درسنامه آموزشی تاریخ (2) کلاس یازدهم معارف
درس 13: فرهنگ و تمدن اسلامی (2)
تأثیر و نفوذ تمدن اسلامی در اروپا
بیتردید، اروپاییان مدیون پیشرفتهای تمدنی مسلمانان در سدههای اولیهاند. آنان خود به این حقیقت انکارناپذیر، آگاه و معترفاند. این تأثیرگذاری، ناشی از زمینهها و عواملی بود که عرصه را برای انتقال دستاوردهای تمدنی اسلام به اروپا آماده و مهیا میساخت و عبارتاند از:
1- انحطاط فرهنگی و تمدنی اروپاییان: اروپای معاصر با ظهور اسلام، به عللی، دچار انحطاطِ فرهنگی و عقب ماندگی تمدنی بود؛ عللی همچون: اختلافات طبقاتی و شکاف عمیق میان فقیران و ثروتمندان، وجود نظام بردهداری و نژادپرستی، رفتارهای غیر انسانی اشراف در برخورد با بردگان و فرودستان ـ همچون درگیر کردن گلادیاتورها با هم، برای تفریح اشراف ـ، همراهی رهبران کلیسا با طبقات اشراف و نیز مقابلۀ آنان با نوآوریهای علمی دانشمندان، به بهانهٔ پایبندی به تعالیم کتاب مقدس مسیحیان؛ زیرا بر اساس اعتقادات رهبران کلیسا، در صورت تعارضِ آموزههای کتاب مقدس با عقل و علم، آنچه مقدم میشد کتاب مقدس بود. این در حالی است که قرآن کریم، کتاب مقدس مسیحیان را تحریف شده معرفی کرده است.
2- پویایی و اعتلای فرهنگ و تمدن اسلامی: از آنجا که پشتوانهٔ فرهنگی و تمدنی مسلمانان، کتاب آسمانی قرآن و آموزههای دینی رسول خدا بود و هیچ یک ـ برخلاف مسیحیت ـ مخالفتی با عقل و علم نداشت، بنابراین، مسلمانان توانستند در مدت کوتاهی به پیشرفتهای شگفتی دست یابند. اروپاییان نیز که محتوای آموزههای دین اسلام را برتر از تعالیم کلیسا مییافتند، به مرور، علاوه بر تأثیرپذیری دینی از مسلمانان، در پیشرفتهای تمدنی نیز به این سو روی آوردند.
3- فتح اندلس و جنگهای صلیبی: رخداد فتح اندلس و تشکیل حکومت مسلمانان در آنجا به مدت چند سده، و نیز حملات مسیحیان به قلمرو اسلامی در جنگهای صلیبی، زمینهٔ آشنایی هر چه بیشتر مسیحیان اروپا با مسلمانان و پیشرفتهای علمی و تمدنی آنان را فراهم ساخت. سخن مونتگمری وات در این باره چنین است:
«از نظر فرهنگی، جنگجویان مسیحی در شرق، برخی از جنبههای زندگی اسلامی را تجربه و سعی کردند هنگامی که به اروپا بازگشتند از آن تبعیت نمایند و تعداد کمی از کتابهای عربی نیز در مناطق مسیحی نشین به لاتین ترجمه شد».
4- مهاجرتها و روابط تجاری مسلمانان و مسیحیان: مهاجرت مسلمانان به سرزمینهای مسیحینشین از همان آغاز ظهور اسلام، با هجرت جعفر بن ابیطالب و بیش از 100 مسلمان به حبشه آغاز شد. با گسترش قلمرو اسلامی و فتح مناطق تحت قلمرو رومیان ـ همچون سرزمین شام ـ روابط مسلمانان و مسیحیان گستردهتر شد. فتح اندلس نیز بر دامنه این روابط افزود؛ و در نتیجه، این مهاجرتها و روابط متقابل تجاری، زمینهٔ خوبی را برای انتقال فرهنگ اسلامی و تجربیات تمدنی به اروپا فراهم ساخت.
5- ترجمهٔ آثار اسلامی به زبانهای اروپایی: در درسهای پیشین خواندید که در جریان نهضت ترجمه، بسیاری از آثار غربیان به عربی ترجمه شد. اما پس از گذشت چند سده، این اروپاییان بودند که خود را نیازمند ترجمهٔ آثار مسلمانان به زبانهای خودشان میدیدند؛ زیرا:
الف) پیشرفتهای علمی و فرهنگی مسلمانان موجب رغبت اروپاییان به ترجمهٔ این آثار شد.
ب) دانشمندان مسیحی اکنون، خود را از ترجمهٔ آثار دانشمندان یونانی عاجز میدیدند؛ زیرا میان آنان و زبان اصلی این کتابها فاصله افتاده بود؛ از اینرو، ناچار بودند از ترجمههای عربی این آثار استفاده کنند.
عرصههای تأثیر پذیری اروپاییان از تمدن اسلامی
تعیین دقیق میزان و چگونگی ورود و نفوذ فرهنگ و تمدن اسلامی به اروپا امکانپذیر نیست؛ زیرا این رخداد به صورت تدریجی، طی چند سده انجام یافته است. اما شاید بتوان بعضی از عرصههای علمی و تمدنی که به صورت محسوسی به اروپا انتقال داشته را شناسایی کرد. این عرصهها عبارتاند از: علوم عقلی و فلسفه، الهیات، طبّ، نجوم، ریاضیات، شیمی، ادبیات، جغرافیا، دریانوردی، تجارت، صنعت، مهندسی، هنرهای معماری، خوشنویسی، حجاری، منبت کاری و فلزکاری.
ویل دورانت ـ مؤلف شهیر تاریخ تمدن ـ در این باره چنین گفته:
«اسلام در جهان مسیحی، نفوذ گوناگون و بسیار داشت. اروپای مسیحی، غذاها، شربتها، دارو و درمان، اسلحه و استفاده از نشانهای مخصوص خانوادگی، سلیقه و ذوق هنری، ابزار و فنون، صنعت و تجارت و قوانین و راههای دریایی را از اسلام فرا گرفت و غالباً لغات آن را نیز از مسلمانان اقتباس کرد».
مونتگمری وات نیز گفته است:
«هنوز هم نشانههایی در زبان اسپانیایی وجود دارد که اشاره به این نکته است که عربها مسئولیت عمدهٔ معماری و خانهسازی را در اسپانیا بر عهده داشته اند».
رکود و کم تحرکی تمدن اسلامی
«قدر مسلم این است که پدیدهای درخشان و چراغی نورافشان به نام تمدن اسلامی، قرنها در جهان وجود داشته و سپس این پدیده، کم فروغ و سرانجام چراغ خاموش شده است و امروز مسلمانان در مقایسه با بسیاری از ملل جهان و نسبت به گذشتهٔ پرافتخار خودشان، در حال انحطاط و وضع رقت باری به سر میبرند. طبعاً این پرسش پیش میآید که چطور شد مسلمانان پس از آن همه پیشرفت و ترقی در علوم و معارف و صنایع و نظامات، به قهقرا برگشتند؟ مسئول این انحطاط و سیر قهقرایی چیست و کیست؟»
چنان که در سخنان شهید مطهری اشاره شده، تمدن اسلامی پس از پیدایش و رسیدن به دورهٔ شکوفایی و رشد، متأسفانه بر اثر عواملی، گرفتار ضعف، رکود و ایستایی شد. این سخن به معنای نابودی این تمدن نیست؛ زیرا مظاهر تمدن اسلامی گسترده و فراگیر بود و هرگز نابود نشد، اما در ادامهٔ حیاتِ خود، نه تنها آن سیر صعودی را ادامه نداد؛ بلکه در برخی عرصهها دچار سیر نزولی نیز شد. درک گسترۀ این رکود و عوامل واقعی آن چندان آسان نیست؛ زیرا میان ما و آن عصر، فاصلهٔ زیادی وجود دارد، اما در مجموع میتوان مهمترین عوامل را شناسایی کرد. نویسندگان تاریخ تمدن اسلامی معمولاً این عوامل را در دو بخش داخلی و خارجی بررسی میکنند. اما بر اساس آموزههای قرآنی، پیش از تأثیرگذاری عوامل خارجی، این خود انسانها هستند که با رفتارها و خصلتهای درونیشان، زمینههای صعود یا سقوط خود را فراهم میسازند:
«... همانا خداوند آنچه را که گروهی دارند [از نعمتها]، دگرگون نمیکند تا آنگاه که آنچه را در خودشان است؛ یعنی صفات و اعمال خود را دگرگون کنند».
عوامل رکود تمدن اسلامی
الف) عوامل داخلی رکود تمدن اسلامی
1- دنیاگرایی، تجمل طلبی و دوری از اسلام اصیل: اسلام دارای جذابیتهای ذاتی است و توان ایجاد تمدن بزرگ جهانی را در راستای خداپرستی و عدالت داراست، اما متأسفانه، مسلمانان و حکومتهای آنان، پس از رحلت رسول خدا گرفتار انحرافی تدریجی گشتند. اصول و فروع دین گرفتار تحریف شد، حکومتهای اموی و عباسی به تجمل و عشرتطلبی روی آوردند و عالمان دینی نیز با حکومتها همراه گشته، و مخالفان نیز به بند کشیده شدند. بدین ترتیب، نه تنها شرایط پدید آمدن تمدن فراگیر جهانی فراهم نشد؛ بلکه همان تمدن پدید آمده نیز دچار سستی و رکود شد.
2- ظلم و استبداد حکومتها: حکومتهای بنیامیه و بنیعباس و نیز برخی از حاکمیتهای کوچک، گرفتار استبداد، ظلم و خودکامگی بودند. سیاست مدارا و تحمل مخالفان وجود نداشت؛ از اینرو، به مرور، نارضایتی عمومی و بیثباتی حکومتها و جوامع پدید آمد. در چنین فضایی، نباید انتظار تمدنی رو به پیشرفت و گسترش را داشت.
3- جنگهای داخلی و تجزیهٔ قلمرو اسلامی: در طول دورۀ حاکمیت عباسیان، ضعف و فساد آنان موجب شد نقاط مختلفِ قلمرو اسلامی درگیر جنگها و هرج و مرجهای شدیدی شود که تشکیل حکومتهای کوچک و بزرگی در نواحی گوناگون را به دنبال داشت. تجزیهٔ قلمرو اسلامی تا اواخر قرن پنجم هجری ادامه داشت.
ب) عوامل خارجی رکود تمدن اسلامی
1- جنگهای صلیبی: در سدههای 12 و 13 م./ 6 و 7ق. سلسله جنگهایی با عنوان جنگهای صلیبی از سوی مسیحیان اروپا و با تحریک رهبران کلیسا بر ضدّ مسلمانان به وقوع پیوست. وجود آشفتگی، هرج و مرج و فقر در اروپا از عوامل روی آوردن مسیحیان به این جنگها بود. آنان در نوامبر سال 1095 م. با تحریک پاپ اوربانوس دوم حملات خود را آغاز کردند. وی، طی خطابهای، تعدّی ترکان سلجوقی نسبت به زائران مسیحی را بهانهٔ دعوت مسیحیان به جنگ قرار داد. او به مسیحیان وعده داد که عزیمت به این جنگ، به منزلهٔ توبه و کفاره گناهان خواهد بود. در طی این جنگ و جنگهای بعدی، کشتارهای وسیعی صورت گرفت؛ به عنوان مثال، مسیحیان پس از تصرف بیت المقدس به پاپ چنین خبر دادند: «اگر میخواهید بدانید بر سر دشمن ما چه آمد، همین بس که اسبهای ما در ایوان سلیمان و معبد او، تا زانو در خون مسلمین شناور بود.»
گفتنی است در سومین جنگ صلیبی، صلاح الدین ایوبی موفق شد در سال 1187 م./ 583 ق. بیت المقدس را از دست مسیحیان خارج سازد. در مجموع، جنگ های صلیبی برای اروپاییان - به لحاظ تمدنی - بسیار پر سود بود؛ زیرا از دنیای وحشیانه و پرظلمت و جهالت اروپا توانستند با تمدن درخشان اسلامی آشنا شده و این تجربیات را با خود به اروپا ببرند.
2- حملات مغولان: همانطور که در درس 11 خواندید مغولان از اوایل سدهٔ هفتم هجری، حملات خود به سرزمینهای اسلامی را آغاز کردند. متأسفانه، خوی وحشیگری و ضد تمدنی این مردم بیابان نشین سبب شد علاوه بر قتل عام گستردهٔ ساکنان سرزمینهای اسلامی، آثار فرهنگی و تمدنی مسلمانان را نیز به نابودی کشند. بسیاری از کتابخانهها را به آتش کشیدند و آثار هنری و معماری را از بین بردند. سرانجام حکومت بنیعباس را نیز در سال 656 ق. ساقط کردند.
3- سقوط اندلس: آندلس، نامی است که مسلمانان به بخشی از شبهجزیره ایبری، واقع در جنوب اسپانیا و جنوب شرقی برتغال و گاه به تمام آن دادهاند. مسلمانان در اواخر سده اول هجری این منطقه را فتح کردند. حکومت مسلمانان در اندلس را میتوان به سه دوره تقسیم کرد:
1- دوره حاکمیت والیان دست نشانده امویان (138ـ93 ق.)
2- دوره حاکمیت مستقیم امویان پس از سقوط خلافت امویان در دمشق و فرار بقایای آنان به اندلس (422ـ138ق.)
3- دوره معروف به حاکمیت ملوکالطوایفی (897ـ422 ق.)
دوره حاکمیت مسلمانان در اندلس با پیشرفتهای شگرف علمی و تمدنی همراه بود. اما متأسفانه سقوط دولتهای مسلمان اندلس و تصرف مجدد آن بهوسیله مسیحیان اروپا، تنها خاطرات و آثار محدودی از مظاهر تمدن اسلامی را بر جای نهاد.
فکر کنیم و پاسخ دهیم (صفحهٔ 136 کتاب درسی)
دربارهٔ عوامل داخلی و خارجی رکود تمدن اسلامی ـ بر اساس آموختههایتان ـ بیشتر فکر کنید. آیا عوامل دیگری در این رخداد مؤثر بودهاند؟ از این حقیقت تلخ چگونه برای وضع کنونی امت اسلامی میتوان درس گرفت؟
خیزش و رکود مجدد تمدن اسلامی
چنان که قبلاً اشاره شد، تمدن اسلامی پس از پیدایش و شکوفایی، هرگز نابود نشد، اما دورههایی از رکود و ضعف را سپری کرد. از شواهد این مدعا آنکه مغولان هر چند خسارات زیادی به تمدن اسلامی وارد ساختند، اما پس از چندی خود آنان به اسلام گرویدند و برخی از آثار تمدنی را پدید آوردند. از سدهٔ هشتم هجری به بعد، در سه نقطهٔ مهم از قلمرو اسلامی، سه دولت مقتدر پدید آمد که هریک، سهم بسزایی در احیای مجدد تمدن اسلامی داشت: دولت عثمانی در ترکیهٔ امروزی و ممالک همجوار، دولت صفویه در ایران، و دولت گورکانی در هند. (با این سه دولت به طور مشروح در سال آینده آشنا خواهید شد).
با سقوط دولتهای صفوی و گورکانی و سپس عثمانی، تمدن اسلامی مجدداً با ضعف و رکود همراه شد و دیگر نتوانست به شکوه پیشین خود بازگردد. این رخداد ناشی از چند عامل بود:
1- پیدایش دولتهای استعمارگر غربی و دستاندازی آنها به کشورهای اسلامی؛
2- بیلیاقتی حاکمان کشورهای اسلامی و مرعوب شدن آنها در برابر استعمار؛
3- تجزیهٔ قلمرو اسلامی به کشورهای کوچک و ایجاد نزاع و دشمنی بین آنها توسط استعمار.
رخداد انقلاب اسلامی ایران؛ تحرکی در تمدن اسلامی
خوشبختانه رخداد انقلاب اسلامی ایران در قرن اخیر، زمینههای مساعدی را برای شکوفایی استعدادهای نهفتهٔ جوانان مسلمان این مرز و بوم فراهم کرد. تمدن اسلامی به برکت این انقلاب در آستانهٔ خیزشی جدید است که مرزهای ایران را درنوردیده و به دیگر کشورهای اسلامی سرایت کرده است. این انقلاب در جهان با نام امام خمینی و کشور ایران ـ با اکثریت شیعی دوازده امامی ـ شناخته شده است و امید میرود که این تمدن جدید اسلامی به حکومت موعود حضرت مهدی متصل شود.
پرسشهای نمونه (صفحهٔ 137 کتاب درسی)
1- عوامل انتقال تمدن اسلامی به اروپا چه بود؟ آنها را نام برده و یکی را توضیح دهید.
2- عوامل داخلی و خارجی رکود تمدن اسلامی را ذکر کرده و یکی از آنها را توضیح دهید.
3- خیزش مجدد تمدن اسلامی در چه دورهای و به وسیلهٔ چه حکومتهایی انجام گرفت؟ بهطور کوتاه توضیح دهید.
4- چرا تمدن اسلامی، پس از خیزش مجدّد، گرفتار رکود مجدد شد؟
5- انقلاب اسلامی چه تأثیری در ارتباط با تمدن اسلامی داشته است؟