درسنامه آموزشی تاریخ اسلام (2) کلاس یازدهم معارف
درس 11: حکومت، جامعه و اقتصاد در عصر خوارزمشاهیان، مغول-تیموری
الف) اوضاع سیاسی
1- خوارزمشاهیان
خوارزم، یکی از مناطق آباد ایران زمین در قرون نخستین و میانهٔ اسلامی بود. به حاکمان ناحیه خوارزم، خوارزمشاه گفته میشد. خاندان حاکم بر این منطقه با وجود استقالل داخلی، از سلجوقیان اطاعت میکردند. پس از آنکه حکومت سلجوقی دچار ضعف و انحطاط شد، حاکم خوارزم ادعای استقلال کرد. جانشین او، با شکست دادن آخرین سلطان سلجوقی، بر بخش وسیعی از ایران تسلط یافت. پس از آن سلطان محمد خوارزمشاه نیز توسعه طلبی را وجههٔ همت خود قرار داد و با تسلط بر مناطق جدیدی، قلمرو خوارزمشاهیان را گسترش داد. در زمان سلطان محمد، روابط خوارزمشاهیان با خلافت عباسی، به تیرگی گرایید. خلیفهٔ عباسی که در آن زمان درصدد احیای قدرت سیاسی و نظامی خود بود، از تأیید حکومت خوارزمشاهیان خودداری کرد. به همین سبب سلطان محمد خوارزمشاه برای مقابله با عباسیان، یکی از سادات حسینی را به عنوان خلیفه اعلام کرد و به بغداد لشکر کشید؛ اما سپاه او در گردنهٔ اسدآباد همدان، بر اثر برف و سرمای شدید، متوقف شد.
2- هجوم مغول به ایران
مغولها، دستههایی از قبایل زردپوست بودند که در پی اقدامات سیاسی، نظامی و حقوقی چنگیز (تموچین) متحد و قدرتمند شدند. شرایط نامساعد طبیعی، پاسخگوی نیازهای اقتصادی آنها نبود و در نتیجه برای تأمین معاش خود به جنگ و هجوم به سرزمینهای دیگر روی آوردند.
موج اول حملهٔ مغول به ایران که با فرمان چنگیزخان انجام گرفت، شش سال طول کشید (616 ـ622ق). اختلاف سیاسی و درگیری حکومت خوارزمشاهی با خلافت عباسی، از یکسو موجب تفرقه و تضعیف قدرت جهان اسلام شد و از سوی دیگر سبب گردید که سلطان محمد خوارزمشاه از تهدیدات قدرت نوظهور مغولها غافل بماند. در چنین شرایطی بود که چنگیزخان مغول به بهانهٔ کشتار بازرگانان اعزامی خود در شهر مرزی اُترار، فرمان هجوم به ایران را صادر کرد. این هجوم با کشتار جمعیت، ویرانی شهرها، اسارت صنعتگران و هنرمندان، مهاجرت مردم، زوال اقتصاد کشاورزی و تعطیلی مراکز علمی و آموزشی در بخش وسیعی از ایران همراه بود و باعث نابسامانی اوضاع آن مناطق شد. حدود سی سال بعد، موج دیگری از حملات مغولها به فرماندهی هولاکوخان، نوهٔ چنگیزخان صورت گرفت و به تأسیس حکومت ایلخانان انجامید (654ق).
3- ایران در عهد ایلخانان
ایلخان به معنی «خان تابع» است و حکومت ایلخانی یا ایلخانان به حکومتی گفته میشود که پس از تسلط مغولان بر ایران به دست هولاکوخان نوهٔ چنگیزخان تشکیل شد. او در زمان فرمانروایی برادرش منگوقاآن، به منظور نظم بخشیدن به قلمرو مغول و گسترش فتوحات در غرب آسیا، به ایران لشکرکشی کرد (650ق). هولاکو، نخست قدرت اسماعیلیان را با گشودن قلعههای مستحکم آنان از بین برد. او سپس با تسخیر بغداد و کشتن خلیفهٔ عباسی، به حکومت خاندان بنیعباس پایان داد (656ق). مغولان پس از فتح بغداد، به شام یورش بردند، اما از سپاه حکومت مملوکان مصر شکست خوردند و از ادامهٔ پیشروی بازماندند.
فکر کنیم و پاسخ دهیم (صفحهٔ 104 کتاب درسی)
یکی از نتایج مهم لشکرکشی هولاکوخان، فتح بغداد و برانداختن خلافت عباسیان بود (656ق). به نظر شما این رویداد از نظر سیاسی و مذهبی چه آثار و پیامدهایی برای ایران داشت؟
در سراسر دورهٔ حاکمیت ایلخانان (654 ـ736ق) وضعیت یکسان و یکنواختی وجود نداشت. دورهٔ حاکمیت آنها را میتوان به دورهٔ نامسلمانی و دورهٔ مسلمانی تقسیم کرد. در دورهٔ نامسلمانی مغول، بزرگان ایرانی برای مهار خشونت و رفتارهای خودسرانهٔ فاتحان بودائی مغول، تلاشهای بسیاری کردند. دیوان سالاران، فلاسفه، شعرا و در رأس آنان کسانی چون خواجه نصیرالدین توسی، شمسالدین محمد جوینی و برادرش عطاملک جوینی کوشیدند تا مغولها را با فرهنگ ایرانی ـ اسلامی و آداب کشورداری آشنا کنند و زمینهٔ مسلمان شدن این قوم غالب را فراهم آورند. هنگامی که مغولها زمام امور را در ایران بهدست گرفتند، مظاهر تمدنی و فرهنگی ایرانیان مسلمان، توسط وزیران کاردان ایرانی، مجدداً بازآفرینی شد.
دوره شاهان مسلمان مغول در ایران از زمان غازان شروع شد. با مسلمان شدن غازان (694 ق) و بسیاری از شاهزادگان و خوانین، اسلام دین رسمی شد و در پرتوی تلاش تعدادی از وزرا و امیران مسلمان ایرانی و مغول در دربار غازان، اصلاحات گستردهای در عرصههای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی انجام گرفت. ایران که با سقوط خلافت عباسی و تشکیل حکومت ایلخانی، به لحاظ جغرافیایی و سیاسی، وضعیت منسجمتری یافته بود، در عهد سلطنت غازان به استقلال و اقتدار بیشتری رسید.
اُلجایتو جانشین غازان و پسرش ابوسعید نیز مسلمان بودند. مرگ ابوسعید، آخرین ایلخان مغول (736ق)، آغازگر چهار دهه آشفتگی سیاسی و نابسامانی نسبی در اوضاع اقتصادی و اجتماعی ایران بود که تا زمان قدرتگیری تیمور ادامه یافت. در این دوره، علاوه بر خانزادگانی از خاندان چنگیز و سرداران مغول که بر سر کسب قدرت رقابت و درگیری داشتند، چندین حکومت محلی غیرمغولی نیز در مناطق مختلف ایران بهوجود آمدند. حکومتهای شیعه مذهب سربداران و سادات مرعشی مازندران و سلسلهٔ آلمظفر از جملهٔ آنها بودند.

4- ایران در عهد تیموریان
تقریباً همزمان با زوال حکومت ایلخانان در ایران، حاکمان مغولی ماوراءالنهر نیز رو به ضعف نهادند و رقابت و درگیری شدیدی میان سران و فرماندهان قبایل برای کسب قدرت به وجود آمد. در این میان، تیمور گورکانی بر رقیبان خود غلبه کرد و حکومت ماوراءالنهر را بهدست گرفت (771ق). تیمور سپس طی سه مرحله یورش که همچون هجوم مغولها، با کشتار فراوان همراه بود، سرتاسر ایران را تحت سیطرهٔ خود درآورد. پس از مرگ تیمور، شاهرخ، پسر و جانشین او بر سراسر ایران حکومت کرد (حکـ 807 ـ850 ق). بعد از مرگ شاهرخ، شاهزادگان تیموری که بر مناطق مختلف حکومت میکردند، با یکدیگر به رقابت و ستیز برخاستند. در چنین اوضاع و احوالی بود که دو اتحادیهٔ قبیلهای متشکل از ترکمانان به نامهای قراقویونلو و آققویونلو بهترتیب با پیافکندن حکومتهایی، نواحی غربی و مرکزی ایران را تصرف کردند و حکومت تیموریان به مناطق شرقی ایران محدود شد. حکومت نوادگان تیمور بر ایران، در اوایل قرن دهم هجری با به قدرت رسیدن صفویان در ایران و تسلط ازبکان بر ماوراءالنهر به پایان رسید. مدتی بعد بابر، یکی از شاهزادگان تیموری، حکومتی را در هند بنیان گذاشت که به «گورکانیان هند» یا «مغولان کبیر» معروف شد.
ب) نظام اجتماعی و حقوقی
1- شهر و شهرنشینی
شهر و شهرنشینی در تمدن ایرانی، دارای پیشینهای کهن و جایگاه و اهمیت والایی بود. با هجوم مغول به ایران، زندگی شهری برای مدتی دچار وقفه و افول شد؛ زیرا، از یک طرف در جریان حملات مغولها شهرهای زیادی بهویژه شهرهای بزرگ و آباد در ماوراءالنهر و خراسان ویران شدند و عدهٔ زیادی از ساکنان آنها یا کشته شدند و یا به مناطق دیگری مهاجرت کردند. از طرف دیگر، یاسا به عنوان مجموعهٔ قوانینی که چنگیزخان تدوین کرده بود، به مغولها توصیه میکرد که از شهر و شهرنشینی دوری گزینند. مغولها حتی پس از تسخیر چین و ایران و تسلط بر شهرهای بزرگ و آباد، همچنان از شهر و شهرنشینی رویگردان بودند. از اینرو، سپاهیان و دیگر اعضای قبایل بیابانگردی که در زمان هجوم مغولها و پس از آن به ایران آمدند، به اصول و قواعد زندگی یکجانشینی پایبند نبودند و شرایط را برای یکجانشینان دشوار و غیرقابل تحمل میکردند. با این حال، پس از استقرار حکومت ایلخانی و در پی تلاشهای دیوان سالاران و فرهیختگان ایرانی برای مهار رفتار غیرمدنیِ مغولها، به تدریج شهر و شهرنشینی رونق یافت.
شهر و شهرنشینی در عصر تیموریان برخلاف اوایل دورهٔ مغول، دچار رکود و زوال نشد. تیمور با وجود یورشها و کشتارهای زیادی که انجام داد، به شهرسازی علاقهمند بود. او هنرمندان و صنعتگران شهرهایی را که فتح میکرد به سمرقند، پایتخت خود میفرستاد تا در آبادانی و زیبایی آن شهر بکوشند.
بحث و گفتوگو (صفحهٔ 108 کتاب درسی)
برداشت خود را از این جملهٔ معروف طنزآمیز که «تیمور دنیایی را ویران کرد تا شهری را آباد کند»، بیان نمایید.
جانشینان تیمور، سیاست جنگ و کشورگشایی او را کنار گذاشتند و به عمران و آبادی، علم، فرهنگ و هنر علاقه و توجه زیادی نشان دادند. به همین دلیل در دورهٔ آنان شهر و شهرسازی شکوفا شد و شهرهای هرات، شیراز، مشهد و یزد رشد و رونق چشمگیری یافتند.
2- قشرهای اجتماعی
یکی از ویژگیهای اجتماعی دوران فرمانروایی مغولان و تیموریان، دگرگونی نسبی در بافت قومی و جمعیتی ایران بود. هجوم مغولان، از نظر اجتماعی و اقتصادی، پیامدهای مختلفی به دنبال داشت و موجب کاهش جمعیت، مهاجرتهای گسترده، تخریب زیرساختهای اقتصادی و فرهنگی و زوال موقعیت اجتماعی ملاکین، عالمان، بازرگانان، دیوانسالاران و خاندانهای بانفوذ شد. علاوهبر آن، با هجوم مغولان، جمعیت قابل توجهی از اقوام مغول و غیرمغول به ایران وارد شدند و بافت قومی و جمعیتی جامعه ایرانی را تحت تأثیر قرار دادند.
3- نظام حقوقی و قضایی
بنیان قوانین جاری در ایرانِ دوران اسلامی، مبتنی بر دو سرچشمه شریعت اسلام و عُرف بود. محاکم سهگانهٔ شرع، مظالم و حِسبه بر اساس قوانین دینی و عرفی قضاوت میکردند. مغولها تا پیش از آنکه مسلمان شوند، بر پایهٔ مجموعهٔ قوانینی موسوم به یاسا عمل میکردند و دعاوی حقوقی آنها در دادگاهی موسوم به یَرغو و زیرنظر یَرغوچی حل و فصل میشد. پس از مسلمان شدن مغولها، یاسا و سنتهای مغولی تا حد زیادی از رونق افتاد، اما برخی از این سنن تا زمان تیموریان نیز ادامه داشت و به خصوص در امور سیاسی و لشکری بهکار گرفته میشد؛ به گونهای که تیمور نیز با وجود مسلمان بودن، به نسب مغولی خود و سنتهای مغولی افتخار میکرد و خود مجموعه قوانینی موسوم به تزوکات را به وجود آورد. با این حال در سراسر عهد تیموریان، قوانین شرعی و عرفی مبنای زندگی اجتماعی و داوری حقوقی ایرانیان بود.
پ) وضعیت اقتصادی
کشاورزی و تجارت
بخش عمدهٔ اقتصاد ایران در دوران اسلامی همچون عصر باستان، بر کشاورزی و تجارت استوار بود. هجوم مغولان و سیل بیابانگردانی که در زمان این هجوم و پس از آن به سوی ایران سرازیر شدند، آسیب جدی به فعالیتهای کشاورزی و نظام آبیاری وارد آورد، به گونهای که از تولید محصولات زراعی و درآمدهای حاصل از کشاورزی، بسیار کاسته شد. مناطق ماوراءالنهر و خراسان که در جریان تهاجم مغولان بیشترین خسارت را تحمل کردند، از جمله حاصلخیزترین و آبادترین مناطق ایران به شمار میرفتند. علاوهبر آن، بیگانگی مغولان با قواعد زندگیِ یک جانشینی و از جمله امور کشاورزی، نیز در بروز این وضعیت، مؤثر بود.
پس از آنکه مغولان جذب اسلام و فرهنگ ایرانی شدند و دیوان سالاران ایرانی نقش فعالی در ادارهٔ امور حکومت به عهده گرفتند، وضعیت کشاورزی و کشاورزان بهبود یافت. بخش عمدهای از اصلاحات غازان خان، از جمله اصلاح قوانین مالیاتی، بازسازی قناتها و شبکههای آبیاری و اصلاح نظام زمینداری، به منظور پیشرفت و رونق فعالیتهای بخش کشاورزی انجام گرفت.
برخلاف اقتصاد کشاورزی، اقتصاد شهری و تجاری در عصر مغول و تیموری وضعیت به مراتب بهتری داشت. کشورگشاییهای چنگیز و تیمور موجب شد که سرزمینهای وسیعی در قارهٔ پهناور آسیا به لحاظ سیاسی یکپارچه و متحد شوند و زمینهٔ توسعهٔ تجارت بینالمللی فراهم آید. در سراسر عهد مغول ـ تیموری کاروانهای تجاری در مسیرهای زمینی و دریایی در حال تردد بودند. در آن دوره، تجارت در مسیر جادهٔ ابریشم و راههای دریایی که از بنادر و جزایر ایرانی در خلیج فارس و دریای مکران (عمان) به هند و چین میرفت، پررونق بود. در مقایسه با مردم غیرشهری، بازاریان و صنعتگران از زندگی به مراتب بهتری برخوردار بودند.
فعالیت (صفحهٔ 109 کتاب درسی)
بررسی شواهد و مدارک
با راهنمایی دبیر متن زیر را بخوانید و به پرسشهای مربوط به آن پاسخ دهید.
«و این هرمز که آن را جَرون گویند در میان دریا بندری است که در روی زمین بَدَل ندارد.
تجار اقالیم سبعه از مصر و شام و روم و آذربایجان و عراق عرب و عجم و ممالک فارس و خراسان و ماوراءالنهر و ترکستان و مملکت دشت قبچاق و نواحی قَلماق و تمام بلاد شرق و چین و ماچین و خان بالیق، روی توجه به آن بندر دارند و مردم دریابار از حدود چین و جاوه و بنگاله و سیلان و... جزایر دیوه محل تا دیار بلیبار و حبش [حبشه] و زنگبار و بندرهای بیجانگر و گلبرگه و گجرات و کنبات (کنبایت) و سواحل بَرِ عرب تا عدن و جده و ینبوع نفایس و ظرایف، که ماه و آفتاب و فیض سحاب آن را آب و تاب داده و بر روی دریا توان آورد، به آن بلده آرند و مسافران عالم از هرجا آیند و هرچه آرند در برابر هرچه خواهند بی زیادتِ جستوجوی، در آن شهر یابند. هم نقد دهند و هم معاوضه کنند و دیوانیان از همه چیز، غیر از نقود زر و نقره، عُشر ستانند و اصحاب ادیان مختلفه بل کفار در آن شهر بسیارند و بیرون از عدل با هیچ آفریده معاملهای ندارند و به این سبب آن بلده را دارالامان گویند» (سمرقندی، مطلع سعدین و مجمع بحرین، جلد 3، صص 513 ـ514).
1- متن بالا بیانگر چه اطلاعاتی دربارهٔ وضعیت تجارت خارجی ایران و شُرکای بینالمللی آن در عصر تیموری است؟
2- از متن بالا چه برداشتی میتوان در خصوص شرایط بنادر و حملونقل دریایی ایران در دورهٔ تیموری کرد؟
3- متن بالا دلالت بر آن دارد که تجار ایرانی در زمان تیموریان با چه کشور و سرزمینهایی روابط تجاری داشتهاند؟ (5 کشور یا سرزمین را نام ببرید).
فرهنگ و هنر در عصر مغول ـ تیموری
ت) دین و اعتقادات در عصر مغول ـ تیموری (اسلامپذیری مغولان)
برخی مغولان در آغاز، پیرو آیینی ساده موسوم به شَمَنی بودند که زیر نظر روحانیانی با عنوان شَمَن اداره میشد. پیروان این آیین، مجموعهای از مظاهر طبیعت را میپرستیدند و هرچند به خدای بزرگ اعتقاد داشتند، اما خداپرستی آنان ناقص بود. برخی از مغولان نیز بودائی و اندکی مسیحی بودند.
اقوام مغول در مسائل دینی چندان تعصبی نداشتند و با پیروان دینهای دیگر با ملایمت برخورد میکردند. این مدارای اعتقادی (تسامح و تساهل)، هر چند از روی آگاهی نبود و بیشتر متأثر از شرایط زندگی آنها بود، اما در پذیرش دینهای مختلف از سوی فرمانروایان و بزرگان مغولی تأثیر بسزایی داشت. تسامح و تساهل دینی مغولان باعث شد که پیروان دینهای گوناگون در میان آنان به تبلیغ دین خود بپردازند. بزرگان ایرانی، شامل دیوان سالاران، عالمان و مشایخ صوفی به خوبی از این موقعیت برای مسلمان کردن ایلخانان و امیران مغول بهره بردند. در دوران پس از هجوم مغول به ایران، پیروان مذاهب و فرق اسلامی، به خصوص اهل تسنن، شیعیان و صوفیان، اختلاف و رقابت گذشتهٔ خود را کنار گذاشتند و متحد و یکدل برای مسلمان شدن مغولها تلاش کردند.
اسلام آوردن مغولان، یکی از رویدادهای مهم دورهٔ ایلخانان بود؛ زیرا در نتیجهٔ همنوایی دین و دولت و برتری شریعت اسلامی بر یاسای چنگیزی، حکومت ایلخانی ماهیت ایرانی ـ اسلامی یافت و موجب شد که مردم نسبت به آن احساس بیگانگی کمتری بکنند. همچنین با مسلمان شدن مغولها، نفوذ و قدرت ایرانیان در دربار ایلخانان و ادارهٔ حکومت بیش از پیش افزایش یافت و زمینه برای بازسازی ایران و انجام اصلاحاتی در امور سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی فراهم آمد.
در دورهٔ ایلخانان بهویژه به دنبال کوششهای علمی و فرهنگی خواجه نصیرالدین توسی و علامه حلّی، تشیع در ایران گسترش یافت. در آن زمان، نفوذ مذهب شیعه به حدی رسید که ایلخان اُلجایتو، جانشین غازان به این مذهب گروید.
تیمور و جانشینان او مسلمان بودند و اصحاب دین را مورد احترام قرار میدادند. در عصر تیموری، مدارس، مساجد و خانقاههای بسیاری ساخته شد. سلاطین تیموری پیرو مذهب تسنن بودند. در دوران حکومت آنان همچون عصر ایلخانان، شیعیان و صوفیان با محدودیت و سختگیری خاصی مواجه نبودند و آزادانه فعالیت میکردند. اتحاد و زندگی مسالمتآمیز پیروان مذاهب و فرق اسلامی و معتقدان به دینهای دیگر، از ویژگیهای شاخص عصر مغول ـ تیموری بود.
گسترش تصوف
یکی از تحولات مهم دوران ایلخانان و تیموریان، رشد قابل توجه تصوف و طریقتهای صوفیانه بود. هجوم ویرانگر و وحشتانگیز مغول به ایران و نگرانی و نا امیدیای که در جامعه ایجاد کرد، نقش مؤثری در روی آوردن مردم به عرفان و تصوف داشت. از اینرو، در عصر ایلخانان و تیموریان طریقتهای صوفیانهٔ بزرگی همچون صفویه، نعمتاللهیه، حروفیه، نوربخشیه، نقشبندیه، مشعشعیه و... ظهور کردند و یا فعالیت خود را گسترش بخشیدند. کثرت پیروان و مریدان طریقتهای صوفیانه، موجب افزایش نفوذ و موقعیت اجتماعی رهبران و مشایخ آن طریقتها شد. فرمانروایان و مقامهای سیاسی و نظامی نیز مشایخ صوفی را مورد تکریم و احترام قرار میدادند. علاوهبر آن، اموال و املاک فراوانی که نذر و وقف خانقاهها شد، تمکن مالی و قدرت اقتصادی مناسبی برای رهبران طریقتهای صوفی پدید آورد.
احترامی که بزرگان عرفان به حضرات معصومین روا داشتند، از مقدمات قدرت گرفتن صفویه در دورهٔ بعدی بود.
ث) هنر و معماری
قلمرو پهناوری که مغولها در بخش وسیعی از آسیا از چین تا دریای مدیترانه فتح کردند، دارای پیشینهٔ فرهنگی و هنری عظیم و پیشرفتهای بود. در نتیجهٔ فتوحات مغول، تجارب و سنتهای هنری و هنرمندان سرزمینهای فتح شده با یکدیگر پیوند خوردند و زمینهٔ مناسبی برای شکوفایی هنر در دوران ایلخانان و تیموریان فراهم شد. پیدایش مراکز بزرگ فرهنگی و هنری در شهرهای مختلف، به خصوص مراغه، تبریز، شیراز، یزد، هرات و سمرقند و تأسیس کتابخانههای عظیم در این شهرها، تأثیر ژرفی بر رونق فرهنگ و هنر در این دوران نهاد.
1- نگارگری و خوشنویسی
هنر نگارگری و نقاشی و کتاب آرایی در عصر ایلخانی و تیموری رونق و رشد بسزایی داشت. در عصر ایلخانان، هنر نگارگری که تلفیقی از سنتهای نقاشی ایرانی و چینی بود، بیشتر در کتابآرایی و مصور ساختن کتابهای تاریخی و متون ادبی و نیز کتابهای پزشکی، جانورشناسی و نجوم جلوهگر شد. ایلخانان مغول از مشوقان پدید آوردن شاهنامههای مصور بهشمار میروند. نمونهٔ باقیماندهٔ آن، شاهنامهٔ بزرگ ایلخانی است.
هنر نقاشی نیز در این دوره رشد قابل توجهی یافت. همچنین شهر هرات در زمان شاهرخ تیموری و جانشینانش به خاطر داشتن ثروت هنگفت، کتابخانههای بزرگ و هنرمندان نامدار به یکی از کانونهای بزرگ علمی، فرهنگی و هنری جهان اسلام تبدیل شد.
نامورترین نقاش عصر تیموری کمالالدین بهزاد بود که آثار و مکتب نگارگری او سرآغاز دگرگونی عظیمی در نقاشی بهشمار میآید.
2- معماری
هجوم ویرانگر چنگیزخان مغول به ایران که با ویرانی شهرها و نابودی بسیاری از آثار فرهنگی و هنری همراه بود، برای مدتی فعالیتهای معماری را متوقف و یا کُند کرد؛ اما دیری نپایید که جانشینان او تحت تأثیر فرهنگ و هنر ایرانی ـ اسلامی و با راهنمایی و تشویق فرهیختگان ایرانی به هنر و معماری تمایل نشان دادند و به بازسازی ویرانیها، برپا ساختن شهرها و پدید آوردن آثار هنری پرداختند.
تیمور نیز گرچه در کشتار مردم دست کمی از مغولان نداشت، اما در ویرانگری به پای آنان نمیرسید. او با گرد آوردن هنرمندان و معماران بزرگِ سرزمینهای فتح شده در سمرقند، به عمران و آبادانی پایتخت خود همت گماشت. معماری ایرانی در دورهٔ جانشینان تیمور بهویژه در عصر شاهرخ و همسرش گوهرشاد بیگم به عظمت و شکوفایی کمنظیری دست یافت.
| دوره | فرمانروا | آثار برجسته معماری |
|---|---|---|
| ایلخانان | هولاکوخان | کاخ و معبدی بودایی در خوی؛ رصدخانۀ مراغه |
| غازانخان | شَنپ یا شام غازان در تبریز شامل 12 بنای مهم از قبیل مسجد، کاخ، مدرسه، بیمارستان، کتابخانه و جز آن؛ مسجدی بزرگ و گرمابهای وابسته به آن در شهرهای مختلف | |
| الجایتو | گنبد سلطانیه؛ محراب مسجد جامع اصفهان | |
| ابوسعید | ارگ علیشاه در تبریز؛ کاخ غفاری در مراغه | |
| تیموریان | تیمور | مسجد بیبی خانم سمرقند |
| شاهرخ میرزا | مجموعۀ تاریخی امیرچخماق یزد شامل بازار، تکیه، مسجد و آبانبار، سردر و منارههای مسجد جامع یزد؛ مدرسۀ دو درِ مشهد؛ مدرسۀ غیاثیه خرگرد خواف | |
| گوهرشاد بیگم | مسجد گوهرشاد مشهد؛ مسجد، مدرسه و خانقاه گوهرشاد در هرات | |
| سلطان حسین میرزا بایقرا | مدرسۀ سلطان حسین میرزا بایقرا در هرات | |
| اُلُغبیگ میرزا | رصدخانۀ سمرقند؛ مدرسۀ الغبیگ در بخارا |
ج) علم و ادب
آثار و نتایج هجوم مغولان همچون قتل و مهاجرت اندیشمندان و عالمان، تخریب و تعطیلی مدارس، کتابخانهها و مساجد، برای مدتی سرزمین ما را با رکود علمی و ادبی مواجه کرد. با این حال، به دنبال تشکیل حکومت ایلخانان و گرایش مغولان به اسلام و نیز با افزایش قدرت سیاسی وزیران ایرانی و مسلمان، بهتدریج شرایط برای احیای فعالیتهای علمی و آموزشی در ایران فراهم آمد.
1- ادبیات و تاریخنگاری
در دورهٔ فرمانروایی ایلخانان، زبان فارسی در قلمرو نظم و نثر روبه رشد گذاشت و به احیا و تقویت هویت ایرانی کمک کرد. در این دوره، شعر حماسی و شاهنامه سرایی متداول بود. در عصر تیموری، شعر و شاعری رواج بیشتری یافت.
فکر کنیم و پاسخ دهیم (صفحهٔ 114 کتاب درسی)
به نظر شما دلیل توجه به منظومههای حماسی تاریخی در دوران ایلخانی و تیموری چه بوده است؟
تاریخ، از جمله علومی بود که در عصر ایلخانان و تا حدودی دورهٔ تیموریان رواج و پیشرفت چشمگیری داشت و کتابهای تاریخی به جا مانده از دوران مذکور به زبان فارسی، در زمرهٔ بهترین تاریخنگاریهای جهان اسلام تا آن زمان به حساب میآیند. علاقهمندی ایلخانان و فرمانروایان تیموری به جاودانه ساختن کشورگشایی و موفقیتهای سیاسی و نظامی خود و خودآگاهی رجال ایرانی، تأثیر بسزایی بر رشد و شکوفایی تاریخنگاری در آن عصر نهاد.
| نام اثر | نویسنده و توضیحات |
|---|---|
| تاریخ جهانگشا | عطاملک جوینی (658ق) |
| جامعالتواریخ | خواجه رشیدالدین فضلالله همدانی (645–717ق) |
| تاریخ گزیده | حمدالله مستوفی (730ق) |
| تاریخ وصاف | شرفالدین عبدالله بن فضلالله شیرازی، مشهور به وصاف (663–728ق) |
| تاریخ بَناکَتی | فخرالدین ابوسلیمان داوود بن ابوالفضل بَناکَتی (د 731 ق)، مورخ و شاعر |
| مجمعالانساب | محمد بن علی شبانکارهای، وی تألیف این کتاب را که در تاریخ عمومی ایران است در سال 733ق آغاز و در 736ق به پایان رسانید و تقدیم سلطان ابوسعید مغول کرد. |
| ظفرنامه شامی یا تاریخ فتوحات امیرتیمور گورکانی | نظامالدین عبدالواسع شامی، از مورخان و شاعران سدههای هشتم و نهم هجری |
| ظفرنامه | شرفالدین علی یزدی در 831ق نگارش ظفرنامه را که اختصاص به تاریخ زندگانی تیمور دارد، به پایان رسانید. |
| زبدةالتواریخ | شهابالدین عبدالله بن لطفالله خوافی، مشهور به حافظ ابرو (درگذشت 833ق)، تاریخنگار و جغرافینویس عصر تیموری |
| مطلع سعدین و مجمع بحرین | کمالالدین عبدالرزاق سمرقندی (816–877ق)، موضوع کتاب حوادث تاریخی ایران از 704 تا پایان 873ق را در بر میگیرد. |
| روضهالصفا فی سیرةالأنبیا و الملوک و الخلفاء | محمدبن خاوندشاه، مشهور به میرخواند (837- 903 یا 904 ق). کتاب روضهالصفا یک نوع تاریخ عمومی ایران است. |
2- دانشهای دیگر
برخی علوم مورد نیاز ایلخانان از قبیل ریاضیات، نجوم، پزشکی و علوم دیگری از قبیل فلسفه، عرفان و فقه از رونق خاصی برخوردار بودند و آثار مهمی در این رشتهها تدوین شد. نقش خواجه نصیرالدین توسی در این عرصه بسیار مهم بود. وی بسیاری از دانشمندان متواری در برابر هجوم مغولان را به ایران برگرداند و با تجمع ایشان در مرکز علمی رصدخانهٔ مراغه زمینهٔ فعالیتهای علمی آنها را هموار کرد. در عصر تیموریان نیز علوم مختلف رونق داشتند و بهویژه معارف دینی از اقبال بیشتری برخوردار بودند. مراکز علمی و کتابخانههای شهرهای هرات و سمرقند در زمان جانشینان تیمور بسیار فعال بودند و طالبان علم را از سراسر ایران و جهان اسلام به خود جذب میکردند. وجود شمار قابل توجه دانشمندانی که در رشتههای مختلف علمی تبحر داشتند، نشانهای از رشد و رونق علوم مختلف در دورهٔ تیموری است.
پرسشهای نمونه (قسمت 116 کتاب درسی)
1- موج اول حملهٔ مغول به ایران چه پیامدهایی داشت؟
2- مهمترین رسالتی که دیوان سالاران و عالمان ایرانی در دورهٔ نامسلمانی مغولها بهعهده گرفتند چه بود؟ توضیح دهید.
3- فراز و فرود شهر و شهرنشینی را در دورهٔ ایلخانان بررسی و تحلیل کنید.
4- قشربندی اجتماعی ایران در عصر ایلخانی چه وضعیتی داشت؟
5- وضعیت تجارت ایران در عصر ایلخانان و عوامل مؤثر بر آن را شرح دهید.
6- تسامح و تساهل دینی مغولها چه تأثیری بر اسلامپذیری آنها داشت؟
7- علل رشد تصوف را در دوران مغولان و تیموریان شرح دهید.
8- زمینههای رشد هنر را در عصر تیموری بیان کنید.