خانه
گاما

درسنامه آموزشی فارسی کلاس ششم

درس 5: هفت خانِ رستم

بازدید356/2 K
تاریخ بروزرسانی1400/12/23

شاید شنیده باشید که هرگاه، کسی کار بسیار دشواری را با پیروزی به پایان برساند، می‌گویند «از هفت خانِ رستم»، گذشته است. هفت خان، نام هفت مرحله تا نبردهای رستم با نیروهای اهریمنی و گذشتن از دشواری‌ها است. یکی از زیباترین بخش‌های شاهنامه، «هفت خان رستم» است. هنگامی که کیکاووس، پادشاه ایران با شماری از بزرگان سپاه خود در چنگ دیوان مازندران گرفتار می‌شود، رستم در این زمان به سوی مازندران حرکت می‌کند تا آنان را از بند رهایی دهد.‌

در این نبردها، رستم به کمک اسب خود، رخش با شیر و اژدها پیکار می‌کند؛ دیوها را از پای در می‌آورد و بر جادوگران، پیروز می‌شود.

پهلوان برای نبرد با دشمن، سوار بر رخش از زابُلستان، راهی مازندران می‌شود. در خانِ اوّل، شیری قوی پنجه به او و اسبش حمله می‌آورد. رَخش، شیر را از هم می‌درد.

رستم در خان دوم، بیابانی سخت و راهی دراز را پشتِ سر نهاد، خسته و تشنه است؛ با جست‌وجوی فراوان، چشمه‌ای می‌یابد، آبی می‌نوشد و سر و تن می‌شوید و رخش را تیمار می‌کند و پس از نخجیر به خواب می‌رود و بدین سان، خان دوم را نیز با موفّقیت به فرجام می‌برد.

در این هنگام اژدهایی از راه می‌رسد و از دیدن رستم و اسبش به خشم می‌آید. رخش می‌کوشد تا با کوفتن سم بر زمین، رستم را از وجود اژدها آگاه کند؛ امّا هر بار که رستم دیده می‌گشاید، اژدها در تاریکی فرو می‌رود و از چشم او پنهان می‌شود. رستم در خشم می‌شود؛ به رخش پرخاش می‌کند؛ چون به خواب می‌رود، اژدها دوباره خود را به رخش می‌نمایاند.

بار سوم، رخش به تنگ می‌آید و چاره‌ای جز بیدار کردن رستم ندارد:

خروشید و جوشید و بَرکَند خاک

ز سُمّش زمین شد همه، چاک چاک

رخش شیهه کشید و خشم گین شد و به نشانه یورش سم خود را بر زمین کوبید به گونه ای که زمین زیر پایش کنده شد.

رستم بیدار می‌شود و اژدها را می‌بیند؛ به کمک رخش با اژدها نبردی سهمگین می‌کند و او را می‌کشد.

بزد تیغ و بنداخت از بَر، سرش

فرو ریخت چون رود، خون از بَرَش

رستم سر اژدها را از تنش جدا کرد و خون مانند رود از تن اژدها جاری شد.

رستم بار دیگر در چشمه، شست‌وشو می‌کند؛ آنگاه با خدای خود به راز و نیاز می‌پردازد و او را سپاس می‌گزارد و بدین سان، خان سوم به پایان می‌رسد.

در خان چهارم، رستم با جادوگری روبه‌رو می‌شود. جادوگر، نخست با قصد فریب و نیرنگ، نزد رستم می‌آید. پس از کمی گفت‌وگو، رستم به حیله‌گری او پی می‌برد و برای چیرگی بر او از خدا یاری می‌خواهد و سرانجام او را از پا در می‌آورد.

بینداخت چون باد، خَمِّ کمند

سرِ جادو آورد ناگه به بند

رستم طناب حلقه شده را با سرعت به سمت جادوگر انداخت و او را اسیر کرد.

میانش به خنجر به دو نیم کرد

دل جادوان زو پُر از بیم کرد

رستم کمر جادوگر را با خنجر نصف کرد و با این کار جادوگران دیگر از او بسیار ترسیدند.

در خان پنجم، رستم با پهلوانی به نام «اولاد» رویاروی می‌شود و او را به بند می‌کشد؛ سپس در خانِ ششم، رستم به کمک اولاد بر ارژنگ دیو چیره می‌شود و او را از پا در می‌آورد.

چو رستم بدیدش، برانگیخت اسب

بدو تاخت مانند آذر گشسب

هنگامی که رستم او را دید اسبش را با سرعت همانند آتش جهنده به سوی او دواند. 

سر و گوش بگرفت و یالش دلیر

سر از تن، بِکندش به کردارِ شیر

رستم شجاعانه سر و گوش و یالش را گرفت و مانند شیر با شجاعت سرش را از تنش جدا کرد.

در خان هفتم، رستم با بزرگِ دیوان یعنی «دیو سپید» به جنگ می‌پردازد و او را نیز از بین می‌برد؛ بدین گونه، رستم با گذاشتن هفت مرحله‌ی بسیار دشوار و خطرناک، یاران خود را از بند دیوان، نجات می‌دهد و به ستایش یزدان می‌پردازد:

ز بهر نیایش، سر و تن بشست

یکی پاک جایِ پرستش بجُست

برای عبادت سر و تن خود را شست و به دنبال جایی پاک و تمیز برای این کار گشت.

از آن پس نهاد از برِ خاک، سر

چنین گفت کای داورِ دادگر!

سپس سرش را بر خاک گذاشت (سجده کرد) و گفت ای پروردگار عادل

زِ هَر بد، تویی بندگان را پناه

تو دادی مرا، گُردی و دستگاه

در برابر هر بدی و آسیبی تو برای بندگان پناه هستی و تو هستی که به من زور پهلوانی و شکوه و عضمت دادی.

شاهنامه‌ی فردوسی، با تلخیص و بازنویسی

 

درک مطلب (صفحهٔ 41 کتاب درسی)

 

1- منظور از عبارت «از هفت خان گذشتن»، چیست؟ 
وقتی کسی کاری را با سختی و دشواری زیادی انجام دهد این عبارت را به کار می‌برند.

2- رستم در هفت خان چه مراحلی را پشت سر می‌گذارد؟
1- نبرد رخش با شیر 2- گذر از بیابان و گرفتار شدن در آن 3- نبرد با اژدها 4- نبرد با جادوگران 5- نبرد با اولاد دیو 6- نبرد با ارژنگ دیو 7- نبرد با دیو سپید.

3- به نظر شما چه نیرویی باعث شد رستم بتواند هفت خان را با موفّقیت پشت سر بگذارد؟
قدرت و اعتقاد به خداوند و توکل به او و نترسیدن از مشکلات پیش آمده

کارگاه درس پژوهی (صفحهٔ 48 کتاب درسی)

 

1- با مراجعه به کتابخانه، داستان دیگری از شاهنامه‌ی فردوسی انتخاب، و شخصیت‌های آن را مشخّص کنید.
داستان: رستم و سهراب
شخصیت‌های داستان: 
رستم: پهلوان ایرانی، همسر تهمینه، پدر سهراب
سهراب: پهلوان توران، فرزند رستم
افراسیاب: پادشاه توران
کیکاووس: پادشاه ایران

2- به نظر شما انسان دانا چه ویژگی‌هایی دارد؟ در گروه درباره‌ی آن گفت‌وگو، و فهرستی از این ویژگی‌ها تهیه کنید.
2- قبل از انجام کاری به عاقبت آن فکر می‌کند.
3- انسان دانا و راستگو است.
4- انسان دانا خوش اخلاق است و با مردم رابطه‌ی خوبی دارد.

3- از متن‌های این فصل چند جمله را انتخاب، و سپس نهاد و فعل آنها را مشخّص کنید.
- من هم مانند شما موجودی زنده هستم
نهاد: من | فعل: هستم
- دو کس رنج بیهوده بردند.
نهاد: دوکس | فعل: بردند

درس 5: هفت خانِ رستم