه ای هدهد مؤدب و با شخصیت. / ای سرزمینی که هیچ چیزی در تو اثر ندارد با این همه متواضع و فروتنی / ای وطن من.
از آسمان سبز، سلمان هراتی
واژه نامه
پوپک: هُدهُد، شانه به سر
تأکید: استواری در کار، پافشاری
تعهّد: پیمان بستن، به عهده گرفتن
حبّ الوطن: میهن دوستی، عشق به سرزمین
حماسه: دلیری، شجاعت
خوف: ترس، بیم
خیل: جمع، گروه، دسته
رشید: خوش قد و قامت، دلیر
رویین تن: آنکه بدنی نیرومند دارد و ضربهٔ اسلحه بر او اثر ندارد.
شمایل: چهره، شکل، تصویر بزرگان دینی
عرصه: میدان، قلمرو
مأوا: پناهگاه، جای امن، جایگاه
متواضع: فروتن، افتاده
مجمع الجزایر: مجموعه ای از چند جزیره که در کنار یکدیگر قرار دارند.
موّاج: خروشان، پرموج و متلاطم
اعلام
ادیب الممالک فراهانی: (درگذشت 1335 ه.ق) میرزا محمدصادق امیری، معروف به ادیب الممالک، شاعر و روزنامهنگار عصر مشروطه بود. وی در سال 1277 ه.ق، در فراهان اراک زاده شد. پس از مهارت و شهرت در شاعری، مظفرالدّین شاه به او لقب ادیب الممالک داد.
سلمان هراتی: سلمان قنبر هراتی (آذرباد) در سال 1338 ه.ش در روستای مَزَردشت تنکابن، در خانوادهای مذهبی پا به عرصهٔ وجود نهاد. دوران ابتدایی را در روستا گذراند و از همان ابتدای جوانی، به دلیل فقر مادی، به شاگردی پرداخت و یا با چوپانان محلّی «گالشها» به چوپانی میرفت و از همین رهگذر با ترانههای محلّی آشنایی پیدا کرد. از سال 1352 به نوشتن روی آورد و سرودن شعر را آغاز کرد. فوق دیپلمش را در سال 1362 در رشتهٔ هنر گرفت و سپس به کار تدریس هنر در یکی از روستاهای تنکابن مشغول شد. سلمان با شعر ارزشی انقلاب، پیوندی ناگسستنی داشت؛ صمیمیت، سادگی و بیپیرایگی در اشعارش موج میزند. از سلمان هراتی، سه مجموعه با نامهای «از این ستاره تا آن ستاره»، «از آسمان سبز» و «دری به خانهٔ خورشید» به چاپ رسیده است. سلمان در ششم آبان ماه 1365 ه.ش در راه رفتن به مدرسهٔ محل کار خود بر اثر تصادف، جان باخت. آرامگاه وی در حوالی شهر تنکابن واقع شده و بیت زیر بر سنگ مزارش نوشته شده است: آه از پاییز سرد، ای کاش من / از تو باغی در بهاران داشتم آثار و مکانها ماندند.
از آسمان سبز: مجموعه شعری از «سلمان هراتی»، شاعر دورهٔ انقلاب اسلامی