خانه
گاما

درسنامه آموزشی فارسی کلاس ششم

درس 14: رازِ زندگی

بازدید150/6 K
تاریخ بروزرسانی1400/12/23

غنچه با دلِ گرفته گفت:
«زندگی لب ز خنده بستن است...
گوشه‌ای درون خود نشستن است!»

غنچه با ناراحتی گفت: زندگی نخندیدن و در گوشه‌ای تنها نشستن است.

گل به خنده گفت:
«زندگی شکفتن است... با زبان سبز، راز گفتن است!»

گل با خنده گفت: به راستی که زندگی مانند شکفتن یک گل است و گفتن رمز و راز با زبانی سبز مانند برگ گل‌ها و درختان است.

گفتگوی غنچه و گل از درون باغچه
باز هم به گوش می‌رسد.

همچنان گفت‌وگوی غنچه و گل از درون باغچه شنیده می‌شود.

تو چه فکر می‌کنی؟
کدام یک درست گفته‌اند...؟

نظر تو چیست؟ به نظرت کدام یک از آنها درست گفته‌اند؟

من فکر می‌کنم
گل به راز زندگی اشاره کرده است
هر چه باشد او گل است
گل، یکی دو پیرهن
بیشتر ز غنچه پاره کرده است.

من که فکر می‌کنم گل به راز زندگی پی برده و به آن اشاره کرده بالاخره او گل است و از غنچه تجربه‌ی بیشتری در زندگی دارد.

قیصر امین پور

درک مطلب (صفحهٔ 94 کتاب درسی)

 

1- نظر غنچه و گل را با هم مقایسه، و دو تفاوت آنها را بیان کنید.

2- به نظر شما راز زندگی چیست؟
حقیقت زندگی انسان و هدف از خلقت او محدود به این دنیا نیست. دنیا برای آخرت آفریده شده است. دنیا محلی برای آزمایش است؛ خداوند انسان را آفریده و او را راهنمایی نمود تا به کمال مطلوب نایل شود. بنابراین راز زندگی را باید در ایمان به خدا و توکل بر او و صبر و استقامت در سختی‌ها عنوان کرد.

3- منظور «گل یکی دو پیرهن بیشتر ز غنچه پاره کرده است» چیست؟ یعنی تجربه‌ی گل بیشتر است.

4- چرا شاعر «دل گرفته» را به «غنچه» و «خنده» را به «گل» نسبت داده است؟ با توجه به شکل غنچه و گل، شاعر این ویژگی‌ها را به آنها نسبت داده است.

کارگاه درس پژوهی (صفحهٔ 94 کتاب درسی)

 

1- الف) چند شیء انتخاب کنید و ویژگی‌های انسانی را به آنها نسبت دهید و داستانی کوتاه بسازید.
ب) بهترین داستان را با ذکر دلیل انتخاب کنید.

2- در شعر «شیر خدا» بیت «آن دَمِ صبحِ قیامتْ تأثیر / حلقه‌ی در، شد از او دامن گیر» به چه واقعه ای اشاره دارد؟ تحقیق کنید و به کلاس گزارش دهید.

درک و دریافت (صفحهٔ 96 کتاب درسی)

 

1- با توجّه به متن، مرد اسب سوار چه ویژگی‌هایی داشت؟ اسب سوار مردی خودبین بود که نه تنها به فکر انسان‌های دیگر نیست؛ بلکه اگر فرصت پیدا کند سو استفاده و دزدی هم می‌کند.

2- منظور بزّاز از گفتن اینکه «باید بار خودم را خودم به دوش بکشم» چه بود؟ منظور بزاز از این بود که بارش را به اسب سوار ندهد؛ زیرا فکر می‌کرد او دزد است.

3- پنج رویداد مهمّ داستان را به ترتیب بیان کنید. 
1- مرد بزاز از اسب سوار خواست که بارش را روی اسبش بگذارد. 2- اسب سوار درخواست بزاز را رد می‌کند. 3- اسب سوار با دیدن خرگوش سریع او را دنبال می‌کند. 4- اسب سوار فکر می‌کند تا بار مرد بزاز را بدزدد. 5- مرد بزازبا دیدن سرعت اسب بار خود را به اسب سوار نمی‌دهد.

درس 14: رازِ زندگی